حمکا

معرف

اندیشمند، نویسنده، مفسر و رهبر اسلامی اندونزیایی
متن
حَمْکا، اندیشمند، نویسنده، مفسر و رهبر اسلامی اندونزیایی. حاجی عبدالملک کریم امراللّه (حمکا) در محرّم 1326/17 فوریه 1908 در خانواده‌ای مذهبی در ناحیه مانینجائو در سوماترا به دنیا آمد. پدرش، حاجی کریم امراللّه معروف به حاجی رسول، از علمای اصلاح‌طلب و نامدار زمان خود بود (یوسف، ص 59، یادداشت‌ها، ش 1؛ ریدل، ص 216). حمکا تحصیلات خود را در مدرسه‌ای سنّتی آغاز کرد که فاقد امکانات مدارس جدید بود و دانش‌آموزان سنهای گوناگون در یک کلاس می‌نشستند و بدون امتحان، مدارجِ تحصیلی را طی می‌کردند (نوئر، ص 45).حمکا سپس در مدرسه ثوالب ــ که پدرش، حاجی رسول، از مدرّسان اصلی آن بودــ به تحصیل ادامه داد. این مدرسه از نظام آموزشی جدید بهره می‌برد و در عرصه سیاسی نیز فعال بود. دانش‌آموزان ثوالب، ضمن آشنایی با آموزه‌های دینی، به یادگیری زبان عربی می‌پرداختند تا از منابع حدیثی استفاده کنند (همان، ص 44، 51).حمکا در 1303ش/1924 به جاوه رفت و با برخی رهبران سازمان محمدیه*، از بزرگ‌ترین سازمانهای اسلامی اندونزی، آشنا شد. او در 1308ش/1929 برای تکمیل تحصیلات مذهبی خود به مکه رفت، اما پس از مدت کوتاهی به اندونزی بازگشت (استین‌برینک، ص 129ـ130).در آغاز دهه 1310ش/1930، حمکا به عنوان یکی از فعالان سازمان محمدیه، به مناطق گوناگون اندونزی سفر کرد و به تبلیغ این سازمان پرداخت (همان، ص 131). او بعدها به عضویت کمیته مرکزی آن برگزیده شد. حمکا با اینکه از جوانی از اعضای سازمان بود، استقلال فکری خود را حفظ کرده بود و نظرش را آزادانه ابراز می‌کرد. آرا و عقاید وی در سازمان محمدیه بسیار مؤثر بوده است (صالح، ص 161، پانویس 120؛ یوسف، همانجا). او در همین دهه نشریه ادواریِ پدومان مشارکت را در مدان (در شمال سوماترا) منتشر کرد که خوانندگان بسیاری در سراسر اندونزی داشت (نوئر، ص 51؛ فدراشپیل، ص 228).حمکا در مقابله با اندیشه‌های ملی‌گرایی ــکه به‌ویژه از دهه 1300ش/1920 به بعد در اندونزی رواج یافته و مورد حمایت بعضی احزاب و گروههای اسلامی بودــ اعلام کرد که اسلام ذاتآ کامل است و به اندیشه‌های تکمیلی دیگری، مانند ملی‌گرایی، نیاز ندارد. حمکا بعدها نظر خود را درباره ملی‌گرایی تغییر داد و در 1318ش/1939 اعلام کرد آموزه ملی‌گرایی را می‌پذیرد مشروط بر اینکه این آموزه به معنای میهن‌پرستی نباشد (نوئر، ص 264).پس از استقلال اندونزی در 1324ش/ 1945، حمکا به‌ سبب آرای خود تحت فشار قرار گرفت و حتی مدتی از رهبری شاخه مدان سازمان محمدیه کنار گذاشته شد. او در 1329ش/ 1950 به جاکارتا رفت و امام جماعت مسجد الازهر شد. حمکا در اوایل دهه 1330ش/ 1950 به عضویت حزب ماشومی* درآمد و در سالهای 1333 تا 1338ش/ 1954ـ 1959 نماینده مجلس اندونزی بود (استین‌برینک، ص 137ـ 138).پس از انحلال ماشومی در 1339ش/ 1960، وی نیز تحت فشار قرار گرفت. در 1343ش/ 1964، به اتهام طراحی ترور سوکارنو، رئیس‌جمهوری وقت، دستگیر و حدود دو سال زندانی شد. او در این دوران طرح کلی خود را برای نگارش تفسیر سی جلدی قرآن، با عنوان تفسیرالازهر، ترسیم کرد (همان، ص 138ـ139).از 1345ش/1966، مجددآ امام جماعت مسجد الازهر شد. وی همچنین در دانشگاههای اندونزی تدریس می‌کرد و مجله پانجی مشارکت را نیز منتشر می‌ساخت (همان، ص 140).در 1354ش/1975 به پیشنهاد سوهارتو، رئیس‌جمهوری وقت، مجلس علمای اندونزی تأسیس شد که ظاهراً هدف از آن، ایجاد وحدت و انسجام در بین مسلمانان و مطرح کردن مسائل اسلامی در دولت بود. حمکا، که در این زمان با سازمان محمدیه همکاری داشت، پس از مشورت با سازمان، ریاست این مجلس را بر عهده گرفت (رجوع کنید به همان، ص 142).حمکا در 1355ش/1976، با مطرح شدن موضوع تی‌مور شرقی و الحاق آن به اندونزی در مجامع بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحد، در مقاله‌ای ابراز داشت که تی‌مور شرقی بخشی از خاک اندونزی است و نباید اجازه داد که کمونیستها آن را پایگاهی برای تهاجم به دین و ارزشهای مسلمانان اندونزی تبدیل کنند (وود کرافت ـ لی، ص 105).مجلس علما، تحت‌تأثیر آرای حمکا، کوشید برای مبلّغان مسیحی محدودیت ایجاد نماید و در 1360ش/ 1981 فتوا دادکه مسلمانان نباید در مراسم مسیحیان شرکت کنند، که این امر اعتراضاتی در پی داشت. پس از بالا گرفتن اختلافات حمکا و وزیر امور دینی، حمکا در 29 اردیبهشت 1360/19 مه 1981 استعفا کرد. وی حدود دو ماه بعد، یعنی در 2 مرداد 1360 / 24 ژوئیه 1981، درگذشت (استین‌برینک، ص 142).حمکا درصدد ایجاد تحول در آموزش اسلامی در اندونزی، به‌ویژه در زمینه تفسیر قرآن و قوانین اسلامی، بود. در تفسیر قرآن می‌کوشید بین تفسیر مأثور و تفسیر به رأی توازن برقرار نماید و در زمینه قوانین اسلامی نیز درصدد تقویت اجتهاد بود. آرا و تفاسیر وی از قرآن و مباحثی همچون قضا و قدر و جبر و اختیار، با آثار اندیشمند مصری محمد عبده*، شباهت بسیاری دارد (یوسف، ص 41، 59؛ صالح، ص 156). تفسیر وی پس از چاپ با استقبال بسیاری رو به رو شد و به زبانهای مالزیایی و تایی نیز ترجمه گردید (فدراشپیل، ص 229).منابع:Howard M. Federspiel, Islam and ideology in the emerging Indonesian state: the Persatuan Islam
نظر شما
مولفان
عباس یزدانی ,
گروه
شبه قاره هند و جنوب شرق آسیا ,
رده موضوعی
جلد 14
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده