خصائص النبی
معرف
ویژگیهاى خاص تکوینى و تشریعى پیامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم، به‌ویژه احکام خاص مقرر شده براى او و درباره او
متن
خصائص‌النبى، ویژگیهاى خاص تکوینى و تشریعى پیامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم، به‌ویژه احکام خاص مقرر شده براى او و درباره او. واژه خصائص، جمع خصیصه، به‌معناى ویژگیها و اوصاف متمایز است (جوهرى؛ ابن‌منظور؛ معجم‌النفائس الوسیط، ذیل «خصص»). مراد از تعبیر خصائص‌النبى در اصطلاح متون دینى، ویژگیهاى منحصر به فرد شخص حضرت محمد صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم و نیز آیین اوست که او را از دیگران، اعم از مسلمانان و پیامبران دیگر، متمایز مى‌سازد. این ویژگیها، اعم از اوصاف ذاتى و تکوینى او (چه ویژگیهاى ظاهرى و چه باطنى) است که طیف وسیعى از اوصاف و شمایل و اخلاق و کردار آن حضرت، وقایع و رویدادهاى زمان ایشان، کرامات و معجزات نبوى، تشریعات خاص مربوط به او و حتى ویژگیهاى امت و آیین او را دربر مى‌گیرد (اهدل، ص 15؛ صادق‌بن محمدبن ابراهیم، ص 24). البته مراد از خصائص‌النبى (خصائص‌الرسول) به معناى اخصّ که محور اصلى بحث در این مقاله است، مفهوم مورد نظرِ فقها یعنى احکام اختصاصى پیامبر و نیز احکامى است که درباره آن حضرت تشریع شده است (رجوع کنید به ادامه مقاله).از مهم‌ترین آثار درباره خصائص‌النبى، کتاب کفایة‌الطالب اللَبیب فى خصائص‌الحبیب معروف به الخصائص‌الکبرى اثر جلال‌الدین سیوطى (متوفى 911) است. این کتاب مشتمل بر حدود پانصد و هفتاد باب درباره خصایص پیامبر به معناى عام آن است. سیوطى خود این کتاب را با نام اُنموذَج اللبیب فى خصائص الحبیب تلخیص کرده است. عبدالمجیدبن محرّم سیواسى حنفى (متوفى 1049)، عبدالوهاب شعرانى (متوفى 972) و محمدبن عبدالقادر خطیب دمشقى نیز آن را تلخیص کرده‌اند. عبدالرئوف مُناوى دو شرح بزرگ و کوچک بر أنموذج اللبیب نوشته و محمدبن احمد اهدل هم شرحى با عنوان فتح‌الکریم القریب نگاشته است (رجوع کنید به حاجى‌خلیفه، ج 1، ستون 705ـ706؛ بغدادى، هدیه، ج 1، ستون620).برخى از آثار مهم دیگر در این باره که عمدتآ عالمان اهل سنّت نگاشته‌اند، عبارت‌اند از: الدُّرُالثَّمین من خصائص النَّبى الأمین، اثر عبدالرحمان ابن‌جوزى (متوفى 597)؛ نهایة‌السّؤل فى خصائص الرسول عمربن حسن ابن‌دحیة کلبى (متوفى 633)، غایة‌السّؤل فى خصائص الرسول عمربن على ابن‌ملقِّن شافعى (متوفى 804)، حُسنُالاِقتِصاص لِما یتعلّق بالاختصاص بدرالدین محمد ابن‌دمامینى (متوفى 828)؛ الأنوار بِخَصائص النَّبى المُختار تألیف ابن‌حجر عسقلانى (متوفى 852)؛ الخصائص النبویة، محمدبن محمد قاهرى شافعى (متوفى 874)، اللفظ المکرم بخصائص النبى المحترم محمدبن محمد ابن‌خَیْضِرى (متوفى 894)؛ المواهب اللدنیة بالمِنَح المحمدیة احمدبن محمد قسطلانى (متوفى 923)؛ بدایة السّؤل فى تفصیل الرسول و نیز اللفظ المکرم فى خصائص النبى هر دو اثر احمد ابن‌عبدالسلام شافعى (متوفى 931)؛ شفاءالصدور فى أعلام نبوة‌الرسول و خصائصه تألیف ابن‌سَبُع سلیمان‌بن داود (حاجى‌خلیفه، ج 1، ستون 705ـ706، ج 2، ستون 1192، 1560؛ بغدادى، ایضاح، ج 2، ستون 691؛ همو، هدیه، ج 1، ستون140ـ141، 520ـ521، ج 2، ستون 206).برخى از عالمان پیشین اهل سنّت از جمله محمدبن محمد شامى، عبدالواحدبن عبدالکریم زَملَکانى (متوفى 651)، تاج‌الدین سُبْکى و محمدبن یوسف اندلسى معروف به ابن‌مُسَدى (متوفى 663) و نیز شمارى از علماى متأخرتر، آثارى درباره خصائص‌النبى تألیف کرده‌اند. همچنین کسانى چون یوسف‌بن موسى رندى (متوفى ح 767)، احمدبن قاسم بونى (متوفى 1139)، محمدبن موسى عُسَیلى (متوفى 1031)، یحیى‌بن موسى عَسّاسى (متوفى 842) و بدرالدین غَزّى عامرى، درباره خصائص‌النبى آثارى منظوم پدید آورده‌اند (رجوع کنید به بغدادى، هدیه، ج 2، ستون 128، 399؛ همو، ایضاح، ج 2، ستون 508؛ زرکلى، ج 1، ص 199، ج 4، ص 176، ج 7، ص 119، 275، ج 8، ص 254؛ کحّاله، ج 13، ص 234).آثار اختصاصى عالمان شیعى درباره خصائص‌النبى معدود است، از جمله خصائص‌النبى أحمدبن محمدبن دؤل قمى (متوفى 350؛ رجوع کنید به نجاشى، ص 89ـ90). همچنین در منابع مربوط به سیره و تاریخ و کلام در قالب عناوینى چون شمائل، فضائل، مناقب، معجزات و دلایل نبوت پیامبر اکرم از برخى خصایص وى سخن به میان آمده است، مانند دلائل‌النبوّة ابونعیم اصفهانى (متوفى 430) و دلائل‌النبوّة أحمدبن حسین بیهقى (متوفى 458)، الشّفا بتعریف حقوق المصطفى قاضى عیاض (متوفى 544)، مناقب آل ابى‌طالب ابن‌شهر آشوب (متوفى 580)، الوفا بتعریف فضائل المصطفى سبط ابن‌جوزى (متوفى 597)، تهذیب‌الأسماء و اللّغات محیى‌الدین نووى (متوفى 676)، البدایة و النّهایة و الفصول فى سیرة‌الرّسول هر دو اثر ابن‌کثیر دمشقى (متوفى 774) و بحارالأنوار مجلسى (ج 16، ص 299ـ401). به علاوه، در منابع حدیثى و تفسیر نیز، به مناسبت بحث از آیات و احادیث مرتبط با خصائص‌النبى، به این موضوع توجه شده است.در منابع مربوط به خصایص نبوى، به استناد آیات و احادیث، علاوه بر احکام شرعىِ ویژه پیامبر، به برخى از ویژگیهاى ذاتى او، اعم از اوصاف خُلقى و مقام معنوى که خداوند به او ارزانى کرده، و نیز خصایص امت وى پرداخته شده است. برخى از مهم‌ترین ویژگیهاى مزبور چنین است: سَرْور آدمیان و اسوه جهانیان؛ برتر از همه در اخلاق و کردار و خاتم پیامبران (رجوع کنید به احزاب: 40)؛ هدف غایى خلقت جهان و مقدّم بر همه انبیا؛ تنها پیامبرى که به معراج رفته و به سدرة‌المنتهى* راه یافته است؛ جهانى بودن نبوت و رسالت او (رجوع کنید به سبا: 28؛ فرقان: 1؛ اعراف: 158)؛ بشارت دادن همه پیامبران به آمدن او و عهد و میثاق گرفتن ایشان از امتشان مبنى بر پیروى کردن از پیامبر پس از بعثت (رجوع کنید به آل‌عمران: 81؛ اعراف: 157؛ صف: 6)؛ مصون بودن قرآن، معجزه جاودان او، از تحریف؛ رعب افکندن خداوند در دل دشمنان براى یارى رساندن به پیامبر؛ و سرور آدمیان در قیامت. پیامبر اکرم اولى کسى است که وارد بهشت مى‌شود و به تعبیر قرآن «مقام محمود» و «شفاعت» و «کوثر» را در اختیار دارد (رجوع کنید به سیوطى، ج 1، ص 7ـ16، ج 2، ص 314ـ331، 376ـ391؛ قسطلانى، ج 2، ص 642ـ651، 654ـ656؛ اهدل، ص20ـ24، 38، 50ـ52، 61، 123ـ133). در این منابع، خصائصى نیز براى امت پیامبر اکرم ذکر شده است (رجوع کنید به سیوطى، ج 2، ص 351ـ 361، 358ـ376، 394ـ395؛ قسطلانى، ج 2، ص 642ـ735؛ اهدل، ص 77ـ95، 133ـ138).منابع جامع فقهى شیعه و اهل سنّت، غالبآ در مبحث نکاح (باتوجه به اهمیت خصایص نبوى در مورد نکاح) به این موضوع از منظر فقهى نگریسته و به امتیازات و تکالیفِ شرعىِ ویژه آن حضرت در ابواب گوناگون فقهى پرداخته‌اند. مجموع این احکام بنابر یک تقسیم‌بندى متداول، چهار بخش است: مباحات (اصطلاحاً تخفیفات)، واجبات، محرّمات (این دو قسم را اصطلاحاً تغلیظات مى‌نامند)، و کرامات و فضائل که شامل احکام خاصى است و براى رعایت حرمت و فضیلت پیامبر اکرم برعهده مؤمنان تشریع شده است (رجوع کنید به نووى، روضة‌الطالبین، ج 5، ص 344ـ356؛ محقق کرکى، ج 12، ص 53؛ بهوتى حنبلى، ج 5، ص 23).حکمتهایى براى تشریع این قبیل احکام درباره پیامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم ذکر شده مانند دریافتن منزلت خاص و ویژگیهاى برتر او، بهره بردن بیشتر آن حضرت از ثواب و نیز رفعت درجات معنوى او، همچنان‌که براى بسیارى از این احکام، حکمتهایى اختصاصى هم ذکر شده است. نکته مهم از دیدگاه فقها آن است که ویژگى اسوه بودن پیامبر، ضرورت شناخت این قبیل احکام را اقتضا دارد. زیرا دیگر مؤمنان در این موارد خاص نباید به آن حضرت تأسى کنند (رجوع کنید به نووى، روضة الطالبین، ج 5، ص 362؛ سیوطى، ج 2، ص 396؛ بهوتى حنبلى، همانجا). به نظر فقها، در موارد تردید میان اختصاصى بودن یک حکم براى پیامبر و اشتراکى بودن آن براى همگان، اصل بر مشترک بودن حکم است (براى نمونه رجوع کنید به نجفى، ج 29، ص129).بسیارى از مباحات اختصاصى پیامبر به موضوع نکاح مربوط است. از جمله این موارد، جواز ازدواج آن حضرت به عقد دائم با بیش از چهار زن است. با وجود اتفاق‌نظر فقها درباره اصل حکم و نیز وقوع خارجى آن، درباره حکمت تشریع این حکم، آراى گوناگونى مطرح شده است. از جمله وجود اطمینان به رعایت عدالت توسط پیامبر حتى در بیش از چهار همسر، جلب نظر قبایل عرب به اسلام، دستیابى مردم به احکام شرعى به‌ویژه در عرصه روابط خانوادگى و زناشویى، فراهم شدن زمینه شناخت اخلاق باطنى و شیوه معاشرت پیامبر براى مردم (رجوع کنید به ابن‌حجر عسقلانى، ج 9، ص 99ـ100؛ سیوطى، ج 2، ص426؛ نجفى، ج 29، ص 119؛ صدر، ج 6، ص40؛ نیز رجوع کنید به تعداد زوجات*). بسیارى از فقها، با استناد به آیه 50 سوره احزاب و احادیث، ازدواج آن حضرت را با بیش از نُه زن، که در هنگام رحلت پیامبر در عقد او بودند (رجوع کنید به ابن‌هشام، قسم 2، ص 647؛ ابن‌بابویه، ج 2، ص 419)، جایز شمرده‌اند (رجوع کنید به محقق کرکى، ج 12، ص 58؛ صدر، ج 6، ص40ـ41).دیگر حکم اختصاصى او، جواز عقد نکاح با لفظ هبه (به این صورت که زوجه خود را به آن حضرت ببخشد) بوده که مهم‌ترین مستند فقهى آن آیه 50 سوره احزاب است (براى نمونه رجوع کنید به محقق حلّى، قسم 2، ص 497؛ نووى، روضة‌الطالبین، ج 5، ص 353؛ بحرانى، ج 23، ص 98ـ99). البته درباره جایز بودن یا نبودن ازدواج بدون مهریه با زنى که خود را به پیامبر بخشیده بوده است، اختلاف‌نظر وجود دارد (براى نمونه رجوع کنید به علامه حلّى، تذکرة‌الفقهاء، ج 2، ص 567؛ شهیدثانى، ج 7، ص70ـ71). همچنین به نظر مشهور میان فقهاى اهل سنّت، ازدواج پیامبر اکرم بدون موافقت ولىّ و شهادت شهود، به استناد ازدواج پیامبر اکرم با زینب بنت جَحش، جایز بوده است (رجوع کنید به ابن‌قدامه، ج 7، ص 340؛ نووى، 1407، ج 9، ص 229ـ230؛ ابن‌حجره عسقلانى، ج 9، ص110). جایز بودن عقد نکاح در حال احرام، دیگر خصیصه نبوى است که شمارى از فقهاى شیعه و اهل سنّت بدان قائل‌اند. مستند آنان حدیثى منقول از ابن‌عباس است که بر پایه آن پیامبر در زمان احرام با میمونه ازدواج کرد (رجوع کنید به ابن‌شهر آشوب، ج 1، ص 124؛ نووى، روضة الطالبین، ج 5، ص 354؛ بهوتى حنبلى، ج 2، ص 513 ـ 514؛ قس ابن‌قدامه، ج 3، ص 312).برخى از فقها، با استناد به آیه 51 سوره احزاب، رعایت حقّ قَسم را بر پیامبر اکرم واجب ندانسته‌اند (رجوع کنید به طوسى، ج 4، ص160؛ شهیدثانى، ج 7، ص 82ـ84؛ ابن‌نجیم، ج 3، ص 383). البته مخالفان این نظر، مرادِ این آیه را اختیار داشتن پیامبر درباره پذیرش یا ردّ ازدواج با زنانى دانسته‌اند که خود را به حضرت مى‌بخشیدند (رجوع کنید به شافعى، ج 5، ص 151؛ طوسى، همانجا؛ محقق حلّى، قسم 2، ص 498؛ بارى تفاسیر دیگر آیه رجوع کنید به مجلسى، ج 22، ص 182ـ183). پیروان دیدگاه نخست نقل کرده‌اند که پیامبر درباره شمارى از همسران خود از جمله عایشه، حفصه، امّسلمه و زینب همواره حق قسم را رعایت مى‌کرد و در مورد برخى دیگر مانند سوده، صفیه، جویریه، میمونه و امّحبیبه، گاهى آن را به تأخیر مى‌انداخت (ابن‌جوزى، زادالمسیر، ذیل احزاب: 51؛ مجلسى، ج 22، ص 182؛ نجفى، ج 29، ص 131).شمارى از دیگر مباحات اختصاصى پیامبر اکرم، که به باب نکاح مربوط نیست، عبارت‌اند از: گرفتن روزه وصال (یعنى آنکه روزه یک روز را بدون افطار به روزه روز بعد متصل کند یا اینکه روزه تا سحر ادامه یابد) به استناد حدیثى از آن حضرت (رجوع کنید به ابن‌حِبّان، ج 14، ص 324ـ325؛ علامه حلّى، منتهى‌المطلب، ج 2، ص 617؛ بهوتى حنبلى، ج 2، ص 396)؛ جنگ کردن به صورت محدود در منطقه حرم مکى هنگام فتح مکه بر پایه حدیثى نبوى (رجوع کنید به کلینى، ج 4، ص 226؛ علامه حلّى، منتهى‌المطلب، ج 2، ص 688؛ سیوطى، ج 2، ص 421ـ422؛ شوکانى، ج 5، ص 28ـ 29)؛ ورود به مکه بدون احرام و کاربرد مواد معطر در حال احرام بنابر نظر برخى از فقها به استناد سیره حضرت (رجوع کنید به سیوطى، ج 2، ص 421ـ423؛ محقق کرکى، ج 12، ص 62؛ شهیدثانى، ج 7، ص 78؛ براى موارد دیگر، مثل ناقض طهارت نبودن خواب براى ایشان رجوع کنید به احمدبن حنبل، ج 6، ص 36؛ نووى، روضة‌الطالبین، ج 5، ص 352ـ353؛ سیوطى، ج 2، ص 442؛ محقق کرکى، ج 12، ص 66؛ شهیدثانى، ج 7، ص 79؛ شوکانى، ج 1، ص 267؛ اهدل، ص 188؛ صدر، ج 6، ص 51).شمارى از احکام اختصاصى پیامبر اکرم در دایره محرمات قرار دارند، مانند حرمت ازدواج دائم با کنیزان و اهل کتاب (رجوع کنید به محقق حلّى، قسم 2، ص 497؛ علامه حلّى، مختلف الشیعة، ج 7، ص 246ـ248؛ سیوطى، ج 2، ص 412ـ413؛ نجفى، ج 29، ص 125؛ قس بحرانى، ج 23، ص 101ـ102). حکم دیگر، حرمت تبدیل یا افزایش تعداد همسران پس از نزول آیه 52 سوره احزاب است. پس از مخیّر شدن زنان رسول خدا، به جدایى از آن حضرت یا تداوم رابطه زوجیت (رجوع کنید به احزاب: 28، 29)، همه آنان زندگى با پیامبر را انتخاب کردند. از این‌رو، خداوند به عنوان پاداش آنان، ازدواج با زنى دیگر و نیز طلاق دادن همسر قبلى و گزینش همسرى جدید را براى پیامبر ممنوع کرد. البته به نظر بیشتر فقها، آیه 52 سوره احزاب با آیات 50 و 51 سوره احزاب منسوخ و محدودیتهاى مزبور از عهده پیامبر برداشته شد (رجوع کنید به شافعى، ج 5، ص150ـ151؛ نووى، روضة‌الطالبین، ج 5، ص 348؛ محقق حلّى، همانجا؛ محقق کرکى، ج 12، ص 55). برخى دیگر با مناقشه در نسخ آیه، آراى دیگرى مطرح کرده‌اند، مانند بقاى حکم تحریم تا زمان رحلت پیامبر و متفاوت بودن دایره شمول حکم در آیه تحریم (احزاب: 52) با آیه تحلیل (همان: 50). به بیان دیگر، مراد از آیه تحریم، منع ازدواج پیامبر با همه زنان دیگر بود و مراد از آیه تحلیل تثبیت حلال بودن زنانى بود که موضوعآ از آیه تحریم خارج بودند، مانند زنان آن حضرت هنگام نزول آیه، کنیزان آن حضرت و زنانى که خود را به پیامبر مى‌بخشیدند (رجوع کنید به ابن‌جوزى، نواسخ‌القرآن، ص210ـ211؛ صدر، ج 6، ص 42ـ44).از دیگر محرّمات اختصاصى براى پیامبر اکرم، حرمت دریافت صدقه واجب بود. بیشتر فقها گرفتن صدقه مستحبى را هم حرام شمرده‌اند (رجوع کنید به شمس‌الائمه سرخسى، ج30، ص275؛ محقق حلّى، همانجا؛ حَطّاب، ج 5، ص 9؛ قس آلوسى، ذیل یوسف: 88 که برخى این حرمت را ویژگى تمام پیامبران دانسته‌اند). از دیگر محرّمات مزبور، حرمت غَمز یعنى اشاره کردن با چشم در امور مباح («خائنة الاعین»، مؤمن: 19)، مانند صدور فرمان با اشاره چشم بود. این کار از آن‌رو که نوعى مخفى کارى و مشابه خیانت است به استناد حدیث منقول از آن حضرت، شایسته پیامبران نیست. البته بیشتر فقها، این کار را در جنگ با کفار، درصورتى که تاکتیکى جنگى به شمار رود، مباح دانسته‌اند (رجوع کنید به بیهقى، ج 7، ص40؛ ابن‌حجر عسقلانى، ج 5، ص 261؛ محقق کرکى، ج 12، ص 56ـ57؛ شهیدثانى، ج 7، ص76).در برخى از منابع فقهى، حرمت کتابت و خواندن شعر (عنکبوت: 48؛ یس: 69)، حرمت برکندن لباس یا ادوات جنگى پس از پوشیدن آن تا خاتمه جنگ (بر پایه حدیثى منقول از پیامبر)، حرمت چشم دوختن به اموال مردم (حجر: 88)، حرمت زیاده‌طلبى با اعطا کردن مال (مدثر: 6)، در شمار خصایص نبوى ذکر شده‌اند (رجوع کنید به طوسى، ج 4، ص 153؛ نووى، روضة‌الطالبین، ج 5، ص 348ـ350؛ سیوطى، ج 2، ص 408ـ 411؛ محقق کرکى، ج 12، ص 58).شمارى از خصایص نبوى، که در زمره واجبات قرار داشته، عبارت بودند از: مسواک زدن پیش از هر نماز، ادا کردن نماز وَتر، تهجد (شب زنده‌دارى همراه با خواندن نماز شب) و قربانى کردن در روز عید قربان که به استناد احادیث نبوى، بر آن حضرت واجب بود (رجوع کنید به محقق حلّى، همانجا؛ سیوطى، ج 2، ص 396ـ397؛ شهیدثانى، ج 7، ص 74ـ75). به نظر برخى فقها، شب زنده‌دارى ابتدا به موجب آیه 2 سوره مزمل بر پیامبر اکرم واجب شد، ولى این حکم با نزول آیه 79 سوره اسراء نسخ شد و تهجد بر او مانند دیگران مستحب گردید (رجوع کنید به طوسى، همانجا؛ ابن‌قدامه، ج 1، ص770؛ مطیعى، ج 16، ص 142). در برخى منابع فقهى، وجوب نهى از منکر در صورت مشاهده و ساقط نشدن آن از روى ترس (مائده: 67)، وجوب مشورت در امور (آل‌عمران: 159) و وجوب اداى دین میتِ مدیون (به استناد حدیثى نبوى) از جمله خصایص پیامبراکرم ذکر شده‌اند (رجوع کنید به نووى، روضة‌الطالبین، ج 5، ص347؛ سیوطى، ج 2، ص 398ـ400؛ محقق کرکى، ج 12، ص54).از جمله مصادیق بخش چهارم از خصایص‌النبى (کرامات)، احکام ویژه‌اى است که برعهده زنان پیامبر یا درباره آنان مقرر شده بود. به تصریح قرآن (رجوع کنید به احزاب: 32)، اگر آنان تقوا را رعایت کردند، بر زنان عادى شرف و فضیلت داشتند. آنان مکلف بودند که در برابر مردان با لحن فریبنده سخن نگویند، بلکه سخن شایسته بر بان جارى کنند. پاداش و کیفر آنها نیز براساس آیات 30 و 31 سوره احزاب مضاعف است. دیگر حکم خاص درباره زنان پیامبر، حرمت ازدواج (احزاب: 53) آنان پس از پیامبر با دیگران بود، زیرا آنان مادر مؤمنان (ازواجُه اُمَّهاتُهُم) خوانده شده‌اند (احزاب: 6). حکم مهر دیگر، سخن گفتن مسلمانان با زنان پیامبر از پشت پرده و نیز حرمت نگاه کردن به آنان به استناد آیه 53 سوره احزاب بود (رجوع کنید به شهیدثانى، ج 7، ص 78ـ79؛ نیز رجوع کنید به حجاب*).شمارى دیگر از این قبیل احکام (کرامات)، احکامى است که براى حفظ حرمت پیامبر اکرم و رعایت خضوع و ادب در برابر او، برعهده مسلمانان قرار گرفته و مستند به آیات و احادیث است، مانند بالاتر نبردن صداى خود از صداى پیامبر (رجوع کنید به حجرات: 2ـ3) تا خارج شدن پیامبر از خانه صبر کردن و سپس صحبت کردن با او (رجوع کنید به حجرات: 4ـ5)، خارج نشدن از مجلس پیامبر پیش از اجازه گرفتن از او و سلام دادن به او هنگام اداى نماز (رجوع کنید به سیوطى، ج 2، ص 442ـ445؛ قسطلانى، ج 2، ص 679ـ680؛ صدر، ج 6، ص 52ـ54). به استناد آیات قرآن، آزار رساندن به پیامبر اکرم موجب لعن و عذاب الهى است (رجوع کنید به توبه: 61؛ احزاب: 53، 57). در آیه 6 سوره احزاب، اولویت پیامبر اکرم بر مؤمنان تأکید شده است. فقها به استناد این آیه، به ولایت او بر دیگران و وجوب پیروى آنان از او حکم کرده‌اند. بر این اساس، حفظ جان او بر جان همگان اولویت دارد و او مى‌تواند هرچیزى را که در ملکیت دیگران است، حتى با وجود نیاز مالک آن، حیازت کند (رجوع کنید به طوسى، همانجا؛ علامه حلّى، تذکرة‌الفقهاء، ج 2، ص 567؛ حطّاب، ج 5، ص 6).منابع :علاوه بر قرآن؛ محمودبن عبداللّه آلوسى، روح‌المعانى، بیروت: دار احیاءالتراث العربى، ]بى‌تا.[؛ ابن‌بابویه، کتاب الخصال، چاپ على‌اکبر غفارى، قم 1362ش؛ ابن‌جوزى، زادالمسیر فى علم التفسیر، بیروت 1404/1984؛ همو، نواسخ‌القرآن، بیروت: دارالکتب العلمیة، ]بى‌تا.[؛ ابن‌حِبّان، صحیح ابن‌حبّان بترتیب ابن‌بلبان، ج 14، چاپ شعیب ارنؤوط، بیروت 1414/1993؛ ابن‌حجر عسقلانى، فتح‌البارى: شرح صحیح البخارى، بولاق 1300ـ1301، چاپ افست بیروت ]بى‌تا.[؛ ابن‌شهر آشوب، مناقب آل‌ابى‌طالب، نجف 1956؛ ابن‌قدامه، المغنى، چاپ افست بیروت 1403/1983؛ ابن‌منظور؛ ابن‌نجیم، البحر الرائق شرح کنزالدقائق، بیروت 1418/1997؛ ابن‌هشام، السیرة‌النبویة، چاپ مصطفى سقا، ابراهیم ابیارى، و عبدالحفیظ شلبى، ]بیروت[: دار ابن‌کثیر، ]بى‌تا.[؛ احمدبن حنبل، مسند احمدبن حنبل، استانبول 1402/1982؛ محمدبن احمد اهدل، الخصایص النبویة، المسماة فتح‌الکریم القریب: شرح انموذج اللبیب فى خصایص الحبیب، جده 1406؛ یوسف‌بن احمد بحرانى، الحدائق النّاضرة فى احکام العترة‌الطاهرة، قم 1363ـ1367ش؛ اسماعیل بغدادى، ایضاح‌المکنون، ج 2، در حاجى‌خلیفه، ج 4؛ همو، هدیة‌العارفین، ج 1ـ2، در همان، ج 5ـ6؛ منصوربن یونس بهوتى حنبلى، کشّاف‌القناع عن متن الاقناع، چاپ محمدحسن شافعى، بیروت 1418/1997؛ احمدبن حسین بیهقى، السنن الکبرى، بیروت: دارالفکر، ]بى‌تا.[؛ اسماعیل‌بن حماد جوهرى، الصحاح فى اللغة و العلوم، چاپ ندیم مرعشلى و اسامة مرعشلى، بیروت 1974؛ حاجى‌خلیفه؛ محمدبن محمد حَطّاب، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، چاپ زکریا عمیرات، بیروت 1416/1995؛ خیرالدین زرکلى، الاعلام، بیروت 1999؛ عبدالرحمان‌بن ابى‌بکر سیوطى، الخصائص الکبرى، بیروت 1405/1985؛ محمدبن ادریس شافعى، الاُمّ، بیروت 1403/1983؛ محمدبن احمد شمس‌الائمه سرخسى، کتاب المبسوط، بیروت 1406/1986، محمد شوکانى، نیل الاوطار من احادیث سیدالاخیار: شرح منتقى الاخبار، بیروت 1973؛ زین‌الدین‌بن على شهیدثانى، مسالک الافهام الى تنقیح شرائع‌الاسلام، قم 1413ـ1419؛ صادق‌بن محمدبن ابراهیم، خصائص‌المصطفى صلى‌اللّه‌علیه وسلم بین الغلو و الجفاء: عرض و نقد على ضوءالکتاب و السنة، ریاض 2000؛ محمد صدر، ماوراءالفقه، قم 1427؛ محمدبن حسن طوسى، المبسوط فى فقه الامامیة، ج 4، چاپ محمدباقر بهبودى، تهران 1388؛ حسن‌بن یوسف علامه حلّى، تذکرة‌الفقهاء، ]بى‌جا[: منشورات المکتبة الرضویة لاحیاء الآثار الجعفریة، ]بى‌تا.[؛ همو، کتاب منتهى المطلب فى تحقیق‌المذهب، چاپ سنگى تبریز ] 1316[ـ1333، چاپ افست ]بى‌جا، بى‌تا.[؛ همو، مختلف‌الشیعة فى احکام الشریعة، قم 1412ـ1420؛ احمدبن محمد قسطلانى، المواهب اللدنیة بالمنح المحمدیة، چاپ صالح احمد شامى، بیروت 1412/1991؛ عمررضا کحّاله، معجم المؤلفین، دمشق 1957ـ1961، چاپ افست بیروت ]بى‌تا.[؛ کلینى؛ مجلسى؛ جعفربن حسن محقق حلّى، شرائع‌الاسلام فى مسائل الحلال و الحرام، چاپ صادق شیرازى، تهران 1409؛ على‌بن حسین محقق کرکى، جامع‌المقاصد فى شرح القواعد، قم 1408ـ1415؛ محمدنجیب مطیعى، التکملة الثانیة، المجموع: شرح المُهَذّب، در یحیى‌بن شرف نووى، المجموع: شرح المُهَذّب، ج 13ـ20، بیروت: دارالفکر، ]بى‌تا.[؛ معجم‌النفائس الوسیط، اشراف احمد ابوحاقه، بیروت: دارالنفائس، 1428/2007؛ احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفى الشیعة المشتهر ب رجال النجاشى، چاپ موسى شبیرى زنجانى، قم 1407؛ محمدحسن‌بن باقر نجفى، جواهرالکلام فى شرح شرائع‌الاسلام، ج 29، چاپ محمود قوچانى، بیروت 1981؛ یحیى‌بن شرف نووى، روضة‌الطالبین و عمدة‌المفتین، چاپ عادل احمد عبدالموجود و على محمد معوض، بیروت ]بى‌تا.[؛ همو، صحیح مسلم بشرح النووى، بیروت 1407/1987.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

بتول حسینی سمنانی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 15
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده