باوردیه مدرسه
معرف
از مدارس‌ قدیمی‌ در یزد
متن
باوردیه‌، مدرسه‌، از مدارس‌ قدیمی‌ در یزد. در 842 بنای‌ آن‌ پایان‌ یافت‌ و تا دو دهه‌ دایر بود. بانیان‌ مدرسه‌ پسران‌ خواجه‌ صدرالدین‌ احمد ابیوردی‌ بودند (کاتب‌ یزدی‌، ص‌ 146) و مدرسه‌، در انتساب‌ به‌ نام‌ این‌ خواجه‌، به‌ باوردیه‌ یا ابیوردیه‌ معروف‌ شد. خواجه‌ صدرالدین‌، در اوایل‌ قرن‌ نهم‌ و همزمان‌ با نابسامانی‌ اوضاع‌ خراسان‌، همراه‌ پدرش‌ به‌ یزد آمد (بافقی‌، ج‌ 1، ص‌ 181). یزد در آن‌ زمان‌ شهری‌ بالنسبه‌ امن‌ و آباد بود و امیر جلال‌الدین‌ چقماق‌ و، پس‌ از او، پسرش‌ امیر غیاث‌الدین‌ علی‌، از جانب‌ شاهرخ‌ تیموری‌ (حک : 807 ـ 850)، بر آن‌ شهر و نواحی‌ اطراف‌ حکومت‌ داشتند و در عمران‌ و آبادانی‌ و تأسیس‌ مساجد و مدارس‌ و ابنیة‌ خیریه‌ می‌کوشیدند. خواجه‌ صدرالدین‌ در یزد به‌ بازرگانی‌ پرداخت‌ و مال‌ و منال‌ بسیار اندوخت‌، چندانکه‌ در آن‌ زمان‌، در ایران‌ و بلاد مجاور، کسی‌ در تموّل‌ به‌ حدّ او نمی‌رسید و نمایندگان‌ او در اطراف‌ جهان‌ به‌ معامله‌ و داد و ستد اشتغال‌ داشتند (بافقی‌، ج‌ 1، ص‌ 171ـ179، 181؛ صفا، ج‌ 4، ص‌ 82). خواجه‌ صدرالدین‌ در محلة‌ سَرْریگ‌، بیرون‌ شهر یزد، خانه‌ و کارگاه‌ و نیز «جماعت‌ خانه‌» (محلی‌ برای‌ تلاوت‌ قرآن‌) ساخت‌. پس‌ از مرگ‌ او، پسرانش‌، خواجه‌ شمس‌الدین‌ محمد و خواجه‌ زین‌الدین‌ علی‌ و خواجه‌ غیاث‌الدین‌، در کنار زیارتگاه‌ اسکندریة‌ یزد، جنب‌ خانة‌ پدری‌، آرامگاهی‌ با گنبد برای‌ پدر و مدرسه‌ای‌ باشکوه‌ به‌ نام‌ او و بازاری‌ با دکانهای‌ بسیار، که‌ گویا موقوفة‌ مدرسه‌ و آرامگاه‌ بوده‌، پیرامون‌ آن‌ بنا کردند. کتیبة‌ سنگی‌ سردرِ مدرسه‌ به‌ خط‌ مولانا محمد شاه‌ است‌ و نشان‌ می‌دهد که‌ در 842 بنا خاتمه‌ یافته‌ و مدرسه‌ افتتاح‌ شده‌ است‌. (بافقی‌، ج‌ 1، ص‌ 181ـ183؛ کاتب‌ یزدی‌، ص‌ 146ـ147).در مدرسة‌ باوردیه‌ علوم‌ و معارف‌ دینی‌ تدریس‌ می‌شد و مدرّسان‌ و طلاّ ب‌ از محل‌ موقوفات‌ مدرسه‌ مسکن‌ و معاش‌ روزانه‌ داشتند. در منابع‌ ذکری‌ از اسامی‌ مدرّسان‌ و طلاّ ب‌ مدرسه‌ نشده‌ است‌. پسران‌ خواجه‌ صدرالدین‌، پس‌ از مرگ‌ پدر، وارث‌ مال‌ فراوان‌ او و از سرشناسان‌ و بانیان‌ خیر در شهر یزد شدند. در حادثة‌ سیل‌ مخرّب‌ بهار 860، مدرسة‌ باوردیه‌ و بازار و کاروانسراهای‌ اطراف‌ آن‌ ویران‌ شد، و به‌ گفتة‌ بافقی‌، خواجگان‌ مزبور «از تمامی‌ مردم‌ درویشتر و بینواتر شدند» (ج‌ 1، ص‌ 183).منابع‌ : ایرج‌ افشار، یادگارهای‌ یزد ، تهران‌ 1354 ش‌، ج‌ 2؛ محمدمفیدبن‌ محمودبافقی‌، جامع‌ مفیدی‌ ، چاپ‌ ایرج‌ افشار، تهران‌ 1340ـ1342 ش‌؛ جعفربن‌محمد جعفری‌، تاریخ‌ یزد ، چاپ‌ ایرج‌ افشار، تهران‌ 1343 ش‌؛ ذبیح‌اللّه‌ صفا، تاریخ‌ ادبیات‌ در ایران‌ ، تهران‌ 1363 ش‌؛ احمدبن‌حسین‌ کاتب‌ یزدی‌، تاریخ‌ جدید یزد ، چاپ‌ ایرج‌ افشار، تهران‌ 1357 ش‌.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

نوراللّه کسائی

حوزه موضوعی

تاریخ اجتماعی

رده های موضوعی
جلد 2
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده