بارباروس خیرالدین (خضر)پاشا (۸۷۰ـ۹۵۳)
معرف
دریاسالار مشهور ناوگانِ عثمانی‌
متن
بارباروس‌، خیرالدین‌(خضر)پاشا (870ـ953)، دریاسالار مشهور ناوگانِ عثمانی‌. در مَدَللی‌ (متلین‌ ) متولد شد. پدرش‌ یعقوب‌ «سپاهیِ» شهر واردار نیجیه‌ سی‌ بود. حاجی‌ خلیفه‌ او را هنگام‌ وفات‌ هشتاد ساله‌ دانسته‌ است‌، بنابراین‌ می‌توان‌ تاریخ‌ تولدش‌ را حدود 870 فرض‌ کرد. به‌ نوشتة‌ غزوات‌، عیسویان‌ او را به‌ سبب‌ رنگ‌ ریشش‌، بارباروسا (ریش‌ قرمز) نامیدند (نیز رجوع کنید به شاریر ، ج‌ 1، ص‌ 264).خیرالدین‌ فعالیتهایش‌ را با حمل‌ کالا با کشتی‌ شخصی‌ خود به‌ ساروس‌ و سالونیکا و نِگروپونته‌ ] = حالکیس‌ [ آغاز کرد. او در جَربه‌ به‌ برادر بزرگترش‌ اروج‌ * (عروج‌) پیوست‌ (غزوات‌، 23 پ‌ ـ 24 ر) و در تونس‌ سپس‌ در الجزایر تحت‌الشعاع‌ برادر قرار داشت‌.پس‌ از مرگ‌ اروج‌ در 924، خیرالدین‌ تنها بر الجزایر تسلط‌ داشت‌ و مانند برادرش‌ سرزمین‌الجزایر را دو ایالت‌ تحت‌فرمان‌ دو رئیس‌ محلی‌ (حاکم‌) تقسیم‌ کرد. سپس‌ خود را سلطان‌ المجاهد مولاناخیرالدین‌من‌الامیرالشهیرالمجاهدابی‌یوسف‌یعقوب‌الترکی‌ نامید (دووول‌، ص‌ 54ـ55، همچنین‌ رجوع کنید به جوویو، ج‌ 2، ص‌ 315).در 925، خیرالدین‌ از سلطان‌ عثمانی‌ استمداد طلبید و هیأتی‌ را همراه‌ با عریضه‌ای‌ از طرف‌ مردم‌ شهر الجزایر به‌ پیش‌ او فرستاد. سلطان‌ سلیم‌ نیز در 926 حکومت‌ الجزایر را در قلمرو عثمانی‌ قبول‌ کرد و از این‌ زمان‌ به‌ بعد، نام‌ سلطان‌ عثمانی‌ را بر روی‌ سکه‌هایی‌ که‌ در الجزایر ضرب‌ می‌شد نوشتند و از او در خطبه‌ها یاد کردند و بدین‌سان‌ حکومت‌ عالیة‌ او را گردن‌ نهادند (غزوات‌، 88 پ‌). اما تسلط‌ خیرالدین‌ بر الجزایر در نتیجة‌ حملة‌ محمد، سلطان‌ تونس‌، که‌ با ابن‌القاضی‌ و قَرَه‌ حسن‌، رئیس‌ پادگان‌ ترک‌ در شَرشَل‌ همدست‌ شده‌ بود، منقطع‌ شد (گرامون‌، ص‌ 32). و خیرالدین‌ ناچار با نه‌ فروند کشتی‌ به‌ جِجَل‌ پناه‌ برد.خیرالدین‌، پس‌ از دریافت‌ کمک‌ عبدالعزیز، رئیس‌ بنوعباس‌ (ساکنان‌ کوههای‌ «قبایل‌ صفری‌»)، از ججل‌ به‌ تسخیر القُل‌ (927) و بونه‌ و قسطنطین‌ (928؛ هائدو، ج‌ 1، ص‌ 250ـ251) پرداخت‌ و در ضمن‌ در دریای‌ روم‌ حمله‌ به‌ کشتیها را از سرگرفت‌. پس‌ از تسلط‌ بر جَرْبِه‌ مشهورترین‌ دزدان‌ دریایی‌ به‌ او پیوستند و خیرالدین‌ و همراهانش‌ با ناوگانی‌ مرکب‌ از 41 کشتی‌ به‌ غارت‌ سواحل‌ غربی‌ دریای‌ روم‌ پرداختند و غنایمی‌ هنگفت‌ به‌ دست‌ آوردند (غزوات‌، 123 ر، 126 پ‌؛ گومارا، ص‌ 393ـ 395). سپس‌ او با فراخوان‌ مردم‌ الجزایر که‌ عواید دریازنی‌ را از دست‌ داده‌ بودند، در 932 به‌ آن‌ شهر حمله‌ کرد و ابن‌القاضی‌ را شکست‌ داد (غزوات‌، 127 ر، 136 پ‌؛ گرامون‌، ص‌ 33). او مجدداً شرشل‌ و تنس‌ و قسطنطین‌ را به‌ تصرف‌ درآورد (گرامون‌، ص‌ 34). سپس‌ در 935 جزیرة‌ حجر بادس‌ را از اسپانیاییها گرفت‌ و در تابستان‌ همان‌ سال‌، 15 فروند کشتی‌ به‌ فرماندهی‌ آیدین‌ رئیس‌ به‌ نزدیکی‌ اولیوا در اسپانیا فرستاد تا به‌ مسلمانان‌ شورشی‌ اندلس‌ کمک‌ کند. و به‌ کمک‌ مسلمانان‌ این‌ شهر ناوگان‌ اسپانیایی‌ را در حوالی‌ فورِمِنترا مجبور به‌ فرار کرد و خبر پیروزی‌ خود را با دو فروند کشتی‌ به‌ اطلاع‌ سلطان‌ سلیمان‌ رساند (غزوات‌، 163 رـ 164 پ‌). در 936 خیرالدین‌ پس‌ از شکست‌ آندرئا دوریا و ناوگان‌ او به‌ سواحل‌ لیگوریا و اسپانیا حمله‌ و آنرا غارت‌ کرد. سپس‌ در 938 به‌ سلطان‌ تلمسان‌ که‌ از حمایت‌ چهارده‌ کشتی‌ اسپانیایی‌ برخوردار بود حمله‌ کرد و او را به‌ پرداخت‌ خراج‌ واداشت‌. در این‌ زمان‌ خیرالدین‌ میان‌ فرانسوای‌ اول‌ و سلیمان‌ قانونی‌ به‌ میانجیگری‌ پرداخت‌ و در 939 سفیر فرانسه‌ را که‌ به‌ حَلب‌ می‌رفت‌ به‌ حضور پذیرفت‌ (اورسو، ص‌ 79ـ80). سپس‌ به‌ استانبول‌ فراخوانده‌ شد. و در پایان‌ سال‌ به‌ پایتخت‌ عثمانی‌ رسید (غزوات‌، 224 ر ـ 226 پ‌).اندکی‌ بعد، بنا به‌ دعوت‌ ابراهیم‌ پاشا، صدراعظم‌، عازم‌ حلب‌ شد و او منصب‌ قاپودان‌ پاشا * را با لقب‌ «جزایر بیگلربیگی‌» به‌ او تفویض‌ کرد (غزوات‌، 229 ر؛ بایگانی‌ دولتی‌ و نیز مجموعة‌ اسناد ترکی‌، پرونده‌ پانزده‌، 7، ده‌ روز آخر رجب‌ 940). چند ماه‌ بعد خیرالدین‌ با ناوگانی‌ مرکب‌ از 84 فروندکشتی‌ که‌ تعدادی‌ متعلق‌ به‌ دزدان‌ دریایی‌ بود به‌ تونس‌ حمله‌ کرد و پس‌ از شکست‌ مولای‌ الحسن‌ سراسر تونس‌ به‌ دست‌ او افتاد (غزوات‌، 235 ر، 241 ر).در 941 سفیر دیگری‌ از فرانسه‌ به‌ نام‌ لافورست‌، با بارباروس‌ در تونس‌ دیدار کرد و از آنجا عازم‌ استانبول‌ شد تا تدارک‌ لشکرکشی‌ مشترک‌ فرانسه‌ و عثمانی‌ را برای‌ غارت‌ کُرس‌ و فتح‌ ساردنی‌ و سیسیل‌ انجام‌ دهد که‌ در آن‌ زمان‌ تحت‌ تسلط‌ اسپانیا قرار داشت‌ (رویار، ص‌ 111ـ112). لاکن‌ در این‌ زمان‌ شارل‌ پنجم‌ به‌ تونس‌ حمله‌ برد و خیرالدین‌ از آنجا بیرون‌ رانده‌ شد و به‌ بندر الجزایر رفت‌ و تا بهار 943، مشغول‌ تهیه‌ ناوگانی‌ شد که‌ سلیمان‌ برای‌ حمایت‌ از لشکرکشی‌ فرانسوای‌ اول‌ به‌ ایتالیا، به‌ وی‌ قول‌ داده‌ بود. بالاخره‌ ناوگان‌ ترکان‌ به‌ فرماندهی‌ خیرالدین‌ با ناوگان‌ عیسویان‌ (مانفرونی‌، ص‌ 337) به‌ رهبری‌ آندرئا دوریا، در بندر پِره‌وِزه‌ روبرو شد. و پس‌ از زدوخورد مختصری‌ قوای‌ دوریا عقب‌نشینی‌ کردند (دربارة‌ این‌ جنگ‌، اکنون‌ رجوع کنید به بیوک‌ طغرل‌، 51ـ85) و سال‌ بعد خیرالدین‌ پره‌وزه‌ را دوباره‌ تصرف‌ کرد. آخرین‌ باری‌ که‌ خیرالدین‌ در دریا عرض‌ اندام‌ کرد در 950 بود. که‌ پس‌ از توافق‌ میان‌ سلطان‌ سلیمان‌ و فرانسوای‌ اول‌ او مأمور همکاری‌ با ناوگان‌ فرانسه‌ در غرب‌ دریای‌ روم‌ شد. وی‌ پس‌ از غارت‌ سواحل‌ ایتالیا و توقف‌ سه‌ روزه‌ در رِجیو و ایجاد وحشت‌ در رم‌ (گولیلموتی‌، ج‌ 4، ص‌ 117 ـ 118) در مارسی‌ به‌ فرماندة‌ ناوگان‌ فرانسه‌ دوک‌ دانگین‌ پیوست‌ و ویلفرانش‌ را غارت‌ کردند لکن‌ توفیقی‌ به‌ دست‌ نیاوردند (شاریر، ج‌ 1، ص‌ 578ـ579). خیرالدین‌ پس‌ از غارت‌ سواحل‌ توسکان‌ و ناپل‌ به‌ استانبول‌ بازگشت‌ (نسخه‌ خطّی‌، ش‌ 1186، 41 ر ـ 45 پ‌؛ گولیلموتی‌، ج‌ 4، ص‌ 123ـ 125) و بقیه‌ عمرش‌ را صرف‌ امور خیریه‌ کرد، از جمله‌ مدرسه‌ و مسجدی‌ در بشیکتاش‌ ساخت‌ که‌ اثری‌ از آنها نمانده‌ است‌ (اوز، ج‌ 2، ص‌ 30). او در جمادی‌ الاخرة‌ 953 درگذشت‌ و در بشیکتاش‌ دفن‌ شد.خیرالدین‌، بخشی‌ از شمال‌ افریقا را ضمیمه‌ قلمرو عثمانی‌ کرد و در مقام‌ دریاسالار، سبب‌ تقویت‌ ناوگان‌ عثمانی‌ شد و در اذهان‌ ترکان‌ به‌ صورت‌ قهرمان‌ ملی‌ باقی‌مانده‌ است‌.منابع‌ : مصطفی‌بن‌ عبدالله‌ حاجی‌ خلیفه‌، تحفة‌ الکبار فی‌ اسفار البحار ، استانبول‌ 1329؛ سیدمراد، غزوات‌ خیرالدین‌ پاشا ، نسخة‌ خطّی‌؛A. Bدyدk-tug § rul,"Perveze deniz muharebesine ili í kin ger µ ekler",in Belleten , xxxvii (1973); Charriةre, Nإgociations de la France dans le Levant , i, Paris 1848; A. Devoulx, ـpigraphie indigةne du Musإe archإologique d'Alger , Algiers 1874; P. Giovio, Delle historie del suo tempo , Venice 1557; F. Lopez de Gئmara, Crئnica de los Barbarojas ,in Memorial historico espan ¦ ol ,vi, Madrid 1853; H.D.de Grammont, Histoire d'Alger sous la domination turque (1515-1830) , Paris 1887; Guglielmotti, Storia della marina pontificia ; C. Manfroni, Storia della marina italiana dalla caduta di Constantinopoli alla battaglia di Lepanto , Rome 1897; T. عz, Istanbul camileri , Ankara 1965; D. C. Rouillard, The Turk in French history, thought and Literature (1520-1660) , Paris 1983; J. Ursu, La politique orientale de Fran µ ois I er , Paris 1908.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

د. اسلام تلخیص از / گالو

حوزه موضوعی

جغرافیا

رده های موضوعی
جلد 1
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده