دارالایْتام
معرف
محلى براى نگهدارى و آموزش و پرورش کودکان یتیم و بى‌سرپرست
متن
دارالاَیْتام، محلى براى نگهدارى و آموزش و پرورش کودکان یتیم و بى‌سرپرست. مسلمانان از نخستین سال هجرت، درگیر جنگ با مشرکان مکه و سپس طوایف و اقوام دیگر شدند و شمار زیادى کودک یتیم و بى‌سرپرست به‌جاى ماندند؛ پیامبر اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم نیز یتیم بود و قرآن این ویژگى آن حضرت را یادآورى کرده و از ایشان خواسته است که با یتیمان نیک رفتار باشد. در آیات متعدد قرآن، همچنین به رعایت حال ایتام و دستبرد نزدن به اموال آنها سفارش شده‌است. در سنّت پیامبر و بالطبع در احکام و قوانین فقهى و حقوقى اسلام نیز، رعایت حال یتیمان مورد توجه بسیار قرار گرفته است (← یتیم*). مجموعه اینها موجب شده است که مسلمانان نگاه ویژه‌اى به یتیمان داشته باشند. با این حال، دارالایتام یا پرورشگاه به معناى محلى که زندگى کودکان یتیم به صورت شبانه‌روزى تا رسیدن به سن بلوغ در آن سپرى مى‌شود، متعلق به عصر جدید است و درباره وجود چنین مراکزى در قرون پیشین گزارشى در دست نیست. در این مقاله، ابتدا به چگونگى تعامل جامعه اسلامى با یتیمان، به‌ویژه در دو حوزه مراقبت از اموال یتیمان و آموزش آنها، پرداخته شده‌است و سپس پرورشگاهها به عنوان نهادهایى که در عصر جدید متولى سرپرستى و نگهدارى کودکان‌اند، مطالعه و بررسى شده‌اند.در قرآن کریم (نساء: 10)، تصرف ظالمانه اموال یتیمان منع و بسیار نکوهش شده و خوردن مال یتیم، فروریختن آتش در شکم دانسته شده است. این منع شدید موجب شد مسلمانان در حفظ اموالى که یتیمان به ارث مى‌بردند، دقت و وسواس فراوان داشته باشند و دستگاههاى قضائى و خلفا و حکمرانان تدابیرى براى مراقبت از این اموال در نظر گیرند. به گزارش ابن‌عساکر (ج 35، ص 444)، عبدالرحمان‌بن معاویة‌بن حُدَیج (متوفى 95) در مصر، نخستین قاضى بود که مراقبت از اموال یتیمان هر قوم را به عَریف* آن قوم سپرد و براى آن، نامه و سند رسمى تهیه کرد. به‌علاوه، در بسیارى از فرمانهایى که خلفا، سلاطین و امرا براى نقبا، قضات و کارفرمایان خویش مى‌نوشتند، آنها را به مراقبت از اموال یتیمان سفارش کرده و بعضآ راهکارهایى براى این امر در نظر گرفته بودند (براى نمونه‌هایى از این فرمانها ← قلقشندى، ج10، ص 271، 289، ج 12، ص 47، 184).در تشکیلات دیوانى ایوبیان (قرن ششم ـ هفتم) و ممالیک در مصر و شام (قرن هفتم ـ دهم)، منصبى تحت عنوان ناظرالایتام یا عامل‌الایتام وجود داشت که وظیفه اصلى صاحب آن سرپرستى و محافظت از اموال یتیمان بود (← ذهبى، حوادث و وفیات 671ـ680ه .، ص 79، 243، حوادث و وفیات 691ـ700ه .، ص190؛ ابن‌کثیر، ج 13، ص 264، 343). سپردن این منصب به افراد مهم و سرشناس، از جمله محتسب، حاکى از اهمیت آن در دوره سلاطین مذکور است (← همانجاها). ناظرالایتام، به هنگام خریدوفروش اموال یتیمان، مبایعه‌نامه‌اى در حضور شاهدان تهیه مى‌کرد (نُوَیرى، ج 9، ص 49ـ50). در تشکیلات ادارى این دوران، همچنین از دیوان‌الایتام سخن گفته شده است که به نظر مى‌رسد اموال یتیمان در آن ثبت و ضبط مى‌شده است (← همان، ج 30، ص 125).در میانه قرن سیزدهم، در قلمرو عثمانى سازمانى به نام «نظارت اموال‌الایتام» با خزانه‌اى به اسم صندوق‌الایتام ایجاد شد که ریاست آن را «مدیر صندوق‌الایتام» برعهده داشت و در ولایات و نواحى مختلف داراى نمایندگیهایى بود. بدین‌ترتیب، شاید براى نخستین بار، نظارت بر اموال یتیمان از نهادهاى شرعى به چنین سازمانى منتقل شد (یازبک ، ص 134ـ136).آموزش دینى و تربیت یتیمان نیز در جامعه اسلامى جایگاه و اهمیت ویژه‌اى داشته است. آموزش کودکان در مسجد، به دلیل حفظ حرمت و پرهیز از نجس‌شدن آن، در فرهنگ اسلامى امرى ممنوع و مذموم بود. به‌علاوه، توصیه مى‌شد که از آموزش کودکان در خانه‌هاى آنها نیز پرهیز شود (← ابن‌اخوه، ص260؛ هرچند همواره به این منع توجه نمى‌شد ← ابراهیم عبدالمنعم، ص 29). این محذورات و نیز این نکته که بسیارى از یتیمان اساسآ خانه و سرپناه مناسب نداشتند، موجب شد که در جوامع، مساجد، مدارس، خانقاهها، بیمارستانها و سایر نهادهاى آموزشى که به تعلیم و آموزش کودکان مى‌پرداختند، مکانى نیز به تعلیم و تربیت ایتام اختصاص یابد. این مکانها که در منابع مکتب/ مکاتب‌الایتام خوانده شده‌اند، بى‌شک مهم‌ترین و گسترده‌ترین نهاد متولى آموزشهاى ابتدایى به کودکان یتیم در شرق و غرب جهان اسلام به شمار مى‌روند (براى نمونه‌هایى از این مکاتب و کارکردهاى آنها ← ادامه مقاله).ولیدبن عبدالملک (حک : 86ـ96)، ششمین خلیفه اموى، از نخستین خلفایى است که به تربیت و آموزش یتیمان همت گماشت. او براى یتیمان مؤدِّب ویژه برگزید و براى آنها «اخراجات معین کرد» (حمداللّه مستوفى، ص 277ـ278؛ ذهبى، حوادث و وفیات 81ـ100 ه .، ص500). گزارشهایى نیز از دوره عباسیان در دست است که نشان مى‌دهد در بغداد یا شهرهاى دیگر، مکاتبى براى آموزش ایتام دایر بوده است. براى نمونه شمس‌الملک (متوفى 517، فرزند خواجه نظام‌الملک طوسى)، و انوشیروان‌بن خالد کاشى (متوفى 532، وزیر مسترشد عباسى)، هریک در بغداد مکتبى براى آموزش کودکان یتیم ایجاد کرده بودند (← بندارى، ص 129؛ امین، ج 3، ص 505). در مدرسه مستنصریه بغداد نیز، که در 631 کار بناى آن به اتمام رسید، مکتبى براى یتیمان در نظر گرفته شده بود (ابن‌کثیر، ج 13، ص 139). شاید مهم‌ترین گزارش از ایجاد مکتب ایتام پس از عباسیان، درباره «بیت‌التعلیم» واقع در رَبع رشیدى* در تبریز باشد. در وقفنامه‌هاى موجود، در بیان مجاوران و ملازمان ربع رشیدى از ده کودک یتیم نیز سخن رفته است که در محله صالحیه سکونت داشتند و در بیت‌التعلیم به آموزش قرآن و خواندن و نوشتن مى‌پرداختند. علاوه بر معلمى که مسئول آموزش این یتیمان بود، فردى با عنوان اتابک، سرپرستى و تربیت و رسیدگى به اوضاع بهداشت، تغذیه و پوشاک آنها را برعهده داشت. اتابک مجرد و سالخورده و مشفق و معتمَد بود. او هر روز کودکان را به بیت‌التعلیم مى‌برد و پس از پایان زمان آموزش، آنها را به سکونتگاهشان برمى‌گرداند. خواجه رشیدالدین از محل اوقاف براى یتیمان و معلم و اتابک آنها «مُشاهَره» (جیره ماهیانه) و «میاوَمه» (جیره روزانه) نقدى و جنسى مقرر کرده بود. این کودکان پس از رسیدن به سن بلوغ و دریافت آموزشهاى اولیه، جاى خود را به گروهى دیگر مى‌دادند (← رشیدالدین فضل‌اللّه، ص 135، 185، 190).در عصر صفوى، به دستور شاه‌طهماسب اول (حک : 930ـ 984)، مکتب‌خانه‌هایى براى ایتام در برخى شهرهاى ایران از جمله مشهد، سبزوار، استرآباد، قم، یزد، کاشان، تبریز و اردبیل ساخته شد که از آن میان، مکتب‌خانه ایتام مشهد در کنار حرم رضوى با موقوفات بسیارش تا اواخر عصر قاجارى نیز فعال بود و چهل پسر و چهل دختر یتیم در آن تعلیم و پرورش مى‌یافتند (← جهان‌پور، ص 37ـ63).بیشترین گزارشها در منابع، درباره ایجاد مکتب ایتام در مصر و شام در دوره ایوبیان و ممالیک است. هدف اصلى از تأسیس این مراکز، آموزش قرآن به یتیمان بوده است. به‌گونه‌اى که گاه دارالایتام یا مکتب‌الایتام در منابع این دوره مترادف دارالقرآن به کار رفته است (← ابن‌بطوطه، ج 1، ص 62؛ عبدالجلیل حسن عبدالمهدى، ج 2، ص 175، 179). ابن‌جبیر (متوفى 614؛ ص 25، 220)، نیز از «محاضر» یا مکاتبى گزارش کرده است که در زمان او در قاهره و دمشق فعال بوده‌اند. وجود پانزده مکتب ایتام در شهر حلب در قرن نهم که منسوب به افراد عادى یا امرا و فرمانروایان یا دانشمندان بوده‌اند، حکایت از توجه مردم، از گروههاى مختلف، به ایجاد چنین مراکزى دارد (← سبط ابن‌عجمى، ج 1، ص440ـ444).مکاتب ایتام اغلب به مراکز آموزشى چون جوامع و مدارس و خانقاهها و بیمارستانها وابسته بودند. براى نمونه جامع‌الازهر، جامع آق‌سنقر، جامع حاکمى، خانقاه مظفرى، خانقاه علائیه، بیمارستان منصورى و مدرسه سلطان‌حسن‌بن ناصر محمدبن قَلاوون، همگى در قاهره، و مدارس تنکزیه و طَشتمَریه در بیت‌المقدس هریک داراى مکتب ایتام بودند (← نویرى، ج 33، ص 305؛ مَقریزى، ج 4، ص 56ـ57، 107، 117، 260ـ261؛ ابن‌تغرى بردى، ج10، ص 126؛ عبدالجلیل حسن عبدالمهدى، ج 2، ص 179، 184). برخى دیگر از مکاتب ایتام به دست افراد خیّر و نیکوکار بنا مى‌شد یا این افراد بخشى از اموال و داراییهاى خود را براى این مدارس وقف مى‌کردند (← ذهبى، حوادث و وفیات 621ـ630ه .، ص 403؛ حسین رمضان، ص 193، 213؛ اوقاف و املاک المسلمین فى فلسطین، ص 26، 38). در منابع این دوره همچنین، مکتب/ مکاتب‌السبیل براى اشاره به مکاتب ویژه آموزش ایتام به کار رفته که حاکى از خیریّه بودن این مراکز است (براى نمونه ← نویرى، ج 31، ص 121، ج 33، ص 305؛ مقریزى، ج 4، ص 117، 261؛ ابن‌تغرى بردى، همانجا).در مکاتب ایتام، یک یا دو مؤدِّب براى آموزش قرآن به یتیمان در نظر گرفته مى‌شد. این مؤدبان را فقیه نیز مى‌نامیدند (← نویرى، ج 31، ص 112، ج 32، ص 87). در مکتب ایتامى که به دارالقرآن دلامیه در دمشق وابسته بود، فردى با عنوان شیخ، آموزش ایتام را برعهده داشت و دو نفر دیگر یکى با عنوان ناظر و دیگرى عامل، وى را در این کار یارى مى‌کردند (نُعَیمى دمشقى، ج 1، ص 8ـ9). مؤدب لازم بود عالم به قرآن و آشنا به خط و زبان عربى باشد، چرا که وى علاوه بر قرآن، برخى آداب دینى و نیز خواندن و نوشتن را به کودکان آموزش مى‌داد. به‌علاوه، او بایست فردى دیندار، نیکوکار، آشنا با علوم شرعى، خوش‌خلق، مهربان و باادب و نیز متأهل مى‌بود (← حسین رمضان، ص 213؛ سعید عبدالفتاح عاشور، ص 433ـ434).هزینه مکتب ایتام عمدتآ از طریق وقف تأمین مى‌شد. براى مؤدبان و یتیمان حقوق و مستمرى نقدى و جنسى (جامگى و جِرایَه) به صورت روزانه و ماهیانه تعیین مى‌گردید. تعداد کودکان و مؤدبان و مقدار مقررى براساس نظر واقف و نیز وسعت و امکانات مکتب، متفاوت بود. گزارشها نشان مى‌دهد که تعداد کودکان از سیصد تن و بیش از آن، تا حداقل شش تن در هر مکتب بوده است. اغلب براى کودکان علاوه بر مقررى نقدى، مقدارى نان و حلوا و برخى خوراکیها و مایحتاج دیگر و نیز لباسهاى زمستانى و تابستانى تعیین مى‌شده است (← نویرى، ج 31، ص 112، ج 33، ص 305ـ306؛ ابن‌کثیر، ج 14، ص 78ـ 79؛ مقریزى، همانجاها؛ ابن‌تغرى بردى، ج 7، ص 121؛ نعیمى‌دمشقى؛ حسین رمضان، همانجاها). در حالى که برخى گزارشها نشان مى‌دهند که در قرن نهم، مقررى نقدى یک مؤدب بین پنجاه تا شصت درهم در ماه بوده است (← نویرى؛ نعیمى دمشقى، همانجاها). گزارشى از یک مکتب ایتام در مصر، در اوایل قرن دهم، نشان مى‌دهد که براى مؤدب چهارصد و براى ایتام هر کدام صد درهم در ماه اختصاص یافته بوده است (← حسین رمضان، همانجا). اگر این مقرریها به آنچه به صورت جنسى به مؤدبان و یتیمان داده مى‌شد، اضافه شود شاید بتوان نتیجه گرفت که در مقایسه با سایر معلمان و کودکان، به این افراد توجه بیشترى مى‌شده است و وضع مالى نسبتآ بهترى داشته‌اند (براى فهرستى تفصیلى از هزینه‌هاى یک مکتب ایتام در ایران عصر صفوى ـ قاجارى ← جهان‌پور، ص 55ـ63، 67ـ121).علاوه بر مکاتب ایتام، در برخى مدارس، در کنار استادان و مُعیدان، معلمانى نیز براى آموزش کودکان یتیم برگزیده مى‌شدند یا برخى از استادان و معلمان علاوه بر آموزش کودکان و دانشجویان عادى، بخشى از وقت خود را به آموزش ایتام اختصاص مى‌دادند (← نویرى، ج 33، ص 154؛ عبدالجلیل حسن عبدالمهدى، ج 2، ص 179). واقفان به تربیت و آموزش ایتام توجه ویژه مى‌کردند و گاه خود به‌رغم مشاغل و مناصبى که داشتند، شخصآ به احوال آنها رسیدگى مى‌کردند (براى نمونه ← ابن‌کثیر، همانجا).به‌رغم آگاهیهاى موجود درباره مکاتب ایتام، برخى از مطالب اساسى را درباره این مراکز نمى‌توان به‌روشنى و درستى مشخص کرد و اطلاعى درباره آنها در منابع یافته نمى‌شود؛ مثلا چگونگى گزینش ایتام و مدت زمان آموزش آنها در این مراکز شناخته نیست. همچنین، معلوم نیست که آیا آنان به صورت شبانه‌روزى در این مکاتب نگهدارى مى‌شدند و سرپرستى آنها هم برعهده متولیان این مراکز بود یا نه؟ از همین‌رو، اگرچه مکاتب ایتام بخشى از وظایف دارالایتامها و پرورشگاههاى دوره جدید را برعهده داشتند، نمى‌توان این مرکز را به‌طور کلى با دارالایتام مقایسه کرد. هرچند به نظر مى‌رسد براساس نظام سربازگیرى در دوره ممالیک، که به تربیت غلامان و افراد یتیم و بى‌سرپرست براى پیوستن به دستگاههاى نظامى و ادارى توجه ویژه مى‌شد، احتمالا مراکزى براى نگهدارى و دادن آموزشهاى لازم به کودکان یتیم در این دوره وجود داشته است (← امیره ازهرى سنبل ، ص 58).دارالایتام یا یتیم‌خانه نهادى اجتماعى است که در سرزمینهاى اسلامى از اواخر قرن سیزدهم تشکیل شد و سپس در سراسر قرن چهاردهم، به‌ویژه پس از تشکیل کشورهاى مستقل مسلمان، رشد کمّى و کیفى سریع و چشمگیرى یافت. درواقع، نگهدارى یتیمان در دوره جدید، به‌ویژه به هنگام فقر و تنگدستى، یکى از معضِلات جدّى جوامع به شمار مى‌رود. همین امر مردم و دولتها را به چاره‌اندیشى از طریق ایجاد مراکز نگهدارى کودکان به صورت شبانه‌روزى واداشته است. در این مراکز، از یتیمان، از نوزادى یا سنین بالاتر تا هنگام بلوغ که بتوانند با اتکا به خویش در جامعه زندگى کنند، نگهدارى مى‌شود و در این مدت، همه آنچه یک خانواده براى فرزندان خویش فراهم مى‌کند، اعم از مایحتاج زندگى و امکانات آموزشى، پرورشى، رفاهى و تفریحى، در حد توان در اختیار این کودکان قرار داده مى‌شود. در برخى یتیم‌خانه‌ها که توان مالى بیشترى داشته‌اند، امکانات و تسهیلات رفاهى، تفریحى و آموزشى به‌اندازه‌اى بوده است که کودکان پرورش‌یافته در آنها از هنرمندان و موفق‌ترین افراد و متخصصان جامعه خویش مى‌شده‌اند، به‌گونه‌اى که حتى خانواده‌ها تلاش مى‌کردند با سپردن فرزندان خود به این مراکز، زمینه علم و مهارت‌آموزى و درنتیجه موفقیت آنها را فراهم سازند. حتى فارغ‌التحصیلان برخى از دارالایتامها چون دارالشفقه در استانبول، با تشکیل انجمنها و جذب در مراکز نظامى و دولتى، نقش بیشترى در جامعه داشتند (← شهرى‌باف، ج 1، ص587؛ کلارک، ص75؛ د.ا.د.ترک، ذیل "Da(r(((afaka").در بسیارى از یتیم‌خانه‌ها، علاوه بر آموزشهاى علمى رایج در مدارس و مکاتب چون خواندن و نوشتن، آداب دینى و مقدمات علوم شرعى و دانشهاى ریاضى، جغرافیا و تاریخ، به کودکان مهارتهاى عملى و فنى نیز آموزش مى‌دادند تا آنها پس از به پایان رساندن دوره اقامت در یتیم‌خانه، بتوانند شغلى برگزینند یا در زندگى خصوصى خود از این مهارتها بهره ببرند. این آموزشها براى پسران شامل فنونى چون نجارى، آهنگرى، بنّایى، نقاشى، کفاشى، آرایشگرى، صحافى، حکاکى، سفالگرى و فلزکارى بود، و براى دختران مهارتهایى را دربرمى‌گرفت که اغلب در زندگى شخصى و خانوادگى به کارشان آید، مانند خانه‌دارى، گل‌دوزى، خیاطى، آشپزى، جوراب‌بافى و قالى‌بافى (← شهرى‌باف، ج1، ص586ـ587؛ «تشکیلات بلدیه طهران»، ص80؛ قاسمى پویا، ص290؛ کوپفرشمیت ، ص141؛ ناطق، ص200). اغلب یتیم‌خانه‌هاى جدید به امکانات پیشرفته رسانه‌اى و آموزشى مجهز شده‌اند (← عالم‌شاه ، ص 1415ـ 1416). با این حال، وضع مالى یتیم‌خانه‌ها همیشه اجازه چنین فعالیتهایى را به بانیان آن نمى‌داد و بسیارى از این مراکز، به‌ویژه آنهاکه افراد عادى و خیّرین ایجاد مى‌کردند، مشکلات مالى بسیارى براى تأمین مکان و هزینه‌هاى جارى خود داشتند (براى نمونه ← صنعتى‌زاده کرمانى، ص 65ـ69، 179، 308؛ محمد عبدالهادى جمال، ص 407).کشورهاى اسلامى از نظر توجه به ایجاد یتیم‌خانه‌ها و تکثر و تنوع آنها یکسان نیستند. هرچند، آمار موثقى در این زمینه یافته نشده است، اما به نظر مى‌رسد کشورهاى قلمرو عثمانى که در جنگ جهانى اول آسیب بیشترى دیدند و سپس تحت قیمومت دولتهاى اروپایى قرار گرفتند (مانند برخى از کشورهاى عربى حوزه دریاى مدیترانه)، کشورهایى که مناسبات بیشترى با مسیحیان و اروپاییان داشتند (چون کشورهاى واقع در شبه‌قاره هند)، و نیز مناطقى از جهان اسلام که بیشتر درگیر جنگ داخلى بودند، از نظر تقدم ایجاد یتیم‌خانه‌ها و تنوع آنها پیشرو باشند. از یک سو، خود کشورهاى استعمارگر با انگیزه‌هاى تبلیغى یا سروسامان دادن به انبوه یتیمانِ بازمانده از جنگ، به تأسیس چنین مراکزى دست مى‌زدند و از سوى دیگر، مسلمانان ساکن در این سرزمینها یا براى مقابله با تبلیغات مسیحیان اروپایى یا به انگیزه‌هاى خیرخواهانه و دینى، این کار را مى‌کردند براى مثال، لبنان که علاوه بر تحمل آسیبهاى پیش‌گفته، در نیمه دوم قرن چهاردهم/ بیستم درگیر جنگهاى داخلى نیز بود، به نظر مى‌رسد نسبت به جمعیت خود، بیشترین تعداد یتیم‌خانه‌ها را در بین کشورهاى اسلامى داشته باشد (کلارک، همانجا). همچنین، شهرهاى مختلف مصر در سالهاى 1300 تا 1320ش و سپس سالهاى 1370 تا 1380ش، داراى یتیم‌خانه‌هاى فراوانى متعلق به مسیحیان، مسلمانان، اتباع خارجى و بعضآ عموم مردم (فارغ از دین و ملیت) بود.از اهداف مهم دارالایتام که در 1301ش/ 1922 در بیت‌المقدس و با حمایت و نظارت سازمان اوقاف تشکیل شد، علاوه بر پناه‌دادن به کودکان یتیمِ بازمانده از جنگ جهانى اول، مقابله و رقابت با یتیم‌خانه‌هاى مبلّغان مسیحى بود. به‌علاوه در دهه سوم قرن سیزدهم و مقارن با قیامهاى کشور عربى در برابر قیمومت غربیان، کمک به کودکان یتیمِ و سرپرستى آنها یا سپردنشان به یتیم‌خانه‌ها، عملى وطن‌پرستانه به حساب مى‌آمد و گروههاى اجتماعى چون «انجمن زنان عرب» در فلسطین، دراین زمینه بسیار فعال بودند (← روگ، ص 131ـ132؛ گرینبرگ ، ص 121؛ دامپر ، ص 88). منطقه جامو و کشمیر در شبه‌قاره هند نیز به‌ویژه پس از استقلال هند و کشتارهاى ناشى از بحران کشمیر، یکى از سرزمینهاى پرشمار از حیث دارا بودن یتیم‌خانه است (← عالم‌شاه، ص 1413).یتیم‌خانه‌ها را از نظر بانیان و انگیزه‌هاى تأسیس آنها، مى‌توان به چند دسته تقسیم کرد: دسته اول، یتیم‌خانه‌هایى که پیروان و مبلّغان یک دین یا مذهب براى سرپرستى یتیمان همان دین یا جذب و دعوت دیگران به دین خویش ساخته‌اند. بى‌شک پرشمارترین و مؤثرترین آنها را مبلّغان مسیحى وابسته به فرقه‌هاى کاتولیک و پروتستان از نیمه دوم قرن سیزدهم/ نوزدهم در سرزمینهاى مختلف اسلامى ساختند. در واقع، ساخت یتیم‌خانه همیشه یکى از اقدامات مهم و اصلى مبلّغان مسیحى و ابزارى کارآمد براى جلب کودکان به مسیحیت به شمار مى‌رفته است. به نظر مى‌رسد کشیشان انگلیسى در نیمه دوم قرن دوازدهم/ هجدهم، پیشگامِ ساخت این یتیم‌خانه‌ها در شبه‌قاره هند بوده‌اند (← متاى ، ص 48). شهرهاى مختلفایران و سرزمینهاى عربى و اسلامىِ تحت سلطه عثمانى نیز همواره توجه مبلّغان دینى فرنگى را جلب کرده‌اند (براى آگاهى از برخى از این یتیم‌خانه‌ها ← ناطق، ص195، 200، 215، 242، 252؛ ریشتر ، ص156، 162، 260، 315؛ >دایرة‌المعارف هند< ، ج 1، ص 186، 250؛ بارون ، ص 241). شاید مصر، چه در دوره عثمانیان و چه پس از آن، بیشترین تعداد یتیم‌خانه‌هاى مسیحى را در میان سرزمینهاى اسلامى داشته است. براساس گزارش منتشرشده در 1348ـ1349ش/ 1969ـ 1970، از مجموع 173 یتیم‌خانه موجود در چند شهر مهم مصر، از جمله قاهره و اسکندریه، که همگى تحت نظارت وزارت امور اجتماعى بودند، 85 یتیم‌خانه متعلق به مسیحیان بود (←روگ، ص 132). اولین و مهم‌ترین یتیم‌خانه مسیحى در مصر را یک زن مبلّغ امریکایى به نام لیلیان هانت ترشر (متوفى 1340ش/ 1961) در شهر اسیوط ، از مراکز اصلى مسیحیان پروتستان، ایجاد کرد. این یتیم‌خانه که «مَلجأ الایتام الخَیْرىّ» نام داشت، به‌زودى به شهرکى با همه امکانات رفاهى و تفریحى تبدیل شد و در پانزده سال نخست فعالیتش، حدود هشت هزار یتیم در آن سرپرستى شدند. ترشر دختران یتیم زیر دوازده و پسران زیر ده سال را بدون توجه به دین و مذهبشان در مرکز خویش مى‌پذیرفت و تا هجده سالگى از آنها نگهدارى مى‌کرد. به علاوه، بچه‌هاى سرراهى، معلول، جذامى، دختران نابینا و کودکانى که پدر و مادر ناتوان داشتند نیز در این مرکز پذیرفته مى‌شدند. حتى دخترانى که از طریق رابطه نامشروع داراى فرزند شده بودند، با بچه خود در یتیم‌خانه وى زندگى مى‌کردند. به‌رغم اینکه این یتیم‌خانه مبلّغ مسیحیت بود، اقدامات خیرخواهانه ترشر به‌زودى توجه مسلمانان را نیز به خود جلب کرد، به‌گونه‌اى که علاوه بر اوقاف، بخشى از منابع مالى این مرکز را تاجران و ثروتمندان مسلمان محلى تأمین مى‌کردند. در دهه اول قرن چهاردهم/ دهه سوم قرن بیستم، در نتیجه اظهارات روزنامه الجهاد درباره اینکه ترشر کودکان مسلمان را به خدمت مسیحیان مى‌گمارد، دولت مصر 64 تن از کودکان مسلمان را از یتیم‌خانه پس گرفت (بارون، ص241ـ255).دسته دوم از یتیم‌خانه‌ها را انجمنها، جمعیتها، بنیادها و نهادها و مؤسسه‌هاى خصوصى و گاه نیمه‌دولتى ایجاد مى‌کنند. بدیهى است باتوجه به اهداف و انگیزه‌هاى سیاسى، مذهبى، اجتماعى و گاه خیرخواهانه این گروهها، برنامه‌هاى آموزشى و تربیتى و معیارهاى گزینش کودکان نیز در یتیم‌خانه‌ها متفاوت خواهد بود. یکى از قدیم‌ترین این انجمنها «جمعیت تدریسیه اسلامیه» وابسته به گروهى از دولتمردان عثمانى بود که در 1290/1873 به تقلید از فرانسویان، در استانبول یتیم‌خانه‌اى به نام دارالشفقه ایجاد کرد. بخشى از هزینه‌هاى دارالشفقه را برخى از وزرا و مأموران عالى‌رتبه دولتى و بخش دیگر را خزانه مالیه تأمین مى‌کرد. براساس نظامنامه آن، کودکان یتیم و فقیر مسلمانِ زیر یازده سال پذیرفته مى‌شدند و هدف اصلى‌اش تربیت افرادى بود که پس از فارغ‌التحصیلى در دوایر و ادارات لشکرى و کشورى خدمت کنند. بنابراین، دارالشفقه به‌رغم تحولات فراوان، داراى برنامه‌هاى مدون و منظم آموزشى و تربیتى بوده است و زبانهاى ترکى، عربى، فرانسه و در دوره جدید انگلیسى، علوم دینى، تاریخ و جغرافیاى عثمانى، منطق، ادبیات و فن ترسّل، ریاضیات، شیمى، نجوم، مکانیک، اقتصاد، اصول دفتردارى و برخى از فنون و حِرَف دیگر در آن تدریس مى‌شوند. دارالشفقه از 1321/1903 تحت پوشش وزارت معارف قرار گرفت و امروزه نیز یکى از مراکز مهم آموزشى و تربیتى به صورت شبانه‌روزى است (← د.ا.د.ترک، همانجا).یکى از شاهکارهاى شوراى عالى مسلمانان که در دوره تسلط انگلیسیها در فلسطین در 1302ش/ 1923، با هدف اداره امور مسلمانان به‌ویژه در زمینه اوقاف و امور شرعى، تشکیل شد، تأسیس دارالایتام در بیت‌المقدس بود. این دارالایتام با شعار «العلم و العمل»، نقش مهمى در آموزش و تربیت کودکان مسلمان ایفا کرد. علاوه بر آموزشهاى دینى و علمى رایج، بسیارى از فنون نیز در این مرکز به کودکان آموخته مى‌شد. به‌گونه‌اى که بخشى از درآمد دارالایتام از طریق فروش محصولات دست‌ساز کودکان تأمین مى‌گردید. به علاوه، دارالایتام چاپخانه‌اى مهم داشت که از سراسر فلسطین سفارش مى‌گرفت و بخش عمده‌اى از هزینه‌هاى دارالایتام با فعالیتهاى همین چاپخانه تأمین مى‌شد. تشکیلات منظم و سطح آموزشهاى این دارالایتام، تحسین بسیارى از ناظران را برانگیخته است (← کوپفرشمیت، ص 141ـ142).در لبنان نیز، انجمنهاى غیردولتى اقدامات مهمى براى ایجاد یتیم‌خانه انجام دادند (براى نمونه ← تامپسون ، ص 96).مهم‌ترین یتیم‌خانه غیردولتى در این کشور در 1335/ 1917 تشکیل شد. در 1311ش/ 1932، دارالایتام الاسلامیة نام گرفت و در 1351ش/ 1972، به «مؤسسات الرعایة الاجتماعیة فى لبنان: دارالایتام الاسلامیة» تغییر نام داد. این مرکز که داراى امکانات گسترده آموزشى و رفاهى است و در بسیارى از شهرهاى لبنان نمایندگیهایى با نامهاى مختلف دارد، بى‌شک نقش مهمى در تحولات اجتماعى این کشور دارد (← مؤسسات الرعایة الاجتماعیة فى لبنان، 2006؛ کلارک، ص 75ـ80). بنیاد امام موسى صدر در شهر صور نیز در کنار اعمال خیریه دیگر، از 1398/1978 مرکزى براى نگهدارى و آموزش ایتام دایر کرده است (مؤسسات الامام‌الصدر، 2011).در جامو و کشمیر، مراکز غیردولتى از جمله بنیاد یتیم جامو و کشمیر یتیم‌خانه‌هایى براى پسران و دختران ایجاد کرده‌اند و نقش مهمى در تربیت نیروهاى متخصص، به‌ویژه در پزشکى و مهندسى، داشته‌اند (← عالم‌شاه، ص 1414ـ1423).انجمنهاى «لَجَنة الدعوة الاسلامیة» در کویت و «مؤسسة الحرمین الخیریة» در جدّه، به مسلمانان به‌ویژه گروههاى تندرو، براى ایجاد یتیم‌خانه در کشورهاى مختلف بسیار کمک کرده‌اند. مؤسسة الحرمین الخیریة که متعلق به وهابیان است، سازمان القاعده را یارى کرده است تا در کشورهایى چون بوسنى، سومالى و فیلیپین یتیم‌خانه‌هایى دایر کند (← عطوان ، ص 226؛ ابوزه ، ص 138؛ کومراس ، ص 121، 123).سومین دسته از یتیم‌خانه‌ها را دولتها یا مؤسسات و سازمانهاى وابسته به دولت ایجاد و اداره مى‌کرده‌اند. به‌ویژه از زمان شکل‌گیرى زندگى شهرى به شیوه جدید و تشکیل بلدیه* در شهرهاى مختلف اسلامى که عمدتآ به اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم برمى‌گردد، این یتیم‌خانه‌ها تأسیس شدند. درواقع، یکى از وظایف اصلى بلدیه‌ها سامان‌دادن به وضع کودکان یتیم و بى‌سرپرست بود. بدیهى است که این نوع یتیم‌خانه‌ها بیشتر در شهرهاى پرجمعیت، که هم یتیمان بیشترى دارند و هم جلب حمایت مردمى آسان‌تر است، تشکیل مى‌شوند. در تهران در 1334/ 1295ش، وثوق‌الدوله رئیس‌الوزراى وقت، شخصى را به ریاست دارالمساکین که پس از آن به دارالایتام تبدیل شد، منصوب کرد و بدین‌ترتیب، اداره امور خیریه بلدیه تهران تشکیل شد. این دارالایتام در دوره مشیرالدوله ماهیانه 150،5 تومان بودجه داشت و 650 یتیم را سرپرستى مى‌کرد (محبوبى اردکانى، ج 2، ص 135). دارالایتام در 1299ش دو شعبه داشت: مدرسه شبانه‌روزى پسران در عمارت دولتى معروف به «باغ اعتماد حضور» و مدرسه شبانه‌روزى دختران واقع در «باغ آرشاک‌خان». مجموعآ، حدود 300،1 نفر در این مدارس نگهدارى مى‌شدند (همان، ج 2، ص 136ـ137). در 1308ش نیز، در «پرورشگاه کودکان بلدى» سیصد پسر و صد دختر یتیم بین پنج تا هجده سال، طبق برنامه وزارت معارف، آموزش داده مى‌شدند («تشکیلات بلدیه طهران»، ص80). بنابر مصوبه فرهنگستان زبان ایران در سالهاى پایانى دوره پهلوى اول، واژه «پرورشگاه یتیمان» جایگزین دارالایتام شد (← فرهنگستان زبان ایران، ص 18) و در دوره پهلوى دوم، علاوه بر شهرداریها، برخى سازمانها و ادارات دولتى چون آموزش و پرورش و شیروخورشید سرخ نیز به ایجاد پرورشگاه اقدام کردند. ظاهرآ فعال‌ترین مؤسسه در این زمینه بنیاد پهلوى بود که انبوهى پرورشگاه را در شهرهاى مختلف ایجاد و سرپرستى کرد (← ایرانشهر، ج 2، ص 1445ـ 1449؛ کریمان، ص 341).پس از پیروزى‌انقلاب اسلامى (1357ش)، براساس مصوبه دولت در 1358ش، کلیه مراکزى که به نوعى در نگهدارى و تربیت کودکان بى‌سرپرست و یتیم سهم داشتند، به وزارت بهدارى و بهزیستى منتقل شدند (رضایى و همکاران، ص 23ـ24).در قلمرو عثمانى نیز از 1333/ 1915، با پیشنهاد احمد شُکرى‌بیگ وزیر معارف، در پایتخت و برخى شهرهاى دیگر دارالایتامهایى ایجاد شد. هزینه این مراکز از بودجه دولت و بلدیه‌ها تأمین مى‌شد و در مدتى کوتاه، شمار کودکان تحت حمایت این مراکز به شانزده هزار تن رسید. این دارالایتامها در 1306ش/ 1927، به‌سبب مشکلات مالى و دشواریهاى ناشى‌از جنگ، به دارالشفقه ملحق شدند (د.ا.د.ترک، ذیل "Da(r(leyta(m").چهارمین دسته، یتیم‌خانه‌هایى است که افراد خیّر با هزینه شخصى یا از طریق املاک وقفى خود مى‌ساخته‌اند. بدیهى است این دسته از یتیم‌خانه‌ها بیش از دسته‌هاى دیگر از نظر مالى و گاه پرداختن به مسائل آموزشى و تربیتى کودکان در مضیقه بوده‌اند. در ایران، گزارشهایى از ایجاد این مراکز از دوره ناصرى به‌بعد در دست است (براى نمونه ← سپهر، 1368شالف، ص 156؛ همو، 1368ش ب، ص 109، 238؛ صنعتى‌زاده کرمانى، ص 65ـ69؛ مونس‌الدوله، ص 336ـ338؛ قاسمى پویا، ص290). یکى از بزرگ ترین و دیرپاترین این مراکز که تا امروز به فعالیت خود ادامه داده است، «پرورشگاه یتیمان رشت» است که در 1317ش به همت کاظم مژدهى ایجاد شد. این پرورشگاه داراى مجموعه‌هاى مختلف ادارى، فرهنگى، بهداشتى، صنعتى، ورزشى، و حتى کتابخانه و سالن نمایش و موسیقى بود و براساس مقررات ادارات فرهنگ و بهدارى اداره مى‌شد (← تاریخچه پرورشگاه یتیمان رشت، ص 4، 18ـ20).دارالایتامها در سرزمینهاى اسلامى بخش چشمگیرى از مشکلات اجتماعى و اقتصادى جوامع را برطرف مى‌کردند. برخى از این مراکز حتى تلاش مى‌کردند با برخى از آداب و آیینهاى نادرست جامعه درباره کودکان، مقابله کنند. براى نمونه، مسئولان دارالایتامى در بیت‌المقدس تلاش بسیارى کردند تا از ازدواج زودهنگام دختران که رواج فراوان داشت، جلوگیرى کنند و تقاضاهایى را که براى ازدواج با دختران ساکن در دارالایتام مى‌رسید، به شدت رد مى‌کردند (گرینبرگ، ص 115)، یا دارالایتام الاسلامیه در لبنان براى رفع همه مشکلات اجتماعى کودکان، به‌جز روسپى‌گرى و اعتیاد که به دلایلى پرداختن به آن در این مراکز از جانب حکومت منع شده بود، تلاش مى‌کرد. حتى مى‌کوشید تا با آگاه کردن مردم از طریق رسانه‌ها، به معضل کودکان سرراهى که مشکلاتى براى جامعه و خود کودکان به دنبال مى‌آورد، پایان دهد (← کلارک، ص 75ـ80). با این حال، این تلاشها همیشه موفقیت‌آمیز نبود و به نظر مى‌رسد به‌رغم همه اقدامات مشفقانه و خیرخواهانه یتیم‌خانه‌ها، در میان بسیارى از مردم و نیز خود کودکان، نگاه چندان مثبت و رضایت‌بخشى به این مراکز وجود نداشته است.در ایران، برخى متدینان در دوره ناصرى یتیم‌خانه را محصولى غربى مى‌دانستند که در آن به کودکان درس بى‌دینى مى‌دهند و به‌ویژه با ایجاد دارالایتام دخترانه به‌شدت مخالفت مى‌کردند (← مونس‌الدوله، ص 337) در مصر به‌رغم خدمات بسیارِ ترشر، برخى از مردم مى‌پنداشتند که او کودکان را به صورت برده به امریکا مى‌فرستد (بارون، ص 245). کودکان ساکن در این مراکز نیز چندان خوش نداشتند که به‌عنوان کودک یتیم‌خانه‌اى شناخته شوند. حتى برخى از متولیان یتیم‌خانه‌ها از داشتن کودکان سرراهى احساس شرمندگى مى‌کردند (← کلارک، ص 76ـ80). شاید چنین تصورى درباره یتیم‌خانه‌ها موجب شد، بانیان و متولیان به‌تدریج نام این مراکز را از دارالایتام به عناوینى چون جمعیت، انجمن، مؤسسه و پرورشگاه تغییر دهند (← روگ، ص 128). به‌علاوه در دوره جدید، سازمانها و نهادهاى مختلف و نیز متخصصان امور اجتماعى و تربیتى تلاشهاى علمى و عملى فراوانى براى کاستن مشکلات یتیمان و یتیم‌خانه‌ها براى جامعه به عمل آورده‌اند (براى نمونه‌هایى از مطالعات درباره پرورشگاههاى ایران ← بوستانى ، ص 32ـ38).منابع : علاوه بر قرآن؛ ابراهیم عبدالمنعم، رعایة الایتام فى الاندلس من الفتح الاسلامى حتى نهایة دولة المرابطین، اسکندریه 2005؛ ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فى احکام الحسبة، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسى مطیعى، ]قاهره[ 1976، چاپ افست ]قم[ 1408؛ ابن‌بطوطه، رحلة ابن‌بطوطة، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت 1407/1987؛ ابن‌تغرى بردى، النجوم الزاهرة فى ملوک مصر و القاهرة، قاهره ?] 1383[ـ1392/ ?] 1963[ـ1972؛ ابن‌جبیر، رحلة ابن‌جبیر، بیروت 1986؛ ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ على شیرى، بیروت 1415ـ1421/ 1995ـ2001؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، بیروت 1411/1990؛ امین؛ اوقاف و املاک المسلمین فى فلسطین، تحقیق و تقدیم محمد اپشرلى و محمد داود تمیمى، استانبول: منظمة المؤتمر الاسلامى، 1402/1982؛ ایرانشهر، تهران: کمیسیون ملى یونسکو در ایران، 1342ـ1343ش؛ فتح‌بن على بندارى، تاریخ دولة آل‌سلجوق ]زبدة‌النُصرة و نخبة‌العُصرة[، بیروت 1978؛ تاریخچه پرورشگاه یتیمان رشت و دبستان مژدهى و کتابخانه و قرائتخانه دانش، نویسنده و گردآورنده: محمدمهدى کاشانى، رشت 1327ش؛ «تشکیلات بلدیه طهران»، سالنامه پارس، سال 4 (1308ش)؛ فاطمه جهان‌پور، تاریخچه مکتب‌خانه‌ها و مدارس قدیم آستان قدس رضوى با تکیه بر اسناد (صفویه تا قاجاریه)، مشهد 1387ش؛ حسین رمضان، «منشأة الامیر ازدمر من على‌باى: دراسة اثریة وثائقیة»، مجلة کلیة‌الآثار، ش 5 (1991)؛ حمداللّه مستوفى، تاریخ گزیده؛ محمدبن احمد ذهبى، تاریخ‌الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، بیروت، حوادث و وفیات 81ـ100ه .، 1414/ 1993، حوادث و وفیات 621ـ630ه .، 1418/1998، حوادث و وفیات 671ـ 680ه .، 1420/1999، حوادث و وفیات 691ـ700ه .، 1421/ 2000؛ رشیدالدین فضل‌اللّه، وقفنامه ربع رشیدى، چاپ مجتبى مینوى و ایرج افشار، تهران 1356ش؛ فاطمه رضایى، ولى‌اللّه نصر، و حمیدرضا الوند، حقوق کودکان فاقد سرپرست قانونى، تهران 1387ش؛ احمدبن ابراهیم سبط ابن‌عجمى، کُنوز الذهب فى تاریخ حلب، چاپ شوقى شعث و فالح بکّور، حلب 1417ـ1418/ 1996ـ 1997؛ عبدالحسین سپهر، مرآت الوقایع مظفرى؛ و، یادداشتهاى ملک‌المورخین، چاپ عبدالحسین نوائى، تهران 1368ش الف؛ همو، یادداشتهاى ملک‌المورخین، در همان، 1368ش ب؛ سعید عبدالفتاح عاشور، «المؤسسات الاجتماعیة فى الحضارة العربیة»، در موسوعة الحضارة العربیة الاسلامیة، ج 3، بیروت: المؤسسة العربیة للدراسات و النشر، 1995؛ جعفر شهرى‌باف، تاریخ اجتماعى تهران در قرن سیزدهم، تهران 1367ـ1368ش؛ عبدالحسین صنعتى‌زاده کرمانى، روزگارى که گذشت، ]تهران[ 1346ش؛ عبدالجلیل حسن عبدالمهدى، المدارس فى بیت‌المقدس فى العصرین الایوبى و المملوکى، عَمّان 1401/1981؛ فرهنگستان زبان ایران، واژه‌هاى نو که تا پایان سال 1319 در فرهنگستان ایران پذیرفته شده است، تهران 1354ش؛ اقبال قاسمى‌پویا، مدارس جدید در دوره قاجاریه: بانیان و پیشروان، تهران 1377ش؛ قلقشندى؛ حسین کریمان، تهران در گذشته و حال، تهران 1355ش؛ حسین محبوبى اردکانى، تاریخ مؤسسات تمدنى جدید در ایران، تهران 1354ـ1368ش؛ محمد عبدالهادى جمال، الحرف و المهن و الانشطة التجاریة القدیمة فى الکویت، کویت 2003؛ احمدبن على مَقریزى، کتاب الخطط المقریزیة، ج 4، مصر 1326؛ مؤسسات الامام‌الصدر، 2011.Retrieved Jan. 8, 2012, from http://www. imamsadrfoundation.org/home/Show/The-Orphanage- Care-Program;مؤسسات الرعایة الاجتماعیة فى لبنان: دارالایتام الاسلامیة، 2006.Retrieved Nov. 8, 2011, from http://www.daralaytam.org;مونس‌الدوله، خاطرات مونس‌الدوله: ندیمه حرمسراى ناصرالدین‌شاه، چاپ سیروس سعدوندیان، تهران 1380ش؛ هما ناطق، کارنامه فرهنگى فرنگى در ایران: 1921ـ 1837، تهران 1380ش؛ عبدالقادربن محمد نُعَیمى دمشقى، الدارس فى تاریخ المدارس، چاپ جعفر حسنى، ]قاهره[ 1988؛ احمدبن عبدالوهاب نُوَیرى، نهایة‌الارب فى فنون الادب، قاهره، ج 9 و 30، 1428/2007، ج 31، 1429/2008، ج 32، و 33، 1423/2002؛Zachary Abuza, "Al Qaeda in Southeast Asia: exploring the linkages", in After Bali: the threat of terrorism in Southeast Asia, ed. Kumar Ramakrishna and See Seng Tan, Singapore 2003; Manzoor Alam Shah, "Orphanage homes and the plight of orphans in municipal area Srinagar", in Challenges to religions and Islam: a study of Muslim movements, personalities, issues and trends, ed. Hamid Naseem Rafiabadi, pt.3, New Delhi: Sarup & Sons, 2007; Amira Azhary Sonbol, "Adoption in Islamic Society: a historical survey", in Children in the Muslim Middle East, ed. Elizabeth Warnock Fernea, Austin: University of Texas Press, 1995; Abdel Bari Atwan, The secret history of al-Qaeda, Berkeley, Calif. 2008; Beth Baron, "Nile mother: Lillian Trasher and the orphans of Egypt", in Competing kingdoms: women, mission, nation, and the American Protestant empire, 1812-1960, ed. Barbara Reeves - Ellington, Kathryn Kish Sklar and Connie A. Shemo, Durham: Duke University Press, 2010; Manijeh Boustani, "A comparison of the social competence of orphanage and home-reared children in Iran", doctoral thesis, The Graduate School of Duke University, 1987; Morgan Clarke, Islam and new kinship: reproductive technology and the shariah in Lebanon, NewYork 2011; Victor Comras, "Al Qaeda finances and funding to affiliated groups", in Terrorism financing and state responses: a comparative perspective, ed. Jeanne K. Giraldo and Harold A. Trinkunas, Stanford, Calif.: Stanford University Press, 2007; Michael Dumper, The politics of sacred space: the old city of Jerusalem in the Middle East conflict, Boulder, Colo. 2003; Encyclopedia of India, ed. Stanley Wolpert, Detroit: Charles Scribner's Sons, 2006, s.vv. "British impact" (by Ainslie T. Embree), "Christian impact on India, history of" (by Graham Houghton); Ela Greenberg, Preparing the mothers of tomorrow: education and Islam in mandate Palestine, Austin 2010; Uri M. Kupferschmidt, The Supreme Muslim Council: Islam underthe British mandate for Palestine, Leiden 1987; John Matthai, Village government in British India, London 1915; Julius Richter, A history of Protestant missions in the Near East, New York 1910; Andrea B. Rugh, "Orphanages in Egypt: contradiction or affirmation in a family - oriented society", in Children in the Muslim Middle East, ed. Elizabeth Warnock Fernea, Austin: University of Texas Press, 1995; Elizabeth Thompson, Colonial citizens: republican rights, paternal privilege, and gender in French Syria and Lebanon, NewYork 2000; TDVI(A, s.vv. "Da(r(leytam" (by Hidayet Y. Nuhog(lu), "Da(r(((afaka" (by Halis Ayhan Hakk( Mavi(); Mahmoud Yazbak, "Muslim orphans and the shar(((a in Ottoman Palestine according to sijill records", Journal of the economic and social history of the Orient, vol.44, pt.2 (May 2001).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محسن معصومی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 16
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده