تازی / تازیان
معرف
در فارسی‌ به‌ معنای‌ عرب‌، زبان‌ عربی‌/ مردم‌ عرب‌
متن
تازی‌/ تازیان‌ ، در فارسی‌ به‌ معنای‌ عرب‌، زبان‌ عربی‌/ مردم‌ عرب‌. لفظ‌ تازی‌ و صورتهای‌ دیگر آن‌: تاچیک‌ ، تاجیک‌ ، تاژیک‌ ، تازیک‌ و تازیگ‌ ، ظاهراً از نام‌ قبیلة‌ «طی‌» مشتق‌ شده‌ که‌ همسایة‌ شاهنشاهی‌ ایران‌ و از نیرومندترین‌ قبایل‌ عرب‌ بوده‌اند و به‌ گواهی‌ مدارک‌ سریانی‌ و یهودی‌، و از بابت‌ تسمیة‌ کل‌ به‌ اسم‌ جزء، به‌ معنای‌ عرب‌ یا اعراب‌ به‌ طور کلی‌ بوده‌ است‌. اینگونه‌ تسمیه‌ نظایر دیگری‌ نیز دارد، چنانکه‌ یونانیان‌ و رومیان‌ لفظ‌ پرسیا ( = پارس‌ ) و عرب‌ لفظ‌ فُرس‌ را که‌ به‌ معنای‌ مردم‌ فارس‌ است‌، به‌ همة‌ ایرانیان‌ اطلاق‌ کرده‌اند. نیز گفته‌اند که‌ سریانیها و ایرانیان‌ لفظ‌ یون‌ را، که‌ نام‌ قبیله‌ای‌ در آسیای‌ صغیر بوده‌، به‌ معنای‌ همة‌ قوم‌ هلاس‌ یعنی‌ هلنی‌ گرفته‌اند (دهخدا، ذیل‌ مادّه‌). اگر دیده‌ می‌شود که‌ در متون‌، تازی‌ را به‌ معنای‌ عرب‌ و بعضی‌ صورتهای‌ دیگر آن‌ را به‌ معنای‌ ایرانی‌ گرفته‌اند، علت‌ آن‌ احتمالاً این‌ باشد که‌ اشتقاق‌ این‌ کلمه‌ را هم‌ از مادّة‌ طی‌ عربی‌ و هم‌ از تات‌ * ترکی‌ دانسته‌اند. در ترکی‌ واژة‌ تات‌ به‌ معنای‌ «عناصر خارجی‌» ساکن‌ سرزمین‌ ترکان‌ است‌ و در معنای‌ آن‌، با گذشت‌ روزگار، تغییراتی‌ پدید آمده‌ و به‌ ملل‌ تحت‌ استیلای‌ ترکان‌ و از دورة‌ تسلط‌ ترکان‌ بر ایرانیان‌، به‌ ایرانیان‌ اطلاق‌ شده‌ است‌. از سوی‌ دیگر، لفظ‌ تات‌ به‌ گروههایی‌ از مردم‌ ایرانی‌نژاد ساکن‌ ایران‌ و قفقاز گفته‌ شده‌ که‌ به‌ لهجة‌ تاتی‌ سخن‌ می‌گویند ( د. فارسی‌ ، ذیل‌ «تات‌»). بنابراین‌، در حقیقت‌ سر و کار ما در این‌باره‌ با دو واژة‌ همگون‌ یا هم‌ آواست‌ که‌ یکی‌ از آنها تات‌ + چیک‌ < زیک‌ < زی‌ ، به‌ معنای‌ ایرانی‌ است‌؛ دیگری‌، طی‌ + چیک‌ < زیک‌ < زی‌ ، به‌ معنای‌ عرب‌ (ماهیار نوابی‌، ص‌ 310).محمود کاشغری‌، مؤلف‌ دیوان‌ لغات‌الترک‌ ، لفظ‌ تژک‌ را دقیقاً به‌ معنای‌ اهل‌ فارس‌ گرفته‌ است‌ (ج‌ 1، ص‌ 387). در اوایل‌ قرن‌ چهاردهم‌/ بیستم‌ نیز تاژیک‌ نزد روسها مترادف‌ با سَرْت‌ یا سارت‌ (= سوداگر) به‌ معنای‌ جمعیت‌ اسکان‌ یافتة‌ ایرانی‌ آسیای‌ میانه‌ تلقی‌ شده‌ است‌ که‌ بیشتر تجارت‌ پیشه‌ بوده‌اند. وجه‌ دیگری‌ که‌ در اشتقاق‌ این‌ لفظ‌ گفته‌اند این‌ است‌ که‌ کلمه‌ تاژ و تاز به‌ معنای‌ چادر و خیمه‌ نیز هست‌، و تازی‌ در مقابل‌ دهقان‌ ، به‌ معنای‌ چادرنشین‌ است‌ در برابر روستانشین‌ (دهخدا، همانجا). بعضی‌ نیز این‌ واژه‌ را مشتق‌ از مصدر تاختن‌ و به‌ معنای‌ یورش‌ برنده‌ و مهاجم‌ تصور کرده‌اند.منابع‌: د. فارسی‌ ؛ محمد دبیرسیاقی‌، «تات‌ و تاجیک‌ و تازیک‌»، در ناموارة‌ دکتر محمود افشار ، ج‌ 6، چاپ‌ ایرج‌ افشار، تهران‌ 1370ش‌؛ دهخدا؛ یحیی‌ ماهیار نوابی‌، «تاجیک‌ و تازیک‌»، در ارج‌نامة‌ ایرج‌: به‌ پاس‌ نیم‌ قرن‌ سوابق‌ درخشان‌ فرهنگی‌ و دانشگاهی‌ استاد ایرج‌ افشار ، ج‌ 1، به‌ کوشش‌ محسن‌ باقرزاده‌، تهران‌: توس‌، 1377 ش‌؛Mah mu ¦d b. H usayn Ka ¦s g ar ¦â, Diva ¦nد Lأgat-it-Tدrk Tercدmesi , tr. Besim Atalay, Ankara 1985-1986.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ایرج پروشانی

حوزه موضوعی

ادبیات و زبان ها

رده های موضوعی
جلد 6
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده