تانزانیا
معرف
کشوری‌ در مشرق‌ افریقا
متن
تانزانیا ، کشوری‌ در مشرق‌ افریقا. جمهوری‌ متحد تانزانیا از دو قسمت‌ تشکیل‌ شده‌ است‌: سرزمین‌ اصلی‌ به‌ نام‌ تانگانیکا ، و جزایر زنگبار * و پمبا * و مافیا . از شرق‌ به‌ اقیانوس‌ هند، از جنوب‌ به‌ موزامبیک‌، از جنوب‌غربی‌ به‌ زامبیا و مالاوی‌ ، از غرب‌ به‌ جمهوری‌ دموکراتیک‌ کنگو (زئیر)، از شمال‌غربی‌ به‌ بوروندی‌/ اوروندی‌ و رواندا و از شمال‌ به‌ اوگاندا و کنیا محدود می‌شود. مساحت‌ تانزانیا 087 ، 945 کیلومتر مربع‌ و پایتخت‌ آن‌ دارالسلام‌ * است‌.جزیرة‌ زنگبار به‌ مساحت‌ حدود 660 ، 1 کیلومتر مربع‌، یکی‌ از بزرگترین‌ جزایر مرجانی‌ دور از ساحل‌ در افریقاست‌ و با آبراهه‌ای‌ از سرزمین‌ اصلی‌ (تانگانیکا) جدا می‌شود. جزیرة‌ پمبا در چهل‌ کیلومتری‌ شمال‌غربی‌ زنگبار واقع‌ است‌ و 982 کیلومتر مربع‌ مساحت‌ دارد. زنگبار و پمبا هر دو دارای‌ سطحی‌ نسبتاً هموارند ( > اطلس‌ جهانی‌ اینکارتا < ، ذیل‌ مادّه‌).تانزانیا از نظر ناهمواری‌ و اقلیم‌ بسیار متنوع‌ است‌. کوه‌ کلیمانجارو در شمال‌شرقی‌ آن‌ با ارتفاع‌ 895 ، 5 متر، و دریاچة‌ تانگانیکا در غرب‌ آن‌ با 358 متر پایینتر از سطح‌ دریا، بترتیب‌ مرتفعترین‌ و پست‌ترین‌ نقطة‌ افریقا به‌شمار می‌روند. مناطق‌ مرتفع‌ اصلی‌ کشور عبارت‌اند از: در شمال‌، کوههای‌ اوسامبارا/ یوسامبارا و پار و کلیمانجارو و مرو ؛ در قسمت‌ مرکزی‌ و جنوبی‌ ارتفاعات‌ اولوگورو ؛ و نواری‌ با جهت‌ شمالی‌ ـ جنوبی‌ که‌ از منطقة‌ نگورونگورو به‌ طرف‌ جنوب‌ امتداد می‌یابد. بلندترین‌ قله‌ها آتشفشانی‌اند. از دریاچه‌های‌ آنجاست‌: تانگانیکا، ویکتوریا نیانزا یا ویکتوریا، روکوا ، مانیارا ، ایاسی‌ و نیاسا یا مالاوی‌. بخش‌ عمده‌ای‌ از نواحی‌ داخلی‌ پوشیده‌ از جلگه‌ها و فلاتهایی‌ با شیب‌ ملایم‌ است‌ که‌ رشته‌ تپه‌های‌ کم‌ارتفاع‌ و تپه‌های‌ منفرد و پراکنده‌ آنها را از یکدیگر جدا می‌کند ( > افریقای‌ جنوب‌ صحرا 2001 < ، ص‌ 1146؛ کوک‌، ص‌ 545).ارتفاع‌ و فاصله‌ از دریا، اقلیم‌ تانزانیا را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. در سرزمین‌ اصلی‌، نوار ساحلی‌ در طول‌ اقیانوس‌ هند، اقلیم‌ گرم‌ و مداری‌ دارد با میانگین‌ دمای‌ سالانه‌ ْ27 و میزان‌ بارندگی‌ سالانه‌ بین‌ 750 تا 400 ، 1 میلیمتر. فلات‌ داخلی‌ گرم‌ و خشک‌ است‌ با میانگین‌ بارندگی‌ کمتر از پانصد میلیمتر در سال‌. مناطق‌ مرتفع‌ نیمه‌معتدل‌ جنوب‌غربی‌، بهتر آبیاری‌ می‌شوند. اقلیم‌ سرزمینهای‌ داخلی‌ عموماً مداری‌ است‌، ولی‌ گرما با نسیمی‌ که‌ در طول‌ سال‌ از دریا می‌وزد، معتدل‌ می‌شود. مقدار بارندگی‌ در تانزانیا در سالهای‌ مختلف‌، تغییر معتنابهی‌ داشته‌ است‌ ( > اطلس‌ جهانی‌ اینکارتا < ، همانجا). فصل‌ خشک‌ در اغلب‌ مناطق‌ کشور طولانی‌ است‌. نوسان‌ بسیار میانگین‌ بارندگی‌ سالانه‌ بر تولیدات‌ کشاورزی‌ و تعداد دامها بسیار تأثیر داشته‌ است‌. مازاد آب‌ نواحی‌ مرطوبتر به‌ چند رودخانة‌ بزرگ‌ دایمی‌ سرازیر می‌شود. بزرگترین‌ آنها، رودخانة‌ روفیجی‌ است‌ که‌ از ارتفاعات‌ جنوبی‌ و بخش‌ بزرگی‌ از جنوب‌ تانزانیا جاری‌ می‌شود. روفیجی‌ با متوسط‌ خروجی‌ 133 ، 1 مترمکعب‌ آب‌ در ثانیه‌، یکی‌ از بزرگترین‌ رودخانه‌های‌ افریقاست‌. رودخانه‌های‌ روو ، وامی‌ و پانگانی‌ به‌ اقیانوس‌ هند می‌ریزند. بر روی‌ رودخانة‌ پانگانی‌ تأسیسات‌ تولید برق‌ احداث‌ شده‌ است‌. حاصلخیزترین‌ خاک‌ تانزانیا، خاکهای‌ قرمز ـ قهوه‌ای‌ حاصله‌ از سنگهای‌ آتشفشانی‌ است‌. خاک‌ مبوگا و خاکهای‌ آبرفتی‌ دیگر برای‌ کشاورزی‌ مناسب‌ است‌. فلات‌ داخلی‌ با خاکهای‌ لائوم‌ حاره‌ای‌ ــ که‌ حاصلخیزی‌ متوسط‌ دارد ــ پوشیده‌ شده‌ است‌. پوشش‌ گیاهی‌ طبیعی‌ تانزانیا بر اثر حضور انسان‌ بسیار کم‌ شده‌ است‌. در نواحی‌ جنوبی‌ و مرکزی‌ مایل‌ به‌ غرب‌، بیشه‌زارها قریب‌ 30% کشور را دربر می‌گیرد. یک‌ سوم‌ تانزانیا به‌ پارکهای‌ محلی‌ و گردشگاههای‌ حفاظت‌شدة‌ جنگلی‌ اختصاص‌ دارد ( > افریقای‌ جنوب‌ صحرا 2001 < ، همانجا).الماس‌ مهمترین‌ منبع‌ معدنی‌ است‌ که‌ بتازگی‌ در تانزانیا استخراج‌ می‌شود. ذخایر عظیم‌ زغال‌سنگ‌ و سنگ‌آهن‌ در ناحیة‌ جنوبی‌ کشف‌ شده‌ است‌. عرصه‌های‌ جنگلی‌ از مهمترین‌ منابع‌ طبیعی‌ کشور است‌. در میان‌ بسیاری‌ از گونه‌های‌ درختان‌ جنگلی‌، ماهون‌/ ماهاگونی‌ و کافور ارزش‌ فراوان‌ دارد. تانزانیا حیات‌وحش‌ متنوعی‌ دارد، شامل‌ گوزن‌ انتلوپ‌ ، گورخر، فیل‌، اسب‌ آبی‌، کرگدن‌، زرافه‌، شیر، پلنگ‌، چیتا و میمون‌ ( > اطلس‌ جهانی‌ اینکارتا < ، همانجا).از نظر تقسیمات‌ کشوری‌، تانزانیا 22 ناحیه‌ دارد (رجوع کنید به > افریقای‌ جنوب‌ صحرا 2001 < ، ص‌1160). شهر دارالسلام‌ بندر اصلی‌، مرکز صنعتی‌ مهم‌ و کانون‌ حکومت‌ و فعالیتهای‌ بازرگانی‌ است‌ و طبق‌ برنامة‌ در دست‌ اجرا، تا 1384 ش‌/ 2005 مراکز اداری‌ و سیاسی‌ این‌ شهر به‌ شهر دودوما منتقل‌ خواهد شد. شهر آروشا در سالهای‌ اخیر تا حدی‌ به‌ سبب‌ برخورداری‌ از جاذبه‌های‌ جهانگردی‌ رونق‌ سریع‌ داشته‌ است‌. از دیگر شهرهای‌ مهم‌ تانزانیا، موانزا ، تابورا ، امبیا ، تانگا و زنگبار است‌ (همان‌، ص‌1146، 1160؛ > دستینة‌ سیاسی‌ جهان‌: 1998 < ، ص‌902).بنابر آمار 1376ش‌/ 1997، جمعیت‌ تانزانیا 000 ، 783 ، 32 تن‌ بوده‌ است‌ که‌ 000 ، 935 ، 31تن‌ در تانگانیکا و 000 ، 848 تن‌ در جزایر، بویژه‌ در زنگبار و پمبا، ساکن‌ بوده‌اند (همان‌، ص‌902ـ903). در 1374ش‌ / 1995، 6ر75% از مردم‌ کشور، روستانشین‌ و 4ر24% شهرنشین‌ بوده‌اند. تراکم‌ جمعیت‌ در نواحی‌ مختلف‌ این‌ کشور، بسیار متفاوت‌ است‌. در اغلب‌ نواحی‌ داخلی‌ (در مقابل‌ ساحلی‌)، تراکم‌ جمعیت‌ نسبتاً کم‌ است‌. جمعیت‌ غیرشهری‌ در اغلب‌ بخشهای‌ کشور در خانه‌های‌ منفرد و پراکنده‌ ساکن‌اند. بالاترین‌ تراکم‌ (بیش‌ از 250 تن‌ در هر کیلومتر مربع‌) در مناطق‌ حاصلخیز کم‌شیب‌، نظیر کناره‌های‌ دریاچة‌ مالاوی‌، است‌. در اغلب‌ مناطق‌ مرتفع‌ و در ناحیة‌ جنوب‌ دریاچة‌ ویکتوریا، معروف‌ به‌ «سرزمین‌ سوکوما » تراکم‌ جمعیت‌ نسبتاً زیاد است‌. شیوة‌ سکونت‌ جمعیت‌ غیرشهری‌ مانع‌ توسعة‌ کشور شده‌ است‌، ازینرو اساس‌ برنامة‌ توسعه‌، تلاش‌ برای‌ روستایی‌ کردن‌، تمرکز سرمایه‌گذاری‌ و ایجاد «اوجاما » (روستاهای‌ خانوادگی‌، سکونتگاههای‌ متمرکز و همیار) است‌ ( بریتانیکا ، ذیل‌ مادّه‌؛ > افریقای‌ جنوب‌ صحرا 2001 < ، ص‌ 1146).بیش‌ از 120 گروه‌ قومی‌ در تانزانیا زندگی‌ می‌کنند. بیشتر مردم‌ افریقایی‌تبار و از بانتوزبانها هستند. بزرگترین‌ گروه‌ قومی‌، سوکوما نام‌ دارد که‌ در جنوب‌ دریاچة‌ ویکتوریا سکونت‌ یافته‌اند. دومین‌ گروه‌ بزرگ‌ قومی‌ نیاموزی‌ است‌ که‌ در جنوب‌ ناحیة‌ سوکوماها زندگی‌ می‌کنند و با همسایگان‌ شمالی‌ خود (کنیا و اوگاندا) پیوندهای‌ فرهنگی‌ و زبانی‌ دارند (لوذی‌ و وسترلوند، ص‌97؛ کوک‌، ص‌546؛ امینی‌، ص‌ 7). از جمله‌ اقلیتهای‌ غیرافریقایی‌ ساکن‌ در تانزانیا، آسیاییها (بیشتر هندیها و پاکستانیها) و اروپاییها و اعراب‌اند. به‌رغم‌ این‌ تنوع‌ قومی‌، توزیع‌ نسبی‌ قبایل‌ در سرتاسر سرزمین‌ و واگذاری‌ مناصب‌ مهم‌ به‌ هریک‌ از آنها، موجب‌ ثبات‌ نسبی‌ تانزانیا شده‌ است‌ ( > دستینة‌ سیاسی‌ جهان‌: 1998 < ، ص‌903؛ عرب‌ احمدی‌، 1376ش‌، ص‌72، 76).زبان‌ رسمی‌ تانزانیا سواحلی‌ * است‌. تقریباً تمام‌ قبایل‌ تانزانیا، علاوه‌ بر لهجة‌ بومی‌ خود، به‌ سواحلی‌ سخن‌ می‌گویند. حتی‌ جوامع‌ بستة‌ آسیایی‌ در این‌ کشور نیز نتوانسته‌اند در مقابل‌ نفوذ تدریجی‌ سواحلی‌ مقاومت‌ کنند. به‌ این‌ ترتیب‌، سواحلی‌ در تانزانیا عامل‌ وحدت‌ ملی‌ است‌. چون‌ تانزانیا در گذشته‌ مستعمرة‌ انگلیس‌ بوده‌، زبان‌ انگلیسی‌ در تجارت‌ و آموزش‌ عالی‌ بسیار رایج‌ است‌ (لوذی‌ و وسترلوند، همانجا؛ عرب‌ احمدی‌، 1376ش‌، ص‌76).مطابق‌ برآورد تقریبی‌ 1377ش‌/ 1998، بیش‌ از 60% ساکنان‌ تانگانیکا و بیش‌ از 90% جمعیت‌ زنگبار، مسلمان‌ بوده‌اند ( > دستینة‌ سیاسی‌ جهان‌: 1998 < ، همانجا؛ برای‌ آگاهی‌ از اختلاف‌ آرا در مورد نسبت‌ مسلمانان‌ به‌ مسیحیان‌ رجوع کنید به لوذی‌ و وسترلوند، ص‌100؛ کتانی‌، ص‌210؛ سازمان‌ تبلیغات‌ اسلامی‌، ص‌9؛ امینی‌، ص‌17). از نسبت‌ جمعیت‌ مسلمانان‌ به‌ مسیحیان‌ و پیروان‌ اعتقادات‌ بومی‌ برآورد دقیقی‌ در دست‌ نیست‌. بیشتر مسلمانان‌، سنّی‌ مذهب‌اند، غالب‌ افریقایی‌تبارها شافعی‌، و هندی‌ ـ پاکستانی‌تبارها عمدتاً حنفی‌اند و گروههای‌ کوچک‌ یمنی‌تبار، مذهب‌ مالکی‌ و حنبلی‌ دارند. اقلیت‌ شیعه‌ را ــ که‌ بیشتر آسیایی‌تبار (هندی‌ و پاکستانی‌)اند ــ اسماعیلیان‌ نزاری‌ (خوجه‌ها)، اسماعیلیان‌ مُسْتَعْلَوی‌ (بُهره‌ها) و شیعیان‌ دوازده‌ امامی‌ تشکیل‌ می‌دهند. مسلمانان‌ عمانی‌تبار، اغلب‌ اباضی‌اند. گروه‌ کوچک‌ فعالی‌ از احمدیه‌ (پیروان‌ غلام‌ احمد قادیانی‌) در تانزانیا وجود دارد که‌ هندی‌تبارند. به‌ ادعای‌ برخی‌ محققان‌، سه‌ چهارم‌ مسلمانان‌ تانزانیا صوفی‌ مسلک‌اند. طریقتهای‌ صوفیه‌ در آنجا عبارت‌ است‌ از: شاذلیه‌ (قدیمترین‌ طریقت‌)، قادریه‌ (بزرگترین‌ طریقت‌)، رفاعیه‌، دَندراویه‌، احمدیه‌ یا ادریسیه‌، و علویه‌ (لوذی‌ و وسترلوند، همانجا؛ ونگا، ص‌ 35ـ 37؛ کوک‌، ص‌566 ـ567؛ کتانی‌، همانجا).اقتصاد تانزانیا به‌ رهبری‌ جولیوس‌ نایرره‌ ، از 1346ش‌/ 1967 با صدور اعلامیة‌ آروشا سوسیالیستی‌ شد. سیاستهای‌ اقتصادی‌ سوسیالیستی‌، شامل‌ ملی‌ کردن‌ کلیة‌ بخشهای‌ اقتصادی‌ بویژه‌ بخش‌ کشاورزی‌ نتایج‌ مثبتی‌ نداشت‌. رکود شدید اقتصادی‌ از اواخر دهة‌ 1350ش‌/ 1970 تانزانیا را در معرض‌ سقوط‌ اقتصادی‌ قرار داد. از اواسط‌ دهة‌ 1360ش‌/ 1980، حکومت‌ به‌ منظور جلب‌ کمکهای‌ بین‌المللی‌، سیاستهای‌ صندوق‌ بین‌المللی‌ پول‌ و سایر کمک‌کنندگان‌ بین‌المللی‌ را در پیش‌ گرفت‌. این‌ سیاستها، با روی‌گرداندن‌ از سیاستهای‌ سوسیالیستی‌، شامل‌ آزادسازی‌ تجارت‌، بانکداری‌، گسترش‌ خصوصی‌سازی‌، نظارت‌ نکردن‌ بر نرخها و کاهش‌ هزینه‌های‌ دولتی‌ بود. اگرچه‌ از اواخر دهة‌ 1360ش‌/ 1980 شاخصهای‌ اقتصادی‌ تا حدی‌ بهبود یافته‌ است‌، هنوز معضلات‌ اقتصادی‌ بسیاری‌ وجود دارد، از جمله‌ دیوان‌سالاری‌ عریض‌ و طویل‌، فساد و رشوه‌خواری‌، ضعف‌ مدیریت‌ و بازرگانی‌، دسترسی‌ نداشتن‌ بخش‌ خصوصی‌ به‌ اعتبارهای‌ لازم‌، قدرت‌ پایین‌ پول‌ ملی‌ (شلینگ‌) و کندی‌ و عقب‌ماندگی‌ شبکة‌ حمل‌ و نقل‌ ( > افریقای‌ جنوب‌ صحرا 2001 < ، ص‌1152ـ 1158؛ کوک‌ کرافت‌، ص‌122ـ126).اقتصاد تانزانیا بر پایة‌ کشاورزی‌ و وابسته‌ به‌ کمکهای‌ خارجی‌ است‌. طبق‌ برآورد بانک‌ جهانی‌، تولید ناخالص‌ ملی‌ به‌ طور سرانه‌ در تانزانیا در 1376 ش‌/ 1997، 210 دلار بوده‌ است‌. سهم‌ کشاورزی‌ (شامل‌ جنگلها و شیلات‌) در اقتصاد، در 1375 ش‌/ 1996، 2ر52% و نیروی‌ کار شاغل‌ در این‌ بخش‌ در 1376 ش‌/ 1997، حدود 7ر81% برآورد شده‌ است‌. محصولات‌ مهم‌ کشاورزی‌ در تانزانیا ــ که‌ صادر نیز می‌شود ــ قهوه‌، پنبه‌، چای‌، توتون‌ و بادام‌ هندی‌ است‌. قهوه‌ و پنبه‌ و نوعی‌ کنف‌ به‌ نام‌ سیسال‌ در تانگانیکا و نارگیل‌ و گرد میخک‌ در زنگبار و پمبا کشت‌ می‌شود. تانزانیا از بزرگترین‌ تولیدکنندگان‌ ماهی‌ در شرق‌ افریقاست‌. ماهی‌ از سواحل‌ دریا و آبهای‌ داخلی‌، بویژه‌ دریاچه‌های‌ ویکتوریا و تانگانیکا و نیاسا، صید می‌شود ( > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌ 3421؛ > دستینة‌ سیاسی‌ جهان‌: 1998 < ، همانجا؛ امینی‌، ص‌ 69ـ71).سهم‌ صنعت‌ (شامل‌ معادن‌، مصنوعات‌ کارخانه‌ای‌، ساختمان‌ و انرژی‌) در تولید ناخالص‌ داخلی‌ در 1375ش‌/ 1996 بالغ‌ بر 14% و میزان‌ اشتغال‌زایی‌ آن‌ در 1379ش‌/ 1980، 5ر4% از نیروی‌ کار بوده‌ است‌. بخش‌ صنعت‌ عمدتاً محدود به‌ فرآوری‌ محصولات‌ کشاورزی‌ و تولید کالاهای‌ مصرفی‌ است‌. تانزانیا منابع‌ معدنی‌ فراوانی‌ چون‌ طلا، الماس‌، فسفات‌، زغال‌ سنگ‌، سنگ‌ گچ‌، آهک‌، گرافیت‌، قلع‌ و خاک‌ چینی‌ دارد. بخشی‌ از صادرات‌ آن‌ را سنگهای‌ معدنی‌ تشکیل‌ می‌دهد ( > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ؛ > دستینة‌ سیاسی‌ جهان‌: 1998 < ، همانجاها). در 1375ش‌/ 1996 سهم‌ بخش‌ خدمات‌ 7ر33% از تولید ناخالص‌ داخلی‌ برآورد شده‌ است‌. صنعت‌ گردشگری‌ بخش‌ مهمی‌ در اقتصاد تانزانیاست‌ و درآمد آن‌ در 1376ش‌/ 1997 مطابق‌ گزارش‌ بانک‌ جهانی‌، 4ر392 میلیون‌ دلار بوده‌ است‌ ( > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، همانجا).تاریخ‌ سیاسی‌. آلمان‌ در 1301/1884 تانگانیکا را اشغال‌ کرد. در 1302/ 1885 تانگانیکا تحت‌الحمایة‌ آلمان‌ اعلام‌ شد و سپس‌ در مستعمرات‌ افریقای‌ شرقی‌ آلمان‌، شامل‌ رواندا و بوروندی‌ کنونی‌، ادغام‌ گردید. مقاومت‌ در برابر حاکمیت‌ آلمان‌، در 1323 و 1324/ 1905 و 1906 با قیام‌ ماجی‌ماجی‌ در جنوب‌ تانزانیا به‌ اوج‌ رسید. این‌ قیام‌ سرانجام‌ با ایجاد قحطی‌، که‌ منجر به‌ مرگ‌ شمار زیادی‌ از مردم‌ شد، سرکوب‌ گردید. در 1338/ 1920 جامعة‌ ملل‌، قیمومت‌ تانگانیکا را به‌ بریتانیا داد. در 1325ش‌/ 1946 تانگانیکا «سرزمین‌ تحت‌ قیمومت‌ سازمان‌ ملل‌ متحد» اعلام‌ شد و ادارة‌ آن‌ بر عهدة‌ بریتانیا باقی‌ ماند. «مجمع‌ افریقایی‌ تانگانیکا» ــ که‌ در 1308ش‌/ 1929 تأسیس‌ شده‌ بود ــ در اعتراض‌ به‌ واگذاری‌ زمین‌ به‌ زارعان‌ سفیدپوست‌ مهاجر و سهم‌ ناعادلانة‌ نمایندگی‌ افریقاییها در حکومت‌ محلی‌، به‌ مخالفت‌ سیاسی‌ پرداخت‌. در 1333ش‌/ 1954 مجمع‌ افریقایی‌ تانگانیکا به‌ ریاست‌ نایرره‌ به‌ «اتحادیة‌ ملی‌ افریقایی‌ تانگانیکا» تغییر نام‌ داد. اتحادیه‌ شکواییه‌ای‌ به‌ شورای‌ قیمومت‌ سازمان‌ ملل‌ نوشت‌ و طی‌ آن‌ برای‌ تانگانیکا تقاضای‌ استقلال‌ کرد. هیئتی‌ از طرف‌ سازمان‌ ملل‌ از تانگانیکا بازدید و به‌ انگلستان‌ تأکید کرد که‌ شرایط‌ لازم‌ را برای‌ استقلال‌ تانگانیکا فراهم‌ کند. متعاقباً در انتخابات‌ دو مرحله‌ای‌ در 1337 و 1338 ش‌/ 1958 و 1959، مجمع‌ افریقایی‌ تانگانیکا پیروز شد و سپس‌ شورای‌ جدید وزیران‌ شامل‌ وزیران‌ افریقایی‌ تشکیل‌ گردید. در 1339ش‌/1960 انتخابات‌ دیگری‌ برگزار شد که‌ در آن‌ مجمع‌ افریقایی‌ تانگانیکا هفتاد کرسی‌ از 71 کرسی‌ مجمع‌ را به‌ خود اختصاص‌ داد و نایرره‌ نخست‌وزیر تانگانیکا شد ( > افریقای‌ جنوب‌ صحرا 2001 < ، ص‌1147؛ امینی‌، ص‌ 103).تانگانیکا در اردیبهشت‌ 1340/ مه‌ 1961 به‌ نخست‌وزیری‌ نایرره‌، خودمختاری‌ داخلی‌ به‌دست‌ آورد. استقلال‌ سیاسی‌ تانگانیکا رسماً در هجدهم‌ آذر 1340/ نهم‌ دسامبر 1961 اعلام‌ شد. زنگبار و پمبا و چند جزیرة‌ کوچک‌، که‌ از 1307/1890 تحت‌الحمایة‌ بریتانیا بودند، در 1342ش‌/1963 به‌ صورت‌ سلطان‌نشینی‌ مستقل‌ درآمدند. در 1343ش‌/1964 حکومت‌ سلطان‌ آنجا، سیدجمشیدبن‌ عبداللّه‌بن‌ خلیفه‌ (سلطان‌بن‌ عبداللّه‌)، در درگیری‌ مسلحانة‌ ملی‌گرایان‌ افریقایی‌ با اقلیت‌ عرب‌ که‌ در رأس‌ قدرت‌ بودند، واژگون‌ شد. ملی‌گرایان‌ اعلام‌ جمهوری‌ کردند و حزب‌ افرو ـ شیرازی‌ به‌ رهبری‌ شیخ‌ عَبید امانی‌ کَرومِه‌، به‌ قدرت‌ رسید. در همان‌ سال‌، نایرره‌ سند اتحادی‌ با کرومه‌، رئیس‌جمهور زنگبار، امضا کرد و بدین‌ترتیب‌ دو کشور به‌ یکدیگر ملحق‌ شدند. پس‌ از چندی‌، اتحادیه‌ای‌ با عنوان‌ «جمهوری‌ متحد تانزانیا» به‌وجود آمد. در این‌ اتحادیه‌، کرومه‌ معاون‌ اول‌ رئیس‌جمهور تانزانیا و رئیس‌ شورای‌ عالی‌ انقلابی‌ حاکم‌ بر زنگبار شد. در 1344ش‌/1965 قانون‌ اساسی‌ جدیدی‌ ــ که‌ متضمن‌ نظام‌ سیاسی‌ تک‌ حزبی‌ بود ــ به‌ اجرا درآمد، هر چند در عمل‌ تا 1356ش‌/1977 فضای‌ سیاسی‌ کشور تحت‌ سیطرة‌ دو حزب‌ اتحادیه‌ ملی‌ افریقایی‌ تانگانیکا و افرو ـ شیرازی‌ بود. در 1344 ش‌/ 1965 نایرره‌ در پی‌ انتخاباتی‌ در تانزانیا، رئیس‌جمهورِ جمهوری‌ متحد تانزانیا شد. او به‌طور پیاپی‌ در 1349ش‌/ 1970 و 1354ش‌/ 1975 و 1359ش‌/ 1980 رئیس‌جمهور تانزانیا شد (رجوع کنید به ادامة‌ مقاله‌). کرومه‌ تا 1351 ش‌/ 1972 مخالفان‌ خود را در زنگبار سرکوب‌ می‌کرد و در این‌ تاریخ‌، گروهی‌ از پناهندگان‌ سیاسی‌ زنگباری‌ مستقر در دبی‌ او را ترور کردند. نایرره‌، عبود جومبه‌ را معاون‌ اول‌ خود و رهبر حزب‌ افرو ـ شیرازی‌ کرد ( > افریقای‌ جنوب‌ صحرا 2001 < ؛ > دستینة‌ سیاسی‌ جهان‌: 1998 < ، همانجاها؛ کوک‌، ص‌ 522).در 1356ش‌/1977 با ادغام‌ اتحادیة‌ ملی‌ افریقایی‌ تانگانیکا و حزب‌ افرو ـ شیرازی‌، حزب‌ انقلابی‌ خلق‌ تشکیل‌ شد و مجمع‌ ملی‌ تانزانیا قانون‌ اساسی‌ دایمی‌ را، که‌ ضامن‌ سلطة‌ حزب‌ انقلابی‌ خلق‌ در نظام‌ حکومتی‌ بود، تصویب‌ کرد. در 1359ش‌/1980 انتخابات‌ ریاست‌ جمهوری‌ و نهاد قانونگذاری‌ برگزار شد که‌ در آن‌ نایرره‌ مجدداً رئیس‌جمهور گردید و نیمی‌ از اعضای‌ منتخب‌ مجمع‌ ملی‌، شامل‌ چند وزیر، کرسی‌ نمایندگی‌ را از دست‌ دادند. این‌ ناکامی‌، بازتاب‌ اعتراض‌ رأی‌دهندگان‌ به‌ کمبود ارزاق‌ عمومی‌ و دیوان‌سالاری‌ ناکارآمد کشور بود. در 1363ش‌/1984 مجمع‌ ملی‌ در قانون‌ اساسی‌ تغییراتی‌ داد که‌ براساس‌ آن‌، اختیارات‌ رئیس‌جمهور محدود و بر اختیارات‌ مجمع‌ ملی‌ افزوده‌ شد. در 1364ش‌/ 1985 چند مقام‌ نظامی‌ و غیرنظامی‌ به‌ اتهام‌ دست‌ داشتن‌ در طراحی‌ کودتا ــ که‌ نافرجام‌ ماند ــ دستگیر شدند. در آبان‌ 1364/1985، نایرره‌ در آستانة‌ انقضای‌ دورة‌ ریاست‌ جمهوری‌ خود استعفا کرد. علی‌حسن‌ مووینی‌ (از حزب‌ انقلابی‌ خلق‌)، که‌ از 1363ش‌/ 1984 رئیس‌جمهور زنگبار و معاون‌ رئیس‌جمهور تانزانیا بود، رئیس‌جمهور تانزانیا شد. وی‌ ژوزف‌ واریوبا ، وزیر پیشین‌ دادگستری‌، را نخست‌وزیر و معاون‌ اول‌ خود کرد. نایرره‌ همچنان‌ رئیس‌ حزب‌ انقلابی‌ خلق‌ ماند. هم‌زمان‌، انتخابات‌ مجمع‌ ملی‌ برگزار شد. همچنین‌ در انتخابات‌ ریاست‌جمهوری‌ و قانونگذاری‌ زنگبار در اکتبر 1984، ادریس‌ عبدالوکیل‌ رئیس‌جمهور زنگبار شد. در 1365 ش‌/ 1986 مووینی‌ از فساد و سوء مدیریت‌ رایج‌ در حزب‌ انقلابی‌ خلق‌ انتقادات‌ تندی‌ کرد. طی‌ ماههای‌ بعد چند مقام‌ حزبی‌ و مدیر تشکیلاتی‌ از کار برکنار شدند یا تنزل‌ رتبه‌ یافتند و برخی‌ از آنان‌ نیز از حزب‌ اخراج‌ شدند ( > دستینة‌ سیاسی‌ جهان‌: 1998 < ، همانجا).تا 1366ش‌/ اواخر 1987 دودستگی‌ درون‌ حزب‌ آشکار شد. سوسیالیستهای‌ محافظه‌کار هوادار نایرره‌، در مقابل‌ مصلحت‌گرایانِ مدافعِ مووینی‌ ــ که‌ مشی‌ لیبرالی‌ داشت‌ ــ قرار داشتند ( > افریقای‌ جنوب‌ صحرا 2001 < ، همانجا؛ کوک‌ کرافت‌، ص‌125ـ126). مقابلة‌ نایرره‌ و مووینی‌، با انتخاب‌ مجدد نایرره‌ به‌ ریاست‌ حزب‌ در 1365 ش‌/ 1986 تشدید گردید. مووینی‌ سه‌ وزیر محافظه‌کار کابینه‌ را، که‌ با سیاستهای‌ آزادسازی‌ اقتصادی‌ مخالفت‌ داشتند، برکنار کرد. در 1367ش‌/ اوایل‌ 1988 بحران‌ سیاسی‌ در زنگبار فزونی‌ گرفت‌ که‌ حاصل‌ رقابتهای‌ اساسی‌ میان‌ ساکنان‌ زنگبار و جزایر کوچکتر و پمبا، میان‌ اعراب‌ و افریقاییهای‌ زنگبار و میان‌ مدافعان‌ و مخالفان‌ وحدت‌ با تانگانیکا بود (رجوع کنید به زنگبار * ).در 1369ش‌/1990 برخی‌ اقدامات‌ و رویدادهای‌ سیاسی‌ موجب‌ تحکیم‌ موقعیت‌ مووینی‌ شد. او سوسیالیستهای‌ تندرو را از کابینه‌ اخراج‌ نمود و در پی‌ کناره‌گیری‌ نایرره‌ از حزب‌ مووینی‌ به‌ ریاست‌ حزب‌ برگزیده‌ شد. او در ششم‌ آبان‌ 1369/ 28 اکتبر 1990 دوباره‌ رئیس‌جمهور گردید و جان‌ مالکلا را نخست‌ وزیر و معاون‌ اول‌ خود کرد. همچنین‌ در 1369 ش‌/ 1990 انتخابات‌ پارلمانی‌ و ریاست‌ جمهوری‌ در زنگبار برگزار شد که‌ در آن‌ تنها نامزد ریاست‌جمهوری‌، سالمین‌ آمور ، رئیس‌جمهور شد ( > دستینة‌ سیاسی‌ جهان‌: 1998 < ، ص‌904؛ > افریقای‌ جنوب‌ صحرا 2001 < ، ص‌1148).در 1371ش‌/ 1992 قانون‌ اساسی‌ جمهوری‌ متحد تانزانیا و زنگبار به‌ منظور تأمین‌ نظام‌ سیاسی‌ چند حزبی‌ اصلاح‌ شد و از اواسط‌ 1992 چند سازمان‌ سیاسی‌ رسماً به‌ ثبت‌ رسید، با وجود این‌ حکومت‌، فعالیتهای‌ مخالفان‌ را محدود می‌کرد. در همین‌ سال‌ زنگبار عضو سازمان‌ کنفرانس‌ اسلامی‌ شد. رهبران‌ سیاسی‌ مسیحی‌، این‌ اقدام‌ را خلاف‌ قانون‌ اساسی‌ تانزانیا دانستند و انتقادات‌ بسیار تندی‌ کردند. بحثهای‌ حادی‌ نیز در مورد آیندة‌ سیاسی‌ اتحادیه‌ درگرفت‌. در 1372 ش‌/ 1993 کمیسیون‌ ویژة‌ مجلس‌ تانزانیا اقدام‌ حکومت‌ محلی‌ را خلاف‌ قانون‌ اساسی‌ تلقی‌ کرد و زنگبار از سازمان‌ کنفرانس‌ اسلامی‌ خارج‌ شد (همانجاها؛ لوذی‌ و وسترلوند، ص‌108).تحولات‌ سیاسی‌ تانزانیا در 1372ش‌/1993 حول‌ دو مسئله‌ شکل‌ گرفت‌: سهم‌ قدرت‌ زنگبار و تانگانیکا در ساختار سیاسی‌ و اداری‌ اتحادیه‌، و اختلاف‌ فزایندة‌ مسلمانان‌ و مسیحیان‌. طرح‌ اصلاحیة‌ قانون‌ اساسی‌ که‌ مجمع‌ ملی‌ برای‌ مستقل‌ کردن‌ نهادهای‌ قانونگذاری‌ و حکومتی‌ تانگانیکا پیشنهاد کرده‌ بود، با مخالفت‌ رجال‌ سرشناسی‌ چون‌ نایرره‌ ــ که‌ آن‌ را خطری‌ برای‌ وحدت‌ ملی‌ می‌دانستند ــ منتفی‌ شد. معضلات‌ اقتصادی‌ دولت‌ و فعالیت‌ فزایندة‌ اسلام‌گرایان‌، حزب‌ حاکم‌ را با وضع‌ دشواری‌ مواجه‌ ساخت‌. در 1373 ش‌/ اواخر 1994 رهبری‌ حزب‌ انقلابی‌ خلق‌ دچار آشفتگی‌ شد. نایرره‌ از مالکلا و هُراکه‌ کولیمبا (دبیرکل‌ حزب‌) بشدت‌ انتقاد کرد و خواستار کناره‌گیری‌ آنان‌ از مناصب‌ خود شد و مووینی‌ را نیز بی‌کفایت‌ خواند. وزیران‌ کابینه‌ در حمایت‌ از نایرره‌، نشست‌ دولت‌ به‌ درخواست‌ مووینی‌ را تحریم‌ کردند. مووینی‌ نیز در سیزدهم‌ آذر 1373/ چهارم‌ دسامبر 1994 مجمع‌ ملی‌ را منحل‌ و با انتصاب‌ کلوپا ماسویا به‌ نخست‌وزیری‌، دولت‌ جدید خود را اعلام‌ کرد ( > دستینة‌ سیاسی‌ جهان‌: 1998 < ، همانجا).در 1374ش‌/ 1995 نخستین‌ انتخابات‌ چند حزبی‌ مجلس‌ هم‌زمان‌ با انتخابات‌ ریاست‌ جمهوری‌، در سراسر اتحادیه‌ و در زنگبار برگزار شد. انتخابات‌ با بیش‌ از 300 ، 1 نامزد و نُه‌ حزب‌ مخالف‌ برگزار شد. این‌ احزاب‌ پیشتر اعلام‌ کرده‌ بودند که‌ در صورت‌ لزوم‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ اکثریت‌، ائتلاف‌ خواهند کرد. نتایج‌ انتخابات‌، مشاجرات‌ سیاسی‌ دامنه‌داری‌ در پی‌ داشت‌ (رجوع کنید به همانجا). بنیامین‌ امکاپا با 8ر61% آرا رئیس‌جمهور و سپس‌ فریدریک‌ سومایه‌ نخست‌وزیر شد. اکثر اعضای‌ کابینة‌ او، نیروهای‌ جوان‌ و تازه‌ کار سیاسی‌ بودند و تقریباً هیچیک‌ از وزیران‌ سابق‌، به‌ اتهام‌ فساد مالی‌، حضور نداشتند. در 1375 ش‌/ 1996 تلاشهای‌ اصلاح‌طلبانة‌ امکاپا در زمینه‌های‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ تا حدی‌ موفقیت‌آمیز بود، اما کامیابی‌ او براثر بن‌بست‌ سیاسی‌ زنگبار ــ که‌ آن‌ را جبهة‌ متحد مدنی‌ با تحریم‌ مجلس‌ قانونگذاری‌ در اعتراض‌ به‌ تقلب‌ حزب‌ حاکم‌، به‌وجود آورده‌ بود ــ مخدوش‌ شد. برنامة‌ امکاپا برای‌ مبارزه‌ با فساد نیز با اثبات‌ رشوه‌گیری‌ وزیر اقتصاد و بعضی‌ مقامات‌ حکومتی‌ و حزب‌ حاکم‌ و متعاقباً کناره‌گیری‌ وزیر مالیه‌، وزیر منابع‌ طبیعی‌ و وزیر جهانگردی‌، کاملاً تضعیف‌ شد. امکاپا در 1376ش‌ / 1997 ناگزیر از ترمیم‌ کابینه‌ گردید (همانجا؛ > افریقای‌ جنوب‌ صحرا 2001 < ، ص‌ 1148ـ 1149؛ > کتاب‌ سال‌ جهان‌ اروپا 1999 < ، ج‌ 2، ص‌ 3419).در 1377 ش‌/ 1998 به‌ دنبال‌ انفجار بمب‌ در سفارت‌ امریکا در دارالسلام‌ (هم‌زمان‌ با انفجار مشابهی‌ در نمایندگی‌ امریکا در نایروبی‌ و کنیا)، بازپرسان‌ تانزانیا و عوامل‌ پلیس‌ فدرال‌ امریکا تحقیقات‌ گسترده‌ای‌ آغاز کردند. امریکا این‌ حملات‌ را به‌ عوامل‌ اسامه‌بن‌لادن‌ نسبت‌ داد و به‌ عملیات‌ تلافی‌جویانة‌ موشکی‌ در سودان‌ و افغانستان‌ مبادرت‌ ورزید. در 1378 ش‌/ 1999 آگوستین‌ مرما (فعال‌ سیاسی‌ در تشکل‌ مخالف‌ حزب‌ حاکم‌) و جناح‌ او به‌ حزب‌ کار تانزانیا پیوستند و مرما رئیس‌ این‌ حزب‌ شد. در اواخر اردیبهشت‌ 1378/ اواسط‌ مه‌ 1999 دادگاه‌ عالی‌، انتصاب‌ و حضور مرما را در مناصب‌ رسمی‌ حزب‌ ممنوع‌ ساخت‌. در همین‌ سال‌ شش‌ حزب‌ مخالف‌ که‌ در مجمع‌ ملی‌ کرسی‌ نمایندگی‌ نداشتند، ائتلافی‌ به‌ نام‌ سازمان‌ احزاب‌ سیاسی‌ بیرون‌ از پارلمان‌ به‌ ریاست‌ امانوئل‌ مکایدی‌ رهبر اتحاد ملی‌ برای‌ دموکراسی‌ به‌وجود آوردند ( > افریقای‌ جنوب‌ صحرا 2001 < ، ص‌1152).سیاست‌ خارجی‌. به‌طور کلی‌ سیاست‌ خارجی‌ تانزانیا حول‌ محور دوستی‌ با کشورهای‌ مخالف‌ تبعیض‌ نژادی‌، مبارزه‌ با استعمار افریقا و همکاری‌ با سازمانهای‌ وحدت‌ افریقا و جنبش‌ عدم‌ تعهد است‌. در زمان‌ نایرره‌ روابط‌ این‌ کشور با کشورهای‌ غربی‌ نسبتاً سرد بود، زیرا وی‌ بیشتر متمایل‌ به‌ شوروی‌ و چین‌ و کشورهای‌ کمونیستی‌ اروپای‌ شرقی‌ بود. در این‌ سالها چین‌ کمکهای‌ اقتصادی‌ بسیاری‌ به‌ تانزانیا کرد که‌ از شاخصترین‌ آنها احداث‌ خط‌آهن‌ تانزام‌ (تانزانیا ـ زامبیا) به‌ طول‌ 650 ، 1 کیلومتر است‌. از 1364 ش‌/ 1985 تاکنون‌ تانزانیا مناسبات‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ و فرهنگی‌ گسترده‌ای‌ با امریکا، انگلستان‌، فرانسه‌ و آلمان‌ دارد. روابط‌ تانزانیا با اکثر کشورهای‌ مسلمان‌ نظیر مصر، گینه‌، جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، اندونزی‌، نیجریه‌، پاکستان‌، الجزایر، سودان‌، لیبی‌، ترکیه‌ و یمن‌ خوب‌ است‌ و این‌ کشورها در تانزانیا نمایندگی‌ سیاسی‌ دارند. مناسبات‌ تانزانیا با ایران‌ پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ بهتر شده‌ است‌. اشتراک‌ مذهبی‌ شیعیان‌ خوجه‌ با شیعیان‌ ایران‌، در بهبود و توسعة‌ مناسبات‌ مؤثر بوده‌ است‌. حمایت‌ معنوی‌ آنان‌ از ایران‌ اسلامی‌ در سالهای‌ اولیة‌ پس‌ از انقلاب‌ و بویژه‌ در جنگ‌ تحمیلی‌ حاکی‌ از روابط‌ دوستانة‌ دو کشور است‌ (عرب‌ احمدی‌، 1379 ش‌، ص‌ 33ـ34، 101؛ امینی‌، ص‌ 119ـ120).اسلام‌ در تانزانیا. گسترش‌ اسلام‌ در تانزانیا در دو دورة‌ مشخص‌ صورت‌ پذیرفت‌: دورة‌ نخست‌ از قرن‌ اول‌ تا پیش‌ از قرن‌ سیزدهم‌ هجری‌ است‌. در این‌ دوره‌ بتدریج‌ تعداد زیادی‌ مهاجرنشین‌ مسلمان‌ عرب‌ در جزایر نزدیک‌ به‌ ساحل‌ و منطقة‌ ساحلی‌ شرق‌ افریقا، که‌ به‌ سرزمین‌ زنجها معروف‌ است‌، تأسیس‌ شد (رجوع کنید به افریقیه‌ * ). دورة‌ دوم‌ از 1297 تا 1349 (1309 ش‌)/ 1880ـ1930 است‌ که‌ در این‌ دوره‌ اسلام‌ در مناطق‌ داخلی‌ کشور نفوذ کرد ( د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ مادّه‌؛ کوک‌، ص‌553 ـ 554؛ لوتزیون‌ ، ص‌ 503).مسلمانانی‌ که‌ نخستین‌ بار در قرن‌ دهم‌/ شانزدهم‌ به‌ سرزمین‌ اصلی‌ تانزانیا راه‌ یافتند، عمدتاً از اخلاف‌ اعراب‌ و ایرانیان‌ بودند. بازرگانان‌ ایرانی‌ که‌ بیشتر شیرازی‌ بودند، در جزیرة‌ زنگبار و مناطق‌ ساحلی‌ سرزمین‌ اصلی‌ ساکن‌ شدند و همانند اعراب‌ با زنان‌ بومی‌ ازدواج‌ کردند؛ بر اثر آمیزش‌ نژادی‌ ایرانیان‌ و اعراب‌ با بومیان‌، فرهنگ‌ و زبان‌ جدیدی‌ به‌ نام‌ سواحلی‌ پدید آمد ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ عرب‌احمدی‌، 1379 ش‌، ص‌ 7). در 903/ 1498 پرتغالیها زنگبار را گرفتند و موقعیت‌ مسلمانان‌ را متزلزل‌ ساختند. در اوایل‌ قرن‌ دوازدهم‌/ پایان‌ قرن‌ هفدهم‌ و آغاز قرن‌ هجدهم‌، مسلمانان‌ ساحل‌نشین‌ با کمک‌ اعراب‌ عمانی‌ پرتغالیها را سرنگون‌ کردند. در سدة‌ هجدهم‌ منطقة‌ زنگبار یکی‌ از استانهای‌ عمان‌ شد. سیدسعیدبن‌ سلطان‌، پادشاه‌ عمان‌، در 1248/ 1832 زنگبار را به‌ جای‌ مسقط‌، پایتخت‌ خود کرد. اعراب‌ عمانی‌ تدریجاً نفوذ سیاسی‌ خود را تا اوایل‌ قرن‌ چهاردهم‌/ پایان‌ قرن‌ نوزدهم‌ ــ هنگامی‌ که‌ استعمارگران‌ اروپایی‌ به‌ ساحل‌ شرقی‌ افریقا پا گذاشتند ــ افزایش‌ دادند. عمانیها ضمن‌ سلطة‌ سیاسی‌ بر مناطق‌ ساحلی‌، با برقراری‌ مناسبات‌ تجاری‌ با مردمان‌ نواحی‌ داخلی‌، بویژه‌ نیاموزیها، نفوذ خود را در این‌ مناطق‌ افزایش‌ دادند و امکان‌ گسترش‌ اسلام‌ را فراهم‌ آوردند. بسیاری‌ از رؤسای‌ قبایل‌، حتی‌ در بخشهایی‌ از اوگاندا، مسلمان‌ شدند و با مسلمانان‌ ساحلی‌ همکاری‌ کردند. با وجود این‌، تا پیش‌ از حضور آلمان‌ در شرق‌ افریقا در دهة‌ 1880 (از 1297 تا 1307)، نفوذ فرهنگ‌ و زبان‌ سواحلی‌ و اسلام‌، همچنان‌ به‌ نواحی‌ پیرامون‌ مسیرهای‌ کاروانی‌ و تجاری‌ محدود ماند (کتانی‌، ص‌ 209ـ210؛ لوذی‌ و وسترلوند، ص‌ 98ـ99؛ برای‌ آگاهی‌ از حوزة‌ گسترش‌ اسلام‌ به‌ مناطق‌ داخلی‌ رجوع کنید به کوک‌، ص‌558 ـ 563). این‌ قبایل‌ پذیرفتن‌ اسلام‌ را نشانة‌ ترقی‌ و برخورداری‌ از موقعیت‌ والا می‌دانستند. قبایل‌ افریقایی‌ با پذیرش‌ اسلام‌ به‌ اجتماعی‌ نو درمی‌آمدند که‌ در آن‌ خواندن‌ و نوشتن‌ را به‌ عربی‌ می‌آموختند و با فرهنگ‌ اسلامی‌ آشنا می‌شدند و در مساجد حضور می‌یافتند. آنان‌ از طریق‌ فرهنگ‌ عربی‌ ـ اسلامی‌، اقتصاد مالی‌ را شناختند و به‌ کشت‌ محصولات‌ پرسود تجاری‌ مانند نارگیل‌ و انبه‌ پرداختند و مفاهیم‌ جدیدی‌ چون‌ اجارة‌ زمین‌ در میانشان‌ نهادینه‌ شد ( د. اسلام‌ ، همانجا).آلمانیها دریافتند که‌ حکومت‌ بر زنگبار و تانگانیکا بدون‌ همکاری‌ مسلمانان‌ ــ که‌ تنها مردمان‌ باسواد آن‌ سرزمین‌ بودند ــ ناممکن‌ است‌، ازینرو توأم‌ با به‌ خدمت‌ گرفتن‌ سربازان‌ مسلمان‌ سومالیایی‌ و سودانی‌، مسلمانان‌ عرب‌ و مسلمانان‌ ساحل‌ مریما را «آکیدا » (والی‌) کردند یا به‌ مشاغل‌ صنعتگری‌، مباشری‌، مترجمی‌ و معلمی‌ گماردند. آلمانیها، هندیان‌ را که‌ شماری‌ از آنان‌ مسلمان‌ بودند، به‌ سکونت‌ در نزدیکی‌ مراکز دولتی‌ جدید تشویق‌ کردند. آنان‌ مدارس‌ دولتی‌ در سرزمینهای‌ نوار ساحلی‌ به‌ وجود آوردند و زبان‌ سواحلی‌ را به‌ عنوان‌ زبان‌ رسمی‌ و آموزشی‌ رواج‌ دادند. باوجود همکاری‌ جمع‌ زیادی‌ از مسلمانان‌ با آلمانیها، گروههای‌ بزرگی‌ از آنان‌ ــ که‌ بیشتر فقیر و روستایی‌ بودند و جذب‌ طریقتهای‌ اهل‌ تصوف‌ شده‌ بودند ــ با آلمان‌ مخالفت‌ کردند. فعالیت‌ مسلمانان‌ در عرصه‌های‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ و آموزشی‌ و فرهنگی‌ در دورة‌ استعمار آلمان‌، سبب‌ رشد جامعة‌ مسلمانان‌ در سرزمین‌ اصلی‌ تانزانیا شد. در طول‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌ (1914ـ 1918) آلمانیها، که‌ با امپراتوری‌ عثمانی‌ متحد شده‌ بودند، روابط‌ دوستانه‌ای‌ با مسلمانان‌ برقرار کردند. بعد از جنگ‌ نسبت‌ مسلمانان‌ در تانگانیکا تا 25% کل‌ جمعیت‌ افزایش‌ یافت‌. احتمالاً عواملی‌ چون‌ بی‌ثباتی‌ سیاسی‌، نیاز به‌ هویت‌ مشترک‌ برای‌ مردمانی‌ ناهمگون‌، نیاز به‌ بنیادهای‌ جدید اجتماعی‌ و سیاسی‌ و استفادة‌ فراگیر از زبان‌ سواحلی‌ از 1334 تا 1342 (1303ش‌)/ 1916ـ1924، گسترش‌ اسلام‌ را در تانزانیا و دیگر مناطق‌ افریقای‌ شرقی‌ تسهیل‌ کرد ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ لوذی‌ و وسترلوند، ص‌99؛ لاپیدوس‌، ص‌387؛ > دایرة‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آکسفورد < ، ذیل‌ مادّه‌).بعد از جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و با تسلط‌ بریتانیا بر تانگانیکا، رشد اسلام‌ نسبتاً کاهش‌ یافت‌. حکومت‌ محلی‌ بریتانیا به‌ سود رؤسای‌ محلی‌ و به‌ ضرر مسلمانان‌ منطقة‌ ساحلی‌ عمل‌ می‌کرد. مسلمانان‌ تدریجاً از عرصة‌ سیاسی‌ کشور کنار گذارده‌ شدند. فعالیت‌ مبلّغان‌ مسیحی‌ بسیار افزایش‌ یافت‌ و با تأسیس‌ مدارس‌ مسیحی‌، مسیحیان‌ بسیاری‌ به‌ استخدام‌ درآمدند. بر اثر نابرابریهای‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ و آموزشی‌ که‌ انگلستان‌ بویژه‌ بر مسلمانان‌ روا می‌داشت‌، اسلام‌ صوفیانه‌ به‌ مثابة‌ واکنش‌ بومی‌ در برابر حاکمیت‌ بیگانه‌ در سراسر کشور گسترش‌ یافت‌ و طریقتها به‌ صورت‌ نهادهای‌ سازمان‌یافتة‌ اسلامی‌ درآمدند. در 1313 ش‌/ 1934 مجمع‌ مسلمانان‌ تانگانیکا با هدف‌ اتحاد مسلمانان‌ و پرهیز از فرقه‌گرایی‌ فرهنگی‌ و آموزشی‌ و نژادی‌ و سیاسی‌ شکل‌ گرفت‌. بدین‌ترتیب‌ رهبران‌ صوفی‌، حامیان‌ جدید اتحادیة‌ ملی‌ افریقایی‌ تانگانیکا شدند. با وجود تأسیس‌ «اتحادیة‌ ملی‌ سراسری‌ مسلمانان‌ تانگانیکا» در 1336ش‌/ 1957، که‌ تبلور منافع‌ صرفاً اسلامی‌ بود، بخش‌ عمدة‌ مسلمانان‌ به‌ پشتیبانی‌ از اتحادیة‌ ملی‌ افریقایی‌ تانگانیکا ادامه‌ دادند (لوذی‌ و وسترلوند؛ > دایرة‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آکسفورد < ؛ د. اسلام‌ ، همانجا؛ لاپیدوس‌، ص‌ 391ـ 392؛ درخصوص‌ نقش‌ تصوف‌ در ایجاد وفاق‌ ملی‌ طی‌ مبارزات‌ استقلال‌ رجوع کنید به لوذی‌ و وسترلوند، ص‌ 101ـ102).پس‌ از استقلال‌ و تشکیل‌ اتحادیة‌ تانزانیا، نقش‌ مسلمانان‌ و رهبران‌ طریقتها، در سیاست‌ کشور تداوم‌ یافت‌. مسلمانان‌ در شکل‌گیری‌ سوسیالیسم‌ تانزانیایی‌ طی‌ دهة‌ 1340ش‌/ 1960 سهم‌ تعیین‌کننده‌ای‌ داشتند. سوسیالیسم‌ تانزانیایی‌ شباهتهای‌ فراوانی‌ با جریانهای‌ سوسیالیستی‌ در کشورهای‌ اسلامی‌، بویژه‌ ناصریسم‌، دارد و بر مسلمانان‌ بسیاری‌ در تانزانیا تأثیر نهاده‌ است‌ (لوذی‌ و وسترلوند، ص‌ 102).طی‌ دوره‌های‌ ریاست‌ جمهوری‌ نایرره‌، بیشتر مسلمانان‌ در چارچوب‌ اهداف‌ باکواتا (شورای‌ عالی‌ اسلامی‌ تانزانیا) از سیاستهای‌ سوسیالیستی‌ وی‌ حمایت‌ کردند. باکواتا را مسلمانان‌ هوادار حزب‌ حاکم‌، با رهبری‌ چند شیخ‌ برجستة‌ قادریه‌ تأسیس‌ نمودند. درمقابل‌، اقلیت‌ مسلمانان‌ ــ که‌ بیشتر آسیایی‌تبار بودند ــ از طریق‌ «جامعة‌ خیریة‌ مسلمانان‌ شرق‌ افریقا» علیه‌ سیاستهای‌ سوسیالیستی‌ موضع‌ گرفتند. این‌ تشکل‌ را آقاخان‌سوم‌، امام‌ اسماعیلیان‌ نزاری‌، در 1324ش‌/1945 با هدف‌ ترویج‌ اسلام‌ و ارتقای‌ سطح‌ زندگی‌ مسلمانان‌ شرق‌ افریقا در مومباسا تأسیس‌ کرد. شیعیان‌ آسیایی‌، بویژه‌ اسماعیلیه‌، بر این‌ سازمان‌ تسلط‌ یافتند. گرایشهای‌ ضدسوسیالیستی‌ این‌ سازمان‌ موجب‌ شد که‌ حکومت‌ آن‌ را غیرقانونی‌ اعلام‌ کند (همان‌، ص‌ 102ـ103).بالوکتا (شورای‌ قرائت‌ قرآن‌ تانزانیا) ، پس‌ از باکواتا، مهمترین‌ تشکل‌ اسلامی‌ در تانزانیا به‌ شمار می‌رود. بالوکتا در 1366 ش‌/ 1987 با هدف‌ ترویج‌ قرائت‌ قرآن‌ و گسترش‌ اسلام‌ از راه‌ حمایت‌ مادّی‌ و مالی‌ مدارس‌ مسلمانان‌ به‌ رهبری‌ شیخ‌ یحیی‌ حسین‌ تأسیس‌ یافت‌. بالوکتا با دولت‌ و همچنین‌ «رابطة‌ العالم‌ الاسلامی‌» در ارتباط‌ است‌، اما نسبت‌ به‌ سایر سازمانها آرای‌ انقلابیتری‌ دارد و معتقد است‌ که‌ سازمانهای‌ اسلامی‌ باید به‌ نحو فعالتری‌ به‌ مشکلات‌ مسلمانان‌ رسیدگی‌ کنند. در 1370 ش‌/ 1991 این‌ سازمان‌ اعتراض‌ مسلمانان‌ روشنفکر به‌ باکواتا را رهبری‌ کرد و در اجلاس‌ خود در دانشگاه‌ دارالسلام‌، باکواتا را بی‌اعتبار اعلام‌ کرد، اما انسجام‌ تشکیلات‌ باکواتا و حمایت‌ رسمی‌ دولت‌، مانع‌ از تضعیف‌ آن‌ شد. در پی‌ حملة‌ هواداران‌ بالوکتا در 1372ش‌/ 1993 به‌ فروشندگان‌ گوشت‌ خوک‌ و تخریب‌ مغازه‌ها، دولت‌ بالوکتا را منحل‌ و شیخ‌یحیی‌ حسین‌ را دستگیر کرد (امینی‌، ص‌ 20؛ لوذی‌ و وسترلوند، ص‌ 100؛ > اسلام‌ و گروههای‌ اسلامی‌ < ، ص‌ 240).از دیگر تشکیلات‌ مهم‌ مسلمانان‌ تانزانیا، «جماعت‌ خوجه‌ شیعه‌ اثناعشری‌» است‌ که‌ مرکز این‌ تشکل‌ در دارالسلام‌ است‌. در 1347 ش‌/ 1968 سیدسعید اختررضوی‌ سازمان‌ شیعی‌ «هیئت‌ بلال‌ مسلم‌» را تشکیل‌ داد که‌ اساسنامه‌اش‌ در جماعت‌ خوجه‌ شیعه‌ اثناعشری‌ افریقا تصویب‌ شد. هدف‌ عمدة‌ این‌ سازمان‌ تبلیغ‌ اسلام‌ بویژه‌ مذهب‌ شیعه‌ در میان‌ افریقاییان‌ منطقه‌ است‌. این‌ سازمان‌ دارای‌ تشکیلات‌ تابعه‌ شامل‌ مدرسة‌ اهل‌البیت‌، حوزة‌ لیمیا، مرکز سیدخویی‌، مکتبة‌الثقلین‌، حسینیة‌ حیدریه‌، چاپخانه‌ و انتشارات‌ است‌. مجله‌ لایت‌ به‌ انگلیسی‌ و صوت‌ البلال‌ به‌ سواحلی‌ متعلق‌ به‌ این‌ سازمان‌ است‌ (امینی‌، ص‌20ـ23؛ برای‌ آگاهی‌ بیشتر از فعالیت‌ خوجه‌های‌ اثناعشری‌ رجوع کنید به سازمان‌ تبلیغات‌ اسلامی‌، ص‌ 15ـ21؛ عرب‌ احمدی‌، 1379 ش‌، ص‌ 35ـ157).در یک‌ ارزیابی‌ کلی‌ به‌ نظر می‌رسد که‌ از اوایل‌ دهة‌ 1340ش‌/1960، اعتقادات‌ اسلامی‌ در تانزانیا رو به‌ گسترش‌ بوده‌ که‌ در این‌ امر، طریقت‌ قادریه‌ سهم‌ داشته‌ است‌. اتحاد زنگبار با تانگانیکا و تحکیم‌ روابط‌ تانزانیا با برخی‌ کشورهای‌ اسلامی‌ (نظیر الجزایر، لیبی‌، مراکش‌ و مصر)، موجب‌ شد که‌ نمایندگان‌ سیاسی‌ آن‌ کشورها امکانات‌ لازم‌ را برای‌ مطالعات‌ اسلامی‌ فراهم‌ سازند و اطلاعاتی‌ در بارة‌ نحوة‌ زندگی‌ مسلمانان‌ در دیگر کشورهای‌ اسلامی‌ ــ که‌ در تانزانیا نمایندگی‌ ندارند ــ منتشر کنند؛ بدین‌ترتیب‌ همبستگی‌ جدیدی‌ به‌وجود آمده‌ که‌ ممکن‌ است‌ زندگی‌ اسلامی‌ را در تانزانیا احیا کند (ونگا، ص‌ 42؛ نیز رجوع کنید به لوذی‌ و وسترلوند، ص‌108).تانزانیا، به‌رغم‌ فقیربودن‌، از باسوادترین‌ کشورهای‌ افریقایی‌ است‌ و حدود 85% مردم‌ آن‌ خواندن‌ و نوشتن‌ می‌دانند. از اوایل‌ دهة‌ 1360 ش‌/ 1980 مشکلات‌ اقتصادی‌ از تعداد کودکانی‌ که‌ به‌ مدارس‌ ابتدایی‌ می‌روند، کاسته‌ است‌. دانشگاه‌ دارالسلام‌ بزرگترین‌ مرکز آموزش‌ عالی‌ کشور به‌شمار می‌رود. علاوه‌ بر آن‌ دوازده‌ دانشکده‌ و مجتمع‌ آموزش‌ عالی‌ وجود دارد (عرب‌احمدی‌، 1379 ش‌، ص‌ 29ـ30).مطبوعات‌ تانزانیا متنوع‌ و شامل‌ بیش‌ از 140 عنوان‌ است‌. از روزنامه‌های‌ اصلی‌ آنجاست‌: گاردین‌ و دیلی‌ نیوز ، هر دو به‌ انگلیسی‌؛ اوحورو و نیپاشه‌ و ماجیرا ، هر سه‌ به‌ زبان‌ سواحلی‌ (همان‌، ص‌30ـ31).منابع‌: رحیم‌ امینی‌، تانزانیا ، تهران‌: دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌المللی‌، 1375 ش‌؛ سازمان‌ تبلیغات‌ اسلامی‌. معاونت‌ اعزام‌ مبلّغ‌ به‌ خارج‌ از کشور. بانک‌ اطلاعات‌ دفتر طرح‌ و برنامه‌، گزیده‌: فرقه‌های‌ اسلامی‌ در کشور تانزانیا ، تهران‌1373ش‌؛ امیربهرام‌ عرب‌احمدی‌، شیعیان‌تانزانیا: دیروز و امروز ، تهران‌ 1379ش‌؛ همو، «قبایل‌ تانزانیا: همزیستی‌ مسالمت‌آمیز»، چشم‌انداز ، سال‌1، ش‌8 (آبان‌ 1376)؛ علی‌ کتانی‌، اقلیتهای‌ مسلمان‌ در جهان‌ امروز ، ترجمة‌ محمدحسین‌ آریا، تهران‌ 1368 ش‌؛ ژوزف‌ کوک‌، مسلمانان‌ افریقا ، ترجمة‌ اسداللّه‌ علوی‌، مشهد 1373 ش‌؛ لارنس‌ کوک‌ کرافت‌، راه‌ افریقا: سفری‌ از گذشته‌ تا امروز ، مترجم‌ خسرو قدیری‌، تهران‌ 1372ش‌؛ ایرا ماروین‌ لاپیدوس‌، تاریخ‌ جوامع‌ اسلامی‌: قرن‌ نوزدهم‌ و بیستم‌ ، ترجمة‌ محسن‌ مدیر شانه‌چی‌، مشهد 1376ش‌؛ افریم‌ ماندی‌ ونگا، «اسلام‌ در تانزانیا»، ترجمة‌ عباس‌ فرمند، بولتن‌ فرهنگی‌ سازمان‌ فرهنگ‌ و ارتباطات‌ اسلامی‌ ، سال‌3، ش‌ 22 (شهریور 1378)؛Africa South of the Sahara 2001 , 30th ed., London: Europa Publications, 2000, s.v. "Tanzania: Physical and social geography" (by L. Berry), "ibid: Recent history" (by Graham Matthews), "ibid: Economy" (by Linda Van Buren); Encarta world atlas , 1998, [CD-Rom] Microsoft Co.; EI 2 , s.v. "Tanzania, Muslims in" (by S. von Sicard); The Europa world yearbook 1999 , London 1999; Islam and Islamic groups: a worldwide reference guide , ed. Farzana Shaikh, London 1992; Nehemia Levtzion, "Islam in Africa to 1800: merchants, chiefs and saints", in The Oxford history of Islam , ed. John L. Esposito, Oxford 1999; Abdulaziz Y. Lodhi and David Westerlund, "Tanzania", in Islam outside the Arab world , ed. David Westerlund and Ingvar Svanberg, Richmond: Curzon Press, 1999; The New Encyclopaedia Britannica , Chicago 1985, Micropaedia ; The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York 1995, s.v. "Tanzania" (by August H. Nimtz); Political handbook of the world: 1998 , ed. Arthur S. Banks and Thomas C. Muller, New York: CSA Pubs., 1998.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

جواد کریمی

حوزه موضوعی

اسلام معاصر

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 6
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده