خشت و کمارج
معرف
بخشى در شهرستان کازرون، در استان فارس
متن
خِشت و کَمارَج، بخشى در شهرستان کازرون، در استان فارس. در این مقاله علاوه بر بخش خشت و کمارج به شهرهاى کُنارتَخْته و خشت نیز پرداخته شده است.بخش خشت و کمارج. این بخش در مغرب شهرستان کازرون قرار دارد و از مغرب به بخشهاى سعدآباد و مرکزى شهرستان دشتستان در استان بوشهر، محدود است (رجوع کنید به نقشه تقسیمات کشورى جمهورى اسلامى ایران). خشت و کمارج مشتمل است بر دو دهستان به نامهاى خشت و کمارج و دو شهر به نامهاى خشت و کُنارتَخْته که مرکز بخش به شمار مى‌رود (رجوع کنید به ایران. وزارت کشور، 1385ش، ذیل «استان فارس»). عمده آبادیهاى دهستان خشت در دامنه شرقى کوه قِبْله و آبادیهاى دهستان کمارج، در دامنه غربى و جنوبى رشته‌کوه مَسْت واقع است (رجوع کنید به جعفرى، ج 1، ص 389، 511).برخى از کوههاى مهم بخش عبارت‌اند از: کَمارَج (بلندترین قله ح 1697 متر) از رشته‌کوه مست، و کوه شاهپور (بلندترین قله ح 1556متر) با غارى به همین نام که مجسمه شاهپور ساسانى به ارتفاع هفت متر در دهانه آن قرار دارد (رجوع کنید به همان، ج 1، ص 353ـ354، 442؛ براى اطلاع بیشتر از غار شاهپور رجوع کنید به معرفت، ص 538ـ540). تنگ ترکان و کُتلهاى کمارج و رودک در این بخش قرار دارند (رجوع کنید به رزم‌آرا، ج 7، ص 88، 188؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله). رود هِلِّه در دهستان خشت به نام شاپور* و رود دالکى، ریزابه هله، در دهستان کمارج جریان دارند (رجوع کنید به جعفرى، ج 2، ص 214، 479ـ480).اهالى خشت و کمارج به زراعت، باغدارى، دامدارى، پرورش زنبورعسل و صنایع‌دستى، از جمله قالى‌بافى و شال‌بافى، اشتغال دارند. محصولات عمده این بخش شامل گندم، برنج، جو، ذرت، پنبه، تنباکو و هندوانه است. از فراورده‌هاى باغى نیز انار، لیموترش، نارنج و پرتقال دارد. خرماى آن در استان فارس معروف است (فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج 102، ص 35، 93ـ94، 122؛ مظفریان، ص 66ـ67).راه اصلى کازرون ـ برازجان (در استان بوشهر) از این بخش مى‌گذرد.اهالى خشت و کمارج شیعه دوازده امامى‌اند و به فارسى با گویش محلى و لرى و ترکى گفتگو مى‌کنند (رجوع کنید به فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج 102، ص 29، 94؛ مظفریان، ص 67). طایفه‌هاى دره‌شورى و فارسمیدان، از ایل قشقایى، در آن قشلاق دارند (رجوع کنید به فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج 102، ص 94؛ مرکز آمار ایران، 1378ش، ص 111).طبق سرشمارى 1385ش، جمعیت بخش خشت و کمارج 227 ،30تن است که از این تعداد 205،13تن (ح 44%) شهرنشین‌اند (رجوع کنید به مرکز آمار ایران، 1385ش، ذیل «استان فارس»).در اردیبهشت 1366، دهستان خشت (به مرکزیت آبادى خشت) مشتمل بر 58 روستا و مزرعه و مکان، در بخش خشت و کمارج در شهرستان کازرون تشکیل شد (رجوع کنید به ایران. قوانین و احکام، ص 688). در اردیبهشت 1370، آبادى خشت شهر شد و بخش خشت و کمارج (به مرکزیت آبادى کنارتخته) مشتمل شد بر دو دهستان خشت و کمارج و یک شهر خشت در شهرستان کازرون (رجوع کنید به ایران. وزارت کشور، 1382ش؛ همو، 1371ش، ذیل «استان فارس»). در اردیبهشت 1372، آبادى کنارتخته نیز شهر شد (رجوع کنید به همو، 1382ش، همانجا).آثار تاریخى خشت و کمارج عبارت‌اند از: کاروان‌سرا و آب‌انبارى قدیمى در شهر کنارتخته، زیارتگاههایى مانند امامزاده شاه‌یعقوب و بى‌بى‌سکینه و شاهزاده محمد در آبادى بِناف (واقع در حدود 41 کیلومترى جنوب‌غربى کازرون)، امامزاده محمد در آبادى ده‌کهنه/ ده‌کهنه کمارج (رجوع کنید به ادامه مقاله)، امامزاده شاهزاده محمد در آبادى بُوْرکى پایین (واقع در حدود 67 کیلومترى مغرب کازرون)، امامزاده‌هاى شاهزاده اسماعیل و شاهزاده موسى و بى‌بى‌ماهرخ در آبادى رودَک (در حدود 38 کیلومترى مغرب کازرون)، شاه‌نبى در آبادى عِمارت (در حدود 37 کیلومترى مغرب کازرون)، شاهزاده محمدابراهیم و پیرخشو و بى‌بى‌عروس در آبادى کمارج (رجوع کنید به ادامه مقاله). در آبادى اخیر، قلعه و برجهاى قدیمى نیز وجود دارد (رجوع کنید به فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج 102، ص 28، 36، 95، 116، 122، 150، 174).بخش خشت و کمارج آبادیهاى قدیمى نیز دارد که از جمله آنها آبادى کمارج، مرکز دهستان کمارج، است. این آبادى در ارتفاع حدود 350 مترى، در حدود 34 کیلومترى جنوب‌غربى کازرون و در سه کیلومترى جنوب جاده کازرون ـ برازجان قرار دارد. آبادى کمارج را نباید با آبادى ده کهنه کمارج، در حدود 31 کیلومتر مغرب کازرون و در همین دهستان، یکى دانست (رجوع کنید به همان، ج 102، ص 116؛ مرکز آمار ایران، 1376ش، ص 18). ابن‌خرداذبه (ص 45) و ابن‌فقیه (ص 202) آن را با ضبط کیمارَج، از رستاقهاى کوره شاپور دانسته‌اند. در سده چهارم، به وجود منبر در آن اشاره شده است (رجوع کنید به اصطخرى، ص110). در قرن ششم، ابن‌بلخى (ص 143) کمارج (به همراه خشت) را شهرکى در میان قهستان، گرمسیر و با خرماى بسیار ذکر کرده‌است. در دوره زندیه (1164ـ1208)، کمارج ولایت بوده‌است (رجوع کنید به غفارى کاشانى، ص 134). کُتَل کمارج نبردگاه کریم‌خان زند با آزادخان افغان بود (پرى، ص 58ـ59؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله). در دوره قاجار (1210ـ1344/ 1304ش)، فرصت شیرازى (ص 365) کمارج را از توابع خشت، در سه فرسنگ و نیمى کنارتخته، با نخلستان بسیار دانسته و محصولات آن را غله، تنباکو و خرما و مردم آن را جنگجو معرفى کرده‌است. این آبادى در زلزله 1240 آسیب دید (امبرسز و ملویل، ص 57). زین‌العابدین شیروانى در 1247، کمارج را قریه‌اى خرّم، از قراى خشت، با سیصد خانه و مردم آن را شیعى‌مذهب ذکر کرده است (ص 469). در 1281، سرپرسى سایکس (ص 316) از وجود قریه کمارج بر فراز کتل و صعب‌العبور بودن راههاى آن به‌ویژه راه کتل کمارج مطالبى نوشته است. حدود سى سال پس از آن، سدیدالسلطنه (ص 34، 612) به وجود کاروان‌سرایى مخروبه، امامزاده شاه‌جعفر، که از اولاد امام موسى‌کاظم علیه‌السلام ذکر شده و تلگرافخانه متروکه انگلیسیها در آن اشاره کرده است. در آن زمان، کمارج دهى معتبر و داراى دشتى وسیع و خرّم بوده است.در جریان جنگ جهانى اول (1914ـ1918) و ورود قواى انگلیس به جنوب ایران، دستیابى به کتل کمارج براى آنان راهى مهم براى تسخیر شهر کازرون به‌شمار مى‌رفت. در 1337، سپاهیان انگلیسى کمارج را تصرف کردند (رجوع کنید به مابرلى، ص 453ـ454). در حدود 1330ش جمعیت آبادى کمارج بیش از هزار تن بود و اهالى آن به لرى و فارسى گفتگو مى‌کردند (رجوع کنید به رزم‌آرا، ج 7، ص 188).شهر خشت. این شهر در جنوب‌غربى بخش خشت و کمارج، در ارتفاع حدود 480 مترى، حدود 53 کیلومترى جنوب‌غربى کازرون و هشت کیلومترى شمال‌غربى راه کازرون برازجان قرار دارد. رود شاپور در حدود سه کیلومترى شمال آن جریان دارد. آب و هواى خشت گرم است. بیشترین درجه حرارت آن ْ46 در تیر و سردترین دماى آن ْ1- در بهمن است. میانگین بارش سالیانه آن 140 میلیمتر ضبط شده است (رجوع کنید به سازمان هواشناسى کشور، ص 506). خشت از طریق شهر کنارتخته به مرکز شهرستان و نیز به شهر برازجان متصل مى‌شود.جمعیت خشت، براساس سرشمارى 1385ش، 677،8تن ضبط شده است (رجوع کنید به مرکز آمار ایران، 1385ش، همانجا).خشت در لغت نوعى حلوا دانسته شده است که آن را در ظرفى مى‌ریزند تا مانند خشت یک پارچه شود و چون خرماى آنجا را براى حمل به صورت یک‌پارچه بسته‌بندى مى‌کردند، این منطقه خشت نامیده شده است (رجوع کنید به فسائى، ج 2، ص 1296). ابن‌خرداذبه (همانجا) و ابن‌فقیه (همانجا) آن را از رستاقهاى کوره شاپور ضبط کرده‌اند. در سده چهارم، اصطخرى (ص110) به نبود منبر در خشت اشاره کرده است. در قرن ششم، ابن‌بلخى (ص 152) از آبیارى ضیاع خشت با نهر بشابو/ شاپور سخن گفته است. او (ص 143) خشت را شهرکى در میان قهستان، با آب و هواى گرم و درختان خرماى بسیار معرفى کرده است. در دوره زندیه، در جریان حمله آزادخان افغان به ایران، در 1165 رستم‌خان خشتى در آنجا با آزادخان جنگید که به شکست آزادخان انجامید (گلستانه، ص 453ـ454). در 1247، از خشت به عنوان قصبه‌اى از بلاد فارس، در یک منزلى کازرون، با هزار خانه و بیست قریه، مرکّبات خوب و نخلستان یاد شده است (رجوع کنید به شیروانى، ص 273). در دوره ناصرى بلوک خشت با 25 آبادى، با محصولات خرما، گندم، جو، خشخاش، پنبه، کنجد و تنباکو، و شکار آن بز، پازن، قوچ، میش‌کوهى، آهو، کبک، دراج و تیهو معرفى شده که بیشتر خانه‌هاى آن از شاخ و برگ و خانه‌هاى اعیان از خشت خام و گل و چوب بوده است (رجوع کنید به فسائى، ج 2، ص 1296ـ1297). در 1309، لرد کرزن (ج 2، ص 222) به وجود نخلستانى وسیع در خشت اشاره کرده است. در جریان جنگ جهانى اول و ورود قواى انگلیس به جنوب کشور، خشت نیز درگیر اغتشاشات ناشى از آن شد (رجوع کنید به اسناد جنگ جهانى اول در جنوب ایران، ص 192ـ193)، به‌ویژه در 1337 که اهالى خشت مانع از پیشروى انگلیسیها براى تصرف شهر کازرون شدند (مابرلى، ص 452؛ نیز رجوع کنید به فسائى، ج 1، ص 816). در حدود 1330ش، جمعیت آن بیش از هزار و پانصد تن و محصولاتش غلات، خرما، برنج و پنبه ضبط شده است (رجوع کنید به رزم‌آرا، ج 7، ص 88).سیدمحمدتقى خشتى (متوفى 1220) که شرحى بر زبدة‌الاصول شیخ‌بهاءالدین عاملى نوشته است از بزرگان آنجاست (فسائى، ج 2، ص 1297).شهر کُنارتخته. این شهر مرکز بخش خشت و کمارج است و در جنوب بخش، در ارتفاع حدود 490 مترى، در 45 کیلومترى جنوب‌غربى کازرون، در مسیر راه اصلى کازرون ـ برازجان (شیراز ـ بوشهر) قرار دارد. کوه آقایى در پنج کیلومترى مشرق آن است و رود شاپور در پنج کیلومترى شمال آن جریان دارد. مراتع آقایى در مشرق و بورَکى در جنوب این شهر واقع شده‌اند (فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج 102، ص 175). آب و هواى آن گرم و خشک است. بیشترین درجه حرارت آن به ْ49 در خرداد و سردترین دماى به ْ1 در اسفند مى‌رسد. میانگین بارش سالیانه آن نیز 4ر441 میلیمتر ثبت شده است (رجوع کنید به سازمان هواشناسى کشور، ص 508). این شهر از طریق راه اصلى به طول 45 کیلومتر به شهر برازجان (در جنوب‌غربى) مرتبط مى‌شود (رجوع کنید به ایران. وزارت کشور، 1382ش، همانجا). جمعیت آن در سرشمارى 1385ش، 4528 تن ضبط شده است (رجوع کنید به مرکز آمار ایران، 1385ش، همانجا). از آثار قدیمى، کاروان‌سرا و آب‌انبار و امامزاده‌اى به نام على دارد، چون در مجاورت این کاروان‌سراى قدیمى تخته سنگى بزرگ و یک درخت کُنار قرار داشت، این شهر کنارتخته خوانده شده است. گرچه گفته شده نام قدیمى‌تر آن داغانى/ داغونى (به محلى: مکانى که گوسفندان را داغ مى‌کنند) بوده (رجوع کنید به فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج 102، ص 176)، فسائى (ج 2، ص 1298) کنارتخته و داغانى را دو آبادى با مکانهاى متفاوت دانسته‌است. نیز خورموجى (ص80) در ذکر ورودى نیروهاى انگلیسى به بوشهر، از کنارتخته ــکه به گفته وى در ده فرسخى رزمگاه بوده ــ یاد کرده، اما در جایى دیگر (ص 87ـ88)، در ذکر نام 31 آبادى بلوک خشت و کمارج، نام آبادى داغانى را ثبت کرده و یادى از کنارتخته نکرده است.در دوره قاجاریه، کنارتخته گرمسیر، خرّم و باصفا داراى نخلستان و تلگرافخانه‌اى نزدیک قلعه آن بوده است (رجوع کنید به فرصت شیرازى، ص 365). این شهر در حدود 1330ش، قصبه بخش خشت و داراى 929 تن جمعیت شیعه مذهب بود که به فارسى و لرى گفتگو مى‌کردند و به زراعت و پیله‌ورى اشتغال داشتند (رجوع کنید به رزم‌آرا، ج 7، ص190).منابع: ابن‌بلخى؛ ابن‌خرداذبه؛ ابن‌فقیه؛ اسناد جنگ جهانى اول در جنوب ایران، مرحله اول: 1334ـ1333 هجرى قمرى/ 1916ـ1915 میلادى، به کوشش کاوه بیات، بوشهر: مرکز بوشهرشناسى، 1377ش؛ اصطخرى؛ اطلس راههاى ایران، تهران: گیتاشناسى، 1369ش؛ ایران. قوانین و احکام، مجموعه قوانین و مقررات مربوط به وزارت کشور: از آغاز پیروزى انقلاب اسلامى تا پایان سال 1369، تهران 1370ش؛ ایران. وزارت کشور. معاونت سیاسى. دفتر تقسیمات کشورى، سازمان تقسیمات کشورى جمهورى اسلامى ایران، تهران 1371ش؛ همو، عناصر و واحدهاى تقسیمات کشورى: آذر 1385، ]تهران 1385ش[؛ همو، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتى به همراه شماره مصوبات آن، تهران 1382ش؛ عباس جعفرى، گیتاشناسى ایران، تهران 1368ـ1379ش؛ محمدجعفربن محمدعلى خورموجى، نزهت‌الاخبار: تاریخ و جغرافیاى فارس، چاپ على آل‌داود، تهران 1380ش؛ رزم‌آرا؛ سازمان هواشناسى کشور، سالنامه آمارى هواشناسى: 76ـ 1375، تهران 1378ش؛ محمدعلى سدیدالسلطنه، سفرنامه سدیدالسلطنه: التدقیق فى سیرالطریق، چاپ احمد اقتدارى، تهران 1362ش؛ زین‌العابدین‌بن اسکندر شیروانى، بستان‌السیاحه، یا، سیاحت‌نامه، چاپ سنگى تهران 1315، چاپ افست ]بى‌تا.[؛ ابوالحسن غفارى کاشانى، گلشن مراد، چاپ غلامرضا طباطبائى‌مجد، تهران 1369ش؛ محمدنصیربن جعفر فرصت شیرازى، آثارالعجم: در تاریخ و جغرافیاى مشروح بلاد و اماکن فارس، چاپ سنگى بمبئى 1314، چاپ على دهباشى، چاپ افست تهران 1362ش؛ فرهنگ جغرافیائى آبادیهاى کشور جمهورى اسلامى ایران، ج :102 کازرون، تهران: اداره جغرافیائى ارتش، 1362ش؛ حسن‌بن حسن فسائى، فارسنامه ناصرى، چاپ منصور رستگار فسائى، تهران 1367ش؛ محمدابراهیم‌بن اسماعیل کازرونى، تاریخ بنادر و جزایر خلیج‌فارس، چاپ منوچهر ستوده، تهران 1367ش؛ ابوالحسن‌بن محمدامین گلستانه، مجمل‌التواریخ، چاپ مدرس رضوى، تهران 1356ش؛ مرکز آمار ایران، سرشمارى اجتماعى ـ اقتصادى عشایر کوچنده :1377 جمعیت عشایرى دهستانها، کل کشور، تهران 1378ش؛ همو، سرشمارى عمومى نفوس و مسکن :1375 شناسنامه آبادیهاى کشور، استان فارس، شهرستان کازرون، تهران 1376ش؛ همو، سرشمارى عمومى نفوس و مسکن :1385 نتایج تفصیلى کل کشور، 1385ش.Retrieved Sep.21, 2010, from http://www.sci.org.ir/portal/ faces/public/census85/census85.natayej/census85.rawdata;منوچهر مظفریان، کازرون در آیینه فرهنگ ایران، شیراز 1373ش؛ احمد معرفت، کوهها و غارهاى ایران، تهران 1373ش؛ نقشه تقسیمات کشورى جمهورى اسلامى ایران، مقیاس 000،500،1:2، تهران: سازمان نقشه‌بردارى کشور، 1379ش؛Nicholas Nicholas Ambraseys and Charles Peter Melville, A history of Persian earthquakes, Cambridge 1982; George N. Curzon, Persia and the Persian question, London 1892; Frederick James Moberly, Operations in Perisa: 1914-1919, London 1987; John R. Perry, Karim Khan Zand: a history of Iran, 1747-1779, Chicago 1979; ,Percy Molesworth Sykes, Ten thousand miles in Persia or, Eight years in Iran, New York 1902.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

معصومه بادنج

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 15
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده