زبدة التواریخ (۲)

معرف

تاريخ عمومى به فارسى، تأليف محمدحسن‌بن محمدكريم مستوفى، ديوانى و مورخ اواخر دوره صفوى و اوايل دوره افشارى.
متن

زبدةالتواريخ(۲)، تاريخ عمومى به فارسى، تأليف محمدحسنبن محمدكريم مستوفى، ديوانى و مورخ اواخر  دوره صفوى و اوايل دوره افشارى. زبدةالتواريخ به دستور رضاقلىميرزا*، وليعهد و نايبالسلطنه نادرشاه (حك  : ۱۱۴۸ـ۱۱۶۰)، هنگامى نوشته شد كه نادر در هندوستان بود (مستوفى، چاپ گودرزى، مقدمه، ص ۱۴ـ۱۵، ۲۲). وقايع اين اثر از زمان حضرت آدم شروع مىشود و تا نيمه قرن دوازدهم، يعنى اوايل سلطنت نادرشاه ادامه مىيابد. اين اثر مشتمل است بر تاريخ ايران پيش از اسلام، تاريخ انبيا، امامان شيعه، خلفا و تاريخ پادشاهان ايران پيش از اسلام، سلسلهها و حكومتهاى  محلى پس از اسلام و سلاطين مغول و تيمورى و شاهان صفوى. مطالب درباره سلسلههاى يادشده به اختصار درجشده و گاه فقط به ذكر نامهاى سلاطين اكتفا شدهاست. در مورد تاريخ اسلام و بهخصوص حضرت محمد صلىاللّهعليهوآلهوسلم تفصيل بيشتر است و قسمتى از كتاب به غزوات پيامبر اختصاص دارد ( ←مستوفى، نسخه خطى، گ ۱۰۰، ۲۸۰ـ ۳۵۴). مستوفى در بخش تاريخ ايران پيش از اسلام كه بسيار مختصر است، به منابع اشارهاى نكرده ولى به احتمال زياد، از روضةالصفا* اثر ميرخواند ــكه در عصر تيمورى (۸۰۷ـ۹۱۳) نوشته شده ــ سود جسته است. او در بخشهاى راجع به انبيا و تاريخ صدر اسلام، مطالبش را از كتابهاى حياتالقلوب و حقاليقين محمدباقر مجلسى* نقل كرده و از ابنبابويه، شيخمفيد، شيخطوسى و قطبراوندى روايتهايى ذكر كردهاست. در زبدةالتواريخ مطالبى پراكنده وجود دارد، در وصف ممالك فرنگ، معجزات و فرستادهشدن فرشتهها از جانب حق تعالى و عجايب و غرايب در مصر كه جنبه افسانهگونه آن با محتواى اثر تناسب ندارد ( ←همان، گ ۷۰، ۲۳۴، ۴۹۶ـ۴۹۸). مطالب زبدةالتواريخ درباره صفويان، بهخصوص وقايع عصر مؤلف، يعنى دوره شاهسلطانحسين (حك : ۱۱۰۵ـ۱۱۳۵) و شاهطهماسب دوم (حك : ۱۱۳۵ـ۱۱۴۵) صفوى و اوايل حكومت نادرشاه افشار مفصّلتر است. ازاينرو، اين اثر براى دوره پايانى عصر صفوى از مهمترين منابع بهشمار مىرود ( ←گلستانه، مقدمه مدرسرضوى، ص نه؛ لاكهارت[۱] ، ص ۴۹۹).  بسيارى از مطالب تاريخى كه مستوفى از دوره آخرين شاهان صفوى نقل كرده، در ديگر منابع مشابه مانند جهانگشاى نادرى* اثر ميرزامهدى استرآبادى و عالمآراى نادرى نوشته محمدكاظم مروى، نيست. او كه هنگام حمله ابداليها به خراسان در مشهد حضور داشت، از اين نبردها كه عمومآ به پيروزى ابداليها منجر مىشد، اطلاعات دقيقى عرضه كردهاست ( ←مستوفى، چاپ گودرزى، ص ۱۱۸ـ۱۲۳). افزون بر آن، مستوفى كه شاهد رويدادهاى اين دوره در اصفهان بود، از نابسامانى دربار و رقابتهاى آشكار و پنهان درباريان، همچنين از محاصره آن شهر به دست افغانان، گزارشهاى مستند به دست دادهاست. از نوشته او چنين برمىآيد كه اصفهان در آن زمان در زمره شهرهاى ثروتمند بودهاست و مردم در رفاه به سر مىبردهاند ( ←همان، ص ۱۲۵ـ۱۲۷، ۱۳۴). داوريهاى او درباره اختلافات دربار شاهسلطانحسين و كشمكشهاى ميان امرا، باتوجه به اينكه در زمان تأليف زبدةالتواريخ سلطه آنها به پايان رسيده بود و مؤلف آزادانهتر       داورى كردهاست، اهميت تاريخى دارد. او با همه احترامى كه براى مخدومش، محمدآقاى خواجه، قائل بود و در چند مورد آن را آشكار ساخته، هنگام انتقاد از  بزرگان دربار، او را هم مقصر شمردهاست ( ←همان، ص ۱۲۵، ۱۴۰). مستوفى كه تربيتيافته نظام صفوى و شيعه است، در ديباچه اثرش (چاپ گودرزى، ص ۳۳)، از خلفاى راشدين با احترام ياد كرده و سراسر كتابش آكنده از احترام و تكريم ائمه شيعه است. از كاستيهاى زبدةالتواريخ اين است كه درباره دوره شاهعباس دوم (۱۰۵۲ـ۱۰۷۷) و شاهسليمان اول (۱۰۷۷ يا ۱۰۷۸ـ۱۱۰۵) تقريبآ مطلبى ندارد و بهنظر مىرسد كه مؤلف حتى از عباسنامه نوشته محمدطاهربن حسين وحيد قزوينى* (شامل مطالب مفصّلى درباره دوره شاهعباس دوم) بىاطلاع بودهاست. او همچنين درباره وقايع مربوط به ولىنعمتش، رضاقلىميرزا، سكوت كردهاست، در حالىكه وى در زمان تأليف زبدةالتواريخ، نايبالسلطنه ايران بودهاست و شرح جنگها و رويدادهاى مربوط به او را، محمدكاظم مروى (ج ۲، ص ۵۷۱ـ ۶۳۵) و ميرزا محمدمهدى استرآبادى (ص ۲۹۳ـ ۲۹۶، ۳۱۴ـ۳۱۵) در آثار خود آوردهاند. مستوفى از حوادث جنوب ايران و تعرضات عمان به بحرين، جزاير قشم و لارك و نبردهاى لطفعلىخان داغستانى، برادرزاده فتحعلىخان داغستانى (اعتمادالدوله در دوره شاهسلطانحسين)، نيز سخنى به ميان نياوردهاست. مشروح اين حوادث را مرعشى صفوى در مجمعالتواريخ (ص ۳۲ـ۴۹) ضبط كردهاست. مستوفى در بخش صفويه از تاريخ عالمآراى عباسى*، احسنالتواريخ*، لبّالتواريخ تأليف يحيىبن عبداللطيف قزوينى* و از دفاتر ديوانى سود جسته كه بهواسطه منصبش، به آنها دسترسى داشتهاست. نثر زبدةالتواريخ برخلاف نثر پيچيده و پرتكلف عصر صفوى، ساده و روان است. اگرچه، مؤلف پايبندى خود  را به شيوه نوشتارى عصرش در ديباچه كاملا حفظ كرده،  اصل كتاب با آن متفاوت است. مستوفى فصلبندى كتاب  را براساس تنظيم صورتحسابهاى مالى يا به قول او «بر ضابطه دفترى و سياق» مرتب كرده كه چگونگى آن را در پايان ديباچه به تفصيل شرح دادهاست. ازاينرو، زبدةالتواريخ داراى سه بخش اصلى با عنوانهاى سياقىِ «مفرده»، «منذالك» و «الباقى» است. مفرده شامل انبيا از آدم تا خاتم و پايان دوره خلفاى راشدين، منذالك دربرگيرنده پادشاهان ايرانى و خلفاى بنىاميه و بنىعباس تا عصر نويسنده، و الباقى شامل سلاطين روم و فرنگ است. از زبدةالتواريخ نسخى برجا ماندهاست: ۱) در كتابخانه  مركزى دانشگاه تهران (ش ۱۵ ـ ب)؛ ۲) در كتابخانه آستان قدس رضوى (ش ۲۴۲)؛ ۳) در كتابخانه ملى (ش ۱۲۶۶ف)؛ ۴) در كتابخانه ملك، دو نسخه (ش ۴۳۰۷ و ۴۱۴۴). بخش صفويان زبدةالتواريخ با تصحيح و تحشيه بهروز گودرزى در ۱۳۷۵ش در تهران چاپ شدهاست.


منابع : محمدمهدىبن محمدنصير استرآبادى، جهانگشاى نادرى، چاپ عبداللّه انوار، تهران ۱۳۴۱ش؛ ابوالحسنبن محمدامين گلستانه، مجملالتواريخ، چاپ مدرسرضوى، تهران ۱۳۵۶ش؛ محمدخليلبن داوود مرعشىصفوى، مجمعالتواريخ، چاپ عباس اقبالآشتيانى، تهران ۱۳۶۲ش؛ محمدكاظم مروى، عالمآراى نادرى، چاپ محمدامين رياحى، تهران ۱۳۶۴ش؛ محمدمحسنبن محمدكريم مستوفى، زبدةالتواريخ، نسخه خطى كتابخانه ملى ايران، ش ۱۲۶۶ف؛ همان، چاپ بهروز گودرزى، تهران ۱۳۷۵ش؛


 


Laurence Lockhart, The fall of the S¤ afav¦ i dynasty and the A fghan occupation of Persia, Cambridge ۱۹۵۸.


/ بهروز گودرزى /   


۱. Lockhart


 
نظر شما
مولفان
بهروز گودرزی ,
گروه
تاریخ ,
رده موضوعی
جلد 21
تاریخ 95
وضعیت چاپ
  • چاپ شده