زبدة التواریخ (۱)

معرف

كتابى درباره تاريخ تيموريان به فارسى، تأليف حافظ ابرو* در سده نهم.
متن

زُبدةالتواريخ(۱)، كتابى درباره تاريخ تيموريان به فارسى، تأليف حافظ ابرو* در سده نهم. درواقع، اين كتاب بخش چهارم مجمعالتواريخ السلطانيه است كه در ۸۲۶ تأليف آن آغاز شد و در ۸۳۰ پايان يافت (حافظ ابرو، ۱۳۸۰ش، ج ۱، ص ۱؛ آقابزرگ طهرانى، ج ۱۲، ص ۲۳ـ۲۴). حافظ ابرو اين كتاب را به فرمان شاهزاده بايسُنغُر*ميرزا، فرزند شاهرخ تيمورى، تأليف كرد. ازهمينرو، به زبدةالتواريخ بايسنغرى نيز شهرت دارد (حافظ ابرو، ۱۳۸۰ش، ج ۱،  ص ۱، ۵؛ حاجىخليفه، ج ۲، ستون ۹۵۱). مؤلف هدف  از تأليف اين اثر را اظهار فضل يا دريافت پاداش ندانسته،  بلكه غرض خود را برجاى گذاشتن اثرى به يادگار دانستهاست (۱۳۸۰ش، ج ۱، ص ۵ـ ۶). اين هدف سبب شد تا حافظابرو   بسيارى از واقعيتهاى دورهاش را بهروشنى بيان كند. گزارش كشتار بىرحمانه مردم شهرها بهدست سپاه تيمور گوركان*، تخريب بناها و پيامد مخرب لشكركشيهاى وى در سرزمينهاى مختلف، ازجمله گرجستان و هندوستان ( ←ج۱، ص۲۸، ۲۲۵، ج ۲، ص ۷۷۸، ۸۴۱ـ۸۴۳، ۱۰۰۳)، حاكى از بىطرفى اوست. شيوه نگارش كتاب براساس سالنامهنويسى است. در عين حال، حوادث هر سال با توجه به موضوعهاى متفاوت (مانند مسائل سياسى، نظامى، اجتماعى، فكرى و فرهنگى) بررسى شدهاند. حافظ ابرو در ديباچه (ج ۱، ص ۴ـ۵) تأكيد كرده كه در تدوين كتاب از ذكر فراوان استعارات و عبارتهاى مبهم پرهيز نمودهاست، زيرا اين امر خواننده را از هدف اصلى مطالعه كتاب بازمىدارد. بنابراين، از الفاظ رايج استفاده كردهاست تا مطالب براى همگان روشن باشد. چاپ ۱۳۸۰ش زبدةالتواريخ در دو بخش و هر بخش شامل دو جلد است. در جلد اول، نويسنده در ديباچه، بهسبب تأليف، هدفش و سبك نگارش زبدةالتواريخ اشاره كرده و خلاصهاى از افعال و اخلاق تيمور، اقدامات عامالمنفعه، شرح انساب و سلاطين معاصر تيمور را گزارش داده و سپس، وقايع ايران از سال ۷۳۶ را شرح دادهاست. مؤلف از ۷۴۷ به حوادث ماوراءالنهر توجه نشان دادهاست. مهمترين موضوعهاى جلد اول عبارتاند از: پادشاهى تُغاتيمور؛ خروج سربداران؛ درگيرى تغاتيمور با سربداران و آلچوپان؛ تشكيل حكومت سربداران و نبرد آنان با آلكَرت؛ وقايع دوره چوپانيان و مظفريان؛ اوضاع عراق عجم و عرب در دوره جلايريان و آلاينجو؛ رابطه آلكرت با امير قزاغن، حاكم تيمور در ماوراءالنهر؛ و تلاش تيمور براى تحكيم قدرتش در منطقه. حافظ ابرو از ۷۵۲ به اوضاع هندوستان پس از مرگ سلطان محمدبن تُغلُق و جلوس فيروزشاه توجه نشان  دادهاست. به نظر مىرسد، چون تحولات اين دوره از تاريخ  هند به سبب حمله تيمور اهميت داشته، نويسنده به اوضاع سياسى هندوستان در آستانه هجوم تيمور به آنجا اشاره كردهاست. تولد و مرگ شاهزادگان و امراى تيمورى، ديگر سرفصل اين جلد است. در جلد دوم، تحولات سال ۷۸۱ تا مرگ تيمور در  ۸۰۷ بررسى شدهاند، ازجمله تداوم لشكركشى تيمور به خوارزم، درگيرى داخلى جلايريان، تحولات دوره شاهشجاع، اختلاف داخلى مظفريان، تهاجم شاه دشت قِپچاق به ماوراءالنهر، جنگ تيمور با امراى ايران و جنگ با قَرايوسف قَراقوينلو، يورش پنجساله تيمور به ايران، لشكركشى به شام و فتح شهرهاى اين منطقه و تسخير ناحيه چَركَس، همچنين فتح هندوستان در سال ۸۰۰، لشكركشى تيمور به قلمروِ عثمانى و فتح شهرهاى آن،  اسارت بايزيد اول در جنگ آنقُره (آنكارا)، اطاعت حاكم استانبول و مصر، و شورشها در مخالفت با تيمور. علاوه بر اين، برگزارى شكار و جشنها، تولد و مرگ شاهزادگان و شاهان بزرگ اين دوره در جلد دوم گزارش شده و اين جلد با روايت لشكركشى تيمور به چين و مرگ او در اُتْرار در ۸۰۷، پايان يافتهاست. جلد سوم شامل وقايع سالهاى ۸۰۷ تا ۸۱۸ است و سرفصلهاى كلى آن درباره وقايع پس از مرگ تيمور و سلطنت شاهرخ* تيمورى است، ازجمله كشمكش بر سر جانشينى تيمور، مخالفت شاهزادگان تيمورى با حكومت شاهرخ، واگذارى حكومت به شاهزادگان تيمورى در ايران و ماوراءالنهر، درگيرى قرايوسف قراقوينلو با احمد جلايرى و ميرانشاه، لشكركشى شاهرخ به مناطق مختلف، شرح شورشها در ماوراءالنهر و ايران در مخالفت با شاهرخ، و اقدامات عمرانى شاهرخ در بازسازى و نوسازى شهر هرات و مرو. مناسبات خارجى اين دوره با همسايگانى مانند چين و تبادل سفير ميان شاهرخ و قرايوسف از مهمترين عناوين جلد سوم است. جلد چهارم شامل حوادث ۸۱۸ تا ۸۳۰ است، مانند مناسبات شاهرخ با دهلى و تبادل سفير ميان چين و ايران و ماوراءالنهر، لشكركشى وى به آذربايجان برضد تركمانان، هجوم اُلُغبيگ به مغولستان، مخالفت شاهزادگان تيمورى با شاهرخ و اوضاع ديوان در آن دوره، و شورش نصراللّه صحرائى و احمد قَرامان. سپس،  كتاب با گزارش قتل شاهرخ در ۸۳۰ پايان مىيابد. حافظ ابرو، ضمن گزارش تحولات سياسى ـ نظامى و اجتماعى، گاهى ديدگاه خود را درباره تاريخ بيان كردهاست، كه اهميت بسيار دارد. در اين باره مىتوان به موضوعهايى چون رابطه دين و سياست ( ←ج ۱، ص ۱۹۲، ج ۳، ص ۱۵۴)، وظايف متقابل حكومت و مردم، عدالت اجتماعى (ج ۳، ص ۳۱۶)، برقرارى امنيت و تلاش براى رفاه رعيت (ج ۲، ص ۵۵۹)، عبرتآموزى از تاريخ (ج ۲، ص۵۵۰، ج ۳، ص۴۴۰) و تأثير قضاوقدر در بروز وقايع و حوادث تاريخى (ج ۳، ص ۴۳۲) اشاره كرد. حافظ ابرو منابع تأليفش را در زبدةالتواريخ ذكر كردهاست، ازجمله ظفرنامه* اثر نظامالدين شامى ( ←همان، ج ۲، ص ۹۱۲، ۱۰۰۹) و مواهب الهى اثر معينالدين يزدى* (ج ۱، ص ۱۹۲). سفرنامه خواجهغياثالدين نقاش به چين از ديگر منابعى است كه حافظ ابرو با اتكا بر آن اطلاعاتى درباره اوضاع چين دادهاست ( ←ج ۴، ص ۸۱۷ـ۸۱۹). اسناد و مكاتبات دولتى و پندنامهها از ديگر منابع مهم وى هستند ( ←ج ۱،  ص ۸۹، ج ۲، ص ۶۱۲ـ۶۱۳، ج ۳، ص ۳۰۹، ج ۴، ص ۶۹۷). بهنظر مىرسد از اسناد و مكاتباتى كه حافظ ابرو استفاده كردهاست، ساير نويسندگان اين دوره نيز بهره گرفتهاند. چهبسا به همين علت، برخى مطالب زبدةالتواريخ با آثار مورخان ديگر واژهبهواژه يكى هستند ( ←غياثالدين على يزدى، ص ۷۷؛ قس حافظ ابرو، ۱۳۸۰، ج ۲، ص ۸۳۵؛ زينالدينبن حمداللّه مستوفى، ص ۴۶؛ قس حافظ ابرو، ۱۳۸۰ش، ج ۱، ص ۲۱۷). حافظ ابرو از گفتههاى تيمور گوركان و رجال سياسى ـ نظامى معاصرش استفاده كردهاست ( ←ج ۱، ص ۱۲۹، ۴۲۶، ج ۴، ص ۷۳۴). مهمتر از همه اينكه حافظ ابرو خود شاهد بسيارى از وقايع بوده و به قواعد و روشها و رموز تاريخنگارى آگاهى داشته و خصوصآ از احوال سياسى زمان خود اطلاع كافى داشتهاست (همو، ۱۳۱۷ش، بخش ۱، مقدمه بيانى، ص خ). ويژگى زبدةالتواريخ توجه به زمان و مكان وقايع و ذكر عناوين حوادث است. رخدادهاى تاريخى به ترتيب سال و بهتفصيل گزارش شدهاند. نويسنده به ارتباط مطالب توجه داشته، به گونهاى كه اگر حادثهاى در چند سال تداوم داشته، در گزارشِ ادامه آن حادثه در سال بعد، خلاصهاى از حوادث سالهاى گذشته را شرح دادهاست تا خواننده رويداد تاريخى را بهتر درك كند ( ←ج ۱، ص ۲۸۳ـ۲۸۴). همچنين، گاه در گزارش چنين حوادثى، به وجود ادامه آن گزارش در قسمتهاى سالهاى آينده اشاره كردهاست ( ←ج ۱، ص ۵۱۸). اين امر خواننده را تشويق مىكند تا براى آگاهى از نتيجه حادثه به مطالعه كتاب ادامه دهد. نويسنده در ۷۳۹ به تاريخ سربداران* اشاره كرده و اين حادثه را از وقايع بزرگ دانستهاست. ظاهرآ، حافظ ابرو نخستين مورخ دوره تيمورى است كه اطلاعات كامل و ارزندهاى درباره سربداران دادهاست ( ←ج ۱، ص ۷۸ بهبعد). در اين باره مىتوان به پاسخ شيخحسن جورى به نامه اميرمحمدبيگ، حاكم خراسان، اشاره كرد كه به لحاظ تاريخى، بسيارى از واقعيتها را درباره چگونگى شكلگيرى حكومت سربداران روشن مىكند ( ←ج ۱، ص ۸۵ـ۸۹). گاهى نويسنده فقط از حادثه خبر داده ولى درباره آن اطلاعات روشنى ندادهاست. او از ديدار سفيران فرنگ با تيمور در گرجستان سخن گفته، اما درباره موضوع گفتگو چيزى نگفتهاست ( ←ج ۲، ص ۸۹۱). ازجمله ويژگيهاى كتاب استفاده از اشعار فارسى و عربى، جملات عربى، استعارهها و تشبيهها، احاديث، آيات قرآن و روايات، و نيز احترام به اهل بيت عليهمالسلام است ( ←ج ۱، ص ۲۵، ۴۴۰، ج ۲، ص ۹۶۸، ج ۴، ص ۸۸۷، ۹۰۴). حافظ ابرو از مناطق ميان رودهاى آمويه (جيحون) و فرات به نام ايرانشهر  (در دوره ابوسعيد بهادرخان، ايلخان مغول) ياد كردهاست (ج ۱، ص ۴۷). حافظ ابرو تاريخ را داراى حركتى هدفمند بر پايه ارزشهاى دينى و انسانى دانستهاست، و به نظر وى چنانچه حكومتها براساس عدالت نباشند، زمينه نابودى خود را فراهم نمودهاند ( ←ج ۳، ص۳۲۰ـ۳۲۲). او با استناد به آيه ۲۶ سوره آلعمران، حكومت را از آن خدا دانستهاست، كه به هركس بخواهد عطا مىكند و از هركس بخواهد مىستاند ( ←ج ۳، ص ۱۵۴). او تقدير الهى را در بروز وقايع تاريخى كارساز دانستهاست ( ←ج ۲، ص ۸۵۴، ج ۳، ص ۴۳۲). زبدةالتواريخ در ميان منابع همعصرش اهميت بسيار دارد. هرچند، ظفرنامه نظامالدين شامى نخستين كتاب نوشته شده درباره فتوح تيمور است و حافظ ابرو از آن استفاده كردهاست، اما زبدةالتواريخ هم از كتابهاى مهم عصر تيمورى است؛ زيرا حافظ ابرو در ۷۸۸ در اردوى تيمور حضور داشته و در لشكركشى تيمور در ۷۸۹ همراه وى بوده و گاهى به عنوان كارشناس جنگى بر برخى عمليات نظامى نظارت داشتهاست ( ←همان، ج ۲، ص ۶۶۷، ۹۵۳؛ همو، ۱۳۱۷ش، بخش ۱، ص ۲۴۲). مورخانِ پس از حافظ ابرو، مانند عبدالرزاق سمرقندى، از زبدةالتواريخ استفاده بسيار كردهاند. در واقع، مطالب سالهاى پس از مرگ تيمور تا حوادث سال ۸۳۰ تلخيص از زبدةالتواريخ است ( ←عبدالرزاق سمرقندى، ج ۱، دفتر۲، ص ۸۳۴ـ۸۴۰). ميرخواند در تاريخ روضةالصفا* (ج ۵، ص ۵۹۷) و خواندمير در تاريخ حبيبالسير* (ج ۳، ص ۴۷۵)، به واسطه مَطلَعسَعدين، از اين كتاب سود بردهاند. بهرغم اهميت زبدةالتواريخ، از تطبيق آن با منابع اين دوره مىتوان دريافت، حافظ ابرو به برخى حوادث تاريخى اشاره نكرده و اطلاعات درباره آنها را بايد در آثار شرفالدين على يزدى (ج ۱، ص ۶۹، ۸۶۵ـ۸۶۷)، معينالدين نطنزى (ص ۲۷۵ـ ۲۷۶) و ميرخواند (همانجا) بهدست آورد. ظاهرآ، آنان به منابعى دسترسى داشتهاند كه در اختيار حافظ ابرو نبودهاست. همچنين، گزارش حافظ ابرو در مواردى با گفتههاى مورخان اين دوره تعارض دارد (براى نمونه  ←حافظ ابرو، ۱۳۸۰ش، ج ۲، ص ۶۱۵؛ قس كتبى، ص ۱۱۸؛ جنيد شيرازى، ص ۴۵۷). زبدةالتواريخ به لحاظ سادگى زبان، استفاده فراوان از منابع اصلى، دقت و صحت مطالب، بيان موجز، و فراوانى اطلاعات اجتماعى و اقتصادى ممتاز است (تاريخ ايران، ص ۳۸۹). با اينهمه، برخى از پژوهشگران معاصر كه اثرى درباره تاريخ دوره تيمورى دارند، در ذكر منابع اصلى، يا نامى از زبدةالتواريخ نبردهاند، يا فقط به نام كتاب اشاره كرده و درباره ويژگى       تاريخنگارى آن اطلاعاتى به دست ندادهاند (بووا[۱] ، ص ۶۹ـ۷۰؛  رومر[۲] ، ج ۶، ص ۱۳۸).  زبدةالتواريخ در ۱۳۶۶ش، با تصحيح محمدتقى دانشپژوه*، در يك مجلد و بار ديگر نيز در ۱۳۸۰ش، با تصحيح كمال حاجسيدجوادى در تهران چاپ شد (براى نسخههاى خطى زبدةالتواريخ  آقابزرگ طهرانى، ج ۱۲، ص ۲۳؛ منزوى، ج ۶، ص ۴۱۹۱ـ۴۱۹۴).


منابع : آقابزرگ طهرانى؛ لوسين بووا، تاريخ مغول: تيموريان، ترجمه محمود بهفروزى، تهران ۱۳۸۴ش؛ تاريخ ايران: از دوران باستان تا پايان سده هيجدهم ميلادى، نوشته نينا ويكتوروونا پيگولوسكايا و ديگران، ترجمه كريم كشاورز، تهران: پيام، ۱۳۶۳ش؛ جنيدبن محمود جنيد شيرازى، شدّالازار فى حطّالاوزار عن زوّار المزار، چاپ محمد قزوينى و عباس اقبالآشتيانى، تهران ۱۳۶۶ش؛ حاجىخليفه؛ عبداللّهبن لطفاللّه حافظابرو، ذيل جامعالتواريخ رشيدى، بخش ۱، چاپ خانبابا بيانى، تهران ۱۳۱۷ش؛ همو، زبدةالتواريخ، چاپ كمال حاجسيدجوادى، تهران ۱۳۸۰ش؛ خواندمير؛ زينالدينبن حمداللّه مستوفى، ذيل تاريخ گزيده، چاپ ايرج افشار، تهران ۱۳۷۲ش؛ شرفالدين على يزدى، ظفرنامه، چاپ سعيد ميرمحمدصادق و عبدالحسين نوايى، تهران ۱۳۸۷ش؛ عبدالرزاق سمرقندى، مطلع سعدين و مجمع بحرين، چاپ عبدالحسين نوايى، تهران ۱۳۷۲ـ۱۳۸۳ش؛ غياثالدين على يزدى، سعادتنامه، يا، روزنامه غزوات هندوستان در سالهاى ۸۰۰ـ ۸۰۱ هجرى، چاپ ايرج افشار، تهران ۱۳۷۹ش؛ محمود كتبى، تاريخ آلمظفر، چاپ عبدالحسين نوايى، تهران ۱۳۶۴ش؛ معينالدين نطنزى، منتخبالتواريخ معينى، چاپ پروين استخرى، تهران ۱۳۸۳ش؛ منزوى؛ ميرخواند؛


 


H. R. Roemer, "The successors of T¥ âmu¥ r", in The Cambridge history of Iran, vol. ۶, ed. Peter Jackson and Laurence Lockhart, Cambridge ۱۹۸۶.


/ نرگس رضاقلىزاده آهنگر /  


۱. Lucien Bouvat ۲. Roemer

نظر شما
مولفان
نرگس قلی زاده آهنگر ,
گروه
تاریخ ,
رده موضوعی
جلد 21
تاریخ 95
وضعیت چاپ
  • چاپ شده