زرنوجی

معرف

عالم حنفى اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم در ماوراءالنهر، مؤلف كتاب تعليم‌المتعلّم فى طريق‌التعلّم.
متن

زَرنوجى، برهانالدين، عالم حنفى اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم در ماوراءالنهر، مؤلف كتاب تعليمالمتعلّم فى طريقالتعلّم. نام زَرنوجى در منابع به گونههاى مختلفى همچون برهانالدين حمزةبن عباس، برهانالدين ابراهيم زرنوجى حنفى، برهانالدين زَرنوجى حنفى، برهانالدينالاسلام الذرطونجى و الزرنوخى ضبط شدهاست (براى نمونه حمارنه، ص ۱۰؛ بغدادى، ج ۱، ستون ۱۳؛ آلوارت[۱] ، ج ۱، ص ۴۴؛ دانشپژوه و منزوى، بخش ۳، ص ۱۶). بعضى منابع نيز لقب او را برهانالاسلام گفتهاند ( قُرَشى، ج ۴، ص ۳۶۴؛ لكهنوى، ص ۵۴؛ يوسف اليان سركيس، ج ۱، ستون ۹۶۹). زَرنوجى منسوب به زَرنوج يا زَرنوق، شهرى در ماوراءالنهر بعد از خُجند و از نواحى تركستان، است (ياقوت حَمَوى، ذيل «زَرنوج»؛ قرشى، ج ۳، ص ۵۵۷). از تاريخ تولد و محل زندگى او اطلاع چندانى در دست نيست. آنچه از زندگى او مىدانيم، اطلاعات اندكى است كه در تراجم و كتاب تعليمالمتعلّم او ذكر شدهاست. بهگفته محمد داغ و حِفظ رحمان رشيد (ص ۹۶) او اهل بخارا بودهاست. قرشى (متوفى ۷۷۵؛ ج ۴، ص ۲۱۹) او را از طبقه نعمانبن ابراهيم زَرنوجى (متوفى ۶۴۰) بهشمار آورده و آلوارت (همانجا)، به نقل از كفوى، زرنوجى را در طبقه دوازدهم از طبقات حنفيه دانستهاست. مشهورترين استاد زرنوجى برهانالدين ابوالحسن علىبن ابىبكر عبدالجليل فَرغانى مَرغينانى* (متوفى ۵۹۳) مؤلف الهداية است (قرشى، ج ۲، ص ۶۲۹؛ لكهنوى، ص ۱۴۲). زرنوجى فقه را نزد او آموخت (واندايك[۲] ، ص۱۹۰) و بهسبب ملازمت با او، در بيشتر منابع به «تلميذ صاحب هداية» شهرت يافتهاست (براى نمونه قرشى؛ لكهنوى؛ يوسف اليان سركيس، همانجاها). زرنوجى (ص ۵۶ـ۵۷، ۹۶) علاوه بر برهانالدين مرغينانى از فخرالدين قاضىخان* (متوفى ۵۹۲) و سديدالدين شيرازى (متوفى ۴۷۶) بهعنوان استادان خود نام مىبرد. اما با توجه به سال وفات سديدالدين شيرازى او را نمىتوان استاد بىواسطه زرنوجى بهشمار آورد. او (ص ۳۹، ۷۳، ۷۶، ۱۱۰، ۱۱۵) همچنين از مجالس علماى بزرگ زمان خود همچون محمدبن ابىبكر معروف به امام خواهرزاده (متوفى ۵۷۳)، حمّادبن ابراهيمبن اسماعيل صفار انصارى (متوفى ۵۷۶)، رضىالدين نيشابورى* (متوفى ۵۹۸)، ركنالاسلام اديب مختار (متوفى ۵۹۴) و ظهيرالدين مَرغينانى (متوفى حـ ۶۰۰) بهره برده و اشعار و اقوالى از آنها نقل كردهاست. در تاريخ وفات زرنوجى اختلاف هست. بعضى منابع مرگ او را در ۵۹۱ گزارش كردهاند ( اهوانى، ص ۲۳۹؛ دانشپژوه و منزوى، همانجا). به گزارش كحّاله (ج ۳، ص ۴۳) او تا قبل از ۵۹۳ زنده بودهاست. اما بغدادى (ج ۱، ستون ۱۴) وفات زرنوجى را در حدود ۶۱۰ گزارش مىكند. آلوارت (همانجا) نيز با استناد به رده زرنوجى در ميان طبقات حنفى و سال تأليف كتاب تعليمالمتعلّم (۵۹۳)، وفات او را در حدود ۶۲۰ مىداند. با توجه به نقلقولهاى زرنوجى (ص ۷۶) از ظهيرالدين مرغينانى سال وفات زرنوجى بعد از ۶۰۰ بودهاست. يگانه اثر زرنوجى، تعليمالمتعلّم فى طريقالتعلّم، به زبان عربى است. عنوان كتاب او بهصورتهاى مختلفى در منابع ضبط شدهاست؛ تعليمالمتعلّم طريقالتعلّم (← حاجىخليفه، ج ۱، ستون ۴۲۵؛ حمارنه، ص۱۰)، تعليمالمتعلّم و ارشادالمعلّم، تعليمالمتعلّم فى طريقالتعلّم (آلوارت، همانجا)، تعليمالمتعلّم لتعلّم طريقالعلم (يوسف اليان سركيس، همانجا؛ بروكلمان[۳] ، ج ۱، ص ۶۰۶؛ كحّاله، همانجا)، تعليمالمتعلّم (صدرايى خويى، ج ۳۷، ص ۵۷۳؛ دانشپژوه و منزوى، همانجا) و آداب المتعلّمين (دانشپژوه و منزوى، همانجا). هدف زرنوجى از نگارش اين كتاب، آموزش شيوه درست يادگيرى است ــبر مبناى آنچه در كتب ديده و از استادان خود شنيدهاست ــ به كسانى كه درپى علمآموزى مىروند ولى به نتيجه مطلوب نمىرسند. به همين دليل، اين كتاب را تعليمالمتعلّم فى طريقالتعلّم ناميدهاست (زرنوجى، ص ۲۱). تاريخ تأليف تعليمالمتعلّم در حدود ۶۰۰ است (بروكلمان، همانجا). اين كتاب چندى بعد، محبوبيت فراوان يافت و در سطح وسيعى خوانده مىشد (بركى[۴] ، ص ۳۸؛ روزنتال[۵] ، ص ۲۹۵)، تا جايى كه به گزارش قرشى (ج ۴، ص ۳۶۵)، اين كتاب نفيس و مفيد، در شهر او ناياب شده بود. تعليمالمتعلّم كتابى است كمحجم، با نثرى ساده و روان در باب آداب علمآموزى. زرنوجى در آن آراى تربيتى خود را در سيزده فصل تنظيم كردهاست. او از هر مطلب آموزندهاى بهره گرفتهاست، ازاينرو، نقلقولهاى فراوانى از احاديث نبوى و بعضى امامان شيعه، سخن بزرگان حنفى و اشعار عربى و فارسى در كتاب او ديده مىشود (براى نمونه ← ص ۴۷، ۵۱، ۵۶). ارتباط ميان خانه و مدرسه، يا رابطه سهگانه معلم، شاگرد و والدين از اصول مهم زرنوجى در امر يادگيرى است ( زرنوجى، ص ۶۸؛ نيز ← شَلَبى، ص ۱۷۵). از نظر او (ص ۴۶) متعلّم در انتخاب استاد بايد دقت كند و كسى را به استادى برگزيند كه خصوصيات لازم را داشته باشد. زرنوجى (ص ۸۴ـ۸۶، ۹۵، ۱۲۷ـ۱۳۰) به تكرار و حفظ مطالب در يادگيرى اهميت مىدهد و آفت فهم را سادهانگارى مىداند و عوامل جسمانى مؤثر بر حافظه را برمىشمرد (نيز ← محمد داغ و حفظ رحمان رشيد، ص ۳۷۵؛ براى آگاهى از آراى تربيتى زَرنوجى ← فقيهى، ص ۱۱۹ـ۱۲۳). تعليمالمتعلّم همانند كتابهاى ديگرى همچون آداب المتعلمين ابنسحنون (متوفى ۲۵۶) و الرسالةالمفصلة لاحوال المتعلّمين و احكام المعلّمين و المتعلّمين ابوالحسن قابسى (متوفى ۴۰۳) از منظر دينى به مسائل مربوط به تعليم و تربيت مىنگرند ( روزنتال، ص ۲۹۰، ۲۹۶؛ عبداللّه عبدالدائم، ص ۲۲۹ـ۲۶۱؛ عطايىنظرى، ص ۱۶۳ـ۱۸۸؛ براى بررسى رويكردهاى دينى در تعليم و تربيت ← تعليم و تربيت*، بخش آرا و رويكردهاى تعليم و تربيت). بعضى بر اين عقيدهاند كه زرنوجى در اين كتاب گرايشهاى صوفيانه دارد و آراى تربيتىاش را با معارف صوفيه درآميخته است (← اهوانى، ص ۲۳۹؛ محمد داغ و حفظ رحمان رشيد، ص ۹۷؛ زرنوجى، مقدمه مصطفى عاشور، ص ۱۴). درباره جايگاه و اهميت اين كتاب در تاريخ تعليم و تربيت اسلامى عقايد متفاوتى وجود دارد. محمد داغ و حفظ رحمان رشيد (ص ۲۲) دوران درخشان تاريخ تعليم و تربيت اسلامى را حاصل كوشش اخوانالصفا، غزالى، زرنوجى و ابنخلدون مىدانند. ابراهيم سلامه كتاب قابسى و زرنوجى را از مهمترين كتب تربيتى دانسته و بر اين باور است كه در زمان حاضر نيز آراى آنها مبناى علوم تربيتى است ( اهوانى، ص ۴۴). مصطفى عاشور (زرنوجى، مقدمه، ص ۵) اين كتاب را الگوى مناسبى در برابر نظريههاى ناموفق غربى دانستهاست. در مقابل، از نظر اهوانى (ص ۲۳۹ـ۲۴۰) كتاب زرنوجى نهتنها به لحاظ تربيتى مؤثر نبوده بلكه اثر تخريبى داشته و سبب ترويج روحيه بىتفاوتى، كسالت و بىاعتمادى به نفس در ميان مسلمانان شدهاست. بهنظر او شهرت اين كتاب بهسبب كمبود تأليفات تربيتى نزد مسلمانان بودهاست. شلبى (ص ۱۷) كتاب زرنوجى را ازجمله آثارى در آداب تعليم و تربيت مىداند كه در عصر حاضر ناكارآمد است. اما به نظر روزنتال (ص ۲۹۶) تعليم المتعلّم باوجود حجم اندكش، دستكم جايگاه علم و عمل در جامعه اسلامى زمان خود را بهخوبى نشان مىدهد. تعليم المتعلّم اول بار در ۱۷۰۹ به كوشش ه . ريلندوس[۶] در آلمان منتشر شد (يوسف اليان سركيس، ج ۱، ستون ۹۶۹). عبدالمجيدبن نصوحبن اسرائيل آن را با عنوان ارشادالطالبين فى تعلّم المتعلّمين به تركى ترجمه كرد و اسماعيلبن ابراهيم، از علماى قرن دهم، در ۹۹۶ شرحى مزجى از اين كتاب براى سلطانمرادخان سوم (حك : ۹۸۲ـ۱۰۰۳)، نوشت (حاجىخليفه، ج ۱، ستون ۴۲۵) و عثمانبن سند بصرى (متوفى ۱۲۴۲)، تفهيمالمتفهم را در شرح تعليمالمتعلم تأليف كرد (زِرِكلى، ج ۴، ص ۲۰۶). نسخهها، ترجمهها و چاپهاى متعددى از اين كتاب موجود است (← يوسف اليان سركيس، همانجا؛ بروكلمان، ج ۱، ص ۶۰۶، >ذيل<، ج ۱، ص ۸۳۷؛ درايتى، ج ۳، ص ۷۵ـ۷۶). بعضى منابع نگارش كتابى بهنام آدابالمتعلّمين را ــكه بهنظر مىرسد گزيدهاى از تعليمالمتعلّم زرنوجى است ــ به خواجهنصيرالدين طوسى* (متوفى ۶۷۲) نسبت دادهاند ( مجلسى، ج ۱، ص ۴۲؛ خوانسارى، ج ۶، ص ۳۰۴؛ كتاب آدابالمتعلمين، مقدمه يحيى خشّاب، ص ۲۶۹)، اما در صحت انتساب اين كتاب به نصيرالدين طوسى ترديدهاى فراوانى وجود دارد (براى نمونه ← آقابزرگ طهرانى، ج ۱، ص ۲۶ـ۲۷؛ دانشپژوه، ص ۴۲۷ـ۴۲۹؛ جهانبخش، ص ۱۷۹ـ۱۹۰). طبق تحقيق دانشپژوه (ص ۴۲۸)، بعضى با حذف بيشتر اقوال و اشعار از متن زرنوجى آن را در دوازده فصل تلخيص كردهاند كه اين گزيده به نصيرالدين طوسى منسوب شدهاست، اما گزيده اين اثر را نيز به خواجهنصير نمىتوان نسبت داد، زيرا مطالبى در گزيده كتاب هست كه با افكار او ناسازگار است ملاحظاتى درباره رساله آدابالمتعلمين و مؤلف آن»، ص ۱۸۹). آدابالمتعلّمين سالها در مدارس علميه ايران درسنامه بودهاست (دانشپژوه، ص ۴۲۷)، ازاينرو، چاپهاى فراوانى از آن موجود است (براى اطلاع از نسخهها، چاپها و ترجمههاى آدابالمتعلمين ← درايتى، ج ۱، ص ۴۸ـ۵۲؛ اشكشيرين و رحمانى، ص ۱۰۳ـ۱۰۴).


منابع : آقابزرگ طهرانى؛ ابراهيم اشكشيرين و حسن رحمانى، «كتابشناسى خواجهنصيرالدين طوسى»، در دانشمند طوس: مجموعه مقالات گردهمايى علم و فلسفه در آثار خواجهنصيرالدين طوسى (۱۹ـ ۱۶ اسفند ۱۳۷۵)، بهكوشش نصراللّه پورجوادى و ژيوا وسل، تهران: انجمن ايرانشناسى فرانسه در ايران، ۱۳۷۹ش؛ احمد فؤاد اهوانى، التربية فى الاسلام، او، التعليم فى رأى القابسى، قاهره ۱۹۵۵؛ اسماعيل بغدادى، هديةالعارفين، ج ۱، در حاجىخليفه، ج ۵؛ جويا جهانبخش، «درنگى ديگر در انتساب آداب المتعلمين به استاذ البشر»، اخلاق، ش ۱ (پاييز ۱۳۸۴)؛ حاجىخليفه؛ سامى خلف حمارنه، فهرس مخطوطات دارالكتب الظاهرية : الطب والصيدلة، چاپ اسماء حمصى، دمشق ۱۳۸۹/ ۱۹۶۹؛ خوانسارى؛ محمدتقى دانشپژوه، «مؤلف آداب المتعلمين»، راهنماى كتاب، سال ۱۹، ش ۴ـ۶ (تير ـ شهريور ۱۳۵۵)؛ محمدتقى دانشپژوه و علىنقى منزوى، فهرست كتابخانه سپهسالار، بخش ۳، تهران ۱۳۴۰ش؛ مصطفى درايتى، فهرستواره دستنوشتهاى ايران (دنا)، تهران ۱۳۸۹ش؛ خيرالدين زِرِكْلى، الاعلام، بيروت ۱۹۸۰؛ برهانالدين زَرنوجى، تعليم المتعلّم طريق التعلّم، چاپ مصطفى عاشور، قاهره ?]۱۴۰۶/ ۱۹۸۶[؛ احمد شَلَبى، تاريخ التربية الاسلامية، قاهره ۱۹۶۰؛ على صدرايىخويى، فهرست نسخههاىخطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى، ج۳۷، قم۱۳۷۷ش؛ عبداللّه عبدالدائم، التربية عبر التاريخ من العصور القديمة حتى اوائل القرن العشرين، بيروت ۱۹۸۷؛ حميد عطايى نظرى، «نگاهى اجمالى بر 'آداب المتعلّمين،ها و جايگاه آن در نظام اخلاقى حوزه»، اخلاق، ش ۲۱ (پاييز ۱۳۸۹)؛ علىنقى فقيهى، «تعليم المتعلّم طريق التعلّم و آراء تربيتى برهانالدين زرنوجى»، معارف، دوره ۱۳، ش ۳ (آذر ـ اسفند ۱۳۷۵)؛ عبدالقادربن محمد قُرَشى، الجواهر المضية فى طبقاتالحنفية، چاپ عبدالفتاح محمد حلو، بيروت ۱۴۱۳/۱۹۹۳؛ كتاب آدابالمتعلمين ]منسوب به [محمدبن محمد نصيرالدين طوسى، چاپ يحيى خشّاب، در مجلة معهد المخطوطات العربية، ج ۳، ش ۲ (ربيعالآخر ۱۳۷۷)؛ عمررضا كحّاله، معجمالمؤلفين، دمشق ۱۹۵۷ـ۱۹۶۱، چاپ افست بيروت ]بىتا.[؛ عبدالحى لكهنوى، الفوائد البهية فى تراجم الحنفية، كراچى ۱۳۹۳؛ مجلسى؛ محمد داغ و حِفظ رحمان رشيد، تاريخ تعليم و تربيت در اسلام : قرن ۱ـ۶ هجرى، ترجمه علىاصغر كوشافر، تبريز ۱۳۷۴ش؛ «ملاحظاتى درباره رساله آدابالمتعلمين و مؤلف آن»، ترجمه بدرالدين كتابى، نامه فرهنگ، سال ۷، ش ۴ (زمستان ۱۳۷۶)؛ ادوارد واندايك، كتاب اكتفاءالقنوع بما هو مطبوع، چاپ محمدعلى ببلاوى، مصر ۱۳۱۳/۱۸۹۶، چاپ افست قم ۱۴۰۹؛ ياقوت حَمَوى؛ يوسف اليان سركيس، معجمالمطبوعات العربية و المعربة، قاهره ۱۳۴۶/۱۹۲۸، چاپ افست قم ۱۴۱۰؛


W. Ahlwardt, Verzeichniss der arabischen Handschriften der Königlichen Bibliothek zu Berlin, Berlin ۱۸۸۷- ۱۸۹۹; Jonathan Poter Berkey, The transmission of knowledge in medieval Cairo: a social history of Islamic education, Princeton, N.J. ۱۹۹۲; Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Lieden ۱۹۴۳-۱۹۴۹, Supplementband, ۱۹۳۷-۱۹۴۲; Franz Rosenthal, Knowledge triumphant: the concept of knowledge in medieval Islam, Leiden ۱۹۷۰.


/ زهرا قزلباش و مليحه احسانىنيك /


۱. Ahlwardt ۲. Edward Van Dyck ۳. Brockelmann ۴. Berkey ۵. Rosenthal ۶. H. Ralandus

نظر شما
مولفان
زهرا قزلباش و ملیحه احسانی نیک ,
گروه
فلسفه ,
رده موضوعی
جلد 21
تاریخ 95
وضعیت چاپ
  • چاپ شده