خزرجی موفق الدین
معرف
مورخ، ادیب، شاعر و نثرنویس یمنى قرن هشتم
متن
خزرجى، موفق‌الدین، مورخ، ادیب، شاعر و نثرنویس یمنى قرن هشتم. نام و نسبش ابوالحسن على‌بن حسن‌بن ابى‌بکربن حسن بن على بن وَهّاس خزرجى است، و چون از زَبیدِ یمن برخاسته، زبیدى خوانده شده است (ابن حجرعسقلانى، 1387ـ1396، ج 6، ص 190؛ سخاوى، الضوء، ج 5، ص 210). نسبت خزرجى نیز به سبب انتسابش به قبیله خزرج از انصار است، از همین‌رو به انصارى نیز شهرت یافته است (ابن‌تغرى بردى، ج 1، ص 453؛ شاکر محمود عبدالمنعم، ص 78).خزرجى همچون جدش به ابوهّاس معروف است (ابن‌تغرى بردى، همانجا؛ بغدادى، ایضاح، ج 2، ستون 108). نیاى اعلاى او، حمزة‌بن سلیمان، والى مکه و از شُرفاى این شهر بود و جدش، ابوالحسن عُلَىّبن عیسى‌بن حمزة‌بن سلیمان، معروف به ابن وهّاس (متوفى بعد از 500)، به دنبال حوادثى از یمن به مکه گریخت و در آنجا اقامت گزید. او عالمى بخشنده، ادیب، شاعر و نثرنویس بود و تألیفاتى داشت. زَمَخشرى، ادیب و مفسر معروف، کتاب تفسیر خود، الکشاف، را به نام او نوشت و گفته شده‌است که قصایدى در مدح او گفت و از وى روایت کرد. عُلَى‌بن عیسى نیز در اشعارش زمخشرى را ستایش نمود و مطالبى را نزد او قرائت کرد (یاقوت حموى، 1993، ج 4، ص 1832ـ 1833؛ همو، 1965، ذیل «ثَلَبوت»، «حُراضان»، «حُلَیفات»، «زَمخشر»، «شَمیسى»؛ صفدى، ج 21، ص 376؛ ابن عماد، ج 7، ص 98؛ زبیدى، ذیل «زَمَخْشَر»).از زندگى موفق‌الدین خزرجى آگاهى اندکى در دست است. ابن‌حجر عسقلانى (1412، ص 203) تولد وى را حدود 740 نوشته و بُرَیهى (از علماى سده نهم) آن را پس از 730 ذکر کرده است (ص 291)، اما با توجه به آنچه خزرجى در کتاب خود، العِقْدالفاخر (ج 3، ص 1362)، آورده، خزرجى در 732 به دنیا آمده است. پدر خزرجى در سال 759 درگذشت (همان، ج 1، ص 585ـ 586). خزرجى مدتى به تزیین مدارس و کاخهاى شاهى مى‌پرداخت و نامش در پاره‌اى بناها، از جمله مدرسه منسوب به ملک افضل عباس بن على رسولى (حک : 764ـ 778) موسوم به مدرسه افضلیه (تأسیس 765، در تَعِزّ)، ثبت شده است (خزرجى، 1403، ج 2، ص 115؛ بریهى، همانجا). در سال 785 نیز که مقدم و استاد هنرمندان تزیین بنا بود، کار تزیین مسجدى را در زبید به عهده داشت (رجوع کنید به خزرجى، 1429ـ 1430، ج 1، ص 589ـ590). در عین حال، خزرجى به تحصیل علم پرداخت و علم قرائات را نزد محمدبن عثمان بن شُنَیْنه آموخت. سپس خود به تدریس این علم اشتغال جست و در 791 از طرف ملک اشرف اسماعیل‌بن عباس رسولى (حک : 778ـ 803) به عنوان مدرّس قرائات در مسجدجامع اشرفى در قریه مملاح تعیین شد (همو، 1403، ج 2، ص 92، 170ـ171). وى همچنین نزد علماى زبید و کسانى که از دیگر بلاد اسلامى به آنجا مى‌رفتند، حدیث و فقه و ادب و زبان عربى را فراگرفت (براى نام شمارى از استادان و شاگردان وى رجوع کنید به همو، 1429ـ 1430، ج 1، مقدمه، ص 71ـ77). او به تعلیم و تعلم ادب و زبان عربى اشتغال داشت و شیفته تاریخ بود و در نگارش آن مهارت یافت (ابن‌حجر عسقلانى، 1387ـ1396، ج 6، ص190؛ همو، 1412، همانجا؛ سخاوى، الضوء، همانجا). افزون بر این، خزرجى در علم انساب نیز متبحر بود و از این رو نَسّابه نیز خوانده شده است (رجوع کنید به بریهى، ص290؛ حاجى‌خلیفه، ج 1، ص310). او همچون پیشینیان خود از یمنیها (اعراب قحطانى در جنوب جزیرة‌العرب) در برابر مُضَریها (اعراب عَدنانى در شمال جزیرة‌العرب) جانبدارى مى‌کرد و این مطلب در اشعار و رسائل او پیداست (ابن‌حجرعسقلانى،1412؛ بریهى، همانجاها).ابن‌حجر عسقلانى در زبید با خزرجى دیدار کرد و وى در نامه‌اى ستایش‌آمیز و مشتمل بر نظم و نثر ابن‌حجر را ستوده است (رجوع کنید به ابن‌حجر عسقلانى، 1387ـ1396؛ همو، 1412، همانجاها). خزرجى مورخ طراز اول بنورسول و نزد ملک‌اشرف اسماعیل‌بن عباس مقرب بود (شاکر محمود عبدالمنعم، ص80؛ دَغفوس، ص 59، 62ـ63؛ د. اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه). در سال 784 ملک اشرف وى را براى اداى حج از طرف مادر خود نایب کرد و چون از حج بازگشت، خراج زمین و نخلستانش را به او بخشید (خزرجى، 1403، ج 2، ص 149ـ150؛ دغفوس، ص60). وى شافعى مذهب بود (شاکر محمود عبدالمنعم، ص 78) و در اواخر 812 در زَبید درگذشت (ابن‌حجر عسقلانى، 1387ـ1396؛ همو، 1412، همانجاها؛ بریهى، ص 291). گفته شده‌است که هنگام وفات بیش از هفتاد سال داشت (ابن‌حجر عسقلانى، 1387ـ1396، ج 6، ص190) و اگر سال تولد وى را 732 بدانیم، تقریبآ هشتاد سال زیسته است (دغفوس، ص 59).خزرجى درباره یمن سه کتاب تاریخ تألیف کرده است: 1) به شیوه سالشمار، 2) براساس نام بزرگان به ترتیب الفبا، 3) براساس دولتها و شاهان (ابن‌حجر عسقلانى، 1387ـ1396؛ همو، 1412؛ سخاوى، الضوء، همانجاها).آثار. 1) دیوان شعر (بغدادى، هدیه، ج 1، ستون 728) که مفقود است. از خزرجى نسخه‌اى از قصیده بائیه و شرح آن (رجوع کنید به دغفوس، ص 66، پانویس 3)، قصیده‌اى مفصّل در رثاى ملک‌افضل و اشعارى درباره اجتماع علما و مدرّسان در مسجدجامع مملاح در دست است (رجوع کنید به خزرجى، 1403، ج 2، ص 136ـ 138، 171ـ173). «قصیدة دامغة» خزرجى معروف به «الدَوْحة‌الیعربیة و النَفْحة‌الخزرجیة» را رنه باسه با عنوان متن‌الخزرجیه تحقیق و در الجزایر (1902) منتشر کرده است (همو، 1429ـ1430، ج 1، مقدمه، ص 87).2) طِراز اَعلام‌الزَّمَن فى طبقات اَعیان‌الیمن (سخاوى، الضوء، همانجا) که از آن با عنوانهاى العقدالفاخر الحسن فى طبقات اعیان (یا اکابر) اهل‌الیمن (سخاوى؛ بغدادى، ایضاح، همانجاها؛ دغفوس، ص 64؛ عمرى، ص60؛ قس اکوع، ص 124ـ 126) و ترتیب فقهاءالیمن (بریهى، ص 291 و پانویس 5) نیز یاد شده است. سخاوى (الاعلان، ص 62، 227)، از آن با عنوان تاریخ‌الیمن نیز یاد کرده است. این کتاب در شرح حال بزرگان و مشاهیر یمن (از علما و ادبا و شاهان)، به ترتیب الفبایى، در دو یا سه جلد و مشتمل بر سى باب بود که خزرجى، آن را به دستور ملک اشرف تألیف کرد (اکوع، ص 123ـ124؛ حبشى، مراجع، ص210؛ همو، مصادر، ص 418؛ دغفوس، همانجا؛ عمرى، ص 59ـ60). او در نگارش این کتاب از شیوه بهاءالدین محمدبن یوسف جَنَدى (متوفى 732) در السلوک فى طبقات العلماء و الملوک پیروى کرده و ضمن تهذیب و ترتیب کتاب جندى، ذیلى بر آن نوشته است. وى در سال 800 از تألیف کتاب فراغت یافته و در 801 ، پاکنویس آن را به پایان رسانده‌است (خزرجى، 1429ـ1430، ج 1، ص 535، ج 5، ص2510؛ عمرى، ص60؛ اکوع، ص 123ـ126؛ دغفوس، همانجا؛ ایمن فؤاد سید، 1974، ص 164؛ براى شمارى از منابع مؤلف و نویسندگانى که از این کتاب بهره گرفته‌اند رجوع کنید به خزرجى، 1429ـ1430، ج 1، مقدمه، ص 118ـ149).طراز اعلام‌الزمن با مقدمه‌اى کوتاه و تاریخى در معرفى یمن و فضل آن، تاریخ و اهمیت آن و سپس سیره پیامبر اکرم و نخستین خلفا آغاز مى‌شود و تاریخ خلفاى اسلامى تا رویدادهاى مصر در زمان سلطان بَرقوق (متوفى 801) را در برمى‌گیرد. پس از آن، بخش اصلى کتاب با تراجم رجال (28 باب) به ترتیب الفبایى مى‌آید. در پایان، یک باب به ذکر کسانى که به کُنیه معروف بوده‌اند و بابى دیگر به ذکر مشاهیر زنان یمن اختصاص دارد (عمرى، همانجا؛ اکوع، ص 125ـ126). منابع به وجود نسخه‌هاى متعددى از این کتاب در کتابخانه امام یحیى در صنعا، کتابخانه تیموریه در قاهره، کتابخانه موزه بریتانیا (تراجم از حروف الف تا ح) و کتابخانه لیدن اشاره کرده‌اند (رجوع کنید به بروکلمان، ج 2، ص 235؛ دغفوس، ص64، پانویس 3؛ حبشى، مراجع؛ همو، مصادر، همانجاها). طراز اعلام‌الزمن به کوشش عبداللّه‌بن محمد حبشى و مصطفى عبدالکریم خطیب در سه مجلد به چاپ رسیده است (ریاض 1430/2009). همچنین به نسخه‌هایى با عنوان العقدالفاخر در صنعا و موزه بریتانیا (از حرف ظاء تا باب سى‌ام) اشاره شده‌است (رجوع کنید به ایمن فؤاد سید، 1974، ص 164ـ165؛ عمرى؛ حبشى، مصادر، همانجاها؛ بروکلمان، >ذیل<، ج 2، ص 238). این کتاب به کوشش عبداللّه‌بن قائد عَبّادى و دیگران در پنج جلد به چاپ رسیده است.3) العَسْجَدالمَسبوک و الجَوهرالمَحبوک/ المحکوک (یا الزَّبَرْجَدالمحکوک) فى اخبار/ فى سیره الخلفاء و الملوک (براى عنوانهاى مختلف این کتاب رجوع کنید به ایمن فؤاد سید، 1391، ص950ـ951؛ شاکر محمود عبدالمنعم، ص 11ـ14). درباره مؤلف این کتاب اختلاف است. در پاره‌اى از نسخه‌هاى آن، کتاب به خزرجى و در برخى دیگر به ملک اشرف رسولى منسوب شده است (اکوع، ص 127؛ ایمن فؤاد سید، 1391، ص 951ـ956). برخى نویسندگان متقدم (رجوع کنید به خزرجى، 1429ـ 1430، ج 1، ص 527؛ سخاوى، الضوء، ج 2، ص 299؛ بغدادى، ایضاح، ج 2، ستون 101؛ نیز رجوع کنید به ابومخرمه، ج 1، ص20ـ21) و مؤلفان متأخر (رجوع کنید به بدرى محمد فهد، ص 123؛ قیسى، العرب، سال 5، ش 5، ص 439ـ440، 444ـ445) این کتاب را به ملک اشرف رسولى نسبت داده‌اند. شاکر محمود عبدالمنعم نیز این انتساب را پذیرفته و بخشى از کتاب را تصحیح و با عنوان العسجدالمسبوک و الجوهرالمحکوک فى طبقات الخلفاء و الملوک منتشر کرده است (بغداد، 1395/ 1975). او احتمال داده که خزرجى مؤلف کتابى دیگر با عنوان العسجدالمسبوک و الزبرجدالمحکوک فیمن وَلِىَالیمن من الملوک بوده است (رجوع کنید به ص 15ـ24؛ براى این نسخه رجوع کنید به ایمن فؤاد سید، 1974، ص 162؛ بروکلمان، ج 2، ص 235؛ دغفوس، ص70). با این حال، اکوع (ص 127ـ128) و ایمن فؤاد سید (1391، ص 953ـ955؛ همو، 1974، ص 162) انتساب العسجد را به خزرجى ترجیح داده و گفته‌اند وى آن را به دستور ملک اشرف تألیف کرده است.العسجدالمسبوک کتابى تاریخى و عمومى به شیوه سالشمار است و با رویدادهاى سال 803 پایان مى‌یابد. این کتاب داراى دو بخش و هر بخش داراى پنج باب در چند فصل بوده است. بخش اول این مطالب را دربرداشته است: سیره پیامبر، نخستین خلفاى پیامبر، صحابه، خلفاى اموى و عباسى، ائمه زیدیه (از نوادگان امام حسن علیه‌السلام)، امامیه و ائمه دوازده‌گانه، و اسماعیلیه (از اولاد امام حسین علیه‌السلام). مطالب بخش دوم نیز عبارت بوده‌اند از: ملوک مصر و شام (از جمله ایوبیان و ممالیک)، افریقیا، قَیْروان، اندلس، مغرب اقصا، ملوک صنعا، عدن، و زبید و امرا و وزراى آن (ایمن فؤاد سید، 1974، ص 162؛ شاکر محمود عبدالمنعم، ص 25ـ26، 34؛ دغفوس، ص 69 و پانویس، 72ـ73). اگرچه نسخه‌هاى متعددى از این کتاب مانده است (رجوع کنید به ایمن فؤاد سید، همانجا؛ بروکلمان، ج 2، ص 235، >ذیل<، ج 2، ص 238؛ حبشى، مصادر، همانجا؛ دغفوس، ص 72ـ73)، متن کامل آن اکنون در دست نیست. در نسخه کتابخانه الجامع‌الکبیر در صنعا، پس از مقدمه‌اى درباره سیره پیامبر در هجده فصل، به ذکر حوادث دوران خلفا در پنج باب پرداخته شده که هر باب داراى چند فصل است. این نسخه با فصل 24 در ذکر خلافت مستکفى‌باللّه پایان مى‌یابد (شاکر محمود عبدالمنعم، ص 25ـ26).نسخه شماره 3863 دارالکتب المصریه شامل قسمتى از بخش اول کتاب، از خلافت مطیع تا سقوط بغداد در 656 (فصلهاى 25 تا40) است (همان، ص 26ـ29؛ بدرى محمد فهد، ص 124ـ125). آغاز نسخه عکسى موجود در کتابخانه آصفیه حیدرآباد دکن (ش 18) نیز که راجع به بخش دوم العسجدالمسبوک است، ناقص و فقط مشتمل بر تاریخ ائمه زیدیه یمن، دیلم، ائمه اسماعیلى و فاطمیان مصر و بخشهاى دیگرى از باب اول (ملوک مصر و شام) تا رویدادهاى 775 است. دیگر بابهاى بخش دوم کتاب هم تاکنون به دست نیامده است (شاکر محمود عبدالمنعم، ص30؛ بدرى محمد فهد، ص 123؛ دغفوس، ص 73).العسجدالمسبوک حاوى اطلاعاتى درباره اوضاع سیاسى، نظامى، اقتصادى، اجتماعى و فکرى یمن و عراق است که پاره‌اى از این مطالب را در جاى دیگر نمى‌توان یافت (رجوع کنید به بدرى محمد فهد، ص 127ـ131). این کتاب افزون بر حوادث سیاسى خلفا و شاهان که محور اصلى آن را شکل مى‌دهد، مشتمل بر شرح‌حال علما، محدّثان، شعرا، ادبا، امرا، سرداران، فقها، صوفیان و افرادى است که در برخى زمینه‌هاى اجتماعى نامبردار بودند (شاکر محمود عبدالمنعم، ص 14ـ15). ابن‌دَیْبَع (متوفى 944)، دیگر مورخ یمنى، با تلخیص العسجدالمسبوک، و افزودن مطالبى درباره تاریخ بنورسول و دولت طاهریان یمن، قرّة‌العیون فى اخبار الیمن المیمون را تألیف کرده است (رجوع کنید به ابن ‌دیبع، ص 15).4) العقوداللؤلؤیة فى تاریخ / اخبار الدولة‌الرسولیة، این کتاب تاریخ دولت بنورسول یمن را از زمان تأسیس آن به دست ملک منصور عمربن على در 626 تا پایان حکومت ملک اشرف اسماعیل (متوفى 803) در بردارد. مؤلف حوادث را به صورت سال به سال با ذکر ماه ثبت کرده و ذیل حوادث هر سال، شرح‌حال درگذشتگان آن سال را آورده است (خزرجى، 1403، ج 1، مقدمه، ص10؛ ایمن فؤاد سید، 1974، ص 164؛ حبشى، مصادر، همانجا؛ حرازى، ص 179).اگر چه خود خزرجى (1429ـ1430، ج 1، ص 527) و همچنین سخاوى (الضوء، ج 2، ص 299) این کتاب را به ملک‌اشرف اسماعیل نسبت داده‌اند، اما محققان معاصر گفته‌اند که خزرجى آن را به دستور ملک اشرف تألیف کرده است (رجوع کنید به ایمن فؤاد سید، 1391، ص950ـ956؛ اکوع، ص 128). به نظر مى‌رسد خزرجى العقود را از بخش راجع به تاریخ بنورسول در کتاب دیگرش الکفایه (رجوع کنید به ادامه مقاله) استخراج کرده باشد (ایمن فؤاد سید، 1391، ص 952ـ953؛ د.اسلام، همانجا؛ بروکلمان، ج 2، ص 235، >ذیل<، ج 2، ص 238). نسخه‌هاى متعددى از العقود باقى مانده‌است (رجوع کنید به حبشى، مصادر، همانجا). این کتاب را نخست محمد بسیونى عسل تصحیح کرد که در 1329ـ1332/ 1911ـ1914 در دو جلد در قاهره منتشر شد (همو، مراجع، ص230؛ شاکر محمود عبدالمنعم، ص 81؛ قس سرکیس، ج 1، ستون 822؛ دغفوس، ص 64، پانویس :5 1911ـ1918). چاپ جدید العقود به کوشش محمدبن على اکوع حِوالى (بیروت 1403/1983) صورت گرفته است. سرجیمز ردهاوسالعقود را به انگلیسى ترجمه کرد و پس از وفاتش، ادوارد براونو نیکلسونآن را در سه جلد در لندن به چاپ رساندند (1324ـ1325/1906ـ1907؛ الموسوعة‌الیمنیة، ذیل «على‌بن حسن‌الخزرجى»؛ قس د. اسلام، همانجا، که در آن سال چاپ اثر 1906ـ1918 نوشته شده است).5) الکفایة و الاعلام فیمن وَلىَ الیمنَ و سَکَنَها فى الاسلام/ مِن اهل الاسلام/ من ملوک الاسلام، که موضوع آن تاریخ دودمانهاى اسلامى حاکم در یمن از روزگار پیامبر اکرم تا زمان مؤلف است (ایمن فؤاد سید، 1974، ص 163؛ حبشى، مراجع، ص 266؛ بروکلمان، ج 2، ص 235). به گفته مؤلف، این کتاب داراى پنج باب بوده، اما تاکنون فقط بابهاى چهارم و پنجم آن به دست آمده است و از محتواى بابهاى اول تا سوم اطلاعى در دست نیست. باب چهارم، درباره رویدادهاى یمن از آغاز اسلام تا سده سوم، در ده فصل تنظیم شده است. باب پنجم آن به تاریخ شهر زَبید و دولتهاى حاکم در آنجا از سده سوم تا سال 803 اختصاص دارد و مشتمل بر دوازده فصل است (رجوع کنید به ایمن فؤاد سید، 1974، همانجا؛ دغفوس، ص 67ـ 69؛ حرازى، ص 179).مؤلف در این کتاب حوادث را به شیوه سالشمار ذکر کرده و در بخش دوم آن، در ذیل حوادث به ذکر درگذشتگان هر سال پرداخته است. در این کتاب اوضاع اقتصادى، عمرانى، ادبى، فکرى و اجتماعى در کنار اوضاع سیاسى بررسى شده‌اند (رجوع کنید به قیسى، العرب، سال 5، ش 6، ص 502ـ515).بخشهاى باقى‌مانده الکفایة از جهاتى با برخى نسخه‌هاى العسجدالمسبوک، از جمله نسخه کتابخانه حرم مکّى، کاملا یکسان است. هر دو کتاب به حوادث 803 پایان مى‌یابند و تقسیم‌بندى دو کتاب و محتواى آنها همسان است، به گونه‌اى که گویا یک کتاب با دو عنوان‌اند. این احتمال هست که الکفایة همان کتاب العسجدالمسبوک باشد که در عین حال بخشى از تاریخ عمومى دولتهاى اسلامى به نام العسجدالمسبوک و الجوهرالمحکوک فى اخبار الخلفاء و الملوک است (حبشى، مصادر، همانجا؛ دغفوس، ص 67ـ74؛ نیز رجوع کنید به ایمن فؤاد سید، 1974، ص 163ـ164؛ قیسى، العرب، سال 5، ش 5، ص 445ـ 452)، به خصوص که بریهى (ص 291) کتاب العسجد را مجموعه چند کتاب تاریخى دانسته است.خزرجى در تألیف الکفایة از منابعى همچون تاریخ صنعاء اثر احمدبن عبداللّه رازى بهره گرفته است. الکفایة خزرجى منبع مهم مورخانى همچون ابن‌دَیبَع (متوفى 944) در قُرّة‌العیون فى تاریخ الیمن‌المیمون و یحیى بن حسین‌ابن‌قاسم (متوفى بعد از 1099) در غایة‌الامانى فى تاریخ‌القطر الیمانى بوده است (دغفوس، ص 74ـ75؛ نیز رجوع کنید به عمرى، ص 75).از الکفایة نسخه‌هاى متعددى در کتابخانه‌هاى جهان از جمله در کتابخانه ملى فرانسه، جامع‌الکبیر صنعا و کتابخانه خدابخش هند نگهدارى مى‌شود (رجوع کنید به ایمن فؤاد سید، 1974، ص 163؛ بروکلمان، >ذیل<، ج 2، ص 238؛ حبشى، مصادر، همانجا؛ شاکر محمود عبدالمنعم، ص 84ـ85). راضى دغفوس پنج فصل نخست این کتاب را که مشتمل بر رویدادهاى سده‌هاى اول تا سوم است، با نام «الیمن فى عهد الولاة» تحقیق و در 1979، در مجلة کلیة الآداب و العلوم الانسانیة (ش 107ـ108) منتشر کرده است (رجوع کنید به خزرجى، 1429ـ1430، ج 1، ص 86، پانویس 5). قاسم جواد خلف جیزانى نیز الکفایة و الاعلام را به صورت رساله‌اى دانشگاهى (بغداد 1995) تحقیق و بررسى کرده است (رجوع کنید به شبکة اب‌الخضراء، 2010؛ خزرجى، همانجا).6) المحصول فى انتساب بنى‌الرسول، این کتاب در اصل شرح قصیده میمیه‌اى از حارث الرائش، پادشاه حِمْیرى یمن، بوده است و مؤلف آن را درباره صحت نسب بنورسول (رجوع کنید به خزرجى، ج 1، ص20ـ21) و احتمالا در ردّ سخن کسانى که نسب آنان را به ترکمنها مى‌رساندند، تألیف کرده است (حبشى، مصادر، همانجا؛ حرازى، ص180). این کتاب در دست نیست.7) مرآة‌الزَّمَن فى تاریخ زبید و عَدَن (بغدادى، ایضاح، ج 2، ستون 458؛ همو، هدیه، ج 1، ستون 728).منابع: ابن‌تغرى بردى، الدلیل‌الشافى على‌المنهل‌الصافى، چاپ فهیم محمد شلتوت، قاهره 1998؛ ابن‌حجر عسقلانى، إنباءالغمر بأبناءالعمر، حیدرآباد، دکن 1387ـ1396/1967ـ1976؛ همو، ذیل‌الدررالکامنة، چاپ عدنان درویش، قاهره 1412/1992؛ ابن‌دیبع، کتاب قرّة‌العیون باخبار الیمن المیمون، چاپ محمدبن على اکوع، ]بیروت[ 1409/ 1988؛ ابن‌عماد؛ عبداللّه طیب‌بن عبداللّه ابومخرمه، تاریخ ثغرعدن، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن 1936ـ] 1950[؛ اسماعیل اکوع، «اضواء على مؤلفات على‌بن الحسن‌الخزرجى المؤرخ‌الیمانى»، مجلة‌المورخ‌العربى، ش 4 (1977)؛ ایمن فؤاد سید، «العسجدالمسبوک فیمن تولّى‌الیمن من الملوک و نسبته للخزرجى»، العرب، سال 5، ش 10 (ربیع‌الآخر 1391)؛ همو، مصادر تاریخ‌الیمن فى‌العصر الاسلامى، قاهره 1974؛ بدرى محمد فهد، «]حول [العسجدالمسبوک والجوهر المحبوک»، الاقلام، سال 5، ش7 (ذیحجه 1388 ـ محرّم 1389)؛ عبدالوهاب‌بن عبدالرحمان بُرَیهى، طبقات صلحاءالیمن، المعروف بتاریخ البریهى، چاپ عبداللّه محمد حبشى، صنعا 1403/1983؛ اسماعیل بغدادى، ایضاح‌المکنون، ج 2، در حاجى خلیفه، ج 4؛ همو، هدیة‌العارفین، ج 1، در همان، ج 5؛ حاجى خلیفه؛ عبداللّه محمد حبشى، مراجع تاریخ‌الیمن، دمشق 1972؛ همو، مصادرالفکرالعربى الاسلامى فى‌الیمن، صنعا: مرکزالدراسات الیمنیة، ]بى‌تا.[؛ مهدى‌بن محمد حرازى، تراجم علماءالیمن بین الواقع و الطموح، یمن 1426/2005؛ على‌بن حسن خزرجى، العقد الفاخرالحسن فى طبقات اکابر اهل‌الیمن، چاپ عبداللّه‌بن قائد عبّادى و دیگران، صنعا 1429ـ1430/ 2008ـ2009؛ همو، العقد اللؤلؤیة فى تاریخ الدولة الرسولیة، ج 1، چاپ محمد بسیونى عسل، ج 2، چاپ محمدبن على اکوع، صنعا 1403/1983؛ راضى دَغفوس، دراسات فى‌التاریخ العربى الاسلامى الوسیط، بیروت 1425/2005؛ محمدبن محمد زبیدى، تاج‌العروس من جواهرالقاموس، چاپ على شیرى، بیروت 1414/1994؛ محمدبن عبدالرحمان سخاوى، الاعلان بالتوبیخ لمن ذمَّالتاریخ، چاپ فرانتس روزنتال، بغداد 1382/1963؛ همو، الضوءاللامع لاهل القرن‌التاسع، قاهره: دارالکتاب الاسلامى، ]بى‌تا.[؛ یوسف الیان سرکیس، معجم‌المطبوعات العربیة و المعربة، قاهره 1346/1928، چاپ افست قم 1410؛ شاکر محمود عبدالمنعم، الملک الاشرف‌الغسانى و کتابه‌العسجدالمسبوک، چاپ على خاقانى، در العسجدالمسبوک‌والجوهرالمحکوک فى طبقات الخلفاء والملوک، ]منسوب به [اسماعیل‌بن عباس غسانى (رسولى)، چاپ شاکر محمود عبدالمنعم، بیروت: دارالتراث‌الاسلامى، 1395/ 1975؛ شبکة اب‌الخضراء.Retrieved Jun. 1, 2010, from http://forums.ibb7.com/ibb 9747.html;صفدى؛ حسین عمرى، مصادرالتراث الیمنى فى‌المتحف البریطانى، دمشق 1400/1980؛ نورى حمودى قیسى، «العسجد المسبوک فیمن تولّى الیمن من‌الملوک و نسبته‌للخزرجى»، العرب، سال 5، ش 5 (ذیقعده 1390)، ش 6 (ذیحجه 1390)؛ الموسوعة‌الیمنیة، زیرنظر احمد جابر عفیف و دیگران، صنعا 1412/1992، ذیل «على‌بن حسن الخزرجى» (از حسین عبداللّه عمرى)؛ یاقوت حموى، کتاب معجم‌البلدان، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ 1866ـ1873، چاپ افست تهران 1965؛ همو، معجم‌الادباء، چاپ احسان عباس، بیروت 1993؛Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Leiden 1943-1949, Supplementband, 1937-1942; EI2, s.v. "Al-Khazradji, Muwaffak al-Din" (by C. E. Bosworth).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

محمدرضا ناجی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 15
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده