رومیه

معرف

از شاخه‌هاى طريقت قادريه*، منسوب به اسماعيل رومى در قلمرو عثمانى.
متن

 



روميّه (يا اسماعيليه)، از شاخههاى طريقت قادريه*، منسوب به اسماعيل رومى در قلمرو عثمانى. اسماعيل رومى احتمالا در 945 ( ييلماز[1] ، ص 403) در روستاى باديغين[2] يا بادين[3] ــ امروزه از توابع چانقرى[4] ــ به دنيا آمد (رونقاوغلو[5] ، ص 82، پانويس 6؛ رائف، ص 376؛ خواجهزاده[6] ، ص 96؛ قس بروسهلى، ج 1، ص 25؛ عثمانزاده[7] ، ج 1، ص 118؛ پاكالين[8] ، ذيل "Rumiyye"؛ ييلماز، ص 402 كه محل تولد وى را روستاى بانصا/ بابصا[9] از توابع طوسيه[10] در شهرستان قسطمونى[11] ذكر كردهاند). وى پس از تحصيلات اوليه در زادگاهش، براى ادامه تحصيل به قسطمونى رفت. در اين ميان، مريد احمدافندى، از مشايخ معروف خلوتى و قادرى ( ييلماز، ص 403) در آن نواحى، شد و به سيروسلوك پرداخت و بعد از مدتى به اشاره عبدالقادر گيلانى* (مؤسس سلسله قادريه)، كه به خوابش آمده بود، به بغداد رفت و دست ارادت به سيدفيضاللّه افندى، شيخ آستانه قادرى بغداد، داد (سيّدسيرى على[12] ، ص 49ـ50؛ وجدانى، كتاب 2، ص 52ـ53؛ خواجهزاده، همانجا؛ رونقاوغلو، ص 82ـ83). اسماعيل رومى بعد از طى مراحل سيروسلوك، بغداد را ترك كرد و به مصر و سپس به آناطولى رفت. او در مصر به خدمت احمد مصرى، خليفه ابراهيم برهانالدينبن على، رفت و از وى نيز اجازه ارشاد گرفت و بعدها خليفه احمدبن سليمان رومى، از شاگردان احمد مصرى، شد (>دايرةالمعارف استانبول از ديروز تا امروز<[13] ، ج 4، ص 372؛ د.ا.د.ترك، ذيل «اسماعيل رومى»؛ براى آگاهى از نسبنامه طريقت اسماعيل رومى حريرىزاده، ج 2، گ 69رـ70ر؛ عثمانزاده، ج 1، ص 117ـ118). اسماعيل رومى كه عنوان «پير ثانى» را نيز دريافت كردهبود ( سيّدسيرى على، ص 51؛ وجدانى، كتاب 2، ص 53)، براى ارشاد و تبليغ طريقت قادرى به بسيارى از مناطق آناطولى و رومايلى سفر كرد و در آن مناطق 48 خانقاه قادرى بنا نهاد ( سيّدسيرى على، ص 52؛ ايوانسرايى[14] و همكاران، ج 2، ص 467ـ468) و قادريه را در مناطق وسيعى انتشار داد (ييلماز، ص 404). به نظر ييلماز (ص 397ـ399)، نخستين كسى كه طريقت قادريه را در ابتداى قرن يازدهم به استانبول برد شيخِ شعبه اشرفيه طريقت قادريه به نام پيرمحمدافندى معروف به جانعالم افندى يا شيخبوداق بود كه شيخاشرفزاده شيخ حمدىافندى او را براى ارشاد به استانبول فرستاده بود، و اسماعيل رومى نيز كسى بود كه قادريه را در استانبول گسترش داد و بهواسطه او اين طريقت به ديگر نقاط آناطولى و حتى به ايالت رومايلى نيز برده شد (نيز د.ا.ترك، ذيل «اشرفيه»)؛ اما برخى محققان اسماعيل رومى را نخستين كسى مىدانند كه قادريه را به استانبول برد ( تريمينگام[15] ، ص 44؛ اوزكوس[16] ، ص 385؛ د.ا.د. ترك، ذيل «روميّه»). رومى در 1020 به استانبول رفت و در صُفولار جامعى[17] (مسجدجامع صوفيان) به ارشاد پرداخت. مدتى بعد، نخستين خانقاه قادرى را در استانبول بنا نهاد (تريمينگام، همانجا؛ >دايرةالمعارف استانبول از ديروز تا امروز<، ج 4، ص 373؛ د.ا.د.ترك، همانجا). اين خانقاه كه به قادريخانه معروف شد بعد از خانقاه قادريه در بغداد، دومين مركز قادريه بهشمار مىرفت. مشايخ قادريخانه استانبول تا اوايل قرن چهاردهم، همه اجازهنامههاى خلفاى قادرى در آناطولى و رومايلى را تبركآ تصديق مىكردند (رونقاوغلو، ص 91؛ يوجر[18] ، ص 347). اسماعيل رومى در 1041 در قادريخانه در استانبول درگذشت و در حظيره آنجا به خاك سپرده شد (سيّدسيرى على، ص 101؛ بروسهلى، ج 1، ص 25؛ وجدانى، همانجا؛ عثمانزاده، ج 1، ص 118ـ119؛ قس حريرىزاده، ج 2، گ 69ر؛ ايوانسرايى و همكاران، ج 2، ص 467 كه به اشتباه 1053 را سال وفات او دانستهاند). مجموعه قادريخانه از آثار كمياب قادريه است كه تا امروز باقى ماندهاست (ييلماز، ص 404؛ براى مقاله مستقل و مفصّل درباره اين قادريخانه > دايرةالمعارف استانبول از ديروز تا امروز<، ذيل "KadirÑhane tekkesi"). شاخه طريقتى اسماعيل رومى پس از وى روميه يا اسماعيليه خوانده شد (ييلماز، همانجا). بعد از اسماعيل رومى، شريف خليلافندى (متوفى ?1064) هدايت طريقت را عهدهدار شد. وى پسر فيضاللّه افندى، شيخ آستانه قادرى بغداد، و داماد اسماعيل رومى بود. خلفاى فيضاللّهافندى كه همگى از نوادگان او بودند و خاندان شريفها خوانده مىشدند تا زمان بستهشدن خانقاهها در تركيه در 1304ش/ 1925 مقام شيخوخت قادريخانه را بر عهده داشتند (يوجر، ص 343؛ براى اسامى شيوخ قادريخانه ذاكر شكرى افندى[19] ، ص 84ـ 85). روميه همواره با طريقتهاى ديگر مناسبات نزديكى داشتند. برخى شيوخ روميه از مشايخ طريقتهاى ديگر نيز اجازه ارشاد گرفتند. براى نمونه، عبدالرحمان افندى (متوفى 1123)، معروف به «شريف ثانى» داماد حسن افندى، از شيوخ سنانيّه خلوتيه*، شد و از او اجازه ارشاد خلوتى گرفت و بدينسان روميه و خلوتيه را در طريقت خود متحد ساخت و بهعنوان نشانه اين اتحاد، گل را كه از علايم طريقت قادرى بود به تاج سنانيّه خلوتيه افزود. عطار محمد افندى، از مشايخ نقشبنديه و پوستنشين خانقاه چاقر دده[20] ، نيز دخترش را به عقد محمدامين افندى (متوفى 1261)، از شيوخ قادريخانه، درآورد و به او خلافت نيز داد (د.ا.د. ترك، همانجا). روميه از زمان اسماعيل رومى با دربار عثمانى ارتباط برقرار كردند. سلطاناحمد اول (حك : 1012ـ1026) اسماعيل رومى را در 1024 به مراسم گشايش مسجد معروف سلطاناحمد دعوت كرد و او در آنجا، در حضور مشايخ معروفى چون عزيز محمود هدايى* و عبدالمجيد سيواسى ( ييلماز، ص 405)، بعد از اقامه نماز جمعه آيين ذكر را بر اساس طريقت قادرى اجرا كرد. شيوخ قادرى در دورههاى بعد هم اين سنّت را ادامه دادند ( سيّدسيرى على، ص 65ـ70؛ آقوش[21] ، ص 222). سيدحسين افندى (متوفى 1136) و جانشينش سيدخليل افندى (متوفى 1145) مناسبات خود را با دربار توسعه دادند و با اين كار اسباب رواج بيشتر طريقت را در استانبول فراهم آوردند. سيدمحمد شرفالدين افندى (متوفى 1302) در تشكيل «مجلس مشايخ» (مجلسى در تشكيلات ادارى عثمانى كه مكلف به رسيدگى و اداره امور خانقاهها در قلمرو عثمانى بود) مشاركت داشت و در بين سالهاى 1284 تا 1297، عضو آن مجلس بود. فرزندش شريف احمد محيىالدين افندى نيز در 1314 رئيس مجلس مشايخ شد و تا 1323 كه به جزيره رودِس در يونان تبعيد شد، اين مسئوليت را بر عهده داشت (د.ا.د. ترك، همانجا). روميه هم در استانبول و هم در شهرهاى آناطولى و رومايلى خانقاههاى نسبتآ زيادى داشتند. از خانقاههاى اين طريقت در بورسه مىتوان به خانقاه جوانمرد قصاب/ زاويه اخى شمسالدين اشاره كرد كه شيخ احمد قادرى گيسودار پوستنشين آنجا بود (محمد شمسالدين[22] ، ص 467؛ براى خانقاههاى روميه در استانبول موسلو[23] ، ص 395ـ 402؛ چاكر[24] ، ص 458ـ480؛ و براى خانقاههاى روميه در آناطولى و رومايلى چاكر، ص 481ـ499؛ شمشك[25] ، ص 180ـ183). آداب و اركان. تاج روميه كه ابداع اسماعيل رومى است، از ماهوت سفيد متمايل به رنگ كرم و از هشت تَرك ساخته مىشود. در بالاى آن «گل رومى» با نوزده پر و در هفت رنگ قرار دارد كه نشانه نايلشدن اسماعيل رومى به حيات ابدى و نوزده اشاره به عدد حروف مقطعه قرآن است (رونقاوغلو، ص 94). يحيى آغابن صالح الاستانبولى[26] (ص 199) تعداد پرهاى گل روميه را هجده ذكر كرده و هجده پربودن آن را اشاره به شمار اسم «حى» در حساب ابجد دانستهاست (نيز د.اسلام، چاپ دوم، ذيل «قادريه»). اسماعيل رومى در سماع قادرى نيز تغييراتى ايجاد كرد و شكلى متفاوت از شاخه اشرفيه قادريه (منسوب به اشرفاوغلى رومى) به آن داد. او اورادى بر اوراد شريف قادرى افزود و نحوه سيروسلوك رايج در قادريه را نيز تغيير داد (رونقاوغلو، همانجا). در سيروسلوك شاخه روميه، ضمن آنكه خواندن «اسماء سبعه» الهى در قادريه در مراسم ذكر پذيرفته شدهاست، با اسماء «وهاب، فتاح، ودود، واحد، احد و صمد» هم ذكر انجام مىشود كه آنها را «اسماء فروع» مىنامند (د.ا.د. ترك، همانجا). چون مشايخ قادريخانه داراى اجازه ارشاد از شاخه اشرفيه قادريه نيز بودند، مريدان را در گزينش اصول سيروسلوك بين روميه و اشرفيه مخير مىگذاشتند و روزهاى سهشنبه بعدازظهر آيين طريقت را با اصول هر دو شاخه اجرا مىكردند (وجدانى، كتاب 2، ص 53ـ54). ذكر در روميه، همانند قادريه، جهرى است (تورر[27] ، ص 123). اين ذكر را كه به آن «ذكر دَوَرانى» مىگويند، اسماعيل رومى مقرر كرد، بديننحو كه ابتدا شيخ وارد خانقاه مىشود و مريدان در حلقهاى هلالىشكل نخست «ذكر قعودى» را در حالت نشسته شروع مىكنند و بعد از آنكه شيخ فاتحه خواند، همگى صلوات مىفرستند و اورادى از عبدالقادر گيلانى به نام «كبريت احمر» را با آهنگى خاص مىخوانند و بعد از آن به ذكر اسم جلاله مىپردازند. در اين ميان، ذاكران نيز با خواندن «الهى[28] »ها (نغمات و آهنگهاى دينى و روحانى) همراهى مىكنند. ذكر قعودى با قرائت عَشْر شريف (ده آيه از قرآن) كه يك ذاكر اجرا مىكند، به پايان مىرسد. آنگاه، همه براى «ذكر قيامى» به پا مىخيزند، كه اين ذكر با قرائت دستهجمعى نغمهاى آغاز مىشود كه جمله نخست آن «جمع شدهاند درويشان پيرم عبدالقادر»[29] است. آنها با گفتن اسماء «حى و قيوم و اللّه» به شكلى آهنگين به سماع مىپردازند. هنگام گفتن اين ذكر، آلات موسيقى مانند تنبك، دف و سنج نواخته مىشود. آيين ذكر قيامى نيز با قرائت عشر شريف و دعاى شيخ به پايان مىرسد (شاپوليو[30] ، ص 181؛ د.ا.د. ترك، ذيل «قادريه»). روميه از نظر موسيقى در بين منتسبان به قادريه جايگاه ويژهاى دارند. ملامصطفى افندى و محمود افندى، «ذاكرباشى»هاى قادريخانه در قرن دوازدهم، از نخستين موسيقىدانان معروف قادرى در استانبول بودند. مهدى بغدادى نيز از شاعران و موسيقىدانان همان دوره در قادريخانه بود. محمدشاكر افندى، شيخ خانقاه قراباش و ذاكرباشى قادريخانه، از تنبورزنان ماهر و آهنگسازان مشهور بود. همچنين محمد شرفالدين افندى، شيخ قادريخانه، صدايى خوش داشت و در موسيقى استاد بود و به همين سبب سلطانعبدالعزيز (حك : 1278ـ1293) او را مىستود. احمد محيىالدين افندى، پسر محمد شرفالدين افندى، نيز 36 آهنگ ساخت كه در مراسم سماع اجرا مىشود. شيخاسماعيل غوثى افندى، آخرين شيخ خانقاه قبل از 1304ش، نيز با موسيقى آشنا بود (د.ا.د. ترك، ذيل «روميّه»). روميه در ادبيات عاميانه آناطولى و رومايلى بهطور عام و در استانبول بهطور خاص تأثيرگذار بودهاست. حلواى مشهور اربعين (حلواى ارميك[31] ) را هفت درويش سالى يكبار در قادريخانه با قواعد و اصولى خاص همراه با ختم قرآن، هفتاد هزار توحيد يا بيست ركعت نماز تهيه مىكردند. افزون براين، غذاى عاشورا نيز با نام «عاشوره محرّم و صفر» دوبار در سال پخته مىشد. حلوا و عاشوره پختهشده در بين درويشان، مهمانان و همسايگان پخش و در مراسمى ويژه به دربار عثمانى فرستاده مىشد ( رونقاوغلو، ص 107ـ120؛ د.ا.د. ترك، همانجا).


منابع : محمدطاهر بروسهلى، عثمانلى مؤلفلرى، استانبول 1333ـ1342؛ كمالالدين حريرىزاده، تبيان وسائل الحقائق فى بيان سلاسل  الطرائق، نسخه خطى كتابخانه سليمانيه استانبول، مجموعه فاتح، ش430ـ432؛ محمد رائف، مرآت استانبول، استانبول 1314؛ م. صادق وجدانى، طومار طرق عليّه، استانبول 1338ـ1342؛




Mehmet Akkuí, "èIsmâil-i Rûmî (R.H) (ö. 1042/1631)", in Sahabe’den günümüze allah dostlari, vol.8, Iè stanbul: ìûle Yayânlarâ, 1996; Hafâz Hüseyîn Ayvansarâyî, Alî SâtâEfendi, and Süleymân Besîm Efendi, Hadîkatü’l-cevâmi‘: èIstanbul câmileri ve di§ger dînî-sivil mi‘mârî yapilar, ed. Ahmed Nezih Galitekin, Iè stanbul 2001; Adalet Çakâr, "Mehmet Rif‘at Efendi’nin Nefhatü’r-riyâzi’l-âliye adlâ eserinin âíâg§ ânda Anadolu’da K¦adirîlik", doctoral thesis, Marmara Üniversite 2006; Dünden bugüne Iè stanbul ansiklopedisi, ed. Nuri Akbayar et al., Iè stanbul: Türkiye Ekonomik ve Toplumsal Tarih vakfâ, 1993-1995, s.vv. "Kadirîhane tekkesi" (by M. Baha Tanman), "Kadirîlik" (by Ekrem Iíân); EI2, s.v. "K¤ ¦adiriyya" (by D. S. Margoliouth); Ahmed Hilmî Hocazâde, Ziyâret-i evliyâ, [ed.] Selami ìimíek, Iè stanbul 2005; Iè A , s.v. "Eírefîye" (by Kasâm Kufralâ); Mehmed ìemseddin, Bursa dergâhlari: Yâdigâr-i ìemsî, ed. Mustafa Kara and Kadir Atlansoy, Bursa 1997; Ramazan Muslu, Osmanli toplumunda tasavvuf (18. yüzyil), Iè stanbul 2004; Hüseyin Vassâf Osmânzâde, Sefîne-i evliyâ, ed. Mehmet Akkuí and Ali Yâlmaz, Iè stanbul 2006; Kadir Özköse, A nadolu tasavvuf önderleri, Konya 1429/ 2008; Mehmet Zeki Pakalân, Osmanli tarih deyimleri ve terimleri sözlü§, èIstanbul 1971-1972; Cemaleddin Server Revnako§glu, Eski sosyal hayatimizda tasavvuf ve tarikat kültürü, ed. M. Dog§ an Bayân and Iè smail Derviíog§ lu, Iè stanbul 2003; Enver Behnan ìapolyo, Mezhepler ve tarikatlar tarihi, Iè stanbul 2004; Seyyid Sârrâ Ali, Tuhfe-i Rûmî: Kâdirîler âsitânesi’nin manzum târihçesi, Iè stanbul 1992; Selami ìimíek, Osmanli’nin ikinci baíkenti Edirne’de tasavvuf kültürü, Iè stanbul 2008; J. Spencer Trimingham, The Sufi orders in Islam, London 1973; Osman Türer, A na hatlariyla tasavvuf tarihi, Iè stanbul 1998; TDVIè A , s.vv. "èIsmâil Rûmï" (by Mehmet Akkuí), "K¦ adiriyye" (by Niha¤ t Azamat), "Rûmiyye"(by Reíat Öngören); Yahyâ Âgâh b. Sâlih el-Iè stanbulî, Tarikat kiyafetlerinde sembolizm, Iè stanbul 2002; Necdet Yâlmaz, Osmanli toplumunda tasavvuf: sûfîler, devlet ve ulemâ (XVII. yüzyil), Iè stanbul 2007; Hür Mahmut Yücer, Osmanli toplumunda tasavvuf (19. yüzyil), èIstanbul 2003; Zâkir ìükrî Efendi, "èIstanbul tekkeleri silsile-i Meíayihi", Iè slam medeniyeti dergisi, vol.5, no.1 (1981).



/ سلامى شمشك /


1. Yâlmaz 2. Badi§gin 3. Badin 4. Çankârâ 5. Revnako§glu 6. Hocazâde 7. Osmânzâde 8. Pakalân 9. Bansa/ Babsa 10. Tosya 11. Kastamonu 12. Seyyid Sârrâ Ali 13. Dünden bugüne Iè stanbul ansiklopedisi 14. Ayvansarâyî 15. Trimingham 16. Özköse 17. Sofular Camii 18. Yücer 19. Zâkir ìükrî Efendi 20. Çakâr Dede 21. Akkuí 22. Mehmed ìemseddin 23. Muslu 24. Çakâr 25. ìimíek 26. Yahyâ Âgâh b. Sâlih el-Iè stanbulî 27. Türer 28. ilahi 29. Cem olmuí derviíleri pîrim Abdülkâdir’in 30. ìapolyo 31. Iè rmik 32. Selami ìimíek

نظر شما
مولفان
سلامی شمشک ,
گروه
عرفان ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده