داعی احمدبن ابراهیم
معرف
ادیب، شاعر و مترجم عثمانى، در نیمة دوم قرن هشتم و اوایل قرن نهم
متن
داعى، احمدبن ابراهیم، ادیب، شاعر و مترجم عثمانى، در نیمة دوم قرن هشتم و اوایل قرن نهم. تاریخ تولد داعى معلوم نیست. او به احتمال زیاد در قلمرو بنى‌گرمیان در حوالى کوتاهیه، در آسیاى صغیر، به دنیا آمد (← لطیفى، ص 85؛ قنالى‌زاده، ج 1، ص 139؛ رشاد، ص 123). اطلاعات دربارة زندگى وى بسیار اندک و با یکدیگر ناسازگار است. درحالى‌که برخى او را از شاعران دورة امیرسلیمان، فرزند بایزید اول (ﺣک : 791ـ 805)، دانسته‌اند (← لطیفى؛ رشاد، همانجاها)، قنالى‌زاده (همانجا) و به تبعیت از او، محمد ثریا (ج 1، ص 190)، داعى را از شعراى دورة مراد اول (ﺣک : 761ـ791) و از ملازمان برادرش، سلیمان‌پاشا، معرفى کرده‌اند که البته درست نیست. درست آن است که داعى در دورة سلیمان‌شاه و پسرش یعقوب دوم، از آل‌گرمیان و نیز بایزید اول و پسرانش، امیرسلیمان و محمد اول (ﺣک :805 ـ824) و سپس مراد دوم (ﺣک : 824 ـ 855) از عثمانیان، زندگى کرده‌است (تولگا اجاک، ص 14ـ15؛ بانارلى ، ج 1، ص 455؛ قراخان، ص 219؛ د.اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه؛ د.ا.د.ترک، ذیل «احمد داعى»).داعى پس از تحصیل علوم در زادگاهش، مدتى در آنجا منصب قضا را برعهده گرفت (تولگا اجاک، ص 16؛ کورتانتامر ،1977الف، ص 118). پس از درگذشت سلیمان‌شاه در 789، جانشین او، یعقوب دوم، وى را در حمایت خود قرار داد (د.ا.د.ترک، همانجا). داعى سپس به خدمت سلاطین عثمانى درآمد، اما تاریخ دقیق پیوستن او به دربار عثمانى محقق نیست. شاید با غلبة بایزید اول بر یعقوب دوم در 792 و الحاق اراضى بنى‌گرمیان به کشور عثمانى، داعى نزد امیرسلیمان رفته و بعد از اعلام سلطنت امیرسلیمان در 805 ، در ادرنه به خدمت او درآمده باشد (همانجا؛ تولگا اجاک، ص 15ـ16). امیرسلیمان از حاکمان ادب‌دوست عثمانى بود و از هنرمندان حمایت مى‌کرد. ازاین‌رو شاعرانى مانند داعى، احمدى، شیخى و حمزه در اطراف او گرد آمده بودند (د.ا.د.ترک، همانجا). بعد از امیرسلیمان، داعى ابتدا به موسى چلبى، از شاهزادگان عثمانى، انتساب جست و سپس نزد برادر او، محمد اول، که زمام امور حکومت عثمانى را به‌دست گرفته بود، رفت و تحت حمایت او قرار گرفت و حتى استادى و تربیت فرزند او شاهزاده مراد (بعدها سلطان‌مراد دوم) را عهده‌دار شد (کورتانتامر، 1977الف، ص 126؛ تولگا اجاک، ص 25).داعى پس‌از مرگ محمد اول در 824 ، در خدمت سلطان‌مراد دوم بود و در این زمان تذکرة‌الاولیاء، اثر عطار، را براى وى ترجمه کرد. این آخرین اثرى است که از داعى در دست است، لذا احتمالاً وى اندکى بعد از 824 در بورسه* درگذشتهاست (تولگا اجاک، ص 28؛ قس حاجى‌خلیفه، ج 1، ستون 789، که تاریخ درگذشت وى را حدود 820 دانسته‌است). ظاهراً مزار احمد داعى در بورسه در جوار مسجدى به نام خود اوست. در بورسه محله و حمامى نیز به نام او وجود دارد (← تولگا اجاک، ص 29).احمد داعى به زبانهاى ترکى، فارسى و عربى، و نیز در اکثر علوم متداول زمان خود تسلط و در تصوف نیز دستى داشت (همان، ص 17). با اتکا به همین پشتوانه قوى علمى، وى آثار بسیارى در زمینه‌هاى مختلف علمى ـ ادبى تألیف و ترجمه کرد، به‌گونه‌اى که از بنیان‌گذاران شعر ترکى در آناطولى به‌شمار مى‌رود (← بانارلى، ج 1، ص 455ـ456). بخش زیادى از آثار داعى را اسماعیل حکمت ارتایلان به‌صورت عکسى در کتاب> احمد داعى: زندگى و آثار< (استانبول 1952) به‌چاپ رسانده‌است (منگى ، ص 104).آثار منظوم1) دیوان ترکى (آنکارا 2001). نسخه‌اى از این اثر در میان کلیات داعى موجود در کتابخانه بوردور (ش 735) وجود دارد که شامل 5 قصیده و 199 غزل است(> دایرة‌المعارف زبان و ادبیات ترکى< ، ذیل «احمد داعى»؛ د.ا.د.ترک، همانجا). نسخه کامل‌تر آن که در دارالکتب و الوثائق القومیه مصر نگهدارى مى‌شود، حاوى 19 قصیده، 5 ترجیع‌بند، یک ترکیب‌بند، 2مستزاد، 12 قطعه و 281 غزل است (کورتانتامر، 1977ب، ص 139ـ 140). کورتانتامر ( 1977الف، ص 138) با معرفى همین نسخه، نشان داد مطایبات که قبلاً اثر مستقلى از داعى پنداشته مى‌شد، صرفاً اشعار برگزیده‌اى از دیوان اوست.2) دیوان فارسى (تهران 1385ش). تنها نسخة خطى این اثر که در 816 تدوین شده‌است، در کتابخانة آثار خطى و چاپى قدیمى در بورسه (بخش اورخان‌غازى، ش 1196) نگهدارى مى‌شود (د.ا.د.ترک، همانجا؛ تولگا اجاک، ص 70).3) چنگ‌نامه (کیمبریج 1975). مشهورترین اثر داعى در 25 فصل و 1146 بیت است که در قالب مثنوى سروده شده‌است (منگى، ص 104؛ اویسال ، ص 457). سه نسخه از آن در کتابخانه‌هاى بوردور، عزت قویون‌اوغلو و ضیا کارال در سیواس موجود است (د.ا.د.ترک، همانجا) و گونول آلپاى (تکین) آن را به چاپ رسانده‌است (اویسال، ص 450، پانویس 7). تا زمان یافته شدن نسخه‌هاى چنگ‌نامه حتى بر سر نام آن نیز اختلاف‌نظر وجود داشت (براى نمونه ← قنالى‌زاده، ج 1، ص 139؛ حاجى‌خلیفه، ج 1، ستون 607، که نام آن را جنگ‌نامه ذکر کرده‌اند) و تصور مى‌شد که موضوع آن جنگ باشد (← تولگا اجاک، ص 57ـ58). این اثر اولین مثنوى در ادبیات عثمانى است که بدون وام‌گیرى از مثنویهاى غیرترکى سروده شده‌است (بانارلى، ج 1، ص 455؛ تولگا اجاک، ص 58؛ قس پورجوادى، ص 844 ، که مى‌گوید چنگ‌نامه تحت‌تأثیر مستقیم رساله چنگ، نوشتة کمال‌الدین مراغى (متوفى 665) یا سراج‌الدین قُمرى آملى*، سروده شده‌است). سرایش آن در 8 شوال 808 به پایان رسیده و به امیرسلیمان تقدیم شده‌است (رشاد، ص 123؛ اویسال، ص 455). موضوع چنگ‌نامه در واقع سرگذشت چنگ و صحبتهاى چهار قسمت مختلف این آلت موسیقى است که شاعر از آنها برداشت صوفیانه دارد. درحقیقت این چهار قسمت تمثیل شریعت، طریقت، حقیقت و معرفت‌اند (اویسال، همانجا؛ براى آگاهى بیشتر ← تولگا اجاک، ص 58ـ60؛ د. اسلام، همانجا).4) وصیت نوشیروان. مثنوى کوچک تعلیمى و 115 بیتى است و تنها نسخة آن در کتابخانه بوردور (ش 735) قرار دارد (ینى‌ترزى ، ص 2؛ براى متن کامل آن ← همان، ص 3ـ15).5) علم عروض. احمد سوگى آن را یافته و در مقاله‌اى با عنوان >«اثرى ناشناخته از احمد داعى: علم عروض»< معرفى کرده‌است (چتین و مقدم، ص 59، 66، یادداشت 5).6) عقودالجواهر. لغت‌نامه منظوم عربى به فارسى در 650 بیت که احمد داعى آن را براى تعلیم شاهزاده‌مراد به‌نظم درآورده‌است. درواقع این اثر برگرفته از نقودالزواهر رشیدالدین وطواط* (متوفى 573) است (حاجى‌خلیفه، ج 2، ستون 1156؛ د.ا.د.ترک، همانجا؛ براى نسخه‌هایى از آن ← منزوى، ج 3، ص2000ـ2001).7) ترجمة جاماسب‌نامه. این اثر ترجمة ترکى جاماسب‌نامه خواجه نصیرالدین طوسى است. نسخه‌اى از آن در گروه زبان و ادبیات ترکى دانشکده ادبیات دانشگاه استانبول موجود است (د.ا.د.ترک، همانجا؛ منگى، ص 105).آثار منثور1) ترسّل. قدیم‌ترین اثر موجود دربارة اسلوب و آداب نامه‌نگارى و طرز آوردن عناوین و القاب مختلف زبان ترکى است. نسخه‌اى از آن در کتابخانة عمومى مانیسا نگهدارى مى‌شود (د.ا.د.ترک، همانجا؛ منگى، ص 106؛ تولگا اجاک، ص 78ـ79).2) وسیلة الملوک لِأهل السلوک. تفسیر آیة‌الکرسى به زبان ترکى است، علاوه بر آن شرح اسماءالحسنى نیز در آن گنجانده شده‌است. تنها نسخة آن در کتابخانة عزت قویون‌اوغلو، در قونیه، موجود است (منگى؛ د.ا.د.ترک، همانجاها؛ تولگا اجاک،ص 85).3) مفردات (ارزروم 2008). احمد داعى این اثر را براى آموزش صحیح زبان فارسى به ترکى‌زبانان تألیف کرده‌است. مى‌توان آن را قدیم‌ترین دستور زبان فارسى دانست که در آناطولى نگاشته شده‌است. این اثر داراى چهار بخش اسامى، افعال، صرف و حروف است (چتین و مقدم، ص53). عبدالباقى چتین آن را تصحیح و چاپ کرده‌است.4) ترجمة تفسیر ابواللیث سمرقندى. این اثر اولین ترجمة تفسیر قرآن در آناطولى است. احمد داعى علاوه بر مقدمة منظوم، که تماماً از خود اوست، در جاى‌جاى متن تفسیر نیز نظر خود را آورده‌است. از بین نسخه‌هاى بسیار آن، دو نسخه موجود در کتابخانه‌هاى دانشگاه استانبول (بخش نسخ خطى ترکى، ش 8248) و سلیمانیه (بخش فاتح، ش 631) به‌سبب دربرداشتن مقدمة منظوم اهمیت بیشترى دارند (بروسه‌لى، ج 2، ص 172؛ د.ا.د.ترک، همانجا؛ تولگا اجاک، ص 73ـ75؛ قس چتین، ص 85 ، که این اثر را از آن موسى ازنیقى دانسته‌است).5) ترجمة طب نبوى. احمدبن یوسف تیفاشى* کتاب الشفا فى احادیث المصطفى، اثر ابونُعَیْم حافظ اصفهانى، را تلخیص کرده و احمد داعى نیز به خواست اوموربیگ‌بن تیمورتاش این مختصر را به ترکى ترجمه کرده و خود نیز مطالبى بر آن افزوده‌است. از چهار نسخة شناخته‌شده این اثر، یکى در کتابخانة تاریخ طب دانشگاه استانبول (ش90) نگهدارى مى‌شود (بروسه‌لى؛ د.ا.د.ترک، همانجاها؛ تولگا اجاک، ص 83).6) ترجمة اشکال نصیرطوسى. ترجمة ترکى رساله سى فصل فى التقویم خواجه نصیرالدین طوسى، دربارة هیئت و نجوم است. یکى از نسخه‌هاى مختلف آن در کتابخانه سلیمانیه (بخش لاله‌لى، ش 2735) وجود دارد (د.ا.د.ترک، همانجا؛ تولگا اجاک، ص 76).7) ترجمة تعبیرنامه. ترجمة اثرى است در باب تعبیر خواب از ابوبکربن عبداللّه واسطى که زبان اصلى آن عربى بوده، ولى داعى آن را از ترجمة فارسى به ترکى برگردانده و به یعقوب دوم تقدیم کرده‌است. نسخه‌اى از آن در کتابخانة سلیمانیه و دیگرى در کتابخانة قدیمى بلدیه موجود است (د.ا.د.ترک، همانجا؛تولگا اجاک، ص 79ـ80).8) مفتاح‌الجنة. داعى این کتاب را از عربى به ترکى ترجمه کرده‌است. این اثر ماهیت دینى و شرعى دارد و از هشت مجلس تشکیل شده‌است: فضیلت نماز، فضیلت توبه، قضا و قدر،فضیلت ماه رجب، فضیلت ماه رمضان، فضیلت شب قدر، صدقه و فطریه، و نماز عید. تعدادى از نسخ متعدد آن در کتابخانة سلیمانیه (بخش اسعدافندى، ش 1726؛ بخش فاتح، ش 2853؛ بخش بغدادلى وهبى ، ش 1565) نگهدارى مى‌شود(بروسه‌لى؛ د.ا.د.ترک، همانجاها).9) ترجمة تذکرة‌الاولیا. داعى به درخواست قره‌جه‌بیگ، تذکرة‌الاولیاى عطار را براى سلطان‌مراد دوم ترجمه کرد؛ تنها نسخة آن در کتابخانة سلیمانیه نگهدارى مى‌شود (منگى؛ د.ا.د.ترک، همانجاها).آثار دیگرى نیز به احمد داعى نسبت داده شده که بعدها معلوم شده از آن او نیست. از جمله جنان‌الجنان و ترجمة صد حدیث و جواهرالمعانى که به‌ترتیب از آنِ محمدبن حاجى‌عوض مفسر، مصطفى ضریر ارزرومى و خضربن یعقوب است (چتین و مقدم، ص 58ـ59). سراج‌القلوب نیز که تولگا اجاک (ص 82) آن را از احمد داعى دانسته‌است، باتوجه به ذکرنشدن نام داعى در آن و اینکه داعى در تمام آثارش به ذکر نام خود التزام داشته‌است، از او نیست (چتین و مقدم، ص 58؛ قراسوى، ص 29). همچنین دو اثر به نامهاى اسرارنامه و منصورنامه به داعى نسبت داده شده‌اند که چون تابه‌حال نسخه‌اى از آنها به‌دست نیامده، نمى‌توان دربارة آنها سخنى گفت (د.ا.د.ترک، همانجا).منابع: محمدطاهر بروسه‌لى، عثمانلى مؤلفلرى، استانبول 1333ـ1342؛ نصراللّه پورجوادى، زبان حال در عرفان و ادبیات پارسى، تهران 1385ش؛ فاطمه تولگا اجاک، احوال و آثار و تحلیل اشعار دیوان فارسى احمد داعى، تهران 1385ش؛ محمد ثریا، سجل عثمانى، استانبول 1308ـ1315/ 1890ـ1897، چاپ افست انگلستان 1971؛ عبدالباقى چتین و علیرضا مقدم، «]درباره[ مفردات: قدیمى‌ترین دستورزبان فارسى در آناتولى] از احمدبن ابراهیم داعى[»، مجله تاریخ ادبیات دانشکده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه شهید بهشتى، ش 60 (بهار 1388)؛ حاجى‌خلیفه؛ فائق رشاد، تاریخ ادبیات عثمانیه، استانبول ]بى‌تا.[؛ حسن قنالى‌زاده، تذکرة‌الشعرا، چاپ ابراهیم قُتلُق، آنکارا 1978ـ 1981؛ لطیفى، تذکره لطیفى، چاپ احمد جودت، استانبول 1314؛ منزوى؛Nihad Sâmi Banarlı, Resimli Türk edebiyât târihi, İstanbul 1987; Abdülbaki Çetin, "Ebu'l-Leys Semerkandî tefsirinin Türkçe tercümesi üzerine", Türkiyat araştrmalar dergisi , no.22 (Güz 2007); EI2, s.v. "Dā‘ī, Ahmad b. Ibrāhīm" (by Fahir İz); Abdülkadir Karahan, Türk kültürü ve edebiyat, İstanbul 1998; Yakup Karasoy, "Sirâcü'l-Kulûb ve eserdeki hayvan tespihleri", Türkiyat araştrmalar dergisi , no.19 (Bahar 2006); Tunca Kortantamer, "Ahmed-i Dâ‘î ile ilgili yeni bilgiler", Türkoloji dergisi, vol.7 (1977a); idem, "Ahmed-i Dâ‘î‘'nin Mutâyebât adıyla tanınan eseri üzerine", in ibid (1977b); Mine Mengi, Eski Türk edebiyat tarihi , Ankara 1994; Türk dili ve edebiyatansiklopedisi ,İstanbul: Dergâh Yayınları, 1976-1998, s.v. "Ahmed Dâi" (by Mehmet Aksoy); TDVİA, s.v. "Ahmed-i Dâî" (by Günay Kut); R. Selçuk Uysal, "Çengnâme hakkında", in Folkloristik: Prof.DR. Dursun Yldrm armağan, Ankara 1998; Emine Yeniterzi, "Ahmed-i Dâ‘î'nin Vasiyyet-i Nûşirevân adlı mesnevisi", Türkiyat araştrmalar dergisi, no.19 (Bahar 2006).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

علیرضا مقدم

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 17
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده