زرند

معرف

مركز شهرستان زرند در استان كرمان.
متن

زَرَند، مركز شهرستان زرند در استان كرمان. شهر زرند در حدود هشتاد كيلومترى شمالغربى شهر كرمان و در مسير كرمان ـ بافق (در استان يزد) واقع است. اين شهر در تداول محلى زرآوند (← رزمآرا، ج 8، ص 221) به معناى مكان زر نيز ناميده مىشد. بهنظر مىرسد حاصلخيزى (زرخيزى) منطقه و معدنهاى كوهستانهاى اطراف آن دليل اين نامگذارى بودهاست. همچنين در منطقهاى كه زرند در آن واقع شده، در گذشته، رودها و مسيلهاى فراوان و پرآب جريان داشت، از اينرو آنجا به زارند (در گويش محلى به معناى آب فراوان) نيز شهرت داشتهاست (كردى، ص 11ـ13؛ سهرابى زرندى، ص 65ـ66؛ فرهنگ جغرافياى آباديها، ص 25؛ نيز ← هدايت، ص 432). قدمت زرند به پيش از اسلام مىرسد و نام آن در بيشتر منابع جغرافيايى سدههاى نخست هجرى آمدهاست. در اين منابع، نام زرند در ولايت كرمان و در 29 فرسنگى سيرجان*/ سيرگان آمده كه از يك سو به بيابان محدود مىشدهاست. همچنين به آسترهاى كرباس بافتهشده در اين شهر معروف به زرندى اشاره شدهاست كه به ساير نقاط از جمله بغداد، مصر و مغرب صادر مىشد (← ابنحَوقَل، ص 308، 313؛ اصطخرى، ص 161، 168؛ جيهانى، ص 129؛ مُهَلّبى، ص 129). اين شهر، مانند ساير نواحى كرمان، در نيمه نخست سده چهارم، در اختيار حاكم مستقل ايالت كرمان، ابوعلىمحمدبن الياس (متوفى 356) بود. وى بركنار شهر قلعهاى مستحكم بنا كردهبود. آب موردنياز مردم اين شهر بزرگ از كاريز تأمين مىشد، مسجدجامع در ميدان شهر و در نزديكى بازار واقع بود (مقدسى، ص 462). در اواخر سده ششم، تركمانان غُز* به ايالت كرمان ازجمله زرند حمله كردند و در 583، زرند را بهطور موقت مركز آن ايالت قرار دادند. پس از لشكركشى علاءالدين تكش خوارزمشاه (حك : 568ـ596) به كرمان، غزها ابتدا به زرند پناه بردند، سپس از آنجا گريختند (← حافظابرو، ج 3، ص 35، 38؛ نيز لسترنج[1] ، ص 304ـ305). در 619، قراخُتاييان بر اين ناحيه مسلط شدند (← قراختاييان كرمان*). در 695 نيز جنگها و كشمكشهايى در زرند گزارش شدهاست (← حافظابرو، ج 3، ص 87ـ88). در 748، درگيريهايى بين مبارزالدين محمد، از امراى آلمظفر، و جمالالدين ابواسحاق اينجو، پادشاه فارس، در ولايت زرند رخ داد (همان، ج 3، ص 111). حافظابرو (متوفى 834) كه زرند را شهرى مشهور خوانده (ج 3، ص 16)، اشارهاى به وصف اين شهر در روزگار خويش نكردهاست. در دوره قاجار (حك 1210:ـ1344/ 1304ش)، زرند بلوكى از بلوكات كرمان بودهاست ( اعتمادالسلطنه، ج 4، ص 2206، 2208). به نوشته سايكس[2] (خاورشناس انگليسى)، كه در 1310 به ايران سفر كردهبود، زرند در دشتى حاصلخيز واقع بود؛ با وجود اين، بيشتر جمعيت چهارهزار نفرى آن وضع اقتصادى مناسبى نداشتند. او واقعشدن زرند را در مسير راههاى تجارى در گذشته سبب رونق اقتصادى آنجا دانستهاست. سايكس همچنين قريه يزدانآباد (امروزه يزدانشهر، از شهرهاى شهرستان زرند) را مركز نمدبافى و قالىبافى معرفى كردهاست (← ص 152). زرند، در دوره پهلوى اول (حك : 1304ـ1320ش)، با كشف منابع معدنى متعددى چون سرب، آهن، مس، پنبهنسوز و توسعه كاشت پسته و صادرات آن از لحاظ اقتصادى بسيار رشد كرد. در آن زمان، در زرند، كه يكى از نُه ناحيه كرمان بود، محصولاتى چون پنبه و روناس توليد مىشد و قالىبافى و گيوهچينى رواج داشت (← كيهان، ج 2، ص 247، 256، ج 3، ص 160ـ161؛ ايران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، ج 2، ص 428؛ رزم آرا، ج 8، ص 220ـ221). زرند، برطبق قانون وزارت كشور، در 1328ش شهر شد. در 1354ش، زرند، كه يكى از بخشهاى پنجگانه شهرستان كرمان بود، با مركزيت شهر زرند، به شهرستان تبديل شد. امروزه اين شهرستان مشتمل بر بخشهاى مركزى و يزدانآباد، و شهرهاى زرند، يزدانشهر، خانوك و ريحان است (← رزمآرا، همانجا؛ ايران. وزارت كشور. معاونت سياسى، 1390ش ب؛ همو، 1390ش ج؛ همو، 1390ش الف، ذيل «استان كرمان»؛ نيز ← نقشه جمهورى اسلامى ايران). شهرستان زرند در حاشيه كوير لوت در دشتى واقع شده كه ارتفاعاتى با جهت كلى شمال غربى ـ جنوب شرقى اين دشت را احاطه كردهاست، ازجمله گردو (بلندترين قله ح 205،3 متر)، در جنوبغربى زرند؛ خانوك (بلندترين قله ح 133،3 متر)، در شمالشرقى زرند؛ و دهنه على عسكرى (بلندترين قله ح 761،2 متر)، در شمالغربى زرند (← جعفرى، ج 1، ص 212، 468ـ469؛ فرهنگ جغرافيايى آباديها، ص 11). دشت زرند بين ارتفاعات كوهبنان در شمال و ارتفاعات گردو در جنوب واقع و شيب اين دشت كم و عرض آن حدود چهل كيلومتر است. آب اين شهرستان از باران، چشمهها و رودخانههاى فصلى همچون رود شور تأمين مىشود. آبوهواى آن گرم و خشك، دماى آن در گرمترين روزها در تير ْ4ر44 و در سردترين روزها در دى ْ8ر4 است. با توجه به باران اندك و خاك منطقه، كه بيابانى با تپههاى شنى است، پوشش گياهى منطقه ضعيف، پراكنده و در برابر شورى مقاوم است (فرهنگ جغرافيايى آباديها، ص 4، 9، 11ـ13، 22). مهمترين محصول شهرستان زرند پسته* و از محصولات زراعى آنجا گندم، جو، پنبه، روناس و چغندرقند است (فرهنگ جغرافيايى آباديها، ص 17ـ18؛ سهرابى زرندى، ص 54ـ55). قالىبافى و پتهدوزى در اين شهرستان رواج دارد و از مهمترين موارد اشتغال در اين شهرستان كار در معادن زغالسنگ، سنگگچ، گچ شور و آهك است ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، ص20؛ سهرابى زرندى، ص 59ـ62). براساس سرشمارى 1390ش، جمعيت شهرستان زرند 104،129 تن بودهاست كه از اين تعداد، 749،57 تن در شهر زرند ساكن بودهاند (← مركز آمار ايران، ص 86، 122). اهالى شهرستان زرند شيعه دوازدهامامىاند و به فارسى با گويش كرمانى و زرندى سخن مىگويند (فرهنگ جغرافيايى آباديها، ص 16؛ براى گويش زرندى ← بابك، ص 8 به بعد). شهرستان زرند در مسير راهآهن تهران ـ كرمان قرار دارد. خط آهن ديگرى زرند را به اصفهان وصل مىكند كه مخصوص حمل و نقل زغالسنگ براى ذوبآهن اصفهان است (فرهنگ جغرافيايى آباديها، ص 28؛ سهرابى زرندى، ص 52؛ نيز ← نقشه جمهورى اسلامى ايران). مهمترين آثار قديم شهرستان عبارتاند از: بازار وكيل، بازارچه كرمعلى و برج زرندوييه، هر سه از دوره قاجار؛ مسجدجامع؛ قلعههاى گورچوييه و مغال يا دختر؛ و يخدانهاى قديمى (فرهنگ جغرافيايى آباديها، ص 26؛ نيز ← سهرابى زرندى، ص 157ـ159؛ كردى، ص 197ـ215). در شهرستان زرند چندين زمينلرزه به وقوع پيوسته كه موجب تخريب آثار قديم شدهاست، ازجمله در 1356ش كه جابهجايى گسل كوهبنان در هشت كيلومترى شمالشرقى زرند و خشتى و گلى بودن بناها، ويرانى چند روستا در شهرستان زرند و آسيب جانى و مالى اهالى آنجا را در پىداشت (← امبرسز[3] و ملويل[4] ، ص 103؛ سهرابى زرندى، ص 139). در منابع، به زرند ساوه نيز اشاره شدهاست (← ياقوت حَمَوى، ذيل مادّه؛ حافظ ابرو، ج 3، ص 16؛ اعتمادالسلطنه، ج 3، ص 1429، پانويس 1). مسعود كيهان، در دوره پهلوى اول (ج 2، ص 397ـ400)، از بلوك زرند (به مركزيت مأمونيه) در ساوه و زرند نامبرده كه شكارگاهى مناسب بوده و حدود 694،15 تن جمعيت داشته و مهمترين محصول آنجا پنبه بودهاست. امروزه شهرستان زرنديه به مركزيت مأمونيه در استان مركزى قرار دارد (← ايران. وزارت كشور. معاونت سياسى، 1390ش الف، ذيل «استان مركزى»).


منابع : ابنحَوقَل؛ اصطخرى؛ اعتمادالسلطنه؛ ايران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور، ج 2، تهران 1329ش؛ ايران. وزارت كشور. معاونت سياسى. دفتر تقسيمات كشورى، عناصر و واحدهاى تقسيمات كشورى ايران: تير 1390، تهران 1390ش الف؛ همو، نشريه تاريخ تأسيس شهرستانهاى كشور، تهران 1390ش ب؛ همو، نشريه تاريخ تأسيس شهرهاى كشور، تهران 1390ش ج؛ على بابك، بررسى زبان شناختى گويش زرند، كرمان 1375ش؛ جعفرى؛ ابوالقاسمبن احمد جيهانى، اشكال العالم، ترجمه علىبن عبدالسلام كاتب، چاپ فيروزمنصورى، ]مشهد[ 1368ش؛ عبداللّهبن لطفاللّه حافظابرو، جغرافياى حافظابرو، چاپ صادق سجادى، تهران 1375ـ1378ش؛ رزمآرا؛ حسن سهرابى زرندى، از زراوند تا زرند: سيرى بر وقايع تاريخى، اجتماعى، سياسى زرند، به كوشش و اهتمام مهدى سهرابى زرندى، كرمان 1385ش؛ فرهنگ جغرافيايى آباديهاى ]كشور[: استان كرمان، شهرستان زرند، تهران: سازمان جغرافيايى نيروهاى مسلح، 1382ش؛ رضا كردى، سيرى در جغرافياى تاريخى زرند و كوهبنان، كرمان 1377ش؛ كيهان؛ مركز آمار ايران، نتايج تفصيلى سرشمارى عمومى نفوس و مسكن 1390، كل كشور، تهران 1391ش؛ مقدسى؛ حسنبن احمد مُهَلّبى، الكتاب العزيزى، او، المسالك والممالك، چاپ تيسير خلف، دمشق 2006؛ نقشه جمهورى اسلامى ايران: براساس تقسيمات كشورى، مقياس: 000، 600،1:1 تهران: گيتاشناسى، 1390ش؛ رضاقلىبن محمدهادى هدايت، كتاب فرهنگ انجمن آراى ناصرى، چاپ سنگى تهران 1288، چاپ افست ]بىتا.[؛ ياقوت حَمَوى؛


Nicholas Nicholas Ambraseys and Charles Peter Melville, A history of Persian earthquakes, Cambridge 1982; Guy Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate, Cambridge 1930; Sir Percy Molesworth Sykes, Ten thousand miles in Persia, or, Eight years in Iran, NewYork 1902.


/ محمد خداوردى تاجآبادى /


1. Le Strange 2. Sykes 3. Ambraseys 4. Melville

نظر شما
مولفان
محمد خداوردی تاج آبادی ,
گروه
جغرافیا ,
رده موضوعی
جلد 21
تاریخ 95
وضعیت چاپ
  • چاپ شده