حمله حیدری
معرف
نام منظومه‌هایى در بیان زندگانى پیامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم و خاصه نبردهاى على علیه‌السلام، سروده شده از اواخر قرن نهم تا اوایل قرن چهاردهم هجرى
متن
حمله حیدرى، نام منظومه‌هایى در بیان زندگانى پیامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم و خاصه نبردهاى على علیه‌السلام، سروده شده از اواخر قرن نهم تا اوایل قرن چهاردهم هجرى. قزوینى (ج 4، ص 164) فقط از دو منظومه حمله حیدرى اثر باذل مشهدى و راجى‌کرمانى نام برده است، اما اته (ص60ـ61) چندین منظومه درباره حضرت على و اهل بیت پیامبر علیهم‌السلام ذکر کرده و گلچین معانى (ج 7، بخش 1، ص 308ـ325) 54 منظومه را نام برده است. به گفته آقابزرگ طهرانى (ج 7، ص 92)، «حمله‌خوانى» با قرائت منظومه حمله حیدرى باذل مشهدى، در برابر قرائت کتاب روضة‌الشهداء* اثر ملاحسین واعظ کاشفى (متوفى 910) که عنوان «روضه‌خوانى» داشت، در مجالس عزا رایج شد.در میان منظومه‌هایى که عنوان حمله حیدرى به خود گرفته‌اند، منظومه‌هاى باذل مشهدى، راجى کرمانى و افتخارالعلماء صهباى آشتیانى از نظر ویژگیهاى ادبى و درجه اشتهار، اهمیت ویژه‌اى دارند (درباره حمله حیدرىِ باذل مشهدى رجوع کنید به «باذل مشهدى»*). در مقاله، دو اثر راجى کرمانى و صهباى آشتیانى شرح داده شده‌اند :1) حمله حیدرى بمانعلى راجى‌کرمانى. راجى در حدود سال 1180 در خانواده‌اى از زردشتیان کرمان تولد یافت و در آغاز، بهمن یا کیخسرو نام داشت (دیوان‌بیگى، ج 1، ص 646؛ دانشور، ص 257)، اما به‌سبب شفاى معجزه‌آسا از یک بیمارى صعب‌العلاج (احتمالا فلج)، به دین اسلام گروید و نام خود را به بمانعلى تغییر داد (راجى کرمانى، 1370ش، مقدمه بهزادى اندوهجردى، ص 6؛ دانشور، ص 257ـ258). هدایت (ج 2، بخش 1، ص 333) تغییر نام راجى را از سوى علما و عرفاى کرمان دانسته است.راجى در کرمان به تحصیل علوم دینى پرداخت. سپس راهى یزد شد و در قصبه تفت به امامت جماعت و وعظ و خطابه پرداخت (وامق‌یزدى، ص 143؛ دیوان‌بیگى، ج 1، ص 646). ظاهراً در زمان اقامت در یزد، سرودن حمله حیدرى را شروع کرد و نزدیک به 1500 بیت آن را سرود (دیوان‌بیگى، همانجا). پس از مراجعت به کرمان به دارالحکومه ابراهیم‌خان ظهیرالدوله*، حاکم کرمان و پسرعموى فتحعلى‌شاه، راه یافت. به سفارش ابراهیم‌خان، راجى با سرعت بیشترى سرودن منظومه حمله حیدرى را ادامه داد و کتاب خود را به نام وى کرد (وامق‌یزدى، ص 144؛ هدایت، همانجا). معلوم نیست بعد از درگذشت ظهیرالدوله آیا حاکم بعدى، حسنعلى‌میرزا شجاع‌السلطنه، همچون سلف خود به تشویق راجى پرداخته یا به او بى‌اعتنا بوده است.براساس آنچه بر سنگ قبر راجى نوشته شده، او در 1261 در کرمان درگذشته و در همانجا به خاک سپرده شده است (دانشور، ص 264؛ قس قزوینى، همانجا، که سال وفات وى را بین سالهاى 1260 و 1270 دانسته و نیز قس آقابزرگ طهرانى، ج 9، قسم 2، ص 345، که آن را بین سالهاى 1237 و 1241 دانسته است).راجى‌کرمانى علاوه بر منظومه حمله حیدرى، دیوانى شامل غزل و مرثیه داشته که آقابزرگ طهرانى آن را دیده است (رجوع کنید به همانجا). همچنین گفته شده که نسخه‌اى از دیوان او، بخشى به خط وى و بخش دیگر به خط سیدمحمد نوریزدى، وجود داشته است که امروزه از آن نشانى در دست نیست (راجى‌کرمانى، 1370ش، همان مقدمه، ص 5). شهلاى یزدى، صاحب تذکره شبستان (ص 107)، تعداد اشعار دیوان او را 000،33 بیت ذکر کرده است، که به نظر مى‌رسد در این شمارش، ابیات منظومه حمله حیدرى را نیز محسوب کرده است.مشهورترین اثر راجى‌کرمانى مثنوى حمله حیدرى اوست. البته عنوان حمله حیدرى در سراسر اثر به‌کار نرفته و به نظر مى‌رسد کسى که به اشاره رضاقلى‌خان هدایت بخشهاى پراکنده این مثنوى را جمع‌آورى کرده (رجوع کنید به ادامه مقاله)، به قرینه حمله حیدرى باذل مشهدى، این عنوان را به منظومه راجى‌کرمانى داده است (راجى کرمانى، 1383ش، ج 1، مقدمه طالبیان و مدبرى، ص 21).موضوع منظومه حمله حیدرى راجى‌کرمانى تاریخ صدر اسلام است که در آن به زندگانى پیامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله وسلم و نبردهاى آن حضرت با مخالفان دین اسلام اشاره کرده و سپس به موضوع اصلى منظومه، یعنى نبردهاى حیدرکرار على علیه‌السلام با مشرکان و منافقان پرداخته و برخلاف سلف و سرمشق خود (باذل)، ضمن توصیف حوادث زمان پیامبر و امیرمؤمنان، حوادث کربلا را نیز به تناسب موضوع وصف کرده است. در اواسط شرح جنگ صفّین منظومه پایان مى‌یابد (رجوع کنید به همان مقدمه، ص 22). منظومه حمله حیدرى داراى یک مقدمه در «وصف آفرینش و ساقى‌نامه و تولد حضرت امیر» و هفت کتاب است: واقعه بدر کبرا؛ داستان غزوه احد؛ غزوه احزاب؛ غزوه خیبر؛ فتح مکه؛ آغاز داستان حجة‌الوداع؛ بر مسند خلافت استقرار یافتن امیرمؤمنان علیه‌السلام.هرچند مأخذ معیّنى براى روایتهاى راجى‌کرمانى در منظومه حمله حیدرى نمى‌توان در نظر گرفت، ظاهرآ مأخذ او در ذکر حوادث کربلا و عروسى قاسم کتاب روضة‌الشهداء بوده است. راجى در این بخش به مأخذ مذکور اکتفا نکرده، بلکه ظاهرآ از روایتهاى شفاهى و حتى افسانه‌هاى رایج در میان نقالان و قصه‌گویان نیز استفاده کرده است تا بر جذابیت منظومه خود بیفزاید (رجوع کنید به همان، ص 25؛ نیز رجوع کنید به راجى کرمانى، 1377ش، مقدمه اشرف‌زاده، ص 7).شمار ابیات منظومه حمله حیدرى در حدود سى هزار بیت است، اما وامق‌یزدى (همانجا) و رضاقلى‌خان هدایت (همانجا)، تذکره‌نگاران معاصر راجى، تعداد ابیات آن را حدود بیست هزار بیت دانسته‌اند. از این تعداد، حدود هفده هزار بیت در چاپ جدید حمله حیدرى (رجوع کنید به ادامه مقاله) ذکر شده و بقیه ابیات آن در چاپ سنگى سال 1270 تهران، با عنوان کتاب حمله ملابمونعلى منتشر شده است (رجوع کنید به صفا، ص 385).راجى کرمانى (1383ش، ج 2، ص 182) تاریخ شروع سرودن منظومه خود را به حساب ابجد کلمه «تاریخ» ذکر کرده که برابر است با سال 1211، اما تاریخ پایان آن معلوم نیست. مصححان حمله حیدرى پایان آن را پیش از درگذشت ابراهیم‌خان ظهیرالدوله در سال 1240 دانسته‌اند (راجى‌کرمانى، ج 1، مقدمه، ص 18)، اما باتوجه به پایان ناقص و ناگهانى منظومه، به نظر مى‌رسد سرودن ابیات حمله حیدرى تا پایان عمر راجى ادامه یافته باشد.راجى مثنوى خود را به تقلید از حمله حیدرى باذل مشهدى، در بحر متقارب سروده است و هر دو به وزن شاهنامه فردوسى نظر داشته‌اند (رجوع کنید به اته، ص60ـ61). راجى در تشبه به فردوسى گاهى خود را از او بالاتر دانسته و ظهیرالدوله را که قدرشناس‌تر از سلطان محمود غزنوى بوده، بر سلطان محمود ترجیح داده است (رجوع کنید به راجى‌کرمانى، 1383ش، ج 2، ص 182).از نظر بهره‌گرفتن از واژگان حماسى و ترکیباتى که در حماسه کاربرد دارند، راجى به شاهنامه فردوسى و حمله حیدرى باذل مشهدى توجه داشته و حتى در این زمینه بیش از باذل توفیق یافته زیرا توانسته است زبان حماسى شاهنامه را به خوبى تقلید کند (رجوع کنید به صفا، همانجا؛ راجى کرمانى، 1377ش، همان مقدمه، ص 19)، اما او به تناسب موضوع منظومه، واژگان دینى و ترکیبات مذهبى را به کار گرفته و طبعآ از مقدار واژگان فارسى سره منظومه او در قیاس با شاهنامه فردوسى کاسته شده است (راجى‌کرمانى، 1383ش، ج 1، همان مقدمه، ص 34). زبان منظومه نیز به تناسب مخاطبهاى عامى که براى آن در نظر گرفته شده، گاه به زبان سهلِ ممتنع بوستان* سعدى نزدیک شده است، اما این زبان ساده گاهى با زیباییهاى لفظى و معنوى همراه مى‌شود و بدون آنکه تکلفى در کار باشد، بسیارى از صنایع بدیعى با انواع تشبیه و استعاره در شعر وى جلوه‌گر مى‌شود (راجى کرمانى، 1377ش، همان مقدمه، ص 7؛ همو، 1370ش، همان مقدمه، ص 22). لغزشهاى زبانى نیز در برخى ابیات حمله حیدرى دیده مى‌شود، از جمله به کارگرفتن کلماتى که نقش معنایى ندارند و راجى براى پر کردن وزن بیت از آنها استفاده کرده است یا ترکیبهاى تازه‌اى که برخلاف معیارهاى دستورزبان فارسى ساخته شده‌اند (رجوع کنید به صرفى، ص 49ـ50).علاوه بر واژگان، در زمینه آفرینش قهرمانان و توصیف آنها نیز راجى به شاهنامه توجه کرده و کوشیده است قهرمانان منظومه خود را همچون قهرمانان شاهنامه به صورت خارق‌العاده توصیف کند. براى این منظور، بسیارى از وصفهاى فردوسى درباره رستم را براى على علیه‌السلام به‌کار برده است . همچنان‌که تصویر بازوبند قاسم با بازوبند سهراب و نبرد حضرت على با عمروبن عبدود و عبدالعزى، با نبرد رستم با اشکبوس قابل قیاس است (رجوع کنید به راجى‌کرمانى، 1383ش، ج 1، همان مقدمه، ص 37؛ همو، 1370ش، همان مقدمه، ص 15ـ16)، اما بسیارى از تصاویر شعر راجى که جنبه غنایى دارند، با ساختار حماسى منظومه در تعارض‌اند (رجوع کنید به راجى کرمانى، 1383ش، همانجا؛ صرفى، ص 49). با این همه، منظومه حمله حیدرى راجى نسبت به حمله حیدرى باذل مشهدى به لحاظ استحکام الفاظ و زیبایى ابیات برترى دارد (رجوع کنید به صفا، همانجا).در سراسر منظومه حمله حیدرى، 24 ساقى‌نامه دیده مى‌شود که از 9 بیت تا 212 بیت را دربرمى‌گیرد. نوشتن ساقى‌نامه از قرن دهم در میان شاعران، به‌ویژه شاعران مثنوى‌سرا، مرسوم شده بود (رجوع کنید به ساقى‌نامه*؛ راجى کرمانى، 1377ش، همان مقدمه، ص 16). به نظر مى‌رسد راجى در ساقى‌نامه‌هاى خود ــکه به تأثر از نظامى گنجه‌اى سروده ــ دو هدف داشته است: نخست آنکه، قرارگرفتن آنها در میان حوادث داستان باعث تنوع شود و از یکنواختى آن بکاهد؛ دوم آنکه بعضى از این ساقى‌نامه‌ها در حکم براعت استهلال* حوادثى است که شاعر بعد از ساقى‌نامه به توصیف آنها پرداخته است (همان مقدمه، ص 19؛ راجى‌کرمانى، 1383ش، ج 1، همان مقدمه، ص 39). ویژگى عمده ساقى‌نامه‌هاى راجى که آن را با ساقى‌نامه‌هاى حمله حیدرى باذل مشهدى و صهباى آشتیانى متفاوت مى‌سازد، درآمیختن آن با شرح حوادث کربلاست. با اینکه ماجراى کربلا ارتباطى با جریان حوادث منظومه حمله حیدرى ندارد، اما راجى هر جا که لازم دیده با شرح حوادث کربلا، خواننده را به گریستن واداشته است که آشنایىِ او را با روش اهل منبر نشان مى‌دهد (راجى کرمانى، 1377ش، همان مقدمه، ص 7؛ همو، 1383ش، همان مقدمه، ج 1، ص 43). راجى در ساقى‌نامه‌هاى خود بیشتر از آنکه ساقى را خطاب کند، به مُغَنّى خطاب کرده، در حالى که هدف باذل مشهدى از ساقى، حیدر کرار یا ساقى کوثر بوده است. بعضى از ساقى‌نامه‌هاى حمله حیدرى راجى به یاد ابراهیم‌خان ظهیرالدوله سروده شده است و درآمیختن ساقى‌نامه با مدح از دیگر ویژگیهاى ساقى‌نامه‌هاى راجى به‌شمار مى‌آید (رجوع کنید به راجى کرمانى، 1377ش، همان مقدمه، ص 5، 19).منظومه حمله حیدرى راجى را میرزامظهر کرمانى به تشویق رضاقلى‌خان هدایت جمع‌آورى و تدوین (رجوع کنید به هدایت، ج 2، بخش 1، ص 333) و در 1264 در تهران چاپ سنگى کرد، که بعدآ چندین چاپ براساس آن صورت گرفت. چاپ منقح آن به کوشش یحیى طالبیان و محمود مدبرى در دو جلد انتشار یافته است (کرمان 1383ش).2) افتخارنامه حیدرى. این اثر با اینکه از نظر عنوان با حمله حیدرى باذل مشهدى و راجى کرمانى مشابهت کامل ندارد، از حیث موضوع با آن دو یکسان است. سراینده منظومه، میرزامصطفى افتخارالعلماء معروف به صهباى آشتیانى فرزند میرزا محمدحسن آشتیانى، مجتهد مشهور تهران در عهد ناصرى، است. صهبا در 1327، در وقایع مشروطه در حرم شاه عبدالعظیم به قتل رسید (آقابزرگ طهرانى، ج 2، ص 257؛ مدرس تبریزى، ج 3، ص480؛ بامداد، ج 4، ص 101ـ103). در ستایش‌نامه منظومى که مجدالادباء، متخلص به ثریا، در آغاز منظومه آورده است، از وى به عمدة‌العلماء و از پدر وى با ستایش فراوان یاد کرده است (ص ج). آنچه در انتهاى جلد اول کتاب (ص 201ـ202) آمده، از آنِ صهبا نیست بلکه سروده‌هاى کاتب کتاب متخلص به صباست.با اینکه صهباى آشتیانى منظومه خود را به سفارش کسى نسروده، اما در مقدمه کتاب (ص 4ـ5) اشعارى در ستایش ناصرالدین‌شاه، ولیعهد او مظفرالدین‌میرزا و صدراعظم على‌اصغر خان امین‌السلطان آورده و حتى امین‌السلطان را همچون سلطان محمود غزنوى مشوق خود دانسته است (رجوع کنید به صهباى آشتیانى، دیباچه مجدالادباء، ص ز) و این در حالى است که در چندین جاى کتاب (ج 2، ص 243، 330) از روزگار خود شکایتها دارد.عنوان منظومه (افتخارنامه حیدرى) در نخستین چاپ آن، به سال 1310، در دوره ناصرالدین‌شاه، دیده مى‌شود. سراینده منظومه نیز از آن به نامه افتخار یاد کرده است (رجوع کنید به همان، ج 2، ص330).موضوع افتخارنامه حیدرى نبردهاى حضرت على علیه‌السلام است که در دو بخش به شرح آنها پرداخته است : بخش اول، نبردهاى آن حضرت در زمان پیامبر صلى‌اللّه‌علیه وآله‌وسلم که با تولد آن حضرت شروع مى‌شود و با جانشینى وى به‌جاى پیامبر پایان مى‌یابد. بخش دوم، با گفتگوى اهل مدینه در تعیین امام شروع مى‌گردد و با شرح ماجراى کشته شدن سپاه خوارج در جنگ نهروان خاتمه مى‌یابد. ظاهرآ به همین سبب بوده است که آن را دنباله منظومه باذل مشهدى دانسته و از آن به عنوان جلد دوم حمله حیدرى یاد کرده‌اند (راجى‌کرمانى، 1383ش، ج 1، همان مقدمه، ص 21).مأخذى براى افتخارنامه حیدرى ذکر نشده اما به نظر مى‌رسد مطالب ناسخ‌التواریخ لسان‌الملک سپهر (متوفى 1298)، که در روزگار ناصرالدین‌شاه شهرت داشته، مأخذ اصلى صهباى آشتیانى در شرح نبردهاى حضرت على باشد (دایرة‌المعارف فارسى، ذیل «افتخارنامه‌ى حیدرى»).سراینده افتخارنامه تعداد ابیات آن را هجده هزار بیت ذکر کرده (صهباى آشتیانى، ج 2، ص330)، در حالى که مجدالادباء در مقدمه‌اى که بر کتاب نوشته (ص د)، تعداد ابیات آن را بیست‌هزار بیت دانسته است. ظاهرآ مجدالادباء خواسته است میان بیست سالگى شاعر و بیست‌هزار بیت تناسبى شاعرانه برقرار کند، اما افتخارنامه حیدرى شامل هفده‌هزار بیت است.صهباى آشتیانى بنابر اشاره خود (ج 2، ص 322، 330)، در بیست سالگى سرودن افتخارنامه حیدرى را شروع کرده و آن را در شش ماه، در سال 1304 به پایان برده است. مجدالادباء در مقدمه‌اى که بر این کتاب نوشته (ص د)، مادّه تاریخ «انجام این نامه نامدار» را «زهى افتخار» (1304) ذکر کرده است. باتوجه به تعداد زیاد ابیات منظومه و اظهار تردید مجدالادباء در ذکر عبارت «شش ماه یا پنج» (همانجا)، به نظر مى‌رسد گفتن این مدت کوتاه، نوعى اظهار قدرت در برابر باذل مشهدى و راجى کرمانى باشد که منظومه‌هاى خود را در طول چهل یا پنجاه سال سروده‌اند.افتخارنامه حیدرى نیز همچون اسلاف خود (حمله حیدرى باذل مشهدى و راجى کرمانى) به تأثر از شاهنامه فردوسى در بحر متقارب سروده شده و حتى شاعر در آغاز منظومه (ج 1، ص20)، از فردوسى استمداد جسته است. زبان منظومه نیز حماسى است و شاعر کوشش کرده است در حوزه واژگان و ترکیبات از نحوه بیان فردوسى پیروى کند. ازاین‌رو مثلا از الف اطلاق که از بازمانده‌هاى سبک خراسانى است، در کلماتى چون خنجرا و اندرا (رجوع کنید به ج 2، ص 293، 304) یا پیکرا و لشکرا (ج 2، ص 306، 314) استفاده کرده است. در توصیف قهرمانان مذهبى نیز، وى از توصیفهاى حماسى شاهنامه تبعیت کرده است، اما لحن او نشان مى‌دهد که جنبه دینى قهرمانان منظومه مذهبى خود را همواره در نظر داشته است.صهباى آشتیانى نیز براساس آنچه در حمله‌هاى حیدرى پیش از او مرسوم بوده، براى رفع یکنواختى حوادث، در چندین جاى منظومه خود ساقى‌نامه‌هایى آورده و دلیل آوردن آنها را «تفریح دماغ و آرایش کتاب» ذکر کرده است (ج 1، ص 5).در مجموع، چند ویژگى افتخارنامه حیدرى را از حمله‌هاى حیدرى متمایز مى‌سازد. نخست آنکه، زبان شعر او برخلاف آنها به سستى نگراییده بلکه استوار و داراى فخامت حماسى است و حتى در برخى موارد، یادآور زبان شعرِ خداوندنامه فتحعلى‌خان صبا* (متوفى 1238) است. هرچند آثار دیگرى از صهبا در دست نیست، اما توانایى او در سرودن این منظومه نشان مى‌دهد که وى شاعر متبحرى بوده است. دوم شکواییه‌هاى اوست. زمینه‌هاى اجتماعى شکواییه‌هاى او، که در جاى‌جاى منظومه دیده مى‌شود و در آنها از ابناى روزگار شکوه شده (مثلا ج 2، ص 243،330)، معلوم نیست، اما او در نهایت از ابناى روزگار به شاه پناه برده و از او استمداد جسته (ج 2، ص 244) یا به امین‌السلطان امید بسته است (همان، مقدمه مجدالادباء، ص ز).افتخارنامه حیدرى را در 1310 کاتبى با تخلص «صبا»، در دو جلد به هم پیوسته کتابت کرده و اشعارى در ستایش ناصرالدین‌شاه، على‌اصغرخان امین‌السلطان، صهبا و پدرش آورده است (رجوع کنید به ج 1، ص 202). مقدمه‌اى منظوم از حیدرعلى مجدالادباء در آغاز کتاب قرار گرفته که در آن به ستایش خداوند، منقبت پیامبر، ستایش امیر مؤمنان، نعت صاحب‌الزمان، مدح میرزا محمدحسن شیرازى مرجع بزرگ شیعه که حکم او در واقعه تنباکو و لغو آن مشهور است، و میرزا محمدحسن آشتیانى و توصیف دانشمندىِ صهباى آشتیانى پرداخته است. کتاب افتخارنامه حیدرى در همان سال کتابت (1310) به چاپ سنگى رسید (مشار، ج 1، ستون 425) و چاپ حروفى آن، برخلاف نوشته گلچین معانى (ج 7، بخش 1، ص 322)، با همان عنوان که در چاپ سنگى آمده است، به سعى و اهتمام محمدحسن علمى، بدون تاریخ بعدآ انتشار یافت.منابع: آقابزرگ طهرانى؛ هرمان اته، تاریخ ادبیات فارسى، ترجمه با حواشى صادق رضازاده شفق، تهران 1356ش؛ مهدى بامداد، شرح‌حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجرى، تهران 1357ش؛ محمد دانشور، تاریخچه محلّه و مسجد خواجه خضر کرمان، کرمان 1375ش؛ دایرة‌المعارف فارسى، به سرپرستى غلامحسین مصاحب، تهران 1345ـ1374ش؛ احمد دیوان‌بیگى، حدیقة‌الشعراء، چاپ عبدالحسین نوائى، تهران 1364ـ1366ش؛ بمانعلى راجى کرمانى، حمله حیدرى، چاپ یحیى طالبیان و محمود مدبرى، کرمان 1383ش؛ همو، گزیده حمله حیدرى: بزرگترین حماسه مذهبى، تحقیق و گزینش حسین بهزادى اندوهجردى، تهران 1370ش؛ همو، نوبت‌زن کوى ساقى، چاپ رضا اشرف‌زاده، ]مشهد 1377ش[؛ محمدعلى‌بن عبدالوهاب شهلاى یزدى، تذکره شبستان، چاپ اکبر قلمسیاه، تهران 1379ش؛ محمدرضا صرفى، «محتوا، ساختار و زبان حمله حیدرى»، در خلاصه مقالات همایش بزرگداشت ملابمانعلى راجى کرمانى : ]23ـ22 مهرماه 1377، کرمان[، به کوشش وحید پورنادرى، کرمان ?]1377ش[؛ ذبیح‌اللّه صفا، حماسه‌سرایى در ایران، تهران 1363ش؛ مصطفى صهباى آشتیانى، کتاب افتخارنامه حیدرى، تهران: کتابفروشى محمدحسن علمى، ]بى‌تا.[؛ محمد قزوینى، یادداشتهاى قزوینى، چاپ ایرج افشار، تهران 1363ش؛ احمد گلچین معانى، فهرست کتب خطى کتابخانه آستان قدس رضوى، ج 7، بخش 1، مشهد 1346ش؛ محمدعلى مدرس‌تبریزى، ریحانة‌الادب، تهران 1369ش؛ خانبابا مشار، فهرست کتابهاى چاپى فارسى، تهران 1350ـ1355ش؛ محمدعلى‌بن محمدباقر وامق یزدى، تذکره میکده، به کوشش حسین مسرت، ]تهران[ 1371ش؛ رضاقلى‌بن محمدهادى هدایت، مجمع‌الفصحاء، چاپ مظاهر مصفا، تهران 1382ش.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

یداللّه جلالی پندری

حوزه موضوعی

ادبیات و زبان ها

رده های موضوعی
جلد 14
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده