برْسْخان یا برْسغان
معرف
محلی‌ در آسیای‌ مرکزی‌، در کرانه‌های‌ جنوبی‌ دریاچة‌ ایسیق‌گول‌، در منطقه‌ای‌ به‌ نام‌ سِمیرِچ‌ یا یِتی‌سو (سرزمین‌ هفت‌ رود) ، که‌ اکنون‌ در جمهوری‌ قرقیزستان‌ قرار گرفته‌ است‌
متن
بَرْسْخان‌ ، یا بَرْسغان‌، محلی‌ در آسیای‌ مرکزی‌، در کرانه‌های‌ جنوبی‌ دریاچة‌ ایسیق‌گول‌، در منطقه‌ای‌ به‌ نام‌ سِمیرِچ‌ یا یِتی‌سو (سرزمین‌ هفت‌ رود) ، که‌ اکنون‌ در جمهوری‌ قرقیزستان‌ قرار گرفته‌ است‌. در منابع‌ قدیم‌ اسلامی‌ ظاهراً این‌ نام‌ به‌ طایفه‌ای‌ از ترکان‌ نیز که‌ در حوالی‌ آن‌ محل‌ می‌زیستند نیز اطلاق‌ شده‌ است‌. نویسندة‌ کتاب‌ حدودالعالم‌ (ص‌ 98، 116، 292ـ293، نقشة‌ 5، ص‌ 279) این‌ برسخان‌ علیا (یعنی‌ دورترین‌، در مقابل‌ برسخان‌ سفلی‌ در ماوراءالنهر رجوع کنید به یاقوت‌ حموی‌، ج‌ 1، ص‌ 383ـ384) را شهر آبادی‌ وصف‌ می‌کند که‌ رئیس‌ (دهقان‌) آن‌ از ایل‌ قَرْلُق‌ بوده‌ ولی‌ ساکنان‌ آن‌ ترجیح‌ می‌دادند از تُغُرْ ـ اُغُز تبعیت‌ کنند. وی‌ همچنین‌ از رودی‌ به‌ نام‌ رود برسخان‌ یاد می‌کند که‌ احتمالاً همان‌ رود چو است‌ که‌ از ایسیق‌ گول‌ منشعب‌ می‌شود. محمود کاشغری‌ چندین‌ بار از این‌ محل‌ با املای‌ «برسغان‌» نام‌ می‌برد و موضع‌ آن‌ را در قلمرو ایل‌ چِگِل‌ یاد می‌کند و می‌گوید که‌ نام‌ آن‌ برگرفته‌ از نام‌ یکی‌ از پسران‌ افراسیاب‌، قهرمان‌ اسطوره‌ای‌، است‌ (ج‌ 1، ص‌ 392ـ393، ج‌ 3، ص‌ 135، 417ـ418 و جاهای‌ متعدد؛ گردیزی‌، ص‌ 265ـ266، در بخش‌ مربوط‌ به‌ برسخان‌ نیز افسانه‌ای‌ دربارة‌ منشأ برسخان‌ از زمان‌ فتوحات‌ نیمه‌ افسانه‌ای‌ اسکندر نقل‌ می‌کند؛ نیز رجوع کنید به بارتولد، ج‌ 3، ص‌ 181).قسمتی‌ از شهرت‌ تاریخی‌ برسخان‌ ازینروست‌ که‌ سبکتکین‌، مرجوع کنید به سس‌ سلسلة‌ غزنوی‌ در مشرق‌ افغانستان‌، از این‌ ناحیه‌ برخاسته‌ بود. بنابر مندرجات‌ پندنامة‌ منسوب‌ به‌ سبکتکین‌ که‌ مورخ‌ متأخر، محمد شبانکاره‌ای‌ نقل‌ کرده‌ است‌، سبکتکین‌ در زد و خوردهای‌ قبیله‌ای‌ به‌ اسارت‌ گرفته‌ شده‌ و در برسخان‌ به‌ عنوان‌ برده‌ فروخته‌ شده‌ بود ( رجوع کنید به بازورث‌ 1963، ص‌ 39؛ همو، 1977، ص‌ 134، 144). اتحادیة‌ قبایل‌ قَراخانی‌ که‌ در قرن‌ پنجم‌ پس‌ از پیروزی‌ سامانیان‌ بر ماوراءالنهر مسلط‌ شدند ظاهراً در مناطق‌ قَرلُق‌ و چگل‌ تشکیل‌ شده‌ است‌. در اواسط‌ قرن‌ پنجم‌ امیرزاده‌ای‌ قراخانی‌ به‌ نام‌ نیالتکین‌ بر برسخان‌ حکومت‌ می‌کرد (بارتولد، ج‌ 1، ص‌ 89ـ90) ولی‌ در اعصار بعد، در کتب‌ تاریخ‌ اشاره‌ای‌ به‌ برسخان‌ دیده‌ نمی‌شود.منابع‌: عبدالحی‌بن‌ ضحاک‌ گردیزی‌، زین‌الاخبار ، چاپ‌ عبدالحی‌ حبیبی‌، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1347 ش‌؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم‌البلدان‌ ، بیروت‌ 1955ـ1957؛V.V. Barthold, Four studies on the history of Central Asia , tr. V.and T. Minorsky, Leiden 1962; C.E.Bosworth, The Ghaznavids: their empire in Afghanistan and Eastern Iran 944-1040 , Edinburgh 1963; idem, The later Ghaznavids, plendor and decay: the dynasty in Afghanistan and Northern India 1040-1186 , Edinburgh 1977; H ¤ udu ¦ d `al- a ¦ lam= The Regions of the world , tr. V.Minorsky, ed. C.E. Bosworth, Cambridge 1982; Mah ¤ mu ¦ d Ka ¦ s ¦ g ¦ ar ¦  , Divanد Lu § gat –it- Trk , tr. Besim Atalay, Ankara 1939- 1941.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

بازورث ( ایرانیکا )

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 3
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده