حیوان
معرف
واژه‌اى عربى که بر هرگونه ذى‌روح اطلاق مى‌شود و انسان را نیز، که او را حیوان ناطق مى‌خوانند، دربرمى‌گیرد (خلیل‌بن احمد؛ ابن‌منظور؛ طریحى، ذیل «حى»)
متن
حیوان، واژه‌اى عربى که بر هرگونه ذى‌روح اطلاق مى‌شود و انسان را نیز، که او را حیوان ناطق مى‌خوانند، دربرمى‌گیرد (خلیل‌بن احمد؛ ابن‌منظور؛ طریحى، ذیل «حى»). در منابع دینى و متون فقهى این واژه غالباً به موجود ذى‌روحِ فاقد خرد و تعقل اطلاق شده است که معادل آن در زبان فارسى کنونى جانور است.واژه حیوان در قرآن تنها یک بار (عنکبوت: 64؛ با ضبط حَیَوان) و به معناى زندگى حقیقى به‌کار رفته که ناظر بر جهان آخرت است اما انواع حیوان، به معناى رایج آن، به دفعات در قرآن ذکر شده است. پنج سوره از قرآن، به دلیل ذکر نام پنج نوع حیوان در آنها، به همین نام خوانده شده‌است: بَقَره (گاو)، نَحل (زنبور)، نَمْل (مورچه)، عنکبوت و فیل. افزون بر آن، در آیات زیادى درباره حیوانات سخن گفته شده است؛ گاه با واژه‌هاى عام مانند اَنْعام (که سوره‌اى نیز به این نام است)، بَهیمَةُالاَنْعام، دابَّه، دَوابّ و طَیْر (براى نمونه رجوع کنید به بقره: 164؛ مائده: 1؛ انعام: 142؛ نحل: 5، 79؛ حج: 18، 28؛ نور: 41؛ عنکبوت: 60؛ فاطر: 28؛ غافر: 79) و گاه با ذکر یکى از انواع حیوان؛ از جمله: بَقَر/ بَقَره (بقره: 67ـ70؛ انعام: 144)، غَنَم (گوسفند؛ انعام: 146؛ انبیاء : 78)، حِمار/ حَمیر (الاغ؛ بقره: 259؛ نحل: 8)، کَلْب (سگ؛ اعراف: 176)، خِنْزیر (خوک؛ بقره: 173؛ مائده: 3)، ذِئب (گرگ؛ یوسف: 13ـ14)، قِرَدَة (بوزینگان؛ بقره: 65؛ مائده: 60)، حُوت (ماهى؛ کهف: 61، 63)، جَراد (ملخ؛ اعراف: 133)، ذُباب (مگس؛ حج: 73)، غُراب (کلاغ؛ مائده: 31) و هدهد (نمل: 20). برخى حیوانات که متناسب با بعضى ویژگیهایشان اسامى متعددى در زبان عربى دارند، نیز در قرآن نام‌برده شده‌اند؛ مثلا براى شتر واژه‌هاى اِبِل (انعام: 144)، جَمَل (اعراف: 40)، ناقَه (اعراف: 73)، بَعیر (یوسف: 65، 72)، هیم (واقعه: 55) و عِشار (تکویر: 4) به‌کار رفته است.در قرآن از برخى رسومِ پیش از اسلام درباره حیوانات انتقاد شده است. از جمله بریدن گوش چهارپایان به نشان اینکه آنها نصیب بتها شده‌اند، تخصیص برخى حیوانات اهلى به خدایان، و قائل شدن به تحریمهایى در استفاده مشروع از برخى حیوانات اهلى (براى نمونه رجوع کنید به نساء: 119؛ مائده: 103؛ انعام : 138ـ139). خداوند در آیات متعددى انسانها را به تدبر در خلقت حیوانات فراخوانده و آنها را نشانه‌هاى قدرت، حکمت و رحمت خود دانسته است (براى نمونه رجوع کنید به بقره: 164؛ نحل: 66، 69؛ شورى: 29؛ جاثیه، 4؛ غاشیه: 17). در بعضى آیات نیز به فواید حیوانات مانند تهیه خوراک و پوشاک انسان و سوارى دادن آن اشاره شده است (رجوع کنید به انعام: 142؛ نحل: 5ـ 8، 66، 68ـ69، 80؛ مؤمنون: 21؛ یس: 71ـ73).در تعدادى از داستانهاى قرآنى، حیوانات نقش‌آفرین هستند از جمله در داستانهاى ابراهیم خلیل و چهار مرغ (رجوع کنید به بقره : 260)، مور و سلیمان (نمل: 18)، هدهد و سلیمان (نمل : 20ـ28) و پرندگانى خاص و اصحاب فیل (فیل: 1ـ5).در بعضى تمثیلهاى قرآنى از حیوانات و ویژگیهاى آنان استفاده شده است، از جمله تشبیه کافران به حیواناتى که مفهوم و حقیقت سخنان صاحب خود را ــکه آنان را با دلسوزى از بیراهه رفتن بازمى‌داردــ درک نمى‌کنند (رجوع کنید به بقره: 171)؛ تشبیه یکى از عالمان دنیاطلب از امتهاى پیشین ــکه با وجود عرضه شدن آیات و معارف الهى به او از هوا و هوس پیروى کردــ به سگ که پیوسته دهانش را باز مى‌کند و زبان بیرون مى‌آورد (اعراف: 175ـ176)؛ تشبیه کسانى که براى خود اولیایى غیر از خدا برگزیده‌اند، به عنکبوت که سست‌ترین خانه‌ها را دارد (عنکبوت: 41)؛ و همگونى آن دسته از پیروان ادیان الهى که مکلف به عمل به کتاب آسمانى خود بودند ولى حق آن را ادا نکردند، به درازگوشانى که کتاب حمل مى‌کنند اما بهره‌اى نمى‌برند (جمعه: 5).در آیاتى از قرآن از حمد و تسبیح همه موجودات عالَم، از جمله حیوانات، در برابر خداوند سخن به میان آمده است (مثلا رجوع کنید به اسراء: 44؛ حج: 18؛ نور: 41؛ ص: 18ـ19). مفسران درباره حقیقت تسبیح حیوانات آراى مختلفى دارند. به نظر برخى، تسبیح حیوانات عبارت است از دلالت داشتن خلقت آنها بر وحدانیت خدا و صفات او، اما به نظر گروهى دیگر، اطلاق لفظ تسبیح حقیقى و منظور، تسبیح به قول است (رجوع کنید به طوسى، ذیل حدید: 1؛ ابن‌جوزى؛ فخررازى، ذیل اسراء: 44؛ شوکانى، ج 5، ص 165، نیز رجوع کنید به تسبیح*( 1)). در احادیث نیز به حمد و تسبیح حیوانات براى خداوند اشاره شده است (رجوع کنید به کلینى، ج 6، ص 550ـ 551؛ سیوطى، ذیل اسراء: 44؛ مجلسى، ج 61، ص 24ـ 25). همچنین مفسران ضمن تفسیر آیه‌اى که مطابق آن سلیمان پیامبر، فهم سخن پرندگان (منطق‌الطیر) را فضل پروردگار بر خود دانسته است (نمل: 16)، قدرت تکلم در حیوانات و چگونگى آن را بررسى کرده‌اند (رجوع کنید به طوسى؛ طبرسى؛ ابن‌کثیر؛ طباطبائى، ذیل آیه).در احادیث هم مطالبى دالّ بر نطق حیوانات وجود دارد و حتى براى هریک از آنها سخنى شعارمانند نقل شده است (رجوع کنید به کلینى، ج 6، ص 551ـ552؛ مجلسى، ج 42، ص 56، ج 61، ص 27ـ29، 35ـ39). افزون بر این مفسران از آیه 38 سوره انعام («هیچ جنبده‌اى در زمین نیست و نه پرنده‌اى که به دو بالش بپرد مگر آنکه امتهایى همانند شما هستند... سپس به سوى پروردگارشان برانگیخته مى‌شوند»)، این‌گونه برداشت مى‌کنند که حیوانات نیز حشر و قیامت دارند (رجوع کنید به طوسى؛ سیوطى، ذیل آیه؛ نیز رجوع کنید به قیامت*). در پاره‌اى روایات هم به برخى ادراکات حیوان، از جمله درک خالق و درک رازقیّت الهى، اشاره شده است (رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج 5، ص 162؛ کلینى، ج 6، ص 539، ج 8، ص 246؛ حرّعاملى، ج 11، ص 479ـ481). مجموع این موارد بیانگر آن است که ادراک حیوان فراتر از امرى غریزى و ناشى از نوعى فهم و مرتبه‌اى از شعور، هرچند کاملا متفاوت با شعور انسانى، دانسته شده است. شاید مبناى اثبات حق براى حیوان در اسلام (رجوع کنید به ادامه مقاله) همین نکته باشد. در آثار فقهى تعابیرى چون «لِلحیوان حُرمَةٌ فى نفسه» که دلالت بر حرمت و احترام ذاتى حیوان دارد، زیاد به کار رفته است (براى نمونه رجوع کنید به ابن‌قدامه، ج 5، ص 393؛ مقدس اردبیلى، ج 10، ص 318؛ نجفى، ج 37، ص 81).امامان شیعه علیهم‌السلام در مواردى براى بیان عظمت آفرینش و آفریدگار به اسرار و شگفتیهاى خلقت حیوانات ارجاع داده‌اند (براى نمونه رجوع کنید به نهج‌البلاغة، خطبه 185ـ186؛ توحید المفضّل، مجلس 2). افزون بر این، احادیث فراوانى درباره مسائل مربوط به حیوانات وجود دارد که مبناى احکام آنها در بابهاى متعدد فقهى قرار گرفته است. روایات زیادى نیز چگونگى رفتار انسانها با حیوانات را تبیین کرده‌اند (رجوع کنید به ادامه مقاله).در منابع فقهى، احکام حیوانات در ابواب مختلفى بیان شده است، که عبارت‌اند از: نجس بودن بعضى حیوانات مانند سگ* و خوک*؛ معیار پاک بودن مواردى چون خون وعرق حیوانات (رجوع کنید به نجاسات*)؛ وجوب پرداخت زکات* در چهارپایانِ سه‌گانه (شتر، گاو و گوسفند) و شرایط آن؛ شرایط معتبر در قربانىِ حج (رجوع کنید به قربانى*)؛ ممنوع بودن ایذا و شکار حیوانات در حالت احرام (رجوع کنید به احرام*)؛ احکام خریدوفروش حیوان، خیار حیوان (رجوع کنید به خیارات*)، اجاره کردن حیوان (رجوع کنید به اجاره*)؛ احکام صید و شکار و شرایط حلال بودن حیوان شکار شده (رجوع کنید به صید*)؛ احکام ذبح حیوانات (رجوع کنید به تذکیه*، ذبح*) و حکم پوست آنها (رجوع کنید به چرم*؛ بخش احکام فقهى)؛ طبقه‌بندى حیوانات به سه گروه اصلىِ زمینى، دریایى و پرندگان براى بازشناسى حیوانات حرام گوشت از حلال گوشت (رجوع کنید به خوردنى‌ها و آشامیدنى‌ها*)؛ احکام حیوان گمشده (رجوع کنید به لُقَطه*)؛ بررسى حکم ضَمانِ ناشى از فعلِ حیوان که موجب وارد آمدن خسارت به دیگران شده باشد (رجوع کنید به تسبیب*)؛ حکم پیوند عضوى از حیوان به انسان (رجوع کنید به پیوند اعضا*)؛ وجوب نفقه حیوان (رجوع کنید به نفقه*)؛ و احکام جنایت بر حیوان (شامل مواردى چون اتلاف* (نابودکردن) حیوان و وارد کردن آسیب بدنى به او که بسته به مواردى چون نوع جنایت و نوع حیوان، احکام متفاوتى دارد). در دوران معاصر، فقها به بررسى مواردى چون حکم استفاده از حیوانات براى پژوهشهاى درمانى و دارویى و ضرورت رعایت معیارهاى اخلاقى (رجوع کنید به فاضل لنکرانى، ج 2، ص 569ـ570؛ منتظرى، ص150ـ152؛ مکارم شیرازى، ج 3، ص 531) و شبیه‌سازى* حیوانات پرداخته‌اند.حقوق حیوانات در اسلام. در احادیث و به تبع آن در متون فقهى احکام بسیارى در حمایت از حیوانات وارد شده و در روایتى، از این قوانینِ حمایتى تعبیر به حقوق شده است («لِلدابّة على صاحبها ستّة/ سبعة حقوق»، رجوع کنید به حرّعاملى، ج 11، ص480).مطابق قوانین اسلام حیوانات حق حیات دارند. در متون فقهى بر این حق و تقدّم حفظ جان حیوان بر حفظ اشیا تأکید شده است (رجوع کنید به انصارى، ج 2، ص 252؛ شهیدثانى، ج 12، ص 176ـ177، ج 15، ص 383؛ بهوتى حنبلى، ج 4، ص 161ـ162؛ نجفى، ج 37، ص 76ـ77). همچنین به نظر فقها چنانچه شخصى مقدار محدودى آب براى وضو داشته باشد و حیوان یا حیوانات او تشنه باشند، باید آب را به آنها بدهد و خود تیمم کند (رجوع کنید به نووى، ج 2، ص 245؛ حطاب، ج 1، ص490؛ شهیدثانى، ج 1، ص 112؛ نجفى، ج 5، ص 114ـ116؛ قس محقق حلّى، ج 1، ص 368؛ علامه حلّى، 1412ـ1424، ج 3، ص 23ـ24 که وجه جواز تیمم را لزوم حفظ مال ــ یعنى حیوانى که ملک انسان است ــ دانسته‌اند نه حفظِ نَفْسِ محترم).در احادیث متعددى کشتن بى‌هدف حیوانات نهى شده و این کار موجب عذاب الهى و مؤاخذه در روز قیامت دانسته شده است (رجوع کنید به کلینى، ج 6، ص 223ـ225؛ متقى، ج 15، ص 37ـ 40؛ حرّعاملى، ج 11، ص 544، ج 24، ص 148ـ 149)؛ مگر اینکه حیوانى بخواهد به انسان آزار رساند که در این صورت نیز بایستى به دفاع بسنده کرد (رجوع کنید به متقى، ج 15، ص 39؛ حرّعاملى، ج 11، ص 536؛ نجفى، ج 43، ص130).در باب ذبح حیوانات نیز احکام و آداب زیادى، براى کمتر رنج کشیدن حیوان وجود دارد، از جمله: ذبح نکردن حیوان در شب که هنگام آرامش و استراحت اوست، رعایت تیز بودن چاقو و نشان ندادن آن به حیوان، و ناپسند بودن ذبح حیوان در مقابل حیوانى دیگر (رجوع کنید به بیهقى، ج 9، ص280ـ281؛ نووى، ج 9، ص 81؛ شهیدثانى، ج 11، ص490ـ491؛ حرّعاملى، ج 24، ص40ـ41).برپایه آموزه‌هاى اسلام شکار حیوانات به صورت مطلق جایز نیست و مطابق احادیث و آراى فقها شرایطى براى شکارچى و وسیله شکار لازم است (رجوع کنید به صید*). همچنین صید و شکار حیوان از روى هوسرانى جایز نیست و سفر براى این‌گونه صید و شکار، سفر معصیت است که احکام نماز و روزه مسافر بر آن مترتب نمى‌شود (ابن‌سعید، ص 91؛ بروجردى، ص 108ـ120).مطابق احادیث و متون فقهى، نفقه حیوان (شامل مواردى چون آب و غذا و مکان مناسب براى نگهدارى) بر صاحب حیوان واجب است. نفقه اندازه معیّنى ندارد و مقدار و کیفیت آن تابع نیاز حیوان است که با اختلاف زمانها و مکانها تفاوت مى‌کند. تهیه دارو براى حیوان مریض نیز جزو نفقات اوست (رجوع کنید به علامه حلّى، 1413ـ1419، ج 3، ص 118؛ شهیدثانى، ج5، ص88، ج 8، ص 502؛ نجفى، ج 31، ص394ـ 395). به گفته فقها در شرایط خاص براى حفظ جان حیوان، همانند انسان، غصب غذا یا نخ جراحى براى استفاده در مداوا جایز است (رجوع کنید به ابن‌قدامه، ج 5، ص 392ـ393؛ علامه حلّى، 1413ـ1419، همانجا؛ بهوتى حنبلى، ج 4، ص 105ـ106؛ نجفى، ج 31، ص 396).در احادیث و منابع فقهى چاق بودن حیوان تحت تملک، از نشانه‌هاى مروّت صاحب آن شمرده شده و بر تمیز نگه‌داشتن بدن حیوان، غذا و مکان نگهدارى او تأکید شده است (رجوع کنید به مقدس اردبیلى، ج 11، ص 283ـ284؛ حرّعاملى، ج 11، ص 472، 508؛ مجلسى، ج 61، ص 177). مهربانى و ملاطفت با حیوانات و رسیدگى به آنان نیز مورد تأکید است (رجوع کنید به نهج‌البلاغة، نامه 25؛ ابن‌حنبل، ج 2، ص 222ـ223، 375؛ حرّعاملى، ج 9، ص 408ـ409؛ مجلسى، ج 43، ص 352) و در این زمینه رعایت نکاتى توصیه شده است از جمله: رعایت توان و طاقت حیوان و کار نکشیدن بیش از حد از او؛ رعایت حال حیوانى که به سن پیرى رسیده است و توان کار ندارد؛ رعایت احوال حیوانى که نوزاد دارد؛ لزوم حمایت از حیوان آزاردیده و نجات آن؛ ممنوعیت تازیانه زدن به حیوان، جز در موارد معیّن که در این صورت نیز تازیانه زدن به صورت آن نهى شده است؛ ممنوعیت توهین و لعن به آن؛ نهى از به جنگ انداختن حیوانات با یکدیگر؛ داغ نگذاشتن بر صورت حیوان؛ و نهى از عقیم کردن حیوان (رجوع کنید به ترمذى، ج 3، ص 126؛ حرّعاملى، ج 11، ص 478ـ489، 522ـ523، 540ـ544؛ مجلسى، ج 17، ص400، ج61، ص223ـ225؛ نیز رجوع کنید به مطیعى، ج 18، ص320؛ نجفى، ج 31، ص 396ـ397).رسیدگى به حیوان، تنها برعهده مالک او نیست و بر این نکته تصریح شده که چنانچه مالک از انفاق بر حیوان خود امتناع ورزد حاکم شرع وى را بر این کار مجبور مى‌کند و در صورت لزوم، حکم به رسیدگى به حیوان و تأمین هزینه آن از دارایى مالک را مى‌دهد (رجوع کنید به نهج‌البلاغة، خطبه 167؛ ابن‌قدامه، ج 9، ص 310ـ 318؛ علامه حلّى، 1413ـ1419، همانجا؛ نجفى، ج 31، ص 395ـ396). لزوم رسیدگى به حیوان تا اندازه‌اى تأکید شده است که حتى نهى مالک حیوان، آن را ساقط نمى‌کند. زیرا حیوان موجودى ذى‌روح است و نجات او از هلاکت در زمره حقوق الهى است که با نهى مالک آن ساقط نمى‌گردد (رجوع کنید به مقدس‌اردبیلى، ج10، ص 287ـ289؛ نجفى، ج 27، ص 111). همچنین بر رسیدگى به احوال حیوانى که گم شده یا از سوى صاحبش رها شده تأکید شده است (رجوع کنید به لُقَطه*).در احادیث زیادى به استحباب نگهدارى برخى حیوانات تصریح و از نگهداشتن بعضى حیوانات نهى شده است (رجوع کنید به کلینى، ج 6، ص 551ـ552؛ حرّعاملى، ج 11، ص 509ـ521، 523ـ 531، 537ـ540؛ مجلسى، ج 61، ص 129ـ133).فیلسوفان و حقوق‌دانان معاصر دو رویکرد متفاوت درباره بهره‌بردارى از حیوانات (مانند خوردن، شکار کردن، استفاده از آنها در ورزش، تفریح و تحقیقات) دارند. به نظر بیشتر آنان، حق فقط درباره انسان، که تکلیف دارد، معنا پیدا مى‌کند، نه حیوانات. پس بهره‌بردارى از آنها مجاز است، اما باید بدون آسیب رساندن و آزار دادنِ غیرضرورى باشد، ازاین‌رو تشریح حیوان زنده و شکار بى‌رویّه جایز نیست. برخى دیگر با رد نظریه اصالت سودمندى و نگاه ابزارى به حیوانات، آنها را داراى مرتبه‌اى از احساس، ادراک، آگاهى و اراده و درنتیجه داراى شخصیت حقوقى دانسته‌اند که باید با آنها همزیستى اخلاقى داشت و نباید از آنها به عنوان دارایى، غذا، لباس، وسیله تحقیقات و سرگرمى، حتى با هدف حفظ منافع انسانى، استفاده کرد. چرا که مصالح حیوانات هم‌پایه مصالح انسانهاست. حقوق حیوانات به این معنا تا قرن دوازدهم/ هجدهم مطرح نشده بود. اوج شکوفایى این نظریه از اواخر قرن بیستم، به‌ویژه پس از انتشار کتاب >آزادسازى حیوانات< بوده است. حقوق‌دانانى که حامى نظریه حقوق حیوانات هستند، وضع قوانین حمایتى را ناکافى دانسته و به ضرورت اعطاى شخصیت حقوقى به حیوانات پافشارى کرده‌اند. با این حال این نظریه در عمل، بیشتر به صورت جنبشهایى در حمایت از حیوانات و کاستن از درد و رنج آنها ظاهر شده است. جنبشهاى حقوق حیوانات، معمولا به شکل گروهها و انجمنهایى در حمایت از نوع خاصى از حیوانات، مانند حیوانات آزمایشگاهى، خزدار یا حیواناتِ در قفس، فعالیت مى‌کنند (رجوع کنید به >دایرة‌المعارف حقوق و سلامت حیوانات<، ذیل "Animal rights"؛ یانت، ص 3، 11ـ12؛ باستاک، ص 37ـ41). در ایران نیز چند انجمن غیردولتى حمایت از حیوانات فعال‌اند.حیوانات در بیشتر سیستمهاى حقوقى جهان، که معمولا شامل دو بخش اموال و اشخاص مى‌شوند، در شمار اموال، منبع درآمد و ثروت و ابزارى در دست اشخاص که داراى حقوق و وظایف‌اند، به حساب آمده‌اند. البته براى جلوگیرى از برخورد غیراخلاقى و پیشگیرى از آسیب‌زدن به این موجوداتِ داراى ادراک، محدودیتهایى در استفاده و نگهدارى از آنها در قوانین اعمال مى‌شود. این قوانین حمایتى برقرارى تعادل میان مصالح و نیازهاى انسانها و حیوانات را درنظر مى‌گیرد و بر پایه ضرورتهاى اخلاقى و قانونى استوار است. با این حال هنوز هم در بیشتر دادگاهها رفتارهاى ظالمانه با حیوانات با هدف مشروع و قانونى، بازخواست نمى‌شود و فقط تحمیل بدون ضرورتِ زیان به حیوان یا کشتن آن (به دلیل اتلاف مال و کاستن از ثروت عمومى)، به منظور حفظ منافع انسانها و نه حمایت از حیوانات ممنوع شده است. مثلا عقیم کردن حیوانات بدون بیهوشى با وجود ایجاد درد بسیار براى حیوان، جرم محسوب نمى‌شود، در حالى که غذا ندادن و درنتیجه کشتن بدون دلیل حیوان جرم است (رجوع کنید به >دایرة‌المعارف حقوق و سلامت حیوانات<، ذیل "Law and animals"؛ یانت، ص 9؛ کورنات، ص 2؛ براى آشنایى با منابع حقوق حیوانات رجوع کنید به یانت، ص 138ـ216).در ایران تاکنون قانون جامعى براى حمایت از حیوانات تصویب نشده است، اما مقررات پراکنده‌اى در این زمینه وجود دارد که عبارت‌اند از: قانون شکار و صید مصوب 1346ش (که چند بار تغییر کرده است)؛ مواد 202 تا 205، 357 تا 362، 679 و 680 قانون مجازات اسلامى درباره جزاى اتلاف حیوانات؛ ضمان خسارتهاى حیوان و دیه جنایت بر حیوان؛ قانون حفاظت و بهره‌بردارى از منابع آبزى مصوب 1374ش، که مقرراتى در زمینه صید آبزیان دارد؛ و مصوبه شوراى عالى حفاظت محیط زیست در 1379ش، که بهاى جانوران وحشى را از لحاظ مطالبه ضرر و زیان تعیین کرده است. همچنین در قانون مدنى، مقررات ویژه‌اى در معاملات حیوان و نیز تلف و خسارت حیوانات پیش‌بینى شده است، از جمله در مادّه 358 در بیع حیوان، مادّه 398 در خیار حیوان، مادّه 507 تا 511 در اجاره حیوان، مادّه 230 در تلف حیوانِ متعلق به دیگرى و مادّه 334 در خسارت حیوان. ایران به تعدادى از کنوانسیونهاى حمایت و حفاظت از حیوانات پیوسته است (رجوع کنید به ایران. قوانین و احکام، ج 1، ص 29ـ37، 119ـ124، 482ـ484، ج 2، ص 66ـ 73، 106ـ130).نیز رجوع کنید به تکامل*، تناسخ*، جانور/ جانورشناسى*منابع: علاوه بر قرآن؛ ابن‌جوزى، زادالمسیر فى علم التفسیر، چاپ محمدبن عبدالرحمان عبداللّه، بیروت 1407/1987؛ ابن‌حنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، ]بى‌تا.[؛ ابن‌سعید، الجامع للشرائع، قم 1405؛ ابن‌قدامه، المغنى، چاپ افست بیروت 1403/1983؛ ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت 1412؛ ابن‌منظور؛ زکریابن محمد انصارى، فتح الوهاب بشرح منهج‌الطلاب، بیروت 1418/1998؛ ایران. قوانین و احکام، مجموعه قوانین و مقررات حفاظت محیط زیست، تدوین: دفتر حقوقى و امور مجلس، تهران 1379ش؛ مرتضى بروجردى، المستند فى شرح العروة الوثقى: الصلاة، تقریرات درس آیت‌اللّه خویى، در موسوعة الامام الخوئى، ج 20، قم: مؤسسة احیاء آثارالامام الخوئى، 1426/2005؛ منصوربن یونس بهوتى حنبلى، کشّاف القناع عن متن الاقناع، چاپ محمدحسن شافعى، بیروت 1418/1997؛ احمدبن حسین بیهقى، السنن الکبرى، بیروت: دارالفکر، ]بى‌تا.[؛ محمدبن عیسى ترمذى، سنن الترمذى و هوالجامع الصحیح، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت 1403/1983؛ توحیدالمفضّل، املاء الامام ابى‌عبداللّه الصادق علیه‌السلام على المفضّل‌بن عمر الجعفى، علق علیه کاظم مظفر، بیروت: مؤسسة الوفاء، 1403/1983؛ حرّعاملى؛ محمدبن محمد حطاب، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، چاپ زکریا عمیرات، بیروت 1416/1995؛ خلیل‌بن احمد، کتاب العین، چاپ مهدى مخزومى و ابراهیم سامرائى، قم 1409؛ سیوطى؛ محمد شوکانى، فتح القدیر، بیروت: داراحیاءالتراث العربى، ]بى‌تا.[؛ زین‌الدین‌بن على شهیدثانى، مسالک الافهام الى تنقیح شرائع الاسلام، قم 1413ـ1419؛ طباطبائى؛ طبرسى؛ فخرالدین‌بن محمد طریحى، مجمع‌البحرین، چاپ احمد حسینى، تهران 1362ش؛ طوسى؛ حسن‌بن یوسف علامه حلّى، قواعدالاحکام، قم 1413ـ1419؛ همو، منتهى المطلب فى تحقیق المذهب، مشهد 1412ـ1424؛ على‌بن ابى‌طالب (ع)، امام اول، نهج‌البلاغة، چاپ صبحى صالح، قاهره 1411/1991؛ محمد فاضل لنکرانى، جامع المسائل، قم 1380ش؛ محمدبن عمر فخررازى، التفسیر الکبیر، قاهره ]بى‌تا.[، چاپ افست تهران ]بى‌تا.[؛ کلینى؛ على‌بن حسام‌الدین متقى، کنزالعُمّال فى سنن الاقوال و الافعال، چاپ بکرى حیّانى و صفوة سقا، بیروت 1409/1989؛ مجلسى؛ جعفربن حسن محقق حلّى، المعتبر فى شرح المختصر، ج 1، قم 1364ش؛ محمدنجیب مطیعى، التکملة الثانیة، المجموع: شرح المُهَذّب، در یحیى‌بن شرف نووى، المجموع: شرح المُهَذّب، ج 13ـ20، بیروت: دارالفکر، ]بى‌تا.[؛ احمدبن محمد مقدس اردبیلى، مجمع الفائدة و البرهان فى شرح ارشاد الاذهان، چاپ مجتبى عراقى، على پناه اشتهاردى، و حسین یزدى اصفهانى، قم، ج10، 1412، ج 11، 1414؛ ناصر مکارم شیرازى، استفتائات جدید، گردآورى ابوالقاسم علیان نژادى، قم 1385ش؛ حسینعلى منتظرى، احکام پزشکى: مطابق با فتاواى فقیه عالیقدر حضرت آیت‌اللّه العظمى منتظرى، تهران 1381ش؛ محمدحسن‌بن باقر نجفى، جواهرالکلام فى شرح شرائع الاسلام، بیروت 1981؛ یحیى‌بن شرف نووى، المجموع : شرح المُهَذّب، بیروت: دارالفکر، ]بى‌تا.[؛Stephen St C. Bostock, Zoos and animal rights: the ethics of keeping animals, London 2004; Jordan Curnutt, Animals and the law, Santa Barbara, Calif.2001; Encyclopedia of animal rights and animal welfare, ed. Marc Bekoff and Carron A. Meaney, Westport 1998, s.vv. "Law and animals" (by Gary L. Francione), "Animal rights"; Lisa Yount, Animal rights, NewYork 2004.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان
حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 14
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده