خزانه (۱)
معرف
محل نگهدارى مسکوکات، جواهرات و اشیاى گران‌بها
متن
خزانه (1)، محل نگهدارى مسکوکات، جواهرات و اشیاى گران‌بها. خزانه، واژه‌اى عربى و به معناى گنجینه، دفینه، اندوخته و مال و نقود بسیار است (رجوع کنید به دهخدا، ذیل واژه).در ایران پیش از اسلام. پیشینه خزانه در شرق اسلامى به روزگار حکومتهاى کهن، به‌ویژه در ایران پیش از اسلام، بازمى‌گردد. شاهان هخامنشى خزانه‌هاى متعددى داشتند که با خراج، هدایا و غنایم فراهم مى‌آمد و در شهرهایى چون شوش، تخت جمشید، بابل، استخر، پاسارگاد و هگمتانه نگهدارى مى‌شد (سامى، ص 8؛ نیز رجوع کنید به بریان، ج 1، ص 178ـ179، 851). مسکوکات، اسباب و آلات زرین و سیمین، اسناد، پرده‌هاى گران‌بهاى نقاشى شده، زیورآلات، جواهرات، جامه، پارچه و فرش محتویات این خزاین را تشکیل مى‌داد (رجوع کنید به سامى، ص 8ـ9). بخشى از مجموعه بناهاى تخت جمشید به خزانه اختصاص داشت (رجوع کنید به تخت جمشید*) که طبق الواح مکشوفه آن، متولى خزانه را گنزبر (گنج‌ور) و گاه کپنوش‌کى‌رَ، که واژه‌اى عیلامى است، مى‌نامیدند (بریان، ج 1، ص 892ـ894؛ نیز رجوع کنید بهکریستن‌سن، 1374ش، ص 79، 87).از تحقیقات کریستن‌سن (1374ش، ص 40ـ41، 79؛ 1971، ص 107ـ108، 124) برمى‌آید که ساسانیان دو نوع خزانه داشته‌اند : خزانه شاهى که خزانه‌دار آن ظاهرآ عنوان گنجور داشت؛ مخازن و ذخایر حکومتىِ سلطنت که زیرنظر ایران انبارگ بذ اداره مى‌شد. کریستن‌سن (1374ش، ص 41، 87) به نقل از تئوفیلاکتوس سیموکاتا این سمت را جزو مناصب لشکرى برشمرده و شاید به همین سبب یکى از وظایف صاحب این منصب، نگهدارى و آماده‌سازى سلاحها و مراقبت از آنها بوده است (قس لوکونین، ص 106ـ107). سیموکاتا در عین حال در بیان مقامات موروثىِ کشورى نیز از ریاست اداره وصول مالیات و بازرسى خزاین سلطنتى نام برده است (رجوع کنید به کریستن‌سن، 1971، ص 108؛ همو، 1374ش، ص 41؛ قس لوکونین، همانجا). اگر به ارزش تاریخى روایات فردوسى، به‌ویژه درباره حوادث اواخر دوره ساسانى، معتقد باشیم مى‌توانیم با استناد به اشعار او (رجوع کنید به ج 9، ص 236) از گنجینه‌ها و خزینه‌هاى بسیار زیاد خسرو دوم (366ـ591م) سخن بگوییم. هر چه باشد، بسیارى از خزاین ساسانى بعدها به دست مسلمانان افتاد (رجوع کنید به ابن زبیر، ص 156ـ159، 162، 165) و در شکل‌گیرى هسته اولیه خزانه خلافت اسلامى مؤثر افتاد.سرزمینهاى شرق اسلامى. در دوره خلافت اصطلاح خزانه گاه مترادف بیت‌المال به کار رفته است. بیت‌المال که غالبآ اموال عمومى را شامل مى‌شد نهادى اسلامى و متعلق به نظام حکومتى خلافت بود. حال آنکه خزانه که غالبآ اموال شخصى سلطان را دربر مى‌گرفت در زمره بیوتات سلطنتى* بود و به لحاظ تاریخى پیشینه‌اى بسیار کهن‌تر داشت. ازاین‌رو، چندى پس از تأسیس بیت‌المال و در پى تحول خلافت اسلامى به حکومت سلطنتى موروثى، موضوع تفاوت میان اموال شخص خلیفه یا سلطان با اموال عمومى، سبب پدیدآمدن تعابیرى چون بیت‌المال عامه، بیت‌المال خاصه، خزانه اصل و خرج و خزانه خاص گردید که گویاى اتخاذ تدابیرى براى تفکیک این دو مفهوم است (رجوع کنید به مسکویه، ج 5، ص 77، 109، 169، 193؛ صابى، 1958، ص 26، 46؛ نیز رجوع کنید به متز، ج 1، ص 144ـ145؛ نیز رجوع کنید به بیت‌المال*).جمع‌آورى و ساماندهى اموال عمومى و اعمال نظارت حکومتى بر آنها از نخستین دهه‌هاى شکل‌گیرى خلافت اسلامى مورد توجه قرار گرفت. در عصر خلفا و سپس امویان، عمده‌ترین منابع تأمین بیت‌المال، غنایم جنگى و خراج و جزیه بود. وفور این منابع درآمد، به‌ویژه غنایم جنگى، نه تنها بیت‌المال را به نحو چشمگیرى افزایش داد، بلکه در عصر امویان، به ایجاد خزانه‌هاى اختصاصى خلفا و عمّال حکومتى نظیر حجاج‌بن یوسف انجامید (رجوع کنید به ابن‌زبیر، ص 208ـ209؛ نیز رجوع کنید به بیت‌المال*).خزانه در دستگاه خلافت عباسى و نیز در حکومتهاى مستقل یا نیمه مستقل مقارن با آن، هم به سبب وفور و تنوع ذخایر آن و هم از لحاظ تحولاتى که در تشکیلات خزانه‌دارى پدید آمد، اهمیت بسیار یافت. به نوشته ابن‌زبیر (ص 214ـ218) خزانه هارون‌الرشید (حک: 170ـ193) سرشار از سکه‌هاى طلا و نقره، ظروف زرین، انواع اسلحه، انواع جامه‌هاى گران‌بها، فرشها و عطریات بوده است. از این گزارش نمى‌توان مطمئن شد که آیا این مایه اموال همه در یک خزانه عام نگهدارى مى‌شده یا در چند خزانه اختصاصىِ جداگانه. اما از اشاره همین نویسنده به بانویى که وى را «صاحبة خزانة‌الجوهر» در دستگاه خلافت مأمون (حک : 198ـ218) خوانده (رجوع کنید به ص 184)، دست کم مى‌توان دریافت که یک خزانه، مختص جواهرات سلطنتى بوده است. با این‌همه با تکیه بر برخى منابع دیگر مى‌توان از تنوع و چندگونگى خزانه‌ها با اطمینان سخن گفت. مثلا از سیاق یکى از گزارشهاى ابوشجاع روذراورى (ص 15) برمى‌آید که خزانه‌هاى جداگانه‌اى براى پول و جامه و سلاح وجود داشته است. صابى (1958، ص20ـ21) نیز در گزارشى از ارقام شگفت‌انگیز پرداختها و هزینه‌هاى دارالخلافه در دوره مقتدر (حک : 295ـ320)، از خزانه سلاح، خزانه جامه و خزانه فرش نام‌برده است. در منابع همچنین برنگهدارى اسناد مهم حکومتى مانند برخى پیمان‌نامه‌ها و خطبه‌ها و فرمانها در خزانه تصریح شده است (رجوع کنید به مسکویه، ج 5، ص 76؛ عتبى، ص 304؛ نظام‌الملک، ص 118، 203؛ ابن‌بى‌بى، ص 58، 293) که هنوز روشن نیست در خزانه مستقلى نگهدارى مى‌شدند یا در یکى از خزانه‌هاى یاد شده.اموال نقدى و جنسى خزانه‌ها عمدتآ از مالیات و خراج ولایات و حکام (رجوع کنید به عتبى، ص 23، 29، 312، 351؛ ظهیرى نیشابورى، ص 24، 44؛ بندارى، ص 60؛ ابن‌بى‌بى، ص 15، 123؛ ابن‌اسفندیار، ج 1، قسم 2، ]الحاقى[، ص 14؛ ناصرالدین منشى کرمانى، ص 42؛ آقسرایى، ص 19، 232)، غنایم جنگى (راوندى، ص 126؛ نسوى، ص 36؛ ابن‌اسفندیار، ج 1، ص 244)، مصادره (بیهقى، ص 207؛ بندارى، ص 63، 98، 101، 110؛ ابن‌زبیر، 229ـ230؛ نسوى، ص 42؛ ناصرالدین منشى کرمانى، ص 82)، مقاطعه (ابن‌بلخى، ص 328؛ بندارى، ص132؛ نسوى، ص 164)، فروش مناصب (ظهیرى نیشابورى، ص 38؛ بندارى، ص 97؛ نسوى، ص 41)، جریمه‌ها (عتبى، ص 105؛ آقسرایى، ص 111) و هدایاى ارسالى اشراف و بزرگان و کارگزاران حکومت به پادشاهان سایر ممالک (ابن‌زبیر، ص 16ـ24، 28ـ32) به دست مى‌آمد.مصارف خزانه عمدتآ پرداخت مواجب کارگزاران حکومتى، به ویژه سپاهیان (رجوع کنید به نظام‌الملک، ص 223؛ ظهیرى نیشابورى، ص 25؛ ابن‌بى‌بى، ص 275) و هزینه لشکرکشیها (ابن‌بى‌بى، ص 294) بود.بنابر گزارش گردیزى (ص 313ـ314)، عمرو لیثِ صفّارى به‌جز خزانه سلاح، سه خزانه مالىِ مجزا داشت: خزانه خراج و زکات، که آن را در وجه بیستگانى* و مواجب لشکریان خرج مى‌کرد؛ خزانه خاصه، که از عواید خاص و ضیاع و املاک شخصى وى جمع مى‌شد و مخارج جارى دربار و مطبخ خاص از محل آن بود؛ خزانه مداخل، که از عواید اتفاقى و مصادره‌هاى مختلف به‌دست مى‌آمد و صرف خلعتها و صله‌هاى اعطایى به رسولان و مُنهیان (خبررسانان) مى‌شد. ظاهرآ با نظر به مصارف این خزانه بوده که به آن نام «خزانه صِلات» هم داده بودند (رجوع کنید بههمانجا).در دوره عباسى اهمیت بى‌بدیل خزانه در اداره مملکت و پیشبرد نقشه‌هاى جنگى و سایر برنامه‌هاى حکومتى موجب گسترش و توسعه خزانه گردید. در منابع، علاوه بر رئیس خزانه که کاملا معتمد سلطان یا حاکم بوده، از کارکنان متعدد خزانه یاد شده است، مانند بیتکچیان (رجوع کنید به بتکچى*) و دبیران، حمالان، غلامان و نیز شحنه خزانه (رجوع کنید به بیهقى، ص 281، 385؛ ابوشجاع روذراورى، ص 157؛ راوندى، ص 164؛ ظهیرى نیشابورى، ص 43؛ ناصرالدین منشى کرمانى، ص 114). بنابر یکى از گزارشهاى صابى (1383، ص 25) رقم قابل توجهى از درآمدهاى خزانه‌هاى جامه و فرش و سلاح به پرداخت حقوق کارکنان و صنعتگرانِ این ادارات اختصاص داشته است.هنگامى که ایلخانان حکومت خود را در ایران بنیاد نهادند، نظام خزانه مانند سایر سازمانهاى ادارى کشور به هم ریخت. با نابودى ولایات و نظام کشاورزى و کاهش جمعیت، دست‌کم تا پیش از دوره غازان، اموال خزانه دیگر از طریق خراج و مالیاتهاى کشاورزى تأمین نمى‌شد. اما مغولان به زودى دریافتند که شرط لازم براى وصول منظم مالیاتها و رسیدن آن به خزانه مرکزى، احیاى نیروهاى تولیدى است (رجوع کنید به پطروشفسکى، ج 1، ص63ـ102).به نوشته رشیدالدین فضل‌اللّه (1364، ص 119)، حکام مى‌بایست سه خزانه داشته باشند: خزانه مال، خزانه سلاح و خزانه خوراک و پوشاک. به این خزانه‌هاى سه‌گانه خزاین خرج مى‌گفتند و رعیت، که در حکم خزانه دخل بود، این خزانه‌ها را پر مى‌کرد. به روایت رشیدالدین فضل‌اللّه (1373ش، ج 2، ص 1509؛ همو، 1358، ص 331ـ332)، ثبت حساب خزانه در آغاز حکومت مغولان مرسوم نبود و فقط چند خزانه‌چى مأمور بودند هر چه را که از اطراف به درگاه مى‌رسید تحویل بگیرند و همه را در یک جا بنهند و مخارج لازم را بپردازند و آنگاه که چیزى در خزانه باقى نمى‌ماند، خان را مطّلع سازند. این آشفتگى تا آنجا بود که محل خاصى براى اموال رسیده وجود نداشت و آنچه از اطراف مى‌رسید، در صحرا روى هم انباشته مى‌کردند و با نمدى مى‌پوشاندند. اتلاف اموال خزانه دیگر مشکل عمده این روزگار بود. بعدها نیز که خزانه‌اى براى زر و جواهرات معیّن شد، بعضى از خانها، مانند اوگتاى‌قاآن (حک : 624ـ639) و گیوک‌خان (حک: 639ـ647)، با بخششهاى بى‌حد و حصر خود خزانه را از مال تهى کردند (رجوع کنید به جوینى، ج 1، ص 149، 214ـ215). افزون بر این، هنگامى که مال و زر از ولایات مى‌رسید، امرا و دوستان خزانه‌داران نزد آنان مى‌رفتند و «باریقو» (سهمى از خزانه سلطنتى که به هدیه گرفته مى‌شد) مى‌ستاندند. بدین ترتیب، پیداست که هر سال چه اندازه از اموال خزانه تلف مى‌شد (رجوع کنید به رشیدالدین فضل‌اللّه، 1373ش، ج 2، ص 1509ـ1510؛ همو، 1358، ص 332) و درنتیجه، وقتى غازان (حک : 694ـ703) بر تخت خانى نشست، خزانه‌ها از مال تهى، ولایتها خراب، اموال دیوانى در معرض تلف شدن و استحصال مالیات ناممکن شده بود. زیرا خزانه‌اى را که هولاکو از بغداد و شام و دیگر ولایات به چنگ آورده بود، خزانه‌داران به تدریج دزدیده بودند و آنچه را باقى مانده بود احمد تگودار (حک : 680ـ683) براى استقرار حکومت خود و جنگ با ارغون (حک : 683ـ690) میان لشکریانش توزیع کرد و گیخاتو (حک : 690ـ 694) هم نه تنها چیزى به دست نیاورد، بلکه آنچه را هم ارغون جمع کرده بود، از دست داد. ازاین‌رو در دوره غازان، با تعیین خراج مقرر هر ولایت، خزانه را پر کردند (رجوع کنید به همو، 1373ش، ج 2، ص 1349ـ1352).در این دوره چند خزانه مستقل ایجاد شد؛ یکى نارین (خزانه خاص) که گران‌بهاترین اموال، مانند زرسرخ، مرصّعات و جامه‌هاى خاص، در آنجا نگهدارى مى‌شد. این خزانه در واقع صندوقى بود که پادشاه بر آن قفلى مى‌زد و با مُهر خویش آن را نشان مى‌کرد و یکى از خزانه‌داران همراه با خواجه‌سرایى مأمور محافظت از آن بود و بدون فرمان شاه و ثبتِ وزیر، چیزى از این خزانه خرج نمى‌شد. خزانه دیگر، بیدون (خزانه عام) بود و اموال کم ارزش‌تر، مانند زر سفید و جامه‌هاى پرمصرف‌تر را در آن مى‌نهادند و خزانه‌دار و خواجه‌سرایى به نگاهبانى از آن گماشته مى‌شدند. وزیر که این خزانه زیر نظر وى بود، اموال رسیده را در دفترى ثبت مى‌کرد و پس از مُهر کردن فهرست مصارف، سند را به امضاى‌خان مى‌رساند. خزانه‌دار مى‌بایست بر هر جامه‌اى که به خزانه مى‌آوردند، مُهر مخصوصى بزند تا نتواند آن را با جامه دیگر تعویض کند. به هر یک از چهار تن متولى خزانه‌هاى خاص و عام، از هر صد دینارِ رسیده به خزانه دو دینار به عنوان رسم‌الخزانه تعلق مى‌یافت. همچنین، خزانه سومى نیز ایجاد شد که یک دهم اموال خزانه‌هاى پیش گفته را به این خزانه انتقال مى‌دادند تا سلطان براى صدقه به مستحقان از آن هزینه کند (رجوع کنید به همان، ج 2، ص 1510ـ1512). بر پایه سندى که در دستورالکاتب شمس منشى (ج 1، جزء1، ص 294ـ302) آمده، به تدبیر رشیدالدین فضل‌اللّه خزانه مستقل دیگرى نیز براى پرداخت مستمرى و صدقات به زهاد، سادات، مشایخ، علما و فقرا ایجاد شد. این صدقات هر سه ماه یک‌بار و نقد پرداخت مى‌شد. بعدها به تأسى از این تدبیر رشیدالدین فضل‌اللّه، جلایریان نیز چنین خزانه‌اى ایجاد کردند (رجوع کنید به همان، ج 1، جزء1، ص 366ـ369).در دوره تیمور به سبب توجه ویژه شخص تیمور به امور مالى، خزانه اهمیت فزاینده‌اى یافت، چنان‌که به تعبیر تیمور گورکان در تزوکات تیمورى* (ص 246)، پنج وزیر از هفت وزیرى که در دستگاه او خدمت مى‌کردند، در شمار «وزراى مالى که خزانه‌دار مملکت‌اند» بوده‌اند. ظاهرآ در میان این وزیران، «وزیر کارخانه‌هاى سلطنت که از مداخل و مخارج و جمیع خزانه و دواب آگاه» بود، مسئولیت مستقیم اداره خزانه را داشته است (رجوع کنید به همان، ص 304).در میان آق‌قوینلوها، خزانه‌دارى منصبى پراهمیت بود و خزانه‌دار از اعضاى شوراى عالى آنان به شمار مى‌آمد (منز، ص 245). آق‌قوینلوها و قراقوینلوها بخش مهمى از مصارف خزانه را به پرداخت حقوق ایناقان (نوکران خاصه) که از صاحبان مشاغل مهم و حساس حکومتى به شمار مى‌آمدند، اختصاص مى‌دادند (ورهرام، ص 153).انباشت نقدینگى در خزانه‌هاى دوره صفوى نشانه ثبات و رفاه نسبى اقتصادى در این دوره است. اگرچه، برخى سلاطین این سلسله به هنگام جلوس، با پرداختهاى بى‌رویه خزانه را خالى مى‌کردند (رجوع کنید به حسینى استرآبادى، ص 105) اما همواره راههایى براى پرکردن خزانه وجود داشت. به نوشته سیورى (ص 79ـ80)، شاه عباس اول براى جبران کسرى نقدینگى خزانه سلطنتى، ممالک (ولایاتى که به شکل تیول به سران قزلباش اختصاص یافته بود) را به املاک خالصه (املاک شاه) تبدیل کرد تا عواید این املاک مستقیمآ به خزانه شاه سرازیر شود. شاه صفى نیز این رویه را ادامه و توسعه داد (رجوع کنید به همان، ص 228). فهرستى که شاردن (ج 5، ص 394ـ415) از درآمدهاى شاه داده است، حکایت از ثروت سرشار او دارد. کار نظارت بر اموال خزانه را ناظر که از مهم‌ترین وزیران و عالى‌ترین مقام مالى دستگاه صفوى به شمار مى‌آمد و تعیین و پرداخت حقوق و مستمرى همه کارکنان ادارات سلطنتى و مقامات عالى‌رتبه جزو وظایف اصلى‌اش بود، برعهده داشت (رجوع کنید به همان، ج 5، ص 344ـ345). با این همه او اجازه نداشت بى‌اذن شاه به مخازن انباشته از جواهرات و نفایس که خواجه‌اى آن را اداره مى‌کرد، وارد شود. در واقع گرچه ناظر و صدراعظم از عایدات خزانه به طور کلى آگاهى داشتند، از مقدار و نوع آنها اطلاع دقیقى نداشتند (همان، ج 5، ص 430ـ433).میرزا سمیعا (ص 19) از دو خزانه اندرون و بیرون سخن گفته که اطلاعات روشنى از آنها در دست نیست، اما مى‌توان حدس‌زد که خزانه اندرون شامل اموال خاصه شاه بوده، و خزانه بیرون به اموال و مصارف عمومى کشور اختصاص داشته است. به نوشته میرزا سمیعا (ص 19، 28ـ29)، «صاحبْ جمع خزانه عامره» یا خزانه‌دار، خواجه‌سرایى معتبر بود که کلیه اموال نقدى و جنسى خزانه سپرده او بود و کلیددار و سایر کارکنان خزانه تابع او بودند. صراف‌باشى خزانه عامره (رجوع کنید به جهبذ*) نیز مسئول تشخیص مسکوکات سره از ناسره‌اى بود که به خزانه آورده مى‌شد. میرزا سمیعا (ص 62) از مشرفِ خزانه عامره نیز یاد کرده است (نیز رجوع کنید بهمینورسکى، ص 133) که ظاهرآ در دوران شاه طهماسب دوم و غلبه افغانها، این منصب به نوعى جایگزین صاحب جمع خزانه عامره شده است (رجوع کنید به نصیرى، ص 68ـ69)، چرا که همان وظایفى را که زمانى بر عهده صاحب جمع خزانه عامره بود، براى او نیز برشمرده‌اند (رجوع کنید به میرزاسمیعا؛ نصیرى، همانجاها).در دوره افشاریه اموال خزانه عمدتآ از مالیات ولایات، غنایم جنگى و پیشکشها به دست مى‌آمد (رجوع کنید به مروى، ج 1، ص 101، 125، 258، 376، ج 2، ص 566، ج 3، ص 959، 1085، 1090). خزانه نادرى در قلعه‌اى واقع در کلات نادرى نگهدارى مى‌شد که از آن به خزانه عامره کلات* تعبیر شده است (رجوع کنید به همان، ج 3، ص 1085ـ1090). ظاهرآ پرداخت از خزانه عامره را تحویلداران برعهده داشتند (رجوع کنید به همان، ج 1، ص 297). پاره‌اى شواهد حاکى از تقلب خزانه‌داران است (رجوع کنید به همان، ج 2، ص 741). در پى قتل نادر (1160)، خزانه و جواهرخانه او اولین جایى بود که غارت شد و جانشینان براى تثبیت پایه‌هاى اقتدار خود دست به بذل و بخشش زدند (رجوع کنید به گلستانه، ص 16، 20ـ21).گاه که وجوه نقدینه در خزانه نبود و پرداخت مواجب لشکریان ضرورت مى‌یافت، حکومت ناگزیر مى‌شد طلاهاى موجود در خزانه را به مسکوک تبدیل کند و مصارف لازم را بپردازد. در دوره کریمخان در 1172، چنین حادثه‌اى روى داد (رجوع کنید به غفارى کاشانى، ص 105). در این دوره نیز عمده اموال خزانه از محل مالیات ولایات حاصل مى‌شد و در خزانه، انواع خلعتها، جواهرات و مسکوکات انباشته بود (رجوع کنید بههمان، ص 65، 520).اداره امور خزانه در دوره قاجار که از بزرگ‌ترین بیوتات سلطنتى بود، همراه با اداره ضرابخانه در اختیار خانواده معیّرالممالک قرار داشت (رجوع کنید به مستوفى، ج 1، ص 391). از دوره فتحعلى‌شاه به بعد، خزانه دو قسمت شده بود: یکى خزانه اندرون یا خزانه طلا و جواهر که کلید آن در دست شاه بود و کسى از اندوخته آن اطلاعى نداشت، و دیگرى خزانه مالیات که خزانه بقایاى مالیاتهاى کشور و سایر عایدات مملکتى بود و زیر فرمان معیرالممالکها و امین‌السلطانها اداره مى‌شد. حکام ولایات و ایالات موظف بودند باقى مالیاتِ حاصله محل حکومت خود را، پس از کسر مصارف محلى، حقوق سربازان و مواجب کارمندان ادارى و دولتمردان، به خزانه ارسال کنند. درآمد حاصل از گمرکات و اجاره برخى معادن، همچنین پیشکشهاى وزرا، رجال، حکام و اعیان نیز ابواب جمع خزانه‌دار مى‌گردید (رجوع کنید به همان، ج 1، ص 391ـ393). شاه صندوق کوچکى داشت که انواع خلعتها در آنجا نگهدارى مى‌شد و پیشخدمتى صندوقدار آن بود. براى انعامهاى خاصِ شاه نیز اداره‌اى به نام «اداره صرف جیب مبارک» معیّن شده بود. حساب خزانه را، هر سال مستوفى رسیدگى مى‌کرد و به تأیید شاه مى‌رساند (اعتمادالسلطنه، 1363ش، ص 44؛ مستوفى، ج 1، ص 394ـ395). بنابر گزارش اعتمادالسلطنه (1363ش، ص 291)، «اداره خزانه مبارکه مالیه» که زیر مجموعه «وزارت مالیه و دربار اعظم» به شمار مى‌آمد، در دوره ریاست اسماعیل‌خان امین‌الملک، برادرِ امین‌السلطان، تشکیلات گسترده‌اى داشت و کارکنانى چون مستوفى، ناظم، تحصیلدار، تحویلدار و چند منشى و صرّاف و سررشته‌دار در آن خدمت مى‌کردند. به نوشته اعتمادالسلطنه (1363ش، ص 345، 374؛ 1350ش، ص 871) در این دوره هرگاه خزانه نظام که تابع وزارت جنگ بود به اداره خزانه مالیه ملحق مى‌شد، خزانه مالیه رونق و اعتبار چشمگیرى مى‌یافت. در یک رساله ادارى ـ مالى دوره قاجار، مکتوب در 1315، از وزارت خزانه عامره یاد شده است که مسئولیت دریافت مالیات و کلیه حقوق دیوانى از اداره استیفا ــکه تحت وزارت داخله بودــ و ادارات دیگر و پرداخت وجه مخارج دولتى را مطابق کتابچه دخل و خرج* بودجه (که وزیر مالیه آن را تهیه مى‌کرد) برعهده داشت. این وزارت در پایان سال، صورت محاسبات خود را به دولت تسلیم مى‌کرد و وزیر مالیه و اداره استیفا مى‌بایست آن را تأیید و امضا مى‌کردند (رجوع کنید به آدمیت و ناطق، ص 492).در پى جنگهاى اول و دوم ایران و روسیه، جنگهاى ایران و عثمانى و دادن امتیازات و امضاى عهدنامه‌ها و درنتیجه، از دست دادن ولایات حاصلخیز و مهم و نیز مسائل پیش آمده در دوران مشروطه، در مدت کوتاهى خزانه قاجارى تهى شد. به این ترتیب، آشفتگى سیاسى و اقتصادى، کسرى بودجه و بدهى سنگین ایران به انگلیس و روسیه سبب شد تا مجلس تدابیرى در این باره بیندیشد و در 1329/ 1911، مورگان شوستر* امریکایى را به عنوان خزانه‌دار کل استخدام کند. در همین سال در پاسخ به درخواست شوستر مبنى بر اعطاى اختیارات بیشتر (رجوع کنید به شوستر، ص 104)، مجلس قانونى تصویب کرد که براساس آن خزانه‌دارِ کل، مسئولیت ادارات دیگرى چون اداره کل مالیاتها و عوارض و عایدات دولتى، اداره کل تفتیش و نظارت و محاسبات کلیه عایدات و مخارج مصوبه و نگاهدارى دفترهاى مربوط به آنها، اداره کل معاملات نقدى دولت یا بانک را برعهده گرفت و در خصوص تهیه بودجه مملکتى، صرفه‌جویى در مصارف و معاملات دولتى و اصلاحات مالیاتى اختیارات وسیعى به دست آورد (دستره، ص 284ـ 286). شوستر براى وصول مالیاتها، سازمانِ ژاندارمرىِ خزانه یا قراسوران مالیه را بنیاد نهاد تا قدرت اجرایى داشته باشد (کشف تلبیس، ص 22).در آن زمان، تشکیلات مالى کشور را سه وزیر اداره مى‌کردند: وزیر مالیه، وزیر خزانه و وزیر مالیاتهاى معوقه (دستره، ص 315)؛ اما در 1333، طبق قانون تشکیلاتِ وزارت مالیه، خزانه به عنوان یکى از ادارات این وزارت‌خانه، به صورت اداره خزانه‌دارى کل درآمد (فخیمى، ص 127).در هند دوره اسلامى، واژه‌هاى خزانه/ خزینه، خزینه/ خزانه عامره، خزینه‌دار و خزانچى مکررآ به کار رفته است (رجوع کنید به لاهورى، ج 1، حصه 1، ص 72، 379، 486؛ بیات، ص 42، 227؛ صاعدى شیرازى، ص 75، 104، 158؛ بداؤنى، ج 1، ص 158ـ 159، 161؛ فرشته، ج 1، ص 359ـ360؛ علیمحمدخان بهادر، ج 1، ص 181). سلطان محمدشاه بهمنى (حک : 759ـ776) دو خزانه داشت، یکى خزانه شاه که محل نگهدارى اموال حکومتى بود و تمام هزینه‌هاى حکومتى از آن محل تأمین مى‌شد، و دیگرى خزانه درویشان که به تأمین مایحتاج زندگى مستمندان اختصاص داشت. به سرپرست این خزاین خزانچى گفته مى‌شد (فرشته، ج 1، ص 359). در دوره مغولان هند، خزانه‌دار به همراه شمارى از متصدیان امور مالى و دفترى، از زیردستان عامل (مسئول جمع‌آورى مالیات) محسوب مى‌شدند که موظف به ارسال گزارشهاى ماهانه از وجوه مربوط به عواید و هزینه‌هاى ایالات بودند. از اینان تعهدنامه‌اى مبنى بر درست و دقیق انجام دادن وظایف محوله اخذ مى‌شد (ساجن‌لعل، ص 624). در همین دوره از منصب میرْسامان، مسئول تدارکات و ذخایر، یاد شده است که وى مى‌بایست همه پروانه‌ها یا فرمانهاى مربوط به پرداختهاى نقدى خانواده سلطنتى را امضا کند (رجوع کنید به همان، ص 620، 622). هم‌زمان، دیوان بیت‌المال نیز نهاد مالى مهمى بود که به ضبط و نگهدارى اموال متوفیان بى‌وارث اختصاص داشت و کسانى چون داروغه، امین، مشرف و تحویلدار و فراش از متولیان آن به شمار مى‌رفتند (رجوع کنید به علیمحمدخان بهادر، ج 1، ص 281؛ حسنى لکهنوى، ص340).مغرب جهان اسلام. بر پایه تحقیقات لوى ـ پرووانسال، خزانه عمومى در اسپانیاى اسلامى معمولا خزانة‌المال و کمتر بیت‌المال خوانده مى‌شده است (رجوع کنید به بیت‌المال*). از اشاراتِ تاریخى به واژه خزانه عام (مثلا رجوع کنید به نعنعى، الاسلام فى طلیطلة، ص 225، 228؛ همو، تاریخ‌الدولة‌الامویة فى‌الاندلس، ص 467)، تفکیک روشنى میان خزانه عام و خاص به دست نمى‌آید (رجوع کنید به صلاح خالص، ص 42، 44). به هر حال دو منصب وزیر امور مالى و ناظر خزانه عمومى از مناصب مهم مالى بودند (نعنعى، تاریخ‌الدولة‌الامویة فى الاندلس، ص 242، 467).در میان فاطمیان، اصطلاح خزانه به برخى بیوتات سلطنتى اطلاق مى‌شد که نیازهاى تشریفاتى و تجملاتى خلفا، درباریان و مقامات عالى‌رتبه حکومتى را برآورده مى‌ساختند. ازاین‌رو از اماکنى چون جامه‌خانه، فرّاش‌خانه، شرابخانه و جواهرخانه به صورت خزانة‌الکسوة، خزانة‌الفرش، خزانة‌الشّراب و خزانة‌الجوهر و الطیب یاد شده است (رجوع کنید به ابن‌طُوَیر، ص 126ـ135). ابن‌طویر (ص 126) از سیزده نهاد که نام خزانه داشته‌اند نام برده است که از آن میان فقط برخى با معناى مصطلح خزانه، و انواع تا آن زمان شناخته شده‌اش، پیوند آشکار دارد مانند خزانه سلاح، خزانه فرش. طرفه اینکه وى در ضمن این نامها اشاره‌اى به خزانه‌هاى مالى و مسکوکات نکرده است، گرچه وى در جاى دیگر (ص 117) در ضمن معرفى مناصب دینى به منصب «وکالت بیت‌المال» اشاره کرده است. از توضیحات ابن‌طویر در این‌باره برمى‌آید که صاحب این منصب از جانب خلیفه در همه مصارفى که محتاج اجازه خلیفه بوده مثل هزینه ساختن بناها و وسایل حمل و نقل، هزینه آزادسازى بردگان و ازدواج کنیزان و همه معاملاتِ بیت‌المال شرعآ نمایندگى داشته است (رجوع کنید به قلقشندى، ج 3، ص 483ـ484). از همین مایه اطلاع مى‌توان حدس زد که خزانه‌هاى نام‌برده جزو داراییهاى خاص خلیفه، و بیت‌المال شامل اموال عمومى بوده است. اما هر دو این مناصب تحت‌نظر «دیوان نظر» که عالى‌ترین دیوان مالى بوده اداره مى‌شده‌اند (رجوع کنید به همان، ج 3، ص 489؛ بیومى اسماعیل، ص 31).در دوره موحدون (حک : 515ـ668)، به جز دوره خلافت عبدالمؤمن و یوسف، صاحب‌الاَشغال ــصاحب منصبى که در پایتخت استقرار داشت ــ متولى گردآورى اموال و ثبت و ضبط آنها و نظارت بر مصارف آنها بود. وى اموال را پس از ضبط فهرست آنها در دفتر مالى، به امین «مخزن» تحویل مى‌داد تا از آن نگاهبانى کند. اما در ولایات به جاى صاحب‌الاشغال، صاحب‌المخزن رأسآ متولى کارهاى خزانه و گردآورى اموال بود و والیان از امورمالى برکنار نگه داشته مى‌شدند. صاحب‌المخزنِ ایالات همچنین پرداخت حقوق کارکنان دولتى و عملیات عمرانى را نیز زیر نظر داشته‌اند (عزالدین عمرموسى، ص 168ـ172).در حکومت حفصیان (حک : 626ـ982)، هفتمین مقام دربارى، امین بود که مالیات‌بگیران اموال گردآورده را به او مى‌دادند و او نیز آنها را به صاحبان بیت‌المال مى‌سپرد. امین در واقع در حکم صاحب‌الاشغال در حکومت موحدون بود (رجوع کنید بهلئوى آفریقایى، ج 2، ص 79؛ برونشویگ، ج 2، ص 56؛ براى توضیح بیشتر درباره مقام صاحب‌الاشغال رجوع کنید به برونشویگ، ج2، ص 57ـ58). به نوشته برونشویگ (ج 2، ص 68) مؤلفان حفصى معمولا خزانه را بیت‌المال خوانده‌اند که در واقع به خزانه عامه و گاه به خزانه مالى سلطان اشاره دارد. این مؤلفان براى تفکیک این دو خزانه درباره خزانه نخست از عبارت مال‌المؤمنین استفاده مى‌کردند.درباره نظام خزانه ‌دارى عصر ممالیک در آثارِ عمدتآ مصرىِ پدیدآمده در این عصر، اطلاعات فراوان و سودمندى وجود دارد. در این منابع علاوه بر خزانه از نهاد مالىِ مستقلِ دیگر، بیت‌المال، بارها سخن گفته شده است. ظاهرآ یکى از تفاوتهاى این‌دو در محل درآمد آنهاست؛ موجودى خزانه عمدتآ از هدایا و پیشکشهاى شاهان و امیران بوده و بخشى از اموال بیت‌المال نیز به خزانه انتقال مى‌یافته است. اما عایدات بیت‌المال از طریق خراج و خمس و مالیاتهاى مختلف حاصل مى‌شده است (رجوع کنید به نویرى، ج 8، ص 218؛ بیومى اسماعیل، ص 257). بیومى اسماعیل براساس مجموع گزارشهاى منابع مملوکى کوشیده است تا حدى تفاوتهاى خزانه و بیت‌المال را نشان دهد. به نوشته او (ص 257ـ258)، اهمّ هزینه‌هاى خزانه اینها بوده است: خرید وسایل مورد نیاز حکومت، پرداخت هزینه‌هاى درخواستى صاحب‌منصبان و نیز تهیه انعامهایى که برایشان در نظر گرفته مى‌شد، اعطاى لباس به کارمندان و ممالیک در هر نیمسال، تهیه هدایا براى پادشاهان و انعام براى مهمانان دربار و فراهم آوردن همه لوازم مسافرتهاى سلطان (نیز رجوع کنید به نویرى، ج 8، ص 214ـ 215). با عنایت به گستردگى تشکیلات ادارى ممالیک و پایبندى افراطى آنان به تشریفات و تجملات، مرسوم بودن اهداى انواع خلعتهاى قیمتى به بهانه‌هاى مختلف حتى در هنگام برکنارى یک امیر، برگزارى جشنهاى متعدد و پر خرج و کثرت آمد و شد سفیران ممالک دیگر به مصر، همه و همه براهمیت خزانه و وفور دارایى آن دلالت دارد (رجوع کنید به بیومى اسماعیل، ص 258ـ262). به عکس خزانه، هزینه‌هاى بیت‌المال صرفآ به صورت عملیات پولى بوده است. بخشى از دارایى بیت‌المال به نزد سلطان و بخشى به خزانه فرستاده مى‌شد. بخشى نیز به ساختن بناها و عمارتهاى سلطنتى و عام‌المنفعه، که در عصر مملوکى بسیار پررونق بود، اختصاص مى‌یافت. باقى‌مانده نیز براى پرداخت راتبه‌ها و برخى صله‌ها در نظر گرفته مى‌شد (نویرى، ج 8، ص 218؛ بیومى اسماعیل، ص 262). بیت‌المال در عین حال مخارج دیگرى را نیز برعهده داشت، مثل اعطاى هزینه برگزارى جشنهاى متعدد و بسیار پرخرج و پرشکوه، پرداخت حقوق و مستمرى به نومسلمانان، پرداخت راتبه مقامات کشورى و لشکرى، پرداخت پول به کسانى که به سبب جرائم سیاسى اجازه کار دیوانى نداشته‌اند و هزینه دارالضیافه براى کسانى که به مصر وارد مى‌شدند (بیومى اسماعیل، ص 265ـ266، 268ـ269). با استفاده از این تمایزات مى‌توان بیت‌المال را نهاد مالى و خزانه را نهادى خاص سلطان به حساب آورد که در عین حال کارکردهاى عمومى هم داشت.اما اعتبار خزانه در دوره الملک‌الناصر محمدبن قلاوون (حک : بار سوم 709ـ741) به سرعت رو به کاستى نهاد. چه این سلطان با انحلال «وزارت» و ایجاد «نظرالخاص»/ «دیوان‌الخاص» که مأموریت اصلى آن تصدى اموال مخصوص سلطان بود، خزانه را از رونق انداخت. از این پس همه اموالى که پیشتر به خزانه مى‌رفت به دیوان خاص برده مى‌شد و در خزانه قبلى جز تعدادى خلعت و اموال جزئى که پیوسته رو به کاستى داشت، چیزى باقى‌نماند. حتى لباسها و خلعتهاى گران‌بهاى سلطان و خانواده او و امیران پس از دوخته شدن در دارالطراز یکسر به خزانه خاص انتقال مى‌یافت. طرفه آنکه وقتى با این تصمیم خزانه کاملا از اعتبار فروافتاد، نام بى‌مسمّاى خزانة‌الکبرى بدان دادند (رجوع کنید به ابن‌فضل‌اللّه عمرى، سفر3، ص 452، 458؛ قلقشندى، ج 4، ص 30ـ31، ج 11، ص 426). با این تدبیر خزانه کاملا به صورت دارایى شخصى سلطان درآمد و دست او براى بهره‌بردارى سریع‌تر و بى‌ضابطه‌تر از اموال گشوده شد. با نظر به همین واقعیت بود که قلقشندى (ج 11، ص 336ـ337، 339) نظرالخاص را خزانة‌الخاص نیز نامید. با این همه محمدبن قلاوون از تسلط بر خزانه بى‌اهمیت موسوم به خزانة‌الکبرى نیز چشم نپوشید و براى آن نیز چاره‌اى اندیشید: اولا همه دست در کاران خزانه را خود شخصآ نصب مى‌کرد و ثانیآ ناظر خاص که در حکم وزیر سلطان بود، از طریق صاحب منصبى با عنوان ناظر خزانة‌الخاص بر خزانه‌دار یا ناظر خزانه نظارت مى‌کرد (رجوع کنید به همان، ج 4، ص 21، 30ـ31). زمانى که قلقشندى کتاب خود را مى‌نوشت بیت‌المال هم تحت‌الشعاع خزانه خاص قرار گرفت و سخت بى‌رونق شد (رجوع کنید به همان، ج 3، ص 481). در عصر ممالیک مثل ادوار پیشین، خزینه سلاح نیز مستقل بود و ناظر آن وظیفه تعمیر جنگ افزارهاى معیوب، خرید سلاحهاى جدید و آماده نگهداشتن آنها را برعهده داشت. وى سالى یک‌بار سلاحهاى جدید آماده شده را به زرّادخانه/ «زردخانا» منتقل مى‌کرد (رجوع کنید به همان، ج 4، ص 191، ج 11، ص 345، 347).منابع :فریدون آدمیت و هما ناطق، افکار اجتماعى و سیاسى و اقتصادى در آثار منشتر نشده دوران قاجار، تهران 1356ش؛ محمودبن محمد آقسرایى، تاریخ سلاجقه، یا، مسامرة‌الاخبار و مسایرة‌الاخیار، چاپ عثمان توران، آنکارا 1944، چاپ افست تهران 1362ش؛ ابن‌اسفندیار، تاریخ طبرستان، چاپ عباس اقبال آشتیانى، تهران ?]1320ش[؛ ابن‌بلخى؛ ابن‌بى‌بى، اخبار سلاجقه روم، چاپ محمدجواد مشکور، تهران 1350ش؛ ابن‌زبیر، کتاب الذخائر والتحف، چاپ محمد حمیداللّه، کویت 1959؛ ابن‌طُوَیر، نزهة‌المُقْلَتین فى اخبار الدولتین، چاپ ایمن فؤاد سید، بیروت 1412/1992؛ ابن‌فضل‌اللّه عمرى، مسالکالابصار فى ممالک‌الامصار، سفر3، چاپ احمد عبدالقادر شاذلى، ابوظبى 1424/2003؛ ابوشجاع روذراورى، ذیل کتاب تجارب الامم، چاپ آمدروز، مصر 1334/1916، چاپ افست بغداد ]بى‌تا.[؛ محمدحسن‌بن على اعتمادالسلطنه، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، چاپ ایرج افشار، تهران 1350ش؛ همو، المآثر والآثار، در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج 1، تهران: اساطیر، 1363ش؛ عبدالقادربن ملوکشاه بداؤنى، منتخب‌التواریخ، تصحیح احمدعلى صاحب، چاپ توفیق ه . سبحانى، تهران 1379ـ1380ش؛ روبر برونشویگ، تاریخ افریقیة فى‌العهد الحفصى، نقله الى‌العربیة حمادى ساحلى، بیروت 1988؛ پى‌یر بریان، تاریخ امپراتورى هخامنشیان: از کوروش تا اسکندر، ترجمه مهدى سمسار، تهران 1377ش؛ فتح‌بن على بندارى، تاریخ سلسله سلجوقى = زبدة‌النُصرة و نخبة‌العُصرة، ترجمه محمدحسین جلیلى، تهران 1356ش؛ بایزیدبیات، تذکره همایون و اکبر، چاپ محمد هدایت حسین، کلکته 1360/1941؛ بیومى اسماعیل، النظم المالیة فى مصر و الشام: زمن سلاطین الممالیک، ]قاهره [1998؛ بیهقى؛ ایلیا پاولوویچ پطروشفسکى، کشاورزى و مناسبات ارضى در ایران عهد مغول، ترجمه کریم کشاورز، تهران 1357ش؛ تیمور گورکان، تزوکات تیمورى، تحریر ابوطالب حسینى تربتى به فارسى، آکسفورد 1773، چاپ افست تهران 1342ش؛ جوینى؛ عبدالحى حسنى لکهنوى، الهند فى‌العهد الاسلامى، چاپ عبدالعلى حسنى و ابوالحسن على حسنى ندوى، حیدرآباد، دکن 1392/1972؛ حسن‌بن مرتضى حسینى استرآبادى، تاریخ سلطانى: از شیخ صفى تا شاه صفى، چاپ احسان اشراقى، تهران 1366ش؛ آنت دستره، مستخدمین بلژیکى در خدمت دولت ایران، ترجمه منصوره اتحادیه (نظام مافى)، تهران 1363ش؛ دهخدا؛ محمدبن على راوندى، راحة‌الصدور و آیة‌السرور در تاریخ آل‌سلجوق، به سعى و تصحیح محمد اقبال، بانضمام حواشى و فهارس با تصحیحات لازم مجتبى مینوى، تهران 1364ش؛ رشیدالدین فضل‌اللّه، جامع‌التواریخ، چاپ محمد روشن و مصطفى موسوى، تهران 1373ش؛ همو، کتاب تاریخ مبارک غازانى: داستان غازان‌خان، چاپ کارل‌یان، لندن 1358/1940؛ همو، کتاب مکاتبات رشیدى، چاپ محمدشفیع، لاهور 1364/1945؛ على سامى، «خزانه‌هاى شاهنشاهى هخامنشى»، هنر و مردم، ش 140ـ141 (اردیبهشت و خرداد 1353)؛ محمدبن هندوشاه شمس منشى، دستورالکاتب فى تعیین‌المراتب، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو 1964ـ1976؛ ویلیام مورگان شوستر، اختناق ایران، ترجمه ابوالحسن موسوى شوشترى، تهران 1351ش؛ هلال‌بن مُحَسِّن صابى، رسوم دارالخلافة، چاپ میخائیل عوّاد، بغداد 1383/1964؛ همو، الوزراء، او، تحفة‌الامراء فى تاریخ الوزراء، چاپ عبدالستار احمد فراج، ]قاهره [1958؛ احمدبن عبداللّه صاعدى شیرازى، حدیقة‌السلاطین قطبشاهى، چاپ على‌اصغر بلگرامى، حیدرآباد، دکن 1961؛ صلاح خالص، اشبیلیة فى القرن‌الخامس الهجرى، بیروت 1965؛ ظهیرالدین ظهیرى نیشابورى، سلجوقنامه، تهران 1332ش؛ محمدبن عبدالجبار عتبى، ترجمه تاریخ یمینى، از ناصح‌بن ظفر جرفادقانى، چاپ جعفر شعار، تهران 1357ش؛ عزالدین عمرموسى، الموحدون فى‌الغرب الاسلامى: تنظیماتهم و نظمهم، بیروت 1411/1991؛ علیمحمدخان بهادر دیوان گجرات، مرآت احمدى، چاپ عبدالکریم‌بن نورمحمد و رحمة‌اللّه‌بن فتح محمد، چاپ سنگى بمبئى 1306ـ1307؛ ابوالحسن غفارى کاشانى، گلشن مراد، چاپ غلامرضا طباطبائى مجد، تهران 1369ش؛ فرزاد فخیمى، تحولات سازمانهاى دولتى ایران از مشروطیت تا امروز، تهران 1373ش؛ ابوالقاسم فردوسى، شاهنامه فردوسى، ج 9، چاپ برتلس، مسکو 1971؛ محمدقاسم‌بن غلامعلى فرشته، تاریخ فرشته (گلشن ابراهیمى)، چاپ سنگى ]لکهنو[: مطبع منشى نولکشور، ]بى‌تا.[؛ قلقشندى؛ آرتور امانوئل کریستن‌سن، وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهى ساسانیان، ترجمه و تحریر مجتبى مینوى، تهران 1374ش؛ کشف تلبیس، یا، دو روئى و نیرنگ انگلیس، از روى اسناد محرمانه انگلیس در باب ایران، چاپ عین‌اللّه کیانفر و پروین استخرى، تهران: زرین، 1363ش؛ عبدالحى‌بن ضحاک گردیزى، تاریخ گردیزى، چاپ عبدالحى حبیبى، تهران 1363ش؛ ابوالحسن‌بن محمدامین گلستانه، مجمل‌التواریخ، چاپ مدرس رضوى، تهران 1356ش؛ عبدالحمید لاهورى، بادشاهنامه، چاپ کبیرالدین احمد و عبدالرحیم، کلکته 1867ـ1868؛ ولادیمیر گریگوریویچ لوکونین، تمدن ایران ساسانى: ایران در سده‌هاى سوم تا پنجم میلادى، ترجمه عنایت‌اللّه رضا، تهران 1365ش؛ لئوى آفریقایى، وصف افریقیا، ترجمه عن‌الفرنسیة محمدحجى و محمداخضر، بیروت 1983؛ آدام متز، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى، یا، رنسانس اسلامى، ترجمه علیرضا ذکاوتى قراگزلو، تهران 1364ش؛ محمدکاظم مروى، عالم آراى نادرى، چاپ محمدامین ریاحى، تهران 1364ش؛ عبداللّه مستوفى، شرح زندگانى من، یا، تاریخ اجتماعى و ادارى دوره قاجاریه، تهران 1377ش؛ مسکویه؛ بئاتریس فوربس منز، برآمدن و فرمانروایى تیمور: تاریخ ایران و آسیاى مرکزى در سده‌هاى هشتم و نهم هجرى، ترجمه منصور صفت گل، تهران 1377ش؛ میرزا سمیعا، تذکرة‌الملوک، چاپ محمد دبیرسیاقى، تهران 1378ش؛ ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکى، سازمان ادارى حکومت صفوى، یا، تحقیقات و حواشى و تعلیقات استاد مینورسکى بر تذکرة الملوک، ترجمه مسعود رجب‌نیا، چاپ محمد دبیرسیاقى، تهران 1334ش؛ ناصرالدین منشى کرمانى، نسائم‌الاسحار من لطائم الاخبار در تاریخ وزراء، چاپ جلال‌الدین محدث ارموى، تهران 1338ش؛ محمدبن احمد نسوى، سیرت جلال‌الدین مینکبرنى، چاپ مجتبى مینوى، تهران 1365ش؛ على‌نقى نصیرى، القاب و مواجب دوره سلاطین صفویه، چاپ یوسف رحیم‌لو، مشهد 1372ش؛ حسن‌بن على نظام‌الملک، سیرالملوک (سیاست‌نامه)، چاپ هیوبرت دارک، تهران 1372ش؛ عبدالمجید نعنعى، الاسلام فى طلیطلة، بیروت: دارالنهضة‌العربیة، ]بى‌تا.[؛ همو، تاریخ‌الدولة الامویة فى‌الاندلس، بیروت ?] 1986[؛ احمدبن عبدالوهاب نویرى، نهایة الارب فى فنون‌الادب، قاهره ] 1923[ـ1990؛ غلامرضا ورهرام، نظام حکومت ایران در دوران اسلامى: پژوهشى در تشکیلات ادارى، کشورى و لشکرى ایران از عصر مغول تا پایان قاجار، تهران 1368ش؛Jean Chardin, Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l'Orient, ed. L. Langles, Paris 1811; Arthur Emanuel Christensen, L'Iran sous les Sassanides, Osnabruck 1971; K. A. Sajun Lal, "The Mughals in the Deccan: 1687-1724", in History of medieval Deccan: 1295-1724, vol.1, ed. H. K. Sherwani, Hyderabad, Deccan: The Government Andhra Pradesh, 1974; Roger Mervyn Savory, Iran under the Safavids, Cambridge1980.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

نادیا برگ نیسی و گروه تاریخ اجتماعی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 15
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده