خاقانی آل
معرف
خاندان علمى شیعى در قرن دوازدهم تا اوایل پانزدهم در عراق و ایران
متن
خاقانى، آل، خاندان علمى شیعى در قرن دوازدهم تا اوایل پانزدهم در عراق و ایران. نسب این خاندان به بنوخاقان (بنوخیقان/ بنوخیگان) مى‌رسد. به گفته برخى مورخان، بَنوخاقان از عشایر بزرگ قبیله بنومالک بودند و به نظر برخى دیگر، نسب آنان به قبیله یمنى حِمْیَر* مى‌رسد. تیره‌هاى بنوخاقان در قرون نخستین هجرى در مناطق مختلف سکونت گزیدند، از جمله در نواحى میان ناصِریه و سُوقُالشیخ در جنوب عراق، اطراف شهر حلّه و اهواز (رجوع کنید به آل‌محبوبه، ج 2، ص 200ـ201، پانویس؛ عامرى، ج 4، ص 159ـ160؛ عزاوى، ج 4، ص 58ـ62). نسب چند خاندان مهم علمى دیگر نیز به بنوخاقان مى‌رسد، از جمله آل حولاوى، آل شَرقى در نجف و آل شُبَیر خاقانى در ایران (آل‌محبوبه، ج 2، ص 175، 200، 392؛ تمیمى، ج 3، ص 190).1) آل‌خاقانى. نخستین فرد از خاندان خاقانى، که به نجف مهاجرت کرد و سرسلسله آل‌خاقانى در آنجا به شمار مى‌رود، حسین‌بن عباس خاقانى بود. وى اواخر قرن دوازدهم یا اوایل قرن سیزدهم از خیگانِ غربى (منطقه‌اى در اطراف حلّه) به نجف رفت و نزد شیخ‌على کاشف‌الغطا و شیخ محسن عِفْکاوى درس خواند. وى در 1295 یا حدود 1300 وفات کرد (حرزالدین، ج 1، ص 266ـ267؛ آل‌محبوبه، ج 2، ص 201ـ 202؛ تمیمى، همانجا). الفوائد الحسینیة فى شرح الاحادیث المشکلة، و شرح شرایع‌الاسلام محقق حلّى از آثار اوست (آقابزرگ طهرانى، 1403، ج13، ص321، ج16، ص332، 355). فرزند وى، على مشهورترین فرد این خاندان است.على در حدود 1245 یا 1255 در نجف به دنیا آمد (رجوع کنید به همو، 1404، قسم 4، ص 1405؛ على‌بن حسین خاقانى، مقدمه حسین خاقانى، ص 21). پس از فراگیرى مقدمات علوم دینى نزد پدرش، دروس عالى فقه و اصول را از فقهایى چون شیخ مرتضى انصارى*، میرزا محمدحسن شیرازى معروف به میرزاى شیرازى*، محمدحسین کاظمى و حاج ملاعلى تهرانى* آموخت و از برخى از آنان اجازه اجتهاد و روایت گرفت. مدتى نیز در کربلا از محضر شیخ زین‌العابدین مازندرانى بهره برد. پسرانش، شیخ حسن و شیخ حسین (رجوع کنید به ادامه مقاله) و نیز محمدحسین کاشف‌الغطاء، شیخ آقا بزرگ طهرانى و سید شهاب‌الدین مرعشى نجفى از او اجازه روایت داشتند (على‌بن حسین خاقانى، همان مقدمه، ص 21ـ25؛ حرزالدین، ج 2، ص 125ـ126؛ آقابزرگ طهرانى، 1404، قسم 4، ص 1405ـ 1406؛ مرعشى نجفى، ص 102ـ103).شیخ على خاقانى در نجف حلقه درس تشکیل داد. وى در فقه، اصول، حدیث و رجال تبحر داشت و از مشهورترین علماى نجف بود. زهد و ورع و حسن معاشرت وى را با مردم بسیار ستوده‌اند (رجوع کنید به حرزالدین، ج 2، ص 41، 102، 125، 393؛ آقابزرگ طهرانى، 1404، قسم 4، ص 1406ـ1407). او در 1334 در نجف درگذشت و در صحن حرم امام على علیه‌السلام به خاک سپرده شد (رجوع کنید به على‌بن حسین خاقانى، همان مقدمه، ص 28؛ حرزالدین، ج 2، ص 128).از جمله آثار اوست: شرح‌اللمعة‌الدمشقیة، ذخیرة‌الآخرة فى فقه العترة الطاهرة، زادُالمَحْشَر فى شرح‌الباب الحادى عَشَر، رساله‌هایى در فقه و اصول که تقریرات درس استادان اوست و برخى از آنها را به توصیه آنان نگاشته است، رساله عملیه و حاشیه بر چند کتاب فقهى و اصولى (رجوع کنید به حرزالدین، ج 2، ص 126ـ127؛ آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 8، ص 199، ج 11، ص 217، ج 14، ص 49، ج 15، ص 208؛ على‌بن حسین خاقانى، همان مقدمه، ص 28ـ29). مشهورترین اثر او رجال‌الخاقانى، در علم رجال، حاشیه‌اى است بر التَّعلیقَةُ البهبهانیة اثر آقا محمدباقر بهبهانى* همراه با اضافاتى بر آن. این کتاب که از منابع مهم علم رجال به شمار مى‌رود، با تحقیق محمدصادق بحرالعلوم و مقدمه نوه‌اش حسین‌بن حسن خاقانى در 1388/1968 در نجف چاپ شد (آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 6، ص 40ـ41، ج 10، ص 134؛ عواد، ج 2، ص 418؛ درباره کتاب رجوع کنید به على‌بن حسین خاقانى، همان مقدمه، ص 16ـ20).دو پسر شیخ على خاقانى، حسن و حسین نیز از عالمان دینى بودند. شیخ مهدى حرزالدین (رجوع کنید به حرزالدین*، آل) نواده دخترى شیخ على خاقانى است.شیخ حسن در 1300 به دنیا آمد. علاوه بر پدرش، نزد شیخ‌الشریعه اصفهانى، آخوند خراسانى و سیدمحمد کاظم طباطبایى‌یزدى درس خواند و از سیدابوتراب خوانسارى* و مهدى مازندرانى اجازه روایت دریافت کرد (آل‌محبوبه، ج2، ص200ـ201؛ آقابزرگ‌طهرانى، 1404، قسم1، ص424). حسن خاقانى در 1381 درگذشت و در کنار پدرش به خاک سپرده شد. از آثار اوست : نجاة‌العاملین که رساله عملیه اوست (نجف 1955)، الدُّرَرُالغرویة فى شرح اللمعة الدمشقیة، التحقیقات الحقیقیة فى الاصول العملیة (نجف 1368، 3ج) و شرح مَعالِم الاصول (آقابزرگ طهرانى، 1404، همانجا؛ على‌بن حسین خاقانى، همان مقدمه، ص 30ـ31؛ عواد، ج 1، ص 316ـ317).شیخ محمد، فرزند حسن، در 1315 در نجف متولد شد و نزد پدر خود و دیگر بزرگان نجف درس خواند. او در جریان انقلاب 1338/1920 عراق بسیار فعال بود و در 1385 در نجف وفات کرد و در کنار پدرش به خاک سپرده شد. آثار او عبارت‌اند از: غررالفوائد و ثمرالعوائد، محاسن‌الفوائد و الدُّرر فى ذکرالقاسم‌بن موسى‌بن جعفر (آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 16، ص 43، ج 20، ص 126ـ127، ج 26، ص 298؛ على‌بن حسین خاقانى، همان مقدمه، ص 31).شیخ حسین در 1302 متولد شد. فقه و اصول را نزد پدر و برادرش، على‌بن باقر آل‌جواهرى و مرتضى آل‌کاشف‌الغطا آموخت. او در 1336 درگذشت و در یکى از حجره‌هاى صحن حرم امام على علیه‌السلام به خاک سپرده شد (آل‌محبوبه، ج 2، ص 202؛ آقابزرگ طهرانى، 1404، قسم 4، ص 1407ـ1408).على خاقانى، نوه دخترى شیخ‌على خاقانى، از ادیبان معروف این خاندان است. وى فرزند عبدعلى و متولد 1330 بود. او که با ادیبان و شاعران مؤانست و مجالست داشت، در 1365 مجله ادبى ـ اجتماعى البیان را در نجف پایه‌گذارى کرد که انتشار آن چهار سال ادامه یافت. سپس به بغداد رفت و کتاب‌فروشى البیان را بنا نهاد. وى در 1398 وفات کرد (آل‌محبوبه، ج 1، ص 182؛ آقابزرگ طهرانى، 1404، قسم 4، ص 1408؛ امینى، 1413، ج 2، ص 472). از آثار اوست: شعراءالغَرِىّ او النجفیات در شرح احوال شاعران نجف از ابتداى تأسیس این شهر، همراه با مقدمه‌اى درباره تاریخ نجف (نجف 1373/1954، 12ج)، شعراء کربلا او الحائریات، شعراءالحلّه او البابِلیات (نجف 1370ـ1372، 5ج)، شعراءالزَّوْراء او البغدادیات، وفیات الرجال، وَحْىُالبیان که مجموعه مقالات ادبى، دینى و اجتماعى اوست و دلیل‌الاثار المخطوطة فى‌العراق (براى این آثار و آثار دیگر رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 8، ص 256، ج 10، ص 136، ج 14، ص 193ـ194، ج 25، ص 58، 125؛ امینى، 1385، ص 223). على خاقانى دیوان اشعار چند تن از شاعران عراق را تصحیح کرد و به چاپ رساند (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 9، قسم 2، ص 342؛ مشار، ستون 572ـ573؛ امینى، 1385، ص173ـ 174، 175). وى صاحب کتابخانه‌اى غنى از نسخه‌هاى خطى بود (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 13، ص222ـ 223، ج14، ص117، ج17، ص165، ج19، ص53).2) آل‌شبیر خاقانى. یکى از مشهورترین شاخه‌هاى بنوخاقان، عشیره «آل‌جویبر» است. نخستین شخصى که از این عشیره براى تحصیل علوم دینى از ناحیه سوق‌الشیخ به نجف رفت، ذَیّاب (زنده در 1180) بود. پدر او محمد آل‌حَرب، فرزند سحاب، بزرگ خاندان آل جویبر به شمار مى‌رفت. شیخ ذیاب پس از فراگرفتن فقه و اصول، با همراهى شیخ موسى بَحرانى به منطقه عَمّاره در جنوب عراق سفر کرد و تا پایان عمر در نواحى و روستاهاى آن سامان به تبلیغ و ارشاد پرداخت و مدرسه علمیه‌اى در آن منطقه بنا نهاد (تمیمى، ج 4، ص 197ـ198؛ امینى، 1413، ج 2، ص 467ـ468). امینى (1413، ج 2، ص 468) آثارى را به او نسبت داده است.فزرند ذیاب، شُبَیر، نیز عالمى دینى بود که از عالمان عصر خود، از جمله شیخ جعفر کاشف‌الغطاء، گواهى اجتهاد داشت. وى پس از اتمام تحصیلات خود در نجف، نزد عشیره خود بازگشت و رهبرى امور دینى مردم را برعهده گرفت (آل‌محبوبه، ج 2، ص 414؛ تمیمى، ج 4، ص 198). لسانُ التنّین فى اجوبة مسائل حَفید زین‌الدین و چند رساله فقهى و کلامى از آثار اوست (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 18، ص 301؛ امینى، 1413، همانجا). شیخ شبیر سرسلسله خاندان آل‌شبیر خاقانى است. فرزندان او حسن و حسین بودند. پسران حسن، محمدطاهر و حبیب و عیسى از عالمان دینى بودند.محمدطاهر در 1239 به دنیا آمد. وى از شاگردان شیخ مرتضى انصارى بود و از او اجازه اجتهاد داشت. سپس در شیراز سکونت گزید و به تدریس و اقامه جمعه پرداخت. او در شیراز ریاست علمى، مرجعیت و مقبولیت عام داشت و به رئیس‌العلما ملقب بود. وى در 1325 در شیراز درگذشت و در همان شهر به خاک سپرده شد (آقابزرگ طهرانى، 1404، قسم 3، ص 970؛ تمیمى، ج 4، ص 199؛ شریف‌رازى، ج 5، ص 33). از آثار اوست: معارج الانوار فى منازل الابرار و الاشرار (تهران 1326)، شرحى بر لمعه شهید اول و نیز منظومه‌اى در فقه (آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 21، ص 180؛ مشار، ستون 863؛ امینى، 1413، همانجا). شیخ جلال‌الدین پسر طاهر هم از علما بود. از جمله تألیفات اوست: تفسیر جلالى در نوزده جلد، انوارالهدایة و منورالقلوب و الابصار، به فارسى، در عرفان (آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 23، ص 85ـ86، 153).حبیب‌آل شبیر خاقانى که از استادش، شیخ‌مرتضى انصارى، اجازه اجتهاد داشت، پس از پایان یافتن تحصیلاتش در نجف، به خرمشهر رفت و به تدریس و افتا پرداخت. تألیفات او عبارت‌اند از: الرسالة‌العملیة، خلاصة‌الفقه و چند رساله (رجوع کنید به همان، ج 7، ص231؛ همو، 1404، قسم 1، ص 350؛ تمیمى، ج 4، ص 198؛ امینى، 1413، ج 2، ص 467). فرزندش شیخ على به مسلک اخبارى گرایش داشت. الحق‌المبین و الحق‌المصیب از آثار اوست (آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 7، ص 38ـ39).عیسى خاقانى در 1253 به دنیا آمد. پس از وفات برادرش، شیخ حبیب، عهده‌دار وظایف شرعى و دینى مردم خرمشهر شد و مدرسه علمیه‌اى در آنجا بنا نهاد. عبدالمحسن خاقانى (رجوع کنید به ادامه مقاله) از وى اجازه روایت داشت و سید علوى‌بن حسین بحرانى از شاگردان او بود. شیخ عیسى در 1337 یا 1339 در خرمشهر درگذشت و پس از او، فرزندش عبدالحمید مرجع امور دینى مردم شد (آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 11، ص 300ـ301؛ همو، 1404، قسم 4، ص 1638؛ تمیمى، ج 4، ص 198ـ199؛ المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 232ـ233). برخى آثار چاپ شده شیخ عیسى خاقانى عبارت‌اند از: الرسالة‌العملیة، مناسک‌الحج و اعمال‌المدینة، الفرائدالنفیسة درباره وجوب نماز جمعه و نتایج‌الاخبار در احکام معاملات (آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 11، ص 217، ج 16، ص 144، ج 22، ص 270، ج 24، ص 42).فرزند شیخ‌عبدالحمید، محمدطاهر آل شبیر خاقانى، نیز از عالمان بود که در 1328 در خرمشهر به دنیا آمد. پس از گذراندن دوره مقدماتى علوم دینى نزد پدرش، در 1344 به نجف رفت و دروس عالى فقه و اصول را از استادانى چون میرزامحمدحسین نائینى، آقا ضیاءالدین عراقى، سیدابوالحسن اصفهانى و سید عبدالهادى شیرازى فراگرفت و از برخى از آنان اجازه اجتهاد دریافت کرد (تمیمى، ج 4، ص 199؛ مرعشى‌نجفى، ص 196ـ 197؛ جواهرکلام، ج 3، ص 1711). فلسفه و حکمت و عرفان را نیز از استادان بزرگ نجف آموخت (رجوع کنید به جواهرکلام، ج 3، ص 1712). وى از آقا ضیاءالدین عراقى و عبدالمحسن خاقانى اجازه روایت گرفت و سیدشهاب‌الدین مرعشى نجفى از او اجازه روایت داشت (مرعشى‌نجفى، همانجا).محمدطاهر خاقانى پس از فوت پدرش، به خرمشهر بازگشت و به تدریس و افتا پرداخت و مقلدانى یافت. وى که در پیروزى انقلاب اسلامى، در خوزستان نقش مهمى داشت به سبب بروز پاره‌اى وقایع سیاسى، در 1358ش به قم رفت و در آنجا به تدریس علوم دینى پرداخت. او در 1364ش در قم درگذشت و در صحن حرم حضرت معصومه سلام‌اللّه علیها به خاک سپرده شد (همان، ص 197؛ شریف‌رازى، ج 5، ص 32؛ جواهرکلام، ج 3، ص 1712ـ1714).آثار محمدطاهر در فقه و اصول عبارت‌اند از: رسالة الهدى (رساله عملیه)، مناسک‌الحج (چاپ 1383 در نجف)، شرح مبحث ارث کتاب الحدائق‌الناضرة شیخ یوسف بحرانى (نجف 1386)، المُحاکِمات بین‌الکِفایة و الاَعلام‌الثلاثة، الاصول اللفظیة و العملیّة (رجوع کنید به امینى، 1385، ص 341؛ فضلى، ص 47؛ جواهرکلام، ج 3، ص 1713؛ تراثنا، سال 3، ش 1 (محرّم ـ ربیع‌الاول 1408)، ص 226). وى در تفسیر، فلسفه و حکمت نیز آثارى دارد، از جمله: انوارالوحى فى تفسیر سورة‌الحمد و الاخلاص، العقل‌البَشَرى فى تفسیرالقرآن الکریم، المثل الاعلى فى‌الفلسفة، المُثُل النوریّة فى فن ّالحکمة (جواهرکلام، همانجا). انوار الوسائل (نجف 1377) و شرح خطبة الصدیقة‌الزهرا سلام‌الله علیها از دیگر آثار اوست (امینى، 1385، ص 100؛ جواهرکلام، ج 3، ص 1712ـ1713).شیخ على، تنها پسر حسین آل‌شبیر خاقانى، به سبب داشتن جثه‌اى کوچک وضعیف ملقب به صغیر بود و از این‌رو فرزندان او به آل‌صغیر مشهور شدند. پسر على، شیخ حسین صغیر، عالمى باتقوا بود (آل‌محبوبه، ج 2، ص 414؛ تمیمى، ج 4، ص 199ـ200). پسران شیخ حسین، یعنى على و عبدالزهرا و عبدالحمید، از عالمانى بودند که علاوه بر فراگرفتن علوم دینى در حوزه نجف، در ادبیات نیز متبحر و در سرودن شعر توانا بودند و در محافل و مجالس ادبى نجف فعالانه حضور داشتند. از آنها تألیفاتى در فقه، اصول و ادبیات برجاى مانده است (براى آثار آنها و نمونه اشعار ایشان رجوع کنید به آل‌محبوبه، ج 2، ص 414ـ 417؛ تمیمى، ج4، ص 203ـ212؛ على خاقانى، ج 3، ص257ـ 261، ج 5، ص 346ـ358، 413ـ416، ج 6، ص 467ـ 501).از دودمان سلمان‌بن محمد آل‌حرب، برادر شیخ ذیاب، نیز عالمانى برخاسته‌اند که به خاقانى شهرت دارند. نوه سلمان، حسین‌بن على، فرزندى به نام عبدالمحسن داشت که از علماى بزرگ خرمشهر بود. عبدالمحسن در 1289 در یکى از توابع ناصریه در جنوب عراق به دنیا آمد. وى با از دست دادن پدرش در کودکى، تحت‌سرپرستى جدّش، شیخ‌على خاقانى قرار گرفت. دروس مقدماتى را نزد او و عموى خود، محمد خاقانى، آموخت. سپس به خرمشهر رفت و تحصیلات خود را در مدرسه علمیه شیخ عیسى خاقانى ادامه داد. او از عیسى خاقانى، شیخ‌الشریعه اصفهانى، میرزا محمدحسین نائینى و سیدابوالحسن اصفهانى اجازه روایت گرفت و سیدشهاب‌الدین مرعشى نجفى از او اجازه روایت داشت (مرعشى‌نجفى، ص90ـ91؛ المسلسلات فى الاجازات، ج2، ص232ـ233). عبدالمحسن خاقانى پس‌از وفات عیسى خاقانى در 1337، به مرجعیت رسید. وى که به اخباریان تمایل داشت در 1347 به سبب امر به معروف و نهى از منکر، از جانب حکومت ایران به عراق تبعید شد و پس از ده ماه به خرمشهر بازگشت. او در 1372 در خرمشهر وفات کرد و پس از تشییع با شکوهى در همانجا به‌خاک سپرده شد (مرعشى‌نجفى، ص 91؛ المسلسلات فى الاجازات، همانجا). خیرالزاد لیوم المعاد (نجف 1357) و چندین رساله فقهى از آثار اوست که بیشتر آنها چاپ شده است (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، 1403، ج 7، ص 284؛ امینى، 1385، ص 161؛ المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 233). دو تن از فرزندان عبدالمحسن خاقانى، عبدالمنعم و سلمان، از عالمان بودند.عبدالمنعم خاقانى در 1327 در نجف به دنیا آمد و در کودکى همراه پدرش راهى خرمشهر شد. سپس براى تحصیل در علوم دینى به نجف بازگشت و نزد محمدجواد بلاغى* و آیت‌اللّه سیدابوالقاسم خویى* درس خواند. پس‌از آن به آبادان رفت و علاوه بر تدریس، عهده‌دار شئون دینى مردم شد. عبدالمنعم خاقانى بعد از آغاز جنگ عراق با ایران، به قم مهاجرت کرد و در 1364ش در همانجا درگذشت. دیوان شعر از او بر جاى مانده است (امینى، 1413، ج 2، ص 474؛ جواهر کلام، ج 2، ص 1007ـ1008).سلمان خاقانى در 1332 در سوق‌الشیخ به دنیا آمد. در کودکى همراه پدرش به خرمشهر رفت و در 1305ش راهى نجف شد. دروس مقدماتى را نزد برادرش عبدالمنعم و دروس عالى فقه و اصول و تفسیر و کلام را نزد محمدعلى کاظمینى خراسانى، میرزاباقر زنجانى، محمدجواد بلاغى و آیت‌اللّه سیدابوالقاسم خویى آموخت. وى که در محافل فرهنگى و ادبى نجف فعالانه حضور داشت، در 1333ش به خرمشهر بازگشت و به تصدى امور دینى مردم پرداخت و مقبولیت عام یافت (على خاقانى، ج4، ص168ـ170؛ انصارى، ص43؛ جواهر کلام، ج 2، ص 766ـ767). چندى پس از آغاز جنگ عراق با ایران، وى ابتدا به اهواز و سپس به قم مهاجرت کرد. وى در 1366ش درگذشت و در صحن حرم حضرت معصومه سلام‌اللّه علیها به خاک سپرده شد (انصارى، همانجا؛ جواهرکلام، ج 2، ص 767ـ 768). از آثار اوست: طریق‌المعرفة، بین‌الحق والباطل، السُّنَة و الشیعة فى المیزان، و چند اثر در پاسخگویى به شبهات تفرقه افکن میان مسلمانان. دیوان شعر او (به عربى) با ویران شدن کتابخانه‌اش در حمله عراق به خرمشهر، از بین رفت (شریف رازى، ج5، ص32؛انصارى، همانجا؛ جواهر کلام، ج 2، ص767؛ براى نمونه اشعار او رجوع کنید به على خاقانى، ج 4، ص 170ـ189).منابع: محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذریعة الى تصانیف الشیعة، چاپ على‌نقى منزوى و احمد منزوى، بیروت 1403/1983؛ همو، طبقات اعلام الشیعة: نقباء البشر فى القرن الرابع عشر، مشهد، قسم1ـ4، 1404؛ جعفربن باقر آل‌محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، بیروت 1406/1986؛ محمدهادى امینى، معجم‌المطبوعات النجفیة: منذ دخول الطباعة الى النجف حتى الآن، نجف 1385/1966؛ همو، معجم رجال الفکر و الادب فى النجف خلال الف عام، ]نجف [1413/1992؛ محمدرضا انصارى، «به یاد آیت‌اللّه شیخ‌سلمان خاقانى»، کیهان فرهنگى، سال 5، ش 5 (مرداد 1367)؛ محمدعلى جعفر تمیمى، مشهدالامام، او، مدینة النجف، نجف 1374/1955؛ عبدالحسین جواهرکلام، تربت پاکان قم، قم 1382ـ1383ش؛ محمد حرزالدین، معارف الرجال فى تراجم العلماء و الادباء، قم 1405؛ على خاقانى، شعراءالغرى، او، النجفیات، نجف 1373/1954، چاپ افست قم 1408؛ على‌بن حسین خاقانى، رجال الخاقانى، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، ]نجف 1388/ 1968[، چاپ افست ]قم[ 1404؛ محمد شریف رازى، گنجینه دانشمندان، تهران 1352ـ 1354ش؛ ثامر عبدالحسن عامرى، موسوعة‌العشائرالعراقیة، بغداد 1992ـ 1995؛ عباس عزاوى، عشائرالعراق، بغداد 1937ـ1956؛ چاپ افست قم 1370ش؛ کورکیس عواد، معجم‌المؤلفین‌العراقیین‌فى‌القرنین التاسع عشر و العشرین، بغداد 1969؛ عبدالهادى فضلى، دروس فى اصول فقه‌الامامیة، ]بیروت[ 1420؛ شهاب‌الدین مرعشى نجفى، الاجازة الکبیرة، او، الطریق و المَحَجَّة لثمرة المُهْجَة، اعداد و تنظیم محمد سمامى‌حائرى، قم 1414؛ المسلسلات فى الاجازات: محتویة على اجازات علماء الاسلام فى حق... شهاب‌الدین الحسینى المرعشى النجفى، جمعها نجله محمود مرعشى، قم: کتابخانه آیت‌اللّه مرعشى‌نجفى، 1416؛ خانبابا مشار، فهرست کتابهاى چاپى عربى، تهران 1344ش.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

خدیجه کثیری بیدهندی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 14
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده