خلف احمر شهرت خلف بن حیان
معرف
شاعر و نحوى و راوى بصرى در قرن دوم، که به جعل روایات ادبى شهرت دارد
متن
خَلَف احمر، شهرت خَلف‌بن حَیّان، شاعر و نحوى و راوى بصرى در قرن دوم، که به جعل روایات ادبى شهرت دارد. کنیه‌اش ابومُحْرِز و ابومحمد بود، اما به دلیل سرخى چهره به احمر ملقب شد (ابوالطیب لغوى، ص 59؛ خوانسارى، ج 3، ص 281). ابن‌هشام در ذکر مسئله زنبوریه در نحو (رجوع کنید به ج 1، ص 88)، بین او و على‌بن مبارک احمر* اشتباه کرده است (براى اطلاع بیشتر رجوع کنید به خلف احمر، مقدمه تنوخى، ص10ـ12).از تاریخ ولادت خلف خبرى در دست نیست. وى اهل فرغانه (در ترکستان)، اما گویا در اصل از خراسان بوده است. خلف و پدر و مادرش در فتح سُغد اسیر و به بصره منتقل شدند. آنها را از موالى ابوبرده اشعرى* و به روایتى از موالى بنى‌امیه دانسته‌اند (ابن‌قتیبه، ج 2، ص 789؛ ابن‌ندیم، ص 55؛ یاقوت حموى، ج 3، ص 1254).خلف احمر از حمّاد راویه*، روایتهاى بسیارى آموخت، تا حدى که اهل کوفه، بعد از مرگ حمّاد، اشعارشان را نزد خلف احمر مى‌خواندند. همچنین نحو را از عیسى‌بن عمر*، یونس‌بن حبیب* و ابوزید انصارى* و لغت را از ابوعَمروبن علاء* فراگرفت (رجوع کنید به ابوالطیب لغوى، همانجا؛ سیرافى، ص 42؛ صفدى، ج 29، ص 381). وى با رؤبة‌بن عجّاج* نیز مناسباتى داشت (رجوع کنید به سیرافى، ص 61ـ62؛ مرزبانى، ص 228).برخى از اهالى بصره، از جمله اصمعى* و ابن‌سلّام جمحى* نزد او درس آموختند (ازهرى، ج 1، ص 9؛ سیوطى، المزهر، ج 2، ص 405). ابونواس* نیز به شاگردى او افتخار مى‌کرد (قفطى، ج 1، ص350) و هنوز استادش زنده بود که اشعارى در رثایش سرود (رجوع کنید به ابونواس، ج 1، ص310ـ317).خلف احمر شاعرى ماهر، راوى شعر و واژه‌هاى غریب، منتقد شعر، نحوى و آگاه به انساب و اخبار بود (ابن‌قتیبه، همانجا؛ قفطى، ج 1، ص 348). روایت شده است که هرگز کسى در شناخت اشعار و شاعران به مرتبه او نمى‌رسید (ابوالطیب لغوى، همانجا). شاید به همین سبب وى را با لقب عَلَم‌الشعر (نشان شعر) ستوده‌اند (قفطى، ج 1، ص350). او در شعر، مَثَل شد و به جایگاهى بالاتر از مقام حمّاد دست یافت (ابوالطیب لغوى، همانجا).خلف مانند دیگر راویان حرفه‌اى اوایل دوره عباسى، روایت کردن شعر جاهلى را پیشه اصلى خود قرار داد (شوقى ضیف، ج 1، ص 148) و بزرگ‌ترین راوى بصره شد (رجوع کنید به ابن‌سلام جُمَحى، ص 50)، اما به سبب اصالت ایرانى‌اش، از راویان قبایل نبود و از راویان عالِم به شمار مى‌رفت (رجوع کنید به اسد، ص 251ـ252،370ـ371). ابن‌سلام جمحى (همانجا) و سیوطى (بغیة، ص 554) او را در روایت ثقه دانسته‌اند. ازهرى نیز در تهذیب‌اللغة، به روایاتش اعتماد کرده است (رجوع کنید به ج 1، ص 8ـ9).معاصرانش وى را محترم مى‌شمردند، اما به‌تدریج به جعل روایات متهم شد (رجوع کنید به زکى ذاکر عانى، ص 13). او مانند حمّاد راویه، از مشهورترین راویان متهم به سرودن شعر و نسبت‌دادن آن به دیگر شاعران است (اسد، ص 462). آنچه خلف احمر را از حمّاد متمایز مى‌کرد، علاوه بر آشنایى به واژه‌ها و اشعار پیشینیان، موهبت شعرى فراوانش بود. او به آسانى در اشعار جاهلى دخل و تصرف مى‌کرد (رجوع کنید به آلوارت ، ص 58) و سروده‌هایش را به شاعران پیشین نسبت مى‌داد (ابن‌قتیبه، ج 2، ص790). هر چند شاید این کار از روى نیتى خیر براى اصلاح و تکمیل شعر صورت مى‌گرفت (رجوع کنید به بلاشر ، ج 1، ص 107).خلف با وجود اصالت غیرعربى، در شعر کهن عربى چنان مهارتى یافت (رجوع کنید به بروکلمان ، >ذیل<، ج 1، ص 111) که راویان نیز اشعارش را از اشعار قدیمى تشخیص نمى‌دادند (قفطى، ج 1، ص 348). او براى شاعران قبیله عبدالقیس، اشعار جعلى بسیارى ساخت که اهل بصره و کوفه آنها را فراگرفتند (ابوالطیب لغوى، همانجا). همچنین اشعارى منسوب به نابغه ذبیانى*، ابو دُؤاد ایادى* و تأبَط شرّا* سرود. لامیه معروف شنفرى* را نیز از سروده‌هاى احتمالى او دانسته‌اند (رجوع کنید به قالى، ج 1، ص 156؛ زَبیدى، ص163؛ یاقوت حموى، ج 3، ص 1255؛ نیز رجوع کنید به سزگین ، ج 2، ص 58).خلف احمر که در پایان عمر به پارسایى روى آورده و روز و شب را به تلاوت قرآن مى‌گذراند، اشعار جعلى‌اش را براى اهل کوفه فاش ساخت، اما آنان ترجیح دادند سخنانش را باور نکنند (رجوع کنید به ابوالطیب لغوى، ص 59ـ60). خلف بعد از 193 و بنابه روایات دیگر در 175 یا حدود 180 از دنیا رفت (یاقوت حموى، ج 3، ص 1254؛ سیوطى، بغیة، همانجا؛ قس فیروزآبادى، ص 78 که سال مرگش را بعد از 200 دانسته است).پژوهشگران معاصر درباره روایتهاى خلف نظرهاى متفاوتى دارند. به نظر شوقى‌ضیف (ج 1، ص 157) روایتهایى که از خلف‌احمر به ما رسیده‌است، ارزش ندارد. طه حسین (ج 1، ص 177ـ178)، با اشاره به دوستى خلف احمر با افراد فاسدى چون والبة‌بن حباب* و ابونواس، وى را همانند استادش حمّاد، فاسد و بى‌دین و اخلاق دانسته است. به‌نظر براونلیش و لایل ،با وجود ساختگى بودن برخى اشعار خلف احمر، اشعار صحیحى نیز از او برجاى مانده است (رجوع کنید به شوقى‌ضیف، ج 1، ص 168). ناصرالدین اسد (رجوع کنید به ص 462) نیز به دلایلى چون برخى روایات موجود، او را ثقه دانسته است. به هر حال، با اینکه روایات موثقى بر جعلیات این راوى بزرگ دلالت دارد، هنوز هم قدرت و حجیت ادبى، قرین نام اوست (بلاشر، ج 1، ص 106).خلف احمر اولین کسى بود که سنّت سَماع (اخذ واژه یا عبارت از طریق گوش دادن) را در بصره پایه‌گذارى کرد (ابن‌انبارى، ص 59). او براى روایت کردن شیوه‌اى پیشرفته و متفاوت داشت. در این روش او به خوبى به قرائت شاگردانش از دیوان شاعر گوش فرا مى‌داد و اشتباهات را تصحیح مى‌کرد و تعلیقاتى چون اعراب و مناسبت سروده شدن قصیده را به آن مى‌افزود (اسد، ص 251ـ252). او ظاهرآ روایات را به شکل شفاهى انتقال مى‌داد (بلاشر، ج 1، ص100) و با روایت اشعار عربهاى بادیه‌نشین، ذوق شعرى راویان بصره را تغییر مى‌داد (رجوع کنید به د. اسلام، چاپ دوم، ذیل «خلف‌بن حیان‌الاحمر»). وى همچنین نظر نقدى بر شعر شاعران داشت (رجوع کنید به ابن‌سلام جمحى، ص 44؛ ابوالفرج اصفهانى، ج 3، ص 190، ج10، ص 81) و گاهى اشعار را اصلاح مى‌کرد (رجوع کنید به قالى، ج 1، ص 157؛ مرزبانى، ص 171ـ172). بعدها اصمعى و ابوزید انصارى در بصره، روایات منسوب به خلف‌احمر را جمع‌آورى (بلاشر، ج 1، ص 117) و به آراى لغوى‌اش استناد کردند (براى نمونه رجوع کنید به ابن‌منظور، ذیل «سبل» و «دهمق»).خلف‌احمر دیوانى داشت که ظاهرآ به جاى وى به ابونواس منسوب شد (یاقوت حموى، ج 3، ص 1256؛ حاجى‌خلیفه، ج 1، ص 788)، هرچند این تردید وجود دارد که شاعرى با این مقام و منزلت، کل اشعارش را به شاعر دیگرى نسبت دهد و از نسبت دادن آن به خود بخل ورزد (اسد، ص 444). در چند قطعه شعر به جاى مانده از خلف نیز (براى نمونه رجوع کنید به قالى، ج 1، ص 156)، بیشتر هنر یک جعل‌کننده شعر جلوه مى‌کند تا استعداد حقیقى شاعر (بلاشر، ج 1، ص 105). از جمله اشعارش، قصیده‌اى است که در هجو ابومحمد یزیدى سروده است (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج20، ص 231ـ235).کتاب مقدمة فى‌النحو، از آثار منسوب به اوست که عزّالدین تنوخى آن را براساس تنها نسخه‌خطى این کتاب در کتابخانه سلیمانیه استانبول (مجموعه شهید على‌پاشا، ش 2358) در 1381/1961 به چاپ رساند. برخى دلایل بر صحت انتساب این کتاب به خلف احمر دلالت دارد (رجوع کنید به خلف احمر، مقدمه تنوخى، ص 4، 6ـ8؛ د.ا.د.ترک، ذیل «خلف‌الاحمر»). بنابراین این کتاب را باید قدیم‌ترین تألیف مختصر نحوى به‌شمار آورد (رجوع کنید به خلف‌احمر، همان مقدمه، ص 3) که شامل 33 باب است.کتاب جبال‌العرب یا حَیَات‌العرب نیز به خلف احمر منسوب است (ابن‌ندیم، ص 55؛ یاقوت حموى، همانجا؛ قفطى، ج 1، ص350)، اما اثرى از آن در دست نیست.منابع : هرمان آلوارت، «ملاحظات عن صحّة‌القصائد العربیة‌القدیمة»، در دراسات المستشرقین حول صحة‌الشعر الجاهلى، ترجمها عن الالمانیة و الانکلیزیة و الفرنسیة عبدالرحمان بدوى، بیروت: دارالعلم للملایین، 1979؛ ابن‌انبارى، نزهة‌الالباء فى طبقات الادباء، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ?]1386/ 1967[؛ ابن‌سلام جُمَحى، طبقات‌الشعراء، چاپ عمر فاروق طباع، بیروت 1418/1997؛ ابن‌قتیبه، الشعر والشعراء، چاپ احمد محمدشاکر، ]قاهره [1386ـ1387/ 1966ـ1967؛ ابن‌منظور؛ ابن‌ندیم (تهران)؛ ابن‌هشام، مُغْنى‌اللَّبیب عن کتب‌الاعاریب، چاپ محمد محیى‌الدین عبدالحمید، قاهره 1964، چاپ افست قم 1404؛ عبدالواحدبن على ابوالطیب لغوى، مراتب النحویین، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت 1423/2002؛ ابوالفرج اصفهانى؛ حسن‌بن هانى ابونواس، دیوان، چاپ اوالت واگنر، ج 1، قاهره 1378/1958؛ محمدبن احمد ازهرى، تهذیب‌اللغة، ج 1، چاپ عبدالسلام محمد هارون، مصر 1384/1964؛ ناصرالدین اسد، مصادرالشعر الجاهلى و قیمتها التاریخیة، بیروت 1988؛ حاجى‌خلیفه؛ خلف احمر، مقدمة فى‌النحو، چاپ عزالدین تنوخى، دمشق 1381/1961؛ خوانسارى؛ محمدبن حسن زَبیدى، طبقات النحویین و اللغویین، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ] 1984[؛ زکى ذاکر عانى، «خلف الاحمر و جهوده فى روایة‌الشعرالعربى»، العرب، سال 39، ش 1 و 2 (رجب و شعبان 1424)؛ حسن‌بن عبداللّه سیرافى، اخبار النحویین البصریین، چاپ طه محمد زینى و محمد عبدالمنعم خفاجى، قاهره 1374/1955؛ عبدالرحمان‌بن ابى‌بکر سیوطى، بغیة‌الوعاة فى طبقات اللغویین و النحاة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره 1384؛ همو، المزهر فى علوم اللغة و انواعها، چاپ محمد احمد جادالمولى، على‌محمد بجاوى، و محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ]بى‌تا.[؛ شوقى ضیف، تاریخ‌الادب العربى، ج 1، قاهره 1971؛ صفدى؛ طه‌حسین، من تاریخ‌الادب العربى، بیروت 1981ـ1988؛ محمدبن یعقوب فیروزآبادى، البلغة فى تاریخ ائمة‌اللغة، چاپ محمد مصرى، دمشق 1972؛ اسماعیل‌بن قاسم قالى، کتاب‌الامالى، بیروت 1407/1987؛ على‌بن یوسف قفطى، اِنباه الرواة على اَنباه‌النحاة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، ج 1، قاهره 1369/1950؛ محمدبن عمران مرزبانى، المُوَشَّح : مآخذالعلماء على‌الشعراء فى عِدّة انواع من صناعة‌الشعر، چاپ على‌محمد بجاوى، مصر 1965؛ یاقوت حموى، معجم‌الادباء، چاپ احسان عباس، بیروت 1993؛R(gis Blach(re, Histoire de la literature arabe, Paris 1952-1966; Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litterature, Leiden 1943-1949, Supplementband, 1937- 1942; EI2alaf b.HKh, s.v. "(ayya(n al-Ah(mar" (by Ch. Pellat); Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden 1967- ; TDVI(A, s. v. "Halef el-Ahmer" (by I(smail Durmu().
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

احمد زرنگار

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 16
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده