ریپکا

معرف

خاورشناس چك و نويسنده آثار متعدد درباره زبان و ادبيات فارسى.
متن

ريپكا، يان[۱] ، خاورشناس چك و نويسنده آثار متعدد درباره زبان و ادبيات فارسى. در ۱۸۸۶/۱۳۰۳ در شهر كوچك كرمزير[۲] ، در ايالت موراوى[۳] ، در امپراتورى اتريش ـ مجارستان بهدنيا آمد. تحصيلات متوسطه را در زادگاهش بهپايان رساند و در دانشگاه وين[۴] ، زبانهاى شرقى خواند و فارسى، تركى و عربى آموخت و در ۱۹۱۰/ ۱۳۲۸ موفق به اخذ درجه دكترى شد (بدوى، ص ۱۸۳، ۱۰۳۷؛ فرهنگ خاورشناسان، ج ۴، ص ۴۸۴؛ تاور[۵] ، ص ۳۰۳). او از محضر استادانى همچون داويد هاينريش مولر*[۶] ، يوزف ريتر فن كاراباچك[۷] ، ماكسيميليان بيتنر[۸] ، رودولف گاير[۹] ، و آدولف وارمونت[۱۰] بهره برد (بچكا[۱۱] ، ص ۵۴۶؛ تاور، همانجا). پس از تشكيل كشور چكسلواكى در ۱۹۱۸/۱۳۳۶، در آنجا اقامت گزيد و به استخدام وزارت علوم درآمد (فرهنگ خاورشناسان، همانجا) و با حفظ ارتباط با دانشگاه وين، در بخش شرقشناسى دانشكده فلسفه دانشگاه كارلوا[۱۲] در پراگ[۱۳] به تحقيق پرداخت (بچكا، ص ۵۴۷). در ۱۹۲۵/۱۳۰۴ش استاديار و از ۱۹۳۰/ ۱۳۰۹ش استاد زبانهاى شرقى شد و از ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۶/۱۳۱۸ـ۱۳۲۵ش رئيس دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه كارلوا در پراگ بود (فرهنگ خاورشناسان، همانجا). ريپكا از نسل دوم خاورشناسان چك بود (ريپكا، ۱۳۴۲ش، ص ۱ـ۲) و سِمتها و افتخارات زيادى بهدست آورد، ازجمله عضويت در فرهنگستان ايران، فرهنگستان علوم چكسلواكى، و فرهنگستانهاى آلمان و اتحاد جماهير شوروى و لهستان؛ رياست كارگروه ملى يونسكو در چكسلواكى؛ بنيادگذارى و عضويت در مؤسسه شرقشناسى[۱۴] در پراگ؛ رياست كارگروه طرح بزرگ تفاهم شرق و غرب؛ رياست كارگروه بينالمللى تأليف و تدوين فرهنگ بينالمللى ادبيات كلاسيك فارسى، و مديريت سلسله انتشاراتى معروف به «بايگانى شرقى»[۱۵] . او چندين مدال، نشان افتخار، و دكترى افتخارى نيز دريافت كرد (فرهنگ خاورشناسان، همانجا؛ سپنتا، ص ۶۴۵). ريپكا از ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۲/۱۳۰۰ـ۱۳۰۱ش در تركيه زندگى كرد و در آنجا به مطالعه زبان و ادبيات تركى پرداخت (فرهنگ خاورشناسان، همانجا؛ نيز  ← بچكا، همانجا). او درباره علاءالدين على ثابت* و باقى*، دو شاعر بنام ترك، آثارى منتشر كردهاست. همچنين آثار مهمى از او درباره نسخههاى خطى استانبول و بررسى دقيق اشعار و تحليل زيبايىشناختى و زبانشناختى آنها بهجا ماندهاست (بچكا، همانجا؛ نيز   تاور، ص ۳۰۳ـ۳۰۴). ريپكا از ايرانشناسان مهم و طراز اول است. او پنجاه سال فرهنگ ايران را مطالعه كرد. هدف او مبادله تجارب و تحكيم دوستى بين ايران و چكسلواكى بود (ريپكا، ۱۳۴۲ش، ص ۴). او در ۱۹۳۴/۱۳۱۳ش براى شركت در جشن «هزاره فردوسى» به ايران سفر كرد و يكسال در ايران ماند (وحيد دستگردى، ص ۳۲۲؛ فرهنگ خاورشناسان، همانجا). اقامت ريپكا در ايران باعث آشنايى و مكاتبه او با محققان ايرانى شد؛ كسانى چون سعيد نفيسى، محمدحسن وحيد دستگردى، سيدمحمد محيط طباطبايى، مجتبى مينوى، بزرگ علوى، پرويز ناتل خانلرى، و صادق هدايت. ايرج افشار در مقدمه كتاب تاريخ ادبيات ايران ريپكا نوزده نامهاى را كه از ريپكا دريافت كرده چاپ كردهاست ( ج ۱، ص سىوسه ـ چهل، ۱ـ۲۷). اين نامهها حاوى شوق و ذوق ريپكا براى دريافت آثار فارسى و نگاه نقادانه او به هر نوشته تازهاى است كه دريافت مىكرد. او در ۱۹۶۳/۱۳۴۲ش بار ديگر به ايران آمد و در دانشگاههاى ايران چندين سخنرانى كرد (فرهنگ خاورشناسان، همانجا). ريپكا در ۱۹۶۸/۱۳۴۷ش در ۸۲ سالگى در پراگ درگذشت (تاور، ص ۳۰۴؛ فرهنگ خاورشناسان، همانجا). فعاليتهاى علمى ريپكا گستره وسيعى را دربرمىگرفت. از او آثار زيادى در زمينه ادبيات تركى، واژهشناسى، فرهنگنويسى، و متنشناسى باقى ماندهاست، اما مهمترين حوزه علاقه و كار او زبان و ادبيات فارسى بود. او در ادبيات كلاسيك از همه بيشتر به حافظ، نظامى، و خاقانى پرداختهاست (مرتضوى، ص ۲۹۶). او به نظامى علاقه خاصى داشت و قسمت اعظم آثارش را به زبان چكى ترجمه كرد. ريپكا نخستين شرقشناسى است كه به ابيات الحاقى در خمسه نظامى پى برد و آنها را معرفى كرد (وحيد دستگردى، ص ۳۲۳ـ۳۲۴؛ سپنتا، ص ۶۴۶). او همچنين بهارستان جامى و هفتپيكر نظامى را نيز به زبان چكى ترجمه كرد كه بهترتيب در ۱۹۱۱/۱۳۲۹ و ۱۹۳۴/۱۳۱۳ش بهچاپ رسيدند. مقالاتى درباره ادبيات كلاسيك ايران و شاعران آن در نشريات و نيز در >دايرةالمعارف اسلام<[۱۶] از ديگر آثار اوست (بچكا، ص ۵۴۸ـ۵۵۲؛ فرهنگ خاورشناسان، ج ۴، ص ۴۸۴ـ۴۹۵). شاهكار حيات ادبى ريپكا را كتاب تاريخ ادبيات ايران او مىدانند. اين كتاب با همكارى افرادى چون اوتاكر كليما[۱۷] در ۱۹۵۵/۱۳۳۴ش به زبان چكى تأليف شد و سپس در ۱۹۵۹/۱۳۳۸ش به آلمانى[۱۸] ترجمه يا به عبارت دقيقتر تحرير مفصّل شد و ترجمه انگليسى[۱۹] آن در ۱۹۶۸/۱۳۴۷ش منتشر گرديد. ترجمه آلمانى اين اثر را عيسى شهابى با عنوان تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه به فارسى برگرداند و در ۱۳۵۴ش منتشر كرد. كيخسرو كشاورزى نيز ترجمه روسى آن را به فارسى برگرداند و در ۱۳۷۰ش منتشر كرد. ترجمه انگليسى اين اثر را ابوالقاسم سرى در ۱۳۸۳ش به فارسى برگرداند و منتشر كرد (بچكا، ص ۵۵۱؛ مهدى دامغانى و متينى، ص ۲۵۵؛ ذوالفقارى، ص ۱۳۴؛ حبيبى، ص ۶۱ـ۶۳). اين كتاب را در مقايسه با آثار قبلى در همين زمينه داراى امتيازاتى مىدانند. در تأليف آثار قبلى به نتايج تحقيقات غربى توجه چندانى نشده بود و از مباحثى مانند ادبيات معاصر و ادبيات عامه نيز غفلت شده بود. ريپكا در كتاب خود علاوهبر بهرهگيرى از تازهترين دستاوردهاى پژوهشى و پرداختن به ادبيات معاصر و عامه، به معرفى ادبيات تاجيكى نيز پرداختهاست. علاوهبراين، تاريخ ادبيات ريپكا تحولات ادبيات فارسى در ايران و جوامع متأثر از فرهنگ ايرانى را، از هند تا تركيه، بهويژه تاجيكستان و ديگر كشورهاى آسياى مركزى، بهخوبى نشان مىدهد (بچكا، ص ۵۵۱؛ مهدوى دامغانى و متينى، ص ۲۵۶). در ۱۹۶۷/۱۳۴۶ش مجموعه مقالاتى با عنوان يادنامه يان ريپكا با مقدمه يرژى بچكا، ايرانشناس چك، به افتخار هشتادمين سال تولد ريپكا در پراگ چاپ شد ( ← ميلوارد[۲۰] ، ص ۶۶۰ـ۶۶۱).


منابع :


آريانا، سال ۲۶، ش ۱ (دلو ـ حوت ۱۳۴۶)؛ يرژى بچكا، «پروفسور يان ريپكا ايرانشناس چكوسلواكى»، ترجمه محمد وحيد دستگردى، ارمغان، دوره ۳۸، ش ۱۰ (دى ۱۳۴۸)؛ عبدالرحمان بدوى، موسوعة المستشرقين، بيروت ۱۹۸۴؛ حسن حبيبى، «ريپكا: تاريخ ادبيات ايران (ج ۱)»، ضميمه نامه فرهنگستان، ش ۳۹ (بهار ۱۳۸۹)؛ حسن ذوالفقارى، «نگاهى به تاريخ ادبيات ايران»، نامه علوم انسانى،ش ۱۴ (تابستان و پاييز ۱۳۸۵)؛ يان ريپكا، تاريخ ادبيات ايران، ترجمه ابوالقاسم سرّى، تهران ۱۳۸۳ش؛ همو، «خاورشناسى در چكوسلواكى»، پيام نوين، سال ۵، ش ۱۰ (مرداد ۱۳۴۲)؛ عبدالحسين سپنتا، «بمناسبت هشتادسالگى آكادميسين دكتر يان ريپكا مستشرق مشهور چكسلواكى»، وحيد، سال۳، ش ۸ (مرداد۱۳۴۵)؛ فرهنگ خاورشناسان: زندگينامه و كتابشناسى ايرانشناسان و اسلامشناسان، ج ۴، به سرپرستى پرويز مشكيننژاد، تهران: پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، ۱۳۸۸ش؛ منوچهر مرتضوى، «يان ريپكا»، نشريه دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تبريز، سال ۲۱، ش ۴ (زمستان ۱۳۴۸)؛ احمد مهدوى دامغانى و جلال متينى، «مرورى بر تاريخهاى ادبيات عربى و فارسى»، مجله ايرانشناسى، سال ۶، ش ۲ (تابستان ۱۳۷۳)؛ حسن وحيد دستگردى، «پروفسور ريپكا»، ارمغان، سال ۱۶، ش ۵ (مرداد ۱۳۱۴)؛


William G. Millward, "Y¦ adn¦ame-ye Jan Rypka (articles on Persian and Tajik literature)", Journal of the American Oriental Society, vol. ۹۸, no.۳ (July-Sept. ۱۹۶۹); Felix Tauer, "Jan Rypka: ۱۸۸۶-۱۹۶۸", Der Islam, vol.۴۶, no.۳ (Sept. ۱۹۷۰).


/ ندا اخواناقدم /


۱. Rypka, Jan ۲. Kremsier ۳. Moravia ۴. Universität Wien ۵. Tauer ۶. David Heinrich Müller ۷. Joseph Ritter von Karabacek ۸. Maximilian Bittner ۹. Rudolf Geyer ۱۰. Adolf Wahrmund ۱۱. Jiri Becka ۱۲. Univerzita Karlova ۱۳. Prague ۱۴. The Oirental Institute ۱۵. Archiv Orientáln¨ â ۱۶. The Encyclopaedia of Islam ۱۷. Otakar Klima ۱۸. Iranische L iteratur Geschichte ۱۹. History of Iranian literature ۲۰. Millward

نظر شما
مولفان
ندا اخوان اقدم ,
گروه
ادبیات و زبان ها ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده