الرؤوف

معرف

از نامهاى خدا.
متن

الرؤوف، از نامهاى خدا. اين نام در قرآنكريم، دهبار درباره خداوند (براى نمونه بقره: 143؛ آلعمران: 30) بهكار رفتهاست؛ نه مورد در تركيب «رؤوفٌ رحيم» (براى نمونه بقره: 143؛ توبه: 117) و دو مورد در تركيب «رؤوفٌ بالعباد» (بقره: 207؛ آلعمران: 30؛ محمدفؤاد عبدالباقى، ذيل «رؤوف»). گفتنى است تركيب رؤوفٌ رحيم يكبار نيز در وصف پيامبراكرم آمدهاست ( توبه: 138). الرؤوف، در حديث مشهور نبوى كه 99 نام نيكوى خدا (اسماءالحسنى) در آنها فهرستوار بيان شده، ذكر گرديدهاست ( تِرمِذى، ج 5، ص 193؛ ابنبابويه، ص 195). همچنين در بند 57 از دعاى جوشن كبير، تعبير «يا رؤوف» و در بندهاى 15 و 45 اين دعا، عبارتهاى «يا ذاالرأفة و المُستعان» و «يا أرأَفَ مِن كلّ رؤوف» ذكر شدهاست ( كفعمى، ص 249ـ254). در منابع حديثى شيعه و سنّى نيز نام رؤوف و صفت رأفت فراوان درباره خداوند بهكار رفتهاست (براى اطلاع از فهرست اين روايات برازش، ج 11، ص 7758ـ7762؛ ونسينك[1] ، ج 2، ص 199). فرهنگنويسان و مفسرانْ رؤوف را مشتق از مصدر رأفت دانسته و عمدتآ آن را در پيوند با واژه رحمت معنا كردهاند. البته در اين باره دو ديدگاه وجود دارد؛ در ديدگاه اول، رأفت هممعنا با رحمت دانسته شدهاست ( خليلبن احمد، ذيل «رأف»؛ ابوحاتِم رازى، ج 2، ص 126، به نقل از ابوعبيده؛ ابنفارِس؛ راغب اصفهانى؛ ابنمنظور، ذيل «رأف»؛ نيز مقاتلبن سليمان، ج 2، ص 79، ج 3، ص 327، كه هر دو واژه رأفة و رحمة را به معناى مودّة دانستهاست) كه در نتيجه، رؤوف با رحيم هممعنا خواهد بود. در ديدگاه دوم، كه قائلان بيشترى نيز دارد، رأفت بلندمرتبهتر از رحمت و حالتى شديدتر از آن دانسته شدهاست ( ابنانبارى، ج 1، ص 193؛ جوهرى، ذيل «رأف»؛ ابوهلال عسكرى، ص161؛ طوسى، ج2، ص11، ج5، ص315؛ منصوربن محمد سمعانى، ج 1، ص 150، ج 5، ص 379؛ ابوالفتوح رازى، ج 2، ص 208؛ بيضاوى، ج 1، ص 419، ج 3، ص 181؛ فيروزآبادى، ج 3، ص 142). برخى حتى رأفت را والاترين مرتبه رحمت دانستهاند ( طبرى، ج 2، ص 18ـ19؛ ابوحاتم رازى، همانجا)، اما شمارى از عالمان لغت و تفسير، رأفت را متضمن معانى ديگرى همچون رقّت، يعنى نرمخويى و دلسوزى ( مقاتلبن سليمان، ج 1، ص 84، ج 2، ص 75، 79، 224، 407؛ ابنفارس، همانجا؛ ابنكثير، ج 4، ص 337) يا حالتى نرمخويانهتر و دلسوزانهتر (أرقّ) از رحمت دانستهاند ( ازهرى، ج 15، ص 238؛ ابنمنظور؛ فيروزآبادى، همانجاها؛ طُرَيحى، تفسير غريب القرآنالكريم، ص 391). حَنان و تحنّن نيز، كه معناى آن نزديك به معناى رقّت است، در عبارات بعضى ديگر از عالمان آمدهاست ( طبرِسى، ج 7، ص 197؛ طباطبائى، ج 3، ص 157). گروهى ديگر نيز رأفت را به تعطُّف، يعنى مهربانى، و در نتيجه رؤوف را به عَطوف معنا كردهاند ( ابندُرَيد، ج 2، ص 1067؛ طوسى، ج 7، ص 337، ج 9، ص 566؛ منصوربن محمد سمعانى، ج 2، ص 363؛ زمخشرى، ج 4، ص 481؛ ابنمنظور، همانجا؛ طريحى، مجمعالبحرين، ج 2، ص 114) و در عبارات بعضى ديگر، رؤوف به رفيق ــبهمعناى همراهى و سازگارىِ آميخته با نرمى و ملاطفت ــ نيز معنا شدهاست ( مقاتلبن سليمان، ج 2، ص 214، 389، 413؛ طبرى، ج 11، ص 76؛ طوسى، ج 5، ص 329؛ منصوربن محمد سمعانى، همانجا). با توجه به پيوند معنايى ميان واژگان رقّت، حنان و تحنّن، تعطّف و رِفْق با «رحمت»، و اشتمال اين واژگان بر معنايى افزون بر معناى رحمت، كه به نوعى بيانگر شدت و افزونى در معناى اين واژگان در مقايسه با رحمت است، مىتوان اين گروه از دانشمندان را نيز ازجمله قائلان به ديدگاه دوم در نظر گرفت. برايناساس، رؤوف يعنى كسى كه داراى مراتب و درجات والاى رحمت و مهربانى به ديگران است؛ و رحمت و بخشايشش به ديگران، توأم با نرمخويى و دلسوزى و مداراست. بعضى از فرهنگنويسان و مفسران نيز كوشيدهاند تفاوتهاى معنايى ميان دو واژه رؤوف و رحيم را بيان كنند. مثلا طبرى (ج 2، ص 18ـ19) رؤوف را بيانگر والاترين مرتبه رحمت خداوند دانسته و آن را در دنيا مخصوص همه بندگان (رؤوفٌ بالعباد) و در آخرت مخصوص بعضى از بندگان دانستهاست، اما خداوند را در دنيا و آخرت فقط نسبت به مؤمنان يا بندگانى رحيم خواندهاست كه توبه مىكنند و بخشش از گناهان را مىطلبند. بعضى ديگر رأفت را افزونى در رحمتى خاص دانستهاند كه همانا دفع بديها و رفع ضررهاست، اما رحمت را وصف جامعى دانستهاند كه اين معنا و نيز جلب نيكيها و بخشايش و نعمترسانى را دربرمىگيرد ( فخررازى، التفسير الكبير، ج 1، ص 136ـ137؛ طباطبائى، ج 19، ص 173). در اين ديدگاه، برخلاف رحمت الهى كه عام و فراگير است، رأفت خداوند مخصوص بندگان نيازمند و بلاديده دانسته شدهاست ( طباطبائى، ج 1، ص 325). شمارى ديگر از دانشمندان تفاوت ميان اين دو واژه را چنين بيان كردهاند كه رحمت وقتى محقق مىشود كه بنده در وضعى نامطلوب و در رنج و سختى است و به صلاح اوست كه بر او رحمت آيد، اما رأفت در چنين حالتى محقق نمىشود ( ابنمنظور، همانجا؛ طريحى، مجمع البحرين، ج 2، ص 113؛ زَبيدى، ذيل «رأف») و داراى كيفيتى والاتر از رحمت است؛ چرا كه رأفت به معناى رساندن نعمت به ديگرى است بىآنكه او در رنج و سختى باشد، ولى رحمت، نعمترساندن به ديگرى است بهطور مطلق و ممكن است همراه با كراهت يا رنج وى نيز باشد (جزايرى، ص 133ـ134). بعضى از عالمان لغت و تفسير برآناند كه در تركيب «رؤوفٌ رحيم» در قرآنكريم، تقديم و تأخير هست؛ يعنى با توجه به اينكه رؤوف در قياس با رحيم معناى مبالغهآميزترى دارد، مىبايست متأخر از آن مىآمد. به رأى موافقان اين نظر، تقديم رؤوف بر رحيم دو وجه دارد: يا اينكه براى تأكيد بر معناى رؤوف است كه براين اساس معناى اين عبارت قرآنى، «رحيمٌ شديدالرحمة» خواهد بود ( ابنانبارى؛ ابوهلال عسكرى، همانجاها)؛ يا اينكه رؤوف بر رحيم براى رعايت فواصل آيات مقدّم شدهاست ( بيضاوى، همانجاها). در مقابل، مخالفان اين نظر بر آناند كه مقدّمشدن رؤوف بر رحيم يا همانند تقديم اسامى عَلَم بر اوصافشان است كه بهسبب شناختهتر بودن اسم است نسبت به صفتى كه كمتر شناخته است، و مجموع اسم و صفت تعريفى بليغتر را به دست مىدهد ( طوسى، ج 2، ص 11)؛ يا اينكه اين تقديم از باب تقديم خاص بر عام است، چرا كه رأفت به معناى دفع ضررهاست اما رحمت، علاوه بر آن، بهمعناى جلب سود نيز است ( فخررازى، التفسير الكبير، ج 1، ص 136). بعضى از شارحان اسماءاللّه نيز رؤوف را با رحيم هممعنا ( زَجّاجى، ص 86؛ احمدبن منصور سمعانى، ص 534؛ ابنعربى، ج 4، ص 304) و بعضى ديگر، رؤوف را مبالغهآميزتر از رحيم دانستهاند ( قشيرى، ص 366؛ غزالى، ص 124؛ نيز سبزوارى، ص 238). به اعتقاد اين گروه، سهلگيرى خداوند بر بندگان، كه مكلف نكردن بنده به بيش از طاقتش، از جمله در هنگام بيمارى يا سفر، از مصاديق آن است، از نشانههاى رأفت است ( حليمى، ج 1، ص 201). آنها همچنين صيانت بندگان را از موجبات عقوبت الهى و حفاظت آنان را از لغزش، كه در معناى رؤوف نهفته است (قشيرى، ص 366ـ368)، مبالغه در رحمت الهى دانستهاند؛ همانگونه كه رحمت در حالت كراهت و اجبارِ ديگرى و از روى مصلحت وى تحقق مىيابد، درحالىكه رأفت در چنين حالتى محقق نمىشود ( بيهقى، ص 78، به نقل از خطابى). فخررازى (شرح اسماءاللّه الحسنى، ص 340ـ341) تقديم رؤوف را بر رحيم در تركيب قرآنى «رؤوفٌ رحيم»، دليل وجود تفاوت ميان اين دو نام خدا دانسته و آن را چنين توضيح دادهاست كه وصف رحيم، هنگامى محقق مىشود كه حاجت و ضعفى در ديگرى باشد، اما رأفت هنگامى محقق مىشود كه فرد رؤوف بر فرد نيازمند يا ناتوان رحمت آورد. به عبارت ديگر، رأفت، حالت فاعل (رؤوف) در نيكى و كمككردن و رحمت، برآمده از حالت مفعول در نياز به نيكى و كمك است. برايناساس، و با توجه به اينكه در انجامدادن يك فعل، حالت و انگيزه فاعل براى انجامدادن آن فعل در قياس با احتياج مفعول به انجامشدن آن فعل تأثير بيشترى دارد، رأفت الهى بر رحمت او مقدّم شدهاست.


منابع : علاوه بر قرآن؛ ابنانبارى، الزاهر فى معانى كلمات الناس، چاپ حاتم صالح ضامن، [بغداد]1399/1979؛ ابنبابويه، التوحيد، چاپ هاشم حسينى طهرانى، قم [?1357ش]؛ ابندُرَيد، كتاب جمهرةاللغة، چاپ رمزى منير بعلبكى، بيروت 1987ـ1988؛ ابنعربى، الفتوحات المكية، بيروت: دارصادر، [بىتا.]؛ ابنفارِس؛ ابنكثير، تفسيرالقرآنالعظيم، بيروت 1412؛ ابنمنظور؛ ابوالفتوح رازى، روضالجِنان و روحالجَنان فى تفسير القرآن، چاپ محمدجعفر ياحقى و محمدمهدى ناصح، مشهد 1365ـ1376ش؛ ابوحاتِم رازى، كتاب الزينة فى الكلمات الاسلامية العربية، چاپ حسينبن فيضاللّه همدانى، ج 2، قاهره 1958؛ حسنبن عبداللّه ابوهلال عسكرى، الفروق اللغوية، قاهره 1353، چاپ افست قم [بىتا.]؛ محمدبن احمد ازهرى، تهذيباللغة، ج 15، چاپ ابراهيم ابيارى، قاهره 1967؛ عليرضا برازش، المعجم المفهرس لالفاظ احاديث بحارالانوار، تهران 1372ـ1373ش؛ عبداللّهبن عمر بيضاوى، انوار التنزيل و اسرار التأويل، المعروف بتفسير البيضاوى، مصر 1330، چاپ افست بيروت [بىتا.]؛ احمدبن حسين بيهقى، كتابالاسماء و الصفات، بيروت 1405/1984؛ محمدبن عيسى تِرمِذى، سنن الترمذى و هوالجامع الصحيح، ج 5، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بيروت 1403/1983؛ نورالدينبن نعمةاللّه جزايرى، فروق اللغات فى التمييز بين مفادالكلمات، چاپ محمد رضوانالدايه، تهران 1375ش؛ اسماعيلبن حماد جوهرى، الصحاح: تاجاللغة و صحاحالعربية، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره 1376، چاپ افست بيروت 1407؛ حسينبن حسن حليمى، كتاب المنهاج فى شعب الايمان، چاپ حلمى محمد فوده، [بيروت] 1399/1979؛ خليلبن احمد، كتابالعين، چاپ مهدى مخزومى و ابراهيم سامرائى، قم 1405؛ حسينبن محمد راغب اصفهانى، المفردات فى غريب القرآن، چاپ محمد سيد كيلانى، تهران [?1332ش]؛ محمدبن محمد زَبيدى، تاجالعروس من جواهرالقاموس، چاپ علىشيرى، بيروت 1414/1994؛ عبدالرحمانبن اسحاق زَجّاجى، اشتقاق اسماءاللّه، چاپ عبدالحسين مبارك، بيروت 1406/1986؛ زمخشرى؛ هادىبن مهدى سبزوارى، شرحالاسماء، او، شرح دعاءالجوشنالكبير، چاپ نجفقلى حبيبى، تهران 1375ش؛ احمدبن منصور سمعانى، روحالارواح فى شرح اسماءالملك الفتّاح، چاپ نجيب مايل هروى، تهران 1368ش؛ منصوربن محمد سمعانى، تفسيرالسمعانى، چاپ ياسربن ابراهيم و غنيمبن عباس، رياض 1418/1997؛ طباطبائى؛ طبرِسى؛ طبرى، جامع؛ فخرالدينبن محمد طُرَيحى، تفسير غريبالقرآنالكريم، چاپ محمدكاظم طريحى، قم : زاهدى، [بىتا.]؛ همو، مجمعالبحرين، چاپ احمد حسينى، تهران 1362ش؛ طوسى؛ محمدبن محمد غزالى، المقصدالاسنى فى شرح اسماءاللّه الحسنى، چاپ محمد عثمان خَشت، بولاق [?1404/ 1984]؛ محمدبن عمر فخررازى، التفسيرالكبير، قاهره [بىتا.]، چاپ افست تهران [بىتا.]؛ همو، شرح اسماءاللّه الحسنى للرازى و هوالكتاب المسمى لوامع البينات شرح اسماءاللّه تعالى و الصفات، چاپ طه عبدالرؤوف سعد، قاهره 1396/1976، چاپ افست تهران 1364ش؛ محمدبن يعقوب فيروزآبادى، القاموس المحيط، بيروت: دارالعلم، [بىتا.]؛ عبدالكريمبن هوازن قشيرى، شرح اسماءاللّه الحسنى، دراسة و تحقيق و شرح طه عبدالرؤف سعد و سعد حسن محمدعلى، قاهره 1422/2001؛ ابراهيمبن على كفعمى، جنّة الامان الوافية و جنّة الايمان الباقية، المشتهر بالمصباح، بيروت 1403/1983؛ محمدفؤاد عبدالباقى، المعجم المفهرس لالفاظ القرآنالكريم، قاهره 1364، چاپ افست تهران [? 1397]؛ مقاتلبن سليمان، تفسير مقاتلبن سليمان، چاپ احمد فريد، بيروت 1424/2003؛ آرنتيان ونسينك، المعجمالمفهرس لالفاظ الحديث النبوى، استانبول 1988.


/ محمدعلى خوانينزاده /


1. Arent Jan Wensinck


 

نظر شما
مولفان
محمد علی خوانین زاده ,
گروه
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده