بدره (۲)
معرف
شهر کوچکی‌ در عراق‌، مرکز قضای‌ (شهرستان‌) بدره‌
متن
بَدرَه‌ (2) ، شهر کوچکی‌ در عراق‌، مرکز قضای‌ (شهرستان‌) بدره‌. در استان‌ (لواء) واسط‌ در عراق‌، در 130 کیلومتری‌ شمال‌ شرقی‌ شهر کوت‌ (مرکز واسط‌)، در کنار درّه‌ بزرگی‌ واقع‌ است‌. زَرباطیَه‌، از آبادیهای‌ بزرگ‌ آن‌، نزدیک‌ مرز ایران‌ قرار دارد.اراضی‌ این‌ شهر از رود گَلال‌ (گلال‌ پیرمحمد) آبیاری‌ می‌شود که‌ سرچشمة‌ آن‌ در دامنه‌های‌ کبیرکوه‌ در ایران‌ است‌ و قسمت‌ سفلای‌ آن‌ به‌ نامهای‌ کَنْجان‌ چَم‌، گاوی‌ و چَنْگوله‌ خوانده‌ می‌شود. این‌ رود پس‌ از گذشتن‌ از بخش‌ مهران‌ وارد خاک‌ عراق‌ می‌شود.محصول‌ مهم‌ بدره‌ غلات‌ است‌ و باغهای‌ میوه‌ و نخلستانهای‌ زیادی‌ دارد. جمعیت‌ آن‌ در 1329 ش‌/1950، حدود شش‌هزار تن‌ بود که‌ تقریباً همگی‌ شیعة‌ اثنی‌ عشری‌ و آمیزه‌ای‌ از اقوام‌ عرب‌ و لُر بودند، ظاهراً تاکنون‌ تغییرات‌ عمده‌ای‌ از لحاظ‌ جمعیتی‌ نداشته‌ است‌.پیشینه‌. ظاهراً بدره‌ از نام‌ شهر تاریخی‌ ایرانی‌، بادَرایا (برگرفته‌ از نام‌ قبیلة‌ بَیتَ درایا) آمده‌ است‌ ( د. اسلام‌ ، ذیل‌ «بدره‌»). به‌ نوشتة‌ نولدکه‌ (ص‌ 364ـ365) خسروانوشیروان‌ (حک : 531ـ579 م‌) اسرای‌ انطاکیه‌ را در بادرایا (یکی‌ از پنج‌ تسوگ‌ رومیه‌، واقع‌ در یک‌ میلی‌ جنوب‌ تیسفون‌) ساکن‌ کرد. ابن‌ خرداذبه‌ (ص‌ 7)، بادرایا را یکی‌ از پنج‌ طسّوج‌ کورة‌ استان‌ بازیجان‌ خسرو دانسته‌ و قدامة‌بن‌جعفر (ص‌ 235)، طسوج‌ بادرایا و باکُسایا * را جزو استان‌ اَرَنْدین‌ کَرْد ضبط‌ کرده‌ است‌. راه‌ دوطسوج‌ بادرایا و باکسایا از شهر مبارک‌ واقع‌ در طرف‌ شرقی‌ (دجله‌) می‌گذشت‌ (یعقوبی‌، ص‌ 322). مقدسی‌ (ص‌ 258)، بادرایا و طسوج‌ باکسایا را، در دورة‌ قباد ساسانی‌، یکجا ذکر کرده‌ است‌. یاقوت‌ (ج‌ 1، ص‌ 459)، در قرن‌ هفتم‌، بادرایا را شهری‌ در طسوج‌ نهروان‌ و میان‌ بَنْدَنیجین‌ (بند نیکان‌) و نواحی‌ واسط‌ معرفی‌ کرده‌ که‌ خرمای‌ خشک‌ آن‌ مشهور بوده‌ است‌. یک‌ قرن‌ بعد، حمدالله‌ مستوفی‌ (ص‌ 39) بادرایا و باکسایا را قصبه‌ای‌ از توابع‌ بیات‌ نام‌ برده‌ و افزوده‌ که‌ در بادرایا خرما فراوان‌ است‌. به‌ نوشتة‌ رهربرن‌، در زمان‌ سلطان‌ محمد خدابنده‌ (حک : 985ـ 996) بدره‌ و چند جای‌ دیگر زیر سلطة‌ حکام‌ لُرِ تابع‌ حکومت‌ صفوی‌ بود و در 1049، طبق‌ قرار داد صلحی‌ به‌ دولت‌ عثمانی‌ واگذار شد (ص‌ 13،123). مقارن‌ حملة‌ نادر به‌ بغداد در 1145، بدره‌ در تصرف‌ احمدپاشا والی‌ بغداد بوده‌ است‌ (قدوسی‌، ص‌ 228ـ229؛ حدیث‌ نادرشاهی‌ ، ص‌ 165ـ166). در 1199 این‌ شهر جزو قلمرو بابانهای‌ کرد شمرده‌ می‌شد و در 1820 جمعیت‌ آن‌ به‌ ده‌هزار تن‌ می‌رسید (ادموندز، ص‌ 67). به‌ نوشتة‌ لانگریگ‌ ، تپه‌های‌ حوالی‌ یا داخل‌ شهر بدره‌ آثاری‌ از شهر قدیم‌ بدره‌ یا بادرایاست‌ که‌ بر اثر سیل‌ و طاعون‌ و جنگ‌ ویران‌ شده‌ است‌ ( د.اسلام‌ ، ذیل‌ «بدره‌»). همچنین‌ به‌ گفتة‌ حسن‌ امین‌، در غرب‌ بدره‌ تپه‌های‌ بزرگی‌ به‌ نام‌ عَقر قرار دارد که‌ محل‌ خرابه‌های‌ شهر قدیم‌ بادرایاست‌ (ج‌ 2، جزء 9، ص‌ 52 ـ53). در جنگ‌ عراق‌ و کویت‌ (1369 ش‌) نیروی‌ هوایی‌ آمریکا بدره‌ را بشدت‌ بمباران‌ کرد.منابع‌: ابن‌خرداذبه‌، کتاب‌ المسالک‌ والممالک‌ ، لیدن‌ 1967؛ سیسیل‌ جی‌. ادموندز، کردها، ترکها، عربها ، ترجمة‌ ابراهیم‌ یونسی‌، تهران‌ 1367 ش‌؛ حسن‌ امین‌، دائرة‌المعارف‌ الاسلامیّة‌ الشیعیّة‌ ، ج‌ 2، جزء 9، بیروت‌ 1394/1974؛ حدیث‌ نادرشاهی‌ ، چاپ‌ رضا شعبانی‌، تهران‌ 1356 ش‌؛ حمدالله‌بن‌ابی‌بکرحمدالله‌ مستوفی‌، کتاب‌ نزهة‌ القلوب‌ ، چاپ‌ گی‌ لسترنج‌، تهران‌ 1362 ش‌؛ کلاوس‌ میشائل‌ رهربرن‌، نظام‌ ایالات‌ در دورة‌ صفویه‌ ، ترجمة‌ کیکاووس‌ جهانداری‌، تهران‌ 1357 ش‌؛قدامة‌بن‌جعفر، کتاب‌ الخراج‌ ، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌ 1967؛ محمدحسین‌ قدوسی‌، نادرنامه‌ ، مشهد 1339 ش‌؛ محمدبن‌احمد مقدسی‌، کتاب‌ احسن‌التقاسیم‌ فی‌ معرفة‌ الاقالیم‌ ، چاپ‌ دخویه‌، لیدن‌ 1967؛ تئودور نولدکه‌، تاریخ‌ ایرانیان‌ و عربها در زمان‌ ساسانیان‌ ، ترجمة‌ عباس‌ زریاب‌، تهران‌ ] تاریخ‌ مقدمه‌ 1358 ش‌ [ ؛ یاقوت‌ حموی‌، معجم‌البلدان‌ ، چاپ‌ ووستنفلد، لایپزیگ‌ 1866ـ1873، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1965؛ احمدبن‌اسحاق‌ یعقوبی‌، کتاب‌ البلدان‌ ، لیدن‌ 1967؛EI , s.v. ûBadraý (by S.H. Longrigg).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

حسین قر چانلو

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 2
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده