خانات قازان
معرف
خانات قازان،# خانات منشعب‌شده از اردوى زرین در سده نهم.
متن
خانات قازان، خانات منشعب‌شده از اردوى زرین در سده نهم.این خانات نام خود را از شهر قازان* (مرکز تاتارستان کنونى) گرفته است (د.ا.د.ترک، ذیل "Kazan hanligi") و چون قرم/ کریمه، نوغاى، آسترخان و سیبرى از خان‌نشینهایى است که در جریان انحطاط و تجزیه خانات اردوى زرین* (آلتین اردو) از آن جدا و به خان‌نشین مستقلى تبدیل شد (رجوع کنید به همان، ذیل "Altin Orda hanligi"، >تاریخ اتحاد جماهیر شوروى سوسیالیستى<، بخش 1، ص 88).درباره چگونگى تشکیل خانات قازان دو نظر وجود دارد. برخى اولوغ محمدخان (رجوع کنید به رمزى، ج 2، ص 54؛ تمیر، ص 409) و برخى محمودخان پسر وى را بنیان‌گذار این خانات مى‌دانند. مى‌توان گفت که خانات قازان در فاصله سالهاى 841 تا 849 تشکیل گردید و از 849 به بعد دولتى مستقل شد (رورلیچ، ص 24؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله). اولوغ محمدخان، نواده توقتمش*خان که از 829 مقام خانى اردوى زرین را داشت، در پى از دست دادن مقامش در 841 درنتیجه غلبه برادرش کُچک (کوچک) محمدخان، ناگزیر از ترکِ سراى، پایتخت این خانات، شد و به دوک اعظم مسکو، واسیلى دوم معروف به کور پناه برد (ریاسانوفسکى، ص 102ـ103؛ نیز رجوع کنید به رمزى، ج 1، ص660ـ663، 678، ج 2، ص 52ـ53)، اما برخلاف انتظارش واسیلى از بیم خانات اردوى زرین لشکرى را براى بیرون کردن اولوغ محمدخان فرستاد. در آن زمان، حکام شهرهاى روس خراج‌گزار اردوى زرین بودند. اولوغ محمدخان هم پس از مقابله با آنان به قازان رفت و قلعه محکمى در کنار قلعه قدیمى آن بنا کرد (رجوع کنید به رمزى، ج 2، ص 53ـ54).سرزمینى که اولوغ محمد در آنجا استقرار یافت، بخش میانه حوضه رودخانه ایدل (ولگا) بود که تقریباً با قلمرو دولت قدیم بلغار مطابق است (گروسه، ص 778). اتباع غالباً ترک‌تبار این دولت که در اوایل قرن چهارم به اسلام گرویده بودند (رجوع کنید به بلغار*)، با یورش مغولان در حدود 634ـ635، به اطاعت خانات اردوى زرین درآمده بودند، تا اینکه در 762 با حمله ویرانگر پولاد تیمورخان بسیارى از بلغارها به شمال مهاجرت کردند و شهر قازان را در فاصله 115 کیلومترى شهر بلغار بنیاد نهادند (رجوع کنید به د. اسلام، چاپ دوم، ذیل "Bulghar"؛ د. ا. ترک، ج 2، ص 790). این شهر، ظاهراً همان قازان قدیم است که عالم بیک و آلتین‌بیک، پسران عبداللّه‌خان، خان‌ایدلِ (ولگا) بلغار در محل تلاقى رود کازانکا و ولگا بنانهاده بودند. شهر مذکور در فاصله 45 کیلومترى شمال قازان فعلى قرار داشت (د. ا. د. ترک، ذیل "Kazan"). به گفته رمزى (ج 2، ص 50ـ51)، قازان به فرمان باتو*خان و به دست پسر او (صرتق) ساخته شده بود. لشکرکشیهاى تیمور در 793 و پایان 796 براى سرکوبى توقتمش که با کشتار و چپاول همراه بود، اردوى زرین را تضعیف و روسها را قوى کرد، در نتیجه در 801 یا 802 دوک مسکو، بلغار، قازان را تصرف کرد و پس از به دست آوردن غنایم به مسکو بازگشت.از قرار معلوم خرابیهاى هر دو شهر بعدها ترمیم شد و اولوغ محمد در 831 هنگامى که خان اردوى زرین بود، در بلغار سکه ضرب کرد. وى حدود یک دهه پس از آن و در پى نابسامانى در قازان به‌سبب آشفتگیهاى داخلى اردوى زرین و ناتوانى اهالى قازان در مقابل تهدیدهاى روسها، خانات قازان را در آنجا بنیاد نهاد (منز، ص 72؛ نیز رجوع کنید به گوگچه، ص 17ـ18؛ د.ا.د.ترک، ذیل "Kazan hanligi"). او در 843 با لشکرى گران تا پشت دروازه‌هاى مسکو پیش راند. لشکر روس شکست خورد و واسیلى دوم، دوک مسکو، از پایتخت خود گریخت (د.ا.ترک، ج 2، ص 791). در جریان این لشکرکشى، از جانب راست رود ولگا تا محل تلاقى رود اوقه/ اوکا به آن و نیز شهر نیژنى نووگورود/ نووغرود از تصرف روسها خارج شد (گوگچه، ص 18).لشکرکشى دوم اولوغ محمد به روسیه در 849 در سوزدل/ سوزدال روى‌داد. نیروهاى روس درهم شکسته شدند. واسیلى هم با جمعى از وابستگانش به اسارت درآمد و گذشته از پرداخت مبلغ کلانى فدیه، در قبال قازان تعهداتى نیز پذیرفت. مأمورانى از قازانیها براى نظارت بر اجراى شرایط قرارداد، به مسکو و ایالات دیگر اعزام شدند و قلعه میشچر یا خان کرمان و به روسى کاسیمسکى (قاسمسکى/ قاسموف) در 250 کیلومترى مسکو و در ساحل رود اوقه، به قاسم پسر اولوغ محمد واگذار شد تا جریان امور در ایالت مسکو را از نزدیک تحت‌نظر داشته باشد (همانجا؛ رمزى، ج 2، ص 54ـ60).اولوغ محمدخان با به اطاعت درآوردن کنیاز مسکو، درصدد احیاى خانات اردوى زرین با متحد کردن مناطق مختلف آن بود اما اندکى پس از بازگشتش به قازان به ناگهان درگذشت (تمیر، ص 409ـ410؛ د.ا.ترک، همانجا). به روایتى نیز به دست محمود، پسر بزرگش کشته شد (ورنادسکى، ص 46؛ رمزى، ج 2، ص 59؛ گروسه، همانجا). در دوره خانىِمحمود (حک: 849ـ866) و پسرش خلیل (حک : 866ـ872) هنوز قرارداد صلح بین قازان و مسکو برقرار بود. اما با حکومت ابراهیم‌خان (حک : 872ـ884)، پسر محمودخان و نوه و سومین جانشین اولوغ‌محمد، زمینه‌اى براى ایجاد جنگ خانگى در قازان ایجاد گردید. وى در درگیرى با قاسم‌خان عمو و پدرخوانده‌اش (قاسم، همسر محمودخان را به عقد خود درآورده بود)، توانست قاسم‌خان را کنار بزند. پس از آن، قاسم و برادرش یعقوب، به مسکو پناهنده شدند و بعدها خانات قاسم را تشکیل دادند (رجوع کنید به ادامه مقاله).آغاز حکومت ابراهیم‌خان با حمله نیروهاى مسکو در زمان ایوان سوم ملقب به کبیر رقم خورد. او قاسم‌خان را با لشکریان روس به قازان فرستاد (د.ا.د.ترک، ذیل "Kasim hanligi")، اما این نیروها شکست خوردند (رمزى، ج 2، ص60ـ61). در لشکرکشى دیگر روسها، آنها بار دیگر مغلوب شدند و شهر ویاتکا به تصرف ابراهیم‌خان درآمد. در حمله سوم، قازان محاصره شد، ازاین‌رو، ابراهیم از در صلح درآمد. کشمکشها بر سر جانشینى و درگیریها بین تاتارهاى قازانى با روسها، تا مرگ ابراهیم‌خان در 884 ادامه داشت (هامرـ پورگشتال، ص 402؛ گروسه، ص 779). پس از وى، پسرش على (در بعضى منابع الهام رجوع کنید به رمزى، ج 2، ص 66؛ د.اسلام، چاپ اول، ذیل "Kazan") جانشین او شد اما برادرش محمدامین، به روسیه پناه برد و در 17 رجب 892 با کمک نیروهاى روسى به سوى قازان رفت و آنجا را محاصره کرد. على‌خان دستگیر و به مسکو فرستاده شد و به فرمان ایوان سوم به سیبرى تبعید گردید. محمدامین به قیمومت دانیل خولومى، فرمانده قواى روسى، بر تخت خانىِ قازان نشست (رمزى، ج 2، ص 66ـ70؛ د.ا.ترک، ج 6، ص 509) و روسها براى نخستین بار به مرکز خانات قازان وارد شدند و این خانات زیرنظر مستقیم ایوان سوم قرار گرفت (رجوع کنید به گوگچه، ص 19ـ20؛ د.ا.د.ترک، "Kazan hanligi").در 902، اهالى قازان بر ضد محمدامین شوریدند و برادرش عبداللطیف را به حکومت برگزیدند اما وى نیز راه ستم پیش گرفت و در 908 عزل شد و محمدامین بار دیگر به حکومت رسید. بااین‌همه، پس از چندى، محمدامین بر روسها شورید و قشون روس را شکست داد و بعضى از شهرهاى روسیه را به تصرف درآورد و در بهار 912 به قازان بازگشت. ایوان سوم، ظاهرآ براثر فشار روحى ناشى از این شکست درگذشت و پسرش واسیلى چهارم جاى او را گرفت. حمله انتقام‌جویانه او به قازان در 912 نیز به شکست انجامید (رمزى، ج 2، ص70ـ78) و در 913، صلحى مبتنى بر حقوقى برابر میان قازان و مسکو منعقد شد (د. اسلام، چاپ دوم، ذیل "Kazan").با مرگ محمدامین در 924، حکومت اولاد اولوغ محمدخان بر خانات قازان پایان پذیرفت (رورلیچ، ص 27؛ گروسه، ص780). پس از آن به مدت نزدیک به سى‌سال، خانات قازان مابین خانهاى قاسم، شاه‌على و جان‌على (پسران اللهیارخان استراخانى) که مورد حمایت مسکو بودند و شاهزادگان تاتارْ تبارِ کریمه، صاحب‌گراى و برادرزاده‌اش سعادت‌گراى‌خان، که بر ضد روسیه بودند، دست به دست شد (رجوع کنید به رمزى، ج 2، ص 85ـ152؛ جودت‌پاشا، ج 1، ص 264؛ فیشر، ص40). در این جابه‌جاییها، جناحهاى موافق و مخالف روسیه قرار داشتند و نفوذ یا عدم نفوذ روسیه بستگى به تسلط قدرتهاى رقیب داشت (رجوع کنید به رمزى، ج 2، ص 88ـ97، 113ـ119؛ بطال ـ تایماس، ص30ـ32؛ تمیر، ص410ـ411). سرانجام در زمان ایوان چهارم معروف به مخوف، در جنگ و محاصره‌اى طولانى، قازان در 959/1552 به دست نیروهاى ایوان افتاد (رجوع کنید به رمزى، ج 2، ص 143ـ150؛ والتر، ص 147؛ گوگچه، ص20). روسها شهر را غارت کردند و به قتل‌عام ساکنان شهر پرداختند و تمام مساجد و مدارس را از بین بردند (د.ا.ترک، ج 6، ص 514ـ515). از آن زمان به بعد تا اوایل قرن یازدهم/ شانزدهم، چندین قیام علیه روسها روى داد که به شدت سرکوب شد (د.ا.د.ترک، همانجا). روسها با تصرف کردن خانات آستراخان در 963/1556، رودخانه ولگا را که از دیرباز به ترکان تعلق داشت به رودخانه‌اى روسى تبدیل کردند و از این‌راه تزارهاى روسیه به دریاى خزر و قفقاز و ماوراى آن دست یافتند (رمزى، ج 2، ص150ـ157؛ ورنادسکى، ص 52؛ والتر، ص 148). با این همه، روسها نتوانستند اسلام را در این منطقه ریشه‌کن کنند (رجوع کنید به براکس‌آپ، ص320).خانات قاسم. با پناهنده شدن قاسم به دربار مسکو، وى تحت‌الحمایه روسها شد. او در قلعه میشچر (خان کرمان) که روسها آنجا را کاسیمسکى نامیده‌اند و در ساحل چپ رود اوقه قرار داشت، سکنا گزید (رمزى، ج 2، ص60). این شهر در 250 کیلومترى مسکو و در 470 کیلومترى جنوب غربى قازان قرار داشت (د.ا.د.ترک، ذیل "Kasim hanligi"). از این زمان، قاسموف مرکز خانات قاسم شد. جمعیت این شهر، غیرروس بودند و مردمان تاتار و فینو ـ اویغور از دیرباز در آنجا سکونت داشتند.خانات قاسم با خان‌نشینهاى دیگر که در جریان تجزیه اردوى زرین تشکیل گردیده بود تفاوت داشت، زیرا که این خانات فاقد سلسله حاکم از خود بودند و کنیازهاى بزرگ و تزارهاى مسکو، خانهاى آنجا را منصوب مى‌کردند (رورلیچ، همانجا). با تشکیل این خانات در حد فاصل قلمروهاى روسهاى مسکو و تاتارهاى ولگا و استمداد قاسم از واسیلى دوم، براى نخستین بار یک خان مغول تحت فرمان یک کنیاز روس قرار گرفت (رجوع کنید به والتر، ص 126؛ ورنادسکى، ص 46). تأسیس خان‌نشین قاسموف چنان اهمیتى براى روسیه داشت که آن را نقطه عطفى در مناسبات بین جنگل و دشت خوانده‌اند (رجوع کنید به ریاسانوفسکى، ص 102ـ103).پس از مرگ قاسم‌خان در 873، پسرش دانیل به خانى رسید و پس از مرگ وى در 882، خانىِ اولاد اولوغ محمد در خانات قاسم پایان گرفت. بعد از آن، به‌ترتیب خانهایى از خاندانهاى حاکمِ گراى خانات کریمه، خانات آستراخان (چون شاه‌على و جان‌على)، نوادگان احمد، خانِ اردوى زرین، و خانات سیبرى به خانى خانات قاسم منصوب گردیدند. با گذشت زمان بر نفوذ تزارهاى مسکو بر این خانهاى دست‌نشانده افزوده مى‌شد تا آنکه پس از مرگ واپسین خان، یعنى فاطمه سلطان بیکه در 1092، نزدیک به 130 سال پس از برافتادن خانات قازان، تزارها که دیگر نیازى به وجود خانات قاسم احساس نمى‌کردند، آن را منحل کردند.خانهاى مورد بحث در تمام این مدت به اتفاق نیروهاى تحت فرمان خود در لشکرکشیهاى روسیه بر ضد خان‌نشینهاى تاتار و کشورها و مردمان دیگر و در سرکوبى قیامهاى درگرفته برضد تزاران و حتى در کشمکشهاى جانشینى دربار تزارى شرکت کردند. در این مدت، اگرچه بعضى از این خانها به مسیحیت گرویدند و نام عوض کردند، لیکن تلاشهاى روسیه براى روس و مسیحى گرداندن اهالى مسلمان خانات قاسم با توفیق همراه نبود (رجوع کنید به د.ا.ترک، ذیل "Kasim hanligi"؛ د.ا.د.ترک، همانجا). احمد تمیر (ص410) وجود دودستگى و اختلافات داخلى بر سر جانشینى را که مسکو نیز در آن نقش مؤثرى داشت، از علل انحطاط این دو خانات دانسته است. در طى بیش از یک سده عمر خانات قازان، نوزده بار خانهاى آن عوض شدند، در حالى‌که در همان مدت فقط چهار فرمانروا در مسکو تغییر یافتند (رجوع کنید به همانجا).خانات قازان از جهت اوضاع اقتصادى و ساختار حکومتى تا حدودى ادامه خانات ایدل (رجوع کنید به د. ا. د. ترک، ذیل "Idil Bulgar hanligi") بوده است. وجود رودها و شاخابه‌هاى متعدد و به‌ویژه دو رود بزرگ ولگا و کاما، خاک حاصلخیز، جنگلهاى پر از شکار و امکانات طبیعى دیگر زمینه مساعدى براى رشد و توسعه کشاورزى و دامدارى و صنعتگرى و تجارت فراهم آورد که به رشد تجارت خارجى کمک مى‌کرد. نظام اجاره‌دارى اراضى موقعیت ممتازى را براى خان، اشراف و اوقاف به منزله زمینداران بزرگ فراهم آورد. شیوه سه نوبتى گردش محصول (محصولات اصلى، آمایش زمین، محصولات جانبى) توأم با باغبانى و دامدارى رواج داشت. شکار هم مکمل عمده تأمین معاش دهقانان به شمار مى‌آمد. پوست حیوانات خزدار نظیر سمور، سنجاب و سگ آبى هم از کالاهاى عمده تجارتى در حرفه‌هایى چون چرم‌سازى، کفاشى، جواهرسازى و سفالگرىِ سنّت بلغارى همچنان ادامه داشت (رورلیچ، ص30؛ د. ا. ترک، ج 6، ص 507). کار اصلى اهالى کشاورزى بود، گذشته از ترکان مسلمان، چوواشها و فینها هم به کشاورزى مى‌پرداختند (رجوع کنید به بطال ـ تایماس، ص 24).یکى از جهانگردان قرن دهم/ شانزدهم نوشته است که قازانیها نسبت به هم‌تباران دیگر خود متمدن‌ترند، زیرا آنها زمین را شخم مى‌زنند، مى‌کارند، در خانه ]و نه در چادر [زندگى مى‌کنند و به دادوستدهاى مختلف اشتغال دارند. جهانگردان بیگانه هم از تاجرپیشگى قازانیها با تمجید یاد کرده‌اند (همان، ص 25). تجارت از دیرباز چنان توسعه دامنه‌دارى در میان بلغارها داشته که انتشار اسلام در میان آنها از دستاوردهاى آن به‌شمار آمده است (رجوع کنید به بلغار*). اگرچه ولگاى میانه درنتیجه استیلاى مغول و اردوى زرین نقش وساطت در تجارت بین شرق و غرب و شمال و جنوب را بالمّره از دست داده بود، با استقرار دولت خانات، به جهت موقعیت جغرافیایى قازان و وجود شبکه راههاى گسترده آبى، تجارت، به‌ویژه تجارت عبورى (ترانزیتى) در آن منطقه، قازان را در نیمه دوم نهم/ پانزدهم به یک مرکز عمده تجارتى با بازارهاى روزانه و سالیانه تبدیل کرد (رورلیچ، همانجا؛ د.ا.ترک، ج 6، ص 507؛ د.ا.د.ترک، ذیل "Kazan hanlgi"). بازرگانان بیگانه زیادى در قازان مقیم مى‌شده‌اند و گویا محله‌اى مخصوص ایشان به‌وجود آمده بوده‌است. در 24 سپتامبر هر سال، در یکى از جزایر ولگا، که در نزدیکى قازان قرار داشته، بازار مکاره‌اى برپا مى‌شده و برپایى آن، نقل و انتقالات کالاهاى تجارتى را تسهیل مى‌کرده‌است (د.ا.ترک، همانجا). مسکو که از تجارت با قازان استفاده مى‌برد، منافعش تحت‌الشعاع تحولات سیاسى در مناسباتش با تاتارها، به‌ویژه خانات قازان و کریمه قرار مى‌گرفت. چنان‌که قازان به مدت دو دهه صحنه رقابت مسکو و کریمه به منظور کسب موقعیت انحصارى براى خودشان بوده است (رجوع کنید به رورلیچ، ص 28). واسیلى سوم (1505ـ1533) که ادامه‌دهنده سیاست فشار وارد کردن ایوان سوم (رجوع کنید به سطور گذشته) بر خانات قازان بود، با صدور فرمانى تجارت بازرگانان روسى را در پایتخت خانات ممنوع اعلام کرد و در مقابل، بازار مکاره سالیانه‌اى را ابتدا در واسیل‌سورسک و سپس در نزدیکى صومعه سن‌ماکاریوس، واقع در محل پیوستن رود وتلوگا به ولگا بنیاد نهاد که به رقیب موفقى در برابر قازان تبدیل شد. این بازار در اوایل قرن سیزدهم/ نوزدهم به نیژنى نووگرود منتقل شد و شهرتى گسترده کسب کرد (ریاسانوفسکى، ص 108؛ د.ا.ترک، ج 6، ص 511).وجود زمینه اقتصادى (رجوع کنید به سطور بالا) از دیرباز بستر مساعدى براى رشد و پیشرفت یکجانشینى و پیدایش روستاها و شهرها در منطقه میانى ولگا پدید آورد (رجوع کنید به رورلیچ، ص30؛ د.ا.ترک، همانجا). تأثیر تمدن اسلامى بر توسعه شهرنشینى و ساختار شهرها و شیوه زندگى ساکنان آنها هم واقعیتى است که اسناد تاریخى و حفاریهاى باستان‌شناسى آن را تأیید مى‌کند. یافته‌هاى کاوشهاى مذکور حاکى از آن است که اهالى خانات عمومآ به دامدارى، زراعت، ماهى‌گیرى و تجارت پوست و پوستین و غیره اشتغال داشته‌اند (رجوع کنید به د.ا.د.ترک، همانجا).ادبیات در دوره خانات قازان رشد و ترقى یافت، اما متأسفانه آثار معدودى در این زمینه به دست آمده‌است. معروف‌ترین شاعر شناخته‌شده این دوره محمدیار محموداوغلو است که آثارى چون تحفه مردان و وفور صدور را در آستانه سقوط خانات سروده است. شاعران گمنامى نیز بى‌گمان وجود داشته‌اند که متأسفانه آثارى از سروده‌هاى ایشان به روزگار ما نرسیده‌است. از وجود شاعرانى به نام قریف‌بک، اُمّى‌کمال، محمدشرف اطلاع داریم که آخرین آنها مؤلف اثرى به‌نام ظفرنامه ولایت قازان بوده‌است (رورلیچ، ص 31؛ د.ا.د.ترک، همانجا). به نظر مى‌رسد که زبان ادبى تاتارى در سالهاى پیش از سقوط خانات شکل یافته بوده‌است. یرلیغى که صاحب‌گراى خان صادر کرده و به «خان‌یرلیغى» معروف شده و موجود است، ضمن داشتن ارزش تاریخى، نمونه‌اى از زبان ادبى ادارى آن دوره را نیز به دست مى‌دهد (رورلیچ، ص30ـ31؛ د.ا.د.ترک، همانجا).منابع: مارى براکس‌آپ، «تاتارهاى ولگا»، در ملیتهاى شوروى : مجموعه 21 مقاله، زیر نظر گراهام اسمیت، تهران: شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، 1375ش؛ احمد جودت‌پاشا، تاریخ جودت، استانبول 1309؛ م.م. رمزى، تلفیق الاخبار و تلقیح الاثار فى وقائع قَزّان و بلغار و ملوک التتار، اورنبورگ 1908، چاپ افست تهران 1976؛ رنه گروسه، امپراطورى صحرانوردان، ترجمه و تحشیه عبدالحسین میکده، تهران 1353ش؛ جمال گوگچه، قفقاز و سیاست امپراتورى عثمانى، ترجمه وهاب ولى، تهران 1373ش؛ والتر، تاریخ روسیه: از پیدایش تا 1945، ترجمه نجفقلى معزّى، تهران 1338ش؛Abdullah Battal-Taymas, Kazan Turkleri: Turk tarihinin hazin yapraklari, Ankara 1988; EI1, s.v. "Kazan" (by W. Barthold); EI2, s.vv. "Bulghar" (by I. Hrbek), "Kazan" (by W. Barthold [A. Bennigsen]; Alan Fisher, The Crimean Tatars, Stanford, Calif. 1987; Joseph von Hammer- Purgstall, Geschichte der goldenen Horde in Kiptschak: das ist der Mongolen in Russland etwa 1200-1500, Pesth 1840, repr. Amsterdam 1979; History of the USSR, translated from the Russian by George H. Hanna, pt.1, Moscow: Progress, 1977; IA, s.vv. "Bulgar" (by Akdes Nimet Kurat), "Kasim hanligi", "Kazan" (by Resid Rahmeti Arat); Beatrice Forbes Manz, The rise and rule of Tamerlane, Cambridge 1991; Nicholas Valentine Riasanovsky, A history of Russia, New York 1993; Azade-Ayse Rorlich, The Volga Tatars: a profile in national resilience, Stanford, Calif. 1986; Ahmet Temir, "Kazan hanligi (1437-1552)", in Turk dunyasi el kitabi, vol.1. Ankara: Turk Kulturunu Arastirma Enstitusu, 1992; TDVIA, s.vv. "Altin Orda hanligi" (by Mehmet Saray), "Idil Bulgar hanligi" "Kasim hanligi" (by Ahmet Tasagil), "Kazan", "Kazan hanligi" (by Ismail Turkoglu); George Vernadsky, A history of Russia, New Haven 1942.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان
حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 14
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده