بادرائیه مدرسة
معرف
از مدارس‌ شافعیانِ دمشق‌
متن
بادِرائیه‌، مدرسة‌ ، از مدارس‌ شافعیانِ دمشق‌. شیخ‌ نجم‌الدین‌ ابومحمد عبداللّه‌ بادرائی‌ (594-655)، بنیانگذار مدرسه‌ که‌ مدتی‌ در نظامیه‌بغداد تدریس‌ می‌کرد کوشید تا روشهای‌ معمول‌ در آنجا را در مدرسه‌ خود به‌ کار بندد. مدرسه‌ در باب‌ الفرادیس‌ دمشق‌ در خانه‌ای‌ واقع‌ بود که‌ در اصل‌ از آنِ اُسامه‌ جبلی‌ یکی‌ از امرای‌ شام‌ بود و بادرائی‌ آن‌ را از الملک‌ الناصر داود ایّوبی‌ (متوفی‌ 656) خرید و مدرسه‌ بادرائیه‌ را در آن‌ دایر کرد (اِسنوی‌، ج‌ 1، ص‌ 276). مدرسه‌ در 655، چندماه‌ پیش‌ از درگذشت‌ بنیانگذارش‌، در حضور الملک‌ الناصر * گشوده‌ شد و بادرائی‌ درمقام‌ مؤسس‌ و واقف‌ و نخستین‌ استاد مدرسه‌، نص‌ وقفنامه‌ را در محضر سلطان‌ خواند (نعیمی‌ دمشقی‌، ج‌ 1، ص‌ 206). بادرائیه‌ موقوفات‌ فراوان‌ با در آمد سرشار داشت‌ (ابن‌فُوَطی‌، ص‌ 323). از جمله‌ شرایط‌ وقفنامه‌ این‌ بود که‌ طلاّ ب‌، مجرّد و ساکن‌ مدرسه‌ باشند و همزمان‌ در مدرسه‌ دیگری‌ تحصیل‌ نکنند؛ زنان‌ و کودکان‌ حق‌ ورود به‌ مدرسه‌ را نداشتند (نعیمی‌ دمشقی‌، ج‌ 1، ص‌ 206-207). بادرائی‌ نظارت‌ بر امور مدرسه‌ را به‌ وجیه‌الدین‌بن‌سُوید تفویض‌ کرد. این‌ شغل‌ تا روزگار نعیمی‌ دمشقی‌ (متوفی‌ 927) در خانواده‌ ابن‌سوید باقی‌ بوده‌ است‌ (نعیمی‌ دمشقی‌، همانجا).کتابخانه‌ بادرائیه‌ دارای‌ کتابهای‌ سودمندی‌ بوده‌ و عبدالوهاب‌ سبکی‌ (متوفی‌ 771)، مؤلف‌ کتاب‌ طبقات‌ الشافعیه‌ ، از جمله‌ کسانی‌ بوده‌ است‌ که‌ به‌ این‌ کتابخانه‌ رفت‌ و آمد داشته‌ و از منابع‌ موجود درآن‌ بهره‌ برده‌ ا ست‌ (ج‌ 3، ص‌ 185). از برنامه‌های‌ درسی‌ مدرسه‌ جز فقه‌، دروس‌ ادبی‌ و علوم‌ قرآنی‌ و حدیث‌ و تفسیر در آن‌ تدریس‌ می‌شده‌ است‌. از اشاراتی‌ درباره‌ درگذشت‌ تنی‌ چند از استادان‌ و معیدان‌ در مدرسه‌ و نیز شرط‌ واقف‌ مبنی‌ بر اقامت‌ شبانه‌ روزی‌ دانشجویان‌ چنین‌ برمی‌آید که‌ بادرائیه‌ ساختمان‌ وسیعی‌ برای‌ خوابگاه‌ طلاّ ب‌ داشته‌ است‌ (ابن‌کثیر، ج‌ 14، ص‌146).از فرجام‌ کار مدرسه‌ بادرائیه‌ اطلاّ عی‌ در دست‌ نیست‌. نعیمی‌ دمشقی‌ از شمس‌الدین‌ حسینی‌ (متوفی‌ 834) به‌ عنوان‌ آخرین‌ مدرس‌ بادرائیه‌ یاد کرده‌ است‌ ( ج‌ 1، ص‌ 213). در منابع‌ تاریخی‌ و تراجم‌ احوال‌ در سده‌های‌ هفتم‌ تا نهم‌ به‌ عده‌ کثیری‌ از استادان‌ و معیدان‌ و طلاّ ب‌ این‌ مدرسه‌ اشاره‌ شده‌ است‌. ا زجمله‌ ایشان‌ یکی‌ نجم‌الدین‌ ابومحمد بادرائی‌ (متوفی‌ 655) است‌ که‌ مدرسه‌ به‌ سبب‌ انتساب‌ به‌ او بادرائیه‌ خوانده‌ شده‌ است‌. بادرائی‌ پس‌ از تحصیل‌ در شهرهای‌ بغداد و حلب‌ و شام‌ و مصر، به‌ املای‌ حدیث‌ و در 639 در نظامیه‌ بغداد به‌ تدریس‌ فقه‌ شافعی‌ پرداخت‌ و چندین‌ بار از جانب‌ خلیفه‌ به‌ سفارت‌ منصوب‌ شد. در اواخر عمر خود به‌ دمشق‌ رفت‌ و مدرسه‌ بادرائیه‌ را بنیان‌ گذاشت‌ و در آن‌ به‌ تدریس‌ پرداخت‌، ولی‌ خلیفه‌ عباسی‌ او را به‌ تصدّی‌ قضای‌ بغداد فرا خواند. بادرائی‌ این‌ پیشنهاد را با ناخشنودی‌ پذیرفت‌ و حدود دو هفته‌ پس‌ از آن‌ در بغداد در گذشت‌. پس‌ از مرگ‌ او، پسرش‌ کمال‌ الدین‌ عهده‌دار تدریس‌ در بادرائیه‌ شد (ابن‌ فُوَطی‌، ص‌ 323؛ ج‌ 8، ص‌ 159؛ ابن‌ کثیر، ج‌ 13، ص‌ 196ـ197). دیگر کمال‌الدین‌ ابوالفضل‌ سَلاّ ر اربلی‌ (متوفی‌ 670) بود که‌ به‌ دستور واقف‌ مدرسه‌، نخست‌ به‌ اعاده‌ دروس‌ و سپس‌ به‌ تدریس‌ پرداخت‌ (ذهبی‌، ج‌ 5، ص‌ 293؛ اسنوی‌، ج‌ 2، ص‌ 69-70). بعضی‌ دیگر از مدرّسان‌ این‌ مدرسه‌ عبارت‌اند از: قاضی‌ عزالدین‌ ابو حفص‌ اربلی‌ (متوفی‌ 675) (نعیمی‌ دمشقی‌، ج‌ 1، ص‌ 208)؛ تاج‌الدین‌ عبدالرحمن‌ فزاری‌ (متوفی‌ 690) و پسرش‌ برهان‌الدین‌ ابواسحاق‌ فزاری‌ (متوفی‌ 728) که‌ نخست‌ معید درس‌ پدر بود و بعد مدرّس‌ شد (ابن‌عماد، ج‌ 5، ص‌ 413-414؛ یافعی‌، ج‌ 4، ص‌ 279)؛ شرف‌الدین‌بن‌ شریشی‌ (متوفی‌ 795)، رئیس‌ شافعیان‌ دمشق‌ واستاد بسیاری‌ از طلاّ ب‌ بادرائیه‌؛ قاضی‌کمال‌الدین‌ احمد شیرازی‌ (متوفی‌ 736) از شاگردان‌ تاج‌الدین‌ فزاری‌ (ابن‌کثیر، ج‌ 14، ص‌ 175؛ ابن‌ عماد، ج‌ 6، ص‌ 342)؛ شمس‌الدین‌ ابوعبداللّه‌ محمدبن‌حسن‌بن‌ محمد حسینی‌ حصنی‌ شافعی‌ (متوفی‌ 834) که‌، به‌ گفته‌ نعیمی‌، آخرین‌ مدرّس‌ بادرائیه‌ بود (نعیمی‌ دمشقی‌، ج‌ 1، ص‌ 213؛ ابن‌عماد، ج‌ 7، ص‌ 209). از جمله‌ معیدان‌ مشهور بادرائیه‌ می‌توان‌ از ضیاء طوسی‌ (متوفی‌ 706) (ابن‌عماد، ج‌ 6، ص‌ 14) و علاءالدین‌ مقدسی‌ (متوفی‌ 748) (همان‌، ج‌ 6، ص‌ 153) و حافظ‌ ابن‌ خرّاط‌ (متوفی‌ 739) (نعیمی‌ دمشقی‌، ج‌ 1، ص‌ 215) و شمس‌الدین‌ محمدکواکبی‌ (متوفی‌ 769) (همانجا) نام‌ برد. از جمله‌ طلاّ ب‌ مشهور آنجا ابن‌کثیر عمادالدین‌ ابوالفداء دمشقی‌ صاحب‌ کتاب‌البدایة‌ و النهایه‌ (متوفی‌ 774) (ابن‌کثیر، ج‌ 14، ص‌ 146) و شیخ‌تقی‌الدین‌ ابوبکر لوبیانی‌ (متوفی‌ 838) (ابن‌ عماد، ج‌ 7، ص‌ 227) بوده‌اند.منابع‌: ابن‌ عماد، شذرات‌ الذهب‌ فی‌ اخبار من‌ ذهب‌ ، بیروت‌ 1399/1979؛ ابن‌ فُوَطی‌، الحوادث‌ الجامعة‌ و التجارب‌ النافعة‌ فی‌ المائة‌ السابعة‌ ، چاپ‌ مصطفی‌ جواد، بغداد 1351؛ ابن‌ کثیر، البدایة‌ و النهایة‌ فی‌ التاریخ‌ ، قاهره‌ 1351؛ عبدالرحیم‌ بن‌ حسن‌ اسنوی‌، طبقات‌ الشافعیة‌ ، چاپ‌ عبدالله‌ جبوری‌، بغداد 1970-1971؛ محمدبن‌احمد ذهبی‌، العبر فی‌ خبر من‌ غبر ، چاپ‌ صلاح‌ الدین‌ منجد، کویت‌ 1960-1966؛ عبدالوهاب‌ بن‌ علی‌ سبکی‌، طبقات‌ الشافعیة‌ الکبری‌ ، چاپ‌ عبدالفتاح‌ محمد الحلو و محمود محمد طناحی‌، قاهره‌ 1383/1964؛ نورالله‌ کسائی‌، مدارس‌ نظامیّه‌ و تأثیرات‌ علمی‌ و اجتماعی‌ آن‌ ، تهران‌ 1363 ش‌؛ عبدالقادربن‌ محمد نعیمی‌ دمشقی‌، الدّارس‌ فی‌ تاریخ‌ المدارس‌ ، چاپ‌ جعفر حسنی‌، ] بی‌جا [ 1988؛ عبداللّه‌ بن‌ اسعد یافعی‌، مرآة‌ الجنان‌ و عبرة‌ الیقظان‌ ، بیروت‌ 1970.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

نوراللّه کسایی

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 1
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده