بقعه
معرف

بُقعه؛عنوان نوعی بنای آرامگاهی یا جز آن. ‌

متن


بُقعه‌ در لغت‌ . به‌ معنای‌ «قطعه‌ زمینی‌ است‌ که‌ به‌ سبب‌اختلاف‌ رنگ‌، [یا وجه‌ مشخصة‌ دیگری‌] مانند آن‌، از محیط‌ اطراف‌ متمایز باشد»؛ یا «ناحیه پستی‌ با آب‌ راکد» ( رجوع کنید به لین‌ ، ذیل‌ واژه‌). تعبیر اخیر قطعاً در ریشه واژة‌ بِقاع‌ * که‌ در اصل‌ به‌ دره باتلاقی‌ میان‌ رشته‌کوههای‌ لبنان‌ و جبل‌الشرقی‌ در سوریه‌ اطلاق‌ می‌شده‌، و نیز در ریشة‌ «بُقَیعه‌» نهفته‌ است‌. بقیعه‌ نام‌ محلی‌ است‌ در نزدیکی‌ دریاچه حِمص‌ * ( رجوع کنید به لسترنج‌ ، ص‌ ۳۵۲). پس‌ از این‌ معانی‌، بقعه‌ معنای‌ وسیعترِ «ایالت‌، ناحیه‌، و گستره‌ای‌ از زمین‌» را یافته‌ است‌، مثلاً در نوشته‌های‌ جغرافیانگاران‌ قدیم‌ مسلمان‌ (در مقدسی‌، ص‌ ۳۱، بقعه‌ فقط‌ مترادف‌ «موضع‌» است‌)، و ظاهراً این‌ آخرین‌ تحول‌ معنایی‌ آن‌ در کشورهای‌ غربی‌ جهان‌ اسلام‌ بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به دُزی‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۳ که‌ فقط‌ معنای‌ اخیر را ضبط‌ کرده‌ است‌).در بخشهای‌ شرقی‌ و مرکزی‌ جهان‌ اسلام‌ و ظاهراً در دوره سلجوقیان‌، کلمه بقعه‌ معانی‌ «خانقاه‌»، «مقبره‌» و به‌ طور کلی‌ «بنایی‌ برای‌ مقاصد عبادی‌، تحصیلی‌ یا خیریه‌» را پیدا کرد. این‌ تغییر معنی‌ قطعاً ناشی‌ از عبارت‌ قرآنی‌ «...اَلبُقْعَةِ المُبارَکَة‌...» (قصص‌:۳۰) است‌ که‌ تفسیر آن‌ بنابر احادیث‌، دره مقدس‌ است‌؛ جایی‌ که‌ در آن‌، خداوند از میان‌ بوته مشتعلی‌ با موسی‌ سخن‌ گفت‌. از زمان‌ سلجوقیان‌ به‌ بعد، کلمة‌ بقعه‌ در کتیبه‌نویسی‌ به‌کار رفت‌، و از آن‌ جمله‌ کتیبه‌ای‌ است‌ از یاغی‌ بَسان‌بن‌ غازی‌بن‌ دانشمند (۵۳۷ ـ۵۶۰) در نیکسار ] قیصریه نو [ به‌ تاریخ‌۵۵۲، که‌ ساختمان‌ بقعة‌ مبارکه‌ای‌ را شرح‌ می‌دهد و منظور آن‌ احتمالاً خانقاه‌ درویشان‌ بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به بِرخِم‌، ص‌ ۸۷). از زمان‌ ایوبیان‌ به‌ بعد، این‌ کلمه‌ به‌ همین‌ ترتیب‌ در منطقه سوری‌ ـ فلسطینی‌ به‌کار رفت‌، برای‌ مثال‌ در ۵۹۵ برای‌ معرفی‌ مکتبی‌ در اورشلیم‌ که‌ صلاح‌الدین‌ ایوبی‌ وقف‌ کرده‌ بود. به‌ گفته برخم‌، در همین‌ شهر در جوار حرم‌، جامع‌ النسائی‌ بود که‌ البُقعَة‌ البَیضاء (بقعة‌ سفید) ـ شاید به‌ سبب‌ دیوارهای‌ سفید و خشن‌ گچ‌کاری‌ شدة‌ آن‌ نامیده‌ می‌شد. حدود سه‌ قرن‌ و نیم‌ بعد، بر قلعة‌ مرمت‌شده‌ای‌ در اورشلیم‌، نام‌ سلطان‌ سلیم‌ اول‌ به‌ عنوان‌ خادم‌ الحَرَمَین‌ و البُقعَةِ الاقدسیَّة‌ دیده‌ می‌شود.در فرهنگ‌ ترکی‌ ـ ایرانی‌، ارتباط‌ لفظ‌ بقعه‌ با خانقاه‌ درویشان‌ و مقابر، بخصوص‌ آرامگاههای‌ مشایخ‌ صوفیه‌، قطعی‌ به‌ نظر می‌رسد. این‌ ابنیه‌ صرف‌نظر از نقشه‌ و طرح‌ دقیق‌ معماری‌ آنها، در معنای‌ قرآنی‌ همواره‌ «اماکن‌ متبرّک‌» را تداعی‌ می‌کنند. در اسرار التوحید (نوشتة‌ محمدبن‌ منوّر در ربع‌ آخر قرن‌ ششم‌) که‌ شرح‌ حال‌ ابوسعید ابی‌الخیر است‌، لفظ‌ «بقعه‌»، و در یک‌ مورد «بقعه‌ای‌ از خیر»، مترادف‌ خانقاه‌ * است‌ (ص‌ ۴۴، ۱۴۶، ۳۳۱؛ قس‌ مایر، ص‌ ۳۰۵، ش‌ ۷۵، ص‌ ۳۱۰، ش‌ ۱۱۵). اُوکین‌ برای‌ ابنیه‌ای‌ که‌ در کتیبه‌هایشان‌ معمولاً به‌ عنوان‌ بقعه‌ معرفی‌ شده‌اند از منطقة‌ آناطولی‌ (برای‌ نمونه‌ پس‌ از دانشمندیه‌ و دوره‌های‌ سلاجقة‌ روم‌ و «بیلیک‌ »: امیرنشینها) و از ایران‌ (که‌ در قرون‌ هشتم‌ و نهم‌ از مشرق‌ تا مجموعة‌ تیموری‌ شاه‌زنده‌ * در سمرقند وسعت‌ داشته‌) نمونه‌هایی‌ گرد آورده‌ و متذکر شده‌ است‌ که‌ لفظ‌ بقعه‌ در این‌ نواحی‌ مقبولتر از مناطق‌ عرب‌نشین‌ بوده‌ است‌ (ص‌ ۹۴ـ۹۶).



منابع‌: علاوه‌ بر قرآن‌؛ محمدبن‌ منور، اسرارالتوحید ، چاپ‌ ذبیح‌الله‌ صفا، تهران‌۱۳۳۲ ش‌؛ محمدبن‌ احمد مقدسی‌، احسن‌ التقاسیم‌ فی‌ معرفة‌ الاقالیم‌ ، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌ ۱۸۷۷؛M. van Berchem, "E&#۳۹;pigraphie des Danishmendides", ZA , XXVII (۱۹۱۲); CIA , I. ـgypte , nos. ۴۴, ۴۵۹, II. Syrie du Sud, Jإrusalem ville, I/۲, ۱۱۰, ۱۱۲, no. ۳۹, II, ۱۳۰, no. ۱۷۶, III. Asie Mineure, ۲۴; R. Dozy, Supplإment aux dictionnaires arabes, Leiden ۱۸۸۱; E. W. Lane, An Arabic-English lexicon, London ۱۸۶۳-۱۸۹۳; G. Le Strange, Palestin under the Moslems, London ۱۸۹۰; F. Meier, Abu  Sa ـid-I Abul-Hayr (۳۵۷-۴۴۰/۹۶۷-۱۰۴۹), Wirklichkeit und Legende , Tehran-Liةge ۱۹۷۶; B. O’Kane, “Taybad, Turbat-I Jam and Timurid vaulting", Iran : Jnal. Of the British Institute of Persian studies , XVII (۱۹۷۹); Opera minora , Geneva ۱۹۷۸,II, ۷۰۳.۲)



 ک . ا. بازورث/  د. اسلام . ضمیمه /



تاریخچه‌. در سرزمینهای‌ اسلامی‌، بناهایی‌ از نوع‌ مقبره‌های‌ کوچک‌ و ساده‌ تامقبره‌های‌ بزرگ‌ و مجلل‌ که‌ مصداق‌ بقعه‌اند، به‌ تناسب‌ شکل‌ و عملکرد، نامهایی‌ گوناگون‌ دارند که‌ مهمترین‌ آنها عبارت‌ است‌ از: قبّه‌، ضریح‌، تربت‌ (تربه‌)، مدفن‌، قبر، گور، مزار، مرقد، روضه‌، مشهد، مقام‌ و مقبره‌.در کشورهای‌ عرب‌زبان‌ قبّه‌ قیرهای‌ گنبدپوش‌ (گنبد) نامیده‌ می‌شوند (گرابر، ص‌ ۱۶؛ مصطفی‌، القباب‌ ، ص‌ ۱۱). ضریح‌، تربت‌ و مدفن‌ نیز با تفاوتهایی‌ مترادف‌ قبه‌اند. واژه مدفن‌ معمولاً برای‌ قبر شخصیتی‌ دینی‌ یا غیردینی‌ معمولی‌، و ضریح‌ برای‌ شخصیتهای‌ برجستة‌ دینی‌ یا غیردینی‌ به‌ کار می‌رود. ضریح‌ معمولاً از نظر معماری‌ شکل‌ ویژه‌ای‌ دارد (ابن‌ منظور، ج‌ ۸، ص‌ ۴۳؛ دهخدا، ذیل‌ «مدفن‌»؛ مصطفی‌، همان‌، ص‌ ۲۳؛ غالب‌، ذیل‌ «ضریح‌»). واژة‌ تربه‌ (تربت‌ = خاک‌) ظاهراً فاقد مفهوم‌ ساختمان‌ است‌، گرچه‌ بسیاری‌ از آنها نیز بنا دارند. واژه«قبّه‌» لفظ‌ «تربه‌» را، تا کاربرد دوبارة‌ آن‌ در دورة‌ عثمانی‌، مدتها از رواج‌انداخت‌. قبر، گور و الفاظ‌ مشابه‌ اینها نیز می‌تواند اشاره‌ به‌ ساختمانی‌ نهاده‌ بر گور باشد، هر چند به‌ لحاظ‌ نوع‌ و وسعت‌ بنا چندان‌ در خور توجه‌ نباشد (هیلن‌برند، ۱۹۹۴، ص‌ ۲۵۷؛ غالب‌، ذیل‌ «مرقد»).برخی‌ از این‌ نامها هم‌ بیشتر برای‌ مقابر صالحان‌ و زهّاد و مقدّسان‌ به‌ کار می‌رود، از جمله‌ مقام‌ که‌ مترادف‌ با مزار، ضریح‌ و مدفن‌ است‌ (همان‌، ذیل‌ «مقام‌»). مرقد نیز که‌ در فارسی‌ به‌ معنای‌ «خوابگاه‌» است‌، در بسیاری‌ موارد به‌ قبور مقدّسان‌ اطلاق‌ می‌شود (هیلن‌برند، ۱۹۹۴، همانجا). واژة‌ عربی‌ مزار (زیارتگاه‌) نیز ظاهراً فاقد هر گونه‌ مفهوم‌ معماری‌ است‌، ولی‌ حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ زائران‌ بسیاری‌ را به‌ خود جلب‌ می‌کند و مناسک‌ ویژه‌ای‌ در آنجا برگزار می‌شود (ویلبر و گلمبک‌، ص‌ ۸۶).روضه‌ در لغت‌ به‌ معنای‌ «باغ‌ و بستان‌» است‌، ولی‌ اشاره‌ به‌ بهشت‌ هم‌ دارد، ازینرو به‌ بسیاری‌ از قبور مقدّسان‌ اطلاق‌ می‌شود، از جمله‌ محوطه متصل‌ به‌ مرقد نبی‌ اکرم‌ صلی‌الله‌ علیه‌وآله‌وسلم‌. همچنین‌ به‌ مدفنی‌ که‌ باغی‌ آن‌ را احاطه‌ کرده‌ باشد روضه‌ گویند که‌ از این‌ نوع‌ عمارت‌ در هند بسیار است‌ (همان‌، ص‌ ۲۸۰؛ هیلن‌برند، همان‌، ص‌ ۲۵۸؛ غالب‌، ذیل‌ «روضه‌»).



از اصطلاحات‌ مهم‌ و متداول‌ در این‌ زمینه‌ «مشهد» است‌ به‌ معنای‌ مکانی‌ که‌ فردی‌ برجسته‌ از بزرگان‌ دین‌ در آنجا به‌ شهادت‌ رسیده‌ باشد (گرابر، همانجا). در ایران‌، به‌ بقعه فرزندان‌ امامان‌ علیهم‌السلام‌، امامزاده‌، و گاهی‌ شاهزاده‌ و آستانه‌ (درگاه‌، حضرت‌، گذرگاه‌) نیز می‌گویند (دهخدا، همانجا؛ هیلن‌برند، همانجا).حَظیره‌ یا مجتمع‌ آرامگاهی‌، محوطه‌ای‌ است‌ برای‌ دفن‌ که‌ با حصاری‌ احاطه‌ شده‌ و معمولاً فاقد قداست‌ است‌، مانند آنچه‌ در گازرگاه‌، نزدیک‌ هرات‌، موجود است‌ (ویلبر و گلمبک‌، ص‌ ۸۶، ۱۳۲؛ هیلن‌برند، ۱۳۶۶ ش‌، ص‌ ۳۰).به‌ دلیل‌ برخی‌ احادیث‌ منسوب‌ به‌ پیامبر صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌ وسلّم‌ در آنها هر گونه‌ ساخت‌ و تزیین‌ قبور و توجه‌ به‌ آنها نهی‌ شده‌ است‌، بسیاری‌ گمان‌ کرده‌اند که‌ در دوره آن‌ حضرت‌ به‌ بناهای‌ یادبود گورها عنایتی‌ نمی‌شده‌ است‌، اما شواهدی‌ در منابع‌ اهل‌ سنّت‌ و شیعه‌، خلاف‌ این‌ نظر را ثابت‌ می‌کند. این‌ قبیل‌ احادیث‌ تنها متوجه‌ منع‌ از احیای‌ برخی‌ آداب‌ جاهلی‌ بوده‌ است‌ (مصطفی‌، التراث‌ ، ص‌ ۲۵).زیارت‌ قبور در زمان‌ پیامبر اکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم‌ و پس‌ از آن‌ معمول‌ بوده‌ است‌، و حتی‌ شخص‌ ایشان‌ به‌ زیارت‌ اهل‌ بقیع‌ و قبور شهدا می‌رفته‌اند (امینی‌، ج‌ ۵، ص‌ ۱۱۳ـ۱۱۴). در کتب‌ فقهی‌ و حدیث‌ اهل‌ سنّت‌، فصولی‌ به‌ عنوان‌ زیارت‌ * ، زیارت‌ قبر نبی‌ اکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم‌ و تبرک‌ جستن‌ بدان‌ و نذر برای‌ اهل‌ قبور آورده‌ شده‌، و زیارتنامه‌های‌ مختلفی‌، از جمله‌ زیارتنامة‌ شیخین‌، نقل‌ شده‌ است‌ (همان‌، ج‌ ۵، ص‌ ۱۵۶ـ ۱۵۸؛ سبکی‌، جاهای‌ متعدد). نهادن‌ قندیل‌ در کنار قبر پیامبر اکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم‌، در همان‌ سالهای‌ پس‌ از وفات‌ ایشان‌ (امینی‌، ج‌ ۵، ص‌ ۱۳۵) و برپاکردن‌ خیمه‌ای‌ در سال‌ ۶۸ بر قبر ابن‌عباس‌ (یعقوبی‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۰۷)، همه‌ می‌تواند مقدمة‌ بزرگداشت‌ قبور و ایجاد بناهای‌ یادبود باشد. شواهدی‌ نیز بر وجود بنا بر قبر ابن‌عباس‌ قبل‌ از سال‌ ۹۴ موجود است‌ (شبلنجی‌، ص‌ ۲۸۶).طبق‌ منابع‌ مکتوب‌، بنای‌ مقبره‌ از سدة‌ دوم‌ هجری‌ درسرزمینهای‌ اسلامی‌ رایج‌ شد (هیلن‌برند، همان‌، ص‌ ۲۷)، چنانکه‌ پس‌ از وفات‌ امام‌ موسی‌ کاظم‌ علیه‌السلام‌، ایشان‌ را خارج‌ از قبّة‌ جعفر، پسر منصور عباسی‌ (حک :۱۳۶ـ ۱۵۸)، دفن‌ کردند. از این‌ روایت‌ بر می‌آید که‌ در اواسط‌ قرن‌ دوم‌، برخی‌ قبور دارای‌ بنا و احتمالاً گنبد بوده‌اند (خلیلی‌، ص‌ ۱۵۸)، از جمله‌ بنایی‌ که‌ هارون‌الرشید (حک :۱۷۰ـ۱۹۳) بعد از۱۷۰ بر قبر امام‌ علی‌ علیه‌السلام‌ ساخت‌ (امین‌، ج‌ ۱، ص‌ ۵۳۶) و بنای‌ قبر سیده‌ نفیسه‌، از نوادگان‌ امام‌ حسن‌ علیه‌السلام‌ و عروس‌ امام‌ صادق‌ علیه‌السلام‌، در قاهره‌ (مقریزی‌، ج‌ ۲، ص‌ ۴۴۲؛ شبلنجی‌، ص‌ ۳۸۸).رواج‌ احداث‌ مقابر گنبددار از قرن‌ سوم‌ بوده‌ است‌ (گرابر، ص‌ ۲۲)؛ و از منابع‌ چنین‌ برمی‌آید که‌ از قرن‌ چهارم‌ به‌ بعد، زیارت‌ آنها معمول‌ شده‌ است‌ (همان‌، ص‌ ۲۱؛ مظاهری‌، ص‌ ۳۷)؛ مثلاً مقدسی‌ (۳۴۵ـ۳۸۱) در وصف‌ سرزمینهای‌ اسلامی‌، بخشی‌ را به‌ مشهدها، قبور و رباطها اختصاص‌ داده‌ است‌ (ص‌ ۱۰۲، ۱۳۰، ۱۴۶ و غیره‌). از قرن‌ ششم‌ به‌ بعد، در سراسر جهان‌ اسلام‌، انواع‌ آرامگاهها به‌ وفور یافت‌ می‌شود (گرابر، همانجا). کثرت‌ مقابر اهل‌ بیت‌ علیهم‌السلام‌، اولیاء، صحابه‌، علما و غیره‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به ابن‌بطوطه‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۳۶، ۱۶۴، ۲۲۰؛ ابن‌جبیر، ص‌ ۴۰ـ۴۵، ۲۴۰)، و انجام‌ آداب‌ خاص‌ زیارت‌، دلیلی‌ است‌ بر اینکه‌ آرامگاهها از نظر ساختار معماری‌ و آداب‌ مذهبی‌ تکامل‌ یافته‌اند.



برخی‌ پژوهشگران‌، قبة‌الصخره‌ (۷۲) را در بیت‌المقدس‌ ـ که‌ البته‌ از نوع‌ آرامگاهها نیست‌ ـ نخستین‌ بنای‌ یادبود درجهان‌ اسلام‌ می‌دانند که‌ شاید به‌ مناسبت‌ پیروزی‌ مسلمانان‌بر آن‌ سرزمین‌، و اینکه‌ اسلام‌ خود را وارث‌ ادیان‌ متقدم‌ می‌شمرد و نیز به‌ سبب‌ آنکه‌ مکان‌ معراج‌ پیامبر اکرم‌ بود،برپا شده‌ باشد. این‌ بنا که‌ در عین‌ حال‌ نخستین‌ قبّه‌ (گنبد) در اسلام‌ نیز به‌ شمار می‌آید، در محل‌ نخستین‌ قبلة‌ مسلمانان‌ و محل‌ معراج‌ پیامبر اکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم‌ ساخته‌ شده‌ است‌ (گرابر، ص‌ ۲۳)، هر چند منابع‌ کهن‌ (مثلاً یعقوبی‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۰۵) هدفهای‌ سیاسی‌ و دینی‌ خاصی‌ را در ساخت‌ این‌ بنا دخیل‌ می‌دانند. بنای‌ قُبَّة‌الصُلیبیه‌ در سامرا (۲۴۵) منسوب‌ به‌ منتصر عباسی‌ (حک :۲۴۷ـ ۲۴۸) نیز از اولین‌ بناهای‌ یادبود شناخته‌ شده‌ است‌ (مصطفی‌، التراث‌ ، ص‌ ۲۵؛ گرابر، همانجا). بنای‌ آرامگاه‌ حکیم‌ ترمذی‌ در ترمذ (احتمالاً متعلق‌ به‌ اواخر قرن‌ سوم‌ و اوایل‌ قرن‌ چهارم‌) بقعة‌ حضرت‌ معصومه‌ سلام‌الله‌علیها در قم‌ (متعلق‌ به‌ قرن‌ سوم‌) و بقعه حضرت‌ علی‌ علیه‌السلام‌ در نجف‌ را می‌توان‌ از بناهای‌ گنبددار کهن‌ به‌ شمار آورد (گرابر، ص‌ ۲۴ـ۲۷).گسترش‌ اسلام‌ ارتباط‌ مستقیمی‌ با جهاد و شهادت‌ دارد و بزرگداشت‌ شهدا از صدر اسلام‌ مستلزم‌ تداوم‌ خاطرة‌ آنان‌ و ساخت‌ مشهدها، بقعه‌ها و روضه‌ها بر مدفن‌ آنها بوده‌ است‌. ازینرو در بسیاری‌ از سرزمینهای‌ اسلامی‌ مجاور با دارالحرب‌ * ، اینگونه‌ بناها برپاگشته‌ است‌؛ مثلاً آسوان‌ در نوبه‌، یکی‌ از نواحی‌ درگیریهای‌ مسلمانان‌ با دشمنان‌، دارای‌ آرامگاههایی‌ از قرن‌ چهارم‌ و پنجم‌ است‌ (مقریزی‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۹۷ـ۱۹۹)؛ در حالی‌ که‌ در اسپانیا و سیسیل‌ که‌ آنجاها نیز نزدیک‌ نبردگاه‌ بوده‌اند، چنین‌ آرامگاههایی‌ دیده‌ نمی‌شود (هیلن‌برند، ۱۳۶۶ ش‌، ص‌ ۲۶).بعد از قرن‌ ششم‌ که‌ تصوف‌ در میان‌ مسلمانان‌ نفوذ بیشتری‌ یافت‌، ساخت‌ مقبره‌های‌ صوفیه‌ افزایش‌ پیدا کرد (بورکهارت‌، ۱۳۶۵ ش‌، ص‌ ۱۰۵؛ برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به ابن‌بطوطه‌، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۷، ۲۶۱ـ۲۶۴، ۴۷۲)، از جمله‌ مقبرة‌ ملاادریس‌ در مراکش‌ و زیارتگاههای‌ متعلق‌ به‌ خاندان‌ چشتی‌ در هند (هیلن‌برند، ۱۹۹۴، ص‌ ۲۶۷ـ ۲۶۸).کثرت‌ زیارتگاهها و امامزاده‌ها در مناطق‌ شیعی‌، بویژه‌ ایران‌ و مصر در دورة‌ فاطمیان‌، شایان‌ توجه‌ است‌ و شمار بسیاری‌ از آرامگاههای‌ اولیه‌ و قدیمتر نیز به‌ شیعیان‌ اختصاص‌ دارد (گرابر، ص‌ ۵۲؛ هیلن‌برند، ۱۳۶۶ ش‌، ص‌ ۲۷). فاطمیان‌ به‌ ساخت‌ بقاع‌ خاندان‌ علویان‌ توجه‌ داشتند (ویت‌، ص‌ ۵۱)، ولی‌ تأثیر مقابر امامان‌ شیعه‌ علیهم‌السلام‌، و فرزندان‌ آنان‌ در کربلا، نجف‌، مشهد، قم‌، سامرا و کاظمین‌ در گسترش‌ این‌ مقابر، و ترویج‌ مراسم‌ مختلف‌ مخصوصاً سوگواری‌ دهة‌ محرم‌ در دیگر سرزمینها چشمگیرتر است‌.علاقة‌ فرمانروایان‌ به‌ بقای‌ نام‌ و گسترش‌ نفوذ خاندانشان‌ از دیگر دلایل‌ توسعة‌ مقبره‌سازی‌ در جهان‌ اسلام‌ بوده‌ است‌؛ هر چند از این‌ فرمانروایان‌، در قرون‌ اولیه‌، کمتر آرامگاهی‌ به‌جای‌ مانده‌ است‌، زیرا بسیاری‌ از اینان‌ در اماکن‌ دیگر، مانند مساجد یا مدارس‌ (هیلن‌برند، همان‌، ص‌ ۲۹) یا پیرامون‌ مزار یکی‌ از اولیاء، مانند گورستان‌ شاه‌ زنده‌ در سمرقند، گورستان‌ ممالیک‌ در قاهره‌ (بورکهارت‌، همان‌، ص‌ ۱۰۵ـ۱۰۶)، به‌ خاک‌ سپرده‌ می‌شدند.نوعی‌ مجموعة‌ متداول‌ در ممالک‌ اسلامی‌، ساختمان‌ مقبره‌ ـ مسجد است‌. گاه‌ مقابر در کنار مسجد قرار داشتند مانند مجموعة‌ سلطان‌ قَلاوون‌ (قرن‌ هفتم‌؛ دوری‌، ص‌ ۱۳۴؛ میچل‌، ص‌ ۲۲۵) و گاه‌ در داخل‌ مسجد (غالب‌، ذیل‌ «ضریح‌») که‌ اغلب‌ بنیانگذاران‌ مساجد در آنجا مدفون‌ بودند، مانند مسجد سلطان‌ حسن‌ (حک :۷۵۷ـ۷۶۴) در قاهره‌؛ مسجد سلیمانیه‌ در استانبول‌؛ مسجد و مقبه حموده‌پاشا در تونس‌ (کونل‌، ص‌ ۱۲۸ـ۱۲۹؛ غالب‌، ص‌ ۳۹۱، ۳۹۴؛ میچل‌، ص‌ ۲۲۱) و مسجد گوهرشاد (بنا:۸۱۹) در کنار بقعة‌ امام‌ رضا علیه‌السلام‌ (ویلبر و گلمبک‌، ص‌ ۹۱).مجموعة‌ آرامگاه‌ ـ مدرسه‌ که‌ تقریباً از قرن‌ ششم‌ به‌ بعد رواج‌ یافت‌، جایگاه‌ والای‌ مدرسه‌ را در جامعة‌ اسلامی‌ بیان‌ می‌کند (دیکی‌، ص‌ ۴۳)، از آن‌ جمله‌ است‌ مدرسه‌ و مقبرة‌ ناصر محمد در قاهره‌ (قرن‌ هفتم‌، دورة‌ مملوک‌؛ مینک‌ ـ برگ‌، ص‌ ۲۲۵)؛ مدرسه‌ ـ مقبره‌ و مسجد غازی‌الدین‌ خان‌ (متوفی‌ ۱۱۲۲) در دهلی‌ که‌ هنوز به‌ عنوان‌ مؤسسه‌ای‌ آموزشی‌ مسلمانان‌ از آن‌ استفاده‌ می‌کنند (حسنی‌، ج‌ ۶، ص‌ ۱۹۸ـ۱۹۹؛ کخ‌، ص‌ ۱۳۱: قاضی‌الدین‌)؛ مدرسه رکنیه‌ جنب‌ بقعة‌ سید رکن‌الدین‌ (قرن‌ هشتم‌) در یزد و مدرسة‌ خواجه‌ تاج‌الدین‌ جنب‌ بقعه خواجه‌ تاج‌الدین‌ (قرن‌ نهم‌) در کاشان‌ ( معماری‌ ایران‌ ،ج‌ ۲، ص‌ ۶۹). با اینهمه‌، قدیمترین‌ نمونة‌ مدارس‌ و حوزه‌های‌ علمیة‌ اطراف‌ بقعه‌ها از نوع‌ حوزه‌های‌ علمیة‌ اطراف‌ مشاهد متبرکه‌اند که‌ مشهد و قم‌ و نجف‌ مصداق‌ آن‌اند (ویلبر و گلمبک‌، ص‌ ۹۱، ۲۶۴).مجموعه‌هایی‌ که‌ حاوی‌ مزار صوفی‌ یا عارفی‌ بوده‌ باشد، به‌ صورت‌ خانقاه‌ ـ مقبره‌ مشاهده‌ می‌شود (دیکی‌، همانجا)؛ مانند خانقاه‌ ـ مقبره برقوق‌ در قاهره‌ (قرن‌ هشتم‌) و خانقاه‌ ـ مقبره نصرآباد در غرب‌ اصفهان‌ (گدار، ۱۳۶۵ـ ۱۳۶۸ ش‌، ج‌ ۴، ص‌ ۲۳۳). کتابخانه‌های‌ بسیاری‌ نیز از جمله‌ تشکیلات‌ الحاقی‌ به‌ این‌ بقعه‌ها بوده‌اند، از جمله‌ کتابخانه حیدری‌ در نجف‌ که‌ در زاویه‌ای‌ از حرم‌ حضرت‌ علی‌ علیه‌السلام‌ قرار دارد و قدمت‌ آن‌ حداقل‌ به‌ دوره آل‌بویه‌ می‌رسد (عوّاد، ص‌ ۱۳۱)؛ کتابخانه‌ای‌ که‌ خلیفه‌ الّناصرلدین‌الله‌ عباسی‌ در ۵۸۴ برای‌ مقبرة‌ همسرش‌، سلجوقه‌ خاتون‌، در بغداد وقف‌ کرده‌ است‌ (همانجا)؛ و کتابخانه آستان‌ قدس‌ رضوی‌ که‌ سابقة‌ بنای‌ آن‌ به‌ قرن‌ نهم‌ می‌رسد (سعیدی‌ رضوانی‌، ص‌ ۹۲).



رباط‌ * ها که‌ استحکاماتی‌ دفاعی‌ نزدیک‌ مرزهای‌ کشورهای‌ اسلامی‌ بودند و در آن‌ مجاهدان‌ به‌ نبرد با مشرکان‌ می‌پرداختند و به‌ شهادت‌ می‌رسیدند، و همانجا نیز دفن‌ می‌شدند، غالباً مقدس‌ و محل‌ زیارت‌ محسوب‌ می‌شده‌اند (کریمی‌، ص‌ ۵۰۸؛ غالب‌، ذیل‌ «رباط‌»)؛ از جمله‌ رباط‌ عبّادان‌ (آبادان‌)؛ «منستیر» (مونیستر) در تونس‌، از قرن‌ دوم‌ هجری‌؛ عباد نزدیک‌ تلمسان‌ در الجزایر که‌ قبر سیدی‌بن‌ مَدْیَن‌ در آنجاست‌؛ «تافرطست‌» در مراکش‌ که‌ در آن‌ یک‌ مسجد و گور دو امیر از بنومرین‌ قرار دارد؛ و «تسکیدلت‌» در جنوب‌ غرب‌ وهران‌ که‌ یکی‌ از اولیای‌ «بنو ازناسن‌» در آن‌ مدفون‌ است‌ (بدوی‌، ص‌ ۴۸). سه‌ بنای‌ خشتی‌ در دارزینِ بم‌، از نخستین‌ استحکامات‌ سده‌های‌ اولیه‌ است‌ و وضعی‌ مشابه‌ دارد (کریمی‌، ص‌ ۵۱۰).آرامگاه‌ به‌ صورت‌ زیارتگاه‌ و مکانی‌ مقدس‌ منشأ تحولات‌ مختلفی‌ است‌؛ مثلاً در مدینه‌، بیت‌المقدس‌، مشهد، کربلا، نجف‌ و کاظمین‌، زیارتگاه‌ علت‌ وجودی‌ و گسترش‌ این‌ شهرها شده‌ است‌ (سعیدی‌ رضوانی‌، ص‌ ۱۲۲). زیارتگاهها پس‌ از مساجد از لحاظ‌ معنوی‌ و مذهبی‌ جایگاه‌ ویژه‌ای‌ دارند و از دیرباز ملجأ و مأمن‌ مؤمنین‌ ( رجوع کنید به بست‌ و بست‌نشینی‌ * ) و محل‌ نذر و نیاز (همان‌، ص‌ ۱۲۴) و دعا و عبادت‌ بوده‌اند.اغلب‌ بقعه‌ها و امامزاده‌ها، تولیت‌ و سازمان‌ اداری‌ و مالی‌ خاصی‌ دارند و موقوفات‌ مختلف‌، از جمله‌ املاک‌ و زمینهای‌ کشاورزی‌، پشتوانه‌ای‌ برای‌ ادارة‌ آن‌ محل‌ و انجام‌ اعمال‌ نیکوکارانه‌ است‌ (سعیدی‌ رضوانی‌، ص‌ ۱۲۲ـ۱۲۴).چون‌ یکی‌ از جنبه‌های‌ معماری‌ آرامگاهی‌، ایجاد ارتباط‌ میان‌ جهان‌ مادی‌ و معنوی‌ است‌، مقبره‌ و زیارتگاه‌ و اجزای‌ آن‌ می‌تواند مفاهیم‌ نمادین‌ و رمزی‌ داشته‌ باشد. چنانکه‌ گنبد * یا برجهای‌ مقبره‌ای‌ (مهمترین‌ جزء مقابر)، نشانة‌ صعود و اشاره‌ به‌ آسمان‌ و بهشت‌ است‌ (هیلن‌برند، ۱۳۶۶ ش‌، ص‌ ۲۹؛ پوپ‌، ۱۳۶۵ ش‌، ص‌ ۱۳؛ دانشوری‌، ص‌ ۹)، و می‌تواند نمادی‌ از فرودآیی‌ جبروت‌ کیهان‌ بر زمین‌ باشد ( هنرهای‌ ایران‌ ، ص‌ ۸۹). شکل‌ چهارگوش‌ اماکن‌ دینی‌ مبین‌ قطعیت‌ و تغییرناپذیری‌ قانون‌، و شکل‌ کروی‌ آن‌ نشانة‌ آسمان‌ و مفهوم‌ نامحدود و نامتناهی‌ است‌، و طرح‌ ساختمانی‌ مرقد با سقف‌ گنبدی‌، رمز اتحاد آسمان‌ و زمین‌ است‌ (بورکهارت‌، ۱۳۶۹ ش‌، ص‌ ۱۸، ۱۳۶).پیشطاق‌ * (طاق‌ جلوی‌) مقابر که‌ ساخت‌ آن‌ از حدود قرن‌ پنجم‌ به‌ بعد رواج‌ یافته‌، با بزرگی‌ و زیبایی‌ خود، بزرگی‌و قداست‌ شخصیت‌ صاحب‌ آرامگاه‌ را بیان‌ می‌کند (هیل‌ و گرابر، ص‌ ۱۰۸ـ۱۰۹). گاهی‌ پیشطاقها و سردرها می‌تواندکنایه‌ از مرد مقدسی‌ باشد که‌ او را باب‌ هدایت‌ می‌دانسته‌اند. برای‌ مثال‌، در مرو قبرهای‌ دو تن‌ از صحابة‌ پیامبراکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم‌، در جلو دو پیشطاق‌ قرار دارد که‌ جزو بنا نیستند و اضافی‌اند (ویلبر و گلمبک‌، ص‌ ۲۷۹)، مقبرة‌ ابوبکر تایبادی‌ را در تایباد، با ایوان‌ (پیشطاق‌) بلند آن‌، می‌توان‌از این‌ نوع‌ بناها شمرد. وجود نقش‌ درختان‌ و گیاهان‌ در این‌ اماکن‌ نیز در خور توجه‌ است‌. طرح‌ گیاهان‌ ساقه‌ای‌ (اسلیمیها)، که‌ اغلب‌ از یک‌ گلدان‌ یا طشت‌ سر در آورده‌، می‌تواند تمثیلی‌از بهشت‌ باشد (همان‌، ص‌ ۲۸۰؛ پوپ‌، ۱۳۶۵ ش‌، ص‌ ۱۶۳). برخی‌ نقاشیها و تصاویر به‌ کار رفته‌ در آرامگاهها، از جمله‌ در برج‌ خرقان‌، در جادة‌ قزوین‌ ـ همدان‌ (دورة‌ سلجوقی‌)،با تصاویری‌ از گیاهان‌ و پرندگان‌ تمثیلی‌، می‌تواند مؤیداین‌ نظر باشد (دانشوری‌، ص‌ ۹، ۳۰، ۴۰ـ۴۶). اعداد مقدس‌نیز در معماری‌ بقاع‌ و مقابر تأثیر نهاده‌ است‌؛ برجهای‌ آرامگاهی‌ دوازده‌ ضلعی‌ می‌تواند نشانة‌ دوازده‌ امام‌ شیعی‌ علیهم‌السلام‌ یا علایم‌ بروج‌ دوازدهگانه‌ (ویلبر و گلمبک‌، ص‌ ۲۷۹) باشد،و مقابر هشت‌ گوشه‌ تمثیلی‌ از هشت‌ درِ بهشت‌ و هشت‌ طبقة‌ آسمان‌ (دانشوری‌، ص‌ ۳۰). در ایران‌، بسیاری‌ از بقعه‌ها با اعداد مقدس‌ نامگذاری‌ شده‌اند، مانند بقعة‌ دوازده‌ امام‌ (یزد، ۴۲۹)، چهل‌ دختر (دامغان‌، قرن‌ پنجم‌)، هفت‌تنان‌ و چهل‌تنان‌ در شیراز که‌ بترتیب‌، متعلق‌ به‌ دوره‌های‌ زندیه‌ و قاجاریه‌اند ( معماری‌ ایران‌ ، ج‌ ۲، ص‌ ۸۵ـ۸۶، ۹۲، ۹۵). خطوط‌ به‌ کار رفته‌ در آرامگاهها نیز علاوه‌ بر وجه‌ تزیینی‌ و جاودانه‌ کردن‌ خاطرة‌ زهد بنیانگذاران‌ (هیل‌ و گرابر، ص‌ ۱۱۱ـ۱۱۲) به‌ دلیل‌ استفاده‌ از آیات‌ قرآن‌، ادعیه‌، اشعار و ذکر زهد و تقوای‌ بنیانگذاران‌، جنبة‌ معنوی‌ و مقدس‌ و آخرت‌گرایی‌ به‌ این‌ اماکن‌ می‌بخشد.در ایران‌، پس‌ از مساجد، بقعه‌ها و امامزاده‌ها رایجترین‌ بناهای‌ دینی‌اند و کمتر شهری‌ است‌ که‌ در آن‌ مقبره‌ای‌ نباشد (هیلن‌برند، ۱۹۹۴، ص‌ ۲۷۳). گفتنی‌ است‌ که‌ جز آرامگاه‌ کوروش‌ در پاسارگاد، تقریباً آرامگاه‌ مهم‌ و مجزایی‌ از دوران‌ پیش‌ از اسلامِ ایران‌ وجود ندارد. بدین‌ترتیب‌، وقتی‌ اسلام‌ به‌ ایران‌ آمد، هیچ‌ سنت‌ آرامگاه‌سازی‌ وجود نداشت‌ تا الهام‌بخش‌ مسلمانان‌ باشد. شاید پس‌ از اسلام‌، ایرانیان‌ این‌ روش‌ را از همکیشان‌ خود در مصر، سوریه‌ و عراق‌ گرفته‌ باشند (هیلن‌برند، ۱۳۶۶ ش‌، ص‌ ۲۷).از بناهای‌ یادبود سه‌ قرن‌ اول‌ در ایران‌، آثار اندکی‌ بر جای‌ مانده‌ است‌ که‌ مهمتر از همه‌ مشهد علی‌بن‌ موسی‌الرضا علیه‌السلام‌ در خراسان‌ است‌. مزار حضرت‌معصومه‌ سلام‌الله‌ علیها در قم‌ نیز ظاهراً تا نیمة‌ قرن‌ دوم‌ که‌ برای‌ آن‌ بنا یا گنبدی‌ ساختند، تنها دارای‌ سایه‌بانی‌ بوده‌ است‌ (قمی‌، ص‌ ۲۱۳، ۲۱۶؛ مدرسی‌ طباطبائی‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۸). شهر قم‌ پس‌ از دفن‌ حضرت‌ معصومه‌ سلام‌الله‌علیها، مقدس‌ و مکان‌ برگزیده‌ای‌ برای‌ دفن‌ بسیاری‌ از مشاهیر علما و مقدسان‌ و اعقاب‌ امامان‌ علیهم‌السلام‌ گردید (ویلبر و گلمبک‌، ص‌ ۲۶۴).ظاهراً در ایران‌، آرامگاههای‌ دیگری‌ نیز بوده‌ که‌ از آنها اثری‌ بر جای‌ نمانده‌، ولی‌ از آثار مکتوب‌ شواهدی‌ بروجود مزارها و مشهدها به‌ دست‌ می‌آید. به‌ گفتة‌ مقدسی‌ (ص‌ ۲۱۰) در ری‌، شاهزادگان‌ بلند پایة‌ دیلمی‌ گنبدهای‌ رفیع‌ و مستحکم‌، و شاهزادگان‌ دون‌پایه‌ گنبدهای‌ کوچکتری‌ بر بالای‌ مقابر خود داشتند. از پیش‌ از عهد سلجوقیان‌، که‌ دورة‌ رونق‌ آرامگاه‌ و بقعه‌ در ایران‌ است‌، آثار معدودی‌ باقی‌ مانده‌ که‌ عبارت‌ است‌ از: آرامگاه‌ اسماعیل‌ سامانی‌ در بخارا (پیش‌ از ۳۳۳)؛آرامگاه‌ ارسلان‌ جاذب‌ در سنگ‌ بست‌، که‌ تنها آرامگاه‌ باقیمانده‌ از دورة‌ غزنوی‌ است‌؛ گنبد قابوس‌ * (۳۹۷)؛ آرامگاه‌ عرب‌ اتا در شهر تیم‌ تاشکند (۳۶۷)؛ بقعة‌ دوازده‌ امام‌ در یزد (۴۲۹) که‌ کهنترین‌ نمونة‌ بناهای‌ مرکز ایران‌ است‌ (گرابر، ص‌ ۳۶).تا دورة‌ سلجوقی‌، بخش‌ عمدة‌ آثار معماری‌ ایران‌ را مساجد تشکیل‌ می‌داد، اما در این‌ دوره‌ شمار مقابر بر مساجد پیشی‌ گرفت‌ ( هنرهای‌ ایران‌ ، ص‌ ۸۶). امرای‌ ترک‌ بیشتر علاقه‌ داشتند که‌ مقابر خویش‌ را، به‌ تقلید از شکل‌ خیمه‌، به‌ شکل‌ برج‌ بسازند (کونل‌، ص‌ ۷۴) ولی‌ بندرت‌ آرامگاه‌ امامزادگان‌ شیعی‌ به‌ شکل‌ مقبرة‌ برجی‌ ساخته‌ می‌شد (هیلن‌برند، ۱۳۶۶ ش‌، ص‌ ۳۲). دو نمونة‌ برجستة‌ این‌ دوره‌ آرامگاه‌ سلطان‌ سنجر در مرو (۵۵۲) و گنبد سرخ‌ در مراغه‌ (۵۴۲؛ ویلسون‌، ص‌ ۱۶۰، ۱۶۲) است‌. مقارن‌ همین‌ دوره‌،گسترش‌ تصوف‌ موجب‌ افزایش‌ مقابر و زیارتگاهها گردید، از جمله‌ مقابر صوفیه‌ می‌توان‌ به‌ مقبرة‌ شیخ‌ احمد جام‌ (۴۴۱ـ۵۳۶) در تربت‌ جام‌ (احتمالاً سدة‌ ششم‌) و بایزید بسطامی‌ (حدود سده‌ هشتم‌) اشاره‌ کرد. اینگونه‌ مقابر پس‌ از دورة‌ سلجوقیان‌ افزایش‌ یافت‌. بقعه‌های‌ متبرک‌ نیز در بسیاری‌ دوره‌ها از حمایت‌ پادشاهان‌ برخوردار می‌شدند، مثلاً سلطان‌ حسین‌ بایقرا (حک :۸۳۶ـ۹۱۲) بسیاری‌ از بقعه‌های‌ علوی‌ را تعمیر کرد (ویلبر و گلمبک‌، ص‌ ۹۷).برخی‌ دیگر از آرامگاهها به‌ علما و فقها، شعرا و شخصیتهای‌ برجسته‌ اختصاص‌ دارد، از جمله‌ بقعة‌ ابن‌بابویه‌ قمی‌ فقیه‌ معروف‌ شیعی‌ در شهر ری‌ و بقعة‌ حاج‌ ملاهادی‌ سبزواری‌ در سبزوار (دورة‌ قاجاریه‌)، و آرامگاه‌ شیخ‌ مصلح‌الدین‌ سعدی‌ در شیراز در قرن‌ اخیر ( معماری‌ ایران‌ ، ج‌ ۲، ص‌ ۷۶، ۸۷، ۸۹).نیمی‌ از بناهای‌ بسیار دورة‌ ایلخانی‌ را مقابر تشکیل‌ می‌دهند و ویژگی‌ آنها پیروی‌ از الگوهای‌ متداول‌ عهد سلجوقی‌ است‌ ( هنرهای‌ ایران‌ ، ص‌ ۹۱ـ۹۳). در این‌ دوره‌ نیز تأثیر گرایشهای‌ عرفانی‌ و تصوف‌ و گرایشهای‌ شیعی‌ در ساخت‌ مقابر وبقاع‌ مؤثر بوده‌ است‌. مقبره‌های‌ ایلخانی‌ به‌ پیروی‌ از رسم‌ گذشتگان‌ جدا ساخته‌ می‌شد و از همه‌ طرف‌ نمایان‌ بود. اغلب‌ محل‌ قبور سلاطین‌ در نقاطی‌ مخصوص‌ و قبر افراد شاخص‌ گاهی‌ در ناحیه‌ای‌ معمور در نزدیک‌ مسجد یا زیارتگاهی‌ انتخاب‌ می‌شد، ولی‌ معمولاً مقبره‌های‌ برجی‌ یا زیارتگاهها در یکی‌ از قبرستانهای‌ محلی‌ قرار داشت‌. در قبرستانهای‌ بزرگی‌ که‌ چندین‌ قرن‌ مورد استفاده‌ بوده‌اند، مانند قبرستان‌ تخت‌ فولاد در اصفهان‌، ساختمانهای‌ بسیاری‌ در میان‌ هزارها سنگ‌ قبر صاف‌، پراکنده‌ است‌. گاه‌ یک‌ سنگ‌ قبر ساده‌ چنان‌ مورد احترام‌ قرار می‌گیرد که‌ ساختمان‌ مهمی‌ در آن‌ برپا می‌شود. مقبرة‌ پیربکران‌ * در نزدیکی‌ اصفهان‌ از این‌ نوع‌ است‌ (ویلبر، ص‌ ۴۱). در قم‌ مقبره‌های‌ دورة‌ ایلخانی‌ در قبرستان‌ مشرق‌ و قبرستان‌ مغرب‌ شهر یافت‌ می‌شود. در میان‌ بناهای‌ متعدد این‌ دوره‌ نمونه‌های‌ جالبی‌ از ساختمانهای‌ تک‌ ایوانی‌ با تزیین‌ پر کار و کاشیهای‌ ظریف‌ و گچکاری‌ فراوان‌ (پوپ‌، ۱۳۶۵ ش‌، ص‌ ۲۲۲) دیده‌ می‌شود. در این‌ دوره‌، در شهرهای‌ نطنزو ورامین‌ نیز مقابر شایان‌ توجهی‌ ساخته‌ شد (همان‌، ص‌ ۲۱۵، ۲۱۹).تیموریان‌ نیز در گسترش‌ انواع‌ مقابر و آرامگاهها تأثیر بسیاری‌ داشتند، و آرامگاهها حدود چهل‌ درصد از آثار معماری‌ دورة‌ آنان‌ را تشکیل‌ می‌دهد (ویلبر و گلمبک‌، ص‌ ۸۶). بیشتر آرامگاههای‌ این‌ دوره‌، گنبددار و بخشی‌ از آنها زیارتگاه‌ است‌ که‌ اغلب‌ در قم‌ و مازندران‌ واقع‌ شده‌ و به‌ امامزاده‌ شهرت‌ دارند. درست‌ معلوم‌ نیست‌ که‌ این‌ قبور برای‌ ساداتی‌ که‌ در همان‌ دوره‌ می‌زیسته‌اند ساخته‌ شده‌ یا برای‌ گذشتگان‌. برخی‌ از آرامگاهها متعلق‌ به‌ علما، شعرا و شیوخ‌ صوفی‌ است‌. مقابر مرشدان‌ صوفی‌، از قبل‌ بقره شیخ‌ جام‌، اغلب‌ به‌ مرکز اجرای‌ آیین‌ سلسله‌ تبدیل‌ می‌شد؛ حتی‌ بقعه شیخ‌صفی‌ * در اردبیل‌ ـ با اینکه‌ وی‌ سنّی‌ بود ـ کانون‌ صوفیان‌ شیعی‌مذهب‌ گردید. در دوره تیموریان‌، تا آنجا که‌ امکان‌ داشت‌، توسعه‌ یافت‌ و مدارس‌، مساجد و خانقاههایی‌ در اطراف‌ آنها ساخته‌ شد (همان‌، ص‌ ۸۶ـ۸۷، ۱۳۲)، و علاوه‌ بر سمرقند، مقابری‌ در دیگر شهرهای‌ ناحیة‌ جیحون‌ بنا گردید (پوپ‌، ۱۳۶۶ ش‌، ص‌ ۱۹۷).



در معماری‌ بناهای‌ یادبود دوره تیموری‌، گورستان‌ معروف‌ به‌ شاه‌ زنده‌ * (شاه‌ زندگی‌) ممتاز است‌. این‌ مجموعه‌ نمایندة‌ نوعی‌ معماری‌ مذهبی‌ ـ دنیوی‌ است‌، و اغلب‌ مقابر آن‌ به‌ دستور افرادی‌ غیر از سلاطین‌ بنا شده‌ است‌ ( هنرهای‌ ایران‌ ، ص‌ ۹۵، هیل‌ و گرابر، ص‌ ۶۹ـ۷۰). از معروفترین‌ بناهای‌ تیموری‌ گور میر * (۸۰۸)، یعنی‌ مقبرة‌ تیمور (حک :۷۷۱ـ۸۰۷) با گنبد پیازی‌شکل‌ و تَرکداری‌ است‌ که‌ بعد به‌ صورت‌ مقبرة‌ خانوادگی‌ در آمد و بیشتر سلاطین‌ مشهور تیموری‌ در آن‌ دفن‌ شدند (هیل‌ و گرابر، ص‌ ۶۷). یکی‌ از زیارتگاههای‌ عجیب‌ با منشائی‌ تخیلی‌ در این‌ دوره‌، مزار شریف‌ * در شمال‌ افغانستان‌ است‌. گفته‌ می‌شود که‌ در قرن‌ ششم‌، ظاهراً قبر حضرت‌ علی‌ علیه‌السلام‌ در آن‌ محل‌ کشف‌ شد و در تذکره‌ای‌ به‌ ثبت‌ رسید و در ۸۸۵ سلطان‌ حسین‌ (حک : ۸۶۳ـ۹۱۲) فرمان‌ داد تا بر آن‌ قبر بقعه‌ای‌ بسازند و تسهیلات‌ لازم‌ را از جمله‌ بازار، حمام‌ و مسجد برای‌ آن‌ فراهم‌ آورند و بدین‌ ترتیب‌ به‌ صورت‌ شهری‌ کامل‌ در آمد (ویلبر و گلمبک‌، ص‌ ۸۸).با ظهور صفویه‌ معماری‌ آرامگاهی‌ دچار نوعی‌ انحطاط‌ گردید (هیلن‌برند، ش‌، ص‌ ۳۵) گرچه‌ در حدود هفتادسال‌ اول‌ آثار معماری‌ شایان‌ ذکری‌ ساخته‌ شد ( هنرهای‌ ایران‌ ، ص‌ ۱۰۲). در ۹۱۸، به‌ فرمان‌ شاه‌ اسماعیل‌ (حک : ۹۰۷ـ۹۳۰)، مقبره هارون‌ ولایت‌ ـ آرامگاه‌ مرد مقدسی‌ که‌ مسلمانان‌، یهودیان‌ و مسیحیان‌ او را از آنِ خود می‌دانند ـ با کاشیکاری‌ زیبایی‌ ساخته‌ شد. در ۹۲۵، جبهه شمالی‌ آستانه حضرت‌ معصومه‌ سلام‌الله‌علیها در قم‌ بنا گردید (گدار، ۱۳۵۸ ش‌، ص‌ ۴۶۰). در زمان‌ شاه‌ طهماسب‌ (حک :۹۳۰ـ۹۸۴) بازسازی‌ مقبرة‌ شیخ‌ صفی‌الدین‌ با تغییرات‌ و اضافات‌ بسیار صورت‌ گرفت‌ (پوپ‌، ۱۳۶۶ ش‌، ص‌ ۲۰۷). برخلاف‌ هیلن‌برند (همانجا)، پوپ‌ معتقد است‌ که‌ با ظهور شاه‌ عباس‌ اول‌ (حک :۹۸۹ـ۱۰۸۳) عصر زرین‌ معماری‌ صفوی‌ آغاز شد (پوپ‌، همانجا) و بخش‌ مهمی‌ از معماری‌ به‌ ساخت‌ بقعه‌ و مزار اختصاص‌ یافت‌ ( هنرهای‌ ایران‌ ، ص‌ ۱۰۲) و بسیاری‌ از ابنیه مذهبی‌ ایران‌ با کاشیکاری‌ تزیین‌ شد (گدار، ۱۳۵۸ ش‌، ص‌ ۴۶۱). از اقدامات‌ او تجدید بنا و مرمت‌ بقعه امام‌ رضاعلیه‌السلام‌ است‌ که‌ بدون‌ این‌ اقدامات‌ شاید این‌ بنا فاقد شکوه‌ و جلال‌ فعلی‌ می‌شد (پوپ‌، ۱۳۶۵ ش‌، ص‌ ۲۶۷). از دیگر بناهای‌ یادبود این‌ دوره‌، اینهاست‌: بقعه قدمگاه‌ (۱۰۹۱) با بنای‌ هشت‌ گوش‌ گنبددار در نزدیکی‌ نیشابور که‌ به‌ منظور در برگرفتن‌ دو قطعه‌ سنگ‌ که‌ اثر پای‌ امام‌ رضاعلیه‌السلام‌ بر روی‌ آنها نقش‌ بسته‌، بنا شده‌ است‌ (همان‌، ص‌ ۲۷۶) و مقبره خواجه‌ ربیع‌ در مشهد ( هنرهای‌ ایران‌ ، همانجا). در این‌ دوره‌ بنای‌ مشاهد متبرکه کربلا، نجف‌ و سامره‌ نیز تجدید شد که‌ سبک‌ معماری‌ صفویه‌ در آنها آشکار است‌ (کونل‌، ص‌ ۱۸۴؛ مدرسی‌ طباطبائی‌، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲). بسیاری‌ از پادشاهان‌ صفویه‌ در جوار مشاهد متبرکه‌ دفن‌ شده‌اند، از جمله‌ شاه‌ عباس‌ دوم‌، شاه‌ صفی‌، شاه‌ سلیمان‌. عده‌ای‌ از شاهزادگان‌ صفوی‌ نیز در جوار حرم‌ مطهر حضرت‌ معصومه‌ سلام‌الله‌علیها به‌ خاک‌ سپرده‌ شده‌اند (مدرسی‌ طباطبائی‌، ج‌ ۱، ص‌ ۲۴ـ۲۶).بناهای‌ یادبود باقیمانده‌ از عهد زندیه‌ اندک‌ است‌. مقبره بزرگ‌ کلات‌ نادری‌ که‌ اکنون‌ رو به‌ ویرانی‌ است‌ از مقابر برجی‌ چند ضلعی‌ متعلق‌ به‌ دورة‌ نادرشاه‌ (قرن‌ دوازدهم‌) است‌. نادر نیز گنبد و مناره‌ای‌ طلاپوش‌ بر حرم‌ امام‌ رضاعلیه‌السلام‌ در مشهد افزوده‌ است‌ ( هنرهای‌ ایران‌ ، ص‌ ۱۰۶).در دورة‌ قاجاریه‌، هر چند امامزاده‌های‌ کوچک‌ با گنبدهای‌ آبی‌ در سراسر کشور پدیدار شد، اما هیچ‌ اثر معماری‌ مهمی‌ به‌ وجود نیامد (پوپ‌، ۱۳۶۶ ش‌، ص‌ ۲۳۱). در این‌ دوره‌ آیینه‌کاری‌ * در بناها رایج‌ شد که‌ از نمونه‌های‌ عالی‌ آن‌ آیینه‌کاری‌ مرقد مطهر امام‌ رضا علیه‌السلام‌ است‌ ( هنرهای‌ ایران‌ ، ص‌ ۱۰۷). علاوه‌ بر این‌، سلاطین‌ قاجار چند گنبد طلا در بعضی‌ اماکن‌ مقدس‌ عراق‌ و مقبرة‌ حضرت‌ معصومه‌ سلام‌الله‌علیها در قم‌ ساختند (ویلسون‌، ص‌ ۲۱۸).هم‌ اکنون‌ استانهای‌ گیلان‌ و مازندران‌ در ایران‌ دارای‌ بیشترین‌ تعداد بقعه‌ ـ امامزاده‌ است‌. تهران‌ و حومه‌ با بیش‌ از یکصد، و کاشان‌ با ۸۶ بقعه‌ در مکانهای‌ بعدی‌ قرار دارند ( دایره‌المعارف‌ تشیع‌ ، ج‌ ۳، ص‌ ۳۰۲).



منابع‌ : ابن‌بطوطه‌، سفرنامة‌ ابن‌ بطوطه‌ ، ترجمة‌ محمد علی‌ موحد، تهران‌ ۱۳۷۰ ش‌؛ ابن‌ جبیر، رحلة‌ ابن‌ جبیر ، چاپ‌ حسین‌ نصّار، قاهره‌ ۱۹۹۲؛ ابن‌ منظور، لسان‌ العرب‌ ، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲؛ محسن‌ امین‌، اعیان‌ الشیعة‌ ، چاپ‌ حسن‌ امین‌، بیروت‌ ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳؛ عبدالحسین‌ امینی‌، الغدیر فی‌ الکتاب‌ و السنة‌ و الادب‌ ، ج‌ ۵، بیروت‌ ۱۳۸۷/۱۹۶۷؛ عبدالرحمان‌ بدوی‌، تاریخ‌ تصوف‌ اسلامی‌: از آغاز تا پایان‌ سدة‌ دوم‌ هجری‌ ، ترجمة‌ محمود رضا افتخارزاده‌، قم‌ ۱۳۵۷ ش‌؛ تیتوس‌ بورکهارت‌، هنر اسلامی‌: زبان‌ و بیان‌ ، ترجمة‌ مسعود رجب‌نیا، تهران‌۱۳۶۵ ش‌؛ همو، هنر مقدس‌: اصول‌ و روشها ، ترجمة‌ جلال‌ ستاری‌، تهران‌۱۳۶۹ ش‌؛ آرتور اپهام‌ پوپ‌، معماری‌ ایران‌ ، ترجمة‌ غلامحسین‌ صدری‌ افشار، ارومیه‌۱۳۶۶ ش‌؛ همو، معماری‌ ایران‌: پیروزی‌ شکل‌ و رنگ‌ ، ترجمة‌ کرامت‌الله‌ افسر، تهران‌۱۳۶۵ ش‌؛ عبدالحی‌ حسنی‌، نزهة‌ الخواطر و بهجة‌ المسامع‌ و النواظر ، حیدرآباد دکن‌۱۳۸۲ـ۱۴۱۰/۱۹۶۲ـ۱۹۸۹؛ جعفر خلیلی‌، المدخل‌ الی‌ موسوعة‌ العتبات‌ المقدسة‌ ، بغداد ۱۹۶۵؛ دایرة‌المعارف‌ تشیع‌ ، زیر نظر احمد صدر حاج‌ سیدجوادی‌، کامران‌ فانی‌، و بهاءالدین‌ خرمشاهی‌، تهران‌۱۳۶۶ ش‌ کارل‌. جی‌. دوری‌، هنر اسلامی‌ ، ترجمة‌ رضا بصیری‌، تهران‌۱۳۶۳ ش‌؛ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه‌ ، زیر نظر محمد معین‌، تهران‌۱۳۲۵ـ۱۳۵۹ ش‌؛ علی‌بن‌ عبدالکافی‌ سبکی‌، شفاء السّقام‌ فی‌ زیارة‌ خیر الانام‌ ، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱؛ عباس‌ سعیدی‌ رضوانی‌، بینش‌ اسلامی‌ و پدیده‌های‌ جغرافیایی‌: مقدمه‌ای‌ بر جغرافیای‌ سرزمینهای‌ اسلامی‌ ، مشهد ۱۳۶۸ ش‌؛ مومن‌ شبلنجی‌، نور الابصار فی‌ مناقب‌ آل‌ بیت‌ النبی‌ المختار ، بیروت‌۱۴۰۹/۱۹۸۹؛ کورکیس‌ عوّاد، خزائن‌ الکتب‌ القدیمة‌ فی‌ العراق‌ ، بیروت‌۱۴۰۶/۱۹۸۶؛ عبدالرحیم‌ غالب‌، موسوعة‌ العمارة‌ الاسلامیة‌ ، بیروت‌۱۴۰۸/۱۹۸۸؛ حسن‌بن‌ محمد قمی‌، کتاب‌ تاریخ‌ قم‌ ، چاپ‌ جلال‌الدین‌ طهرانی‌، تهران‌ ] تاریخ‌ مقدمه‌۱۳۱۳ ش‌ [ ؛ اِبا کُخ‌، معماری‌ هند در دورة‌ گورکانیان‌ ، ترجمة‌ حسین‌ سلطان‌زاده‌، تهران‌۱۳۷۳ ش‌؛ فاطمه‌ کریمی‌، «مقدمه‌ای‌ بر شناخت‌ رباط‌ در ایران‌»، در مجموعه‌ مقالات‌ کنگرة‌ تاریخ‌ معماری‌ و شهرسازی‌ ایران‌ ، ج‌ ۳، تهران‌ ۱۳۵۷ ش‌؛ ارنست‌ کونل‌، هنر اسلامی‌ ، ترجمة‌ هوشنگ‌ طاهری‌، تهران‌ ۱۳۶۸ ش‌؛ آندره‌ گدار، هنر ایران‌ ، ترجمة‌ بهروز حبیبی‌، تهران‌ ۱۳۵۸ ش‌؛ آندره‌ گدار، و دیگران‌، آثار ایران‌ ، ترجمة‌ ابوالحسن‌ سروقد مقدم‌، مشهد ۱۳۶۵ـ ۱۳۶۸ ش‌؛ اولگ‌ گرابر، «اولین‌ بناهای‌ یادبود اسلامی‌»، ترجمة‌ کلود کرباسی‌، اثر ، ش‌۲۶ـ۲۷ (۱۳۵۷ ش‌)؛ حسین‌ مدرسی‌ طباطبائی‌، تربت‌ پاکان‌ ، قم‌۱۳۵۵ ش‌؛ صالح‌ لمعی‌ مصطفی‌، التراث‌ المعماری‌ الاسلامی‌ فی‌ مصر ، بیروت‌۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ همو، القباب‌ فی‌ العمارة‌ الاسلامیة‌ ، بیروت‌ ] بی‌تا. [ ؛ علی‌ مظاهری‌، زندگی‌ مسلمانان‌ در قرون‌ وسطا ، ترجمة‌ مرتضی‌ راوندی‌، تهران‌۱۳۴۸ ش‌؛ معماری‌ ایران‌: دورة‌ اسلامی‌ ، ج‌ ۲: فهرست‌ بناها ، چاپ‌ محمد یوسف‌ کیانی‌، تهران‌ ۱۳۶۸ ش‌؛ محمدبن‌ احمد مقدسی‌، کتاب‌ احسن‌ التقاسیم‌ فی‌ معرفة‌ الاقالیم‌ ، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌۱۹۶۷؛ احمدبن‌ علی‌ مقریزی‌، کتاب‌ المواعظ‌ و الاعتبار بذکر الخطط‌ و الا´ثار ، قاهره‌ ] بی‌تا. [ ؛ گاستون‌ ویت‌، قاهره‌ شهر هنر و تجارت‌ ، ترجمة‌ محمود محمودی‌، تهران‌۱۳۶۵ ش‌؛ دونالد نیوتن‌ ویلبر، معماری‌ اسلامی‌ ایران‌ در دورة‌ ایلخانان‌ ، ترجمة‌ عبدالله‌ فریار، تهران‌۱۳۶۵ ش‌؛ دونالد ویلبر و لیزا گلمبک‌، معماری‌ تیموری‌ در ایران‌ و توران‌ ، با همکاری‌ تری‌ الن‌... ] و دیگران‌ [ ، ترجمة‌ کرامت‌الله‌ افسر و محمد یوسف‌ کیانی‌، تهران‌۱۳۷۴ ش‌؛ ج‌.کریستی‌ ویلسون‌، تاریخ‌ صنایع‌ ایران‌ ، ترجمة‌ عبدالله‌ فریار، تهران‌۱۳۶۶ ش‌؛ هنرهای‌ ایران‌ ، زیر نظر فریر، ترجمة‌ پرویز مرزبان‌، تهران‌۱۳۷۴ ش‌؛ درک‌ هیل‌ و اولگ‌ گرابر، معماری‌ و تزئینات‌ اسلامی‌ ، ترجمة‌ مهرداد وحدتی‌ دانشمند، تهران‌۱۳۷۵ ش‌؛ رابرت‌ هیلن‌برند، «مقابر»، ترجمة‌ کرامت‌الله‌ افسر، در معماری‌ ایران‌: دورة‌ اسلامی‌ ، ج‌ ۱، چاپ‌ محمد یوسف‌ کیانی‌، تهران‌۱۳۶۶ ش‌؛ احمدبن‌ اسحاق‌ یعقوبی‌، تاریخ‌ یعقوبی‌ ، ترجمة‌ محمد ابراهیم‌ آیتی‌، تهران‌۱۳۵۶ ش‌؛Abbas Daneshvari, Medieval tomb towers of Iran, Lexington ۱۹۸۶; James Dickie, "Allah and eternity: mosques, madrasas and tombs" in Architecture of the Islamic world, ed. George Michell, London ۱۹۸۴; Robert Hillenbrand, Islamic architecture: form, function and meaning, Edinburgh ۱۹۹۴; Viktoria Meineck-Berg, "Egypt", in Architecture of the Islamic world, ed. George Michell, London ۱۹۸۴; George Michell, "North Africa and Sicily", in Architecture of the Islamic world, ed. George Michell, London ۱۹۸۴.



/اکرم ارجح/


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

ک . ا. بازورث ( د. اسلام . ضمیمه )

اکرم ارجح

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 3
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده