زاینده رود

معرف

مهم‌ترين رود دائم و درون‌بومى در حوضه آبريز ايران مركزى.
متن

 



زايندهرود، مهمترين رود دائم و درونبومى در حوضه آبريز ايران مركزى. نام اين رود در منابع به صورتهاى، زنرود، زرينرود، زندهرود، زَرِنْرود، زَندَرود، زَرَنرود آمدهاست ( ابنرُسته، ص 161؛ ابنخرداذبه، ص20، 176؛ ابنحَوقَل، ص 363؛ مقدسى، ص 23؛ مافَرّوخى، ص 5، 9، 48، 58؛ حمداللّه مستوفى، ص 216). به نظر مىرسد نامگذارى زايندهرود بىارتباط با فراوانى آب آن نبودهاست، چراكه از سرچشمه تا مصب، آب آن همواره روبه زايندگى و افزايش داشتهاست ( حمداللّه مستوفى، همانجا؛ نيز   هنرفر، ص 1؛ قس ابنرسته، ص 155، كه به گفته او اردشير بابكان (حك 226:ـ241م) نام آن را زرينرود نهاده بودهاست). يكى از علل افزايش آب زايندهرود وجود چشمههاى متعدد آهكى (كارستيك)[1] بهويژه در سرچشمه است ( رامشت و همكاران، ص 24)؛ همچنين برخى واژه «زِنْده» در زندهرود را به معناى بزرگ ( برهان، ذيل «زنده») و «زرن»، «زرين» و «زرينه» را در برخى صورتهاى نام اين رود برگرفته از زر يا زرد و نام سرچشمه آن، زردكوه، دانستهاند ( تحويلدار، ص 37؛ جناب اصفهانى، ص 51؛ ورهرام، ص 128؛ نيز   جواهركلام، ص 3ـ4). زايندهرود با جهت عمومى شرقى، از سرچشمهاش (زردكوه* در رشتهكوه زاگرس)، تا مصب آن در باتلاق گاوخونى*، به طول حدود 405 كيلومتر در استانهاى اصفهان و چهارمحال و بختيارى جريان دارد. زايندهرود، برخلاف رودهاى ديگر، سرچشمه واحدى ندارد و در سرچشمه، از چشمههاى متعددى چون چشمه جانان و چهلچشمه تشكيل مىشود. البته با انتقال مصنوعى آب سرشاخههاى كارون به اين رود ( ادامه مقاله)، در واقع زايندهرود از دو شاخابه اصلى و يك شاخابه مصنوعى تشكيل مىشود؛ يكى رود دائم آبزرى، به طول حدود هفده كيلومتر، در 54 كيلومترى مغرب شهركرد، ديگرى رود دائم چَمِدَر، به طول حدود سيزده كيلومتر، در حدود 35 كيلومترى شمال فريدونشهر در اصفهان، و آب تونل كوهرنگ كه از درياچه سد كوهرنگ، در دامنه غربى كوه كاركنان در هفتاد كيلومترى شمالغربى شهركرد منشعب مىشود. زايندهرود ابتدا با جهت شمالشرقى در شهرستان فريدونشهر جريان مىيابد، سپس در اين شهرستان با گذر از درّه ميان كوههاى گُرگانَك (در شمال) و قلعه آخوند (در جنوب)، پس از دريافت آب درّه دولتآباد در شهرستان شهركرد به درياچه سد زايندهرود (سد شاهعباس) در مغرب استان اصفهان مىريزد. در اينجا شاخابه ديگرى با نام پِلاسجان/ پلاسگان، به طول 85 كيلومتر، با جهت شمالغربى به جنوبشرقى به كناره غربى درياچه سد زايندهرود مىريزد ( هنرفر، همانجا؛ جعفرى، ج 1، ص 417، ج 2، ص 81، 247، ج 3، ص 636، 963؛ فرهنگ جغرافيايى رودهاى كشور، ج 3، ص 48ـ49؛ حسينى اَبَرى، 1379ش، ص 33ـ54). پس از درياچه اين سد، زايندهرود بهسوى جنوب جريان مىيابد و به شهرستان چادگان* در استان اصفهان وارد مىشود. زايندهرود در اين شهرستان بهسوى جنوبشرقى تغيير مسير مىدهد و با ورود به قسمتهاى شمالى استان چهارمحال و بختيارى، آباديهاى دهستان هوره در شهرستان سامان را آبيارى مىكند. سپس از استان چهارمحال و بختيارى خارج و وارد شهرستان لِنجان در استان اصفهان مىشود. در اين شهرستان، زايندهرود با گذر از شهرهاى باغ بهادران، سده لنجان، چَمِگُردان و اراضى جنوبى زرينشهر (مركز لنجان)، در آبادى شيخآباد، با رود شور طالخونچه مخلوط و به سمت شمالشرقى منحرف مىشود و پس از طى دامنه شرقى كوه قلعهبزى، به سوى شمالغربى جريان مىيابد. اين رود پس از عبور از دهستان اُشيان (در شهرستان لنجان) در شهرستان فلاورجان جريان مىيابد و باگذر از دهستانهاى اُشتُرجان/ اشترگان و سُهر و فيروزان، اراضى شرقى شهر پير بكران*، و شهر كِليشاد و سودِرجان در اين شهرستان و شهر دُرچهپياز (در شهرستان خمينىشهر)، به سمت مشرق جارى و به شهرستان اصفهان وارد مىشود. در اين شهرستان، پس از عبور از نواحى جنوبى شهر اصفهان، زايندهرود آباديهاى دهستانهاى كِرارِج، بَراآن جنوبى، براآن شمالى، جى، جَرقويه سفلا و گاوخونى را آبيارى مىكند و باگذر از شهر وَرزَنه و آبادى قلعهريزى، در حدود 29 كيلومترى جنوبشرقى ورزنه در نزديك آبادى شاخكنار به باتلاق گاوخونى مىريزد ( جعفرى، ج 2، ص 247ـ249؛ افشين، ج 1، ص 66ـ68؛ نقشه عمومى استان اصفهان؛ نيز   ايران. وزارت كشور، ذيل «استان چهارمحال و بختيارى» و «استان اصفهان»). بهپندار برخى جغرافىنگاران متقدم، زايندهرود، پس از ريختن به گاوخونى، با طى مسافتى (نود يا شصت فرسخ) در زيرزمين، در كرمان بر زمين ظاهر شده به درياى عمان مىريختهاست ( ابنخرداذبه، ص 20؛ ابونُعَيم اصفهانى، ج 1، ص 30؛ قزوينى، ص 299؛ قس حمداللّه مستوفى ص 216ـ217، كه با دلايل علمى، در درستى اين مطالب ترديد كردهاست). پهناى زايندهرود در قسمت عليا به ده متر، در قسمت ميانى (پل زمانخان در شهرستان سامان و باغبهادران) به حدود 25 متر، و در قسمت سفلاى رود (پانزده كيلومترى جنوبغربى شهر اصفهان و در مجاورت آبادى سيان) به حدود هشتصد متر هم مىرسد ( افشين، ج 1، ص 67). در طول مسير رود، پانزده ايستگاه آبسنجى (هيدرومترى) و 48 ايستگاه تبخير و بارانسنجى مستقر است ( فرهنگ جغرافيايى رودهاى كشور، ج 3، ص 51). بنابر منابع قديم، در اطراف رود قريهها، مزارع و آسيابهاى بسيارى وجود داشت. همچنين وجود كاخهاى زيبا بر كرانه رود بر زيبايى آن مىافزود. زيباترين دروازه شهر اصفهان نيز در كنار زايندهرود قرار داشت ( ابنرسته، ص 161ـ 162؛ ابنحوقل، ص 363ـ366؛ ياقوت حَمَوى، ذيل «زَنْدَروذ»). براى استفاده بهينه از آب زايندهرود، در اين منطقه كمآب، آن را سهميهبندى كرده بودند؛ در سدههاى نخستين اسلامى مانند دوره ساسانيان، آب اين رود در رستاق الانجان ميان رستاقهاى جى، ماربين، الانجان، براآن، طسوجروذ و رُوَيدشت تقسيم مىشد. در واقع براى هريك از اين نواحى سهم معيّنى در روزهاى خاصى مقرر كرده بودند ( ابنرسته، ص 155؛ ابنحوقل، ص 365ـ366). در دوره صفوى (حك : 907ـ 1135)، آب زايندهرود بنابر «طومار شيخبهائى*»، كه انتساب آن بهسبب تناسبنداشتن سال تنظيم آن (923) با زندگى شيخ بهائى (متولد 953؛   بهاءالدين عاملى*) پذيرفتنى نيست، به 360 روز تقسيم مىشد و از اول آذر تا 75 روز پس از نوروز، برداشت آب از زايندهرود براى همه آزاد بود؛ از روز هفتادوششم، در 165 روز باقىمانده، آب زايندهرود به 33 سهم تقسيم مىشد كه هر سهم معادل پنج شبانهروز بود ( بهاءالدين عاملى، ص 2، 10، و جاهاى ديگر؛ نيز   ورهرام، ص 132ـ133؛ طومار شيخ بهايى*). تا پيش از كمآبى دهه 1380ش، آب زايندهرود كمابيش براساس طومار شيخبهائى تقسيم مىشد. تعداد 71 آبراهه در كرانه راست و 77 آبراهه در كرانه چپ زايندهرود احداث شده بود، چنانكه آب شهر اصفهان از زايندهرود از طريق نه آبراهه اصلى و شعب فرعى آنها در سطح شهر توزيع مىشدهاست (جناب اصفهانى، ص 54؛ رزمآرا، ج 10، ص 102ـ103؛ محموديان، ص 99ـ100؛ قس شفقى، ص 133، كه معتقد است برخى آبراههها در طومار شيخبهائى نبودند و بعدها احداث شدند). تقسيم آب زايندهرود و بهكارگيرى آن در جهت سرسبزى اصفهان و در كشاورزى اطراف اين شهر و سود سرشارى كه از پرداخت حقّابه نصيب دربار شاهان مىشد، توجه بسيارى از سياحان اروپايى را بهويژه در دوره صفوى به خود جلب كرد، از جمله ژان باتيست تاورنيه[2] فرانسوى (ج 2، ص 138ـ139)، انگلبرت كمپفر[3] آلمانى (ص 187ـ188) و نيكولا سانسون[4] فرانسوى (ص 66؛ براى اطلاع بيشتر از تعداد و نام ماديها (نهرهاى كوچك) و مقدار حقّابه هريك از ماديها از دوره صفوى به بعد   افضلالملك، ص 43، 46ـ47؛ جناب اصفهانى، ص 54). زايندهرود، كه يكى از مهمترين منابع تأمين آب در مركز  ايران بود، از ديرباز در شكلگيرى تمدن شهرى سهم عمدهاى داشتهاست. آثار متعددى كه تاكنون باقىمانده مؤيد اين مطلب است، ازجمله: تپههاى باستانى در قسمت علياى زايندهرود با آثارى از كورههاى سفالگرى در آنها ( منتظرى، ص 126؛ رامشت و همكاران، ص 21)؛ آثار شهرها و قلعههاى قديم در مسير زايندهرود، ازجمله قلعه و شهر قديم خولَنجان*/ خانلَنجان در اصفهان، دژ يا آتشگاه ماربين در شهرستان خمينىشهر*، قلعه قورتان در بخش بُنرود شهرستان اصفهان*، شهرهاى قديم فيروزان ( فلاورجان*) و فارفاآن ( جلگه*؛ نيز   مهريار، 1382ـ 1387ش، ج 1، ص 361ـ364، 730ـ732)؛ پلهاى قديم چون زمانخان (سامان*)، فلاورجان (وَرگون)، سىوسهپل* (اللّهورديخان)، جويى/ جوبى ( پل*)، خواجو* و پل شهرستان در ناحيه جى ( افضلالملك، ص 44ـ46؛ محموديان، ص 134ـ174؛ نيز   اصفهان*؛ پل*؛ فلاورجان*؛ لنجان*)؛ و آثار بندهاى قديم، مانند بندمروان ــكه بناى آن را به مروانبن حَكَم (خليفه اموى، حك : 64ـ65) يا فردى با نام مروان از خاندان ابىدُلَف (كه در زمان عباسيان (حك : 132ـ 656) حاكم اصفهان بود) نسبت دادهاند، بند جُنديج/ جنديچ (اللّهقلى يا فيضآباد) كه تاريخ بناى آن را پيش از صفويه دانستهاند، بند شانزده ديه (يا شامانلو) از دوره صفوى، بندگُلى كه تاريخ بناى آن معلوم نيست اما ظاهرآ پس از جنديج ساخته شدهاست، همه بندهاى مذكور در طومار شيخبهائى داراى سهم بودند ( ارباب اصفهانى، ص 113؛ حسينىابرى، 1379ش، ص 163ـ170؛ نيز   جابرى انصارى، ج 1، ص 11). وابستگى حيات طبيعى و اقتصاد و فرهنگ شهرهاى قديم اين منطقه بهويژه اصفهان با زايندهرود، و كاركرد دفاعى آن در گذشته، انكارناپذير است ( فلور[5] ، ص 103، 111؛ گيلاننتز[6] ، ص 59ـ60؛ حسينى ابرى، 1382ش، ص 106، 114ـ115). از ديرباز مراسم آيينى مختلف و جشنهاى متعدد مرتبط با آب در كنار زايندهرود برگزار مىشد، ازجمله جشن باستانى سده* در دهم بهمن هر سال، كه در تمام ساحل جنوبى زايندهرود آتش مىافروختند ( هنرفر، ص 34)؛ جشن باستانى آبريزان/ آبپاشان در سيزدهم تير در نزديكى سىوسه پل، كه مردم بر سر يكديگر آب و گلاب مىپاشيدند ( فلسفى، ج 2، ص 699؛ نيز   اسكندرمنشى، ج 2، ص 838؛ تيرگان*)؛ خاجشويان، كه ارمنيان اين منطقه هر سال در 26 دى/ 16 ژانويه، صليبى را در آب زايندهرود تعميد مىدادند ( فلسفى، ج 3، ص 1144، 1147). در دوره صفوى، اقداماتى جهت افزايش آب زايندهرود از طريق انتقال آب كوهرنگ به آن صورت گرفت كههمگى ناتمام ماند، ازجمله در زمان شاهطهماسب اول (حك : 930ـ984)، شاهعباس اول (حك : 996ـ1038) و شاهعباس دوم (حك : 1052ـ1077؛   اسكندرمنشى، ج 2، ص 949ـ 950، 959؛ منجم يزدى، ص 244؛ سانسون، ص 66ـ67؛ نيز   تحويلدار، ص 37؛ زمانىپور، ص 35ـ45). در دوره پهلوىدوم، در دامنه شرقى كوه كاركنان، در 5ر1 كيلومترى جنوبشرقى شهر چِلْگِرد* با ايجاد تونلى معروف به تونل اول كوهرنگ، كه در مهر 1332 بهرهبردارى شد، سالانه حدود 250 ميليون مترمكعب آب از دره كوهرنگ به زايندهرود منتقل مىشدهاست. پس از حفر تونل اول، سدّ بتنى زايندهرود (تاريخ شروع 1344ش و خاتمه 1349ش) در محل ايسىسو، احداث شد (فرهنگى، 1372ش، ص 92؛ حسينىابرى، 1379ش، ص 181؛ جعفرى، ج 3، ص 316؛ نيز   محموديان، ص 116ـ 119). در 1366ش، براى مهاركردن و برگرداندن سرريز آب تونل اول و شعب آب كوهرنگ و ماربران (كه به كارون مىريخت) به زايندهرود، سد و تونل دوم كوهرنگ در چهار كيلومترى سد و تونل اول احداث شد (فرهنگى، 1372ش، ص 156؛ حسينىابرى، 1379ش، ص 181ـ 182). سپس در آبان 1386، بهجهت انتقال آبهاى باقيمانده سرشاخههاى منطقه كوهرنگ و شهريارى به زايندهرود، در نوزده كيلومترى جنوبغربى فارسان و سى كيلومترى جنوبشرقى تونل و سد دوم كوهرنگ، سد و تونل سوم بر روى رودخانه كوهرنگ ساخته شد ( جعفرى، ج 3، ص 674؛ نقشه ناهمواريها و حوضه رودخانههاى ايران). در كنار انتقال آب كوهرنگ به زايندهرود، براى انتقال آب از زايندهرود به نواحى كاشان و يزد، در 1390ش عمليات حفر تونل گلاب يك (به طول 5ر 10 كيلومتر) پايان يافت كه آب شرب شهرستانهاى كاشان و آران و بيدگل را تأمين مىكرد. همچنين طرح انتقال آب زايندهرود به شهرهاى يزد، اردكان، ميبد، زارْچ و اَشكِذر در استان يزد اجرا شد ( حسينىابرى، 1379ش، ص 182؛ ابرار اقتصادى، ش 2253، 26 ارديبهشت 1385، ص 4؛ شريف نيوز، 1384ش؛ خبرگزارى آنا، 1393ش). امروزه هرچند وقوع چند خشكسالى از عوامل طبيعى در كمآبى زايندهرود بهشمار مىرود، بهنظر مىرسد عوامل غيرطبيعى نيز در خشكشدن قسمتى از بستر اين رود از حدود 1380ش بهاين سو مؤثر بودهاند، ازجمله سوءمديريت منابع آبى، بهويژه بهرهبردارى نادرست برق آبى (هيدروالكتريكى) از آب سد زايندهرود، توسعه صنايع آببر، احداث سدهاى متعدد در اين ناحيه، انتقال نادرست آب از زايندهرود به نواحى، و بهويژه بيشتربودن خروجى متوسط سالانه از ورودى آب زايندهرود ( مهريار، 1382ـ 1387ش، ج 1، ص 440؛ حسينىابرى، 1382ش، ص 106ـ109، 112ـ 114؛ احمدى، ص 23؛ منتظرى، ص 126ـ127، 142؛ خبرگزارى دانشجويان ايران «ايسنا»، 1392ش). جريان مداوم زايندهرود بر بومسازگان (اكوسيستم) طبيعى منطقه تأثير بسيارى داشتهاست. مسير زايندهرود در زمان جريان، بهويژه مصب آن، زيستگاهى مناسب براى انواع پرندگان مانند قو، اردك، مرغابى و وحوش مانند آهو و گوزن و پوشش گياهى از نوع قيچ و گز است ( مهريار، 1380ش، ص 52؛ اخوان، ص 65؛ نيز   گاوخونى*). هرچند اين بومسازگان تا پيش از كمشدن آب زايندهرود براثر ورود فاضلاب صنايع به آن رو به نابودى بودهاست ( ايران، سال 11، ش 3248، 19 شهريور 1384، ص 20). همچنين جرياننداشتن آن، موجب پسزنيهاى بومشناختى (اكولوژيك)، همچون خشكشدن تالاب گاوخونى و تبديل آن به كانون گرد و غبار، خواهد شد ( خبرگزارى دانشجويان ايران «ايسنا»، 1392ش).



منابع : ابنحَوقَل؛ ابنخرداذبه؛ ابنرُسته؛ ابونُعَيْم اصفهانى، كتاب ذكر اخبار اصبهان، چاپ سون د درينگ، ليدن 1931ـ1934، چاپ افست تهران ]بىتا.[؛ فرزانه احمدى، «چرا زايندهرود خشك شد؟»، دنياى اقتصاد، ش 2460، 28 شهريور 1390؛ عبداللّه اخوان، «به زايندهرود برويم»، شكار و طبيعت، ش 137 (فروردين 1350)؛ محمدمهدىبن محمدرضا ارباب اصفهانى، نصف جهان فى تعريف الاصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران 1340ش؛ اسكندرمنشى؛ يداللّه افشين، رودخانههاى ايران، تهران 1373ش؛ غلامحسين افضلالملك، سفرنامه اصفهان، چاپ ناصر افشارفر، تهران 1380ش؛ ايران. وزارت كشور. معاونت سياسى. دفتر تقسيمات كشورى، عناصر و واحدهاى تقسيمات كشورى ايران: تير 1390، تهران 1390ش؛ محمدحسين‌بن خلف برهان، برهان قاطع، چاپ محمد معين، تهران 1361ش؛ محمدبن حسين بهاءالدين عاملى، طومار شيخ‌بهايى، چاپ كاظم سميعى، اصفهان ?] 1307ش[؛ حسين‌بن محمدابراهيم تحويلدار، جغرافياى اصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران 1342ش؛ محمدحسن جابرى انصارى، تاريخ اصفهان، چاپ جمشيد مظاهرى (سروشيار)، اصفهان 1378ش؛ جعفرى؛ على جناب اصفهانى، الاصفهان، چاپ محمدرضا رياضى، تهران 1376ش؛ على جواهركلام، زنده‌رود، يا، جغرافياى تاريخى اصفهان و جلفا، تهران 1348ش؛ حسن حسينى اَبَرى، زاينده‌رود از سرچشمه تا مرداب، اصفهان 1379ش؛ همو، «زاينده‌رود و اصفهان»، فصلنامه تحقيقات جغرافيائى، سال 18، ش 3 (پاييز 1382)؛ حمداللّه مستوفى، نزهة‌القلوب؛ خبرگزارى آنا، 1393ش.


Retrieved May 17, 2014, from http://www.ana.ir/Home/ Single/81151;


خبرگزارى دانشجويان ايران «ايسنا»، 1392ش.


Retrieved Dec.11, 2014, from http://www.isna.ir/fa/news/ 92082716703;


محمدحسين رامشت، عليرضا عباسى، و مجيد منتظرى، «تحول تاريخ طبيعى زاينده‌رود و شكل‌گيرى مدنيت در حاشيه آن»، پژوهشهاى جغرافيائى، ش 36 (مهر 1378)؛ رزم‌آرا؛ بابك زمانى‌پور، «ويژگيهاى طرح انتقال آب كوهرنگ (كارون) به زاينده‌رود در عصر صفوى»، فرهنگ بام ايران، ش 12 و 13 (زمستان 1380 و بهار 1381)؛ نيكولا سانسون، سفرنامه سانسون: وضع كشور ايران در عهد شاه سليمان صفوى، ترجمه محمد مهريار، اصفهان 1377ش؛ شريف نيوز، 1384ش.


Retrieved Aug.30, 2014, from http://sharifnews.com/ print.php? 6186;


سيروس شفقى، جغرافياى اصفهان، اصفهان 1381ش؛ فرهنگ جغرافيايى رودهاى كشور، تهران: سازمان جغرافيائى نيروهاى مسلح، 1381ش ـ؛ بيژن فرهنگى، ترنم آب در گذر زمان: مرورى بر سازه‌هاى آبى ايران زمين از گذشته‌هاى دور تا به امروز، تهران 1383ش؛ همو، نگرشى بر سدهاى ايران: گذشته، حال، آينده، تهران 1372ش؛ نصراللّه فلسفى، زندگانى شاه‌عباس اول، تهران 1364ش؛ زكريابن محمد قزوينى، آثار البلاد و اخبار العباد، بيروت : دارصادر، ]بى‌تا.[؛ انگلبرت كمپفر، سفرنامه كمپفر، ترجمه كيكاوس جهاندارى، تهران 1360ش؛ پطرس دى سركيس گيلاننتز، سقوط اصفهان: گزارشهاى گيلاننتز درباره حمله افغانان و سقوط اصفهان، ترجمه محمد مهريار، اصفهان 1371ش؛ مُفَضَّل‌بن سعد مافَرّوخى، كتاب محاسن اصفهان، چاپ جلال‌الدين حسينى‌طهرانى، تهران 1312ش؛ محمد محموديان، زاينده‌رود اصفهان، اصفهان 1348ش؛ مقدسى؛ مجيد منتظرى، «شناسايى تحليل روند خشكسالى‌هاى اقليمى زير حوضه‌هاى زاينده‌رود در نيم سده گذشته»، فصلنامه تحقيقات جغرافيائى، سال 22، ش 4 (زمستان 1386)؛ جلال‌الدين محمد منجم يزدى، تاريخ عباسى، يا، روزنامه ملاجلال، چاپ سيف‌اللّه وحيدنيا، تهران 1366ش؛ محمد مهريار، فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان، اصفهان 1382ـ1387ش؛ همو، «گاوخانى (گاو خونى) و زاينده‌رود»، فرهنگ اصفهان، ش 20 (تابستان 1380)؛ نقشه عمومى استان اصفهان، مقياس 000،1:650، تهران : سازمان نقشه‌بردارى كشور، 1381ش؛ نقشه ناهمواريها و حوضه رودخانه‌هاى ايران، مقياس 000، 000،1:2، تهران: گيتاشناسى، 1377ش؛ غلامرضا ورهرام، «جغرافياى تاريخى زاينده‌رود»، فصلنامه تحقيقات جغرافيائى، سال 5، ش 2 (تابستان 1369)؛ لطف‌اللّه هنرفر، «زاينده‌رود در گذرگاه تاريخ»، هنر و مردم، ش 187 (ارديبهشت 1357)؛ ياقوت حَمَوى؛


Willem M. Floor, The A fghan occupation of Safavid Persia: 1721-1729, Paris 1998; Jean-Baptiste Tavernier, L es six voyages de Turquie et de Perse, introduction et notes de Stéphane Yerasimos, Paris 1981.


/ سيروس شفقى و گروه جغرافيا /   



1. karstic 1. Jean Baptiste Tavernier 2. Engelbert Kaempfer 3. Nicolas Sanson 4. Floor 1. Petros Di Sarkis Gilanentz


نظر شما
مولفان
سیروس شفقی و گروه جغرافیا ,
گروه
جغرافیا ,
رده موضوعی
جلد 21
تاریخ 95
وضعیت چاپ
  • چاپ شده