خاص (مؤنث آن خاصه)
معرف
شخصى، خصوصى، متعلق به حکومت یا حاکم
متن
خاصّ (مؤنث آن خاصّه)، شخصى، خصوصى، متعلق به حکومت یا حاکم. دو واژه خاصّ و خاصّه در دوره نخست حکومت عثمانى مترادف یکدیگر به‌کار مى‌رفتند، بعدها خاصّه براى اطلاق بر خدمات و امور مربوط به حاکم و دربار وى اختصاص یافت (خاصّه بستانجى* لرى، خاصّه دوغانجى‌لرى ]بازدارى*[ و غیره)، درحالى که خاصّ بیشتر به داراییهاى شخصىِ حاکم اطلاق شد، از این‌رو از اواخر قرن نهم/ پانزدهم، اصطلاحاتى چون خاصِّ پادشاهى و گاه خاصِّ همایون، خَواصِّ همایون یا خاصِّ شاهى، به معناى اراضىِ سلطنتى به کار رفته است (رجوع کنید به بارکان ، 1943، فهرست). در مورد اراضىِ خاصّ، از روشى مشابه آنچه در نظامِ تیمار* معمول بود تبعیت مى‌شد. از دفترهاى موجودِ تیمار چنین برمى‌آید که نظامِ اراضىِ خاصّ به دوران سلطنت بایزید اول (حک : 791ـ805) و پیش از آن بازمى‌گردد. اصطلاح خاصّ (جمع آن: خَواص) در نظام تیمار عثمانى بر تیمارهاى بسیار وسیع ]که درآمد سالانه آن صدهزار آقچه یا بیش از این مقدار بود (اوزون چارشیلى ، تاریخ عثمانى ، ج 3، بخش 2، ص310؛ الدولة‌العثمانیة، ج 1، ص650)[، اطلاق مى‌شد. در دوره نخست حکومت عثمانى، فقط واژه تیمار به‌کار مى‌رفت (براى شاهد مثالهاى ثبت شده در 804، و 807 رجوع کنید به انور ، ص 335، 337)، اما از ابتداى قرن نهم، اصطلاح خاصّ براى برخى تیمارهاى شخصى به ارزش 208،46 و 702،50 آقچه نیز به‌کار رفت (اینالجق ، 1954، ص 33ـ 55). بدین‌ترتیب در این دوره، تیمار شامل خاصّ نیز شد؛ از تیمارهاى بیگها، که خاصّ و زعامت* نامیده مى‌شدند، با عنوان تیمارهاى عُمده نیز یاد مى‌کردند. قانون‌نامه‌ها نشان مى‌دهند که نظام خاصّ را چگونه اِعمال مى‌کردند. بنابر قانون‌نامه سلطان محمد فاتح ]حک : 855ـ 886[، حاصلخیزترین اراضى ایالات باید در شمار خاصِّ سلطان قرار مى‌گرفت و دفترداران یا خزانه‌داران مجاز بودند اراضى حاصلخیز افراد را به نفع سلطان مصادره و به صاحبِ آن، زمینى نه چندان حاصلخیز با عنوان خاص عطا کنند. مقرر شده بود که وزیران، بیگلربیگها ]حاکمان ایالات[ و دفترداران تا زمانى که در منصبِ خود باقى‌اند باید به‌ترتیب، اراضى خاصّ با درآمد 000، 200،1، 000، 000،1، و 000،600 آقچه در اختیار داشته باشند (رجوع کنید به فاتح قانون‌نامه سى، ص 28). از آنجا که نظام دیوانى عثمانى بیشتر مبتنى بر سنجقها بود تا ایالات، اراضى خاصِّ واگذار شده به سنجق‌بیگها در قرن نهم، به مراتب بیشتر بود (براى خاصّ سنجق‌بیگ اسکوب رجوع کنید به > صورت دفتر مجمل ولایات یِلِچ... مورخ 859 هجرى<، ص 7). پس از تشکیل سنجق اگر ضرورتى احساس مى‌شد، این امکان بود که با صلاحدید سنجق‌بیگ، روستاها و اراضى خاصّ آنجا را کلّا اراضىِ خاصّ اعلام کنند یا اراضىِ تیمار را به صورت خاصّ درآورند (گوکبیلگین ، ص 74؛ اینالجق، 1954، ص XXVIII, XXIV-XXIII، 12، 39، 100).اراضى خاصّ به اعضاى عالى‌رتبه نظام اجرایى کشور (دیوانِ همایون) مانند وزیراعظم یا ]سایر [وزیران، و نیز به صاحب‌منصبان عالى چون سنجق‌بیگها و بیگلربیگها اعطا مى‌شد و تا زمانى که این افراد در مناصبِ خود باقى بودند حق برخوردارى از این اراضى را داشتند. ]درجه و مرتبه این صاحب‌منصبان با میزان اراضى یا درآمدهاى خاصّ آنان سنجیده مى‌شد، میزان خاصّ بیگلربیگها در سال حداقل چهارصد هزار آقچه و خاصّ سنجق‌بیگها دویست هزار آقچه بود و یک فرد براى رسیدن به مناصب فوق مى‌بایست این حداقل را دارا باشد (اوزون چارشیلى، تاریخ عثمانى، ج 2، ص 582). بالاترین درآمد یک خاصّ نیز، که متعلق به وزیراعظم بود، به 000، 200،1 آقچه مى‌رسید (همان، ج 3، بخش 2، ص 310؛ لوئیس ، ص 128)[. ممکن بود اراضىِ خاصّ در سراسر سنجق یا ایالت پراکنده باشند. دارندگانِ خاصّ به هنگام لشکرکشیها بایستى به ازاى هر 000،5 آقچه درآمد از اراضىِ خاصِّ خود، یک جَبَه‌لى ]یک یا چند سواره‌نظام با تجهیزات کامل[ به‌همراه مى‌آوردند ]اوزون چارشیلى، تاریخ عثمانى، ج 1، ص 516؛ الدولة‌العثمانیة، ج 1، ص650ـ 651[؛ درحالى که ایالات بوسنى ( 000،739 آقچه)، حَلَب ( 000،700 آقچه)، قَرَه‌مان ( 000،633 آقچه)، واحدهایى از نظام اجرایى کشور بودند که در 933 و 934، بالاترین عایدى را از اراضى خاصّ داشتند، سنجق‌بیگِ سمندره ( 000،622 آقچه) در میان سنجق‌بیگها بالاترین درآمد را داشت، سنجق‌بیگهاى ویانک با 000،52 و قرق‌کلیسا یا قرقلرلى با 000،81 آقچه کمترین درآمد را از اراضى خاصّ داشتند (براى ایالتهاى دیگر و اراضىِ خاصّ بیگلربیگها و سنجق‌بیگها به‌طور کلى رجوع کنید به بارکان، >بودجه سال 1527ـ 1528< ، ص 25ـ28؛ براى اراضىِ خاصِّ وزیراعظم، وزراى قُبّه آلتى و وزراى بازنشسته در 1070 رجوع کنید به حسین هزار فن، گ 45پ، 46ر، 47ر به بعد؛ قس کامل کپه‌جى ، خاصلرقلمى دفترى ، ش 3069).اراضىِ خاصّ براساس دفاتر محاسباتى اداره مى‌شدند که سالیانه تنظیم مى‌گردیدند و این اراضى بنابر مآخذ موجود به سه گروه طبقه‌بندى مى‌شدند: 1) خواصِ همایون 2) اراضىِ خاصِّ وزرا، امرا، بیگلربیگها و دیگر صاحب‌منصبان عالى‌رتبه دیوان 3)اراضىِ خاصّ به نام پاشماقلِق که به همسران ]و سوگلیهاى [سلطان اختصاص داشت ]اوزون چارشیلى، تاریخ عثمانى، ج 3، بخش 1، ص 227[.اراضىِ خاصّى که به همسران سلطان اختصاص مى‌یافت فقط تا زمان حیاتشان در اختیار آنان قرار داشت و غیرقابل انتقال بود. اگر مالک خاصِّ پاشماقلِقى از دنیا مى‌رفت یا دیگر نیازى بدان نداشت، این زمین به خاصّ همایون واگذار مى‌شد (قانون عثمانى...، ص 386). درآمدِ مازادِ تمام این اراضى در پایان هر سالِ مالى با عنوان «خواص همایون» به خزانه تعلق مى‌گرفت ]اوزون چارشیلى، تاریخ عثمانى، ج 2، ص 580[.خواصّ همایون و اراضى خاصّ صاحب‌منصبان و دیوانیان بخش بزرگى از عایدات هر ایالت را تشکیل مى‌داد، براى مثال، این عایدات، شامل 48% کل درآمد روم‌ایلى ، 26% آناطولى ، قره‌مان، ذوالقدریه و روم (سیواس)، 31% دیاربکر، 48% حلب و دمشق و 86% مصر بود. گذشته از این درآمدهاى حاصل از ایالات عثمانى که به 782، 244،277 آقچه (معادل 51% کل درآمد) بالغ مى‌شد، عایداتِ دیگر اراضىِ خاصّ و تیمارها نیز شامل 394، 186،200 آقچه (معادلِ 37% کل درآمد) بود (بارکان، 1955، ص 277). بنابر تخمینهاى به دست آمده از بودجه 1071، حدود سه‌چهارم (یک میلیارد و هشتصد میلیون) از درآمد کل کشور (دو میلیارد و چهارصد میلیون) به صاحب‌منصبانِ مسئول اراضى خاصّ، تیمارها یا اراضىِ موقوفه مى‌رسید؛ درآمدِ حاصل از اراضى خاصّ همیشه به پایتخت فرستاده نمى‌شد بلکه مى‌توانستند آن را براى مخارج محلى صرف کنند (همو، 1960، ص190).ارزش و وسعت اراضىِ خاصّ، براساس میزان حاصلخیزى ایالات و سنجقها متفاوت بود. هرچند حاصلخیزترین اراضى قبلا در اوایل قرن دهم، در شمار املاکِ خاص قرار گرفته بودند، اما همچنان این تمایل بود که مرزهاى این اراضى و درآمد حاصل از آنها را تا اندازه قابل ملاحظه‌اى افزایش دهند (براى وضعیت سنجق سزگدین رجوع کنید به فکته ، ج 1، ص 402، 610، 612؛ براى وضعیتِ سنجق ماردین رجوع کنید به گویونج ، ص 142ـ 147). علاوه بر محصولات کشاورزى زمینهاى زراعى، تاکستانها، باغستانها و غیره، درآمدهاى جزیه، مالیات گوسفندان، مالیات ییلاق، مالیات قشلاق، مالیات هیزم و یونجه خشک، مالیات عروس، مالیات بادِ هوا* یا مالیاتهاى نامتعارف، مالیات مَرتع، مالیات تاپو، مالیات چِفت (رجوع کنید بهچفت رسمى*)، مالیات بر تولیدات چادرنشینان و درآمدهاى حاصل از بعضى مقاطعه‌کاریها در شهرها همگى در شمارِ عایدات اراضى خاص قرار داشتند ]براى برخى از این مالیاتها رجوع کنید به الدولة‌العثمانیة، ج 1، ص 639ـ 646[. در شهرها نیز اقلامِ مالیاتى نظیر مالیات بر باشخانه (سلاح‌خانه یا کشتارگاه)، کرشخانه (کارگاه زهتابى)، مالیاتِ احتساب، مالیات بوزه‌خانه، مالیات بر اجاره مغازه‌ها و غیره بخشى از درآمدهاى خاصّ را تشکیل مى‌داد. بااین‌حال بخش اصلى درآمدهاى خاص از محصولات کشاورزى تأمین مى‌شد. وقتى وزیر یا بیگلربیگى بازنشسته مى‌شد، بعضى از خاصّ او به خواص همایون ملحق مى‌گردید، ولى قسمتى از آن نیز به عنوان خاصِّ بازنشستگى در اختیار او باقى مى‌ماند (همان، ش 3065). از قرن دهم به بعد، بر تعداد وزرا و بیگلربیگها افزوده شد، اما اراضىِ خاصّ کافى و مناسب براى آنان وجود نداشت که این امر باعث کمبود اراضى خاصّ در نظام مالى عثمانى گردید (ارحنلو ، ص 13ـ14، 131؛ نیز رجوع کنید به کامل کپه‌جى، احکام دفترى ، ش70، ص 214). در نتیجه این کاهش در عایدات زراعى، روند انتقال اراضى خاص وزرا، بیگلربیگها و سنجق‌بیگها به خاصّ همایون آغاز شد (کتاب مستطاب، ص40؛ براى گزارشهاى مختلف در این زمینه رجوع کنید به کامل کپه‌جى، خاصلر قلمى دفترى، ش 3064).در دوران گسترش حکومت عثمانى، مزارع و مراتع خاصه‌اى وجود داشتند که، مطابق آیین‌نامه‌هاى مربوط به اراضى میرى، قلچ یرى نامیده مى‌شدند. این خاصّه‌ها را سپاهیان اداره مى‌کردند و به نظامى متفاوت با نظام اراضى رعایا متعلق بودند. در برخى موارد اسنادى از تاکستانها و آسیابهاى خاصّه و نظایر آنها نیز در دست است. سهم سپاهیان در تاکستانها یا باغستانهاى خاصّه یک سوم یا یک چهارم بود. سپاهیان طبق قانون نمى‌توانستند براى خود یا خانواده‌شان از تیمار خود زمین با بنچاق بخرند، در نتیجه تعداد مزارع خاصّه در حکومت عثمانى رو به کاهش نهاد (بارکان، 1939، ص 213 به بعد). سپاهیان، اراضى خاصّه‌اى را که، جزء املاکشان محسوب مى‌شد، از طریق شراکت اداره مى‌کردند (رجوع کنید به قوانین عُرفیه عثمانى ، ص 14ـ15). وقتى کار ثبت ]اراضى[ یک ایالت به‌پایان مى‌رسید، تاکستانها، مراتع، مزارع، درختان میوه و آسیابهایى که جزء اراضى خاصّ محسوب مى‌گردیدند، دیگر با بنچاق به سپاهیان فروخته نمى‌شدند و در مالکیتِ خصوصى درنمى‌آمدند (قانونى ـ اى‌قانوننامه ، ص 38، 52). بنابراین اراضى ثبت شده به عنوان خاصّه معمولا با بنچاق به کسى داده نمى‌شد و اگر این اراضى در اختیار یک سپاهى قرار مى‌گرفت و سپس به سپاهى دیگرى سپرده مى‌شد، بنچاق را فسخ و اراضى را به صورت خاصّلِق درمى‌آوردند. اراضى خاصّه از هر نوع مالیات، معاف و از تصرفِ صاحب‌منصبان در امان بودند. در برخى مناطق اراضى خاصه، تنها درصورت کسبِ مجوز ویژه از حکومت به‌فروش مى‌رسید (بارکان، 1943، ص 143، 314، 321، 343، 399).از قرن دهم به بعد، اصطلاح خواص همایون به تدریج به‌عنوان معادلى براى اصطلاح میرى مقاطعه به کار رفت. بدین‌ترتیب، مأمورانِ نظارت بر اراضى خاصّ سنجق‌بیگها و بیگلربیگها به هیچ‌وجه نمى‌توانستند در عایداتِ میرى مقاطعه یا خواصّ همایون مداخله کنند (اونگان، ص 128ـ129). در اواسط قرن دهم، به‌سبب مشکلات مالى و ادارى رفته‌رفته، میرى مقاطعه‌ها و خاصّه شاهى به صورت دو نهاد مستقل درآمدند (آقداغ ، ج 2، ص 92ـ 93، 299).خاصّ پادشاهى و خواصّ همایون و اراضى خاصّ را ویودا اداره مى‌کرد که تعدادى سرباز سَگبان* براى انجام امور، تحت فرمان او بود (چغتاى اولچاى ، ص 319) ]وظیفه اصلى این ویوداها جمع‌آورى عشر و مالیات خاصّها بود (اوزون چارشیلى، تاریخ عثمانى، ج 3، بخش 2، ص 305، 310)[. در برخى مناطق ویوداهایى که مسئول ثبت سهم حکومت و افراد از عواید خاصّ بودند (کامل کپه‌جى، خاصلر قلمى دفترى، ش 3065)، خاصّ ضابطى یا «مأمورانِ خاصّ» نامیده مى‌شدند (شکایت دفترى، ج 1، ص160). با این وجود افراد امین مالیات رعایایى را که در اراضى خاصّ کار و زندگى مى‌کردند، جمع‌آورى مى‌کردند و با ویوداها کارى نداشتند (باشباقانلق آرشیوگَنَل مدیرلیگى، مالیه‌دن مدوّر دفترلر، ش 7534، ص 1047، 1229). علاوه بر ویوداها مأموران دیگرى از جمله، خاصّ کاتبى یا منشیانِ خاصّ نیز بودند که با حکم منصوب مى‌شدند (همان، ش 7534، ص 567). کارگزارانى که مسئول اداره اراضى خاصّ سلطنتى بودند اجازه داشتند زارعان فرارى را تعقیب کنند و حفاظت از منافع خزانه سلطنتى در اراضى خاصّ برعهده آنان بود. وظایف دیگرى نیز برعهده این افراد بود، مانند نظارت بر انتقال املاکِ بلاوارث و داراییهاى متروک ــکه وراث آنها غایب بودند و طى مدت شش ماه مراجعه نمى‌کردندــ و نظارت به خزانه دولت (قانوننامه سلطانى..، ص 70ـ71).در دفعات نخست به تقاضاى مقاطعه‌کارى اراضىِ خاصّ به‌صورت التزام پاسخ مثبت داده نمى‌شد (اینالجق، >لواى اَروَنید< ، ص 123ـ125)، ولى طىِ درخواستهاى بعدى با این امر موافقت مى‌شد (اونگان، ص 8، 43، 85، قس «اراضى قانون‌نامه‌سى و...» ، ص 324)، هرچند اصل عدم واگذارى اراضى خاصّ تا اوایل قرن یازدهم، نیز تداوم داشت، رویه واگذارى تثبیت شده بود (چغتاى اولچاى، ص 211). در 1069، اراضى خاصّ هشت وزیر به ارزش 943، 507،23 آقچه، به مبلغ 485، 272،26 آقچه به عنوان التزام واگذار شد (رجوع کنید به کامل کپه‌جى، خاصلر قلمى دفترى، ش 3069).در مصالحه محاسباتى، کودکان ساکن در اراضىِ خاصّ به‌معناى دقیق کلمه به‌شمار نمى‌آمدند ]و[ (خارج از دفتر) ]محسوب شدند[، اما نام آنان در سرشمارى پدرانشان به‌ثبت مى‌رسید. بلایاى طبیعى از قبیل خشکسالى و بیماریهاى همه‌گیر که در اراضىِ خاصّ روى داد، موجب شد تا رعایا از روستاها ومزارع خود به نواحى دیگر مهاجرت کنند (مالیه‌دن مدوّر دفترلر، ش 7534، ص560، 1661).به تدریج اراضىِ خاصّ متعلق به طبقه وزرا، بیگلربیگها و سنجق‌بیگها، ملغا و به اراضى میرى مقاطعات الحاق شد و پرداخت نقدى در ازاى این اراضى معمول گردید (مالیه‌دن مدوّر دفترلر، ش 14525، ص 14 به بعد). پس از انعقادِ معاهده کارلوفچه در 1110، اراضىِ خاصِّ جدیدى به برخى بیگلربیگها اختصاص یافت و در بعضى نقاط به آنها حقِ جمع‌آورى مالیاتى به نام حَضَریه و سفریه اعطا گردید. اداره‌اى دولتى که از قرن یازدهم به بعد پدید آمد و مسئولیت ثبت مسائل مربوط به اراضى خاصِّ صاحب‌منصبان مختلف حکومتى در دیوان همایون را برعهده داشت، «خاصلرمقاطعه‌سى قلمى» نامیده مى‌شد. این اداره در 1249، با اداره «باش مقاطعه جلق» و اداره وقایع‌نگارى رسمى ادغام شد و سپس با عنوان اقلام ثلاثه «ادارات سه‌گانه» به حَرَمین مقاطعه جلق ملحق گردید (وفیق، ج 1، ص 217).در 1254 بخش «خاصّلر قلمى» در استانبول با «باش‌مقاطعه‌جى» در یک اتاق قرار داشت و مأموران او از رده کارگزاران خزانه‌دارى پایین‌تر بودند (مالیه‌دن مدوّر دفترلر، ش 8999، ص 4). مدتى بعد، فقط اراضى خاصِّ متعلق به مناصب وزارت، امیرالبحر ارشد و نشانجى، را نگه داشتند و باقى را به میرى مقاطعات یا خاصه‌هاى همایون الحاق کردند. زعامتهایى که به دیگر صاحب‌منصبان اختصاص یافته بود، همچون مالکانه، مادام‌العمر در حوزه حقوقى این مناصب قرار گرفت، اما چون درآمد حاصل کفایت نمى‌کرد به انحاى مختلف براى مقامات عالى، عایدات خاصّى در استانبول و دیگر ایالات اختصاص یافت. از طریق نظام مالکانه که بدین‌ترتیب برقرار گردید، برخى امتیازات از قبیل حمایت از منابع مالیاتى و تأمین باقى‌مانده ]کسرىِ[ عایدى از خزانه و حفظ بهره‌ورى مقاطعه‌ها به‌دست آمد. از آنجا که به دلیل منسوخ شدن نظامِ اراضى خاصّ دیگر چنین زمینهایى به گماشتگان جدید حکومتى واگذار نمى‌شد، بیگلربیگها، یک سنجق را ــچنانچه در آن اراضىِ مقاطعه‌میرىِ بیشتر و اراضىِ تیمار، زعامت و وقف کمترى وجود داشت ــ منبع خوبـى براى درآمد تلقى مـى‌کردند (نورى‌پاشا، ج 3، ص 76، 79ـ80). اراضى مقاطعات میرى با تعیین ارزش آنها در دفاتر به عنوانِ دارایى شخصى به حاکمان اعطا مى‌شد و آنان مى‌توانستند این اراضى را با افزودن درآمدهاى جبرانى به ملتزمین واگذار کنند. از 1205 به بعد، همه اراضىِ خاصّ، از جمله آنچه به همسران سلاطین متعلق بود، طبق قانون در اختیار خزانه تازه تأسیس «ایراد جدید» قرار گرفت (جودت‌پاشا، ج 6، ص60ـ63؛ کامل کپه‌جى، خاصلر قلمى دفترى، ش 3205). پس از تنظیمات براساس اصل تأدیه همه اقسامِ مَخارج از خزانه، درآمدهاى خاصّ همایون، از ضرابخانه سلطنتى و درآمدهاى مقاطعات میرى از خزانه به حاکمان و ملتزمان پرداخت مى‌شد. پس از 1254، به جاى نظام قدیم عایدات ــکه براى حمایت مالى از صاحب‌منصبان در نظر گرفته شده بودــ مقررىِ ماهانه‌اى به هریک از آنان اختصاص یافت. در 1255، خزانه مقاطعات در خزانه میرى ادغام شد و زیر نظر وزارت مالیه قرار گرفت (مالیه‌دن مدوّر دفترلر، ش 8999، ص 6 به بعد، 38؛ قس نورى‌پاشا، ج 4، ص 102، 105 به بعد). حتى پس از منسوخ شدن نظام سابق، نام آن در اسامى برخى نقاط به‌جا مانده است، از جمله یکى از نامهاى قضاى ]محله[ ایوب در استانبول، خواصّ رفیعه یا خاصّلَرقضاسى بود. نام خاصّکُوى (روستاهایى در روم‌ایلى و آناطولى) نیز حاکى از وضعیت سابقِ آنهاست (رجوع کنید به >راهنماى اراضى مسکونى ترکیه ، ج 1).مشهورترین نقاطى که چنین نامى دارند یکى شهر خاصّکوى در بلغارستان و دیگرى شهر خاصه است که در 1282/1865، در استان هاتاىِ واقع در ترکیه بنا شده است.اصطلاحات خاصِّ همایون و خاصّ پادشاهى ــچنان‌که پیشتر نیز ذکر شدــ به‌تدریج پس از دوره تنظیمات* از بین رفت، اما براى خدمات مربوط به دربار سلطنتى و خود سلطان، همچنان از آنها استفاده مى‌شد از جمله: خزانه خاصه، خاصه اَوچِلرِى (پیاده‌نظام)، خاصه بستانجى‌لرى، خاصّه سواریلِرى (سواره‌نظام)، خاصّه کتابت، خاصّه اُردُوسو (هنگهاى پاسداران سلطنتى)، خاصّه مؤذّنلرى، خاصّه‌عسکریه، خاصّه تبورلرى (گردانهاى نظامى)، خاصّ آخور (خزانه براى اصطبلهاى سلطنتى)، خاصّ اُده ، خاصّ باغچه، مطبخ خاصّ (آشپزخانه سلطنتى؛ براى سایر اصطلاحات رجوع کنید به اوزون چارشیلى، >تشکیلات دربار عثمانى<، فهرست).منابع : احمد جودت‌پاشا، تاریخ جودت، استانبول 1309؛ حسین هزارفن، تلخیص البیان فى قوانین آل‌عثمان؛ ]الدولة‌العثمانیة: تاریخ و حضارة، نقله الى العربیة صالح سعداوى، استانبول: مرکز الابحات للتاریخ و الفنون و الثقافة الاسلامیة، 1999[؛ فاتح قانون‌نامه‌سى، چاپ م.عارف، استانبول 1330؛ ]برنارد لوئیس، استانبول و تمدن امپراتورى عثمانى، ترجمه ماه ملک بهار، تهران 1365ش[؛ مصطفى نورى‌پاشا، نتایج‌الوقوعات، استانبول 1328؛براى صورت کامل منابع رجوع کنید به:EI2 s.v. "Kass"
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

چنگیز اورخونلو، با اندکی تلخیص از د. اسلام

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 14
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده