بحارالانوار (یا بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار )
معرف
از بزرگترین‌ و نامورترین‌ جوامع‌ حدیثی‌ شیعه‌ به‌ زبان‌ عربی‌، تألیف‌ محمّدباقر مجلسی‌، دانشمند نامی‌ قرن‌ یازدهم‌ (1037ـ1110 یا 1111)
متن
بحارالانوار (یا بحارالانوار الجامعة‌ لدُرر اخبار الائمة‌ الاطهار )، از بزرگترین‌ و نامورترین‌ جوامع‌ حدیثی‌ شیعه‌ به‌ زبان‌ عربی‌، تألیف‌ محمّدباقر مجلسی‌، دانشمند نامی‌ قرن‌ یازدهم‌ (1037ـ1110 یا 1111). این‌ کتاب‌ دایرة‌المعارف‌ مانند، به‌ سبب‌ ذکر مستند بیشتر روایتهای‌ منقول‌ از ائمة‌ شیعه‌ علیهم‌السّلام‌، تبویب‌ نسبتاً کامل‌ موضوعات‌، شرح‌ و بیان‌ بسیاری‌ از روایات‌، تحقیقات‌ گوناگون‌ کلامی‌، تاریخی‌، فقهی‌، تفسیری‌، اخلاقی‌، حدیثی‌ و لغویِ مؤلّف‌، و نیز اعتبار علمی‌ وی‌، همواره‌ مقامی‌ والا داشته‌ است‌؛ چنانکه‌ برغم‌ حجم‌ زیادش‌، از همان‌ روزگار تألیف‌، نسخه‌های‌ خطّی‌ بسیاری‌ از آن‌ نوشته‌ شده‌ و از اواخر قرن‌ سیزدهم‌، با رواج‌ صنعت‌ چاپ‌، همه‌ یا بخشهایی‌ از آن‌ بارها به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. همچنین‌ دانشمندانی‌ چند به‌ ترجمه‌ یا تلخیص‌ برخی‌ از مجلّدات‌ آن‌ همت‌ گماشته‌ یا مستدرک‌ و فهرست‌ برای‌ آن‌ پرداخته‌اند یا در نقد و ایضاح‌ آرای‌ مؤلّف‌، حواشی‌ نگاشته‌اند، همچنانکه‌ دربارة‌ خود کتاب‌ نیز نکاتی‌ را مطرح‌ کرده‌اند.1) سبب‌ و چگونگی‌ تألیف‌ . مؤلّف‌ در مقدمة‌ کتاب‌ (ج‌ 1، ص‌ 2 ـ 5) می‌نویسد که‌ بعد از سپری‌ کردن‌ بخشی‌ از عمر در آموختن‌ دانشهای‌ گوناگون‌ و اندیشیدن‌ به‌ ثمرات‌ و غایات‌ این‌ دانشها دریافته‌ است‌ که‌ زلال‌ علم‌ فقط‌ از چشمة‌ روشن‌ وحی‌ و الهام‌ حاصل‌ می‌شود و در آخرت‌ تنها این‌ علم‌ سودمند است‌، هرچند در ظاهر رونقی‌ نداشته‌ باشد. ازینرو پژوهش‌ در اخبار و روایات‌ مأثور از ائمة‌ اطهار علیهم‌السّلام‌ را برگزیده‌ است‌. بدین‌ منظور، نخست‌ کتابهای‌ حدیثی‌ متداول‌ و مشهور شیعی‌ را بدقّت‌ خوانده‌، سپس‌ به‌ جستجوی‌ اصول‌ معتبر حدیثی‌ پرداخته‌ که‌ به‌ عللی‌ ـ از جمله‌ موانع‌ سیاسی‌، و عدم‌ اهتمام‌ به‌ استنساخ‌ و نگاهداری‌ آنها به‌ علّت‌ شمول‌ و شهرت‌ جوامع‌ حدیثیِ متأخر ـ مهجور مانده‌ و چه‌ بسا بیشتر نسخه‌های‌ آنها از بین‌ رفته‌ است‌. او با گسیل‌ کردن‌ کسانی‌ به‌ بلاد اسلامی‌، به‌ جدّیت‌ تمام‌، به‌ گردآوری‌ منابع‌ حدیثی‌ اولیّه‌ کوشیده‌ و در این‌ راه‌، با مشکلاتی‌ روبرو بوده‌ است‌؛ از جمله‌ بخل‌ورزی‌ برخی‌ از صاحبان‌ نُسخ‌ که‌ به‌ آن‌ اشاره‌ کرده‌ است‌. با اینهمه‌، با پشتکار مجلسی‌ و همکاری‌ گروهی‌ از فضلا، چون‌ مولی‌' عبداللّه‌ افندی‌ * و مولی‌' ذوالفقار اصفهانی‌ (حسینی‌، ص‌ 24) و مولی‌ عبداللّه‌ بحرانی‌ (خوانساری‌، ج‌ 4، ص‌ 254)، بسیاری‌ از اصول‌ و مآخذ معتبر، که‌ در روزگاران‌ پیشین‌ محلّ مراجعة‌ دانشمندان‌ بوده‌، فراهم‌ آمده‌ است‌. مجلسی‌، به‌ چند سبب‌، برآن‌ شده‌ است‌ که‌ همة‌ اخبار و احادیث‌ و موضوعات‌ منابع‌ نویافته‌ را در مجموعه‌ای‌ موضوعی‌ گردآوری‌ و تدوین‌ کند: یکی‌ اشتمال‌ این‌ منابع‌ بر فوایدی‌ که‌ در کتابهای‌ رایج‌ آن‌ زمان‌ یافت‌ نمی‌شده‌ است‌ و فقط‌ برخی‌ از آنها در بابهای‌ مختلف‌ پراکنده‌ بوده‌ و این‌ پراکندگی‌ احاطه‌ بر همة‌ اخبار ناظر بر یک‌ موضوع‌ را غالباً ناممکن‌ می‌ساخته‌ است‌. دیگر اینکه‌ مجلسی‌ نگران‌ بوده‌ است‌ که‌ مبادا نسخه‌های‌ موجود بار دیگر از میان‌ برود یا پراکنده‌ و فراموش‌ شود. او پیش‌ از تألیف‌ بحار ، برای‌ ده‌ کتاب‌ حدیثی‌ شیعه‌ ـ که‌ نظم‌ موضوعی‌ ندارد (مانند خصال‌ و معانی‌ الاخبار صدوق‌ و قرب‌الاسناد حمیَری‌) ـ فهرست‌ موضوعی‌ تهیّه‌ کرده‌ بود (در 1070) تا طالبان‌ علوم‌ دینی‌ به‌ آسانی‌ از اخبار دایر بر هر موضوع‌ و مآخذ آنها و نیز مستند بسیاری‌ از اقوال‌ و فتاوی‌ عالمان‌ گذشته‌ آگاه‌ شوند تا گمان‌ نرود که‌ آنان‌ به‌ قیاس‌ روی‌ آورده‌ بوده‌اند. مؤلّف‌ در برخی‌ از اجازات‌ خود به‌ این‌ فهرست‌ اشاره‌ کرده‌ و آقابزرگ‌ طهرانی‌ نیز نسخه‌ای‌ از آن‌ را دیده‌ است‌ (ج‌ 16، ص‌ 377ـ 378، ش‌ 1752؛ نسخه‌ای‌ دیگر نیز به‌ خطّ مؤلّف‌ در دست‌ است‌ که‌ چاپ‌ عکسی‌ آن‌ در چاپ‌ جدید بحار ، ج‌ 103 یا 106، آمده‌ است‌؛ در این‌ مقاله‌ همه‌ جا به‌ همین‌ چاپ‌ ارجاع‌ می‌شود). هرچند مؤلّف‌ در مقدمة‌ این‌ فهرست‌ یادآوری‌ می‌کند که‌ با تألیف‌ بحار نیاز به‌ آن‌ منتفی‌ شده‌، باز می‌توان‌ آن‌ را طرح‌ مقدّماتی‌ بحار دانست‌. البتّه‌ بین‌ دوکتاب‌، پاره‌ای‌ اختلافهای‌ موضوعی‌ وجود دارد.طرح‌ اوّلیة‌ بحار ، آنگونه‌ که‌ مؤلّف‌ در نظر داشته‌، در 25 مجلّد بوده‌، ولی‌ چون‌ او مجلّد پانزدهم‌ را با در نظرگرفتن‌ حجم‌ به‌ دو مجلّد تقسیم‌ کرده‌، این‌ اثر 26 مجلّد شده‌ است‌ که‌ هر کدام‌ به‌ یک‌ موضوع‌ اصلی‌ اختصاص‌ دارد و شامل‌ چندین‌ باب‌ است‌. بیشتر موضوعات‌ تقسیمات‌ فرعی‌ نیز دارند. در این‌ کتاب‌، برخی‌ عناوین‌ هست‌ که‌ در کتب‌ حدیثی‌ پیش‌ از بحار به‌ صورت‌ مستقل‌ وجود نداشته‌ و مؤلّف‌ آنها را از امتیازات‌ تألیف‌ خود شمرده‌ است‌؛ مانند «کتاب‌ العدل‌ و المعاد»، «کتاب‌ السماء و العالم‌»، تاریخ‌ انبیا و ائمة‌ علیهم‌السّلام‌. مؤلّف‌ هرباب‌ را با آیاتی‌ از قرآن‌ کریم‌ ـ که‌ صریحاً یا به‌ مدد قراین‌ گوناگون‌ تاریخی‌، حدیثی‌ و تفسیری‌ با موضوع‌ تناسب‌ دارد ـ آغاز کرده‌، سپس‌ اقوال‌ مفسّران‌ (غالباً امین‌الاسلام‌ طبرسی‌ و امام‌ فخررازی‌) را در حدّ لزوم‌ نقل‌ کرده‌ و آنگاه‌ احادیثِ ناظر بر هر عنوان‌ را با ذکر سند، به‌ ترتیب‌ شماره‌، آورده‌ است‌. گاه‌ فقط‌ بخشی‌ از یک‌ حدیث‌ را نقل‌ کرده‌ و کامل‌ آن‌ را در بابی‌ مناسبتر آورده‌ است‌. در این‌ گونه‌ نقلها، گاه‌ به‌ محل‌ اصلی‌ نقل‌ حدیث‌ در بحار اشاره‌ کرده‌ و همچنین‌، در صورت‌ لزوم‌، برای‌ تبیین‌ معنای‌ حدیث‌ توضیحاتی‌ داده‌ است‌ ( رجوع کنید به ادامة‌ مقاله‌). مؤلّف‌ دوطرح‌ دیگر نیز برای‌ تکمیل‌ کار خود در نظر داشته‌ است‌ که‌ نتوانسته‌ به‌ انجام‌ برساند (همانطور که‌ نتوانست‌ بحار را به‌ اتمام‌ نهایی‌ برساند): الف‌) نوشتن‌ شرحی‌ کامل‌ و ابتکاری‌ بر کتاب‌؛ ب‌) تهیة‌ «مستدرک‌ البحار». او در این‌ باره‌ می‌گوید که‌ به‌ عللی‌، روایاتِ شماری‌ از منابع‌ به‌ دست‌ آمده‌ را کامل‌ نقل‌ نکرده‌ است‌؛ و نیز چون‌ ممکن‌ است‌ در آینده‌ شمار دیگری‌ از کتب‌ قدیم‌ یافت‌ شود و الحاق‌ آنها به‌ کتاب‌ سبب‌ آشفتگی‌ و اختلاف‌ نسخه‌های‌ موجود می‌شود، تدوین‌ مستدرک‌ برای‌ کتاب‌ مرجح‌ است‌ (ج‌ 1، ص‌ 46).باتوجه‌ به‌ فهرست‌ یادشده‌، آغاز تألیف‌ بحار بعداز 1070 بوده‌ و، به‌ ظنّ قوی‌، تدوین‌ نهایی‌ مجلّدات‌ آن‌ بعداز 1075، و نه‌ به‌ ترتیب‌ صورت‌ گرفته‌ است‌؛ مثلاً (به‌ تصریح‌ خود مؤلّف‌ در پایان‌ مجلّدات‌) مجلّدهای‌ دوم‌، پنجم‌، یازدهم‌ و دوازدهم‌ را در 1077، سیزدهم‌ را در 1078، نهم‌ و دهم‌ را در 1079، سوم‌ و چهارم‌ را در 1080، هفتم‌ را در1086 و هشتم‌ را در 1090 به‌ پایان‌ برده‌ است‌ (قس‌ نوری‌، الفیض‌ القدسی‌ ، ص‌ 40). کتاب‌ «المزار» (مجلّد 22) را در 1081 در سفر حج‌ تدوین‌ کرده‌، کتاب‌ «الصّلاة‌» (مجلّد 18) در 1094 و 1097 نوشته‌، و کتاب‌ «السماء والعالم‌» (مجلّد 14) را در 1104 تألیف‌ کرده‌ است‌. به‌ نوشتة‌ نوری‌، از مجلّد پانزدهم‌ (پانزدهم‌ و شانزدهم‌ بعدی‌) تا پایان‌ کتاب‌ (جز مجلّدهای‌ 18 و 22)، در زمان‌ مؤلّف‌ از صورت‌ مسوّده‌ خارج‌ نشده‌ و مؤلّف‌ فقط‌ بر مقدار کمی‌ از اخبار مجلّدت‌ پانزدهم‌ و شانزدهم‌ شرح‌ نوشته‌ است‌ ( الفیض‌ القدسی‌ ، ص‌ 44). با اینهمه‌ خود او از خوانساری‌ (ج‌ 2، ص‌ 85) و او از میرمحمّد صالح‌ خاتون‌ آبادی‌ داماد مجلسی‌ ( در حدائق‌ المقرّبین‌ ) نقل‌ کرده‌ است‌ که‌ فقط‌ هشت‌ مجلّد بحار به‌ صورت‌ مسوّده‌ و بدون‌ بیان‌ و توضیح‌ باقی‌ مانده‌ و مؤلّف‌ به‌ اتمام‌ آن‌ وصیّت‌ کرده‌ بود ( الفیض‌ القدسی‌، ص‌ 27ـ 28). و از او نقل‌ کرده‌ که‌ تعداد سطور مجلّدات‌ پاکنویس‌ شده‌ نزدیک‌ به‌ 000 ، 700 است‌ که‌ این‌ رقم‌ با احتساب‌ شمارة‌ سطرهای‌ دو مجلّد پانزدهم‌ و شانزدهم‌ («الایمان‌ والکفر»، «العشره‌») درست‌ است‌. نوری‌ ( الفیض‌ القدسی‌ ، ص‌ 37ـ44) و آقابزرگ‌ طهرانی‌ (ذیل‌ «بحار»)، تعداد ابواب‌ و شمارة‌ سطرهای‌ هر مجلّد را نوشته‌اند. سیّد عبداللّه‌ جزایری‌ (ص‌ 84) از سیّد نصراللّه‌ حائری‌ نقل‌ کرده‌ که‌ مولی‌ عبداللّه‌ افندی‌ مجلّدات‌ آخر را بعد از وفات‌ مجلسی‌ از روی‌ نسخة‌ مسوّدة‌ او نوشته‌ است‌. نوری‌ نیز قرینه‌ای‌ بر صحت‌ این‌ ادّعا آورده‌ است‌ ( الفیض‌ القدسی‌ ، ص‌ 45ـ46). نسخه‌ای‌ از مجلّد شانزدهم‌ («الا´ داب‌ و السّنن‌»، بنابر تقسیم‌ اولیة‌ کتاب‌) بعد از چاپهای‌ آغازین‌ کتاب‌ در اوایل‌ قرن‌ چهاردهم‌ به‌ همّت‌ میرزا محمّد طهرانی‌، پیدا شده‌ که‌ کتابت‌ آن‌ در زمان‌ مؤلّف‌، یا با فاصلة‌ کمی‌ از زمان‌ او، انجام‌ گرفته‌ است‌ (آقابزرگ‌ طهرانی‌، ج‌ 3، ص‌ 23؛ مصحّح‌ چاپ‌ جدید بحار این‌ نسخه‌ را نیز ناقص‌ می‌داند رجوع کنید به مقدّمة‌ ج‌ 76). چون‌ مؤلّف‌، دو کتاب‌ «المزار» و «الصلاة‌» را مطابق‌ تقسیم‌ اوّلیة‌ خود شماره‌ کرده‌ بود، رقم‌ شانزده‌ تکرار، و شمارة‌ مجلّدات‌ بعد از 22 نیز، گاهی‌ به‌ ترتیب‌ قدیم‌ و گاهی‌ به‌ ترتیب‌ واقعی‌، مشخص‌ شده‌ است‌ (مثلاً حرّعاملی‌، در امل‌الا´مل‌ ، ج‌ 2، ص‌ 248، همان‌ ترتیب‌ اوّلیه‌ را ذکر کرده‌ است‌).مجلسی‌ هرچند در تألیف‌ بحار ـ در نیمة‌ دوم‌ عمر و بعد از تکمیل‌ مدارج‌ علمی‌ و تألیف‌ بیشتر کتابهایش‌ ـ از همکاری‌ بعضی‌ فضلا و حمایت‌ مالی‌ حکومت‌ صفوی‌ و تسهیلات‌ و امکانات‌ در گردآوری‌ منابع‌ (جزایری‌، ص‌ 197ـ 198، به‌ نقل‌ از سیّد نعمة‌اللّه‌ جزایری‌) برخوردار بود، به‌ شهادت‌ نسخه‌های‌ موجود و قراین‌ دیگر، کار اصلی‌ را شخصاً انجام‌ می‌داد. یافتن‌ آیات‌ مناسب‌ هر باب‌، نوشتن‌ تفسیر آنها، انتخاب‌ شایستة‌ روایات‌ و شرح‌ آنها را به‌ تنهایی‌ انجام‌ می‌داد و فقط‌ چند نفر، که‌ برخی‌ از آنها ناشناخته‌اند در نقل‌ احادیث‌ بلند یا قطعاتی‌ از ادعیه‌ یا استنساخ‌ چند رساله‌ و قسمتهای‌ برخی‌ از کتب‌، به‌ او کمک‌ می‌کردند (نوری‌، الفیض‌ القدسی‌ ، ص‌ 30ـ34، نامة‌ مولی‌' عبداللّه‌ افندی‌ ـ یا مولی‌' ذوالفقار به‌ نوشتة‌ حسینی‌، ص‌ 24 ـ به‌ مؤلّف‌، ج‌ 106، ص‌ 168؛ جزایری‌، ص‌ 73). نوری‌ ( الفیض‌ القدسی‌ ، ص‌ 30) در اشاره‌ به‌ همین‌ امر و انتقاد از کسانی‌ که‌ بر مجلسی‌، به‌ خاطر مددگیری‌ از دیگران‌، خرده‌ گرفته‌ و چه‌ بسا تألیف‌ بحارالانوار را فقط‌ کار او نمی‌دانسته‌اند، یادآوری‌ می‌کند که‌ اینگونه‌ کمکها صرفاً جنبی‌ بوده‌ است‌؛ همچنانکه‌ در تألیف‌ یک‌ اثر فقهی‌ از کتابهای‌ چهارگانة‌ حدیث‌ بهره‌جویی‌ می‌شود، اما مؤلّف‌ آن‌ اثر همان‌ کسی‌ است‌ که‌ کتاب‌ را پدید می‌آورد. در عین‌ حال‌ بحار نمونة‌ ارزنده‌ای‌ از کارگروهیِ نظارت‌ و هدایت‌ شده‌ است‌ که‌، با توجّه‌ به‌ تاریخ‌ تألیف‌ آن‌، اقدامی‌ ابتکاری‌ و مهم‌ به‌ شمار می‌رود.2) عناوین‌ موضوعات‌ و شمارة‌ بابها به‌ ترتیب‌ مجلّدات‌ . کتاب‌ «العقل‌ والعلم‌ والجهل‌» 40 باب‌؛ کتاب‌ «التوحید» 31 باب‌؛ کتاب‌ «العدل‌ و المعاد» 95 باب‌؛ کتاب‌ «الاحتجاجات‌ و المناظرات‌» 83 باب‌ (شامل‌ احتجاجات‌ قرآن‌ و پیامبر اکرم‌ صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم‌ و ائمة‌ علیهم‌السّلام‌ و اصحاب‌ ایشان‌ و برخی‌ علمای‌ امامیّه‌ در دوران‌ غیبت‌، دربرابر کفّار و مشرکان‌ و مخالفان‌)؛ کتاب‌ «قصص‌الانبیاء» 83 باب‌؛ کتاب‌ «تاریخ‌ نبیّنا و احواله‌» 72 باب‌؛ کتاب‌ «الامامة‌» 150 باب‌؛ کتاب‌ «الفتن‌ و ماجری‌' بعدالنّبی‌ صلّی‌اللّه‌ علیه‌وآله‌» 62 باب‌؛ کتاب‌ «تاریخ‌ ائمه‌» 297 باب‌ (مجلّدات‌ 9ـ13 که‌ جلد اخیر راکتاب‌ «الغیبه‌» نامیده‌ است‌)؛ کتاب‌ «السماء والعالم‌»، 210 باب‌؛ کتاب‌ «الایمان‌ و الکفر» 108 باب‌ (در آغاز این‌ کتاب‌ گفته‌ است‌ که‌ ابواب‌ راجع‌ به‌ «العِشرة‌» را در کتاب‌ مستقل‌ دیگری‌ خواهد آورد که‌ شامل‌ 180 باب‌ است‌)؛ کتاب‌ «الا´داب‌ والسنن‌ والاوامر والنواهی‌ والکبائر والمعاصی‌» 131 باب‌؛ کتاب‌ «الروضة‌» 73 باب‌ (شامل‌ مواعظ‌ و حکم‌ و خُطب‌)؛ کتاب‌ «الطهارة‌ والصلوة‌» 221 باب‌؛ کتاب‌ «القرآن‌ والدعاء» 261 باب‌؛ کتاب‌ «الزکاة‌ والصوم‌» 122 باب‌ (ابواب‌ راجع‌ به‌ خمس‌ و اعتکاف‌ و اعمال‌ السنة‌ را نیز در این‌ کتاب‌ آورده‌ است‌)؛ کتاب‌ «الحجّ» 84 باب‌ شامل‌ حج‌ و جهاد و مرابطه‌ و امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر؛ کتاب‌ «المزار» 64 باب‌؛ کتاب‌ «العقود و الایقاعات‌» 130 باب‌؛ کتاب‌ «الاحکام‌»، 48 باب‌؛ کتاب‌ «الاجازات‌» (شامل‌ اسانید و طرق‌ مؤلّف‌ و نیز اجازات‌ علما به‌ شاگردان‌ و معاصرانشان‌).مؤلّف‌، موضوعات‌ را براساس‌ عناوین‌ و ترتیب‌ موضوعات‌ کتب‌ اخبار و کلام‌ و فقه‌ و تاریخ‌ تقسیم‌بندی‌ کرده‌ (قس‌ الکافی‌ در ابواب‌ مشابه‌) و با توجه‌ به‌ موضوع‌ اصلی‌ کتاب‌، که‌ حدیث‌ است‌، افقهای‌ جدیدی‌ برای‌ تحقیق‌ گشوده‌ است‌؛ برای‌ مثال‌ مباحث‌ کلامیِ اِحباط‌ و تکفیر و ارزاق‌ و آجال‌ یا آنچه‌ در ابواب‌ گوناگون‌ «السماء والعالم‌» آمده‌ و احادیث‌ آنها نقل‌ و بررسی‌ شده‌، امکان‌ دستیابی‌ به‌ دیدگاههای‌ کلامی‌ مبتنی‌ بر منابع‌ اوّلیه‌ دین‌ (قرآن‌ و خصوصاً حدیث‌)، و نیز بررسی‌ انتقادی‌ و مقایسة‌ تطبیقی‌ آرای‌ کلامی‌ با بیانات‌ دینی‌ را فراهم‌ آورده‌ است‌. همچنین‌ گردآوری‌ احادیثِ ناظر بر یک‌ موضوع‌ در یک‌ جا در فهم‌ مرادات‌ آنها مؤثّر بوده‌، و به‌علاوه‌، تعارض‌ احتمالی‌ بین‌ نقلهای‌ مختلف‌ نیز نشان‌ داده‌ شده‌ است‌ (برای‌ مثال‌ رجوع کنید به ج‌ 97، ص‌ 127). شرح‌ و بیان‌ مجلسی‌ در این‌ مقولات‌، یکی‌ از نمونه‌های‌ خوب‌ همین‌گونه‌ تحقیقات‌ است‌. با اینهمه‌ در برخی‌ از کتابهای‌ بحار عناوینی‌ دیده‌ می‌شود که‌ بستگی‌ مستقیم‌ به‌ موضوع‌ ندارد و در آثار مشابه‌ دیگر، ذیلِ موضوع‌ دیگری‌ مطرح‌ شده‌ است‌. ازآن‌ جمله‌ است‌: ابوابی‌ از علوم‌ حدیثی‌ و قواعد فقهی‌ و اصولی‌ مذکور در کتاب‌ «العلم‌»، ابطال‌ التناسخ‌ مذکور در کتاب‌ «التوحید»، مباحث‌ کلامیِ آجال‌، وعد و وعید و حبط‌ و تکفیر، احکام‌ راجع‌ به‌ تکلیف‌، علل‌ احکام‌ و شرایع‌، علّت‌ آفرینش‌ انسان‌، مذکور در «ابواب‌ العدل‌»، طاعون‌ و فرار از آن‌ مذکور در «ابواب‌ الموت‌»، داستان‌ برخی‌ اشخاص‌ و اقوام‌ و سلاطین‌، مذکور در کتاب‌ «النبوّة‌»، وقایع‌ دوران‌ حکومت‌ امیرمؤمنان‌ علی‌ علیه‌السّلام‌ و احکام‌ فقهی‌ بُغاة‌، مذکور در کتاب‌ «الفتن‌» (مجلّد هشتم‌ طبق‌ تقسیم‌بندی‌ مؤلّف‌)، ابوابی‌ چون‌ علم‌ نجوم‌ و احکام‌ فقهی‌ آن‌، سعد و نحس‌ ایّام‌، سِحر، رؤیا، مداوا با اشیای‌ حرام‌ از نظر فقهی‌، حقوق‌ حیوانات‌ (حقّ الدّابّة‌ علی‌ صاحبها)، احکام‌ صید و ذباحه‌، آداب‌ الاکل‌ و لواحقها، الاشربة‌ و آداب‌الشّرب‌، مذکور در کتاب‌ «السماء و العالم‌»، مباحث‌ فقهی‌ راجع‌ به‌ حدود در کتاب‌ «الا´داب‌ والسنن‌».3) منابع‌ . هدف‌ اصلی‌ مؤلّف‌، چنانکه‌ نقل‌ شد، گردآوری‌ و تدوین‌ موضوعی‌ اخبار شیعة‌ امامیّه‌ بوده‌ و به‌ این‌ منظور شمار زیادی‌ از اصول‌ و کتب‌ و رسایل‌ معتبر یا منسوب‌ به‌ ائمّه‌ علیهمُالسّلام‌ و اصحاب‌ ایشان‌ و علمای‌ امامیّه‌ (و بندرت‌، برخی‌ غیرامامیان‌ یا افراد مورد شک‌) را مبنا قرار داده‌ (منابع‌ متن‌)، ولی‌ در شرح‌ و بررسی‌ اخبار و آیات‌، منابع‌ زیادی‌ از قبیل‌ کتب‌ لغت‌، تاریخ‌، کلام‌، فلسفه‌، اخلاق‌، کتب‌ حدیثی‌ عامّه‌ و شروح‌ آنها (منابع‌ شرح‌) را به‌ کار گرفته‌ است‌. او فصل‌ اول‌ مقدمه‌ (ج‌ 1) را به‌ معرفی‌ این‌ دو نوع‌ مأخذ اختصاص‌ داده‌ و در فصل‌ دوم‌، میزان‌ اعتماد خود را به‌ منابع‌ متن‌ بیان‌ کرده‌ است‌.الف‌) منابع‌ متن‌ . مجلسی‌ 365 کتاب‌ و رساله‌، اعم‌ از حدیث‌ و تفسیر و کلام‌ و تاریخ‌ و فقه‌ و دعا و اجازات‌، را با ذکر مؤلّفان‌ آنها نام‌ برده‌ است‌. این‌ کتابها از قرن‌ اول‌ تا زمان‌ مؤلّف‌ (قرن‌ یازدهم‌) نوشته‌ شده‌اند؛ مانند کتاب‌ سلیم‌بن‌قیس‌ هلالی‌ ، رسالة‌ توحید مفضّل‌ ، کتب‌ صدوق‌، المقالات‌ والفرق‌ سعدبن‌ عبداللّه‌ قمی‌، کتب‌ کلامی‌ خواجه‌ نصیرالدین‌ طوسی‌ و کتب‌ فقهی‌ محقّق‌ کرکی‌. همچنین‌ در آخر فصل‌ سوم‌ مقدّمه‌ (ج‌ 1، ص‌ 48) تصریح‌ کرده‌ که‌ قصد نقل‌ احادیث‌ کتب‌ متواتر خصوصاً کتب‌ اربعة‌ شیعه‌ را، مگر در بعضی‌ جاها، ندارد؛ زیرا ممکن‌ است‌ به‌ مهجور و منسوح‌ شدن‌ آن‌ کتب‌ بینجامد و این‌ روا نیست‌ (دربارة‌ کتب‌ مشهور و متداول‌ رجال‌ و فهرست‌ نیز شبیه‌ این‌ نکته‌ بیان‌ شده‌ است‌ رجوع کنید به ج‌ 102، ص‌ 193 ـ 199). هرچند به‌ گفتة‌ یکی‌ از شاگردان‌ و همکاران‌ ـ که‌ مجلسی‌ او را «بعضُ ازکیاء تلامذتنا» نامیده‌ ـ کسانی‌ به‌ وارد کردن‌ احادیث‌ کتب‌ اربعه‌ معتقد بوده‌اند. همو در نامه‌ای‌ به‌ مؤلّف‌، ضمن‌ اشاره‌ به‌ نکتة‌ اخیر، نام‌ چند کتاب‌ را که‌ در بحار از آنها استفاده‌ شده‌، ذکر کرده‌ است‌ (در بارة‌ این‌ نامه‌ و نویسندة‌ آن‌ رجوع کنید به مجلسی‌، ج‌ 107، ص‌ 165ـ179، «خاتمة‌ فیها مطالب‌ عدیدة‌»؛ حسینی‌، ص‌ 34، ش‌ 25). بنابراین‌، مآخذ نوع‌ اول‌ مجموعاً بالغ‌ بر چهارصد است‌. نوری‌ چند کتاب‌ را نام‌ برده‌ که‌ نام‌ آنها در مقدمه‌ آمده‌ ولی‌ در متن‌ به‌ آنها استناد نشده‌ است‌ ( الفیض‌ القدسی‌ ، ص‌ 60 ـ 75). مجلسی‌ در صحّت‌ انتساب‌ این‌ کتابها به‌ مؤلّفانِ آنها بحث‌ کرده‌، بعلاوه‌ میزان‌ اعتماد خود را بر نسخه‌های‌ فراهم‌ شده‌ از آن‌ کتب‌ و چگونگی‌ نقل‌ مطلب‌ از آنها را بیان‌ کرده‌ است‌، و در فصل‌ سوم‌ (ج‌ 1، ص‌ 46 ـ 48)، علایم‌ اختصاری‌ (الرموز) کتابهایی‌ را که‌ چندین‌ بار از آنها نقل‌ مطلب‌ کرده‌، ارائه‌ نموده‌ است‌. بحثهای‌ او پیرامون‌ مؤلّفان‌ برخی‌ کتابها، مانند قرب‌ الاسناد ، روضة‌ الواعظین‌ ، عیون‌ المعجزات‌ ، فقه‌ الرضا ، دعائم‌ الاسلام‌ ، طبّ الائمة‌ ، جامع‌ الاخبار و مصباح‌ الشریعة‌ ، مقدار مطابقت‌ محتوایی‌ برخی‌ از آنها با عقاید شیعی‌ مانند مشارق‌ الانوار و الالفین‌ حافظ‌ برسی‌ * ، تنبیه‌ الخاطر ورّام‌بن‌عیسی‌ و عوالی‌ اللئالی‌ (یا غوالی‌ اللئالی‌ ) ابن‌ ابی‌جمهور احسایی‌، روش‌ نقل‌ اخبار از نظر اسناد و ارسال‌ و ضعف‌ یا قوّت‌ طرق‌ در برخی‌ دیگر مانند تحف‌العقول‌ ، وقعة‌ صفّین‌ و تفسیر فرات‌ ، بی‌نیازی‌ از برخی‌ به‌ دلیل‌ اخذ مطلب‌ از منابع‌ مقدّم‌ و معتبرمانند ربیع‌الشیعه‌ و کتب‌ قاضی‌ نوراللّه‌ شوشتری‌، یادآوری‌ روش‌ خود در نقل‌ روایات‌ از کتابهایی‌ چون‌ مشارق‌ الانوار و عوالی‌ اللئالی‌ ، و نیز تحقیق‌ در مذهب‌ برخی‌ مؤلفان‌ کتب‌ مثل‌ قاضی‌ نعمان‌ مصری‌ و ابواسحاق‌ ثقفی‌، صاحب‌ الغارات‌ ، اطلاعات‌ سودمند رجالی‌ و کتابشناختی‌ به‌ دست‌ می‌دهد؛ مثلاً می‌نویسد که‌ مؤلّف‌ دعائم‌الاسلام‌ قاضی‌ نعمان‌ مصری‌ است‌ نه‌ شیخ‌ صدوق‌، بعلاوه‌ به‌ استناد محتوای‌ کتاب‌ و قراین‌ دیگر ادّعا می‌کند که‌ او شیعة‌ امامی‌ بوده‌ و نه‌ اسماعیلی‌ (ج‌ 1، ص‌ 38)؛ یا دربارة‌ مصباح‌ الشریعة‌ که‌ منسوب‌ به‌ امام‌ صادق‌ علیه‌السّلام‌ است‌ و دانشمندانی‌ چون‌ سیّد علی‌بن‌ طاووس‌ نسبت‌ به‌ آن‌ با دیدة‌ احترام‌ و تقدیر می‌نگریسته‌اند (ج‌ 1، ص‌ 15)، تردید خود را مطرح‌ می‌کند و عدم‌ مشابهت‌ مطالب‌ و روش‌ آن‌ با سایر کلمات‌ امامان‌ را قرینه‌ای‌ بر سلب‌ این‌ نسبت‌ می‌گیرد و اشاره‌ می‌کند که‌ شیخ‌ طوسی‌ نیز به‌ همة‌ روایات‌ کتاب‌ وثوق‌ کامل‌ نداشته‌ است‌ (ج‌ 1، ص‌ 32)؛ یا دربارة‌ قرب‌ الاَسناد با آنکه‌ به‌ ابوجعفر محمّدبن‌ عبداللّه‌ حمیری‌ منسوب‌ بوده‌، گمان‌ قوی‌ دارد که‌ این‌ کتاب‌ تألیف‌ پدر اوست‌ (ج‌ 1، ص‌ 7؛ نیز رجوع کنید به آقا بزرگ‌ طهرانی‌، ج‌ 17، ص‌ 67 ـ 68 که‌ شواهدی‌ بر درستی‌ این‌ نظر آورده‌ است‌)؛ یا مشارق‌ الانوار بُرْسی‌ را حاوی‌ مطالب‌ غُلوآمیز و آمیخته‌ای‌ از درست‌ و نادرست‌ می‌داند و فقط‌ مطالبی‌ از آن‌ را که‌ با روایات‌ موجود و اصول‌ معتبر شیعه‌ سازگار است‌، نقل‌ می‌کند (ج‌ 1، ص‌ 10). دربارة‌ تحف‌ العقول‌ اشاره‌ می‌کند که‌ این‌ کتاب‌، چون‌ شامل‌ مواعظ‌ و مسلّمات‌ اخلاقی‌ است‌، مرویّات‌ آن‌ به‌ سند نیاز ندارد (ج‌ 1، ص‌ 29). این‌ نظر را دربارة‌ طبّ الائمه‌ ، که‌ آن‌ را برخلاف‌ شهرتش‌ همرتبة‌ منابع‌ معتبر نمی‌داند، نیز مطرح‌ می‌کند و توضیح‌ می‌دهد که‌ اصولاً در دعاها و روایات‌ طبّی‌ به‌ سند قوی‌ نیاز نیست‌ (ج‌ 1، ص‌ 30). در شمار این‌ منابع‌ به‌ چند کتاب‌ غیر شیعی‌ از جمله‌ شهاب‌ الاخبار نیز اشاره‌ شده‌ و مجلسی‌ علل‌ نقل‌ مطلب‌ از آنها را بازگو کرده‌ است‌. همچنین‌ در این‌ فصل‌ (ج‌ 1، ص‌ 26 ـ 46)، نسبت‌ به‌ موثق‌ بودن‌ نسخه‌های‌ کتب‌، با توجّه‌ به‌ وِجاده‌ * ای‌ بودن‌ بسیاری‌ از آنها، قراینی‌ را - مثلاً قدمت‌ نسخه‌ها و نشانه‌های‌ دالّ برخوانده‌ شدن‌ آنها بر مشایخ‌ و وجود اجازاتی‌ از مؤلّف‌ یا دیگران‌ در آنها و کتابت‌ نسخه‌ به‌ خطّ خود مؤلّف‌ یا علمای‌ مشهور ـ ارائه‌ کرده‌ است‌ که‌ از این‌ شمار است‌: اکمال‌الدین‌ صدوق‌ و قرب‌ الاسناد حمیَری‌، امالی‌ شیخ‌ طوسی‌، تحف‌ العقول‌ ابن‌ شعبه‌ حرّانی‌، المستدرک‌ ابن‌ بطریق‌، اصل‌ زید الزّراد (نیز رجوع کنید به ادامة‌ مقاله‌). این‌ نکته‌ نیز شایان‌ دقّت‌ است‌ که‌ تعدادی‌ از کتب‌ مأخذ بحار ، تنها به‌ یاری‌ این‌ تألیف‌ حفظ‌ شده‌اند و برخی‌ دیگر نیز، اگرچه‌ نسخه‌های‌ متعددی‌ از آنها موجود بوده‌، مجلسی‌ غالباً نسخه‌های‌ معتبر و متقدم‌ را در اختیار داشته‌ است‌. محدّث‌ متتبع‌، حاج‌ میرزا حسین‌ نوری‌ (متوّفی‌ 1320) در تدوین‌ مستدرک‌ الوسائل‌ با آنکه‌ بر بسیاری‌ از منابع‌ حدیثی‌ دست‌ یافته‌ بود، در معرّفی‌ مآخذ خود، از چند کتاب‌ نام‌ برده‌ که‌ مطالب‌ آنها را، به‌ دلیل‌ عدم‌دستیابی‌ به‌ خود آنها، از بحار نقل‌ کرده‌ است‌ ( مستدرک‌ ، ج‌ 3، ص‌ 291)؛ همچنانکه‌ محدّث‌ معاصرِ مجلسی‌، حرّعاملی‌ (متوفّی‌ 1104) ـ که‌ هردو به‌ یکدیگر اجازة‌ روایت‌ داده‌اند (حرّعاملی‌، وسائل‌ ، ج‌ 20، ص‌ 51؛ مجلسی‌، ج‌ 107، ص‌ 103ـ106) ـ در وسائل‌ الشیعه‌ و اثبات‌ الهداة‌ به‌ منقولات‌ او اعتماد کرده‌ و درصورت‌ دسترسی‌ نداشتن‌ به‌ برخی‌ از کتب‌، از بحار نقل‌ کرده‌ است‌ (بهبودی‌، ص‌ 23، پانویس‌؛ حرّعاملی‌، اثبات‌ ، ج‌ 3، ص‌ 581 ـ 586). دیگر آنکه‌، در نامة‌ یادشده‌ تصریح‌ می‌شود که‌ مجلسی‌ علاوه‌ بر کتب‌ و رسایل‌، احادیث‌ زیادی‌ را از خط‌ بزرگانی‌ چون‌ ابن‌العلقمی‌ و شیخ‌ بهایی‌ و شهید اول‌ نقل‌ کرده‌ (الاحادیث‌ الوجادیّات‌) و احادیثی‌ را نیز به‌ طریق‌ اجازه‌ (الاحادیث‌ الاجازیّات‌) و سماع‌ (الاحادیث‌ المسموعة‌) از پدر خود و دیگران‌ آورده‌ است‌ (ج‌ 107، ص‌ 173).ب‌) منابع‌ شرح‌ . مؤلّف‌ بعد از اتمام‌ برخی‌ مجلّدات‌ بر آن‌ شده‌ است‌ که‌ تفسیر آیات‌ هر باب‌ را بنویسد و این‌ کار را جز برای‌ دو مجلّد اول‌، به‌ انجام‌ رسانیده‌ و به‌ همین‌ سبب‌، شماری‌ از مجلّدات‌ به‌ دو صورت‌ با تفسیر و بی‌تفسیر منتشر شده‌ است‌ (نوری‌، الفیض‌ القدسی‌ ، ص‌ 37). این‌ قسمت‌ را در هر باب‌ با عنوان‌ «التفسیر» مشخص‌ کرده‌ است‌ که‌ عمدتاً از مجمع‌البیان‌ طبرسی‌ و مفاتیح‌ الغیب‌ رازی‌ آورده‌ و به‌ تفاسیر دیگری‌ از جمله‌ انوارالتنزیل‌ بیضاوی‌، الدّرالمنثور سیوطی‌، معالم‌ التنزیل‌ بغوی‌ والکشاف‌ زمخشری‌ نیز رجوع‌ کرده‌ است‌. در شرح‌ احادیث‌ که‌ شامل‌ توضیح‌ لغات‌ و اصطلاحات‌، تفسیر عبارات‌ پیچیده‌ یا مبهم‌، معرّفی‌ مذاهب‌ و فرق‌، نقل‌ وقایع‌ تاریخی‌، شرح‌ دیدگاههای‌ کلامی‌ و فلسفی‌، تبیین‌ مباحث‌ اخلاقی‌، بررسی‌ آرای‌ فقهی‌، نقل‌ اخبار از منابع‌ حدیثی‌ عامّه‌ در تأیید یا توضیح‌ حدیث‌ و غیره‌ می‌شود، و در فصول‌ یا فقراتی‌ با عنوان‌ ایضاح‌، تنویر، تذنیب‌، تذییل‌، تکملةٌ، فذلکةٌ، غریبةٌ، أقولُ، و بیش‌ از همه‌ «بیان‌» مشخص‌ شده‌، از مآخذ اصلی‌ هر موضوع‌ استفاده‌ کرده‌ است‌. مؤلّف‌ شمار زیادی‌ از این‌ منابع‌ را در فصل‌ اول‌ مقدّمه‌ (ج‌ 1، ص‌ 24 ـ 25) نام‌ برده‌ و نام‌ برخی‌ نیز با مراجعه‌ به‌ متن‌ معلوم‌ می‌شود. از آن‌ جمله‌ است‌: صحاح‌ اللّغه‌ جوهری‌، قاموس‌ اللغه‌ فیروزآبادی‌، معجم‌ مقاییس‌ اللغة‌ ابن‌ فارس‌، تهذیب‌ اللغة‌ ازهری‌، مجمع‌ الامثال‌ میدانی‌ و کتاب‌ العین‌ خلیل‌بن‌احمد در ادبیّات‌، صحاح‌ ستّة‌ اهل‌ سنّت‌، جامع‌الاصول‌ ابن‌اثیر، المسند احمدبن‌ حنبل‌، مطالب‌ السّؤول‌ و فتح‌الباری‌ ابن‌ حجر، شرح‌ قسطلانی‌ و شرح‌ کرمانی‌ بر بخاری‌، شرح‌ نَوَوی‌ و شرح‌ آبی‌ بر مسلم‌، الشفای‌ قاضی‌ عیاض‌ و شرح‌ آن‌ در اخبار و شرح‌ آنها، الکامل‌ ابن‌اثیر، تاریخ‌ طبری‌ ، مقاتل‌ الطالبیین‌ ابوالفرج‌ اصفهانی‌، المنتظم‌ ابن‌ جوزی‌، عرائس‌ المجالس‌ ثعالبی‌ (معروف‌ به‌ قصص‌الانبیاء ) و شرح‌ نهج‌البلاغة‌ ابن‌ ابی‌الحدید در مسائل‌ تاریخی‌، وفیات‌ الاعیان‌ ابن‌ خلّکان‌، الاغانی‌ ابوالفرج‌ اصفهانی‌ و الاستیعاب‌ در تراجم‌ اشخاص‌، شفا و مبدأ و معاد ابن‌سینا، التحصیل‌ بهمنیار، القبسات‌ میرداماد، المعتبر ابوالبرکات‌ (به‌ نقل‌ از شرح‌ المقاصد ) در فلسفه‌، شرح‌ المواقف‌ جرجانی‌، شرح‌المقاصد تفتازانی‌، المحصّل‌ رازی‌، نقد المحصّل‌ طوسی‌، شرح‌ العقاید محقّق‌ دوانی‌ در کلام‌، احیاء العلوم‌ غزالی‌ در مباحث‌ اخلاقی‌ (مجلسی‌ در توضیح‌ موضوعات‌ اخلاقی‌ به‌ بیانات‌ غزالی‌ توجه‌ بسیار داشته‌ و گاه‌ چند صفحه‌ از نوشته‌های‌ او را عیناً یا با اندکی‌ تغییر آورده‌ است‌؛ هرچند غالباً نام‌ او را ذکر نکرده‌ و از او به‌ «بعض‌المحققین‌» یاد کرده‌ است‌؛ برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به ج‌ 68، ص‌ 319، ج‌ 69، ص‌ 266ـ277، 308ـ309، ج‌ 70، ص‌ 25ـ36، 148ـ150 و نیز رجوع کنید به غزالی‌، ج‌ 3، ص‌ 214ـ225، 278ـ279، 290ـ302، 360، ج‌ 4، ص‌ 412ـ413)، قانون‌ ابن‌ سینا، قانون‌ مسعودی‌ ابوریحان‌ بیرونی‌، شرح‌ تذکرة‌ بیرجندی‌، الجامع‌ ابن‌بیطار (معروف‌ به‌ مفردات‌)، علل‌الاشیاء بلیناس‌، حیاة‌الحیوان‌ دَمیری‌، عجایب‌ المخلوقات‌ قزوینی‌، کتاب‌ النبات‌ ابوحنیفة‌ دینوری‌ در بابهای‌ مختلف‌ مجلّد «السّماء والعالَم‌»، ترجمة‌ عربی‌ تورات‌ و انجیل‌ و نیز فقراتی‌ از تورات‌ عبری‌ ( رجوع کنید به ج‌ 107، ص‌ 172) در تاریخ‌ انبیا و تاریخ‌ پیامبراسلام‌، صلی‌اللّه‌ علیه‌وآله‌وسلّم‌ مؤلّف‌ بعد از ذکر نام‌ کتابها، افزوده‌ است‌ که‌ در پایان‌ بحار دربارة‌ این‌ کتابها و مؤلّفان‌ آنها و احوالشان‌ بتفصیل‌ سخن‌ خواهد گفت‌، ولی‌ چنین‌ کاری‌ نکرده‌ است‌. البته‌ گاهی‌، بمناسبت‌، به‌ برخی‌ نکات‌ اشاره‌ کرده‌ (ج‌ 6، ص‌ 214، ج‌ 14، ص‌ 159، ج‌ 32، ص‌ 37)؛ همچنانکه‌ دربارة‌ اجازات‌ خود از شماری‌ از این‌ کتب‌، خصوصاً کتب‌ حدیث‌، اطّلاعاتی‌ داده‌ است‌. مثلاً در اجازه‌ای‌ که‌ برای‌ یکی‌ از شاگردان‌ خود نوشته‌، تصریح‌ کرده‌ که‌ طرق‌ اجازه‌اش‌ به‌ مؤلّفان‌ کتابها بسیار است‌ و سپس‌ قویترین‌ طریق‌ را نقل‌ کرده‌ است‌ (ج‌ 107، ص‌ 156). همچنین‌ صورت‌ اجازة‌ بزرگانی‌ از علمای‌ معاصر خود را که‌ برای‌ او نوشته‌اند آورده‌؛ مانند مولی‌ محمّد طاهر قمی‌ که‌ اجازة‌ نقل‌ تمام‌ مرویّات‌ خود را، اعمّ از قرائت‌ و سماع‌ و اجازه‌، به‌ وی‌ داده‌ است‌. در این‌ اجازه‌، که‌ به‌ بزرگان‌ علمای‌ شیعه‌ می‌پیوندد، نام‌ کسانی‌ چون‌ ابن‌ قولویه‌، علامة‌ حلّی‌، فخرالمحققین‌، شهید ثانی‌ و صاحب‌ معالم‌ حسن‌بن‌ زین‌الدین‌ دیده‌ می‌شود (ج‌ 107، ص‌ 129 ـ 131). اجازة‌ شیخ‌ حرّ عاملی‌ (ج‌ 107، ص‌ 104)، مولی‌ محسن‌ فیض‌ کاشانی‌ (ج‌ 107، ص‌ 124) و میرزا محمّد استرآبادی‌ (ج‌ 107، ص‌ 125ـ 128) نیز در شمار این‌ اجازات‌ آمده‌ است‌. او همچنین‌ سلسلة‌ اسانید خود را به‌ برخی‌ از آثار مهم‌ نقل‌ کرده‌ یا مشخصات‌ نسخة‌ مستند خود را آورده‌ است‌؛ از آن‌ جمله‌ است‌ صحیفة‌ سجّادیه‌ (ج‌ 107، ص‌ 164، برای‌ تفصیل‌ بیشتر رجوع کنید به ج‌ 104ـ107).4) روش‌ نقل‌ مطالب‌ . پایبندی‌ مؤلّف‌ به‌ ذکر مآخذ مطالب‌ متن‌ و شرح‌، در سراسر کتاب‌ مشهود است‌ و حتّی‌ در نقل‌ مسموعات‌ از معاصران‌ و استادان‌ نیز این‌ شیوه‌ را ترک‌ نکرده‌ است‌. برای‌ مثال‌، در شرح‌ عبارتی‌ از یک‌ حدیث‌ می‌گوید: «و قد أجاب‌ بعضُ من‌ عاصَرْناه‌». به‌ طورکلّی‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ مجلسی‌ بندرت‌ از معاصران‌ خود نام‌ برده‌ (برای‌ مثال‌ رجوع کنید به ج‌ 56، ص‌ 119) و به‌ آنها به‌ صورت‌ «بعض‌ المعاصرین‌»، «بعض‌ الازکیاء»، «بعض‌المحققین‌ من‌المعاصرین‌»، «بعض‌ الافاضل‌ المدققین‌ ممّن‌ کان‌ فی‌ عصرنا» و «بعض‌ من‌ عاصرناه‌» اشاره‌ کرده‌؛ همچنانکه‌ نام‌ برخی‌ دیگر از قدما را نیز به‌ عللی‌، مگر بندرت‌، نیاورده‌ است‌ (از غزالی‌، فیض‌ کاشانی‌ و مولی‌ رفیعا با عناوین‌ بعض‌المحققین‌ و بعض‌الافاضل‌ یاد می‌کند. برای‌ مثال‌ رجوع کنید به ج‌ 1، ص‌ 101، ج‌ 2، ص‌ 284، ج‌ 4، ص‌ 56، 128ـ 129، ج‌ 57، ص‌ 149). اما دربارة‌ احادیث‌ متن‌، گذشته‌ از ذکر مأخذ، سند حدیث‌ را برای‌ اجتناب‌ از ارسال‌ ( رجوع کنید به انتقاد او از ناسخ‌ تفسیر عیّاشی‌، ج‌ 1، ص‌ 28) آورده‌ و اختلافات‌ سند و متن‌ را در مآخذ مختلف‌ نشان‌ داده‌ (ج‌ 1، ص‌46) و گاهی‌ نظر ترجیحی‌ یا اصلاحی‌ خود را اظهار کرده‌ است‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به ج‌ 5، ص‌ 53، ج‌ 7، ص‌ 131، 192، ج‌ 14، ص‌ 193). با اینهمه‌، به‌ منظور احتراز از تطویل‌، برای‌ راویان‌ و گاهی‌ برای‌ یک‌ سند نام‌ اختصاری‌ تعیین‌ کرده‌ و آنها را در فصل‌ چهارم‌ مقدّمه‌ (ج‌ 1، ص‌ 48ـ61) کاملاً توضیح‌ داده‌ است‌. البتّه‌ در مباحث‌ فقهی‌، به‌ دلیل‌ احتیاط‌ زیاد، نام‌ مآخذ و نیز سند را به‌ همان‌ صورت‌ اصلی‌ ذکر کرده‌ است‌. همچنین‌ شماری‌ از احادیث‌ را از نظر سند و متن‌ بررسی‌ کرده‌ و غریب‌ بودن‌ مضمون‌ یا ضعف‌ طریق‌ یا ناسازگاری‌ آنها با مقبولات‌ و مسلّمات‌ دینی‌ و غیره‌ را یادآوری‌ کرده‌ است‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به ج‌ 6، ص‌ 266، ج‌ 7، ص‌ 221، ج‌ 14، ص‌ 370، ج‌ 54، ص‌ 104، 341، 349، ج‌ 55، ص‌ 335، ج‌ 57، ص‌ 121، ج‌ 63، ص‌ 280). «بیان‌»های‌ مجلسی‌ دربارة‌ برخی‌ احادیث‌ و دلیلی‌ که‌ بر لزوم‌ ذکر سند آورده‌ و قراین‌ دیگر، نشان‌ می‌دهد که‌ او تمام‌ مرویّات‌ موجود در متون‌ حدیثی‌ را قطعی‌ یا ظنّی‌الصدور نمی‌دانسته‌، و هرچند از نفی‌ شتابزده‌ یا مبتنی‌ بر آرای‌ غیر قطعی‌ احتراز داشته‌، برای‌ قبول‌ حدیث‌ نیز ملاکهایی‌ را به‌ کار می‌گرفته‌ است‌. کوشش‌ او در دستیابی‌ به‌ نسخه‌های‌ معتبر و قدیم‌ به‌ همین‌ دلیل‌ بوده‌ و تصریح‌ او به‌ وقوع‌ اضافات‌، تحریف‌، تصحیف‌ یا افتادگی‌ در عبارات‌، از همین‌ دیدگاه‌ ناشی‌ شده‌ است‌. برای‌ نمونه‌، سخن‌ مجلسی‌ (ج‌ 95، ص‌ 227) را در توضیح‌ دعای‌ عرفه‌، با مناجاتهای‌ ابن‌ عطاءاللّه‌ اسکندرانی‌ (زروق‌، ص‌ 448 ـ 473) مقایسه‌ کنید. ذکر مآخذ در بحار سبب‌ سهولت‌ دستیابی‌ به‌ منابع‌ اصلی‌، و احیاناً مقایسة‌ اصل‌ با فرع‌، است‌، چنانکه‌ مصححان‌ چاپ‌ جدید به‌ تعداد زیادی‌ از آنها مراجعه‌ کرده‌اند.5) دیدگاههای‌ علمی‌ مؤلّف‌ . مجلسی‌ چنانکه‌ خود تصریح‌ کرده‌، یگانه‌ خاستگاه‌ علم‌ را قرآن‌ و اخبار اهل‌ بیت‌ علیهم‌السّلام‌ می‌دانسته‌ و معتقد بوده‌ است‌ که‌ استنباط‌ یقینی‌ حقایق‌ قرآن‌ جز برای‌ ائمة‌ دین‌ ممکن‌ نیست‌، و همین‌ اعتقاد زمینة‌ تدوین‌ بحار را فراهم‌ کرده‌ است‌ (ج‌ 1، ص‌ 3). این‌ دیدگاه‌ در سراسر کتاب‌ بروشنی‌ دیده‌ می‌شود و تا حدودی‌ سبب‌ هماهنگی‌ جهت‌ گیریها و یکسانی‌ تعبیرات‌ و استقلال‌ رأی‌ مؤلّف‌ شده‌ است‌. دفاع‌ او از آرای‌ امامیّه‌ و تبیین‌ آنها در صورت‌ لزوم‌ و پاسخگویی‌ به‌ اعتراضات‌، و نیز انتقاد از دانشمندانی‌ که‌ مطالب‌ نادرستی‌ دربارة‌ شیعه‌ مطرح‌ کرده‌اند، در ابواب‌ مختلف‌ کتاب‌ دیده‌ می‌شود. مؤلّف‌ کوشیده‌ است‌ دیدگاههای‌ شیعة‌ امامیّه‌ را، در مسایل‌ اعتقادی‌ و فقهی‌ و حدیثی‌ و ...، با مضامین‌ احادیث‌ تطبیق‌ دهد، امّا اگر لازمة‌ این‌ کار تأویل‌ بدون‌ دلیل‌ حدیث‌ یا مخالفت‌ با شماری‌ از احادیث‌ باشد، از آن‌ احتراز کرده‌ و چه‌ بسا آرای‌ دانشمندان‌ اهل‌ سنّت‌ را ترجیح‌ داده‌ است‌ ( رجوع کنید به مجلّدات‌ «توحید»، «عدل‌ و معاد»، «ایمان‌ وکفر»؛ از جمله‌ ج‌ 1، ص‌ 85، 124، ج‌ 3، ص‌ 144، 231 ـ 234، ج‌ 4، ص‌ 28 ـ 33، 62،137، ج‌ 5، ص‌ 43، 223 ـ 224، 332، ج‌ 6، ص‌ 110، 326). با اینهمه‌، اصرار او بر تطبیق‌ روایات‌ ناظر بر ارادة‌ خدا بر آنچه‌ متکلّمان‌ امامیّه‌ گفته‌اند شایان‌ دقت‌ است‌ (ج‌ 4، ص‌ 137؛ و نقد طباطبایی‌ برآن‌ در پانویس‌ همان‌ صفحه‌). همچنین‌ شماری‌ از قواعد اصولی‌ و فقهی‌ قابل‌ استنباط‌ از روایات‌ را در یک‌ باب‌ (ج‌ 2، ص‌ 268ـ283) گردآورده‌ و در برخی‌ از بابها نیز به‌ مبانی‌ اصولی‌، و احیاناً نظر مخالف‌ خود با رأی‌ مقبول‌ و مشهور اشاراتی‌ کرده‌ است‌ (ج‌ 2، ص‌ 256ـ257، ج‌ 4، ص‌ 29 ـ 30، ج‌ 63، ص‌ 542). در بررسی‌ احادیث‌، همان‌ شیوه‌های‌ معمول‌ را به‌ کار گرفته‌ و نسبت‌ به‌ احادیث‌ وِجاده‌ای‌ و مکاتبه‌ای‌، در صورت‌ وجود قراینی‌ بر صحّت‌ انتساب‌، عمل‌ به‌ آنها را روا شمرده‌ (ج‌ 2، ص‌ 158ـ 168، ج‌ 54، ص‌ 341، ج‌ 55، ص‌ 335) و دربارة‌ لزوم‌ اجازة‌ روایت‌، خصوصاً برای‌ کتب‌ معتبر ومتداول‌، تردیدهایی‌ را نقل‌ کرده‌ است‌ (ج‌ 107، ص‌ 76،127). اخبار راویان‌ غیرشیعه‌ را غالباً در مقام‌ تأیید یا احتجاج‌ آورده‌ و از برخی‌ مؤلّفان‌ شیعی‌ ـ که‌ در مباحث‌ اخلاقی‌ و آداب‌ و سنن‌ به‌ این‌ اخبار مراجعه‌ کرده‌ یا آنها را، بدون‌ تفکیک‌ از احادیث‌ امامیّه‌، در کتب‌ خود ذکر کرده‌اند ـ انتقاد نموده‌ است‌ (مقدمه‌، فصل‌ اول‌ و دوم‌، ج‌ 2، ص‌ 256ـ257، ج‌ 57، ص‌ 121). البتّه‌ او، گذشته‌ از بررسی‌ سندی‌ روایات‌، در بازشناسی‌ محتوایی‌ آنها نیز اهتمام‌ بسیار داشته‌ و آن‌ را در قبول‌ یا ردّ روایات‌ به‌ کار گرفته‌ است‌، همچنانکه‌ در فهم‌ مراد روایات‌ نیز به‌ همین‌ اصل‌ توجه‌ داشته‌ است‌ (برای‌ مثال‌ رجوع کنید به ج‌ 97، ص‌ 127). مجلسی‌ در این‌ کتاب‌ به‌ فلاسفه‌، خصوصاً فلاسفة‌ مسلمان‌ به‌ دلیل‌ اعتماد بیش‌ از اندازه‌ به‌ عقل‌ و استناد به‌ مبانی‌ ظنّی‌ ونیز عدم‌ توجّه‌ کامل‌ به‌ ارشادات‌ دینی‌ یا تکلّف‌ در تطبیق‌ یافته‌های‌ فلسفی‌ بر تعبیرات‌ دینی‌، بی‌مهر بوده‌ است‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به ج‌ 1، ص‌ 101، 103، ج‌ 4، ص‌ 87، ج‌ 7، ص‌ 47، ج‌ 54، ص‌ 231، 251، ج‌ 56، ص‌ 202، ج‌ 57، ص‌ 195ـ199). وی‌ با اینهمه‌ در تبیین‌ عبارات‌ احادیث‌، خصوصاً درمجلّد «السماء و العالَم‌» از تعبیرات‌ و دیدگاههای‌ فلسفی‌ و مفاهیم‌ علمی‌ مدد گرفته‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به ج‌ 3، ص‌ 231، 258، ج‌ 4، ص‌ 42، ج‌ 14، ص‌ 3، ج‌ 52، ص‌ 102، ج‌ 54، ص‌ 5، 354، ج‌ 56، ص‌ 331) و اگر در برخی‌ احادیث‌، عباراتی‌ صریح‌ یا تلویحی‌ در تأیید آرای‌ فلسفی‌ یا سازگار با آنها دیده‌ از ذکر آن‌ ابا نداشته‌، اگرچه‌ خود نظر مخالف‌ را ترجیح‌ داده‌ است‌ (برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به ج‌ 3، ص‌ 321، ج‌ 6، ص‌ 232، ج‌ 58، ص‌ 104، ج‌ 61، ص‌ 80)؛ همچنانکه‌ از برخی‌ از فلاسفه‌، خصوصاً میرداماد و خواجه‌ نصیرالدین‌ طوسی‌، با احترام‌ نام‌ برده‌ و نسبت‌ دادن‌ کفر را به‌ فلاسفة‌ مسلمان‌، به‌ خاطر داشتنِ آرای‌ مخالف‌ با ظواهر روایی‌، نهی‌ کرده‌ است‌ (ج‌ 58، ص‌ 104: فَم'ایَحکُمُ به‌ بَعْضُهُم‌ مِنْ تکفیرِ القائلِ بالتجرّدِ افراط‌ وَ تهکّم‌). در اشاراتی‌ که‌ بمناسبت‌ به‌ صوفیه‌ کرده‌، روش‌ آنان‌ را در دریافت‌ حقایق‌ تعبیرات‌ علمی‌ نپسندیده‌ و از مراسم‌ عبادی‌ آنان‌ انتقاد کرده‌ است‌ (ج‌ 1، ص‌ 202، ج‌ 50، ص‌ 94، ج‌ 54، ص‌ 8ـ9، 321، 351، 354، ج‌ 58، ص‌ 84)؛ همچنانکه‌ با تصریح‌ به‌ مقامات‌ علمی‌ و الهی‌ ائمة‌ شیعه‌، غلو دربارة‌ آنان‌ یا نسبت‌ دادن‌ مقاماتی‌ بدون‌ مستند نقلی‌ به‌ ایشان‌ را بر نتافته‌ است‌ (ج‌ 1، ص‌ 10، ج‌ 25، ص‌ 261ـ350). این‌ نکته‌ را نیز بارها یادآوری‌ کرده‌ که‌ فهم‌ کامل‌ همة‌ آیات‌ و احادیث‌ برای‌ ما ممکن‌ نیست‌، ایمان‌ اجمالی‌ به‌ آنچه‌ از اولیای‌ دین‌ رسیده‌ کافی‌ است‌ و نباید بدون‌ دلیل‌ دست‌ به‌ تأویل‌ آنها زد (اوّلُ الاءلحادِ سلوکُ التأویلِ من‌ غیر دلیلٍ) یا آنها را کنار گذاشت‌ (ج‌ 5، ص‌ 261، ج‌ 6، ص‌ 200ـ201، ج‌ 7، ص‌ 130، ج‌ 54، ص‌ 363، ج‌ 55، ص‌ 33، 47، ج‌ 57، ص‌ 149 و مواضع‌ دیگر). به‌ برخی‌ از دانشمندان‌ امامیّه‌ نیز به‌ خاطر رعایت‌ نکردن‌ این‌ نکته‌ اعتراض‌ کرده‌ است‌ (ج‌ 5، ص‌ 267، 332، ج‌ 6، ص‌ 201ـ202، ج‌ 7، ص‌ 128ـ130،251ـ253، ج‌ 8، ص‌ 71، ج‌ 12، ص‌ 355 و مواضع‌ دیگر).6) نوشته‌های‌ وابسته‌ به‌ بحار . علاوه‌ بر تأثیر بحار در بیشتر آثار بعدی‌ امامیّه‌ ( الذریعه‌ )، از جمله‌ در تألیفات‌ متأخّر مؤلّف‌ ( ایرانیکا ، ذیل‌ «بحارالانوار»)، بر برخی‌ مجلّدات‌ آن‌ شرح‌ و حاشیه‌ نوشته‌ شده‌، برخی‌ دیگر تلخیص‌ شده‌، چند مجلّد به‌ فارسی‌ و اُردو ترجمه‌ شده‌، و برای‌ چند مجلّد ملحقات‌ و مستدرک‌ و چند فهرست‌ تهیّه‌ شده‌ است‌. کتابهای‌ دیگری‌ نیز وابسته‌ به‌ بحار (مثلاً الشافی‌ فی‌الجمع‌ بین‌البحار والوافی‌ ) تألیف‌ شده‌ است‌. نوری‌ و آقابزرگ‌ طهرانی‌ و مصلح‌الدین‌ مهدوی‌ شماری‌ از این‌ آثار را، که‌ با حذف‌ مکرّرات‌ بر پنجاه‌ بالغ‌ می‌شود، فهرست‌ کرده‌اند (نوری‌، الفیض‌القدسی‌ ، ص‌ 55 ـ 60؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، ج‌ 3، ص‌ 26 ـ 27، ج‌ 4، ص‌ 82 ـ 83، ج‌ 6، ص‌ 27، ج‌ 21، ص‌ 4 ـ 7؛ مهدوی‌، ج‌ 2، ص‌ 274 ـ 316). اگر بر این‌ رقم‌، ترجمه‌های‌ اخیرِ مجلّدات‌ تاریخ‌ ائمه‌ (مثلاً مهدی‌ موعود ترجمة‌ مجلّد سیزدهم‌ با اضافات‌) و چند فهرست‌ (مانند المستدرک‌ علی‌ سفینة‌البحار ، التطبیق‌ ، معجم‌ابواب‌ البحار ، میزان‌ الحکمة‌ که‌ کتاب‌ اخیر براساس‌ بحار و چند کتاب‌ دیگر تدوین‌ شده‌، المختار من‌ مقتل‌ بحارالانوار ) را بیفزاییم‌ و حواشی‌ منتقدانة‌ طباطبایی‌ بر برخی‌ مجلّدات‌ بحار (دربارة‌ این‌ حواشی‌ رجوع کنید به حسینی‌تهرانی‌، ص‌ 35ـ36) را نیز در نظر بگیریم‌، عدد آنها به‌ حدود شصت‌ می‌رسد که‌ در این‌ میان‌ از همه‌ مشهورتر و کارآمدتر سفینة‌البحار حاج‌ شیخ‌ عباس‌ قمی‌ * است‌. درحال‌ حاضر نیز، با استفاده‌ از رایانه‌، چند معجم‌ موضوعی‌ و لفظی‌ برای‌ احادیث‌ بحار تهیّه‌ شده‌ است‌، که‌ منبع‌ اطّلاعات‌ کاملی‌ دربارة‌ شمارة‌ احادیث‌، مکرّرات‌ و چگونگی‌ توزیع‌ موضوعی‌ آنها است‌.7) اظهارنظرها . چنانچه‌ اشاره‌ شد، بحارالانوار از همان‌ زمان‌ تألیف‌ مورد توجّه‌ و غالباً مقبول‌ بوده‌ است‌. تعبیرات‌ و تصریحات‌ بسیاری‌ از مؤلّفان‌ نشانة‌ تقدیر از این‌ کتاب‌ عظیم‌ است‌ که‌ لااقل‌ از نظر اشتمال‌ بر بیشتر یا تمام‌ مرویّات‌ شیعة‌ امامیّه‌ نظیر ندارد و در میان‌ شیعه‌، جامع‌ حدیثی‌ دیگری‌ همردیف‌ آن‌ نوشته‌ نشده‌ (اردبیلی‌، ج‌ 2، ص‌ 550 ـ 552؛ کنتوری‌، ص‌ 76 ـ 81؛ نوری‌، الفیض‌القدسی‌ ، ص‌ 28؛ آقابزرگ‌ طهرانی‌، ج‌ 3، ص‌ 16، حسینی‌تهرانی‌، ص‌ 35) و در حقیقت‌، دائرة‌المعارف‌ شیعه‌ است‌ (فرید، ص‌ 55). بعلاوه‌، به‌ نظر حرّ عاملی‌ ( امل‌ الا´مل‌ ، ج‌ 2، ص‌ 248)، موضوع‌ بندی‌ نیکو و نیز شرح‌ مشکلات‌ اخبار، از خصوصیات‌ بارز این‌ کتاب‌ است‌. نوری‌ ( دارالسلام‌ ، ج‌ 2، ص‌ 237) و آقابزرگ‌ طهرانی‌ (همانجا) نیز بر این‌ نکته‌ که‌ مجلسی‌ در بحار به‌ شرح‌ و بیان‌ احادیث‌، و چه‌ بسا تهذیب‌ و تحقیق‌ دربارة‌ آنها، پرداخته‌ توجّه‌ داده‌ و گفته‌اند که‌ بسیاری‌ از نکات‌ آن‌ در کتابهای‌ دیگر یافت‌ نمی‌شود ( رجوع کنید به بخشهای‌ پیشین‌ مقاله‌). گویا همین‌ ویژگیها، و نیز احاطة‌ مؤلّف‌ بر حدیث‌ و توانایی‌ او در شناخت‌ صحیح‌ از سقیم‌، سبب‌ شد که‌ کتاب‌ منزلت‌ برتری‌ داشته‌ باشد و حتّی‌ برخی‌ اخباریان‌ از اعتبار تمام‌ مرویّات‌ آن‌ سخن‌ بگویند (بحرانی‌، ج‌ 1، ص‌ 25)؛ تا آنجا که‌ عبدالعزیز دهلوی‌ (ص‌ 108) در سخن‌ اغراق‌آمیزی‌ گفته‌: از روایات‌ سابقه‌، آنچه‌ او بر محکّ امتحان‌ زده‌ و کامل‌العیار خوانده‌ نزد ایشان‌ (= علمای‌ امامیّه‌) حکم‌ وحی‌ دارد. با اینهمه‌ برخی‌ از علما از جهاتی‌ نسبت‌ به‌ آن‌ انتقاد داشته‌اند که‌ یکی‌ وجود روایات‌ ضعیف‌ و چه‌ بسا نادرست‌ در این‌ جامع‌ حدیثی‌، و دیگری‌ وجود برخی‌ شرحهای‌ حدیثی‌ در آن‌ است‌. از جمله‌ سیّدمحسن‌ امین‌ عاملی‌ (ج‌ 9، ص‌ 183) معتقد بوده‌ که‌ این‌ کتاب‌ با توجّه‌ به‌ فراهم‌ آمدن‌ از روایات‌ غثّ و سمین‌ به‌ تهذیب‌ نیاز دارد و «بیان‌»های‌ مجلسی‌ بر احادیث‌ برسبیل‌ استعجال‌ نوشته‌ شده‌ و ازینرو کم‌ فایده‌ شده‌ است‌. طباطبایی‌ نیز معتقد بوده‌ که‌ مجلسی‌ برمباحث‌ فلسفی‌ احاطة‌ کافی‌ نداشته‌ و درشرح‌ برخی‌ اخبار غامض‌ دچار خطا شده‌است‌ (مجلسی‌، ج‌ 1، ص‌ 100، 104).برخی‌ نویسندگان‌ (زنجانی‌، ج‌ 1، ص‌ 32ـ34؛ امام‌ خمینی‌، ص‌ 319 ـ 320) در بیان‌ جایگاه‌ واقعی‌ بحار و انتقاد از دو نظر افراطی‌ (تأیید کامل‌) و تفریطی‌ (بی‌ ارزش‌ خواندن‌ آن‌) براین‌ نکته‌ که‌ هدف‌ اصلی‌ مجلسی‌ در تألیف‌ بحار ، حفظ‌ آثار شیعه‌ و گردآوری‌ آنها در یک‌ مجموعة‌ موضوعی‌ بوده‌ است‌، تأکید کرده‌ و بحار را کتابخانه‌ای‌ جامع‌ خوانده‌اند که‌ بالطّبع‌ باید همه‌گونه‌ اثر در آن‌ یافت‌ شود و، البتّه‌ قضاوت‌ درباره‌ محتوای‌ آن‌ و نیز استفاده‌ از آن‌، مانند هر کتابخانة‌ دیگر، شرایط‌ خاصّی‌ دارد. عبدالوّهاب‌ فرید (ص‌ 55) نیز شبیه‌ همین‌ نظر را مطرح‌ کرده‌ و گفته‌ است‌ که‌ هدف‌ مجلسی‌ جمع‌ و تدوین‌ همه‌ احادیث‌ و آثار ائمه‌ بوده‌ و در این‌ کار قصد انتخاب‌ نداشته‌ است‌. با اینهمه‌ باید گفت‌ این‌ نظر که‌ با رأی‌ بیشتر عالمان‌ امامیّه‌ هماهنگ‌ است‌، برای‌ کسی‌ که‌ بحار را می‌شناسد، معرّف‌ تمام‌ غرض‌ مجلسی‌ از تألیف‌ بحار نیست‌.8) انتشار بحار . مجلّدات‌ اوّلیه‌ بحار ، همزمان‌ با تدوین‌ نهایی‌، استنساخ‌ و منتشر شده‌ است‌ و مجلسی‌ همین‌ امر را دلیل‌ بر لزوم‌ تدوین‌ مستدرک‌ و نیفزودن‌ حدیث‌ یا مطلبی‌ به‌ متن‌ می‌دانست‌ (ج‌ 1، ص‌ 46). اما از مجلّد پانزدهم‌ به‌ بعد، چنانکه‌ گفته‌ شد، پس‌ از وفات‌ مؤلّف‌، مولی‌ عبداللّه‌ افندی‌ آن‌ را پاکنویس‌ کرد و سالها بعد منتشر شد. لذا نسخه‌های‌ آن‌ مانند مجلّدات‌ اول‌ رواج‌ نیافت‌ و حتی‌ برخی‌ مجلّدات‌ تا اوایل‌ قرن‌ چهاردهم‌ در اختیار نبود. چاپ‌ سنگی‌ کامل‌ و مشهور کتاب‌ در 1303 ـ 1315 به‌ همّت‌ حاج‌ میرزا محمّد حسن‌ امین‌ دارالضرب‌ مشهور به‌ کمپانی‌ و پس‌ از او فرزندش‌ ، حاج‌ محمّد حسین‌، با اشراف‌ سیّد محمّد خلیل‌ اصفهانی‌ و چند دستیار، در تهران‌ صورت‌ گرفت‌. پیش‌ از آن‌ نیز مجلّدات‌ پراکنده‌ای‌ به‌ طبع‌ رسیده‌ بود، از جمله‌ مجلّدهای‌ اول‌ و دوم‌ در 1248 در هند، مجّلد هشتم‌ در 1275، مجلّد هفتم‌ در 1294، مجلّد نهم‌ در 1297، مجلّدهای‌ اول‌ و دوم‌ و بیست‌ودوم‌ در 1301 در تبریز. چاپ‌ دیگر کتاب‌ براساس‌ نسخه‌های‌ خطی‌ و چاپهای‌ پیشین‌ و مراجعه‌ به‌ منابع‌ (البته‌ نه‌ کامل‌) در 1376 ـ 1394 به‌ همت‌ دو ناشر در 110 جلد انجام‌ گرفت‌ که‌ سه‌ جلد آن‌ (54 ـ 56) فهرست‌ کتاب‌ است‌ و از جلد 29 ـ 34 نیز منتشر نشده‌ است‌. همچنین‌ جنّة‌ المأوی‌ (مستدرک‌ مجلّد سیزدهم‌) و الفیض‌ القدسی‌ (شرح‌ حال‌ مؤلّف‌) هردو تألیف‌ نوری‌، همچنانکه‌ در چاپ‌ کمپانی‌، به‌ آن‌ افزوده‌ شده‌ است‌. چاپ‌ اخیر با وجود زحمت‌ و جدیّت‌ مصححان‌، به‌ خاطر در دسترس‌ نبودن‌ چاپهای‌ انتقادی‌ مآخذ بحار ، کاملاً منقّح‌ نیست‌، اما در عین‌حال‌، با استقبال‌ روبرو و تجدید چاپ‌ شده‌ است‌. بعد از 1400، اُفست‌ همین‌ چاپ‌ با اندکی‌ تغییر (جداکردن‌ مقدمة‌ مصححان‌ به‌ عنوان‌ جلد «صفر» و انتقال‌ سه‌ جلد فهرست‌ به‌ آخر مجموعه‌) بارها منتشرشده‌ است‌. قسمتهایی‌ از جلدهای‌ منتشرنشده‌ (29 ـ 34) نیز اخیراً تصحیح‌ و چاپ‌ شده‌ است‌ (سازمان‌ چاپ‌ و انتشارات‌ وزارت‌ ارشاد و فرهنگ‌ اسلامی‌). مؤسسة‌ آل‌البیت‌ در قم‌ نیز شماری‌ از مآخذ بحار را که‌ نسخه‌های‌ آن‌ به‌ دست‌ آمده‌ با عنوان‌ کلّی‌ «سلسلة‌ مصادر بحارالانوار» منتشرکرده‌ است‌. با اینهمه‌، ضروری‌ است‌ که‌ بحارالانوار با چاپ‌ مصحَّح‌ و منقّحی‌ عرضه‌ شود. اقدامات‌ اوّلیة‌ آن‌ نیز صورت‌ گرفته‌، ولی‌ تاکنون‌ به‌ نتیجه‌ قطعی‌ نرسیده‌ است‌.منابع‌: محمد محسن‌ آقا بزرگ‌ طهرانی‌، الذریعة‌ الی‌ تصانیف‌الشیعة‌ ، چاپ‌ علی‌ نقی‌ منزوی‌ و احمد منزوی‌، بیروت‌ 1403/1983؛ محمدبن‌ علی‌ اردبیلی‌، جامع‌ الرواة‌ ، بیروت‌ 1403/1983؛ محسن‌ امین‌، اعیان‌ الشیعة‌ ، بیروت‌ 1403/1983؛ یوسف‌بن‌احمد بحرانی‌، الحدائق‌ الناضرة‌ فی‌ احکام‌ العترة‌ الطاهرة‌ ، قم‌ 1363 ـ 1367 ش‌؛ محمدباقر بهبودی‌، کلمة‌ موجزة‌ حول‌ الکتاب‌ و مؤلفه‌ ، در مجلسی‌، بحارالانوار ، ج‌ صفر، بیروت‌ 1403/1983؛ عبدالله‌ جزایری‌، الاجازة‌ الکبیرة‌ ، قم‌ 1409؛ محمدبن‌ حسن‌ حرّ عاملی‌، اثبات‌الهداة‌ ، چاپ‌ ابوطالب‌ تجلیل‌ تبریزی‌، قم‌ ] بی‌تا. [ ؛ همو، امل‌ الا´مل‌ ، چاپ‌ احمد حسینی‌، ج‌ 2، قم‌ 1362 ش‌؛ همو، وسائل‌الشیعة‌ الی‌ تحصیل‌ مسائل‌ الشریعة‌ ، چاپ‌ عبدالرحیم‌ ربانی‌ شیرازی‌، بیروت‌ 1403/1983؛ احمد حسینی‌، تلامذة‌العلامة‌ المجلسی‌ ، قم‌ 1410؛ محمدحسین‌ حسینی‌ تهرانی‌، مهر تابان‌ ، تهران‌ ] بی‌تا. [ ؛ روح‌ اللّه‌ خمینی‌، رهبر انقلاب‌ و بنیانگذار جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، کشف‌ اسرار ، قم‌ ] بی‌تا. [ ؛ محمدباقربن‌ زین‌العابدین‌ خوانساری‌، روضات‌ الجنات‌ فی‌ احوال‌ العلماء والسادات‌ ، چاپ‌ اسدالله‌ اسماعیلیان‌، قم‌ 1390ـ1392؛ عبدالعزیزبن‌احمد دهلوی‌، تحفه‌ اثناعشریه‌ ، پاکستان‌ 1396؛ احمدبن‌احمد زروق‌، حکم‌ ابن‌عطاءالله‌ ، چاپ‌ عبدالحلیم‌ محمود و محمودبن‌شریف‌، طرابلس‌ غرب‌ ] بی‌تا. [ ؛ احمد زنجانی‌، الکلام‌ یجرّالکلام‌ ، قم‌ 1329 ش‌؛ محمدبن‌محمد غزالی‌، احیاء علوم‌الدین‌ ، قاهره‌ ] بی‌تا. [ ؛ عبدالوهاب‌ فرید، اسلام‌ و رجعت‌ ، تهران‌ 1318 ش‌؛ اعجاز حسین‌بن‌ محمدقلی‌ کنتوری‌، کشف‌ الحجب‌ و الاستار عن‌اسماء الکتب‌ والاسفار ، قم‌ 1409؛ محمدباقربن‌ محمدتقی‌ مجلسی‌، بحارالانوار ، بیروت‌ 1403/1983؛ خانبابا مشار، فهرست‌ کتابهای‌ چاپی‌ عربی‌ ، تهران‌ 1344 ش‌، ستون‌ 113 ـ 116؛ مصلح‌الدین‌ مهدوی‌، زندگینامة‌ علامه‌ مجلسی‌ ، اصفهان‌، ج‌ 2 ] تاریخ‌ مقدمه‌ 1401 [ ؛ حسین‌بن‌ محمدتقی‌ نوری‌، دارالسلام‌ فیما یتعلق‌ بالرؤیا والمنام‌ ، قم‌ ] بی‌تا. [ ؛ همو، الفیض‌القدسی‌ فی‌ ترجمة‌ العلامة‌ المجلسی‌ ، در مجلسی‌، بحارالانوار ، ج‌ 102، بیروت‌ 1403/1983، ص‌ 2 ـ 165؛ همو، مستدرک‌الوسائل‌ ، ج‌ 3، تهران‌ 1321؛Encyclopaedia Iranica, s.v. "Behar Al-Anwa ¦ r (by Etan Kohlberg).
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

حسن طارمی

حوزه موضوعی

قرآن و حدیث

رده های موضوعی
جلد 2
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده