حورانی اکرم

معرف

سیاستمدار سوری و از اعضای حزب بعث
متن
حورانی، اکرم، سیاستمدار سوری و از اعضای حزب بعث. او در 1329/1911 (حورانی، ج 1، ص 101، پانویس) در حماه* در خانواده‌ای سنّی‌مذهب به دنیا آمد. خانواده‌اش در دوره‌ای صاحب زمین بودند، ولی در هنگام تولد وی وضع مالی بدی داشتند (سیل، 1995، ص 42). پدرش، رشید، تاجر پارچه و زمین‌داری کوچک، فردی پرهیزکار و یکی از نمایندگان مسلمانان در شورای اداری حماه بود. او یک‌بار نیز خود را نامزد نمایندگی شهرهای حماه و حِمْص* در مجلس مبعوثان عثمانی کرد، ولی انتخاب نشد. وی از مخالفان عمده زمین‌داران بزرگ حماه و حمص بود (خوند، ج 10، ص 188؛ سیل، 1987، ص40). کردار و افکار رشید تأثیر بسیاری بر پسرش گذاشت. رشید یکسال پس از آغاز جنگ جهانی اول یعنی در 1333/1915 درگذشت (خوند، همانجا؛ حورانی، ج 1، ص 45).حورانی تحصیلات ابتدایی را در 1337/1919 در مدرسه دارالعلم و التربیة ــ که ملک‌فیصل پادشاه وقت سوریه آن را در حماه تأسیس کرده بودــ آغاز کرد (حورانی، ج 1، ص 53). بیداری سیاسی حورانی با انقلاب بزرگ سوریه (1304ـ 1306ش/ 1925ـ1927) آغاز شد. در این هنگام، او با فرزندان خانواده‌های زمین‌دار، از جمله ادیب شیشکلی*، هم مدرسه بود. او در این زمان از فرد دیگری از خانواده خود، عثمان حورانی که معلم بود، تأثیر بسیار پذیرفت (خوند، ج 10، ص189).وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی به دمشق رفت و وارد دبیرستان نمونه دولتی مکتب عنبر شد، که اولین دبیرستان تاریخ سوریه به‌شمار می‌رفت و بسیاری از دولتمردان، دانش‌آموخته آن بودند (رجوع کنید به حورانی، ج 1، ص 83ـ84؛ خوند، همانجا).حورانی پس از پایان دوره متوسطه، در 1310ش/ 1931 برای تحصیل در رشته پزشکی وارد دانشکده یسوعیین (الکلیة الیسوعیة) در بیروت شد، اما از همان سال اول، بیشتر به مسائل سیاسی گرایش یافت. او در ترور صبحی برکات رئیس مجلس سوریه و از حامیان قیمومت فرانسه شرکت داشت. برکات از این سوء قصدجان سالم به در برد. پس از آن مجبور شد به دمشق بازگردد. او از 1313ش/1934 تا 1315ش/1936 در دانشکده حقوق دانشگاه دمشق تحصیل کرد (حورانی، ج 1، ص 103، 109، 120).حورانی در 1315ش/ 1936 به عضویت حزب ملی‌گرای سوریه (الحزب السوری القومی) به رهبری آنطوان سعاده* درآمد، ولی پس از یک سال از آن خارج شد (همان، ج 1، ص 197ـ199). در 1317ش/ 1938، او در حزب جوانان (حزب الشباب) در حماه، که عثمان حورانی آن را تأسیس کرده بود، به فعالیت پرداخت. این حزب ایدئولوژی خاصی نداشت، بلکه صرفآ در مخالفت با قیمومت فرانسویها و نظام حاکم بر سوریه تشکیل شده بود (همان، ج1، ص 200ـ 205؛ سیل، 1987، ص 38؛ پتران، ص 87).در 1320ش/1941، حورانی به همراه عده‌ای از افسران سوری برای پیوستن به انقلاب رشید عالی گیلانی* در مقابل انگلستان، به عراق رفت (پتران، ص 77؛ سیل، 1995، همانجا؛ مدنی، ص 57) ولی انگلیسیها انقلاب را سرکوب کردند و حورانی و دیگر داوطلبان سوری به کشور خود بازگشتند (حورانی، ج 1، ص 227ـ228). ارتباط حورانی با ارتش در حدود 1318ش/ 1939 آغاز شده بود. او که به اهمیت ارتش برای هر دگرگونی سیاسی در سوریه پی برده بود، برای نزدیکی به ارتش، با دانشجویان دانشکده افسری حمص مناسبات صمیمانه برقرار کرد و در تمام دوره زندگی سیاسی‌اش این ارتباط را حفظ کرد (سیل، 1987، همانجا؛ خوند، ج 10، ص190؛ ناتینگ، ص 212).در 1322ش/1943، حورانی در نخستین انتخابات بعد از استقلال سوریه، به نمایندگی مردم حماه انتخاب شد (سیل، 1987، ص40؛ حورانی، ج 1، ص 274). او در 1326ش/1947، 1328ش/ 1949، 1333ش/ 1954 و 1340ش/ 1961 نیز به نمایندگی برگزیده شد (عیّاش، ص 156).حورانی در 1322ش/ 1943 در دمشق با میشل عفلق* و صلاح‌الدین بیطار*، بنیان‌گذاران حزب بعث*، ملاقات نمود. وی در آن هنگام رابطه رسمی با این حزب برقرار نکرد، اما در مجلس ازدرخواستهای آنها حمایت می‌کرد و پیوسته به دفتر مرکزی حزب رفت‌وآمد داشت (سیل، 1987، ص41). در بهار 1324ش/ 1945، حورانی به‌همراه حزب جوانان و دوستان نظامی‌اش، همچون ادیب شیشکلی، پادگان حماه را تصرف‌کردند و نظامیان‌فرانسوی‌را بیرون راندند (همان، ص38؛ نشاشیبی، توضیحات روحانی، ص534).بعد از جنگ جهانی دوم، حورانی بر نفوذ خود در ارتش‌افزود. او هنگامی که انتقاد سیاستمداران از ارتش رو به فزونی بود، از نظامیان حمایت می‌کرد و در مقابل، حورانی نیز تحت حمایت ارتش به‌قدرت سیاسی رسید (نشاشیبی، همان توضیحات، ص 543ـ544؛ سیل، 1987، ص 39؛ خوند، همانجا). او در همین زمان در دمشق روزنامه الیقظة (بیداری) را منتشر نمود. اولین شماره این روزنامه در 15 اردیبهشت 1325/ 5مه 1946 به چاپ رسید. حورانی در این روزنامه به انتقاد از سیاستهای شکری قوتلی*، رئیس‌جمهور، پرداخت (رجوع کنید به حورانی، ج 1، ص 524ـ527).در 1327ش/ 1948، حورانی به همراه عبدالسلام عُجیلی (از نمایندگان مجلس) و ادیب شیشکلی در جنگ فلسطین شرکت کرد (سیل، 1995، همانجا؛ حورانی، ج 1، ص 702؛ پتران، ص 94). وی در 10 فروردین 1328/ 30 مارس 1949، از کودتای سرهنگ حسنی زعیم* برضد شکری قوتلی حمایت کرد (ناتینگ، ص 212ـ213؛ نیز رجوع کنید به فنصه، ص 38) و مشاور وزیر دفاع شد (مدنی، ص59) اما روش دیکتاتورمآبانه زعیم و حمایت ارتش و سازمانهای اطلاعاتی و فئودالها و ثروتمندان از او، و در نتیجه وخامت اوضاع سیاسی و اقتصادی سبب شد که حورانی از حمایت وی دست بردارد (حورانی، ج2، ص996؛ بشور، ص87) و از کودتای سرهنگ سامی حناوی در 23 مرداد 1328/ 14 اوت 1949 پشتیبانی کند (رجوع کنید به ناتینگ، همانجا؛ بشور، ص 87، 160ـ163). حورانی در دولت جدید وزیر کشاورزی شد (مدنی، ص 62؛ پتران، ص 98). بعد از کودتا، حورانی در مقام ریاست کمیته بازبینی قانون انتخابات، تغییرات مهمی در این قانون ایجاد کرد، از جمله کاهش سن رأی‌دهندگان از 21 سال به 18 سال و اعطای حق رأی به زنان، که مورد اخیر مخالفتهایی را در پی‌داشت (خوند، ج 10، ص 191). حورانی از حناوی نیز روی‌گردان شد و به حمایت از دوست قدیمی خود ادیب شیشکلی پرداخت. شیشکلی در 28 آذر 1328 / 19 دسامبر 1949 با کودتا قدرت را به دست گرفت (ناتینگ، همانجا؛ بشور، ص 88). حورانی در دولت جدید به نخست‌وزیری خالدالعظم، به وزارت دفاع رسید (مدنی، ص 66ـ67)، اما به‌دلیل اختلاف با اعضای کابینه، در 1329/1950 از این سمت استعفا داد و بار دیگر به عنوان نماینده مجلس به فعالیت خود ادامه داد (رجوع کنید به حورانی، ج 2، ص 1183ـ1185).حورانی در 14 دی 1328/ 4 ژانویه 1950 حزب سوسیالیست عربی (الحزب العربی الاشتراکی) را پایه‌گذاری کرد. بسیاری از دهقانان عضو این حزب شدند (همان، ج 2، ص 1125، 1192). از جمله دغدغه‌های حورانی مبارزه با خانواده‌های بزرگ زمین‌دار بود (سیل، 1995، ص 42ـ43). وی مبارزات خود را، با عنوان احقاق حقوق کارگران و دهقانان، در دی 1330/ ژانویه 1952 آغاز کرد که در اواسط شهریور 1331/ سپتامبر 1952 به اوج خود رسید (نشاشیبی، همان توضیحات، ص 544). حورانی کشاورزان را تشویق می‌کرد محصولاتشان را بسوزانند و دست از کار بکشند. فعالیتهای گسترده حورانی به شورشی انجامید که از آن به انقلاب رعایا یاد می‌کنند (رجوع کنید به سیل، 1995، ص 41ـ42؛ همو، 1987، ص40).در پی اقدامات مستبدانه شیشکلی، که به برپایی دیکتاتوری نظامی و انحلال احزاب و برقراری نظام تک‌حزبی منجر شد، مناسبات حورانی و شیشکلی روبه تیرگی نهاد (رجوع کنید به سیل، 1987، ص119ـ131؛ حورانی، ج2، ص1489ـ1492). در 3دی 1331/ 24 دسامبر 1952، به‌دنبال کشف توطئه گروهی از افسران برضد شیشکلی و بازداشت آنها، حورانی و دو رهبر حزب بعث، عفلق و بیطار، که هر سه به توطئه برضد حکومت متهم بودند، به لبنان گریختند (سیل، 1987، ص 127). کمی قبل از این ماجرا، آنها احزاب خویش (حزب سوسیالیست عربی حورانی و حزب بعث عفلق و بیطار) را درهم ادغام کرده و حزب بعث سوسیالیست عربی را پدید آورده بودند (پتران، ص 106؛ حورانی، ج 2، ص 1492ـ1495).در لبنان، حورانی شیشکلی را به سلب آزادی، سانسور مطبوعات و سرکوب مخالفان متهم کرد و او را حامی برنامه‌های غرب خواند. به‌رغم فشار شیشکلی، دولت لبنان حاضر به تسلیم این سه تن نشد و سرانجام آنها را به ایتالیا تبعید کرد (حورانی، ج 2، ص 1533ـ1536؛ نشاشیبی، همان توضیحات، ص 548). اندکی بعد، در 1332ش/ 1953، حورانی به همراه عفلق و بیطار به سوریه بازگشت و بلافاصله زندانی شد (رجوع کنید به حورانی، ج 2، ص 1541ـ1542،1550ـ1551).در 6 اسفند 1332/ 25 فوریه 1954، فعالیتهای حامیان حورانی در ارتش و حزب بعث بر ضد شیشکلی، به سقوط حکومت وی منجر شد. پس از او، هاشم الاتاسی* به ریاست جمهوری رسید (بشور، ص 279؛ نشاشیبی، همان توضیحات، ص 440؛ مدنی، ص 74) و حورانی نیز از زندان آزاد (رجوع کنید به حورانی، ج 2، ص 1577ـ1578) و بار دیگر به نمایندگی مجلس انتخاب شد. او در 1336ش/1957 به ریاست مجلس رسید (همان، ج 3، ص2430ـ2431). پس از تشکیل جمهوری متحد عربی* در بهمن 1336/ فوریه 1958، حورانی در نخستین کابینه این جمهوری، معاون اول رئیس‌جمهوری شد (خوند، ج 10، ص 191؛ حورانی، ج 3، ص 2579؛ پتران، ص 128ـ129). سیاست جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهوری متحد عربی، مبنی بر انحلال تمام احزاب در جمهوری متحد عربی، از جمله حزب بعث، و همچنین سیطره مصریها بر سوریه در چهارچوب این جمهوری و دشمنی آنان با حزب بعث، باعث ایجاد اختلاف بین سران حزب و جمال عبدالناصر شد. حورانی تلاش کرد عبدالناصر را از ادامه این سیاستها بازدارد. بنابراین به او پیشنهاد کرد بین مصر و سوریه اتحادیه فدرالی تشکیل شود، اما عبدالناصر ضمن رد این پیشنهاد، تمام اختیارات خود را در سوریه به عبدالحکیم عامر (از نزدیکان خود) واگذار کرد. درنتیجه، پنج عضو بعثی کابینه، از جمله حورانی، استعفا دادند و جمال عبدالناصر در دی 1338/ ژانویه 1960 با استعفای آنان موافقت کرد (بشور، ص 482ـ484، 489ـ490؛ پوده، ص101ـ 105؛ ناتینگ، ص253ـ 254). حورانی پس از استعفا، سیاستهای ناصر را استعماری خواند و او را به سازش‌کاری با تل‌آویو متهم کرد (خوند، همانجا). با جدایی سوریه از مصر در 6مهر 1340/ 28 سپتامبر 1961، دشمنی حورانی و ناصر به اوج خود رسید (نشاشیبی، همان توضیحات، ص 446؛ ناتینگ، ص 317). حورانی، با استفاده از اطلاعات محرمانه دوره معاونت رئیس‌جمهوری خویش، ناصر را متهم کرد که آلت دست امپریالیسم است و در قضیه فلسطین خیانت کرده است (ناتینگ، ص 318؛ نشاشیبی، همانجا).پس از آن، حورانی با کوششهای بعدی بعثیها به‌ویژه عفلق برای تجدید اتحاد با مصر، مخالفت کرد و در اعتراض به این کوششها از حزب بعث جدا شد ()دایرة‌المعارف خاورمیانه معاصر(، ذیل مادّه؛ نشاشیبی، همان توضیحات، ص440؛ مدنی، ص 155ـ156) و کوشید حزب سوسیالیست خویش را احیا کند (نشاشیبی، همانجا). در 17 اسفند 1341/ 8 مارس 1963، در پی کودتای گروهی از نظامیان بعثی و به ریاست جمهوری رسیدن امین‌الحافظ، حورانی از صحنه سیاسی طرد و در خانه‌اش زندانی شد (رجوع کنید به خوند، ج 10، ص 192؛ نشاشیبی، همان توضیحات، ص 446؛ حورانی، ج 4، ص3250).فعالیتهای حورانی برضد نظام بعث حاکم بر سوریه سبب شد تا در 29 مهر 1344/ 21 اکتبر 1965 به همراه هفده تن از شخصیتهای برجسته سوسیالیست به اتهام همکاری با بیگانان، دستگیر و زندانی شود (رجوع کنید به حورانی، ج 4، ص 3342ـ3348)، اما او به‌دلیل ابتلا به سرطان در 17 آذر/ 8 دسامبر همان سال از زندان آزاد و برای معالجه راهی پاریس شد (همان، ج 4، ص 3358ـ 3361). در پی کودتای 1345ش/1966 و به قدرت رسیدن صلاح جدید*، حورانی به سوریه بازگشت اما بلافاصله به قبرس تبعید شد و از آنجا به بیروت رفت (همان، ج 4، ص 3468). پس از به قدرت رسیدن حافظ اسد*، حورانی کوشید سوریهای مخالف حکومت اسد را در جبهه پیشرو ملی بسیج کند (خوند، همانجا؛ حورانی، ج 4، ص 3474) اما موفق نشد و در 1352ش/ 1973 از بیروت به عراق رفت و یک‌بار دیگر سعی کرد از حمایت عراقیها استفاده کند، اما توفیقی نیافت. وی سپس از بغداد به پاریس و از آنجا به عَمّان در اردن رفت و در حالی‌که پیر و فقیر و ناامید شده بود، در 1374ش/ 1996 در عَمّان درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد (خوند، همانجا؛ حورانی، ج 4، ص 3487، 3491، 3499).منابع: أمل میخائیل بشور، دراسة فی تاریخ سوریا السیاسی المعاصر، ]بی‌جا[: جروس‌برس، ]بی‌تا.[؛ اکرم حورانی، مذکرات اکرم الحورانی، قاهره 2000؛ مسعود خوند، الموسوعة التاریخیة الجغرافیة، بیروت 1994ـ2004؛ عبدالقادر عیّاش، معجم‌المؤلفین السوریین فی‌القرن العشرین، دمشق 1405/1985؛ نذیر فنصه، ایام حسنی‌الزعیم : 137 یومآ هزت سوریا، دمشق 1993؛ سلیمان مدنی، تاریخ سوریة فی‌القرن العشرین، بیروت 1426/2006؛ آنتونی ناتینگ، ناصر، ترجمه عبداللّه گله‌داری، تهران 1353ش؛ ناصرالدین نشاشیبی، در خاورمیانه چه گذشت؟، ترجمه م. ح. روحانی، تهران 1357ش؛Encyclopedia of the modern Middle East, ed. Reeva S. Simon, Philip Mattar, and Richard W. Bulliet, New York 1996, s.v. "Hawrani, Akram al-" (by Muhammad Muslih); Tabitha Petran, Syria: a modern history, London 1978; Elie Podeh, The decline of Arab unity: the rise and fall of the United Arab Republic, Brighton 1999; Patrick Seale, Asad of Syria: the struggle for the Middle East, Berkeley, Calif. 1995; idem, The struggle for Syria: a study of post-war Arab politics, 1945-1958, London 1987.
نظر شما
مولفان
معصومعلی پنجه ,
گروه
رده موضوعی
جلد14
تاریخ93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده