چپ و چپگرایی در آسیای مرکزی .
معرف
در اوایل‌سده چهاردهم‌/ بیستم‌نفوذ اندیشه‌های‌چپ‌در آسیای‌مرکزی‌آغاز شد
متن
چپ و چپگرایی در آسیای‌مرکزی‌. در اوایل‌سده چهاردهم‌/ بیستم‌نفوذ اندیشه‌های‌چپ‌در آسیای‌مرکزی‌آغاز شد. وجود تعدادی‌از فعالان‌سوسیال‌دموکرات‌در میان‌تبعیدیان‌سیاسی‌که‌به‌آسیای‌مرکزی‌فرستاده‌می‌شدند، در اشاعه‌و گسترش‌اندیشه‌های‌سوسیال‌دموکرات‌تأثیر داشت‌(رجوع کنید به کارردانکاس‌، ص‌72). آنان‌از بدو ورود با طبقه کارگر، به ‌ویژه‌کارگران‌راه‌آهن‌، در تماس‌بودند (همانجا). این‌کارگران‌در فعالیتهای‌انقلابی‌در آسیای‌مرکزی‌نقش‌چشمگیری‌داشتند و ایستگاههای‌راه‌آهن‌از مراکز اصلی‌فعالیت‌انقلابیان‌به‌شمار می‌رفت‌. آنان‌در 1323/1905 اتحادیه کارکنان‌راه‌آهن‌را تأسیس‌کردند (غفوروف‌، ج‌2، ص‌ 1076، 1082، 1085ـ1086). حضور پزشکان‌و آموزگاران‌و مهندسان‌روسی‌در آسیای‌مرکزی‌، نیز در آشنایی‌افراد بومی‌با افکار اجتماعی‌جدید مؤثر بود (یازکولیف‌ ، ص‌23).نخستین‌گروههای‌سوسیال‌دموکرات‌آسیای‌مرکزی‌از 1320ـ1332/1902ـ1904 تشکیل‌شدند ( د.آ. ، ج‌، ص‌). در 1904، فعالیت‌سوسیال‌دموکراتها در قیزیل‌آرواد (آروات‌) و عشق‌آباد آغاز شد. آنان‌نخستین‌کمیته‌های‌احزاب‌سوسیال‌دموکرات‌را تشکیل‌دادند (سارلی‌، ج‌2، ص‌؛ د.آ. ، ج‌9، ص‌405؛ قس‌یازکولیف‌، ص‌24 که‌نوشته‌گروه‌سوسیال‌دموکرات‌در 1905 تشکیل‌شد؛ نیز قس‌سارلی‌، ج‌2، ص‌167: 1906).کمیته حزب‌سوسیال‌دموکرات‌کارگری‌روسیه‌در عشق‌آباد، نخستین‌چاپخانه مخفی‌در آسیای‌مرکزی‌را تأسیس‌کرد (یازکولیف‌؛ د.آ. ، همانجاها). کمیته‌ها دستورالعملهای‌ ایسکرا (ترجمان‌حزب‌سوسیال‌دموکرات‌کارگران‌روسیه‌) را به‌کار بستند و در 1906 نشریه مولوت‌ را منتشر کردند (سارلی‌، ج‌2، ص‌161).سوسیال‌دموکراتها همچنین‌به‌برگزاری‌نشست‌، اعتصاب‌و ترور می‌پرداختند (همان‌، ج‌2، ص‌161ـ162). بر پایه گزارش‌محرمانه حاکم‌ایالت‌«پترووی‌» (در ماورای‌خزر)، افزون‌بر عشق‌آباد و قیزیل‌آروات‌، در کراسنوودسک‌مرو هم‌سوسیال‌دموکراتها محفلهایی‌داشتند. در این‌گزارش‌به‌گسترش‌نیافتن‌آموزش‌سوسیال‌دموکراتها در میان‌کارگران‌و نبودِ مبلّغان‌هم‌اشاره‌شده‌است‌(همان‌، ج‌2، ص‌168ـ169). در شمال‌تاجیکستان‌نیز در فاصله 1323ـ1325/1905 تا 1907، نخستین‌گروههای‌سوسیال‌دموکرات‌شکل‌گرفتند ( د. تاجیکی‌، ج‌7، ص‌399) و در بهار 1905 گروه‌سوسیال‌دموکرات‌خجند تأسیس‌شد (همان‌، ج‌2، ص‌171). در اوش‌(منطقه‌ای‌در قرقیزستان‌) نیز نخستین‌گروههای‌سوسیال‌دموکرات‌، تحت‌تأثیر انقلاب‌1905 به‌وجود آمدند ( د. ازبکستان‌شوروی‌، ج‌14، ص‌93). گروههای‌سوسیال‌دموکرات‌آسیای‌مرکزی‌، روزنامه‌های‌ رابوچی‌، روسکی‌ترکستان‌ و سمرقند را منتشر می‌کردند که‌در آنها بر ضد حکومت‌تزار افشاگری‌می‌شد (غفوروف‌، ج‌2، ص‌1076). این‌نشریات‌ــ که‌به‌نشریات‌لنینی‌معروف‌بودند ــ به‌اتحاد سازمانهای‌سوسیال‌دموکرات‌در آستانه انقلاب‌1905 کمک‌زیادی‌کردند (همان‌، ج‌2، ص‌1077).اساساً تعیین‌دقیق‌میزان‌گسترش‌سوسیالیسم‌در میان‌مسلمانان‌روسیه‌تا 1335/1917 ممکن‌نیست‌(رجوع کنید به بنیگسن‌و لومرسیه‌ـ کلکژه‌، ص‌52). بخش‌اعظم‌جمعیت‌آسیای‌مرکزی‌هنوز دارای‌نهادهای‌سنّتی‌، نظام‌زمین‌داری‌و محاکم‌ویژه شرعی‌بود (فریزر، ص‌ 25)، که‌به‌معنای‌رشد نیافتن‌طبقه کارگر (پرولتاریای‌صنعتی‌) در آسیای‌مرکزی‌است‌. به‌سبب‌سلطه مناسبات‌تولیدی‌ماقبل‌سرمایه‌داری‌و شمار اندک‌پرولتاریا در آسیای‌مرکزی‌، آنان‌در انقلاب‌1905 نقش‌مؤثری‌نداشتند (غفوروف‌، ج‌2، ص‌1075ـ1076).گسترش‌و نفوذ اندیشه‌های‌سوسیال‌دموکرات‌در تمام‌نقاط‌آسیای‌مرکزی‌یکسان‌نبوده‌است‌. مثلاً، در قزاقستان‌که‌بخش‌وسیعی‌از اراضی‌آسیای‌مرکزی‌را شامل‌می‌شود، سوسیال‌دموکراتها تا 1338/1920 تشکیلات‌حزبی‌نداشتند ( د.آ. ، ج‌2، ص‌565) و این‌ حاکی‌از آشنایی‌دیر هنگام‌این‌منطقه‌با اندیشه‌های‌سوسیال‌دموکرات‌، در مقایسه‌با سایر مناطق‌، بوده‌است‌.در گسترش‌و پشتیبانی‌از جریانهای‌نوپای‌سوسیال‌دموکرات‌آسیای‌مرکزی‌، کمیته بولشویکی‌در باکو نقش‌رهبری‌داشت‌(همان‌، ج‌7، ص‌406؛ غفوروف‌، ج‌2، ص‌1076). کمیته باکو با اعزام‌اعضا و نیز ارسال‌اعلامیه‌و شب‌نامه‌، نیازهای‌آنان‌را تأمین‌می‌کرد (غفوروف‌، همانجا) و به‌عنوان‌مرکز تبلیغات‌سیاسی‌با مراکز بولشویکی‌در آسیای‌میانه‌ارتباط‌داشت‌(دومون‌ ، ص‌101).در 1323/1905، انقلاب‌بورژوا ـ دموکراتیک‌سراسر روسیه‌، از جمله‌آسیای‌مرکزی‌، را فراگرفت‌. این‌انقلاب‌در تاریخ‌روسیه‌، واقعه‌ای‌مهم‌و زمینه‌ساز انقلاب‌1917 بوده‌است‌(لیفشیستس‌، ص‌5، 11ـ12).در بهار 1905، در پی‌گسترش‌جنبش‌سوسیال‌دموکرات‌در آسیای‌مرکزی‌، کارگران‌راه‌آهن‌و دهقانان‌اعتصاب‌کردند و تظاهرات‌، تاشکند و سمرقند و عشق‌آباد را فراگرفت‌(غفوروف‌، ج‌2، ص‌1078ـ1080) و در دیگر مناطق‌ترکمن‌نشین‌نیز اعتصابها و ناآرامیهایی‌به‌وجود آمد (سارلی‌، ج‌2، ص‌155). به‌منظور وحدت‌عمل‌سازمانهای‌حزبی‌در آسیای‌مرکزی‌، در 1324/فوریه 1906 اولین‌اجلاس‌سوسیال‌دموکراسی‌آسیای‌مرکزی‌و در سپتامبر همان‌سال‌دومین‌اجلاس‌آن‌برگزار شد. در مه‌1906، کارگران‌کارخانه‌های‌تعمیر راه‌آهن‌در تاشکند با هدایت‌و رهبری‌بولشویکها * اعتصاب‌کردند (غفوروف‌، ج‌2، ص‌1085، 1090). تا اواخر 1324/1906، مخالفت‌در آسیای‌مرکزی‌ادامه‌یافت‌(سارلی‌، ج‌ 2، ص‌163). انقلاب‌1905ـ1907، ارتباط‌بین‌کارگران‌ــ که‌بیشتر آنان‌روس‌بودند ــ و دهقانان‌محلی‌را تقویت‌نمود (غفوروف‌، ج‌2، ص‌1091). در حالی‌که‌برخی‌از نویسندگان‌از نقش‌مردم‌در اعتراضها و فعالیتهای‌ضدحکومت‌تزار گزارش‌داده‌اند (رجوع کنید به یازکولیف‌، ص‌23؛ غفوروف‌، ج‌2، ص‌1078ـ1079)، برخی‌دیگر نقشی‌برای‌مردم‌بومی‌آسیای‌مرکزی‌قائل‌نیستند (رجوع کنید به کارردانکاس‌، ص‌72) یا نقش‌آنان‌را ناچیز شمرده‌اند (رجوع کنید به بنیگسن‌و لومرسیه‌ـ کلکژه‌، ص‌41) ولی‌به‌گفته غفوروف‌(ج‌2، ص‌1075ـ 1076)، شمار اندک‌پرولتاریا در آسیای‌ مرکزی‌نمی‌توانست‌در انقلاب‌1323/1905 نقش‌اساسی‌داشته‌باشد و کارگران‌روس‌در این‌میان‌نقش‌فعالی‌در آسیای‌مرکزی‌داشته‌اند و این‌تأییدی‌است‌بر اینکه‌مسلمانان‌در این‌واقعه‌نقش‌ ثانوی‌داشته‌اند (بنیگسن‌و لومرسیه‌ـ کلکژه‌، همانجا). در آستانه جنگ‌جهانی‌اول‌، سوسیال‌دموکراتها بار دیگر فعالیت‌خود را از سر گرفتند (رجوع کنید به غفوروف‌، ج‌2، ص‌1107ـ 1108). در 1334/1916 اقدام‌دولت‌تزاری‌در فراخواندن‌مسلمانان‌آسیای‌مرکزی‌به‌واحدهای‌کار، که‌تا آن‌زمان‌سابقه‌نداشت‌، سبب‌شورش‌بزرگی‌گردید که‌به‌ شکست‌انجامید (ریوکین، ص‌17).با فروپاشی‌نظام‌تزاری‌و قدرت‌گیری‌بولشویکها در روسیه‌، گروهی‌از مسلمانان‌آسیای‌مرکزی‌(چون‌بخاراییان‌جوان‌، خیوه‌ایهای‌جوان‌و اعضای‌حزب‌آلاش‌اوردای‌قزاق‌) به‌بولشویکها پیوستند (بنیگسن‌و براکس‌آپ‌، ص‌ 81).آسیای‌مرکزی‌از نخستین‌نقاطی‌بود که‌بولشویکها در 1336/1918 تصرف‌کردند (ابوالحسن‌شیرازی‌و مجیدی‌، ص‌34). آنان‌با ادغام‌آسیای‌مرکزی‌در کشور جدید شوروی‌، بر مساوات‌و حاکمیت‌ملیتهای‌مقیم‌روسیه‌تأکید کردند و آنان‌را در تشکیل‌حکومت‌مستقل‌محق‌دانستند (سیورس‌، ص‌5؛ ابوالحسن‌شیرازی‌و مجیدی‌، ص‌33). این‌برخورد عامل‌مهمی‌در افزایش‌نفوذ کمونیسم‌در میان‌مردم‌آسیای‌مرکزی‌بود. با شعارها و وعده‌های‌لنین‌در اعطای‌حق‌جدایی‌به‌مسلمانان‌، نهضتهای‌ملی‌مسلمان‌انقلاب‌اکتبر را گامی‌مؤثر در رهایی‌از ستم‌غربیها و روسها تلقی‌می‌کردند (شیخ‌عطار، ص‌16). افزون‌بر آن‌، نگرانی‌ملی‌گرایان‌آسیای‌مرکزی‌از تسلط‌نیروهای‌واپس‌گرای‌خودی‌آنان‌را وادار کرد سرنوشت‌خود را در پیوند با بولشویکها جستجو کنند (فریزر، ص‌33)، اگرچه‌لنین‌و استالین‌، ناسیونالیسم‌محلی‌، پان‌ترکیسم‌و پان‌اسلامیسم‌را مانع‌توسعه کمونیسم‌در شرق‌می‌دانستند (شیخ‌عطار، ص‌17).در 1337/1919، حزب‌کمونیست‌بخارا در تاشکند تشکیل‌شد (نیکولایوا، ص‌38). بخاراییان‌جوان‌*نیز، که‌از انقلاب‌ 1917 استقبال‌کرده‌بودند (بنیگسن‌و براکس‌آپ‌، همانجا)، به‌همراه‌برخی‌از جدیدها *با حزب‌کمونیست‌بخارا وحدت‌عمل‌داشتند ( د. تاجیکی‌، ج‌8، ص‌442). برخلاف‌حزب‌کمونیست‌بخارا که‌عمدتاً از کارگران‌تشکیل‌شده‌بود، بخاراییان‌جوان‌از روحانیان‌و روشنفکران‌بورژوا ترکیب‌شده‌ بود (پرسیتس‌، ص‌129).حکومت‌نوپای‌شوروی‌از گرایشهای‌پان‌اسلامیستی‌و پان‌ترکیستی‌بیم‌داشت‌(سیورس‌، همانجا). مدتی‌پس‌از تشکیل‌حکومت‌بولشویکی‌در 1917، ملی‌گرایان‌مسلمان‌چهارمین‌همایش‌خود را در خوقند برگزار نمودند. آنان‌در روز میلاد پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم‌در تاشکند تظاهرات‌کردند و برخی‌از ضدکمونیستها نیز در آن‌شرکت‌داشتند (ریوکین‌، ص‌22). پس‌از انقلاب‌، برای‌مدتی‌کوتاه‌ارتش‌سرخ‌«مسلمان‌» و حزب‌کمونیست‌«مسلمان‌» تشکیل‌شد و کمیساریای‌مسلمانان‌(مسکوم‌) اداره امور مسلمانان‌را برعهده‌داشت‌(بنیگسن‌و براکس‌آپ‌، ص‌37). در 1338/ژوئن‌1920، کمیسیونِ ترکستان‌کمیته اجرایی‌مرکزی‌سراسر روسیه‌در قطعنامه‌ای‌لزوم‌قطع‌ارتباط‌با دموکراتهای‌بخاراییان‌جوان‌را اعلام‌نمود. این‌اقدام‌موجب‌سوق‌بخاراییان‌جوان‌به‌سوی‌ضدانقلاب‌گردید (پرستیس‌، ص‌129ـ130). سرانجام‌، در 1338/1920 بولشویکها بخارا را تصرف‌کردند (امیرعالم‌خان‌، ص‌35). سیاست‌مسکو در آسیای‌مرکزی‌با مقاومت‌شدید روشنفکران‌ترکستان‌، متشکل‌از ملی‌گرایان‌طرفدار بولشویکها و تندروهای‌جوانی‌که‌در جنگهای‌داخلی‌به‌حزب‌کمونیست‌پیوسته‌بودند، روبه‌رو شد (بنیگسن‌و براکس‌آپ‌، ص‌41، 43). آنان‌ضمن‌وفاداری‌به‌آمال‌ملی‌گرایی‌و اندیشه‌های‌پان‌ترکیستی‌به‌کمونیسم‌روی‌آوردند و به‌دنبال‌نوعی‌کمونیسم‌ملی‌«اسلامی‌» بودند (بنیگسن‌، ص‌95). در 1300 ش‌/1921، روسها تمام‌مسئولیتها را از کمونیستهای‌بومی‌گرفتند (همانجا). مسکو در تلاش‌بود با قدرت‌تمام‌بر سرزمینهای‌آسیای‌مرکزی‌حکومت‌کند و وجود آسیای‌مرکزی‌واحد و منسجم‌تهدید بالقوه‌ای‌برای‌آن‌بود (اولکات‌ ، ص‌). بسیاری‌از مخالفان‌استالین‌و سیاستهای‌شوروی‌در آسیای‌مرکزی‌، در 1310 ش‌/ اواسط‌دهه 1930 به‌اتهام‌«خیانت‌» و «گرایشهای‌ناسیونالیستی‌بورژوازی‌» اعدام‌شدند. مقاومت‌در آسیای‌مرکزی‌ادامه‌یافت‌تا اینکه‌در 1924 استالین‌منطقه‌را، براساس‌ گرایشهای‌ملی‌تقسیم‌کرد که‌بدین‌ترتیب‌پنج‌جمهوری‌ازبکستان‌، ترکمنستان‌، قرقیزستان‌، قزاقستان‌و تاجیکستان‌شکل‌گرفت‌(بنیگسن‌و براکس‌آپ‌، ص‌42ـ43؛ سیورس‌، ص‌5)، ولی‌طی‌این‌سالها آرامش‌واقعی‌در آسیای‌مرکزی‌برقرار نشد و اخراج‌و نابودی‌روشنفکران‌و بخاراییان‌جوان‌از صفوف‌احزاب‌کمونیست‌محلی‌در میان‌سالهای‌1922 تا 1938 حاکی‌از آن‌است‌که‌مردم‌آسیای‌مرکزی‌به‌راحتی‌تسلیم‌خواستهای‌حکومت‌جدید شدند (رجوع کنید به بنیگسن‌و براکس‌آپ‌، ص‌85ـ86). شدت‌عمل‌بولشویکها و سرکوبی‌جنبشهای‌ملی‌و آزادی‌خواهانه‌، راه‌را بر ملی‌گرایی‌و آزادی‌خواهی‌بست‌(علیمووا و اعظم‌خواجه‌یف‌، ص‌41).منابع‌: حبیب‌اللّه‌ابوالحسن‌شیرازی‌و محمدرضا مجیدی‌، سیاست‌و حکومت‌در آسیای‌مرکزی‌، تهران‌1382 ش‌؛ امیرعالم‌خان‌بن‌امیرعبدالاحد، خاطره‌های‌امیرعالم‌خان‌( تاریخ‌حزن‌الملل‌بخارا )، پیشگفتار و توضیحات‌از احرار مختاراف‌، تهران‌1373 ش‌؛ آلکساندر بنیگسن‌، «آسیای‌میانه‌در دوره حکومت‌روسیه‌تزاری‌و شوروی‌»، در آسیای‌میانه‌: مجموعه مقالات‌تاریخی‌، ترجمه کاوه‌بیات‌، تهران‌: دفتر پژوهشهای‌فرهنگی‌، 1376 ش‌؛ مویسی‌آرونوویچ‌پرسیتس‌، «انترناسیونالیست‌های‌خاور در روسیه‌و پاره‌ای‌مسائل‌جنبش‌آزادیبخش‌ملی‌(1918 ـ ژوییه 1920)»، در کمینترن‌و خاور ، ویراستار ر.ا. اولیانوفسکی‌، ترجمه جلال‌علوی‌نیا، تهران‌: نشر بین‌الملل‌، 1360 ش‌؛ پل‌دومون‌، «باکو: چهارراه‌انقلاب‌، 1920 ـ 1919»، در قفقاز در تاریخ‌معاصر ، ترجمه کاوه‌بیات‌و بهنام‌جعفری‌، تهران‌: انتشارات‌پروین‌، 1371 ش‌؛ اراز محمد سارلی‌، تاریخ‌ترکمنستان، تهران‌1373ـ 1378 ش‌؛ علیرضا شیخ ‌عطار، ریشه‌های‌رفتار سیاسی‌در آسیای‌مرکز و قفقاز ، تهران‌1371 ش‌؛ دلارام‌علیمووا و اکبر اعظم‌خواجه‌یف‌، «تاریخ‌نهضت‌جدیدیه‌در ترکستان‌: اوایل‌قرن‌بیستم‌»، مطالعات‌آسیای‌مرکزی‌و قفقاز ، ش‌(زمستان‌1376)؛ باباجان‌غفوروف‌، تاجیکان‌، دوشنبه‌ 1377 ش‌؛ گلندا فریزر، انقلاب‌و ضد انقلاب‌در آسیای‌میانه‌: شورش‌باسماچیان‌، 1917ـ1933، ترجمه کاوه‌بیات‌، تهران‌1385 ش‌؛ ل‌.م‌. لیفشیستس‌، 1905 نجی‌ییل‌برنجی‌انقلابدان‌اوقتیابر انقلابنه‌قدر، ترجمه رشید یوسف‌زاده‌، باکو 1926؛ لاریسا نیکولایوا، تاجیکستان‌: تحولات‌سیاسی‌ـ اجتماعی‌در یکصد سال‌اخیر، تهران‌1380 ش‌؛ بالی‌یازکولیف‌، ترکمنستان‌، ترجمه ش‌. بدیع‌، مسکو 1987؛Azarbayjan Savet Ensiklopediyas(, Baku 1976-1987; Alexandre Bennigsen and Marie Broxup, The Islamic threat to the Soviet state , London 1985; Alexandre Bennigsen and Chantal Lemercier - Quelquejay, Islam in the Soviet Union , London 1967; Helene Carrere d'Encausse, Islam and the Russian empire: reform and revolution in Central Asia , tr. Quintin Hoare, London 1988; Ensiklopediyayi Savetii Tajik , Dushanbe 1978-1988; Martha Brill Olcott, "Central Asia: common legacies and conflicts", in Central Asian security: the new interational context , ed. Roy Allison and Lena Jonson, London: Royal Institute of Inteinational Affairs, 2001; Michael Rywkin, Moscow's Muslim challenge , London 1982; Eric W. Sievers, The post-Soviet decline of Central Asia: sustainable development and comprehensive capital , London 2003; Uzbek Savet Ensiklopediyas(, Tashkent 1971-1980.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

مسعود عرفانیان

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 11
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده