زفر بن هذیل

معرف

فقيه عراقىِ قرن دوم و از برجسته‌ترين شاگردان ابوحنيفه.
متن

زُفَربن هُذَيل، فقيه عراقىِ قرن دوم و از برجستهترين شاگردان ابوحنيفه. كنيهاش ابوالهذيل و ابوخالد و ملقب به كوفى، عنبرى، تميمى و بصرى بود ( ابنابىحاتِم، ج 3، ص 608؛ ابنحِبّان، ج 6، ص 339؛ صيمرى، ص 111). زفر در 110 متولد شد. محل ولادتش در منابع ذكر نشده، اما صَفَدى (ج 27، ص 199) محل تولد او را اصفهان دانستهاست. به گزارش منابع، پدرش هذيلبن قيس، كه به بنىتميم نسب مىبرد، در زمان خلافت يزيدبن وليد اموى (حك : 125ـ126)، حاكم اصفهان بود و تا 128 در اين منصب بود. مادر زفر نيز كنيزى عجم بود (براى نمونه  ابنسعد، ج 6، ص 388؛ ابوالشيخ، ج 1، ص450ـ451؛ صيمرى، ص 112). در منابع گوناگون از سه برادر زفر به نامهاى كوثر، هرثمه و صباح نام برده شدهاست (براى نمونه  ابنسعد، همانجا؛ ابوالشيخ، ج 1، ص 451؛ ابنماكولا، ج 5، ص 158). زفر در كوفه از كسانى چون ابوحنيفه (متوفى 150)، يحيىبن سعيد انصارى، حجاجبن ارطاة، أعمش و اسماعيلبن ابوخالد فقه و حديث فراگرفت ( ابنابىحاتم، ج 3، ص 608ـ609؛ ابنحبّان، همانجا؛ ذهبى، ج 8، ص 39). برپايه منابع حديثى، زفر احاديث متعددى از استادش ابوحنيفه نقل كردهاست (براى نمونه  طبرانى، 1404، ج 4، ص 96، ج 10، ص 42، 174، ج 24، ص360؛ ابونُعَيْم اصفهانى، 1415، ص30، 120، 148، 151، 168، 199، 240، 265). او از كسانى چون ليثبن ابوسليم و يزيدبن ابوزياد نيز حديث روايت كردهاست ( طبرانى، 1415ـ1416، ج 6، ص 133، ج 7، ص 185). او همچنين در حلقه درس عثمان بَتِّى (متوفى ح 140) در بصره حاضر مىشد (ابنحجر عسقلانى، ج 3، ص 503). منابع از وقوع مناظراتى ميان زفر و بعضى از معاصرانش، ازجمله قاضى ابويوسف، گزارش دادهاند (براى نمونه  صيمرى، ص 111؛ ابنحجر عسقلانى، همانجا). به گزارش شرححالنويسان، زفر و ابوحنيفه بسيار به يكديگر علاقهمند بودهاند. اين نكته از سخنان ابوحنيفه در مجلس ازدواج زفر و نيز تكريم ويژه زفر از ابوحنيفه آشكار است. در اين مجلس، ابوحنيفه زفر را پيشوايى از پيشوايان مسلمانان و شخصيتى بزرگ در شرافت، حسب و علم وصف كرد (براى نمونه  طبرى، ص 654؛ ابنعبدالبَرّ، ص 261). زفر هنگامى كه در مباحثه با عثمان بتِّى و ديگران شركت مىجست، ابتدا بهعنوان شخص بىطرف احتجاج مىكرد و سپس پاسخهاى خود را به ابوحنيفه نسبت مىداد (ابنحجر عسقلانى، همانجا). حسانبن ابراهيم كرمانى، اكثمبن محمد، ابونعيم فضلبن دُكَين مُلائى، شَدّادبن حكيم بلخى، حكمبن ايوب، نعمانبن عبدالسلام تَيمى و عبدالوهاببن زياد از زفر حديث نقل كردهاند ( ابنابىحاتم، ج 3، ص 609؛ ابنحبّان؛ ذهبى، همانجاها؛ ابنحجر عسقلانى، ج 3، ص 502). زفر، به نقل منابع، به توصيه ابوحنيفه براى ترويج آراى او به بصره رفت و با درپيشگرفتن شيوهاى خاص در مناظرات خود با عالمان بصرى، در گسترش اين آرا در آنجا مؤثر بود. زفر در بصره عهدهدار منصب قضا هم شد و در 158 در همانجا از دنيا رفت ( ابنعبدالبرّ، ص 335ـ336؛ فخر رازى، ذيل علق: 1ـ2؛ ابنابىالوفا، ج 2، ص 208). به نقل ابنكثير (ج 10، ص 137)، وبا موجب مرگ زودهنگام او شد. نقل شدهاست كه زفر پيش از مرگ براى اموال متعلق به بيوه برادرش كه همسر او شده بود، خالدبن حارث و عبدالوهاببن زياد يا به نقلى ديگر، ابويوسف را وصى خود قرار داد. از زفر فرزندى به نام عثمان باقى ماند كه در 210 درگذشت ( ابنسعد، ج 6، ص 387ـ388، 411؛ صيمرى، همانجا؛ تميمى، ج 3، ص 257). زفر از شاگردان برجسته ابوحنيفه و به تعبير برخى، بزرگترين شاگرد او بود. گفتهاند او در فتاواى خود به قياس بسيار استناد مىكرد و ازاينرو، زفر را پاىبندترين پيرو ابوحنيفه به قياس دانستهاند. اين نكته حتى از قول خود ابوحنيفه هم نقل شدهاست (ابنعبدالبرّ، ص 335؛ قارى، ص 45؛ تميمى، ج 3، ص 254). البته به گفته بعضى از شرححالنگاران، زفر ابتدا از اصحاب حديث بود و سپس به قياس روى آورد. به نقلى ديگر، او در اواخر عمر از كاربرد قياس دست كشيد. شمارى بر آناند كه زفر فقط در موضوعاتى به قياس تمسك مىكرد كه حديثى درباره آنها نبود ( ابوالشيخ، ج 1، ص 451؛ ابونعيم اصفهانى، 1931ـ1934، ج 1، ص 317؛ ابنخلّكان، ج 2، ص 318). رجاليان اهل سنّت درباره ثقهبودن زفر آراى مختلفى دارند. بعضى او را ثقه و كمخطا و درخور اعتماد در روايت حديث شمردهاند ( يحيىبن مَعين، ج 1، ص 365؛ ابنحبّان، ج 6، ص 339). اما بنابر ديدگاهى ديگر، جايگاه او در حديث چندان معتبر نبودهاست و حتى برخى، ازجمله سفيان ثورى*، او را ضعيف مىشمردهاند ( ابنسعد، ج 6، ص 388؛ عقيلى، سفر2، ص 97ـ98). بااينهمه، او را به زهد و ورع و تواضع ستوده و گفتهاند «جامع ميان علم و عمل» و «جامع ميان فقه و عبادت» بود ( ابوالشيخ، ج 1، ص 450؛ ابنخلّكان، همانجا؛ ذهبى، ج 8، ص 39). نام زفر در منابع رجالى شيعه نيز ذكر شدهاست؛ برقى (ص 309) و شيخ طوسى (1420، ص 211) او را غير امامى، اما از اصحاب امامصادق عليهالسلام برشمرده و ديگر رجاليان امامى هم اين قول را بدون اظهارنظر خاصى درباره آن، نقل كردهاند (براى نمونه  ابنداوود حلّى، ص 245ـ246؛ تفرشى، ج 2، ص 259ـ260؛ خويى، ج 8، ص 276). پارهاى منابع آثارى را به زفر نسبت دادهاند، ازجمله كتابالآثار و اثرى ديگر در فروع فقهى، هرچند برخى ديگر كتابالآثار را از ابوحنيفه دانسته و زفر را راوى آن شمردهاند ( ابننديم، ج 2، جزء1، ص 18؛ ابنماكولا، ج 3، ص 39؛ زيلعى، ج 1، مقدمه ايمن صالح شعبان، ص 35؛ بغدادى، ج 1، ستون 373). آراى فقهى زفر افزون بر منابع فقهى اهل سنّت، در شمارى از منابع فقه امامى، بهويژه آثار فقه تطبيقى، مورد توجه قرار گرفته و نقل شدهاست (براى نمونه  علمالهدى، ص 116؛ طوسى، 1407ـ1417، ج 1، ص 82، 149، 217، 486 و جاهاى ديگر). ازجمله آراى خاص اوست: واجبنبودن شستن آرنج در وضو؛ صحت روزه ماه رمضان بدون نيت؛ منتقلنشدن حق از ذمّه مُحيل به مُحالٌعليه در عقد حواله و سهسالبودن دوره رضاع* ( سمرقندى، ج 1، ص 9، ج 2، ص 237؛ كاسانى، ج 2، ص 83، ج 6، ص 17).


منابع : ابنابىالوفا، الجواهر المضية فى طبقات الحنفية، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، بيروت 1413/1993؛ ابنابىحاتِم، كتاب الجرح و التعديل، حيدرآباد، دكن 1371ـ1373/1952ـ1953، چاپ افست بيروت ]بىتا.[؛ ابنحِبّان، كتاب الثقات، حيدرآباد، دكن 1393ـ1403/ 1973ـ1983، چاپ افست بيروت ]بىتا.[؛ ابنحجر عسقلانى، لسان الميزان، چاپ عبدالفتاح ابوغده، بيروت 1423/2002؛ ابنخلّكان؛ ابنداوود حلّى، كتابالرجال، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف 1392/1972، چاپ افست قم ]بىتا.[؛ ابنسعد؛ ابنعبدالبَرّ، الانتقاء فى فضائل الائمة الثلاثة الفقهاء: مالكبن انس الاصبحى المدنى و محمدبن ادريس الشافعى المطلبى و ابىحنيفة النعمانبن ثابت الكوفى، چاپ عبدالفتاح ابوغُدّه، حلب 1417/1997؛ ابنكثير، البداية و النهاية، چاپ على شيرى، بيروت 1408/1988؛ ابنماكولا، الاكمال فى رفع الارتياب عن المؤتلف و المختلف من الاسماء و الكنى و الانساب، چاپ عبدالرحمانبن يحيى معلمى يمانى، حيدرآباد، دكن 1381ـ1406/ 1962ـ1986؛ ابننديم؛ عبداللّهبن محمد ابوالشيخ، طبقات المحدثين باصبهان و الواردين عليها، چاپ عبدالغفور عبدالحق حسين بلوشى، ج 1، بيروت 1407/1987؛ ابونُعَيْم اصفهانى، كتاب ذكر اخبار اصبهان، چاپ سون ددرينگ، ليدن 1931ـ1934، چاپ افست تهران ]بىتا.[؛ همو، مسند الامام ابىحنيفة (رحمةاللّه)، چاپ نظر محمد فاريابى، رياض 1415/1994؛ احمدبن محمد برقى، كتاب الطبقات، چاپ ثامر كاظم خفاجى، قم 1386ش؛ اسماعيل بغدادى، هديةالعارفين، ج 1، در حاجى خليفه، ج 5؛ مصطفىبن حسين تفرشى، نقدالرجال، قم 1418؛ تقىالدينبن عبدالقادر تميمى، الطبقات السنية فى تراجم الحنفية، ج 3، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، رياض 1403/ 1983؛ خويى؛ ذهبى؛ عبداللّهبن يوسف زيلعى، نصبالراية: تخريج احاديث الهداية، چاپ ايمن صالح شعبان، قاهره 1415/1995؛ محمدبن احمد سمرقندى، تحفةالفقهاء، بيروت 1414/1994؛ صَفَدى؛ حسينبن على صيمرى، اخبار ابىحنيفة و اصحابه، بيروت 1405/1985؛ سليمانبن احمد طبرانى، المعجم الاوسط، چاپ ابومعاذ طارقبن عوض اللّه، ]قاهره [1415ـ1416؛ همو، المعجم الكبير، چاپ حمدى عبدالمجيد سلفى، چاپ افست بيروت 1404ـ?ـ140؛ محمدبن جرير طبرى، المنتخب من كتاب ذيل المذيل من تاريخ الصحابة و التابعين، در ذيول تاريخ الطبرى، چاپ محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره : دارالمعارف، ] 1977[؛ محمدبن حسن طوسى، رجال الطوسى، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم 1420؛ همو، كتاب الخلاف، چاپ محمدمهدى نجف، جواد شهرستانى، و على خراسانى كاظمى، قم 1407ـ1417؛ محمدبن عمرو عقيلى، كتاب الضعفاء الكبير، چاپ عبدالمعطى امين قلعجى، بيروت 1418/1998؛ علىبن حسين علمالهدى، مسائلالناصريات، تهران 1417/1997؛ محمدبن عمر فخر رازى، التفسير الكبير، قاهره ]بىتا.[، چاپ افست تهران ]بىتا.[؛ علىبن سلطان محمد قارى، شرح مسند ابىحنيفة، بيروت: دارالكتب العلمية، ]بىتا.[؛ ابوبكربن مسعود كاسانى، كتاب بدائعالصنائع فى ترتيب الشرائع، بيروت 1402/1982؛ يحيىبن مَعين، تاريخ يحيىبن معين، رواية عباسبن محمدبن حاتم دورى، چاپ عبداللّه احمد حسن، بيروت ]بىتا.[.


/ مصطفى غنچه /

نظر شما
مولفان
مصطفی غنچه ,
گروه
فقه وحقوق ,
رده موضوعی
جلد 21
تاریخ 95
وضعیت چاپ
  • چاپ شده