برْنابا
معرف
لقب‌ یکی‌ از نخستین‌ هواداران‌ و رسولان‌ (مبلّغان‌) مسیح‌ و نیز نام‌ انجیلی‌ منسوب‌ به‌ او
متن
بَرْنابا ، لقب‌ یکی‌ از نخستین‌ هواداران‌ و رسولان‌ (مبلّغان‌) مسیح‌ و نیز نام‌ انجیلی‌ منسوب‌ به‌ او. نام‌ اصلی‌ او یوسف‌ بود. در قبرس‌ از پدر و مادری‌ یهودی‌ زاده‌ شد. برنابا یا بارینب‌ را فرزند نصیحت‌ و تشویق‌ (ابن‌الوعظ‌)، فرزند نبوّت‌ (کتاب‌ اعمال‌ رسولان‌ 4:36) و فرزند مواسات‌ و همدردی‌ معنی‌ کرده‌اند ( بریتانیکا ، 1960، ذیل‌ «برنابا »). با آنکه‌ وجه‌ اشتقاق‌ این‌ کلمه‌ هنوز روشن‌ نیست‌، می‌توان‌ آن‌ را شکل‌ یونانی‌ شدة‌ کلمه‌ای‌ آرامی‌ دانست‌ (همانجا). این‌ لقب‌ احتمالاً بدین‌ سبب‌ به‌ او داده‌ شده‌ که‌ با یوسف‌ بَرْسَبا (کتاب‌ اعمال‌ رسولان‌ 1:23) اشتباه‌ نشود ( بریتانیکا ، 1960، همانجا). برنابا در زمان‌ رسولان‌ به‌ دین‌ مسیح‌ گروید، از علایق‌ دنیوی‌ برید و مبلّغ‌ دین‌ مسیح‌ شد. او گرچه‌ از دوازده‌ حواری‌ نبود، به‌ درجة‌ رسولی‌ رسید (همانجا) و یکی‌ از دو نفری‌ بود که‌ پولس‌، انجیلِ خود را به‌ وی‌ عرضه‌ داشت‌ (رسالة‌ پولس‌ رسول‌ به‌ غَلاطیان‌ 2:1ـ2). در کلیسای‌ اولیه‌ سهم‌ بسیار مهمی‌ داشت‌ ( بریتانیکا ، 1960، همانجا) و گفته‌ می‌شود که‌ بانی‌ کلیسای‌ برنابای‌ قدیس‌ در قبرس‌ بوده‌ است‌ (اَتواتر، ذیل‌ واژه‌). همچنین‌ کلیسای‌ میلان‌ برای‌ تأکید بر استقلال‌ خود بعدها ادعا کرد که‌ برنابا بنیان‌ گذار آن‌ بوده‌ است‌ ( بریتانیکا ، 1977، میکروپدیا ، ذیل‌ «قدیس‌ برنابا »).کلیسای‌ اورشلیم‌ او را برای‌ تبلیغ‌ و ارشاد در انطاکیه‌ برگزید (کتاب‌ اعمال‌ رسولان‌ 11:22) و این‌، نشانة‌ موقعیت‌ ممتاز اوست‌ ( بریتانیکا ، 1960، همانجا). برنابا، سولس‌ (پولس‌) را، پس‌ از آنکه‌ هدایت‌ یافت‌، نزد رسولان‌ برد، به‌ شاگردان‌ معرفی‌ کرد و ضامن‌ او شد، سپس‌ او را از طرسوس‌ به‌ انطاکیه‌ برد و یک‌ سال‌ همراه‌ وی‌ مردم‌ را تعلیم‌ می‌داد (کتاب‌ اعمال‌ رسولان‌ 11:25ـ30). در کلیسای‌ انطاکیه‌، او و تنی‌ چند، از جمله‌ سولس‌، جزو «انبیا» و معلمان‌ بودند و طبق‌ کتاب‌ اعمال‌ رسولان‌ (13:1ـ3) روح‌القدس‌ آن‌ دو را برای‌ مأموریتی‌ فراخواند. پس‌ برنابا و سولس‌ به‌ شهرهای‌ مختلف‌ آسیای‌ صغیر رفتند و به‌ موعظه‌ پرداختند (کتاب‌ اعمال‌ رسولان‌ 13:4ـ5 ، 14). بسیاری‌ از مردم‌ به‌ آنان‌ متمایل‌ شدند، اما کسانی‌ نیز بارها با ایشان‌ مخالفت‌ نمودند (کتاب‌ اعمال‌ رسولان‌ 13 و 14). پس‌ از بازگشت‌ به‌ انطاکیه‌، مدت‌ مدیدی‌ با شاگردان‌ به‌ سر بردند و در پی‌ اختلافاتی‌ با یهودیان‌ و پس‌ از منازعه‌ و مباحثة‌ بسیار، برنابا، همراه‌ با پولس‌ و چند تن‌ دیگر برای‌ حل‌ مسئله‌، نزد رسولان‌ و کشیشانِ اورشلیم‌ رفت‌ (کتاب‌ اعمال‌ رسولان‌ 15:1ـ3)؛ در بازگشت‌، برنابا و پولس‌ در انطاکیه‌ توقف‌ کردند و به‌ تبلیغ‌ ادامه‌ دادند. در سفر مجدد به‌ آسیای‌ صغیر، برنابا می‌خواست‌ یوحنای‌ ملقب‌ به‌ مرقس‌ ـ به‌گفته‌ای‌ برادرزاده‌ یا خواهرزاده‌اش‌ ( آمریکانا ، ذیل‌ واژه‌)، و به‌ روایتی‌ دیگر عموزاده‌اش‌ (رسالة‌ پولس‌ رسول‌ به‌ کولسیان‌ 4:10) ـ را همراه‌ ببرد، ولی‌ پولس‌، به‌ دلیل‌ اینکه‌ مرقس‌، در سفر قبلی‌ در پمغلیه‌ از ایشان‌ جدا شده‌ بود، به‌ این‌ کار راضی‌ نشد. ازینرو نزاع‌ سختی‌ درگرفت‌ و در پی‌ آن‌ برنابا و پولس‌ از هم‌ جدا شدند. برنابا با مرقس‌ از راه‌ دریا به‌ قبرس‌ سفر کرد (کتاب‌ اعمال‌ رسولان‌ 15:37ـ39) و از آن‌ زمان‌، زندگی‌ او در ابهام‌ فرو رفت‌. اگر چه‌ پولس‌ در دو جا از او یاد می‌کند (رسالة‌ اول‌ پولس‌ رسول‌ به‌ قرنتیان‌ 9:6؛ رسالة‌ پولس‌ رسول‌ به‌ کولسیان‌ 4:10)، احتمال‌ می‌رود که‌ دیگر آن‌ دو با هم‌ کار نکرده‌ باشند ( آمریکانا ، همانجا). بنابر روایتی‌، او به‌ اسکندریه‌ و حتی‌ رُم‌ رفت‌، ولی‌ روایت‌ محتملتر آن‌ است‌ که‌ در قبرس‌ کشته‌ شده‌ است‌ (همانجا). طبق‌ بعضی‌ روایات‌، این‌ واقعه‌ هنگام‌ تبلیغ‌ در شهر سلامیس‌ روی‌ داد. سال‌ مرگ‌ او معلوم‌ نیست‌، ولی‌ احتمالاً حدود 75ـ80 م‌ بوده‌ است‌ ( بریتانیکا ، 1960، همانجا). مرقس‌ جسد او را از دست‌ مهاجمان‌ گرفت‌ و در مغاره‌ای‌ دفن‌ کرد. قبر برنابا تا چهار قرن‌ بعد، که‌ اسقفِ سلامیس‌ آن‌ را شناسایی‌ کرد، ناشناخته‌ بود (بستانی‌، ذیل‌ واژه‌).رسالة‌ برنابا. یکی‌ از رساله‌های‌ رسولان‌ به‌ این‌ نام‌ مشهور است‌. در 1276/1859 از صومعة‌ کاترین‌ قدیس‌ در کوههای‌ سینا، انجیل‌ سینایی‌ متعلق‌ به‌ قرن‌ چهارم‌ به‌ دست‌ آمد که‌ در پایان‌ آن‌ متن‌ کامل‌ این‌ رساله‌ آمده‌ بود (همانجا؛ بریتانیکا ، 1977، ماکروپدیا ، ج‌ 2، ص‌ 943). در 1875، نسخة‌ دیگری‌ از آن‌ در قسطنطنیه‌ یافت‌ شد ( آمریکانا ، همانجا). با توجه‌ به‌ سبک‌ این‌ رساله‌ ـ که‌ در مصر بخشی‌ از کتاب‌ مقدس‌ تلقی‌ می‌شده‌ است‌ ـ و تعبیرهایی‌ که‌ در سراسر آن‌ به‌ کار رفته‌، به‌ ظن‌ قوی‌ خاستگاه‌ آن‌ اسکندریه‌ بوده‌ است‌. عده‌ای‌ این‌ رساله‌ را نوشتة‌ برنابا می‌دانند ولی‌ دلیلی‌ برای‌ اثبات‌ آن‌ در دست‌ نیست‌ و مطالب‌ رساله‌ نیز انتساب‌ آن‌ را به‌ برنابا رد می‌کند ( بریتانیکا ، 1960، ذیل‌ «برنابا، رساله‌»)؛ و با اینکه‌ تاریخ‌ نگارش‌ آن‌ را (70ـ79 م‌) تعیین‌ کرده‌اند دربارة‌ آن‌ یقین‌ وجود ندارد (همانجا). همچنین‌ رساله‌ عبرانیان‌، که‌ از نامه‌های‌ مهم‌ کتب‌ عهد جدید است‌، چون‌ ذکری‌ از مصنف‌ آن‌ نشده‌، محل‌ اختلاف‌ است‌ و برخی‌ آن‌ را به‌ برنابا نسبت‌ داده‌اند (هاکس‌، ص‌ 597).انجیل‌ برنابا. برنابا انجیلی‌ هم‌ داشته‌ است‌ که‌ عده‌ای‌ از مؤلفان‌ قدیم‌ به‌ آن‌ اشاره‌ کرده‌اند، اما حجم‌ و محتوای‌ آن‌ معلوم‌ نیست‌ و می‌توان‌ حدس‌ زد که‌ مضامینی‌ از آن‌ در کتابهای‌ بعدی‌، با همین‌ عنوان‌، باقی‌ مانده‌ باشد. این‌ انجیل‌، همراه‌ با بیش‌ از سیصد انجیل‌ دیگر، در شورای‌ نیقیه‌ (325 م‌) غیر رسمی‌ دانسته‌ و از بین‌ برده‌ شد (عطاءالرحیم‌، ص‌ 29) و پس‌ از آن‌ در فرمانهای‌ پاپهای‌ بعدی‌ چون‌ داماسوس‌ (366ـ384)، اینوکنتیوس‌ (401ـ417)، خصوصاً گلاسیوس‌ (492ـ496) و هورمیسداس‌ (514ـ523) از کتب‌ ممنوعه‌ خوانده‌ شد (همانجا). در 478 همراه‌ با پیدا شدن‌ بقایای‌ مقبرة‌ منسوب‌ به‌ برنابا در همانجا انجیلی‌ نیز به‌ دست‌ آمد که‌ کلیسای‌ رُم‌ آن‌ را انجیل‌ متّی‌ دانست‌.امروزه‌ نسخة‌ خطّی‌ مطوّلی‌ از آن‌ به‌ زبان‌ ایتالیایی‌ و با عنصر قوی‌ عرفانی‌ در وین‌ موجود است‌. این‌ نسخه‌، که‌ در تملک‌ پاپ‌ سیکستوس‌ (993ـ 998/1585ـ1590) بوده‌ است‌، در 1125/ 1713 از طریق‌ مشاور پادشاه‌ پروس‌ به‌ شاهزاده‌ اوژن‌ ساووایی‌ اهدا شد و در 1151/1738 به‌ کتابخانة‌ دربار سلطنتی‌ وین‌ راه‌ یافت‌. در 1325/1907 دانشگاه‌ آکسفورد ترجمة‌ انگلیسی‌ آن‌ را چاپ‌ و منتشر کرد که‌ نسخه‌ای‌ از آن‌ در موزة‌ بریتانیا و نسخة‌ دیگری‌ در کتابخانة‌ کنگرة‌ آمریکا نگهداری‌ می‌شود و نسخة‌ اخیر مجدداً در پاکستان‌ به‌ طبع‌ رسیده‌ است‌. همچنین‌ در اواخر قرن‌ دوازدهم‌/هجدهم‌، نسخة‌ اسپانیایی‌ آن‌ در 222 فصل‌ و 420 صفحه‌ پیدا شد که‌ براثر مرور زمان‌ پوسیده‌ بود. این‌ نسخه‌ نیز به‌ انگلیسی‌ ترجمه‌ شد و در مقایسة‌ آن‌ با نسخة‌ ایتالیایی‌، تفاوتی‌ جزئی‌ میان‌ آن‌ دو به‌نظر رسید ( انجیل‌ برنابا ، مقدمة‌ سعادت‌، ص‌ 37ـ40)؛ اما نسخة‌ اصلی‌ که‌ دو ترجمة‌ ایتالیایی‌ و اسپانیایی‌ از روی‌ آن‌ صورت‌ گرفته‌ روشن‌ نیست‌.دربارة‌ انجیل‌ ایتالیایی‌ آراء مختلف‌ است‌ : خلیل‌ سعادت‌ (همان‌، ص‌ 47) نویسندة‌ آن‌ را یهودی‌ اندلسی‌ می‌داند که‌ مسیحی‌ و سپس‌ مسلمان‌ شده‌ است‌ و حدس‌ می‌زند که‌ نسخة‌ اصلی‌ به‌ عربی‌ بوده‌ است‌. برخی‌ آن‌ را انجیل‌ محمدی‌ تألیف‌ عارف‌ مسیحی‌ مسلمان‌ شده‌ای‌ خوانده‌اند. در مورد تاریخ‌ تألیف‌ آن‌ اختلاف‌ نظر وجود دارد. > دائرة‌المعارف‌ دین‌ و اخلاق‌ < (ج‌ 6، ص‌ 351) تاریخ‌ آن‌ را 1300ـ1350م‌؛ و > دائرة‌المعارف‌ آمریکانا < ذیل‌ واژه‌ تاریخ‌ تألیف‌ را بین‌ قرنهای‌ هفتم‌ تا دهم‌/ سیزدهم‌ تا شانزدهم‌ می‌دانند. محققان‌ مسیحی‌ نسبت‌ این‌ انجیل‌ را به‌ برنابا بکلی‌ نفی‌ کرده‌اند. ولی‌ احتمال‌ می‌دهند که‌ برخی‌ قسمتهای‌ آن‌ از نسخة‌ اصلی‌ انجیل‌ برنابا گرفته‌ شده‌ باشد ـ مثل‌ شرح‌ بر صلیب‌ رفتن‌ یهودای‌ اسخریوطی‌ به‌ جای‌ عیسی‌ از روی‌ خَطا، که‌ در این‌ اثر بتفصیل‌ توضیح‌ داده‌ شده‌ است‌.در 1326/1908 خلیل‌سعادت‌ آن‌ را از روی‌ نسخة‌ انگلیسی‌ به‌ عربی‌ ترجمه‌ کرد و در 1301 ش‌ حیدرقلیخان‌ (سردار کابلی‌) ترجمة‌ اخیر آن‌ را به‌فارسی‌ برگرداند که‌ در 1311ش‌ به‌طبع‌ رسید.انجیل‌ برنابا در چند نکتة‌ اصلی‌ با اناجیل‌ چهارگانه‌ مباینت‌ دارد : 1) عیسی‌، الوهیت‌ و پسر خدا بودنش‌ را در حضور هزاران‌ سرباز و زن‌ و مرد و کودک‌ یهودی‌ انکار کرد ( انجیل‌ برنابا ، فصل‌ نود و سوم‌)؛ 2) پسری‌ که‌ ابراهیم‌ عزم‌ کرد برای‌ خدا قربانی‌ کند، اسماعیل‌ بود نه‌ اسحاق‌ و پسر موعود برای‌ نبوت‌ اسماعیل‌ بود (همان‌، فصل‌ سیزدهم‌)؛ 3) مسیای‌ منتظر، عیسی‌ نیست‌ بلکه‌ محمدصلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم‌ است‌ (همان‌، فصل‌ نودوششم‌) و در فصول‌ متعددی‌ محمد صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم‌ را به‌ لفظ‌ صریح‌ رسول‌ خدا یادآوری‌ کرده‌ است‌ و گوید چون‌ آدم‌ از بهشت‌ طرد شد، دید که‌ بالای‌ در آن‌ به‌ یگانگی‌ خدا و رسالت‌ حضرت‌ محمد صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم‌ شهادت‌ داده‌ شده‌ است‌ (همان‌، فصل‌ چهل‌ویکم‌)؛ 4) عیسی‌ مصلوب‌ نشد بلکه‌ به‌ آسمان‌ برده‌ شد و کسی‌ که‌ به‌ دار آویخته‌ شد یهودای‌ اسخریوطی‌ بود که‌ ناگهان‌ شبیه‌ او شد (همان‌، فصل‌ دویست‌ و شانزده‌). این‌ مطلب‌ با آیة‌ قرآن‌ که‌ می‌گوید یهودیها عیسی‌ را نکشتند، به‌ دار نیاویختند بلکه‌ برای‌ آنها شبهه‌ پیش‌ آمد («و ما قتلوه‌ و ما صلبوه‌ و لکن‌ شبّه‌ لهم‌»؛ نسا : 157) مطابقت‌ دارد. بعلاوه‌، این‌ انجیل‌ از نظر پرداختن‌ به‌ مسائل‌ فلسفی‌ نیز با انجیلهای‌ رسمی‌ مباینت‌ دارد ( انجیل‌ برنابا ، مقدمة‌ سعادت‌، ص‌ 52(.از طرف‌ دیگر، محققان‌ مسلمان‌، به‌ دلیل‌ احتوای‌ انجیل‌ برنابا بر مطالبی‌ مخالف‌ نصّ قرآن‌ و تعالیم‌ اسلام‌، انتساب‌ آن‌ را به‌ مؤلفی‌ مسلمان‌ منتفی‌ می‌دانند؛ از جمله‌ : 1) داستان‌ یوسف‌ نجار ( انجیل‌ برنابا ، فصل‌ دوم‌؛ قس‌ مریم‌ : 17ـ21)؛ 2) بدون‌ درد زاییده‌ شدن‌ عیسی‌ ( انجیل‌ برنابا ، فصل‌ سوم‌ : 10؛ مریم‌ : 23)؛ 3) نهی‌ شدن‌ آدم‌ و حوا از خوردن‌ گندم‌ و سیب‌ ( انجیل‌ برنابا ، فصل‌ سی‌ونهم‌ : 36؛ بقره‌ : 35)؛ 4) این‌ که‌ شیطان‌ در مرحلة‌ اول‌ حوا را فریب‌ داد و او نیز از میوة‌ درخت‌ ممنوعه‌ به‌ حضرت‌ آدم‌ خوراند ( انجیل‌ برنابا ، فصل‌ چهلم‌ : 24 به‌بعد؛ بقره‌ :36)؛ 5) اینکه‌ خدای‌ تعالی‌ فرشتگان‌ را امر فرمود به‌ سجده‌ کردن‌ به‌ آدم‌ قبل‌ از نفخ‌ روح‌، در حالی‌ که‌ یک‌ تودة‌ خاک‌ بود و فرشتگان‌ سجده‌ بردند ولی‌ شیطان‌ سرکشی‌ کرد و مطرود شد ( انجیل‌ برنابا ، فصل‌ سی‌وپنجم‌ : 6ـ14؛ بقره‌ :30ـ34 و حجر : 29ـ35).منابع‌: علاوه‌ بر قرآن‌ و کتاب‌ مقدس‌. عهد جدید؛ بطرس‌ بستانی‌، کتاب‌ دائرة‌المعارف‌ ، بیروت‌ ] بی‌تا. [ ؛ محمد عطاءالرحیم‌، «عیسی‌ پیامبر اسلام‌، بخش‌ 3، انجیل‌ برنابا »، ترجمة‌ احمد بهشتی‌، مکتب‌ اسلام‌ ، سال‌ 26، ش‌ 8 (آبان‌ 1365)؛ کتاب‌ مقدس‌. عهد جدید. انجیل‌ برنابا ، ترجمة‌ حیدرقلی‌ سردار کابلی‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ جیمزهاکس‌، قاموس‌ کتاب‌ مقدس‌ ، بیروت‌ 1928، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1349 ش‌؛Donald Attwater, A dictionary of saints , NewYork 1979; The Encyclopedia Americana , Danbury 1984, s.v. "Barnabas” (by Frederick C. Grant); Encyclopaedia Britannica , Chicago 1960; Encyclopaedia of religion and ethics , ed. James Hastings, Edinburgh 1980-1981, s.v. "Gospels, apocryphal” (by L.ST. Alban Wells); The New Encyclopaedia Britannica , Chicago 1977.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

داود الهامی و نگار نادری

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 3
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده