بابایی
معرف
نام‌ جنبشی‌ دینی‌ ـ اجتماعی‌ که‌ مراکز ترکمان‌ نشین‌ آسیای‌ صغیر را چندسال‌ پیش‌ از هجوم‌ مغول‌ به‌ آشوب‌ کشید
متن
بابایی‌ ، نام‌ جنبشی‌ دینی‌ ـ اجتماعی‌ که‌ مراکز ترکمان‌ نشین‌ آسیای‌ صغیر را چندسال‌ پیش‌ از هجوم‌ مغول‌ به‌ آشوب‌ کشید. این‌ جنبش‌ ظاهراً در تاریخ‌ عمومی‌ تحولات‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ مردم‌ ترک‌ اهمیت‌ بسیار داشته‌ است‌. جنبش‌ بابایی‌ را تنها با توجه‌ به‌ بعضی‌ از خصوصیات‌ کلی‌ توسعة‌ دولت‌ سلجوقی‌ در آسیای‌ صغیر می‌توان‌ شناخت‌. دولت‌ سلجوقی‌ در قرن‌ هفتم‌ در نتیجة‌ تأثیر و نفوذ ایرانیان‌ دارای‌ ساختار فرهنگی‌ و اداریِ نیرومندی‌ شده‌ بود که‌ بر مسلمانان‌ و عمدتاً مردم‌ سنی‌ مذهب‌ شهرها متکی‌ بود. به‌ این‌ سبب‌ مردم‌ ترکمانِ روستاها و مرزها که‌ سخت‌ به‌ سنتهای‌ کهن‌ ترکی‌ وفادار مانده‌ بودند و آیینهای‌ بدعت‌ آمیز در آنها بسیار بیشتر نفوذ کرده‌ بود، روز به‌ روز منزوی‌ تر می‌شدند. در همان‌ حال‌ که‌ شکاف‌ میان‌ ایشان‌ و دولت‌ فراختر می‌شد، ترکمانان‌ در نتیجة‌ مهاجرت‌ بنی‌اعمام‌ ترکمان‌ خود، که‌ نخست‌ از مقابل‌ خوارزمیان‌ و سپس‌ از برابر مغولان‌ پس‌ رانده‌ شده‌ بودند، قوت‌ بیشتری‌ می‌یافتند، بدین‌ معنی‌ که‌ هم‌ عدة‌ ایشان‌ افزایش‌ می‌یافت‌ و هم‌ بذر اغتشاشات‌ بعدی‌، به‌ صورت‌ تعالیمی‌ که‌ از آسیای‌ مرکزی‌ ریشه‌ می‌گرفت‌، در میان‌ ایشان‌ بارور می‌شد. در این‌ محیط‌ بود که‌ اندکی‌ قبل‌ از 638 واعظی‌ به‌ نام‌ بابااسحاق‌ ابتدا درمیان‌ ترکمانان‌ منطقة‌ جنوبِ کوههای‌ توروسِ شرقی‌ و آماسیه‌ و سپس‌ بین‌ ترکمانان‌ تمام‌ بخشهای‌ میان‌ این‌ دو منطقه‌ و اطراف‌ آن‌ شروع‌ به‌ تبلیغ‌ کرد. بابااسحاق‌ از منطقة‌ کَفَرْسود در مرز سوریه‌ برخاسته‌ بود و بیشتر با عنوان‌ «رسول‌ (اللّه‌)» که‌ به‌ خود داده‌ بود شهرت‌ داشت‌. وی‌ در 638 با استفاده‌ از ضعف‌ حکومت‌ به‌ دنبالِ بروز اختلاف‌ میان‌ سلطان‌ غیاث‌الدین‌ کیخسرو و خوارزمیان‌ (که‌ بازماندگانشان‌ پس‌ از مدتی‌ سکونت‌ در آسیای‌ صغیر به‌ جزیره‌، در شمال‌ بین‌النهرین‌، پناه‌ برده‌ بودند)، عَلَم‌ طغیان‌ برافراشت‌ و با چند سپاه‌ بزرگ‌ سلجوقی‌ پی‌ در پی‌ به‌ مقابله‌ برخاست‌، ولی‌ سرانجام‌ از مزدوران‌ فرنگی‌، که‌ در استخدام‌ سپاهیان‌ سلجوقی‌ بودند، شکست‌ خورد و دستگیر شد؛ اما پس‌ از او جنبش‌ از میان‌ نرفت‌.تاکنون‌ فقط‌ اندکی‌ از خصوصیات‌ این‌ جنبش‌ شناخته‌ شده‌ است‌. مریدانْ کلاهِ سرخ‌ بر سرمی‌گذاشتند (چنانکه‌ بعدها قزلباشان‌)، رداهای‌ سیاه‌ می‌پوشیدند و چارق‌ به‌ پا می‌کردند. اسحاق‌ خود را پیغمبر می‌نامید و با صورتهای‌ غالیانه‌، که‌ در آن‌ زمان‌ در میان‌ عامة‌ ایرانیان‌ و ترکان‌ رایج‌ بود، همنوایی‌ داشت‌. نسبت‌ او با «بابا»ی‌ دیگری‌ به‌ نام‌ الیاس‌ که‌ اصلاً خراسانی‌ بود (رجوع کنید به باباالیاس‌ خراسانی‌ * ) و با قلندرهای‌ آسیای‌ صغیر (جوالقیها)، هنوز بدرستی‌ معلوم‌ نیست‌. به‌ هرحال‌ جنبش‌ بابایی‌ با طریقة‌ مولویه‌ که‌ در میان‌ مرفهان‌ جامعه‌ رواج‌ داشت‌، به‌ طور بنیادی‌ در تضاد آشکار بود.با اینکه‌ آگاهی‌ بسیار اندکی‌ دربارة‌ جنبش‌ بابایی‌ در دست‌ است‌، این‌ جنبش‌ یقیناً اهمیت‌ بسیار داشته‌ است‌، زیرا قطع‌ نظر از ابن‌ بی‌ بی‌، وقایع‌ نگار سلجوقی‌ (رجوع کنید به چاپ‌ عکسی‌، ص‌ 498ـ502، چاپ‌ خلاصة‌ هوتسما، ص‌ 227ـ231) اهمیت‌ آن‌ را سبط‌ ابن‌ جوزی‌ دمشقی‌، عالم‌ و مورخ‌ آن‌ عصر (ص‌ 845) و سیمونِ سن‌ کانتنی‌ ، مبلّغ‌ مذهبی‌ فرانسیسکن‌ (ونسان‌ بووه‌ای‌، اسپکولوم‌ ، ج‌ 31، ص‌ 139ـ140)، و اندکی‌ بعد ابن‌ عبری‌، تاریخ‌ نویس‌ سریانی‌ (چاپ‌ و ترجمة‌ باج‌ ،ص‌ 405ـ406) نیز متذکر شده‌اند. مسئلة‌ اساسی‌ تعیین‌ نسبت‌ جنبش‌ بابایی‌ از سویی‌ با پیدایش‌ امیرنشین‌ قره‌مانی‌ * در توروس‌ درست‌ بعد از حملة‌ مغول‌ و از سوی‌ دیگر با گروه‌ مذهبی‌ حاجی‌ بکتاش‌ (رجوع کنید به بکتاشیه‌ * ) در نیمة‌ دوم‌ آن‌ قرن‌ است‌. افلاکی‌ به‌ نسبت‌ جنبش‌ بابایی‌ با گروه‌ حاجی‌ بکتاش‌، که‌ این‌ گروه‌ نیز به‌ پیشرفتهای‌ مهمی‌ نایل‌ شد، صریحاً اشاره‌ می‌کند (ج‌ 1، ص‌ 381؛ ترجمة‌ هوار، ج‌ 1، ص‌ 296، به‌ پیروی‌ از کوپریلی‌، 1923، ص‌ 407). البته‌ جنبشهای‌ مذهبی‌ دیگری‌ در دوره‌ای‌ که‌ سلجوقیانِ روم‌ دست‌ نشاندة‌ مغولان‌ بودند، وجود داشته‌ که‌ شایستة‌ بررسی‌ است‌. با وجود ابهامات‌ بسیار در متون‌، چندان‌ جای‌ تردید نیست‌ که‌ جنبش‌ بابایی‌ در رأس‌ جریانهایی‌ قرار داشت‌ که‌ مقاومت‌ در برابر آن‌ به‌ سبب‌ آشفتگی‌ دولت‌ سلجوقی‌ ناممکن‌ شد. همین‌ امر به‌ جنبش‌ بابایی‌ اهمیت‌ می‌بخشید.منابع‌: ابن‌ بی‌ بی‌، الاوامر العلائیه‌ فی‌الامور العلائیه‌ ، چاپ‌ عکسی‌؛ همو، مختصر سلجوقنامه‌ ، چاپ‌ هوتسما، لیدن‌ 1902؛ احمدبن‌ اخی‌ ناطور افلاکی‌، مناقب‌ العارفین‌ ، چاپ‌ تحسین‌ یازیجی‌، آنکارا 1959ـ1961؛ سبط‌ ابن‌ جوزی‌، مرآة‌الزمان‌ ، چاپ‌ جوت‌؛ م‌. فواد کوپریلی‌، «تورک‌ ادبیاتنده‌ ایلک‌ متصوفلر، آناطولی‌ ده‌ اسلامیت‌»، ادبیات‌ فاکولته‌ سی‌ مجموعه‌ سی‌ ، 2 (1922)؛Ahmad ibn Akhi Natoor Afla ¦ k ¦ â , Les Saints des Derviches tourneurs (Mana ¦ qibul- ـ arifi ¦ n) , tr. Clإment Huart, Paris [n.d.]; A. Gخlpinarl â , Mevlana Celaleddin 2 , 1952; M. Fuad kخprدlد, "Anadolu Beylikleri Tarihine ¢فd Notlar", Tدrkiyat Mecm . ii; idem, Les origines de l'Empire Ottoman , Paris 1935; idem, Les origines du Bektachisme , Internat. Congress on the Hist. of Religions, 1923; O. Turan, Sel µ uk Tدrkiyesi Din Tarihine Dair Bir Kaynak , in Fuad Kخprدlد Armag § an i , 1953.
نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

کاهن ( د.اسلام

حوزه موضوعی

آسیای صغیر و بالکان

رده های موضوعی
جلد 1
تاریخ چاپ 93
وضعیت انتشار
  • چاپ شده