دانشگاه اسلامی علیگره
معرف
از مهم‌ترین و قدیم‌ترین دانشگاههاى اسلامى شبه‌قارة هند در شهر علیگره، که تأسیس آن حاصل نهایى نهضت علیگره و تلاشهاى سرسیداحمدخان* در این نهضت به‌شمار مى‌رود
متن
دانشگاه اسلامى علیگره، از مهم‌ترین و قدیم‌ترین دانشگاههاى اسلامى شبه‌قارة هند در شهر علیگره، که تأسیس آن حاصل نهایى نهضت علیگره و تلاشهاى سرسیداحمدخان* در این نهضت به‌شمار مى‌رود. احمدخان که شاهد رفتار خشن دولت انگلستان با مردم مسلمان دهلى پس از قیام سراسرى 1274/1857 بود، براى جبران عقب‌ماندگى جامعة مسلمانان هند و رشد و آشنایى آنان با علوم جدید و زبان انگلیسى، نهضت آموزشى علیگره را پایه‌گذارى کرد (نظامى ، ص 1؛ نقوى، ص 19؛ دانشگاه اسلامى علیگره، 2008). این نهضت در سدة سیزدهم/نوزدهم با برپایى مراکز آموزشى جدید براساس الگوهاى غربى، شکل گرفت. در 1276/ 1859، هم‌زمان با ایجاد مدرسه‌اى در مرادآباد، احمدخان جزوه‌اى به دو زبان انگلیسى و اردو دربارة اهمیت آموزش و نقد شیوة آموزش در هند نوشت و پیشنهاد کرد تا با آموزش انگلیسى به هندیان، مردم هند با علوم جدید آشنا شوند. او با انتشار اعلامیه‌اى در 1280/1864، «انجمن علمى» را با هدف ایجاد یک مرکز علمى در میان مسلمانان و ترجمة آثار و کتابهاى انگلیسى به اردو تأسیس کرد (نظامى، ص 7ـ10؛ شان‌محمد، 2002، ص11). او هفته‌نامه‌اى باعنوان > مجلة انجمن هند< و پس از مدتى، مجلة تهذیب‌الاخلاق، را منتشر و با این دو نشریة افکار خود را دربارة نهضت علیگره ترویج کرد و خواهان برابرى مسلمانان با دیگر مردم هند در برخوردارى از امکانات و فرصتهاى آموزشى شد. تهذیب‌الاخلاق گرایش تازه‌اى براى آموختن علوم جدید در میان مسلمانان ایجاد کرد. او سپس با ارسال نامه‌اى به نایب‌السلطنه هند، خواهان ایجاد دانشگاه بومى مجزایى براى آموزش به زبانهاى هندى در ایالات شمال‌غربى هند شد و بدین‌ترتیب، آرمانهاى نهضت علیگره در کالج اسلامى انگلو ـ اورینتال متبلور شد (← نظامى، ص10، 12؛ نقوى، ص 26، 37؛ على‌احمد ، ص 20؛ دانشگاه اسلامى علیگره، 2008).تأسیس این کالج از عمده‌ترین وقایع تاریخ آموزشى هندوستان جدید و نخستین پاسخ مهم مسلمانان هند به معضِلات بعد از قیام 1274 به‌شمار مى‌رود (نظامى، ص 1؛ شان‌محمد،2002، ص 69؛ فهرست میکروفیلم نسخه‌هاى خطى فارسى و عربى، ج 1، مقدمة خواجه‌پیرى، ص دـ ه).فکر تأسیس دانشگاه نخستین‌بار هنگام بازدید احمدخان از انگلستان در 1286/ 1869 و دیدار از دانشگاههاى آکسفورد و کیمبریج شکل گرفت. او با کمک پسرش، سیدمحمود که در کیمبریج تحصیل مى‌کرد، از جزئیات برنامه‌هاى آموزشى این دانشگاه براى تأسیس دانشگاه موردنظر خود بهره گرفت (نظامى، ص 12؛ نقوى، ص 25؛ للیولد ، ص 102ـ106).سرسیداحمدخان مجوز تأسیس کالج اسلامى انگلو ـ اورینتال را در 1292/ 1875 اخذ کرد و لرد لیتون آن را در 22 ذیحجه 1293/8 ژانویه 1877 بنیان نهاد. کالج اسلامى انگلو ـ اورینتال در ابتدا پانزده گروه علمى داشت، شامل گروههاى زبان و ادبیات انگلیسى، تاریخ و علم سیاست، اقتصاد، فلسفه و روان‌شناسى، فیزیک، شیمى، ریاضیات و ستاره‌شناسى، جغرافیا، الهیات اهل سنّت، الهیات شیعى، مطالعات اسلامى، زبان و ادبیات عرب، زبان و ادبیات فارسى، زبان و ادبیات اردو، و حقوق. بودجة نخستین آن را نمایندة انگلستان و رجال مسلمان و هندو اهدا کردند. این کالج در ابتدا به دانشگاه کلکته وابسته بود و در 1302/1885 به دانشگاه اللّه‌آباد ملحق شد (← نظامى، ص 13ـ23؛ دانشگاه اسلامى علیگره، 2008). طرح اولیة ساختمانهاى کالج از سیداحمدخان و شامل کلاسها، خوابگاه، کتابخانه و مسجد بود (للیولد، ص 156ـ158؛ نیز ← نقوى، ص 271ـ303). هیئت مدیره 25 نفرة کالج بیشتر زمین‌داران محلى و مهم‌ترین آنها برخى از دستیاران سرسیداحمدخان چون مولوى سمیع‌اللّه، چراغ‌على*، سیدمحمود، راجا جى‌کشن داس، و مولوى سید زین‌العابدین بودند (← نقوى، ص 69ـ84 ؛ للیولد، ص 199ـ201). مدرّسان این کالج در 1327/1909 هشت تن اروپایى بودند که مدتها یکى از آنها زبان عربى درس مى‌داد (للیولد، ص 192ـ198؛ د.اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه). با آنکه این کالج براى ارتقاى جامعة مسلمانان ایجاد شد، محدود به دروس اسلامى یا دانشجویان مسلمان نبود و ورود پیروان آرا و عقاید و گروههاى اجتماعى و نژادى گوناگون به آن آزاد بود. زبان آموزشى در آن، به‌جز در علوم دینى، انگلیسى بود (نظامى، ص 20ـ21؛ د. اسلام، همانجا).پس از تأسیس کالج، نشریه > مجلة انستیتو علیگره< با مدیریت احمدخان و سردبیرى مولانا شبلى نعمانى*، به‌صورت هفتگى به دو زبان اردو و انگلیسى منتشر شد، اما انتشار آن در دورة حیات احمدخان متوقف شد (نظامى، ص 242؛ ثریا حسین، ص 231؛ للیولد، ص 104).در 1316/1898، احمدخان درگذشت و رهبران مسلمان تلاش وى را براى تبدیل کالج به دانشگاه در سالهاى 1316/ 1898 تا 1339/1920 ادامه دادند. کمیتة دانشگاه علیگره در 1329/ 1911 به ریاست سِرمحمدعلى محمدخان، مهاراجاى محمودآباد و با عضویت سیدعلى بلگرامى، صاحب‌زاده آفتاب‌خان و زین‌الدین احمد تشکیل شد و سرانجام در 27 ربیع‌الاول 1339/ 9 دسامبر 1920، در مجلس قانون‌گذارى، قانون ارتقاى کالج به دانشگاه به تصویب رسید و در 6 ربیع‌الآخر/17 دسامبر همان سال، دانشگاه افتتاح شد. در آغاز، برنامه‌هاى درسى این دانشگاه شامل حقوق، سیاست، فلسفه، فیزیک، شیمى، ریاضیات، جغرافیا، معارف شیعه، معارف اهل سنّت، زبان عربى و علوم اسلامى، زبان و ادب فارسى، زبان و ادب اردو، زبان سنسکریت، زبانهاى باستانى مانند عبرى، و زبانهاى اروپایى مانند انگلیسى، آلمانى و فرانسوى بود (← نظامى، ص 81 ـ87 ، 104ـ110؛ نقوى، ص 206ـ207).نمایندة حکومت انگلیس در 1339/1920 سلطان جهان بیگم، ملکة بوپال (بهوپال*) را به ریاست دانشگاه و مهاراجاى محمودآباد سرمحمدعلى‌خان را به معاونت دانشگاه انتخاب کرد. آقاخان سوم نیز از 1304 تا 1317ش/ 1925ـ 1938 قائم مقام این دانشگاه بود. پس از این دوره، مشهورترین رؤساى این دانشگاه صاحب‌زاده آفتاب‌خان، ذاکر حسین (رئیس‌جمهور هند در سالهاى 1346ش/1967 تا 1348ش/ 1969)، محمد ایوب‌خان نواب على یاور جنگ (رئیس‌جمهور پاکستان در سالهاى 1337ش/1958 تا 1348ش/1969) و محمودحامد انصارى بودند (← نظامى، ص 81 ـ82 ، 138ـ 144، 325؛ نقوى، ص 206ـ207، 209، 221، 225ـ226، 235ـ 236، 304).بودجة دانشگاه در آغاز با کمک نمایندة دولت انگلیس و کمکهاى مالى افراد صاحب‌نام تأمین مى‌شد. از جمله این افراد آقاخان محلاتى، نِظام حیدرآباد، نَوّاب رامپور، راجاى محمودآباد، راجاى جهانگیرآباد و سلطان‌جهان‌بیگم بودند (← حریرچیان، ص 77، 87ـ93؛ نظامى، ص 28، 51ـ 54؛ د.اسلام، همانجا).دانشگاه علیگره ابتدا داراى یک مدرسه و یک کالج بود. مدرسه با هشت کلاس مقدماتى و کالج با چهار کلاس (شامل دو سال دورة پایانى دبیرستان و دو سال دورة کالج) دایر شدند (نظامى، ص 79ـ80 ؛ آقاخان ، ج 1، ص 104ـ105؛ د.اسلام، همانجا). آقاخان محلاتى هر سال مبلغى براى هزینة ادامة تحصیل فارغ‌التحصیلان این دانشگاه در کشورهاى اروپایى مى‌پرداخت (← آقاخان، ج 1، ص 102ـ104؛ حریرچیان، ص 92). از فارغ‌التحصیلان مشهور این دانشگاه، محمدعمر فاروق در شیمى، غلام سرور در زبان و ادب فارسى، عشرت حسن در فلسفه، و معین‌الحق در تاریخ بوده‌اند (← نظامى، ص 336ـ337).دانشگاه علیگره که بعدها به شهرک دانشگاهى بدل شد، در استان اوتارپرادش کنار خط‌آهن دهلى به اللّه‌آباد واقع است (للیولد، ص 152،155). در این دانشگاه به یاد شخصیتهاى که در برپایى دانشگاه سهم داشته‌اند، بناهایى ساخته شده‌است. مهم‌ترین آنها مقبره و خانة سیداحمدخان است که هم‌اکنون موزه شده‌است. کالج مهندسى به نام ذاکر حسین، خانه سلطان‌جهان‌بیگم ملکه بوپال، سالن علامه اقبال و موزه دانشگاه به نام نظام حیدرآباد از دیگر بناهاى مشهور در دانشگاه است (للیولد، ص 156ـ158؛ نیز ← نقوى، ص 271ـ301). یکى از مهم‌ترین بخشهاى این دانشگاه کتابخانه‌اى عظیم با گنجینه‌اى کم‌نظیر است که سیداحمدخان در 1293/1877 براى حفظ آثار نفیس اسلامى آن را تأسیس و کتابخانة شخصى خود را به آن هدیه کرد. همچنین، آقاخان در 1331/1913 نسخه‌هاى خطى و کتابهایى نفیس و صاحب‌زاده آفتاب احمدخان، رئیس وقت دانشگاه، کتابخانة شخصى خود را به این کتابخانه هدیه کردند. صاحب‌زاده بودجه‌اى نیز براى خرید کتاب تعیین نمود. در 1327ش/1948، در دورة ریاست ذاکر حسین، کتابخانه تجدید بنا شد. سنگ بناى ساختمان جدید را جواهر لعل نهرو در 1334ش/1955 نهاد و به پاس خدمات مولانا ابوالکلام آزاد به نام وى خوانده شد. تا 1380ش/ 2001 این کتابخانه داراى 703،884 جلد کتاب است و مجموعه نسخه‌هاى خطى آن تا 1375ش/ 1996، 560،14 نسخه به زبانهاى فارسى، اردو، عربى و سنسکریت بود. علاوه بر آن، مجموعه‌اى نفیس از تابلوهاى خوشنویسى، نقاشى، مینیاتور و سکه‌ها در آن نگهدارى مى‌شود (حریرچیان، ص 98؛ نقوى، ص 255؛ فهرست میکروفیلم نسخه‌هاى خطى فارسى و عربى، ج 1، همان مقدمه، ص ه‌ـ ز).در دانشگاه علیگره، نشریاتى با موضوعات گوناگون به چاپ رسیده‌اند، اما انتشار بسیارى از آنها استمرار نیافته‌است. > نشریة انجمن شیمى‌دانان دانشگاه اسلامى< ،> نشریة انستیتو تحقیقات تاریخى علیگره< و > نشریة دانشگاه اسلامى< از مهم‌ترین آنها بودند (← نظامى، ص 223، 243).به‌رغم اینکه سرسیداحمدخان مسلمانان را از ورود به فعالیتهاى سیاسى برحذر مى‌داشت و معتقد بود که ارتقاى علمى، به تنهایى مى‌تواند جایگاه شایسته‌اى به مسلمانان ببخشد، اما دانشجویان این دانشگاه به‌تدریج وارد فعالیتها و موضع‌گیریهاى سیاسى در مخالفت با استعمار بریتانیا شدند (← شان‌محمد، 1999، ص 46ـ50، 64ـ65) و با پیوستن به اندیشة اتحاد اسلامى، تحت هدایت رهبران مسلمانان هند، به دفاع از حکومتهاى اسلامى همچون عثمانى در برابر انگلیسیها پرداختند. آنها همچنین از جنبش خلافت* حمایت کردند و پس از اعلام انعقاد پیمان سِوْر* در 1339/ 1920 و تجزیة عثمانى، به مقابله با استعمار انگلستان پرداختند. از سوى دیگر، جنبش عدم همکارى مهاتما گاندى،از دانشجویان علیگره دعوت به همکارى کرد و گاندى به‌همراه برخى از رهبران مسلمانان هند، همچون مولانا شوکت‌على جوهر*، مولانا محمدعلى جوهر* و مولانا حسرت موهانى* در 26 محرّم 1339/10 اکتبر 1920 به علیگره رفت و با استقبال وسیع دانشجویان مواجه شد. او در روز 28 محرّم /12 اکتبر براى دانشجویان سخنرانى کرد و روز بعد، گردهمایى بزرگى در دانشگاه برپا شد که در آن، دانشجویان و رهبران مسلمان ضمن محکوم‌کردن نحوة برخورد بریتانیا با عثمانى در عهدنامه سور، جنبش خلافت را تأیید کردند و خواهان توقف کمک گرفتن دانشگاه از حکومت انگلیسى هند شدند (← نظامى، ص 47ـ67؛ شان‌محمد، 2002، ص 66ـ 79). به‌این‌ترتیب، دانشگاه اسلامى علیگره در سدة چهاردهم/بیستم علاوه بر ایجاد تحول آموزشى در هند و به‌ویژه در میان مسلمانان این سرزمین، در تحولات سیاسى هندوستان و مبارزه با استعمار بریتانیا و کسب استقلال هند بسیار تأثیرگذار بود (على‌احمد، ص 42).از آغاز تأسیس دانشگاه علیگره، همواره بسیارى از سران و شخصیتهاى سیاسى و فرهنگى هندى و غیرهندى و مسلمان و غیرمسلمان از آن بازدید کرده‌اند، ازجمله مهاتما گاندى، جواهر لعل نهرو، محمدعلى جناح، سعودبن عبدالعزیز، جمال عبدالناصر، و از ایران، على‌اصغر حکمت، ابراهیم پورداود و رشید یاسمى. ضمناً این دانشگاه در سدة چهاردهم/بیستم به بعضى از سران کشورهاى اسلامى همچون سعودبن عبدالعزیز، رضاشاه پهلوى و محمدظاهرشاه دکترى افتخارى اعطا کرده‌است (← نظامى، ص 332ـ336؛ شان‌محمد، 2002، ص 117؛ دانشگاه اسلامى علیگره، 2008).دانشگاه اسلامى علیگره هم‌اکنون جایگاه رفیعى در میان دانشگاههاى هند و سهم بسزایى در ایجاد ساختار ملى و آموزشى هند جدید و به‌ویژه گسترش مطالعات اسلامى دارد. این دانشگاه از معدود دانشگاههاى هند است که در حوزة قلمرو خود، دبیرستانهاى متعددى داشته و هم‌اکنون داراى پنج دبیرستان است؛ شامل یک دبیرستان براى نابینایان، دو دبیرستان متوسطه براى پسران و دو دبیرستان متوسطه براى دختران، با بیش از سى‌هزار دانش‌آموز، حدود چهارده‌هزار معلم و تقریباً شش‌هزار کارمند غیرآموزشى. دانشگاه اسلامى علیگره در حال حاضر داراى دوازده دانشکده، 95 گروه علمى، پنج مؤسسه، سیزده مرکز علمى، هجده خوابگاه و 73 مهمانسراست و بخشهاى علمى و پژوهشى متعدد آن داراى 325 رشتة علمى است (← دانشگاه اسلامى علیگره، 2008).مساحت زمین دانشگاه اسلامى علیگره در حال حاضر بالغ بر 760،46 هکتار است و بعضى از مهم‌ترین دانشکده‌ها و مؤسسات علمى آن عبارت‌اند از: کالج پزشکى جواهر لعل نهرو ، کالج دندان‌پزشکى دکتر ضیاءالدین ، مؤسسة چشم‌پزشکى و مؤسسة صنایع غذایى ، واحد میان‌رشته‌اىِ بیوتکنولوژى ، مرکز مطالعات پیشرفته تاریخى، مرکز مطالعات آسیاى غربى ، مرکز حیات وحش ، کالج تربیت مدرس ، کالج زنان ، کالج طبى اَجْمَل‌خان ، دانشگاه پلى‌تکنیک و مرکز کامپیوتر . این دانشگاه از سراسر جهان و به‌ویژه از کشورهاى اسلامى افریقا، جنوب‌شرقى و غرب آسیا دانشجو مى‌پذیرد و زبانهاى انگلیسى، سنسکریت، هندى، اردو، عربى، فارسى، تِلوگو، تامیلى، بنگالى، مالایالام، مَراتهى، پنجابى، کشمیرى، ترکى، فرانسه، آلمانى و روسى در آن تدریس مى‌شود (← همانجا).دو مرکز مؤسسة تحقیق فارسى به‌منظور تحقیق در زبان و ادب فارسى و ادارة علوم اسلامیه براى نشر کتابهاى اسلامى نیز در دانشگاه علیگره ایجاد شده‌اند (حسن دهلوى، پیش‌گفتار حافظ محمد طاهر على، ص ] 8[؛ صدیقى، ص 2، 7، 9).منابع : ثریا حسین، سرسیداحمدخان اوران کا عهد، علیگره 2006؛ محسن حریرچیان، آقاخان محلاتى و فرقه اسمعیلیه، تهران 1329ش؛ حسن‌بن‌على حسن دهلوى، رساله مخ المعانى، چاپ آذرمیدخت صفوى، علیگره 2007؛ محمد یاسین مظهر صدیقى، شاه ولى‌اللّه کا فلسفه سیرت، علیگره 2000؛ فهرست میکروفیلم نسخه‌هاى خطى فارسى و عربى، ]دهلى نو[: مرکز میکروفیلم نور، 1379ـ1380ش؛ نورالحسن نقوى، محمدن کالج سى مسلم یونیورسنى تک: 5 لى 18ء تا 2000ء، علیگره 2001؛Aga Khan III, Aga Khan III: selected speeches and writings of Sir Sultan Muhammad Shah, ed. K.K.Aziz, London 1998; Ali Ahmad, Sir Syed Ahmad Khan on education, Aligarh 2006; Aligarh Muslim University, 2008. Retrieved Feb.29, 2012, from http://www.amu.ac. in; EI2, s.v. "Aligarh" (by A.S. Tritton); David Lelyveld, Aligarh's first generation: Muslim solidarity in British India, Princeton, N.J. 1978; Khaliq Ahmad Nizami, History of the Aligarh Muslim University: 1920-1945, Delhi 1995; Shan Muhammad, The Aligarh movement: a concise study, Aligarh 1999; idem, Education and politics from Sir Syed to the present day: the Aligarh School, New Delhi 2002.دانشگاه تبریز، دومین دانشگاه ایران. پس از تأسیس دانشگاه تهران، با آنکه توسعة آموزش عالى در دیگر مناطق کشور بیش از پیش احساس مى‌شد، تأسیس دومین دانشگاه در ایران بیش از یک دهه به طول انجامید.در فروردین 1325، مجلس ملى فرقة دموکرات آذربایجان که در آن زمان بر تبریز و سایر شهرهاى آذربایجان تسلط داشت، تأسیس دانشگاه در تبریز را تصویب کرد و در خرداد همان سال، در موافقت‌نامة دولت مرکزى ایران و فرقه دموکرات، دولت 25% از عواید گمرکى آذربایجان را به تأمین هزینه‌هاى دانشگاه اختصاص داد (جهانشاه‌لو افشار، ص 234؛ دهقان، ص 766ـ767)؛ اما این موافقت‌نامه به مرحلة عمل نرسید. در تابستان 1325، با انتخاب نصرت‌اللّه جهانشاه‌لو افشار به ریاست دانشگاه، نخستین گام براى تأسیس دانشگاه برداشته شد. پس از اختصاص محل دانشسراى مقدماتى به دانشگاه، در 23 تیر 1325، اطلاعیه‌اى مبنى بر پذیرش دانشجو در سال تحصیلى 1325ـ1326ش منتشر شد (← «آذربایجان اونیورسیته‌سى»، ص 2؛ جهانشاه‌لو افشار، ص 235). جهانشاه‌لو افشار به دعوت دولت شوروى براى آشنایى با نظام آموزشى دانشگاههاى آذربایجان به باکو سفر کرد تا از تجربة آنها در تدوین برنامه‌هاى آموزشى دانشگاه بهره گیرد. همچنین براى تأمین نیروى علمى دانشگاه، گروهى از استادان جمهورى آذربایجان به تبریز فرستاده شدند (جهانشاه‌لو افشار، همانجا؛ حسنوف، ص 116).در20مهر 1325، دانشگاه با نام «آذربایجان اونیورسیته‌سى» گشایش یافت. این دانشگاه که نخستین دانشگاه در خارج از تهران بود، فعالیتش را با دو دانشکده طب و پداغوژى آغاز کرد. دانشکدة پداغوژى چهار رشتة زبان و ادبیات، تاریخ و جغرافیا، فیزیک و ریاضیات، و شیمى و طبیعیات را شامل مى‌شد («آذربایجان اونیورسیته‌سى»، همانجا؛ آذربایجان، سال 2، ش 323، 22 مهر 1325، ص 1). برخلاف ادعاى عیسى صدیق اعلم (ج 3، ص 176)، مبنى بر اینکه دانشگاه هیچ فعالیتى نداشت و فقط تابلوى آن بر سردر دانشسراى مقدماتى نصب شده بود، به استناد گفته‌هاى گنجعلى صباحى (ص80) و محمدعلى صفوت تبریزى (ص 159)، از استادان ادبیات این دانشگاه، کلاسهاى درس دانشگاه دایر بود؛ اما فعالیت دانشگاه پس از شکست فرقة دموکرات از دولت مرکزى متوقف شد. پس از چندى، دولت خود به ضرورت ایجاد دانشگاه در تبریز پى برد و بار دیگر به تأسیس آن اقدام کرد. در دى 1325، هیئتى شامل خانبابا بیانى، مصطفى حبیبى (هر دو از استادان دانشگاه تهران) و عبدالحسین صادقى‌نژاد (رئیس جدید ادارة فرهنگ آذربایجان) زیرنظر منوچهر اقبال، وزیر بهدارى در دولت قوام، به تبریز رفتند. آنها تأسیس دانشگاهى را، که در آغاز داراى دو دانشکدة ادبیات و پزشکى باشد، ضرورى دانستند (بیانى، 1375ش، ص 894 ـ895 ؛ صدیق اعلم، ج 3، ص 176ـ177)؛ اما دولت تا 1326ش اقدام جدّى به عمل نیاورد.پس از پى‌گیریهاى دانشجویان و على منصور، استاندار وقت آذربایجان، و نیز در پى دستور محمدرضا پهلوى مبنى بر اقدام فورى براى تأسیس دانشگاه، عیسى صدیق اعلم (وزیر فرهنگ وقت) لایحة تأسیس دانشگاه را در 2 شهریور 1326 به تصویب هیئت دولت رساند و در 22 آبان همان سال، دانشگاه در محل دانشسراى مقدماتى با نام دانشگاه تبریز گشایش یافت. ابتدا دانشکدة ادبیات با دو رشته زبان و ادبیات فارسى، و تاریخ و جغرافیا فعالیت خود را آغاز کرد و در 3 آذر دانشکدة پزشکى گشایش یافت. در 14 آذر، دانشگاه با حضور عیسى صدیق اعلم رسماً افتتاح شد (← سازمان اسناد ملى‌ایران (شاخه‌تبریز)، آرشیو، «تأسیس دانشگاه تبریز»، سند ش 005000053، مورخ 1326ش؛ اطلاعات، سال 22، ش 6494، 24 آبان 1326، ص 3؛ بیانى، 1375ش، ص 896 ؛ صدیق اعلم، ج 3، ص 176ـ 177، 187).نخستین کتابخانة دانشگاه در دانشکدة ادبیات دایر شد. به هنگام بازگشایى دانشگاه در 1326ش، در این کتابخانه حدود یک هزار جلد کتاب وجود داشت که در 1325ش گردآورى شده بود. از نخستین سال فعالیت کتابخانه، اهداى مجموعه‌هایى، از جمله 1200 جلد کتاب اهدایى شوراى فرهنگى فرانسه، به آن رونق بخشید و بعدها یکى از کتابخانه‌هاى «معتبر و بى‌نظیر دانشگاهى» شد (بیانى، 1327ش، ص 8 ؛ باقرى، ص 17؛ دانشگاه تبریز، 1366ش، ص70). چهار ماه پس از آغاز فعالیت دانشگاه، در فروردین 1327، نخستین نشریة آن با عنوان نشریة دانشکده ادبیات تبریز منتشر شد که انتشار آن تاکنون ادامه دارد.براساس مصوبة مجلس شوراى ملى در 3 خرداد 1328، دانشگاه تبریز مانند دانشگاه تهران مستقل و تابع قوانین و مقررات دانشگاه تهران شد. تا آن زمان دانشگاه تبریز زیرنظر وزارت فرهنگ بود و امور آن را ادارة کل تعلیمات عالیه و روابط فرهنگى ‌آن وزارتخانه اداره مى‌کرد. رؤساى دانشکده‌هاى ادبیات و پزشکى به ترتیب خانبابا بیانى و مصطفى حبیبى بودند که با موافقت حبیبى، بیانى به امور دانشگاه رسیدگى مى‌کرد. پس از درگذشت حبیبى، وزارت فرهنگ خانبابا بیانى را به عنوان نخستین رئیس دانشگاه تبریز منصوب شد (بیانى، 1375ش، ص896 ، 898 ، پانویس 4، ص 901؛ اطلاعات، سال 24، ش 7152، 23 بهمن 1328، ص 10؛ دانشگاه تبریز، 1366ش، ص 7).تشکیلات دانشگاه در آغاز افزون بر دو دانشکده، شامل دبیرخانة مرکزى، شش بیمارستان و دانشسراى مقدماتى کشاورزى ارومیه بود. در 1328ش، براى تمرکز و توسعة دانشگاه، زمینى (مکان فعلى دانشگاه) خریدارى شد که در 1345ش آماده بهره‌بردارى گردید و دانشکده‌ها به محل جدید منتقل شدند (بیانى، 1375ش، ص900؛ دانشگاه تبریز، 1366ش، ص 9). در تیر 1328، موزة دانشکده ادبیات افتتاح شد که نخستین موزة دانشگاهى در ایران و نخستین موزه در آذربایجان محسوب مى‌شود (بیانى، 1328ش، ص 17). در همان سال، «انجمن تألیف و ترجمه دانشگاه تبریز» براى نظارت و انتشار کتابهاى درسى و علمى تشکیل شد، اما انجمن اساسنامه نداشت، لذا فعالیت رسمى آن ده سال بعد در 1338ش آغاز شد (دانشگاه تبریز، 1338ش، ص 155، 158؛ همو، 1339ش، ص 14).نخستین فارغ‌التحصیلان دانشگاه در 1329ش از دانشکدة ادبیات فارغ‌التحصیل شدند. دومین گروه نیز در سال تحصیلى 1331ـ1332ش از دانشکدة پزشکى مدرک دکترى گرفتند (بیانى، 1375ش، ص 897 ؛ دانشگاه تبریز، 1366ش، ص 19).در دهة 1330ش، دانشگاه گسترش یافت و دو دانشکدة کشاورزى (1334ش) و فنى (1337ش) تأسیس شدند. در سال تحصیلى 1337ـ1338ش، با دایر شدن کلاسهاى شبانه، امکان ادامة تحصیل براى کارمندان دولت نیز فراهم گردید (دانشگاه تبریز، 1338ش، ص 34).در 1337ش، ساخت کوى دانشگاه در ضلع شرقى دانشگاه آغاز شد، که در 1338ش به بهره‌بردارى رسید و دانشجویان در آن ساکن شدند (همو، 1339ش، ص 3، 6).در دهة 1340ش، دانشکدهاى علوم (1342ش)، و علوم تربیتى (1349ش) و نیز دورة شبانه دانشکدة اخیر فعالیت خود را آغاز کردند. با توسعة فضاى دانشگاه پس از انتقال به مکان جدید، افزون بر دانشکده‌ها در گروههاى آموزشى نیز کتابخانه‌هاى تخصصى دایر گردید. در 1346ش، کتابخانة مرکزى و مرکز آمار و اسناد با ادغام کتابخانه‌هاى دانشکده‌ها و با 497،2 جلد کتاب گشایش یافت (همو، 1366ش، ص 71ـ72، 76)، که این تعداد در 1391ش به 000،94 جلد کتاب افزایش یافته‌است (دانشگاه تبریز، 2010). در 1346ش، دانشگاه تبریز در پى اعتراض دانشجویان به وضع نامطلوب آموزشى، ادارى و مالى و نیز شهریة دانشجویى، دستخوش ناآرامى شد. این ناآرامى به‌رغم عزل و نصبى که در سرپرستى دانشگاه صورت گرفت، تشدید شد و با بازداشت عده‌اى از دانشجویان، اعتراضها به مدت سه ماه ادامه یافت. دولت براى بررسى اوضاع، سه تن از وزرا (محمد نصیرى، هوشنگ نهاوندى و ناصر یگانه، وزراى دولت امیرعباس هویدا) را به تبریز فرستاد. آنها که نتوانستند براى رفع بحران راه‌حلى بیابند، پیشنهاد کردند که دانشگاه تعطیل گردد و دانشجویان آن در دانشگاههاى دیگر تقسیم شوند. این گزارش خشم شاه را برانگیخت. بنابراین دولت براى حل بحران و ادامة حیات دانشگاه، هوشنگ منتصرى، معاون دانشگاه صنعتى آریامهر (صنعتى شریف کنونى)، را به ریاست دانشگاه تبریز منصوب کرد. منتصرى موفق شد با دلجویى از دانشجویان زندانى و نیز آزادى آنها اوضاع را آرام کند. او سپس به اصلاحات و تغییر رؤساى دانشکده‌ها پرداخت. از جمله کارهاى وى انتصاب محمدحسین شهریار* به استادى دانشگاه تبریز بود (← مرکز اسناد انقلاب‌اسلامى، آرشیو، «دانشگاه تبریز (آذرآبادگان)»، ش 8188 ، ص 107؛ منتصرى، بخارا، ش 19، ص 263ـ264، ش20، ص 267ـ 280). در پى آن، هیئت امناى دانشگاه تشکیل شد و لایحة آن در آبان 1346 در مجلس شوراى ملى به تصویب رسید. رئیس هیئت امنا فریده دیبا (مادر فرح پهلوى) بود که وظیفه داشت فردى را براى ریاست دانشگاه به محمدرضا پهلوى پیشنهاد دهد و نیز از شاه بخواهد که انتصاب معاونان دانشگاه و رؤساى دانشکده‌ها را تأیید کند (همو، بخارا، ش 24، ص 215).در اوایل دهة 1350ش، پس از آنکه شعبه‌هاى دانشگاه در شهرهاى دیگر آذربایجان از جمله مراغه، مرند و اردبیل تأسیس شدند، نام دانشگاه تبریز به آذرآبادگان تغییر یافت تا نام آن فراتر از نام یک شهر باشد؛ اما در آستانة پیروزى انقلاب اسلامى، آن را هم آذرآبادگان و هم دانشگاه تبریز مى‌نامیدند. در نخستین ماههاى پس از پیروزى انقلاب، نام حنیف‌نژاد نیز بر دانشگاه اطلاق شد که در کنار نام آذرآبادگان به‌کار مى‌رفت (← بیانیه‌هاى دانشگاهیان تبریز در جریان انقلاب، ص 16ـ 17، 45؛ اطلاعات، ش 10655، 16 اسفند 1357، ص 8). سرانجام پس از چندى، نام سابق آن، دانشگاه تبریز، جانشین نامهاى دیگر شد.گفته مى‌شود حرکت اصلى انقلاب فرهنگى از دانشگاه ‌تبریز آغاز شد. در 1359ش، در پى درگیرى گروههاى سیاسى و نیز دخالت برخى‌از آنان در امر آموزش‌ومدیریت، دانشجویان خواهان انقلاب فرهنگى و پاک‌سازى دانشگاهها شدند. انقلاب فرهنگى ‌که به تعطیل موقت دانشگاهها انجامید، تا 1362ش ادامه یافت (← دانشگاه تبریز، 1366ش،ص118؛ قدیمى قیدارى، ص 101).در 1363ش، مرکز تحقیقات ستاره‌شناسى و رصدخانة خواجه نصیرالدین طوسى افتتاح گردید. مقدمات تأسیس این مرکز که یکى از وظایفش بازسازى رصدخانه مراغه بود، از اوایل 1354ش فراهم شده بود و پس از نه سال به بهره‌بردارى رسید (دانشگاه تبریز، 1373ش، ص 106ـ107).در جریان جنگ عراق با ایران، در 27 دى 1365، کارگاه ‌دانشکدة فنى دانشگاه تبریز بمباران شد و 22 تن از دانشجویان به شهادت رسیدند. در این کارگاه، جنگ‌افزارهایى براى پشتیبانى از جنگ تولید مى‌شد («بیست و پنجمین یادواره شهداى 27 دى دانشگاه تبریز»، 1390ش). دانشگاه تبریز هم‌اکنون (1391ش) داراى هجده دانشکده است که چهار دانشکدة آن در شهرهاى اهر، جلفا، مرند و میانه قرار دارد. شش مرکز مطالعاتى و پژوهشى و شش قطب علمى از دیگر بخشهاى دانشگاه است. بیش از هجده هزار دانشجو در دانشگاه تبریز تحصیل مى‌کنند که از آن میان، پانزده تن خارجى هستند. این دانشجویان در 87 رشتة دورة کارشناسى، 147 رشتة دورة کارشناسى‌ارشد و 86 رشتة دورة دکترى به تحصیل اشتغال دارند (دانشگاه تبریز، 2010).دانشگاه تبریز یکى از ده دانشگاه برتر کشور است. همچنین، به‌عنوان یکى از چهارده دانشگاه کشور، در فهرست دانشگاههاى داراى رتبة جهان قرار دارد («دانشگاه تبریز در فهرست دانشگاه‌هاى رتبه‌دار جهان»، 1389ش).منابع : «آذربایجان اونیورسیته‌سى»، آذربایجان، سال 2، ش 249 ( 23 تیر 1325)؛ مهرى باقرى، «یک زندگى»، در زندگى‌نامه و خدمات علمى و فرهنگى دکتر مهرى باقرى، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، 1387ش؛ خانبابا بیانى، «سخنرانى آقاى دکتر بیانى کفیل دانشگاه و رئیس دانشکده ادبیات تبریز بمناسبت افتتاح موزه آذربایجان»، نشریة دانشکدة ادبیات تبریز، سال 2، ش 1 (فروردین 1328)؛ همو، غائلة آذربایجان، تهران 1375ش؛ همو، «گزارش پنج‌ماهة دانشگاه تبریز: شهریور ـ بهمن 1327»، نشریة دانشکدة ادبیات تبریز، سال 1، ش10 (دى 1327)؛ بیانیه‌هاى دانشگاهیان تبریز در جریان انقلاب، به‌اهتمام اصغر نیشابورى، تبریز: دانشگاه تبریز، 1378ش؛ «بیست و پنجمین یادواره شهداى 27 دى، دانشگاه تبریز»، 1390ش.Retrieved Apr.30, 2012, from http://www.tabrizu.ac.ir/fa/ news/All/body View/1745/.html;نصرت‌اللّه جهانشاه‌لو افشار، ما و بیگانگان: سرگذشت دکتر نصرت‌اللّه جهانشاه‌لو افشار، تهران 1380ش؛ جمیل حسنوف، فراز و فرود فرقه دموکرات آذربایجان به روایت اسناد محرمانه آرشیوهاى اتحاد جماهیر شوروى، ترجمة منصور همامى، تهران 1383ش؛ دانشگاه تبریز، تاریخچه چهل ساله دانشگاه تبریز ( 1326 الى 1366)، تبریز 1366ش؛ همو، سالنامه دانشگاه تبریز: سال تحصیلى 1337ـ 1338، تبریز ]1338ش[؛ همو، سالنامه دانشگاه تبریز: سال تحصیلى 1339ـ 1338، تبریز ]1339ش[؛ همو، معرفى دانشگاه تبریز، تبریز 1373ش؛ «دانشگاه تبریز در فهرست دانشگاه‌هاى رتبه‌دار جهان قرار گرفت»، وزارت علوم، تحقیقات و فناورى، 1389ش.Retrieved Apr. 30, 2012, from http://www.msrt.ir/sites/ravabetomomi/msrtnews/Lists/jsj/DispForm.aspx?ID= 7765;دانشگاه تبریز، 2010.Retrieved Arp. 30, 2012, from http://www.tabrizu.ac.ir/;على دهقان، سرزمین زردشت (رضائیه) : اوضاع طبیعى، سیاسى، اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى، تاریخى، تهران 1348ش؛ گنجعلى صباحى، اؤتن گونلریم، تهران 1372ش؛ عیسى صدیق‌اعلم، یادگار عمر، تهران 1338ـ1356ش؛ محمدعلى صفوت تبریزى، تاریخ فرهنگ آذربایجان، قم 1329ش؛ عباس قدیمى قیدارى، تاریخچه دانشگاه تبریز : 1326ـ1387، با نگاهى به دانشگاه ربع رشیدى و مدارس قدیم و جدید تبریز، تبریز 1388ش؛ هوشنگ منتصرى، «ماجراى دانشگاه تبریز : گفتگو با دکتر هوشنگ منتصرى»، بخارا، ش 19 (مرداد ـ شهریور 1380)، ش20 (مهر ـ آبان 1380)، ش 24 (خرداد ـ تیر 1381).دانشگاه تهران، نخستین دانشگاه در ایران. ضرورت آموزش و پرورش نیروى متخصص و آشنا به علوم و فنون جدید بیش از صد سال پیش از تأسیس دانشگاه تهران پیش آمد. اعزام دانشجو به خارج در اوایل دورة قاجار نخستین گام بود که از این راه دانش جدید به ایران منتقل گردید؛ اما تعداد اندک این دانشجویان و فقدان مراکز آموزشى جدید، با توجه به پیشرفت سریع غرب در حوزة علوم و فنون، خلأ ناشى از فقر آموزشهاى نوین در ایران را بیشتر نمایان مى‌کرد. با تأسیس دارالفنون*، که نخستین نهاد آموزش عالى به‌شمار مى‌رفت، گام مهمى براى ترویج دانش جدید برداشته شد و در پى آن، تأسیس مراکز آموزشى جدید مانند مدرسة حقوق و علوم سیاسى به رشد جنبش آموزش عالى کمک کرد. مدرسة علوم سیاسى در 1317 به همت حسن پیرنیا* براى تدریس علوم عالیة سیاسى تشکیل شد و پس از تأسیس مدرسة حقوق، با آن ادغام شد و زیرنظر وزارت معارف قرار گرفت (← مدرسه حقوق و علوم سیاسى*).با روى کار آمدن حکومت پهلوى (1304ش)، ضمن آنکه روند اعزام محصل به خارج همچنان ادامه داشت، فکر تأسیس دانشگاه براى نخستین بار مطرح شد. در مجلس شوراى ملى، نمایندگان به‌ویژه کسانى چون دکتر سنگ، تأسیس «اونیورسیته» را براى جلوگیرى از اعزام محصل به خارج و استخدام معلمان خارجى ضرورى دانستند و از محمد تدیّن، وزیر معارف وقت، خواستند تا در این زمینه اقدام کند. در 1305ش، تدیّن طرح تأسیس دارالفنون عالى، دارالعلوم یا همان اونیورسیته را بررسى کرد و مشغول تهیة مقدمات آن شد (اطلاعات، سال 1، ش 155، 29 بهمن 1305، ص 1، ش 162، 7 اسفند 1305، ص 1)، اما تا 1310ش اقدامى جدّى به عمل نیامد.ارائة طرح تأسیس دانشگاه در ایران را چند تن به خود نسبت داده‌اند. به گفتة عیسى صدیق اعلم* (ج 2، ص 18ـ23، 180)، در 1310ش به پیشنهاد رضاشاه، تیمورتاش* (وزیر دربار وقت) از صدیق اعلم که در امریکا تحصیل مى‌کرد، خواست تا دربارة تأسیس دانشگاه در ایران تحقیق کند. او طرحى تهیه کرد و براى وزیر دربار فرستاد. پس از بازگشت صدیق اعلم از امریکا، طرح پیشنهادى وى در کمیسیونى با حضور چهار تن از معلمان دارالمعلمین عالى (غلامحسین رهنما*، على‌اکبر سیاسى*، محمود حسابى* و صادق رضازاده شفق*) و محمدعلى گرکانى (رئیس ادارة تقاعدِ (بازنشستگى) وزارت دارایى) در دفتر صدیق اعلم بررسى شد. على‌اصغر حکمت*، وزیر معارف وقت (ص 353ـ 355)، در ترکیب اعضاى کمیسیون از نصراللّه تقوى، بدیع‌الزمان فروزانفر، على‌اکبر دهخدا، امیراعلم و لقمان‌الدوله ادهم نیز نام برده‌است. در این کمیسیون، ضمن بررسى و اصلاح این طرح، سازمان دانشگاه طرح‌ریزى شد. حاصل بررسى کمیسیون به صورت لایحة قانونى در اسفند 1312 به مجلس شوراى ملى پیشنهاد شد و در 8 خرداد 1313 در جلسة هشتاد و پنجم دورة نهم تقنینیه در 21 مادّه با عنوان «قانون اجازه تأسیس دانشگاه در طهران» به تصویب مجلس رسید (نیز ← صدیق اعلم، ج 2، ص 180ـ 181؛ حکمت، ص 356). از سوى دیگر، به نقل از محمود حسابى، تأسیس دانشگاه را نخستین بار وى پیشنهاد داده و طرح آن را با استفاده از قوانین دانشگاههاى فرانسه و بلژیک تهیه کرده و به حکمت داده بود (← ایرج حسابى، ص 148ـ 149؛ دانشگاه تهران، 1391ش). حکمت نیز که پیشنهاد تأسیس دانشگاه را به خود نسبت داده‌است، پیش از تصویب قانون تأسیس دانشگاه، از بهمن 1312 مقدمات احداث دانشگاه را آغاز کرد. نخستین اقدام وى انتخاب زمین مناسب براى تأسیس بناى دانشگاه بود. دو قطعه زمین در بهجت‌آباد و جلالیه پیشنهاد شد که به انتخاب رضاشاه، باغ جلالیه از اراضى جلال‌الدوله قاجار* از مالک بعدى آن، حاج‌رحیم اتحادیه تبریزى، خریدارى شد (حکمت، ص 333ـ335). آندره گدار فرانسوى، رئیس کل باستان‌شناسى و موزة ایران باستان، نقشه دانشگاه را تهیه کرد. احداث نخستین ساختمان دانشگاه، دانشکدة پزشکى، در 3 تیر 1313 آغاز شد و در 15 بهمن همان سال، تالار تشریح دانشکدة پزشکى آمادة بهره‌بردارى گردید (صدیق اعلم، ج 2، ص 182ـ183؛ حکمت، ص 335ـ337، 343).طبق مادّة دوم قانون تأسیس دانشگاه، دانشگاه تهران شامل شش دانشکده بود: علوم معقول و منقول، علوم طبیعى و ریاضى، ادبیات و فلسفه و علوم تربیتى، طب و شعب و فروع آن، حقوق و علوم سیاسى و اقتصادى، و فنى.با آغاز کار دانشگاه، مدارس‌عالى مانند مدرسة حقوق و علوم سیاسى، مدرسة ‌عالى طب و دانشسراهاى عالى در دانشگاه ادغام شدند. اما دانشکده‌هاى جدید مانند دانشکده فنى به دلیل تکمیل نشدن ساختمان دانشگاه، در مکان دیگرى کار خود را آغاز کردند. ساخت‌بناى دو دانشکده فنى و حقوق و علوم سیاسى نیز که به ترتیب در دارالفنون و خانة امین‌السلطان دایر شده‌بودند، به شرکت سوئدى سانتاپ واگذار شد که در 1320ش به بهره‌بردارى رسید (← اطلاعات، سال 9، ش 2280، 14 شهریور 1313، ص 1؛ حکمت، ص 346ـ 347؛ دانشگاه تهران. دانشکده فنى، ص 9).به‌رغم آغاز کار دانشکده‌ها، افتتاح رسمى دانشگاه چند ماه بعد و در دو مراسم جداگانه انجام شد. مراسم نخست در 15 بهمن 1313 در مقابل دانشکدة پزشکى بود. رضاشاه ضمن افتتاح سالن تشریح دانشکده پزشکى، لوح تأسیس دانشگاه را در زمین مقابل این دانشکده قرار داد (صدیق اعلم، ج 2، ص 183؛ هدایت، ص 408؛ حکمت، ص 339ـ340). در 24 اسفند همان سال، در مراسم دیگرى در دانشکدة حقوق و علوم سیاسى، با حضور ذکاءالملک فروغى (نخست‌وزیر وقت) و جمعى از مقامات سیاسى، بار دیگر دانشگاه به طور رسمى افتتاح شد. در آن مراسم، ذکاءالملک ضمن معرفى وزیر معارف به عنوان رئیس دانشگاه، شوراى دانشگاه را به عنوان متولى امور دانشگاه معرفى کرد (← اطلاعات، سال 9، ش 2439، 26 اسفند 1313، ص 1، 4).نخستین جلسة شوراى دانشگاه در 25 اسفند، با حضور رؤساى دانشکده‌ها برگزار گردید و از هر دانشکده، یک استاد به‌عنوان نماینده براى عضویت در آن شورا برگزیده شد (← همان، ش2441، 28 اسفند 1313، ص 3).دانشگاه شعبه‌اى از وزارت معارف به‌شمار مى‌رفت و تا 1321ش ریاست دانشگاه برعهدة وزیر معارف بود که به ترتیب على‌اصغر حکمت، اسماعیل مرآت، عیسى صدیق اعلم، محمد تدیّن* و مصطفى عدل، ریاست آن را به عهده داشتند (حکمت، ص361ـ362). در 1319ش، قانون تأسیس دانشگاه اصلاح شد. طبق مادّة نخست آن، دانشکدة پزشکى از نو سازماندهى گردید و براى کارآموزى دانشجویان این دانشکده، چند بیمارستان تهران به آن ملحق شد (محبوبى اردکانى، ص60). در 15 بهمن 1321، دولت به پیشنهاد على‌اکبر سیاسى، وزیر معارف وقت، استقلال دانشگاه را تصویب کرد و از آن پس، دانشگاه از وزارت معارف منفک شد. سپس، «ادارة کل دبیرخانه دانشگاه» تأسیس شد تا به امور ادارى رسیدگى کند. انتخاب رئیس دانشگاه به شوراى دانشگاه واگذار شد و شورا على‌اکبر سیاسى را برگزید (سیاسى، ج 1، ص 126ـ 128؛ راهنماى آموزش عالى در ایران، ص 70).براى اسکان دانشجویان، در 1324ش اردوگاه سربازان امریکایى در منطقة امیرآباد که پس از پایان جنگ جهان دوم و خروج متفقین تخلیه شده بودــ در اختیار دانشگاه قرار گرفت و از بهمن همان سال، حدود سیصد دانشجو در آن ساکن شدند (سیاسى، ج 1، ص170ـ179؛ کوى دانشگاه تهران، ص 13). تا 1343ش دانشجویان دختر فاقد خوابگاه بودند. اما پس از احداث ساختمانى در خیابان 16 آذر (ضلع‌غربى دانشگاه) دانشجویان دختر در آن اسکان یافتند. در 1356ش پس از گذشت سه دهه از تأسیس کوى دانشگاه تعداد ساختمانهاى آن به 24 تا رسید و تعداد دانشجویان ساکن کوى نیز بیش از 3100 تن شد (2500 پسر، 650 دختر). در حال حاضر (1391ش) حدود یک سوم از دانشجویان دانشگاه تهران (کل دانشجویان 122،34ش) در کوى دانشگاه ساکن‌اند (دانشگاه تهران، 1391ش).در 15 بهمن 1325، به کوشش على‌اکبر سیاسى، احمد قوام (نخست‌وزیر وقت) در حضور شاه ‌استقلال مالى دانشگاه را اعلام کرد؛ اما در عمل، استقلال مالى دانشگاه تا دورة نخست‌وزیرى مصدق تحقق نیافت. در این دوره، بار دیگر به اهتمام سیاسى، مصدق اختیارات وزارت دارایى در امورمالى دانشگاه را به‌کمیسیون مالى دانشگاه واگذار کرد (← سیاسى، ج 1، ص 163ـ167).دانشگاه تهران از سال تحصیلى 1325ـ1326ش دانشجوى خارجى پذیرفت و نخستین بار، ده دانشجو از هند، افغانستان، شوروى، ترکیه و عراق در این دانشگاه به تحصیل مشغول شدند (محبوبى اردکانى، ص 61).دانشگاه تهران نخستین کانون‌علمى است که با حوزة سیاست پیوند خورد و وقایع سیاسى متعددى در آن به وقوع پیوست. در اواخر دهة 1320ش در جریان جنبش ملى شدن صنعت نفت، دانشگاه تهران یکى از کانونهاى اعتراض علیه شرکت نفت ایران و انگلیس بود. در 14 بهمن 1327 دانشجویان با تعطیل کردن کلاسها و تظاهرات در مقابل مجلس شوراى ملى خواهان الغاى امتیاز نفت جنوب شدند (← خامه‌اى، ص 735). واقعة ترور ناموفق محمدرضاشاه یک روز پس از آن در 15 بهمن در دانشگاه تهران نیز از وقایع مهم این دانشگاه است (← سیاسى، ج 1، ص 218ـ220).پس از کودتاى 28 مرداد 1332، به‌ویژه پس از اعتراض استادان دانشگاه به کودتا و نیز به عقد قرارداد کنسرسیوم، اداره دانشگاه بار دیگر در کانون توجه حکومت قرار گرفت. پس از اخراج استادان معترض، قانون جدیدى تهیه و تصویب شد که به موجب آن، شوراى دانشگاه حق انتخاب مستقیم رئیس دانشگاه را از دست داد. از آن پس، شورا سه تن را پیشنهاد مى‌داد و دولت یکى از آنان را به ریاست برمى‌گزید. بدین‌ترتیب، ادارة امور دانشگاه از نظام انتخابى به نظام انتصابى تغییر یافت. ضمن آنکه رئیس دانشگاه بیش از دو دورة متوالى نمى‌توانست آن منصب را داشته‌باشد. براین‌اساس، منوچهر اقبال رئیس دانشگاه شد (همان، ج 1، ص 249ـ253، 255؛ بازرگان، ج 1، ص 322ـ 326). از مهم‌ترین وقایع دانشگاه تهران، واقعة شانزده آذر* 1332 در اعتراض به تجدید مناسبات ایران با انگلیس است که نقطة عطفى براى جنبش اعتراضى دانشجویان در سالهاى بعد بود (← شانزده آذر*، واقعه). پس از تشکیل جبهة ملى دوم نیز دانشگاه تهران یکى از کانونهاى اصلى فعالیت آن بود و به گفتة سنجابى (ص 215) در سازمان دانشجویان این دانشگاه حدود صد حوزه فعالیت داشت. واقعة اول بهمن 1340 نیز اعتراض دانشجویان وابسته به جبهة ملى دوم در حمایت از دانش‌آموزان طرفدار جبهة ملى مدارس دارالفنون و البرز بود که در اعتراض به تعطیل مجلس اخراج شده بودند. تظاهرات دانشجویان با حملة نظامیان سرکوب شد و تعدادى از دانشجویان نیز مجروح شدند (همان، ص 216ـ217؛ بازرگان، ج 1، ص 359ـ360).در 1346ش، پس از تصویب قانون هیئت امناى دانشگاه تهران، انتخاب رئیس دانشگاه از سوى هیئت امنا و با فرمان شاه صورت گرفت (راهنماى آموزش عالى در ایران، ص 71؛ محبوبى اردکانى، ص 90ـ91). به منظور فراهم کردن امکان تحصیلات عالى براى شاغلان، طرح تأسیس «دورة شبانة علم و هنر»، در 15 آذر 1346 تصویب شد که با 180 تن در مقطع کارشناسى آغاز گردید (دانشگاه تهران. دورة شبانه، ص 4، 6ـ7).دانشگاه تهران در فرایند گسترش خود از شش دانشکده در آغاز تأسیس، به شانزده دانشکده و بیست مؤسسه و آموزشگاه عالى وابسته در اواخر دهة 1340ش رسید. بر پایة تلقى مسئولان دانشگاه، که هرگونه گسترش در آموزش عالى باید از سوى این دانشگاه و زیرنظر آن صورت گیرد، «سنّت جامعیت» در دانشگاه تهران شکل گرفت. براساس این سنّت، دانشگاه از حیث شمار دانشجو و تنوع رشته‌هاى تحصیلى گسترش یافت. در روند تأسیس دانشگاههاى شهرستانها، دانشگاه تهران به این سنّت به گونه‌اى دیگر عمل کرد، یعنى هر رشته‌اى که در سایر دانشگاهها تأسیس شد، نظیر آن در دانشگاه تهران دایر گردید تا به جامعیت آن لطمه وارد نشود (طیّب، ص 62؛ راهنماى آموزش عالى در ایران، ص 68). از همین‌رو، از دانشگاه تهران به دانشگاه مادر و نماد آموزش عالى یاد مى‌شود.از حیث رشد کمّى نیز در بیش از سه دهه فعالیت دانشگاه یعنى در اواخر دهة 1340ش، تعداد دانشجویان به 292،17تن ( 798،12 مرد، 494،4 زن) رسید که در قیاس با شمار دانشجویان نخستین سالهاى فعالیت دانشگاه (حدود هزار تن)، رشد چشمگیرى داشته‌است (← آمار آموزش‌عالى ایران: سال تحصیلى 1304ـ 1355ش، ص 25؛ آمار آموزش عالى ایران : سال تحصیلى 50ـ 1349، ص 11).الگوى آموزشى دانشگاه تهران از نظام آموزش عالى فرانسه اخذ شده بود، اما در سال تحصیلى 1342ـ1343ش، در شکل نظام آموزش عالى تغییراتى به وجود آمد، از جمله تأسیس گروههاى آموزشى در دانشگاه تهران. بدین‌ترتیب، رشته‌هایى مانند تاریخ و جغرافیا که پیش از آن، رشتة واحدى محسوب مى‌شدند، به گروههاى مستقل آموزشى تقسیم شدند (رضا، ص 8 ؛ صفت‌گل، ص 24، 31).در سالهاى 1345ـ1346ش، براى طراحى سردر دانشگاه تهران مسابقه‌اى ترتیب‌یافت که طرح کوروش فرزامى از دانشکدة هنرهاى زیبا پذیرفته شد. طرح وى طاق‌بند مساوى و متقارن است که قرینة آن با فاصلة اندکى تکرار شده‌است (سادات‌افسرى، ص 10). نشان دانشگاه را، که برگرفته از نقش‌برجسته‌هاى دورة ساسانى بود، محسن مقدم (از استادان همان دانشکده) طراحى کرد که براى حفظ اصالت آن، همچنان به کار برده مى‌شود.ساختمان کتابخانة مرکزى دانشگاه، که بزرگ‌ترین کتابخانة دانشگاهى ایران به‌شمار مى‌رود، در 1350ش گشایش یافت. این کتابخانه یکى از غنى‌ترین مراکز نگهدارى کتاب و سند است (← بخش دوم مقاله: کتابخانة مرکزى و مرکز اسناد).در اواخر حکومت پهلوى دوم دانشگاه تهران با 19 دانشکده (ادبیات و علوم انسانى؛ اقتصاد؛ الهیات و معارف اسلامى؛ بهداشت؛ علوم‌پایة پزشکى؛ پزشکى رازى؛ پزشکى پهلوى؛ حقوق و علوم‌سیاسى؛ داروسازى؛ دامپزشکى؛ دندانپزشکى؛ علوم؛ علوم اجتماعى و تعاون؛ علوم ادارى و مدیریت بازرگانى؛ علوم تربیتى؛ فنى؛ کشاورزى؛ منابع طبیعى؛ و هنرهاى زیبا)، چهار مؤسسة پژوهشى (مؤسسة عالى توانبخشى؛ مؤسسة ژئوفیزیک؛ مؤسسة علوم و فنون هسته‌اى؛ و مرکز مطالعات بین‌المللى) و بیش از هفده هزار دانشجو، که 05ر22% از کل دانشجویان کشور بودند، جامع‌ترین دانشگاه ایران محسوب مى‌شد (← آمار آموزش عالى ایران: سال تحصیلى 1357ـ 1356، ص 9، 12ـ13).در 1370ش، پس از تغییراتى که در ساختار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى*، در اجراى قانون تشکیل این وزارتخانه (مصوب 9 مهر 1364)، صورت گرفت دانشکده‌هاى پزشکى، دندانپزشکى و داروسازى از دانشگاه تهران جدا شدند و دانشگاه علوم پزشکى تهران را تشکیل دادند. در جدول 1 پردیسها، دانشکده‌هاى مستقل، مؤسسات و مراکز تحقیقاتى، و قطبهاى علمى دانشگاه درج شده‌اند.یکى از پردیسهاى قدیمى دانشگاه تهران، پردیس قم است، که قدیم‌ترین مرکز آموزش عالى قم نیز محسوب مى‌شود. این پردیس که در بهمن 1349 با نام مدرسة عالى امور قضائى و ادارى تأسیس شد، تا 1354ش غیرانتفاعى بود و از این تاریخ در زیرمجموعه دانشگاه تهران قرارگرفت و در 1357ش به مجتمع آموزش‌عالى قم تغییر نام یافت، سپس در 1383ش عنوان آن پردیس قم و در مرداد 1391 پردیس بین‌المللى شد. این پردیس، که اختصاص به شاخه‌هاى علوم انسانى دارد، در سه مقطع کارشناسى و کارشناسى‌ارشد و دکترى دانشجو مى‌پذیرد (ابوالفضل على‌دوست، مسئول روابط عمومى پردیس قم، مصاحبة مورخ 8 آذر 1391).نتایج پژوهشهاى دانشکده‌ها در قالب 88 نشریة علمى و تخصصى منتشر مى‌شود. از این تعداد، 72 نشریه در زمرة نشریات علمى پژوهشى‌اند (دانشگاه تهران. اداره کل روابط عمومى، 1387ش؛ سوسن نمازى، کارشناس بخش نشریات معاونت پژوهشى دانشگاه تهران، مصاحبة مورخ 7 آبان 1390).دانشگاه تهران بیش از 1500 عضو هیئت علمى و بیش از سى‌هزار دانشجو دارد که نزدیک به سیصد تن از آنان خارجى‌اند. رشته‌هاى آموزشى دانشگاه بسیار متنوع است، چنان‌که در مقطع کارشناسى 108 رشته، در مقطع کارشناسى‌ارشد 423 رشته و گرایش و در مقطع دکترى 317 رشته و گرایش دارد. از بدو تأسیس دانشگاه تاکنون، 31 تن ریاست آن را به عهده داشته‌اند (دانشگاه تهران. ادارة کل روابط عمومى، 1387ش).براساس رتبه‌بندى پایگاه استنادى علوم جهان اسلام (ISC) دانشگاه تهران در 1390ش در میان دانشگاههاى ایران، رتبه نخست را کسب کرد.منابع : آمار آموزش عالى ایران: سال تحصیلى 2484 تا 2535 شاهنشاهى ]1304ـ1355ش[، تهران: مؤسسة تحقیقات و برنامه‌ریزى علمى و آموزشى، 1355ش؛ آمار آموزش عالى ایران: سال تحصیلى 50ـ 1349، تهران: مؤسسه تحقیقات و برنامه‌ریزى علمى و آموزشى، 1350ش؛ آمار آموزش عالى ایران: سال تحصیلى 1357ـ 1356، تهران: مؤسسة تحقیقات و برنامه‌ریزى علمى و آموزشى، 1358ش؛ مهدى بازرگان، خاطرات بازرگان: شصت سال خدمت و مقاومت، گفتگو با غلامرضا نجاتى، تهران 1375ـ1377ش؛ پایگاه استنادى علوم جهان اسلام (ISC).Retrieved Dec.2, 2012, from http://www.isc.gov.ir;ایرج حسابى، استاد عشق: نگاهى به زندگى و تلاش‌هاى پروفسور سیدمحمود حسابى، پدر علم فیزیک و مهندسى نوین ایران، تهران 1389ش؛ على‌اصغر حکمت، سى خاطره از عصر فرخنده پهلوى، ]تهران [1355ش؛ انور خامه‌اى، خاطرات سیاسى، تهران 1372ش؛ دانشگاه تهران، 1391ش.Retrieved Nov.27, 2012, from http://ut.ac.ir ;دانشگاه تهران. ادارة کل روابط عمومى، «دانشگاه تهران در یک نگاه»، تهران ]1387ش [(دفترک)؛ دانشگاه تهران. دانشکدة فنى، دانشکده فنى دانشگاه تهران، تهران 1378ش؛ دانشگاه تهران. دوره شبانه، دورة شبانه : رشته‌هاى لیسانس، ]تهران 1348ش [(جزوه تکثیرشده)؛ راهنماى آموزش عالى در ایران، تألیف و گردآورى شده زیرنظر منوچهر افضل و دیگران، تهران: مؤسسة فرهنگى منطقه‌ئى، 1348ش؛ فضل‌اللّه رضا، «گشایش دانشگاه تهران و اوضاع کشور در آن زمان»، حافظ، ش 7 (مهر 1383)؛ على‌محمد سادات افسرى، «به یاد کورش فرزامى: معمار سردر دانشگاه تهران»، معمار، ش 63 (مهر و آبان 1389)؛ کریم سنجابى، امیدها و ناامیدى‌ها: خاطرات سیاسى دکتر کریم سنجابى، لندن 1368ش؛ على‌اکبر سیاسى، گزارش یک زندگى، ج 1، تهران 1386ش؛ عیسى صدیق‌اعلم، یادگار عمر، تهران 1338ـ1356ش؛ منصور صفت‌گل، گروه آموزشى تاریخ دانشگاه تهران: تاریخچه، مقاطع تحصیلى و گرایشهاى تخصصى، تهران 1387ش؛ محمدتقى طیّب، ارزیابى گسترش آموزش عالى ایران، ]تهران[: سازمان شاهنشاهى بازرسى آموزش‌عالى و پژوهش علمى، ?] 1353ش[؛ کوى دانشگاه تهران، به‌اهتمام محمدکاظم کوهى، تهران: ادارة کل امور خوابگاههاى دانشگاه تهران، 1379ش؛ حسین محبوبى اردکانى، تاریخ تحول دانشگاه تهران و مؤسسات عالى آموزشى ایران در عصر خجسته پهلوى، تهران 1350ش؛ مهدیقلى هدایت، خاطرات و خطرات، تهران 1375ش؛A Survey of Persian art, ed. Arthur Upham Pope, Tehran: Soroush, 1977.کتابخانة مرکزى، مرکز اسناد و تأمین منابع علمى. بزرگ‌ترین کتابخانة دانشگاهى ایران. نخستین کتابخانة دانشگاهى ایران در 1311ش در دانشکدة ادبیات و علوم انسانى دانشگاه تهران گشایش یافت (محبوبى اردکانى، ص 447؛ کتابدارى، دفتر2، 1347ش، ص 183ـ184 مکرر) و پانزده سال بعد، هستة اصلى کتابخانة مرکزى دانشگاه تهران در 26 بهمن 1328، با مجموعه اهدایى سیدمحمد مشکوة، استاد دانشگاه تهران، شامل 1320 نسخة خطى و مجموعه‌اى از کتابهاى چاپ سنگى شکل گرفت (افشار، ص 46؛ روشنى زعفرانلو، ص 3؛ دانش‌پژوه، ج 8 ، ص یک). على‌اکبر سیاسى*، رئیس وقت دانشگاه، دستور داد آن کتابها در محلى در عمارت قدیم دانشکدة ادبیات به‌نام «کتابخانة مرکزى» نگهدارى و براى تدوین و انتشار فهرست آن اقدام شود (افشار، ص 32ـ33).از آن پس، دانشگاه تهران بودجه‌اى براى خرید کتابهاى خطى تعیین کرد، و در 1336ش مجموعه فخرالدین نصیرى (550 جلد)، در 1337ش کتابخانة خطى حسینعلى باستانى‌راد (2459 جلد)، و پس از آن دو مجموعة مهم سعید نفیسى* (1081 جلد) و خاندان علومى یزد (631 جلد) خریدارى شد (دانش‌پژوه، ج 8 ، ص یک، ج 16، ص 11ـ12؛ افشار، ص 33). در همان زمان، ادارة انتشارات براى تهیة میکروفیلم و عکس از نسخه‌هاى خطى کتابخانه‌هاى مختلف ایران و خارج از کشور، و کتابخانه‌هاى شخصى اقداماتى کرد، از جمله مجتبى مینوى*، استاد دانشگاه تهران، که در سالهاى 1336ـ1340ش رایزن فرهنگى سفارت ایران در ترکیه بود، از صدها نسخة مهم و ارزشمند کتابخانه‌هاى مختلف ترکیه میکروفیلم تهیه کرد. همچنین، به همت محمدتقى دانش‌پژوه میکروفیلمهاى متعددى از مجموعه نسخه‌هاى خطى کتابخانه‌هاى شهرهاى مختلف ایران و مجموعه‌هاى شخصى تهیه شد (← افشار، ص 34؛ ستوده، ص 408؛ اصیلى، ص 107).در 1338ش، احمد فرهاد، رئیس وقت دانشگاه تهران، تأسیس ساختمان بزرگى را براى کتابخانة مرکزى مطرح و هیئتى مأمور پیگیرى آن کرد (افشار، ص 35ـ36).برنامة تأسیس این کتابخانه در قسمت جنوب ساختمان مسجد دانشگاه در 28 خرداد 1343 به ایرج افشار* ابلاغ (کتابدارى، دفتر2، 1347ش، ص 193) و کار ساختمان کتابخانه از زمستان 1343ش آغاز شد (← افشار، ص 37ـ38).در 1344ش، کتابهاى چاپى خاندان سعید نفیسى، و در 1346ش، مجموعه کتب ابراهیم پورداود*، و ولى‌اللّه نصر و بدیع‌الزمان فروزانفر* و مجموعه جراید و مجلاتى که محمد رمضانى، صاحب انتشارات کلالة خاور، گرد آورده بود، براى کتابخانة مرکزى خریدارى شد (همان، ص 39، 48).بنابر آنچه از مقدمة جهانشاه صالح (ص 2) بر شمارة نخست نشریه کتابدارى (شهریور 1345)، برمى‌آید، دست‌کم از این سال، نام رسمى این مجموعه به کتابخانة مرکزى و مرکز اسناد دانشگاه تهران تبدیل شده‌است. در 1346ش کتابخانة مرکزى به عضویت فدراسیون بین‌المللى انجمنها و مؤسسات کتابدارى (ایفلا) درآمد (خسرویان، ص 105) و در روز اول مهر 1350، ساختمان بناى فعلى کتابخانه، تکمیل و افتتاح شد (افشار، ص 41ـ42).در مهر 1389، عنوان «تأمین منابع علمى» به نام کتابخانة مرکزى اضافه شد، و وظیفة تأمین منابع علمى، تهیة پایگاهها و بانکهاى اطلاعاتى مورد نیاز واحدهاى مختلف دانشگاه و سفارش آنها، برعهدة کتابخانة مرکزى قرار گرفت (صورت جلسه شوراى دانشگاه مورخ 5 مهر 1389).مجموعة کتابخانه مرکزى و مرکز اسناد دانشگاه تهران، شامل کتابهاى چاپى، نشریات ادوارى، نسخه‌هاى خطى، میکروفیلمها، نسخه‌هاى عکسى، اسناد تاریخى، عکسهاى تاریخى، کتابهاى چاپ سنگى، پایان‌نامه‌هاى تحصیلى، اسناد و مدارک، کتابهاى درسى، نقشه‌ها، مراجع و منابع الکترونیکى است. شمار این مجموعه که از طریق خرید، مبادله، دریافت رایگان یا اهدا گردآورى شده، بالغ بر یک میلیون مدرک است (خسرویان، ص 99).مجموعة کتابهاى چاپى کتابخانه، بیشتر شامل آثار مربوط به مطالعات شرق‌شناسى، ایران‌شناسى، اسلام‌شناسى، کتابدارى و اطلاع‌رسانى و آثار مرجع دیگر علوم، در آبان 1391 حدود 000،220 عنوان و بالغ بر 000،400 جلد است. مجموعه کتابهاى چاپى لاتین، شامل زبانهاى انگلیسى، فرانسه، آلمانى، روسى، ایتالیایى و برخى زبانهاى دیگر، در حدود 000،40 عنوان و بالغ بر 000،75 جلد است.مجموعه نشریات فارسى کتابخانة مرکزى که یکى از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مجموعه‌هاى نشریات فارسى در کشور به‌شمار مى‌رود، حدود 2500 عنوان مجله و 1940 عنوان روزنامة فارسى است. نشریات لاتین کتابخانه به زبانهاى انگلیسى، فرانسه، آلمانى، ایتالیایى، روسى و زبانهاى دیگر حدود 2530 عنوان مجله و 15 عنوان روزنامه است (← همان، ص 100).قدیم‌ترین روزنامة موجود در این مجموعه روزنامة وقایع اتفاقیه (1267) و قدیم‌ترین مجلة موجود در این نشریه فلاحت مظفرى (1318/1279ش) است، و قدمت برخى نشریات خارجى موجود در کتابخانة به 1820 میلادى مى‌رسد. فهرست مجلات کتابخانه مرکزى و مرکز اسناد دانشگاه تهران (تا پایان 1385ش) در دو جلد در 1387ش به‌چاپ رسیده‌است.مجموعه نسخه‌هاى خطى کتابخانة مرکزى و مجموعة نسخه‌هاى خطى دانشکدة ادبیات و علوم انسانى، الهیات و معارف اسلامى، پزشکى، و حقوق و علوم سیاسى که در کتابخانة مرکزى نگهدارى مى‌شود، بالغ بر شانزده هزار نسخة خطى است (← اصیلى، ص 106).از مهم‌ترین نسخه‌هاى خطى کتابخانه مى‌توان به نسخه‌اى از پنج گنج نظامى (کتابت‌شده در 718)، نسخه‌اى از ذخیره خوارزمشاهى (کتابت‌شده در قرن ششم) و نیز نسخه‌اى از وندیداد (کتابت‌شده در 1036) اشاره کرد که هر سه در سالهاى اخیر از طرف یونسکو در فهرست حافظة جهانى ایران به ثبت ملى رسیده و نسخة پنج‌گنج در 1390ش به ثبت جهانى نیز رسیده‌است (← سازمان اسناد و کتابخانة ملى جمهورى اسلامى ایران، 2012).فهرست نسخه‌هاى خطى کتابخانه مرکزى در هجده جلد تا 1364ش انتشار یافت و جلد بیستم آن در 1389ش منتشر شد. فهرست مجموعه نسخه‌هاى خطى دانشکده‌ها نیز از 1333ش تا 1345ش هریک به‌طور جداگانه انتشار یافته‌است (← اصیلى، همانجا).بخش بزرگى از مجموعة میکروفیلمها و نسخه‌هاى عکسى کتابخانة مرکزى از روى نسخه‌هاى خطى برخى کتابخانه‌هاى خارج از کشور، مانند کتابخانة ملى پاریس، موزة بریتانیا و واتیکان، تهیه شده‌است. مجموعه میکروفیلمهاى کتابخانه شامل بیش از 9200 حلقه و تعداد نسخه‌هاى عکسى حدود 7400 جلد است. فهرست میکروفیلمهاى کتابخانه مرکزى دانشگاه تهران، در سه جلد، در سالهاى 1348ش، 1353ش و 1363ش به‌چاپ رسیده‌است (← همان، ص 107).در کتابخانة مرکزى مجموعه ارزشمندى از کتابهاى چاپ سنگى در بیش از نه هزار عنوان نگهدارى مى‌شود. این مجموعه به زبانهاى فارسى، عربى، ترکى و اردو، با موضوعات مختلف است و مجموعه کتابهاى درسى دارالفنون را نیز شامل مى‌شود (همان، ص 107ـ108).این کتابخانه بیش از شصت هزار برگ سند تاریخى شامل فرمانها، احکام، نامه‌ها، قباله‌ها، وقف‌نامه‌ها، عقدنامه‌ها، اسناد مالى و جز آن دارد که بیشتر از دورة قاجار و پهلوى است. قدیم‌ترین سند موجود در کتابخانه، فرمانى از ابوالفتح حسنعلى‌بن جهانشاه آق‌قوینلو با تاریخ 27 شوال 866 است (← همان، ص 106ـ107). از نفایس اسناد کتابخانه دو نامه از سلطان‌محمود دوم عثمانى (ﺣک : 1223ـ1255) به فتحعلى‌شاه و محمدشاه قاجار است که معاون‌الدوله آنها را به کتابخانه اهدا کرده‌است.در کتابخانة مرکزى حدود 000،22 قطعه عکس تاریخى از رجال و مناظر و بناهاى ایران در دورة قاجار و پهلوى وجود دارد و نیز عکسهایى از دانشگاه تهران از آغاز تأسیس تا 1357ش (← افشار، ص 49ـ50؛ اصیلى، ص 108؛ خسرویان، ص100). فهرست بخش بزرگى از مجموعه عکسهاى تاریخى موجود در کتابخانة مرکزى باعنوان فهرست عکسهاى تاریخى ایران در سالهاى 1363ش و 1364ش به‌چاپ رسیده‌است.مجموعه پایان‌نامه‌هاى تحصیلى کتابخانة مرکزى دانشگاه شامل پایان‌نامه‌هاى دانشجویان دانشکده‌ها و مؤسسات وابسته به دانشگاه تهران است. بخشى از این مجموعه پس از تأسیس کتابخانه، در 1350ش، از دانشکده‌هاى مختلف دانشگاه تهران جمع‌آورى شد و به کتابخانة مرکزى انتقال یافت. در این کتابخانه در آبان 1391 بیش از 000،55 پایان‌نامه هست، که قدیم‌ترین پایان‌نامه‌هاى موجود در این مجموعه مربوط به دارالمعلمین عالى و سال تحصیلى 1311ـ1312ش است (← خسرویان، ص 101).در سالهاى اولیة فعالیت کتابخانه، بخشى از اسناد شامل انتشارات غیرکتابى با تیراژ محدود مانند گزارشها، آمارها، طرحها، آیین‌نامه‌ها، اساسنامه‌ها و مانند آن به کتابخانة مرکزى دانشگاه اهدا مى‌شد، و کتابخانه براى نگهدارى این مجموعه مرکز اسناد کتابخانه را به‌وجود آورد. این مجموعه درحال حاضر حدود پنجاه هزار سند و مدرک را به زبانهاى فارسى، عربى و لاتین دربرمى‌گیرد (← همانجا).در این کتابخانه غیر از مجموعه‌اى از کتابهاى درسى مدرسة دارالفنون، کتابهاى درسى دوره‌هاى مختلف وزارت فرهنگ قدیم و وزارت آموزش و پرورش از 1306 تا 1370ش (مقاطع ابتدایى، راهنمایى و دبیرستان)، بالغ بر پنج هزار جلد، نگهدارى مى‌شود (← همانجا).کتابخانة مرکزى حدود دو هزار نقشه دارد، شامل نقشه‌هاى قدیم و جدید ایران و استانها و شهرستانهاى مختلف کشور و نیز سایر کشورهاى جهان. این نقشه‌ها بیشتر به زبان فارسى، انگلیسى و فرانسه است. در این مجموعه چهار نقشه چاپ سنگى وجود دارد، از جمله «نقشه تمام ممالک محروسه دولت علیه ایران» که در 1286 در مطبعة دارالطباعه دولتى چاپ شده‌است.سازماندهى و خدمات فنى مجموعه مدارک کتابخانه مرکزى، براساس روش رده‌بندى کتابخانه کنگرة امریکا (LC) و گسترش رده‌بندى کتابخانة ملى ایران انجام مى‌شود.خدمات کتابخانة مرکزى و مرکز اسناد دانشگاه تهران به شرح زیر است :1) امانت کتاب. نظام عضویت و امانت کتاب به‌صورت مکانیزه انجام مى‌شود.2) خدمات مرجع. منابع مرجع کتابخانة مرکزى در تالار مرجع کتابخانه قرار دارد که در 1352ش به نام اقبال لاهورى نام‌گذارى شد. این تالار درحال حاضر بیش از 000،22 عنوان، بالغ بر 000،48 جلد کتاب مرجع به زبانهاى فارسى و عربى و زبانهاى خارجى دارد و مجموعه انتشارات دانشگاه تهران در این تالار نگهدارى مى‌شود (← همان، ص 102).3) منابع ایران‌شناسى. مجموعه منابع مربوط به مطالعات ایران‌شناسى، اعم از منابع مرجع و غیرمرجع در تالار رشیدالدین فضل‌اللّه همدانى نگهدارى مى‌شود. در این تالار بیش از 000،20 عنوان کتاب، بالغ بر 35000 جلد، در زمینة مطالعات ایران‌شناسى، ادبیات فارسى، تاریخ ایران، باستان‌شناسى، علوم اسلامى و هنر ایران، به زبان فارسى، عربى و زبانهاى خارجى، وجود دارد (← همانجا).4) کتابهاى کمیاب و مجموعه‌هاى ویژه. مجموعه کتابهاى کمیاب که به‌دلیل قدمت، نفاست، یا ویژگى نادر دیگرى نیاز به نگهدارى و حفاظت ویژه دارد، مانند کتابهاى کهن‌چاپ و نایاب چاپ اروپا، از جمله سفرنامه‌هاى جهانگردان اروپایى؛ کتابهاى کهن‌چاپ و نایاب عربى و فارسى چاپ اروپا، مصر، ترکیه، هند و ایران؛ نخستین کتابهاى فارسى چاپ سربى در ایران، از جمله کتابهاى معروف به «چاپ معتمدى»؛ و آثارى از چاپخانه‌هاى دولتى و غیردولتى دورة ناصرى. این مجموعه در تالار ویژه‌اى نگهدارى مى‌شود که در 1380ش تأسیس و به نام خواجه‌نصیرالدین طوسى نام‌گذارى شد.در این تالار همچنین تعدادى از مجموعه‌هاى ویژه کتابخانه از جمله سه مجموعه اهدایى على‌اصغر حکمت، یحیى مهدوى و حسنعلى غفارى و نیز مجموعه ابراهیم پورداود و سعید نفیسى نگهدارى مى‌شود (← اصیلى، ص 108ـ 109؛ خسرویان، ص 102ـ103).مجموعه اهدایى سیدمحمدعلى جمال‌زاده* نیز از دیگر مجموعه‌هاى ویژه کتابخانه مرکزى است که در تالار علوم و فنون کتابخانه، که به نام وى نام‌گذارى شده‌است، نگهدارى مى‌شود.5) نسخه‌هاى خطى. خدمات مربوط به مجموعه نسخه‌هاى خطى، میکروفیلمها، نسخه‌هاى عکسى، اسناد و عکسهاى تاریخى، و کتابهاى چاپ سنگى در تالار ویژة مطالعه نسخه‌هاى خطى که به نام محمدتقى دانش‌پژوه نام‌گذارى شده‌است، انجام مى‌شود که شامل هزار جلد از فهرستهاى نسخه‌هاى خطى کتابخانه‌هاى مختلف ایران و جهان، و مجموعه‌اى ویژه از چاپهاى نسخه‌برگردان (فاکسیمیله) است.6) مرکز آسیب‌شناسى و مرمت اسناد و کتابهاى خطى و چاپى. این مرکز یکى از مجهزترین مراکز حفاظت و مرمت نسخه‌هاى خطى در کشور است که کار خود را به صورت رسمى از 1383ش آغاز کرد، و وظیفة بررسى و ارزیابى میزان آسیب‌دیدگى کتابهاى خطى، اسناد تاریخى و کتابهاى چاپى، حفاظت و ترمیم منابع و مواد کتابخانه‌اى و نیز صحافى و تجلید آنها را برعهده دارد (← اصیلى، ص 109).7) نشریات. مجموعه نشریات جارى کتابخانه در حال حاضر شامل حدود 500 عنوان مجله فارسى و عربى، 100 عنوان مجله لاتین، 34 روزنامة فارسى، یک روزنامة عربى و 3 روزنامة انگلیسى است. در تالار نشریات کتابخانه آخرین شماره‌هاى نشریات جارى در اختیار مراجعان قرار مى‌گیرد.افزون‌بر این، تالارهایى براى استفاده مراجعان از پایان‌نامه‌ها، خدمات اطلاع‌رسانى و نیز خدمات ویژه نابینایان و کم‌بینایان در این مجموعه دایر است (← خسرویان، ص 102ـ105).7) انتشارات. کتابخانه مرکزى از بدو تأسیس در 1328ش تاکنون انتشاراتى شامل کتاب، جزوه و نشریه داشته‌است. انتشارات کتابخانه مرکزى که از آغاز تا 1358ش زیرنظر ایرج افشار اداره مى‌شد، مجموعه‌اى از کتابها از جمله فهرستهاى کتابها و نسخ خطى موجود در کتابخانه را به‌تدریج منتشر کرد (براى فهرستى از کتابهاى منتشرشده انتشارات کتابخانة مرکزى ← دانش‌پژوه، ج 16، ص 13؛ روشنى زعفرانلو، ص 28ـ 29). افست مجلة گنجینه فنون (1381ش) که یکى از قدیم‌ترین مجلات موجود در کتابخانة مرکزى است و نخستین مجله در ایران دانسته شده، فهرست مجلات کتابخانه مرکزى (1387ش)، جلد بیستم فهرست نسخه‌هاى خطى کتابخانه مرکزى (1389ش)، و فهرست کاتبان نسخه‌هاى خطى کتابخانه مرکزى (1390ش) از جمله انتشارات کتابخانه در سالهاى اخیر است.دو نشریه نسخه‌هاى خطى و تحقیقات کتابدارى و اطلاع‌رسانى دانشگاهى نیز از جمله انتشارات کتابخانة مرکزى است: نشریة نسخه‌هاى خطى به‌منظور انتشار فهرست مجموعه‌هاى کوچک نسخه‌هاى خطى فارسى و عربى در کتابخانه‌هاى ایران و جهان و کتابخانه‌هاى شخصى که امکان تدوین و چاپ فهرست مستقلى براى آنها وجود نداشت، تأسیس شد. نخستین شمارة این نشریه در 1340ش، زیرنظر محمدتقى دانش‌پژوه* و ایرج افشار، با نام نشریة کتابخانه مرکزى درباره نسخه‌هاى خطى منتشر شد و از شمارة چهارم به نسخه‌هاى خطى، نشریة کتابخانه مرکزى دانشگاه تهران تغییر نام داد (افشار، ص 34). تا 1362ش دوازده دفتر از این نشریه انتشار یافت و سپس متوقف شد تا 1376ش که با تصویب کمیسیون نشریات علمى وزارت فرهنگ و آموزش عالى، در تاریخ 20 اردیبهشت 1376، در نشریة کتابدارى کتابخانه مرکزى ادغام شد. بااین‌حال، در 1387ش مجموعه‌اى به عنوان دفتر سیزدهم نشریة نسخه‌هاى خطى در سلسلة انتشارات کتابخانة مرکزى و مرکز اسناد به چاپ رسید.نخستین شمارة فصلنامة تحقیقات کتابدارى و اطلاع‌رسانى دانشگاهى باعنوان کتابدارى در 1345ش زیرنظر ایرج افشار انتشار یافت و تا تابستان 1391ش شصت شماره از آن به چاپ رسید. در تاریخ 19 دى 1389، نام آن به نشریة تحقیقات کتابدارى و اطلاع‌رسانى دانشگاهى تغییر یافت و دفتر پنجاه‌ویکم آن، با تاریخ بهار 1389ش، با این عنوان منتشر شده‌است. در دفتر پنجاهم این نشریه نمایة عنوان، پدیدآور و موضوع نشریه از دفتر اول تا پنجاهم ارائه شده‌است.منابع : علاوه بر مشاهدات مؤلف؛ سوسن اصیلى، «نگاهى به بخش نسخه‌هاى خطى و آثار کمیاب کتابخانه مرکزى و مرکز اسناد دانشگاه تهران»، کتاب ماه کلیات، سال 14، ش 1 (دى 1389)؛ ایرج افشار، «کتابخانه مرکزى و مرکز اسناد دانشگاه تهران»، کتابدارى، دفتر5 (اسفند 1354)؛ محمدمهدى خسرویان، «کتابخانة مرکزى و مرکز اسناد دانشگاه تهران از آغاز تا امروز»، کتاب ماه کلیات، سال 14، ش 1 (دى 1389)؛ محمدتقى دانش‌پژوه، فهرست نسخه‌هاى خطى کتابخانه مرکزى و مرکز اسناد دانشگاه تهران، تهران، ج 8 ، 1339ش، ج 16، 1357ش؛ قدرت‌اللّه روشنى زعفرانلو، «گزارش سال 1353 کتابخانه مرکزى و مرکز اسناد دانشگاه تهران»، کتابدارى، دفتر5 (اسفند 1354)؛ سازمان اسناد و کتابخانة ملى جمهورى اسلامى ایران.RetrievedDec.11,2012,from http://old.nlai.ir;منوچهر ستوده، «خاطراتى از تأسیس کتابخانة مرکزى دانشگاه تهران»، کلک، ش 85 ـ88 (فروردین ـ تیر 1376)؛ حسین محبوبى اردکانى، تاریخ تحول دانشگاه تهران و مؤسسات عالى آموزشى ایران در عصر خجسته پهلوى، تهران 1350ش.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

علی محمد طرفدار

رحیم نیکبخت

بهروز طیران

پریسا کرم رضای

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 17
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده