روماسکویچ

معرف

ايران‌شناس روس معاصر و صاحب تأليفاتى درباره زبانها و گويشهاى ايرانى و ادبيات عاميانه ايران.
متن

روماسكويچ، الكساندر الكساندروويچ[۱] ، ايرانشناس روس معاصر و صاحب تأليفاتى درباره زبانها و گويشهاى ايرانى و ادبيات عاميانه ايران. او در ۱۸۸۵/۱۳۰۲ در شهر ادسا[۲] (در جمهورى اوكراين امروزى) بهدنيا آمد. پس از گذراندن تحصيلات مقدماتى و متوسطه، وارد دانشكده زبانهاى شرقى[۳] دانشگاه دولتى سنپترزبورگ[۴] شد و پس از بهپايان رساندن دوره كارشناسىارشد در رشته ادبيات فارسى، از ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۵/۱۳۳۰ـ۱۳۳۳ به ايران آمد (فرهنگ خاورشناسان، ج ۴، ص ۴۵۵؛ سحاب، ص۳۰۰). او در ۱۹۱۵/ ۱۳۳۳ پس از بازگشت به كشورش، دانشيار غيررسمى دانشكده زبانهاى شرقى دانشگاه دولتى سنپترزبورگ شد. سه سال بعد دانشيار رسمى همان دانشكده و در ۱۹۱۹/ ۱۳۳۷ استاد رسمى زبانهاى زنده شرقى دانشگاه دولتى مسكو[۵] شد. در سالهاى بعد، همين عنوان را در مؤسسه اقتصاد جهانى و مؤسسه تاريخ هنر داشت. از ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۸/ ۱۲۲۹ـ۱۳۱۷ش استاد زبانهاى زنده شرقى در دانشگاه دولتى لنينگراد[۶] (سنپترزبورگ) و همزمان كارمند علمى مؤسسات پژوهشى و مدتى نيز رئيس مؤسسه نسخههاى شرقى[۷] فرهنگستان علوم اتحاد جماهير شوروى[۸] بود (فرهنگ خاورشناسان، همانجا). از نخستين كارهاى او فهرستنويسى مجموعهاى از نسخههاى خطى موجود در موزه آسيايى[۹] واقع در سنپترزبورگ بود. اين فهرست مختصر در ۱۹۱۸/ ۱۳۳۶ در نشريه فرهنگستان علوم منتشر شد. ديگر اثر او فهرست نوشتههاى راجعبه فرهنگ مردم و گويشهاى ايرانى است كه از ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۴/۱۳۳۰ـ۱۳۳۲ منتشر مىشدند. اين مقاله در ۱۹۱۹/ ۱۳۳۷ منتشر شد. او در ۱۹۴۲/ ۱۳۲۱ش درگذشت (همانجا). يكى از مهمترين نوشتههاى روماسكويچ مقالهاى در معرفى سير ادبيات نوين ايران است. اين نوشته، كه در ۱۹۲۳/ ۱۳۰۲ش در نشريه شرق[۱۰] منتشر شد، با عنوان «جريان ادبيات در ايران كنونى» ترجمه و در ۱۳۰۹ش در مجله فارسىزبان شرق منتشر شد ( شفا، ج ۱، ص ۱۱۹۵؛ افشار، ۱۳۴۸ش، ج ۱، ص۶۸۴؛ ميرعابدينى، ص ۸). روماسكويچ در اين نوشته، دوران اعتلاى ادبيات كلاسيك را پايانيافته مىانگارد؛ ادبياتى كه اكنون فقط از نظر تاريخ مدنيت اهميت دارد. به نظر او، ادبيات فارسى هرچند در چهار سده اخير گاهى داراى آثارى مهم بوده، در مجموع سير قهقرايى داشتهاست (ميرعابدينى، همانجا). او از نخستين كسانى بود كه خوانندگان روس را با قصههاى ايرانى آشنا كرد. اولين كار علمى او در اين زمينه >قصهگويان ايرانى<[۱۱] بود، كه در ۱۹۲۷/ ۱۳۰۶ش در لنينگراد بهچاپ رسيد (كوزنتسووا[۱۲] و كولاگينا[۱۳] ، پيام نوين، سال ۵، ش ۱، ص ۲۶). اين اثر علاوه بر جمعآورى و تقسيمبندى قصهها، اطلاعاتى را نيز از وضع آنها در زمان گردآورى، روشهاى ترويج آنها و همچنين ويژگيهايى از راويان آنها دربردارد. روماسكويچ همچنين مجموعهاى از هفتاد قصه ايرانى را به روسى ترجمه كرد و همراه با تعليقات و پيشگفتار در ۱۹۳۴/ ۱۳۱۳ش در لنينگراد بهچاپ رساند، كه اقبال بسيار يافت ( فرهنگ خاورشناسان، ج ۴، ص ۴۵۶؛ سحاب، ص ۳۰۱؛ شفا، ج ۱، ص ۱۲۰۶؛ مفتاح و ولى، ص ۷۱). او همچنين اصل و ترجمه حدود ۴۴۰ دوبيتى فارسى را، كه پيشتر در ايران گرد آورده بود، در ۱۹۲۷/ ۱۳۰۶ش در لنينگراد منتشر كرد (مفتاح و ولى، همانجا). او دو مقاله مهم نيز نوشت كه هر دو در ۱۹۴۵/ ۱۳۲۴ش، پس از درگذشتش، انتشار يافتند: يكى از آنها مقالهاى درباره اصطلاحات خاص درويشان است. كار ديگر او، كه نخستين گزارش از گويش لارى است، در جلد نخست كتاب >زبانهاى ايرانى<[۱۴] بهچاپ رسيد (پيرسون[۱۵] ، ص ۷۶۵؛ كوزنتسووا و كولاگينا، پيام نوين، سال ۴، ش ۱۱ و ۱۲، ص ۵۶؛ وثوقى، ص ۶۲؛ فرهنگ خاورشناسان، همانجا). از ديگر فعاليتهاى روماسكويچ در زمينه ادبيات معاصر و عاميانه ايران كتاب >مجمع المنتخبات: از روزنامجات حاليه ايران<[۱۶] است، كه چاپ اول آن در ۱۹۲۴/ ۱۳۰۳ش در لنينگراد و چاپ دوم آن در ۱۹۳۱/۱۳۱۰ش در دوران فعاليتش در مؤسسه زبانهاى زنده شرقى لنينگراد[۱۷] منتشر شد. در اين كتاب، نمونههايى از نثر مطبوعات معاصر ايران نقل شدهاست. او همچنين >فرهنگ فارسى ـ روسى مربوط به نمونههاى مطبوعاتى فارسى معاصر<[۱۸] را تدوين و در ۱۹۳۱/ ۱۳۱۰ش در لنينگراد منتشر كرد (شفا، ج ۱، ص ۸۲۸، ۱۲۰۲). اثر ديگر او ترجمه ترانههاى قشقايى[۱۹] به زبان روسى است كه در ۱۹۲۵/ ۱۳۰۴ش در لنينگراد (سنپترزبورگ) انتشار يافت (فرهنگ خاورشناسان، همانجا). روماسكويچ، علاوه بر تهيه و انتشار دو فهرست از دستنوشتههاى فارسى و تاتارى ( پيرسون، ص ۳۱)، ناظر ترجمه روسى طبقات ناصرى (استورى[۲۰] ، ج ۲، ص ۴۴۸) و عضو شوراى علمى تدوين كتابى درباره تاريخ تركمنها و تركمنستان بود كه در دو جلد در ۱۹۳۸/ ۱۳۱۷ش و ۱۹۳۹/ ۱۳۱۸ش در مسكو و لنينگراد منتشر شد (بوستانوف[۲۱] ، ص ۴۹ـ۵۰). او در اين اثر، تأليف بخش منابع فارسى درباره تاريخ تركمنها را برعهده داشت (همان، ص ۴۱). روماسكويچ همچنين جزو گروه مترجمان جامعالتواريخ رشيدالدين فضلاللّه همدانى بود كه از ۱۹۳۶ تا ۱۹۶۵/ ۱۳۱۵ـ ۱۳۴۴ش بهچاپ رسيد؛ او در ترجمه جلد سوم، بخش اول از جلد اول و بخش اول از جلد دوم اين اثر همكارى داشت (همان، ص۵۰ و پانويس ۹۲، ص ۳۶۶؛ رشيدالدين فضلاللّه همدانى، ج ۱، جزء۱، پيشگفتار علىزاده). همچنين جزو گروه ترجمه و تأليف جلد دوم مجموعه مطالب برگزيده از متنهاى فارسى درباره تاريخ آلتين اردو[۲۲] (اردوى زرين) بود. اين اثر در ۱۹۴۱/ ۱۳۲۰ش در مسكو و لنينگراد منتشر شد (بوستانوف، ص ۲۷، ۵۰، پانويس ۹۳، ص ۳۸۴؛ استورى، ج ۲، ص ۴۹۱؛ شفا، ج ۱، ص ۱۲۱۹ـ۱۲۲۰). او نوشتههاى ديگرى هم درباره واژههاى جغتايى و نيز تفسير طبرى منتشر كرد (افشار، ۱۳۴۸ش، ج ۱، ص ۵۸۸، ۷۷۲؛ فرهنگ خاورشناسان، همانجا). در ۱۹۳۴/ ۱۳۱۳ش، روماسكويچ در آمادهسازى مجموعه مقالات هزاره فردوسى شركت كرد و مقالهاى نيز با عنوان >«شرحى بر تاريخچه مطالعات شاهنامه»<[۲۳] براى اين مجموعه نوشت. او در همان سال، جزو هيئت اتحاد جماهير شوروى، در مراسم جشن هزاره فردوسى در ايران شركت كرد (سحاب، ص۳۰۰). در اين اجلاس، او مقالهاى با عنوان >«حماسهسرايى در ايران باستانى و ايران كنونى»<[۲۴] ارائه كرد كه در مجموعه مقالات هزاره فردوسى بهچاپ رسيد (افشار، ۱۳۴۸ش، ج ۱، ص ۷۳۳؛ همو، ۱۳۹۰ش، ص ۲۳۴). يك سال بعد، در ۱۹۳۵/ ۱۳۱۴ش، او در سومين همايش بينالمللى هنر ايرانى[۲۵] ، كه در موزه دولتى ارميتاژ[۲۶] برگزار گرديد، عضو پيوسته شد و در آنجا، درباره مينياتور ايران با عنوان >«مجسمهها و وصف شيرها در ايران»<[۲۷] سخنرانى كرد. در همان سال، وزارت معارف ايران براى خدمات ارزنده علمى نشان دولتى ايران را به او اهدا كرد (فرهنگ خاورشناسان، ج ۴، ص ۴۵۵ـ۴۵۶؛ سحاب، همانجا؛ پيرسون، ص ۲۲۲).


منابع : چارلز آمبروز استورى، ادبيات فارسى بر مبناى تأليف استورى، ترجمه يو. ا. برگل [به روسى]، مترجمان: يحيى آرينپور، سيروس ايزدى، و كريم كشاورز، چاپ احمد منزوى، تهران ۱۳۶۲ش ـ؛ ايرج افشار، فهرست مقالات فارسى، تهران ۱۳۴۸ش ـ؛ همو، كتابشناسى فردوسى و شاهنامه: از آغاز نوشتههاى پژوهشى تا سال ۱۳۸۵، تهران ۱۳۹۰ش؛ رشيدالدين فضلاللّه همدانى، جامع التواريخ، ج ۱، جزء۱، چاپ آ.آ. روماسكويچ، ل.آ. ختاقوروف و ع.ع. علىزاده، مسكو ۱۹۶۵؛ ابوالقاسم سحاب، فرهنگ خاورشناسان، تهران ۱۳۵۶ش؛ شجاعالدين شفا، جهان ايرانشناسى، ]تهران ?۱۳۴۸ش[؛ فرهنگ خاورشناسان: زندگينامه و كتابشناسى ايرانشناسان و اسلامشناسان، ج ۴، به سرپرستى پرويز مشكيننژاد، تهران: پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، ۱۳۸۸ش؛ نينا آلكسى يونا كوزنتسووا و ليودميلا ميخائيلوونا كولاگينا، «مطالعات درباره ايران»، پيام نوين، سال ۴، ش ۱۱ و ۱۲ (مرداد و شهريور ۱۳۴۱)، سال ۵، ش ۱ (مهر ۱۳۴۱)؛ الهامه مفتاح و وهاب ولى، نگاهى به ايرانشناسى و ايرانشناسان كشورهاى مشتركالمنافع و قفقاز، تهران ۱۳۷۲ش؛ حسن ميرعابدينى، «ايرانشناسان روس»، در مرورى بر تاريخنگارى ادبيات معاصر، دفتر۱۳۰۲ـ ۱۳۴۰، [گردآورى] حسن ميرعابدينى، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسى، ۱۳۸۹ش؛ محمدباقر وثوقى، «دستور زبان لارستانى»، كتاب ماه ادبيات و فلسفه، سال ۴، ش ۸ (خرداد ۱۳۸۰)؛


 


Alfrid K. Bustanov, "Settling the past; Soviet Oriental projects in Leningrad and Alma-Ata", PhD thesis, University of Amsterdam, ۲۰۱۳; James Douglas Pearson, Index Islamicus: ۱۹۰۶-۱۹۵۵, London ۱۹۷۴.


/ جاناله كريمى مطهر /


۱. Romaskevich, Alexandr Alexandrovich ۲. Odessa ۳. Faculty of Oriental Languages ۴. Saint Petersburg State University ۵. Moscow State University ۶. Leningrad State University ۷. Institute of Oriental Manscripts ۸. USSR Academy of Sciences ۹. Asiatic Museum ۱۰. Vostok ۱۱. Skazechniki ve Persi ۱۲. Nina Alekseevna Kuznetsova ۱۳. Liudmila Mikhailovna Kulagina ۱۴. Iranskie Jazyski ۱۵. Pearson ۱۶. Sovremennaia persidskaia pressa v obraztsakh ۱۷. Leningrad Institute of Living Oriental Languages ۱۸. Persidsko-russkii slavar k sovremennoe persidskoe presse v obraztsakh ۱۹. Pesni kashkaitsev ۲۰. Charles Ambrose Storey ۲۱. Bustanov ۲۲. Golden Horde ۲۳. "Ocherki istori izoucheniya Shah-nameh" ۲۴. "Drevneishi i savrimenni epos iranskikh plimion" ۲۵. Third International Congress of Persian Art ۲۶. The State Hermitage Museum ۲۷. "Izvayaniya i izabrazheniya levof v Irane"


 

نظر شما
مولفان
جان اله کریمی مطهر ,
گروه
ادبیات و زبان ها ,
رده موضوعی
جلد 20
تاریخ 94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده