دانیال
معرف
یکى از پیامبران بزرگ و مهم بنى‌اسرائیل
متن
دانیال، یکى از پیامبران بزرگ و مهم بنى‌اسرائیل. دانیال واژه‌اى است عبرى مرکّب از «دان» و «ئیل» (خدا)، به معناى «خدا داورى یا تبرئه کرده‌است» یا «خدا داور من است» (>دانشنامه معیار کتاب مقدس<؛ د. جودائیکا ، ذیل "Daniel"). در عهد قدیم به چهار شخص با نام دانیال اشاره شده‌است: 1) یکى از پسران داوود که ظاهراً در جوانى از دنیا رفته‌است (← کتاب اول تواریخ ایام، :3 1)، 2) فردى از لاویان از خاندان ایتامار که از مُهرکنندگان عهد بود (کتاب عزرا، 8 :2؛ کتاب نحمیا، 10: 6)، 3) شخصى حکیم و بسیار درستکار که در کنار نوح و ایوب از او نام برده شده‌است (کتاب حزقیال‌نبى، 14:14،20)، 4) پیامبرى در زمان بُختُنَصَّر* و شخصیت اصلى و نویسندة کتاب دانیال در عهد قدیم (>دانشنامه معیار کتاب مقدس<؛ د.جودائیکا، همانجاها). در عهد جدید فقط یک بار در انجیل متى (15:24) به دانیال‌نبى اشاره شده‌است.براى اطلاع از شرح‌احوال دانیال‌نبى مهم‌ترین منبع همان کتاب دانیال است (دربارة این کتاب و انتساب آن به دانیال ← ادامة مقاله). در این کتاب، شرح‌احوال دانیال از جوانى او آغاز شده‌است، که پس از تصرف اورشلیم و اسارت بنى‌اسرائیل به دست بختنصّر به همراه سه تن دیگر براى خدمت در دربار وى به بابل برده مى‌شود (← کتاب دانیال‌نبى، باب 1). از کتاب دانیال (1: 3) برمى‌آید که او از تبار پادشاهان و بزرگان بنى‌اسرائیل بوده‌است؛ البته دربارة نسب او چیزى در کتاب دانیال نیامده‌است. فقط در کتاب اشعیاءنبى (39 :5ـ7)، که حادثة اسارت قوم یهود به دست بختنصّر پیش‌بینى شده، آمده‌است که برخى از پسران حِزقیا، پادشاه یهودا، به بابل و دربار بختنصّر براى خدمت برده خواهند شد. بنابراین، ممکن است دانیال پسر حزقیا یا از اخلاف او باشد. به هر روى، او به‌سبب شرافت خانوادگى و نیز صفات ممتاز دیگر براى خدمت در دربار بختنصّر انتخاب شد (← کتاب دانیال‌نبى، 1: 4).دانیال طى مدتى که در دربار تحت تعلیم بود، از خوردن و آشامیدن غذایى که بختنصّر براى او و همراهانش مقرر کرده بود پرهیز کرد و به همین سبب خداوند به او حکمت و علم تعبیر خواب عطا کرد (همان، 1: 8 ـ17؛ نیز ← هلى ، ص 341).دانیال به‌دنبال تعبیر خواب بختنصّر نزد وى عزیز گشت و به حکومت بابل گماشته شد (کتاب دانیال‌نبى، 2: 24ـ49). او همچنین در زمان حکومت بَلْشصَّر، از اخلاف بختنصّر، به‌عنوان حاکم سوم در قلمرو پادشاهى بابل برگزیده شد. اعطاى این مقام به او به سبب خواندن نوشته‌اى بود که دستى از غیب آن را بر روى دیوار قصر نوشت و حکیمان، جادوگران و منجمان از فهم آن عاجز بودند (← همان، باب 5).دانیال یکى از وزراى داریوش مادى نیز بود که به‌سبب حسد والیان و دیگر وزراى داریوش در چاه شیران افکنده شد. به سلامت بیرون آمدن اعجازگونه او از این چاه محبوبیت او را نزد پادشاه بیشتر کرد، چندان که داریوش خداى دانیال را ستود (← همان، باب 6).کتاب دانیال شامل دوازده باب است که آن را به دو بخش مى‌توان تقسیم کرد. شش باب نخست دربارة حوادث تاریخى زمان دانیال، از جمله آزمونهاى الهى دانیال و همراهان او و تعبیر خوابهاى بختنصّر است که همه به صیغة سوم شخص بیان شده‌است. شش باب دوم شامل چهار واقعه است که مضمونى آخرالزمانى دارد و به صیغه اول شخص و از زبان دانیال بیان شده‌است. شاید مهم‌ترین واقعه در این بخش مکاشفة دانیال دربارة روز بازپسین و حوادث آن ایام و پادشاهى مقدسان یا به تعبیر دقیق‌تر فرمانروایى «پسر انسان» باشد که سلطنتش زوال‌ناپذیر خواهد بود؛ دانیال مأمور شد تا این مکاشفه را در کتابى تا روز بازپسین ممهور و مکتوم نگاه دارد (← د.جودائیکا، ج 5، ستون 1277ـ1281؛ هلى، ص 345ـ353).ربانیون دورة تلمودى و آباى کلیساى مسیحى در انتساب این کتاب به دانیال تردید نکرده‌اند، اما تحقیقات جدید نشان مى‌دهد که انتساب آن به دانیال قطعى نیست و زمان تألیف آن را حدود چهارصد سال پس از دانیال در دورة مَکّابیان دانسته‌اند. از جمله موجبات این تردیدها ناهماهنگى حوادث تاریخى ذکر شده در آن با دیگر منابع است. همچنین بخشهایى از متن به زبان آرامى و سایر قسمتها به زبان عبرى نوشته شده‌است. در این تحقیقات گاه نه از کتابى یکپارچه بلکه از دو نوشته متعلق به دو دورة مختلف سخن گفته‌اند که کاتبى آنها را به هم آمیخته‌است (← هلى، ص340ـ341؛ کتاب مقدس. عهد عتیق. اسفار مجعوله، ص 637ـ639؛ >دانشنامة معیار کتاب مقدس<، ج 1، ص 861 ـ 865؛ د. جودائیکا، ج 5، ستون 1281ـ1288).در قرآن کریم نامى از دانیال برده نشده، اما در برخى تفاسیر در ضمن بیان حکایت خرابى بیت‌المقدس به دست بختنصّر به دانیال و برخى حوادث زندگى او اشاره شده‌است (براى نمونه ← قمى، ذیل بقره: 259؛ طبرى، جامع، ذیل اسراء: 7؛ ثعلبى، الکشف و البیان، ذیل اسراء: 4ـ8). بنابر قولى از ابن‌عباس، مراد از «اصحاب‌الاُخدود» در سوره بروج عده‌اى از بنى‌اسرائیل است که دانیال و همراهان او را در آتش افکندند (← طبرى، جامع؛ ثعلبى، الکشف و البیان، ذیل بروج: 4؛ نیز ← ابن‌بابویه، ج 1، ص 226). طباطبائى (ذیل کهف: 83 ـ102) نیز در بحث از هویت ذوالقرنین* به یکى از رؤیاهاى دانیال (← کتاب دانیال‌نبى، 8 :1ـ9) اشاره کرده و تعبیر آن (همان، 8 :20) را شاهدى در تأیید قولى دانسته‌است که ذوالقرنین را همان کورش هخامنشى مى‌داند.در منابع اسلامى، دانیال در شمار پیامبران بنى‌اسرائیل نام برده شده‌است (براى نمونه ← مسعودى، ج 1، ص120؛ ماوردى، ص 88) و او را از نسل حزقیال/ حزقیل* دانسته‌اند (← ابن‌حبیب، ص390؛ ابن‌کثیر، ج 2، ص 38؛ ابن‌خلدون، ج 2، ص 136)، که ممکن است تصحیف حزقیا باشد. همچنین دانیال را از فرزندان یوفیهم یا یویقیم از پادشاهان بنى‌اسرائیل برشمرده‌اند (← یعقوبى، ج 1، ص 65؛ مسعودى، ج 1، ص 117)، که ممکن است تصحیف یهویاقیم، پادشاه یهودا در زمان اسارت بنى‌اسرائیل، باشد.در تواریخ اسلامى، به‌جز دانیال‌نبى، از دانیال دیگرى سخن رفتهاست که از او با تعبیر «دانیال اکبر» در مقابل «دانیال اصغر» (دانیال‌نبى) یاد مى‌شود. به گزارش این منابع، دانیال اکبر یا دانیال بزرگ حکیمى از بنى‌اسرائیل بود که ویرانى بیت‌المقدس را به دست بختنصّر به خواب دید و گفته‌اند که دانیال‌نبى از اعقاب او بوده‌است (براى نمونه ← مقدسى، ج 1، ص480؛ بوشنجى، ص 351؛ ابن‌کثیر، همانجا). احتمالاً او همان دانیالى است که در کنار نوح و ایوب در کتاب حزقیال‌نبى (:14 14، 20) از او یاد شده‌است (دربارة این موضوع و نیز آشفتگى گزارشهاى منابع اسلامى راجع به این دو دانیال ← د.اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه).بیشتر حکایات و اطلاعاتى که غالب مورخان اسلامى (براى نمونه ← طبرى، تاریخ، سلسلة 1، ص 665، 667ـ668؛ ابن‌اثیر، ج 1، ص 265ـ268؛ ابن‌کثیر، ج 2، ص 38، 325) و نیز کتابهاى قصص‌الانبیاء (براى نمونه ← ثعلبى، قصص‌الانبیاء، ص 302ـ305؛ قطب راوندى، 1409ب، ص 225ـ228؛ بوشنجى، ص 351ـ357) دربارة زندگى دانیال در اختیار ما قرار مى‌دهند به دورة اسارت او در دربار بختنصّر، که حدود نود سال به طول انجامید، و حوادث آن دوره، به‌ویژه تعبیر خواب بختنصّر، مربوط مى‌شود. بخش عمده‌اى از داستانهاى مربوط به دانیال در این منابع برگرفته از کتاب دانیال است که البته در روایت پاره‌اى از حکایات با کتاب دانیال اختلاف دارد. بخشى از این حکایات از وَهْب‌بن مُنَبّه، از یهودیان مسلمان‌شده در صدر اسلام نقل شده‌است. مجلسى (ج 14، ص 367ـ370) ضمن نقل حکایات وهب دربارة دانیال آنها را معتبر ندانسته‌است.در برخى منابع حدیثى نیز مواردى از وقایع زندگى دانیال آمده‌است (براى نمونه ← ابن‌بابویه، ج 1، ص 157ـ158، 226؛ طوسى، ص300). همچنین دربارة مضامین وحى شده به دانیال، پیام خدا به دانیال به‌واسطه داوود علیه‌السلام، شیوة خاص او در اقرار گرفتن از شهود در امر قضا و تعبیر خواب او روایاتى ذکر شده‌است (← کلینى، ج 1، ص 35، ج 2، ص 435ـ436، ج 7، ص 426ـ427؛ مجلسى، ج 14، ص371).به نقل برخى منابع تاریخى، هنگام فتح شوش به دست اعراب مسلمان ابوموسى اشعرى جسد دانیال را در خانه‌اى یافت و به دستور عمر بر آن نماز گزارد و سپس پیکر او را به خاک سپرد. گویا مردم شوش براى رفع خشکسالى و قحطى به این جسد توسل مى‌جستند (براى نمونه ← ابن‌قتیبه، ص 49؛ بلاذرى، ص 367ـ368؛ ابن‌اعثم کوفى، ج 2، ص 273ـ274؛ ذهبى، ج 3، ص 492). بنابر حدیثى نبوى، دانیال از خدا خواسته بود تا امت محمد صلى‌اللّه‌علیه‌و آله‌وسلم او را به خاک بسپارند (ابن‌کثیر، ج 2، ص 41؛ نیز براى اطلاعات تفصیلى دربارة مقبرة دانیال در شوش ← ادامة مقاله).در منابع اسلامى به کتاب دانیال اشاره شده‌است (← ابن‌ندیم، ص 25) و آن را سرشار از بشارت به ظهور پیامبر اسلام دانسته (فخررازى، ج 12، ص 47) و بخشهاى مرتبط با این موضوع را نقل کرده‌اند (قطب راوندى، 1409الف، ج 1، ص 75، 78ـ79؛ فخررازى، ج 3، ص 38ـ39). گفتنى است بنابر نقل منابع هنگام یافتن جسد دانیال در شوش، کتابى را نیز همراه او پیدا کردند (براى نمونه ← ذهبى؛ ابن‌کثیر، همانجاها).چند تألیف دربارة ملاحم با عنوان کتاب ملحمة دانیال، باقى مانده‌است که موضوع آنها پیشگویى آینده و آخرالزمان براساس پدیده‌هاى نجومى و آسمانى است (← کولبرگ، ص 142ـ 143؛ نیز ← آقابزرگ طهرانى، ج 22، ص 201ـ202). از کسانى که مطالبى با چنین مضامینى را به نقل از کتاب دانیال در آثارشان آورده‌اند، ابوالحسین احمدبن جعفر مشهور به ابن‌مُنادى (متوفى 336) است (← ص 59ـ111). او در دو بخش از الملاحم خود ابتدا اعتبار کتاب دانیال را بررسى کرده و سپس دربارة نشانه‌هاى آخرالزمان و حوادث آن سخن گفته‌است (دربارة او و کتابش ← صادقى، ص 15ـ16). قطب راوندى در قصص‌الانبیاء (ص 233ـ 237) احکام نجومى روزهایى از ماه محرّم و گرفتِ خورشید و ماه را به نقل از کتاب دانیال آورده‌است. مجلسى (ج 55، ص 330ـ334) ضمن اینکه عین این مطالب را از قطب راوندى نقل کرده، در مقدمة بحارالانوار (ج 1، ص 22) کتاب ملحمه منسوب به دانیال را در زمرة منابعش برشمرده‌است. همچنین حبیش تفلیسى، عالم قرن ششم، کتابى با نام ملحمه دانیال دارد که گویا همین کتاب در 1346ش با انتساب نادرست به علامه مجلسى با عنوان ملهمه در تهران به چاپ رسیده‌است (← صادقى، ص 17؛ نیز ← حبیش تفلیسى*). این کتاب به زبان فارسى و اطلاعات آن براساس ماههاى سریانى است. مؤلف در مقدمة کتاب (ص 3) نوشته‌است که حکیمانى چون هرمز، بوذرجمهر و جاماسب از کتاب دانیال استفاده کرده‌اند. او همچنین اظهار کرده که امام صادق علیه‌السلام نسخة مختصرى از این کتاب تدوین کرده‌است (نیز براى کتابهاى ملحمه ← آقابزرگ طهرانى، همانجا).ابن‌طاووس تألیفى با عنوان «کتاب دانیال المختصر من کتاب الملاحم» که احتمالاً تحریف‌شده عنوان «الکتاب المختصر من کتاب‌الملاحم لدانیال» است ــ در اختیار داشته و از آن مطلبى را نقل کرده‌است حاکى از گرویدن دنیاطلبانه برخى اشخاص به پیامبر اسلام (ص 114). گفته مى‌شود این تألیفْ تحریرى شیعى از کتاب دانیال است و با دیگر نسخه‌هاى خطى به‌جا مانده از ملحمه دانیال تفاوت دارد (در این باره و نیز براى بحثى دربارة تألیفات ملاحم منسوب به دانیال ← کولبرگ، همانجا).در کتابهاى مرتبط با تعبیر خواب و رؤیا از جمله در کامل‌التعبیر حبیش تفلیسى سخنان دانیال نقل شده‌است (← حبیش تفلیسى*؛ نیز ← حاجى‌خلیفه، ج 2، ستون 1379ـ 1380، 1405). همچنین فال‌نامه‌اى به عنوان قرعة‌الانبیاء و نیز کتابى در علم رمل به دانیال نسبت داده شده‌است و گفته‌اند این علم از معجزات اوست (← ابن‌ندیم، ص 376؛ حاجى‌خلیفه، ج 1، ستون 912؛ آقابزرگ طهرانى، ج 13، ص 41، ج 17، ص 77).منابع : علاوه بر کتاب مقدس؛ آقابزرگ طهرانى؛ ابن‌اثیر؛ ابن‌اعثم کوفى، کتاب الفتوح، چاپ على شیرى، بیروت 1411/1991؛ ابن‌بابویه، کمال‌الدین و تمام‌النعمة، چاپ على‌اکبر غفارى، قم 1363ش؛ ابن‌حبیب، کتاب المُحَبَّر، چاپ ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد، دکن 1361/ 1942، چاپ افست بیروت ]بى‌تا.[؛ ابن‌خلدون؛ ابن‌طاووس، کشف‌المَحَجَّة لثمرة المُهْجَة، چاپ محمد حسون، قم 1375ش؛ ابن‌قتیبه، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره 1969؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، بیروت 1411/ 1990؛ ابن‌مُنادى، الملاحم، چاپ عبدالکریم عُقیلى، ]بیروت [1418/ 1998؛ ابن‌ندیم (تهران)؛ بلاذرى (بیروت)؛ ابوالحسن‌بن هیصم بوشنجى، قصص‌الانبیا، ترجمه محمدبن اسعدبن عبداللّه حنفى تسترى، چاپ عباس محمدزاده، مشهد 1384ش؛ احمدبن محمد ثعلبى، قصص‌الانبیاء، المسمى عرائس‌المجالس، بیروت: المکتبة الثقافیة، ]بى‌تا.[؛ همو، الکشف و البیان، المعروف تفسیر الثعلبى، چاپ على عاشور، بیروت 1422/2002؛ حاجى‌خلیفه؛ ذهبى؛ هادى صادقى، «کتاب دانیال»، کتاب ماه دین، سال 9، ش 1ـ 2 (آبان و آذر 1384)؛ طباطبائى؛ طبرى، تاریخ (لیدن)؛ همو، جامع؛ محمدبن حسن طوسى، الامالى، قم 1414؛ محمدبن عمر فخررازى، التفسیر الکبیر، قاهره ]بى‌تا.[، چاپ افست تهران ]بى‌تا.[؛ سعیدبن هبة‌اللّه قطب راوندى، الخرائج و الجرائح، قم 1409الف؛ همو، قصص‌الانبیاء، چاپ غلامرضا عرفانیان‌یزدى، بیروت 1409ب؛ على‌بن ابراهیم قمى، تفسیر القمى، چاپ طیب موسوى جزائرى، قم 1404؛ کتاب مستطاب (ملهمه) ]منسوب به[ محمدباقربن محمدتقى مجلسى، تهران : اسلامیه، 1346ش؛ کتاب مقدس. عهد عتیق. اسفار مجعوله، کتابهایى از عهد عتیق: کتابهاى قانونى ثانى، براساس کتاب مقدس اورشلیم، ترجمه پیروز سیار، تهران 1380ش؛ کلینى؛ على‌بن محمد ماوردى، اعلام‌النبوة، چاپ محمد معتصم‌باللّه بغدادى، بیروت 1407/1987؛ مجلسى؛ مسعودى، مروج (پاریس)؛ مطهربن طاهر مقدسى، آفرینش و تاریخ، مقدمه، ترجمه و تعلیقات از محمدرضا شفیعى‌کدکنى، تهران 1374ش؛ هنرى هلى، راهنماى کتاب مقدس، ترجمة جسیکا باباخانیان، سابرینا بدلیان، و ادوارد عیسى‌بیک، هلند 2000؛ یعقوبى، تاریخ؛Encyclopaedia Judaica, Jerusalem 1978-1982, s.vv. "Daniel", "Daniel, book of" (by Harold Louis Ginsberg); EI2, s.v. "Dāniyāl" (by G. Vajda); The International standard Bible encyclopedia, ed. Geoffrey W. Bromiley, Michigan: William B. Eerdmans, 1979-1988, s.v. "Daniel" (by R. D. Wilson and R. K. Harrison), "Daniel, book of" (by R. K. Harrison); Etan Kohlberg, A medieval Muslim scholar at work: Ibn Tāwūs and his library, Leiden 1992.بقعة دانیال. این بقعه در شهر شوش، بر کرانة رود شاوور قرار دارد و از مهم‌ترین زیارتگاههاى خوزستان است. در منابع جغرافیایى، به قبر دانیال نبى در بستر رود کرخه یا شاوور اشاره شده (براى نمونه ← ابن‌حوقل، ص 255؛ اصطخرى، ص 91؛ مقدسى، ص 407؛ حدودالعالم، ص 139؛ نیز ← اقتدارى، ج 1، بخش 1، ص 98)، اما نشانه یا کتیبه‌اى که این موضوع را اثبات کند، به‌دست نیامده‌است.به‌نظر برخى باستان‌شناسان، بناى اولیة بقعه متعلق به قرن نهم است (← راست، ص 128) هرچند بنیامین تطیلى (قرن ششم؛ ص 322) از وجود کنیسه‌اى بر آن خبر داده‌است. زیارتگاه دانیال نبى از آن‌رو که در منطقه باستانى شوش بوده، توجه باستان‌شناسان و سیاحان بسیارى را جلب کرده‌است، از جمله اورل استاین (ص 141) که این زیارتگاه را کهن دانسته ولى دلیلى بر یهودى‌بودن آن نیافته‌است. ویلیام اوزلى نیز در 1231/ 1816 از این بنا دیدن کرده و از گنبد آن به عنوان میل مقدّس یاد کرده‌است (← اقتدارى، ج 1، بخش 1، ص 97). راولینسون هم در قرن سیزدهم/ نوزدهم این بنا را دیده و آن را جدید دانسته و از استفاده مصالح خرابه‌هاى شوش، از جمله سنگهاى مرمر، که بقعه با آنها سنگفرش شده‌بود، گزارش داده‌است (← ص 83). ظاهراً بعضى دیگر از اشیاى به‌دست آمده از منطقة شوش به این زیارتگاه منتقل شده‌اند، از جمله آتشدانى از دورة سلوکى (اقتدارى، ج 1، بخش 1، ص 99)، که مورگان* آن را کشف کرد (باستانى پاریزى، ص 135).دیولافوا (ص 640ـ641) گزارش مفصّل‌تر و تصاویرى از این بقعه به‌دست داده‌است. او بناى بقعه را بسیار ساده، از خشت و گل، با گنبد مخروطى‌شکل، اتاقهایى در دو طرف آن براى استراحت نگهبانان آنجا و چوپانان، و پرده‌هاى حصیرى براى محافظت در مقابل آفتاب وصف کرده و سادگى این بنا را با جمعیت زائران آن متناسب ندانسته‌است.بناى فعلى بقعه پس از وقوع سیل و تخریب بناى قدیمى، در 1287 (اقتدارى، ج 1، بخش 1، ص 97) زیرنظر ملاحسین معمار و شیخ جعفر شوشترى* ساخته شده‌است (نجم‌الدوله، ص 120؛ نوبان و ایمانى‌نامور، ص 218). این ساختمان داراى دو صحن است. ورودى بنا با سردر کاشى‌کارى شده، در جانب شرقِ صحن کوچک‌تر قرار دارد. صحن دوم در پشت این صحن است و در سه جانب شمالى، جنوبى و شرقى، ایوانهایى دارد. دو ایوان شمالى و جنوبى کاربرى نمازخانه دارند.اتاقهاى اطراف صحن درگذشته جهت اقامت زوار مورد استفاده بوده‌است. در دو طرف ایوان شرقى، که محل ورود به بقعه است، دو مناره با تاریخ 1330 قرار دارد که اثر استاد جواد، فرزند معمار این آرامگاه است. مناره‌ها و سردر تزیینات کاشى‌کارى دارند. در همین ایوان، کفش‌کن قرار گرفته‌است. در اطراف کفش‌کن، کتیبه‌اى با تاریخ 1342 و زیارتنامه‌اى حک شده بر سنگ با تاریخ 1347، دیده مى‌شود (اقتدارى، ج 1، بخش 1، ص 98ـ 99؛ نوبان و ایمانى‌نامور، ص 217ـ 218).اتاق اصلى بقعه که ضریح در آن قرار دارد، مربعى به ضلع هفت متر با سقف آیینه‌کارى است (اقتدارى، همانجا). پیهاى این اتاق، قطور و به‌شیوة معمارى منطقة خوزستان است. دیوارها تزیینات گچ‌برى دارند و در وسط اتاق، ضریحى از جنس برنج قرار گرفته که در بخش فوقانى چهار طرف آن، اشعارى نَقْر شده‌است (نوبان و ایمانى‌نامور، ص 217). در زیرزمین، سردابى به ابعاد 7×3 متر با سقف ضربى و گچ‌اندود واقع است و مقبره‌اى پوشیده با سنگهاى زردرنگ در وسط آن دیده مى‌شود. این سرداب از جانب جنوبى از طریق یک راهرو، به کنار رودخانة شاوور راه دارد (اقتدارى، ج 1، بخش 1، ص 97ـ98).گنبد اتاق بقعه بر روى ساقة هشت گوشى است که نورگیرهایى بر روى آن دیده مى‌شود (همان، ج 1، بخش 1، ص 99). گنبد از نوع اُرچین یا دندانه‌دار، شبیه کله‌قند، و شامل چندطبقه است که به شکل مقرنس به نظر مى‌آید و در رأس آن، چهار گلوله فلزى (توغ) دیده مى‌شود (همانجا؛ نوبان و ایمانى‌نامور، ص 218). ساخت این نوع گنبد در عراق و جنوب ایران متداول است. نمونه‌هاى مشابه این گنبد در ایران، گنبد بقعة على گُتْوَند، شاخُراسون (شاه خراسان) و محمدبن زید در شوشتر (← اقتدارى، ج 1، بخش 1، تصاویر595ـ597)، و در عراق، مقبرة ستّه زُبَیده در بغداد و امام دُر در سامراست. برخى ساخت این‌گونه گنبدها را برگرفته از شیوة بناى زیگوراتها دانسته‌اند (← گدار ، ص 183ـ184؛ فیلون ، ص 247ـ251).منابع : ابن‌حوقل؛ اصطخرى، ترجمة فارسى؛ احمد اقتدارى، دیار شهریاران، ]تهران [1353ـ1354ش؛ محمدابراهیم باستانى پاریزى، «ابنیه دختر ـ قلعه دختر کرمان»، مجلة باستان‌شناسى، ش 1 و 2 (بهار و تابستان 1338)؛ بنیامین‌بن یونه تطیلى، رحلة بنیامین‌التطیلى، ترجمها عن‌النص‌العبرى و علق على حواشیها و کتب ملاحقها عزرا حداد، چاپ عبدالرحمان عبداللّه شیخ، ابوظبى 2002؛ حدودالعالم؛ ژان راشل ماگر دیولافوا، سفرنامه مادام دیولافوا: ایران و کلده، ترجمه و نگارش علیمحمد فره‌وشى، تهران 1361ش؛ نیکلا راست، «قبر یعقوب‌بن لیث: تعیین محل وفات و دفن مؤسس سلسله صفاریان»، یادگار، سال 5، ش 4 و 5 (آذر ـ دى 1327)؛ هنرى کرزیک راولینسون، سفرنامه راولینسون: گذر از زهاب به خوزستان، ترجمة سکندر امان‌اللهى بهاروند، تهران 1362ش؛ آندره گدار، طاقهاى ایرانى، ترجمة کرامت‌اللّه افسر، تهران 1369ش؛ مقدسى؛ عبدالغفاربن على‌محمد نجم‌الدوله، سفرنامه خوزستان، چاپ محمد دبیرسیاقى، تهران 1341ش؛ مهرالزمان نوبان و سیروس ایمانى‌نامور، «نظرى اجمالى به شوش و علل توسعه و گسترش آن در قرن حاضر»، میراث فرهنگى، ش 12 (تابستان و پاییز 1373)؛Helen Philon, "Iraq", in Architecture of the Islamic world, ed. George Michell, London: Thames and Hudson, 1984; Aurel Stein, Old routes of western Īrān, New York [1969].
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

فیروزه صادق زاده دربان

اکرم ارجح

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 17
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده