چغْچران (نام امروزی آن در محل: چوخْچران)
معرف
ناحیه قدیمى، وُلُسوالى و مرکز ولایت غور در مرکز افغانستان
متن
چَغْچَران (نام امروزى آن در محل: چوخْچَران)، ناحیه قدیمى، وُلُسوالى و مرکز ولایت غور در مرکز افغانستان.1) ناحیه قدیمى چغچران. در شمال رشته‌کوه بند بیان‌در شمالِ ولایت غور* قرار دارد (گروتس باخ، ص 186). ظاهرآ نام آن نخستین بار، با ضبط چخچران، در بابُرنامه آمده است (رجوع کنید به بابر، ]گ 172پ[). این نام به صورتهاى چقچران (رجوع کنید به اسکندرمنشى، ج 3، ص 961؛ جُنابدى، ص 295)، حقچران (علّامى، ج 3، ص 822، 828)، چیقچران (یزدانى، ص 262) و چیغچران (غرجستانى، ص 205) نیز ضبط شده است. در سده یازدهم از توابع غرجستان* محسوب می‌شد و شاه عباس اول صفوى (حک : 996ـ 1038) براى مقابله با شورش ازبکها، که در آنجا قلعه‌اى ساخته و مقیم آن شده بودند، راهى آنجا شد، اما به درخواست ازبکها مصالحه گردید (اسکندر منشى، ج 3، ص 961ـ 962). این ناحیه کمابیش در جریان قیام هَزاره*ها، به ویژه در 1310، اهمیت داشت؛ مدتى مقرّ عبدالاحدخان، از فرماندهان نظامى، براى سرکوب هزاره‌ها بود (غرجستانى، همانجا؛ یزدانى، ص 262، 300) و در زمان قیام فیروزکوهیها در 1305، مدتى مقرّ آنها شد (رجوع کنید به >فرهنگ جغرافیاى تاریخى و سیاسى افغانستان<، ج 3، ص 71).در 1339ش، «مکتب دهاتى لکه مزار»، به مثابه جرگه*، در آن احداث شد، که نماینده‌اى از طرف اهالى به شوراى ملى افغانستان می‌فرستاد (آریانا، ذیل «چخچران»). در اواسط همین سده، اهالىِ آن را عمومآ فیروزکوهى، با 840 ‘2 خانه و 000 ‘ 62 تن ضبط کرده‌اند (پژواک، ص 42؛ >فرهنگ جغرافیاى تاریخى و سیاسى افغانستان<، ج 3، ص 69ـ70).2) ولسوالى چغچران. مرکز آن شهر چغچران است. این ولسوالى، که در بخش شمالى ولایت غور واقع است، از شمال به ولسوالى کوهستان در ولایت فارْیاب، و ولسوالى کوهستانات در ولایت جوزجان، از مشرق به ولسوالى لَعْل و سَرْجنگل در ولایت غور، از جنوب به ولسوالى دایکَنْدى در ولایت اُرُزگان و از مغرب به ولسوالیهاى شَهْرَک در ولایت غور و جَوَنْد در ولایت بادغیس محدود می‌شود (دولت‌آبادى، 1371ش، ص 70). رشته‌کوه پاروپامیسوس، با جهت غربى ـ شرقى، در آن ممتد است. رود مُرْغاب، که از رشته‌کوه حِصار سرچشمه می‌گیرد، به طول حدود 350 کیلومتر، و هَریرود* با جهت شرقى ـ غربى در آن جریان دارند (دوپره، ص 36؛ آریانا، همانجا). اهالى آن به کشاورزى، باغدارى، دامدارى و تولید صنایع‌دستى، از جمله بافت گلیم، بَرَک ]پارچه پشمى[ و تولیدات پشمى مانندِ آن، اشتغال دارند و به زبان درى گفتگو می‌کنند (دولت‌آبادى، 1371ش، همانجا). راههاى آن عمومآ کوهستانى است. چغچران در 1303ش جزو «ادارات» ولایت هرات بود. از 1309ش تا 1342ش، جزو «حکومت اعلى غورات» به‌شمار می‌رفت. در 1343ش، آبادى چغچران به شهر تبدیل و مرکز ولایت غور گردید (همو، 1376ش، ص 16، 30، 34، 37، 39؛ نیز رجوع کنید به دوپره، ص 157).از آثار قدیمى آن، ویرانه‌هاى قلعه‌اى قدیمی‌اى است به نام آهنگران منسوب به دوره غوریان/ آل‌شَنْسَب* (حک : 543ـ 612) در مشرق شهر چغچران (صدقى، ص 7). ظاهرآ این نام نه تنها به قلعه، بلکه به ناحیه نیز اطلاق می‌شده است. مثلا، ابوریحان بیرونى در سده پنجم آبادى روف را قصبه ناحیه آهنگران واقع در میان کوهها آورده است (ج 2، ص 561). آهنگران در 401 به ‌دست سلطان محمود غزنوى فتح شد (ابن‌اثیر، ج 9، ص 221ـ222). در سده هشتم حمداللّه مستوفى (ص 154) آن را مرکز ولایت غور، از اقلیم چهارم معرفى کرده است. از زمان ویرانى آن اطلاع دقیقى در دست نیست.3) شهر چغچران، مرکز ولایت غور. این شهر در ارتفاع حدود200 ‘2 متر، در فاصله مستقیم حدود 350 کیلومترى مغرب شهر کابل و حدود 280 کیلومترى مشرق شهر هِرات قرار دارد. رشته‌کوه سفیدکوه* در شمال و بند بیان در جنوب شهر امتداد دارند، آب و هواى آن در تابستانها نیز سرد است (>فرهنگ جغرافیاى تاریخى و سیاسى افغانستان<، ج 3، ص 69ـ70). هریرود با جهت شرقى ـ غربى در آن جریان دارد. راه شرقى ـ غربى افغانستان (مسیر کابل به هرات) از آن می‌گذرد.پیشینه. شهر چغچران قدمت چندانى ندارد. در زمان حبیب‌اللّه‌خان افغان (حک : 1319ـ1337)، چغچران و شهرک، شهرى در جنوب‌غربى چغچران، حاکم مستقلى داشت (ریاضى، ص 258). ظاهرآ بناى شهر کنونى با احداث راه ماشین‌رو هندوکش در 1312ش، که شهرهاى شمالى افغانستان را به کابل اتصال می‌داد، بی‌ارتباط نیست (رجوع کنید به گروتس باخ، ص 32ـ 33). ساخت شهر در 1342ش در اراضى نزدیک قلعه کانسى ــکه شامل چند مغازه و مسافرخانه بود و امروزه شهر کوچکى در جانب شمالى شهر چغچران است ــ آغاز شد. پس از آن، شهر به سرعت توسعه یافت، به‌طورى که پس از هشت سال، ساخت دو سوم قسمت تجارى شهر به اتمام رسید. کوچ تابستانى عشایر پشتون* (اغلب از هرات، کابل و میدان/ میدان شهر، مرکز استان وَردَک) به رونق دادوستد و معاملات در آن افزود. در تابستانهاى نیمه دوم همین سده بازارهاى زیرچادر در آن به چشم می‌خورد و شهر که تا پیش از این در زمینه‌هاى مختلف با شهر هرات ارتباط داشت، روابطش به‌ویژه در زمینه تجارت با کابل رو به افزایش گذاشت. در همین ارتباط مراکز مهم تجارى چغچران به تجار کابلى تعلق داشت. در این دوره منطقه مسکونى با خانه‌هاى پراکنده که در بخش غربى شهر و ناحیه شرقى بازار قرار داشت، متعلق به کارمندان و کسبه بازار بود و بقیه اهالى شهر، به سبب کمى درآمد، در آبادیهاى اطراف ساکن بودند (همان، ص 182، 186). تحولات دهه‌هاى اخیر، چغچران را یکى از مهم‌ترین شهرهاى مسیر کابل ـ هرات کرده است. با ورود طالبان* به صحنه سیاسى و نظامى افغانستان در 1373ش، چغچران نیز مانند دیگر مناطق افغانستان درگیر منازعات داخلى شد (رجوع کنید به امامى، ص 79؛ گاهشمار رویدادهاى افغانستان در سال 1374، ص 8 ـ9).منابع : آریانا دائرةالمعارف، کابل: انجمن دائرةالمعارف افغانستان، 1328ـ1348ش؛ ابن‌اثیر؛ ابوریحان بیرونى، کتاب القانون المسعودى، حیدرآباد، دکن 1373ـ1375/ 1954ـ1956؛ اسکندرمنشى؛ اطلس عمومى و مصور افغانستان، تهران: سحاب، 1366ش؛ حسام‌الدین امامى، افغانستان و ظهور طالبان، تهران 1378ش؛ بابر، امپراتور هند، بابرنامه، چاپ عکسى از نسخه خطى متعلق به سِر سالار جنگ، چاپ آنت س. بوریج، لندن 1971؛ عتیق‌اللّه پژواک، غوریان، ]کابل[ 1345ش؛ میرزابیگ‌بن حسن جنابدى، روضةالصفویه، چاپ غلامرضا طباطبایى مجد، تهران 1378ش؛ حمداللّه مستوفى، نزهةالقلوب؛ بصیر احمد دولت‌آبادى، شناسنامه افغانستان، قم 1371ش؛ همو، «ناگفته‌هایى درباره تقسیمات ادارى و کشورى در افغانستان»، سراج، سال 4، ش 13 و 14 (پاییز و زمستان 1376)؛ محمدیوسف ریاضى، عین‌الوقایع: تاریخ افغانستان در سالهاى 1207ـ1324ق، چاپ محمد آصف فکرت، تهران 1369ش؛ محمد عثمان صدقى، شهرهاى آریانا، ]کابل] 1354ش؛ ابوالفضل‌بن مبارک علّامى، اکبرنامه، چاپ آغا احمدعلى، کلکته 1877ـ1886؛ محمد عیسى غرجستانى، کله منارها در افغانستان، قم 1372ش؛ گاهشمار رویدادهاى افغانستان در سال 1374، به کوشش هرمز مقصودى، تهران: وزارت امورخارجه، ستاد پشتیبانى افغانستان، 1376ش؛ اروین گروتس‌باخ، جغرافیاى شهرى در افغانستان، ترجمه محسن محسنیان، مشهد 1368ش؛ نقشه راهنماى افغانستان، مقیاس 000‘600 ‘1:1، تهران: گیتاشناسى، 1994؛ حسینعلى یزدانى، صحنه‌هاى خونینى از تاریخ تشیع در افغانستان: از 1250 تا 1320ق، مشهد 1370ش؛Louis Dupree, Afghanistan, Princeton, N. J. 1973; Historical and political gazetteer of Afghanistan, ed. Ludwig W. Adamec, vol. 3: Herat and northwestern Afghanistan, Graz 1975; The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, 2005; World travel map: Indian subcontinent, scale 1:4'000'000, Edinburgh: Bartholomew, 1977.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

معصومه بادنج

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 12
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده