خلخال
معرف
خلخال،# شهرستان، شهر و ولایت و شهرى تاریخى در استان اردبیل.
متن
خلخال، شهرستان، شهر و ولایت و شهرى تاریخى در استان اردبیل.1) شهرستان خلخال. در جنوب استان اردبیل واقع است و از شمال به شهرستان کوثر (نام سابق آن بخش سَنْجَبِد)، از شمال‌شرقى و مشرق به شهرستانهاى طوالش، رضوانشهر، ماسال و فومن در استان گیلان، از جنوب به شهرستانهاى طارم ]علیا[ و زنجان در استان زنجان، و از مغرب به شهرستان میانه در استان آذربایجان شرقى محدود مى‌شود و مشتمل است بر بخشهاى مرکزى، خُورِش رُستم و شاهرود و هشت دهستان (خانندبیل‌شرقى، خانندبیل‌غربى، سنجبد شرقى، خورش رستم جنوبى، خورش رستم شمالى، پَلَنْگا، شال و شاهرود). علاوه بر شهر خلخال (رجوع کنید به ادامه مقاله)، هَشْتْجین، مرکز بخش خورش رستم، و کُلُور، مرکز بخش شاهرود، از شهرهاى قدیمى آن هستند (رجوع کنید به ایران. وزارت کشور. معاونت سیاسى، 1385ش، ذیل «استان اردبیل»). نواحى شاهرود، شال، خانندبیل و سنجبد و برخى آبادیهاى آن مانند گیلوان و خمس و درود قدیمى‌اند (رجوع کنید بهحمداللّه مستوفى، ص 81ـ82؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله). برخى از مهم‌ترین کوههاى آن عبارت‌اند از: آقْداغ (بلندترین قله ح 303 ،3متر)؛ داشْبلاغ (بلندترین قله ح 195 ،3متر)؛ عَجَم‌داغ (بلندترین قله ح 010 ،3متر)؛ شیراگلى‌داغ (بلندترین قله ح 870 ،2متر) و دِلْمادِه‌داغ (بلندترین قله ح 785 ،2متر) که مرز طبیعى استانهاى گیلان و اردبیل‌اند؛ پَلَنْگا (بلندترین قله ح 640 ،2متر)؛ سفید (بلندترین قله ح 300 ،2متر)، که راه ماسوله به کلور از دامنه شرقى و شمالى آن مى‌گذرد؛ و آزْنو/ ازنو (بلندترین قله ح 135 ،2متر) که راه کیوى ـ خلخال از جنوب آن مى‌گذرد (رجوع کنید بهجعفرى، ج 1، ص 46، 49، 137، 243، 255، 319، 369، 378).برخى ریزابه‌هاى قزل‌اوزن (رجوع کنید به سفیدرود*) از جمله رود دائمى شاهرود به همراه ریزابه دائمى‌اش گیلوان، رود فصلى آرپاچاى با ریزابه‌هایش، مانند هِروآباد و رود دائمى زال و رود فصلى کَنْدَرچُو در شهرستان خلخال جریان دارند (رجوع کنید به همان، ج 2، ص 93ـ94، 246ـ247، 290، 404، 426، 435، 477).خلخال از مرطوب‌ترین و پرباران‌ترین مناطق ایران، پس از سواحل دریاى خزر و وسعت جنگلهاى آن 000 ،105هکتار است (رجوع کنید به آسایش، ص 81؛ خاماچى، ص 323).گندم، جو، بنشن، پنبه و نباتات علوفه‌اى از محصولات زراعى آنجاست (فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج 15، ص210). کشت پنبه از زمانهاى دور در آنجا رواج داشته است (خاماچى، ص 326)، اما باغدارى از جمله پرورش درختان سیب، گلابى، انار، بادام، گردو، انجیر، هلو، آلو، گیلاس و زردآلو از مشاغل عمده اهاى شهرستان است (فرهنگ جغرافیائى آبادیها، همانجا). وجود چراگاههاى غنى، دامدارى خلخال را نیز رونق بخشیده است و سالیانه پشم، پوست، روغن و لبنیات فراوان از خلخال به شهرهاى مختلف از جمله تهران صادر مى‌گردد (رجوع کنید به حاج‌على رزم‌آرا، ص 106؛ خاماچى، ص 325ـ326). ایل شاهسون* (ایل‌سون)، از ایلات قدیمى خلخال (طهماسبى، ص60؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله)، امروزه در دهستان خورش رستم جنوبى ییلاق و قشلاق و در دهستانهاى خانندبیل شرقى و خانندبیل غربى و شال قشلاق دارند. طایفه مستقل شاطرانلو،از طوایف ایل شقاقى، در دهستانهاى خانندبیل شرقى و خانندبیل غربى و سنجبدشرقى ییلاق و قشلاق دارند (رجوع کنید به مرکز آمار ایران، 1378ش، ص 32ـ33؛ نیز رجوع کنید به حاج على رزم‌آرا، ص 110ـ111).از صنایع‌دستى آن بافت شال، گلیم و جاجیم است که صادر مى‌شود. صنایع چوبى و منبت‌کارى نیز در خلخال رواج دارد (خاماچى، ص 326ـ327؛ فرهنگ جغرافیائى آبادیها، همانجا). حسین آسایش (ص 310) به ورنى‌بافى (نوعى گلیم ریزباف فرش‌نما) در آنجا اشاره کرده است. آب و هواى خنک در تابستانها و وجود آبهاى گرم معدنى (گرم‌خانه، خوش‌نامه و کیوى) سالیانه افراد بسیارى را از نواحى اطراف به‌ویژه گیلان، به‌خود جلب مى‌کند (رجوع کنید به حاج‌على رزم‌آرا، ص 107؛ آسایش، ص 332؛ نیز رجوع کنید به جنیدى، ج 1، ص 268ـ271؛ خاماچى، ص 327).جمعیت شهرستان خلخال در سرشمارى 1385ش، 315 ،92تن بوده که از این تعداد حدود 5ر45% شهرنشین و بقیه روستایى یا غیرساکن‌اند (رجوع کنید به مرکز آمار ایران، 1385ش، ذیل «استان اردبیل»). بیشتر مردم خلخال به ترکى و ساکنان برخى آبادیهاى آن مانند شال و گیلوان به تاتى سخن مى‌گویند (رجوع کنید به خاماچى، ص 325).در 1316ش، بخش خلخال، با نام هروآباد، جزو شهرستان اردبیل از استان سوم بود (رجوع کنید به ایران. قوانین و احکام، ص 85). خلخال در مرداد 1322 شهرستان شد (رجوع کنید به ایران. وزارت کشور. معاونت سیاسى، 1382ش، ذیل «استان اردبیل»). در تقسیمات کشورى 1355ش شهرستان خلخال با پنج بخش (حومه، شاهرود، کاغذکنان، سنجبد و خورش رستم) و پنج دهستان و دو شهر (خلخال و کیوى) ضبط شده است (رجوع کنید به ایران. وزارت کشور، ذیل «استان آذربایجان شرقى»). با تشکیل استان اردبیل در 1372ش، شهرستان خلخال تابع این استان و بخش کاغذکنان از آن جدا شد (رجوع کنید به ایران. وزارت کشور. معاونت سیاسى و اجتماعى، ذیل «استان آذربایجان شرقى» و «استان اردبیل»). شهرهاى هشتجین و کلور نیز در مهر همان سال در شهرستان خلخال تشکیل شدند (رجوع کنید به ایران. وزارت کشور. معاونت سیاسى، 1382ش، همانجا).آثار تاریخى شهرستان خلخال عبارت‌اند از: قبرستانى از دوره اشکانى و زیارتگاه شیخ‌شفى‌الدین، در آبادى کاوان؛ قبرى معروف به «کلان سنگى» که قدمت آن به دوره اشکانى مى‌رسد، در مسیر راه خلخال به اردبیل؛ قبور قدیمى و دو بقعه امامزاده عبداللّه و امامزاده هاشم، در آبادى اَسْکِسْتان؛ قبور قدیمى و دو امامزاده به نامهاى پیرزمان و سیدابراهیم و دو مسجد قدیمى در آبادى خَمِس؛ مقبره سیددانیال، مدفن یکى از مشایخ دوره صفویه، در آبادى خانقاهِ سادات (رجوع کنید به ترابى طباطبائى، ج 2، ص 505ـ507، 518ـ519؛ فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج 15، ص 196، 417)؛ پل قدیمى پردلیس/ پردلس بر روى قزل‌اوزن که از تاریخ بنا و بانى آن اطلاعى در دست نیست (حاج‌على رزم‌آرا، ص 104).2) شهر خلخال، مرکز شهرستان خلخال. در ارتفاع 1750 مترى، در 73 کیلومترى جنوب‌شرقى شهر اردبیل و در مسیر راه اردبیل به اسالم (در استان گیلان) قرار دارد. شهر در دامنه غربى کوههاى تالش گسترده شده است (جعفرى، ج 3، ص 473). کوهستان آق‌داغ (با قله معروف پلنگان که از روى آن کل ناحیه خلخال دیده مى‌شود) در جنوب؛ کوههاى عجم‌داغى/ عجم‌داغ، کرداغى و بَغروداغ در شمال‌شرقى؛ و ازنو در جنوب‌شرقى شهر خلخال امتداد یافته‌اند (رجوع کنید به خاماچى، ص 321؛ فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج 15، ص 209). رود هِرو/ هِروآباد/ خلخال در سه کیلومترى شمال‌غربى این شهر جریان دارد (جعفرى، ج 2، ص 477).آب و هواى خلخال معتدل مایل به سرد، گرم‌ترین دماى آن ْ6ر34 در مرداد، سردترین آن ْ5ر31- در بهمن، و میانگین بارش سالانه آن 8ر313 میلیمتر است (رجوع کنید به سازمان هواشناسى کشور، ص 187).جمعیت آن در سرشمارى 1385ش،521 ،38تن بوده است (رجوع کنید به مرکز آمار ایران، 1385ش، همانجا). خلخال در 1326ش شهر شد (رجوع کنید به ایران. وزارت کشور. معاونت سیاسى، 1382ش، همانجا).راههاى ارتباطى خلخال و ناحیه آن، به‌سبب وجود کوههاى حصارى‌شکل بسیار صعب‌العبور است. مهم‌ترین گردنه خلخال، گردنه ناو، در مسیر جاده خلخال به هشتپر و اسالم واقع شده و از داخل جنگلهاى تالش به جاده رشت ـ آستارا متصل مى‌شود (خاماچى، همانجا؛ نیز رجوع کنید به نقشه کامل ایران امروز).اگرچه در شهر خلخال آثار مفرغى متعلق به هزاره اول قبل از میلاد یافت شده است (رجوع کنید به ترابى طباطبائى، ج 2، ص 504)، خود شهر قدمت چندانى ندارد. نام آن در منابع به صورتهاى هرو، هرآباد، هروآباد، هرآب و قصبه هم دیده شده است (رجوع کنید به ناصر دفتر روائى، ص 31؛ طهماسبى، ص 89؛ حاج‌على رزم‌آرا، ص 108؛ آسایش، ص 342).ژوبر در اوایل قرن دوازدهم/ هجدهم در وصف شهر خلخال به جاده‌اى بسیار کهن که با فاصله کمى از شهر قرار داشته، اشاره کرده است (ص 154). در 1236/1821 فریزر (ج 2، ص 502) خلخال را ستوده و آن را بیشتر از سنخ شهر دانسته است تا روستا. در 1326 اولین مدرسه آن به نام ناصرى احداث شد که در زمان اقامت میرزاکوچک‌خان در خلخال (1335)، به مدرسه اتحاد اسلام تغییر نام داد (ناصر دفتر روائى، ص 21ـ22، 42).شهر خلخال به سبب برخى حوادث تاریخى در معرض ویرانى قرار گرفت، از جمله ورود قواى عثمانى در 1336، به بهانه متحد ساختن ایلات و عشایر خلخال با افراد میرزاکوچک‌خان براى بیرون کردن انگلیسیها از منطقه، و حمله هوایى روسیه به خلخال در 3 شهریور 1320 (همان، ص 41ـ42، 77ـ80، 91؛ حسنوف، ص هشت، 60ـ64؛ ایران در اشغال متفقین، ص 11؛ نیز رجوع کنید بهطهماسبى، ص 65). نزدیک به دو دهه پس از این وقایع قسمت مهم شهر کماکان ویران بود (رجوع کنید به ناصر دفتر روائى، ص 109؛ حسینعلى رزم‌آرا، ج 4، ص 194).3) ولایت و شهر تاریخى خلخال، ولایت خلخال به‌طور عمده جزو آذربایجان و گاهى گیلان بود (رجوع کنید بهادامه مقاله). واژه خلخال به معناى حلقه‌اى زینتى است که زنان در پا مى‌اندازند (رجوع کنید بهیاقوت حموى؛ برهان، ذیل «خلخال»).نام ولایت خلخال از سده هفتم به بعد در منابع دیده شده است؛ اما ضبط «خلخال» قدیمى است و به شهرى مهم در ناحیه اوتى، بر ساحل راست رود کر/کورا، در جمهورى آذربایجان اطلاق مى‌شد، که در سده‌هاى دوم و سوم میلادى پایتخت زمستانى پادشاه ارمنستان بود (رجوع کنید بهمارکوارت، ص 118).یاقوت حموى (همانجا) ولایت خلخال را کوره و شهرى در آذربایجان، متصل به گیلان، در میان کوهها معرفى کرده و نوشته است که بیشتر آبادیها و مزارع آن بر کوههاى بلند قرار دارد. در این زمان اسالم گیلان جزو ولایت خلخال بود (رجوع کنید به کاشانى، ص60). یاقوت حموى (همانجا) به قلعه‌هاى مستحکم این ولایت نیز اشاره کرده، از جمله قلعه فیروزآباد در یک فرسخى از شهر خلخال (رجوع کنید به همان، ذیل «فیروزاباذ») که حاکم‌نشین کوره خلخال بوده است (رجوع کنید به حمداللّه مستوفى، ص81). امروزه شهر فیروزآباد در 54 کیلومترى خلخال قرار دارد (رجوع کنید به اطلس راههاى ایران، ص 16ـ17). حمداللّه مستوفى (ص 81ـ82) مکان فیروزآباد را بر سرِ گریوه (گردنه) بردلیز دانسته که حکامش را اقاجریان مى‌گفتند و پس از ویرانى (که علت آن معلوم نیست)، شهر خلخال حاکم‌نشین ناحیه خلخال شد. خلخال شهرى متوسط بود (حمداللّه مستوفى، ص 81) و تا اردبیل دو روز و تا قزوین هفت روز فاصله داشت (یاقوت حموى، ذیل «خلخال»)؛ لسترنج (ص170) مکان آن را در حدود 58 کیلومترى جنوب شهر اردبیل ذکر کرده است. خلخال در قرن هشتم یکى از دو شهر تومانِ اردبیل به‌شمار مى‌رفت، اما به اندازه دیهْ و ویران بود. علت ویران شدن آن معلوم نیست (رجوع کنید به حمداللّه مستوفى، ص 81ـ82). شال‌رود/ شاهرود از دیگر نواحى تابعه خلخال، یکى از قلاع خلخال بود و رکن‌الدین خورشاه، داعى اسماعیلیه الموت (متوفى 654)، در اولین روزهاى حکومتش آن را تسخیر کرد (رجوع کنید بهجوینى، ج 3، ص 259ـ260). مؤلف ناشناخته حدودالعالم (ص150) شال، شهر قدیمى شاهرود، را جزو ناحیه گیلان ضبط کرده است. در سده هشتم، حمداللّه مستوفى (ص 82) شاهرود را ولایتى مستقل از خلخال با دیه‌هایى مانند شال، کلور، حمص (ظاهرآ خمس)، درود و کیلوان/ گیلوان، که همگى امروزه جزو بخش شاهرودِ خلخال هستند، آورده است. مستوفى (ص 81) همچنین در وصف شهر خلخال به وجود صد موضع (آبادى) و چهار ناحیه خامده‌بیل (ظاهرآ خانندبیل‌کنونى)، سجسرود (ظاهرآ سنجبد کنونى)، انجیلاباد/ زنجلاباد/ زرنجلاباد (؟) و میسجین (ظاهرآ هشتجین) اشاره کرده است.در 706 خلخال یکى از چهار معبر حمله نافرجام مغولها به گیلان بود (رجوع کنید به کاشانى، ص 67ـ68؛ رابینو، ص 395). حمداللّه مستوفى (رجوع کنید به ص 82)، اوضاع طبیعى ناحیه خلخال، از جمله چشمه‌هاى آب بسیار سرد و آب گرم و شکارگاههاى فراوان آن، را به تفصیل شرح داده است. در سده نهم مرعشى (ص 335) درباره النگهاى (علفزار، چراگاه) خوب و آبهاى روان و راههاى صعب‌العبور آن، مطالبى آورده است.در دوره صفوى از خلخال به عنوان ولایت یاد شده و به سبب قرار داشتن در مسیر تبریز و اردبیل، دارالسلطنه قزوین نامیده شده و غالبآ در کنار نام طارم* آمده است (رجوع کنید به اسکندرمنشى، ج 1، ص 74، 227، 333، 335، 353ـ354، ج 2، ص 826، 933؛ فومنى، ص 237). خلخالیها در این دوره به شاهان صفوى، به‌ویژه شاه‌اسماعیل اول صفوى (حک : 905ـ930)، در نبردهایشان در گیلان یارى مى‌رساندند (رجوع کنید به لاهیجى، ص 187؛ فومنى، ص 41).شاه‌عباس اول در حدود 1002 ناحیه خلخال را که تا آن زمان جزو آذربایجان بود، از توابع ولایت کسکر، در گیلان قرار داد (رجوع کنید بهاسکندرمنشى، ج 1، ص 451). از وقایع مهم این دوره کاهش زیاد جمعیت آن به سبب شیوع بیماریهاى وبا و طاعون بود (رجوع کنید به همان، ج 3، ص 1021). در 1140، زینلْ نامى، که بعدها خود را اسماعیل‌میرزا، فرزند سلطان‌حسین، نامید، ناحیه خلخال را اشغال کرد (استرآبادى، ص 24ـ25).در 1145 پس از حمله تیمورپاشا، حاکم وان، به تبریز، لطفعلى‌بیگ، نایب تبریز، با سپاهیانش به خلخال رفت؛ خلخال در این دوره حکم انبار غله را در منطقه داشت به‌طورى که در 1154 (به همراه اردبیل و تبریز) سیورسات لشکریان را براى جنگ با فرقه لکزیه برعهده گرفت (همان، ص 369ـ370). فریزر در 1236/1821 منطقه وسیع خلخال را بسیار مرتفع و کوهستانى، داراى مزارع وسیع دیم و دامدارى ذکر کرده و از تولید فراوان کره و پشم آنجا سخن گفته است (رجوع کنید به ج 2، ص 503، 505).در زلزله 1314/1896 بیشتر آبادیهاى خلخال ویران شد (رجوع کنید به امبرسز و ملویل، ص 67).در سالهاى 1324ـ1330/ 1902ـ1906 بسیارى از اهالى خلخال براى کار به گیلان مى‌رفتند. در این زمانها از آبادى پونل، از توابع شهرستان طوالش گیلان، دو راه به سوى خلخال مى‌رفت، یکى راه تابستانى آردِه و دیگرى راه زمستانى سینْدِه (رجوع کنید به رابینو، ص 28ـ29، 32، 108).در جریان نهضت جنگل* خلخالیها از جمله ایلات و عشایر شاهسون و فولادلوها از متحدان میرزاکوچک‌خان بودند (رجوع کنید به ناصر دفتر روائى، ص 24ـ25، 33ـ40؛ طهماسبى، ص 64). پس از هجوم بولشویکها*ى روسیه به رشت و انزلى و درگیرى با قزاقان ایرانى، میرزاکوچک که تحت تعقیب قواى دولتى بود، به خلخال رفت و در گیلوانِ خلخال به شهادت رسید (ناصر دفتر روائى، ص 138).برخى از بزرگان خلخال عبارت‌اند از: حسین‌بن حسن خلخالى*، عالم کلام و تفسیر سده یازدهم؛ ادهم خلخالى، با تخلص عزلتى، واعظ قرشى، شاعر سده یازدهم (نورانى، ص 79)؛ ملامحمدصالح خلخالى*، شارح قصیده میرفندرسکى در قرن دوازدهم؛ محمدباقر خلخالى، شاعر و عارف و فاضل دوره ناصرى، صاحب مثنوى ثعلبیه*؛ سیدعبدالرحیم خلخالى*، روزنامه‌نگار و سیاستمدار صدرمشروطه سده چهاردهم.منابع :حسین آسایش، آذربایجان دیروز و امروز: بررسى پیشرفتهاى اقتصادى و اجتماعى آذربایجان شرقى در عصر پهلوى، تبریز 1355ش؛ محمدمهدى‌بن محمدنصیر استرآبادى، جهانگشاى نادرى، چاپ عبداللّه انوار، تهران 1341ش؛ اسکندرمنشى؛ اطلس راههاى ایران، تهران: گیتاشناسى، 1385ش؛ ایران در اشغال متفقین: مجموعه اسناد و مدارک 24ـ 1318، به کوشش صفاءالدین تبرّائیان، تهران: رسا، 1371ش؛ ایران. قوانین و احکام، مجموعه قوانین سال 1316، تهران: روزنامه رسمى کشور شاهنشاهى ایران، ?]1316ش[؛ ایران. وزارت کشور، تقسیمات کشور شاهنشاهى ایران، تهران 1355ش؛ ایران. وزارت کشور. معاونت سیاسى. دفتر تقسیمات کشورى، عناصر و واحدهاى تقسیمات کشورى: آذر 1385، ]تهران 1385ش[؛ همو، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتى به همراه شماره مصوبات آن، تهران 1382ش؛ ایران. وزارت کشور. معاونت سیاسى و اجتماعى. دفتر تقسیمات کشورى، سازمان تقسیمات کشورى جمهورى اسلامى ایران، تهران 1374ش؛ محمدحسین‌بن خلف برهان، برهان قاطع، چاپ محمدمعین، تهران 1361ش؛ جمال ترابى طباطبائى، آثار وابنیه تاریخى شهرستانهاى اردبیل، ارسباران، خلخال، سراب، مشکین‌شهر، مغان، در آثار باستانى آذربایجان، ج 2، تهران: انجمن آثار ملى، 1355ش؛ عباس جعفرى، گیتاشناسى ایران، تهران 1368ـ1379ش؛ محمدجواد جوینى، چشمه‌هاى معدنى ایران، ج 1، تبریز 1348ش؛ جوینى؛ حدودالعالم؛ جمیل حسنوف، فراز و فرود فرقه دموکرات آذربایجان به روایت اسناد محرمانه آرشیوهاى اتحاد جماهیر شوروى، ترجمه منصور همامى، تهران 1383ش؛ حمداللّه مستوفى، نزهة‌القلوب؛ بهروز خاماچى، فرهنگ جغرافیاى آذربایجان شرقى، تهران 1370ش؛ حاج‌على رزم‌آرا، جغرافیاى نظامى ایران: آذربایجان خاورى، تهران 1320ش؛ حسینعلى رزم‌آرا؛ پیر ژوبر، مسافرت در ارمنستان و ایران، ترجمه علیقلى اعتماد مقدم، تهران 1347ش؛ سازمان هواشناسى کشور، سالنامه آمارى هواشناسى: 76ـ 1375، تهران 1378ش؛ عبداللّه طهماسبى، یادداشت‌هایى از آشوب‌هاى عشایرى و سیاسى آذربایجان، ]تهران[ 1386ش؛ فرهنگ جغرافیائى آبادیهاى کشور جمهورى اسلامى ایران، ج :15 بندرانزلى، تهران: سازمان جغرافیائى نیروهاى مسلح، 1377ش؛ عبدالفتاح فومنى، تاریخ گیلان: در وقایع سالهاى 923ـ1038 هجرى قمرى، چاپ منوچهر ستوده، تهران 1349ش؛ عبداللّه‌بن محمد کاشانى، تاریخ اولجایتو، چاپ مهین همبلى، تهران 1348ش؛ على‌بن شمس‌الدین لاهیجى، تاریخ خانى: شامل حوادث چهل ساله گیلان از 880ـ920 قمرى، چاپ منوچهر ستوده، تهران 1352ش؛ ظهیرالدین‌بن نصیرالدین مرعشى، تاریخ گیلان و دیلمستان، چاپ منوچهر ستوده، تهران 1347ش؛ مرکز آمار ایران، سرشمارى اجتماعى ـ اقتصادى عشایر کوچنده :1377 جمعیت عشایرى دهستانها، کل کشور، تهران 1378ش؛ همو، سرشمارى عموى نفوس و مسکن 1385؛ نتایج تفصیلى کل کشور، 1385ش.Retrieved Feb.21, 2010, from http://www.sci.org.ir/ portal/faces/public/census85/census85.natayej/census85.rawdata;ابراهیم ناصر دفتر روائى، خاطرات و اسناد ناصر دفتر روائى: انقلاب مشروطیت، نهضت جنگل، دوره ناامنى خلخال، به کوشش ایرج افشار و بهزاد رزاقى، تهران 1363ش؛ نقشه کامل ایران امروز، مقیاس 000،060،1:1، تهران: گیتاشناسى، 1386ش؛ عبداللّهنورانى، «مشرق‌التوحید ادهم خلخالى»، تحقیقات اسلامى، سال 9، ش 1 و 2 (1373ش)؛ یاقوت حموى؛Nicholas Nicholas Ambraseys and Charles Peter Melville, A history of Persian earthquakes, Cambridge 1982; James Baillie Fraser, A winter's journey (Tatar):from Constantinople to Tehran,London 1838, repr.NewYork 1973; Guy Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate, Cambridge 1930; Joseph Marquart, ,Eransahr nach der Geographie des Ps. Moses Xorenac`i,Berlin 1901; Hyacinth Louis Rabino, Les provinces caspiennes de la Perse: Le Guilan, Paris 1917.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

معصومه بادنج

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 15
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده