زغنوس پاشا

معرف

سردار سپاه عثمانى و وزير محمد فاتح* در قرن نهم.
متن

 زَغَنوسپاشا، سردار سپاه عثمانى و وزير محمد فاتح* در قرن نهم. زغنوس ظاهرآ از دوشيرمه*هاى مسلمان و تركشده با اصالت رومى، يونانى يا آلبانيايى بودهاست ( خيراللّهافندى، ج 7، ص 78؛ اينالجق[1] ، 1995، ص 86، پانويس 75؛ د.اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه)، اما موضوع تركتباربودن وى نيز كاملا منتفى نيست ( دانشمند[2] ، ج 1، ص 239؛ ارن[3] ، ص 17ـ20). زغنوس در خردسالى وارد مكتب اندرون در دربار عثمانى شد و بهسرعت ترقى كرد. او پس از مدتى خدمت در مقام خزانهدارى، در 843/ 1439 والى آلبانى شد (اينالجق، 1995، ص 86؛ ارن، ص 18ـ19، 21). زغنوسپاشا در دورهاى كه محمد دوم (بعدآ محمد فاتح، حك : 848 و 855ـ886) در فاصله بين نخستين دوره يكساله سلطنتش و سال جلوس دوبارهاش حاكم مغنيسا/ مانسيا بود، اتابكى وى را برعهده داشت (طورسونبيگ، ص 36؛ نيز  دانشمند، همانجا) و گويا از همان ابتدا انديشه فتح قسطنطنيه (استانبول) را به سلطانمحمد تلقين مىكرد ( ارن، ص 22). بنابر آنچه كاشفى[4] در اثر منظومش، غزانامه روم (تأليف 860؛ ص 17، 57) آورده، زغنوسپاشا در اثناى جنگ وارنه[5] در 848، وزير محمد دوم بودهاست. كاشفى هنگام ذكر نام چهار تن از وزراى محمد دوم نيز نخست نام زغنوسپاشا را آوردهاست. ازدواج زغنوسپاشا با فاطمهسلطان، دختر مراد دوم، نفوذ وى در دولت عثمانى را افزايش داد تا جايى كه حتى آشكارا با سياستهاى وزير اعظم، خليلپاشا چَنْدَرلى*، مخالفت مىكرد (ارن، ص 21). زغنوسپاشا در دوره اول سلطنت محمد دوم، نفوذ زيادى بر سلطان داشت (خيراللّهافندى، همانجا؛ نيز  اينالجق، 1973، ص20) و به همين علت نيز خليلپاشا درصدد برآمد زمينه بازگشت مراد دوم به قدرت را فراهم آورد (طورسونبيگ، ص 34ـ35؛ خيراللّهافندى، ج 7، ص 78ـ79). با روى كارآمدن دوباره مراد دوم در 849، زغنوسپاشا نيز از وزارت عزل گرديد (سعدالدينافندى، ج 1، ص 387) و در پى جلوس مجدد محمد دوم، زغنوسپاشا بار ديگر به وزارت رسيد. در اين دوره، محمد دوم با خديجهخاتون، دختر زغنوسپاشا، ازدواج كرد (رانسيمان[6] ، ص 58، 61؛ بابينگر[7] ، ص 86؛ ارن، ص 28). زغنوسپاشا برخلاف خليلپاشا و برخى اركان دولت، كه مىكوشيدند محمد دوم را از فتح قسطنطنيه بازدارند (بدليسى، گ 704؛ طورسونبيگ، ص40)، سلطان را به اين كار ترغيب مىكرد (رانسيمان، ص 73؛ اينالجق، 1973، ص 97). او براى رسيدن به اين هدف، از كسانى بود كه براى جلوگيرى از مداخله نيروهاى دريايى اروپايى در دفاع از قسطنطنيه، به بناى رومايلى حصارى*/ روملىحصارى در 856 همت گماشت (ابنكمال[8] ، دفتر7، ص 34؛ نيز  خيراللّهافندى، ج 8، ص 58ـ59). در محاصره قسطنطنيه كه تعدادى از اركان دولت بهويژه خليلپاشا، براى برداشتن محاصره به محمد دوم فشار مىآوردند، زغنوسپاشا از مخالفان مصالحه با روم شرقى بود (بدليسى، گ 722؛ سعدالدينافندى، ج 1، ص 423). زغنوسپاشا در جريان محاصره و فتح قسطنطنيه، پس از خليلپاشا، دومين فرمانده سپاه عثمانى بود. او نزد سلطان اعتبار بيشترى داشت (ارن، ص 24) و در فتح قسطنطنيه بسيار تأثيرگذار بود ( خيراللّهافندى، ج 8، ص 68، 85؛ كريتوولوس[9] ، ص 47ـ48، 75، 79، 84؛ نيز  رانسيمان، ص 94، 110ـ111، 118، 125، 128، 136). با فتح قسطنطنيه در 857 (خيراللّهافندى، ج 8، ص 64، 67)، جايگاه زغنوسپاشا تحكيم يافت (اينالجق، 1995، ص 132، 134)، تاجايىكه در تسخير حصار غلطه/ گالاتا[10] ( خيراللّهافندى، ج 8، ص 85ـ86؛ كريتوولوس، ص 47ـ48)، اماننامه دادهشده به ساكنان مسيحى آنجا را، او از طرف سلطان عثمانى امضا كرد ( هوجى، ص 52). درباره وزيراعظمشدن زغنوسپاشا اختلافنظر وجود دارد. برخى بر اين باورند كه در چهلمين روز فتح قسطنطنيه و پس از عزل و اعدام خليلپاشا چندرلى در 857، زغنوسپاشا بهجاى وى وزيراعظم شد ( ابنكمال، دفتر7، ص90ـ94؛ د.اسلام، ذيل مادّه و «محمد دوم»؛ براى تحقيق جامع در اين زمينه  اينالجق، 1960، ص 413ـ414) و حتى سه سال در اين مقام باقى ماند (فريلى[11] ، ص 48، 50، 55). گفته شدهاست كه زغنوسپاشا در ازبينرفتن نفوذ هشتادساله خاندان چندرلى در حكومت عثمانى بسيار مؤثر بودهاست ( ابنكمال، دفتر7، مقدمه توران، ص LXXI). بنابر نظر ديگر، با اينكه انتظار مىرفت پس از خليلپاشا، زغنوسپاشا كه وزير ثانى (مقام بعد از وزيراعظم) بود ( اينالجق، 1995، ص 134ـ135)، جانشين وى شود، احتمالا بهعلت مخالفت ينىچريان اين امر تحقق نيافت و محمودپاشا (بيگلربيگى آناطولى) بهصدارت رسيد ( اينالجق، 1960، ص 414؛ ارن، ص 23ـ24؛ نيز  خيراللّهافندى، ج 8، ص 76؛ عثمانزاده احمد تائب، ص 9). برخى نيز بر اين باورند كه زغنوسپاشا پس از خليلپاشا مدت بسيار كوتاهى به مقام وزير اعظمى منصوب شده بود ( ابنكمال، همانجا؛ نيز  اينالجق، 1995، ص 135؛ ارن، ص 35)، اما با مخالفت ينىچريان و احتمال شورش آنها، بنابر مصلحتانديشى خود زغنوسپاشا، سلطان وى را عزل و به باليكسير*[12] تبعيد كرد (ارن، ص 23؛ اينالجق، همانجا). در اين بين، كريتوولوس (ص 92) نيز گفتهاست كه اسحاقپاشا جانشين خليلپاشا شد (نيز  اينالجق، 1960، ص 413). بههرحال، مسلّم اين است كه زغنوسپاشا در 859 (يا 860)، در جريان لشكركشى ناموفق محمد فاتح به بلگراد، وزيراعظم بود (ابنكمال، دفتر7، ص 121، مقدمه توران، ص LXXـ LXXI؛ نيز  اروجبيگبن سلطان علىبيگ، ص 72، 124؛ خيراللّهافندى، ج 8، ص 101) و درپى عزل و تبعيدش ( ادامه مقاله)، بنابر آنچه در منشأت تاجىزاده[13] (ص 54) آمده، محمودپاشا در 860 بهصدارت رسيد (نيز  اوزونچارشيلى[14] ، ج 2، ص 531). پس از لشكركشى مذكور، زغنوسپاشا والى تسالى*[15] و موره*[16] و در 861 والى گليبولى* شد و در 863 به مقام درياسالارى تعيين گرديد ( خيراللّهافندى، ج 8، ص 103؛ نيز  بابينگر، ص 172ـ173؛ ارن، ص 24). او در 864، بار ديگر والى تسالى و موره شد (خيراللّهافندى، ج 8، ص 103ـ105، 117؛ نيز  ستن[17] ، ج 2، ص220ـ221؛ اوزونچارشيلى، ج 2، ص25). زغنوسپاشا همچنين در جريان لشكركشى به طرابوزان در 865، در رأس نيروى دريايى قرار گرفت (ارن، ص 36). زمان درگذشت زغنوسپاشا بهدرستى مشخص نيست، اما احتمالا در اواخر 865 يا اوايل 866 در باليكسير ازدنيا رفت و همانجا بهخاك سپرده شد (ثريا، ج 2، ص 426؛ نيز  ارن، ص 36؛ قس د.اسلام، ذيل مادّه، كه درگذشت زغنوسپاشا را در 868 برآورد كردهاست). از زغنوسپاشا در باليكسير موقوفههايى مانند جامع، حمام و چشمه (بناهاى آب خيراتى) برجا ماندهاست ( عاشق پاشازاده، ص 191؛ نيز  د.ترك، ذيل Zag§anos-Zag§anoz" Paía, "Mehmed؛ براى وقفنامه زغنوسپاشا و موقوفههاى وى  بركى[18] ، ص 36ـ38؛ ارن، ص 83ـ96). امروزه در طرابوزان پل، محلّه و درّهاى به نام زغنوس موجود است (طرابزونلى، ج 1، ص 62؛ ارن، ص 36).


منابع : اروجبيگبن سلطان علىبيگ، تواريخ آلعثمان، چاپ بابينگر، هانوور 1925؛ ادريس بدليسى، هشت بهشت، نسخه خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى، ش 8762؛ محمد ثريا، سجل عثمانى، استانبول 1308ـ1315/ 1890ـ1897، چاپ افست انگلستان 1971؛ خيرالدينافندى، دولت عليه عثمانيه تاريخى، ج 6ـ10، ]استانبول، بىتا.[؛ محمدبن حسنجان سعدالدينافندى، تاجالتواريخ، ]استانبول[ 1279ـ1280؛ طرابزونلى شاكر شوكت، طرابزون تاريخى، ج 1، ]بىجا: بىنا.، بىتا.[؛ عاشقپاشازاده درويشاحمد، عاشق پاشازاده تاريخى، چاپ عالىبيگ، استانبول 1332، چاپ افست وستميد، انگلستان 1970؛ عثمانزاده احمد تائب، حديقةالوزرا، استانبول 1271، چاپ افست فرايبورگ 1969؛ كريتوولوس، تاريخ سلطان محمدخان ثانى، ترجمه قاروليدى، استانبول 1328؛ ى.ا. هوجى، «غلطهنك عثمانلولره تسليمى»، تاريخ عثمانى انجمنى مجموعهسى، ش 25 (نيسان 1330)؛


Franz Babinger, Mehmed the conqueror and his time, ed. William C. Hickman, translated from the German by Ralph Manheim, Princeton, N. J. 1978; Ali Hikmet Berki, "èIslam’da vakâf: Zag§ anus Paía ve zevcesi Nefise Hatun vakfâyeleri", Vakiflar dergisi, no.4 (1958); Iè smail Hami Daniímend, Iè zahli Osmanli tarihi kronolojisi, èIstanbul 1971-1972; EI2, s.vv. "Me¤ hemmed II" (by Halâl èInalcâk), "Za_g_h_anos Pa_sh_a" (by A. Savvides); Muharrem Eren, Za§gnos Paía, Balâkesir 1994; John Freely, The grand Turk:SultanMehmet II-conqueror of Constantinople, master of an empire and lord of two seas, London 2009; Iè bn Kemal, Tevârih-i âl-i Osman, defter7, ed. ìerafettin Turan, Ankara 1991; Halil Iè nalcâk, Fatih devri üzerinde tetkikler ve vesikalar I, Ankara 1995; idem, "Mehmed the conqueror (1432-1481) and his time", Speculum, vol. 35, no. 3 (July 1960); idem, The Ottoman Empire: the classical age 1300-1600, tr. Norman Itzkowitz and Colin Imber, London [1973]; íifî, íifî’nin Gazânâme-i Rûm adli Farsça eseri ve Türkçe’ye tercüme ve tahlili, ed. M. Ebrahim M. Esmail, Yüksek lisans tezi, Mimar Sinan Güzel Sanatlar Üniversitesi, 2005; Steven Runciman, The fall of Constantinople 1453, Cambridgte 2012; Kenneth Meyer Setton, The papacy and the levant: 1204- 1571,Philadelphia 1976-1984;Tâci-zâdeSa’dîÇelebi, TâcizâdeSa’dî Çelebi Müníeâti, ed. Nacâti Lugal and Adnan Erzi, Iè stanbul 1956; TA , s.v. "Mehmed Paía, Zag§ anos- Zag§ anoz" (by Iè smail Parlatâr); Tursun Bey, Târîh-i Ebü’l-feth, ed. A. Mertol Tulum, Iè stanbul 1977; Iè smail Hakkâ Uzunçaríâlâ, Osmanli tarihi, vol. 2, Ankara 1998.


/ صفيه خديو /


1. Iè nalcâk 2. Daniímend 3. Eren 4. Kâíifî 5. Varna 6. Runciman 7. Babinger 8. Iè bn Kemal 9. Kritovoulos 10. Galata 11. Freely 12. Balâkesir 13. Tâci-zâde 14. Uzunçaríâlâ 15. Thessaly 16. Mora 17. Setton 18. Berki

نظر شما
مولفان
صفیه خدیو ,
گروه
آسیای صغیر و بالکان ,
رده موضوعی
جلد 21
تاریخ 95
وضعیت چاپ
  • چاپ شده