سیزده آبان، واقعه

معرف

از يادمانهاى مهم تاريخ انقلاب اسلامى ايران و يادآور سه رخداد سرنوشت‌ساز: سيزده آبان ۱۳۴۳، تبعيد امام‌خمينى(ره) به تركيه و عراق؛ سيزده آبان ۱۳۵۷، كشتار دانش‌آموزان و دانشجويان در دانشگاه تهران؛ و سيزده آبان ۱۳۵۸، اشغال سفارت امريكا به‌دست دانشجويان پيرو خط امام.
متن

سيزده آبان، واقعه، از يادمانهاى مهم تاريخ انقلاب اسلامى ايران و يادآور سه رخداد سرنوشت‌ساز: سيزده آبان 1343، تبعيد امام‌خمينى*(ره) به تركيه و عراق؛ سيزده آبان 1357، كشتار دانش‌آموزان و دانشجويان در دانشگاه تهران؛ و سيزده آبان 1358، اشغال سفارت امريكا به‌دست دانشجويان پيرو خط امام.


سيزده آبان 1343. تبعيد امام‌خمينى در سيزده آبان درواقع نقطه پايانى هرچند گذرا بر يك دوره فعاليتهاى مستقيم سياسى امام‌خمينى در داخل كشور بود و از اين پس رهبرى جنبش مذهبى ايران تا كمى پيش از بازگشت او از پاريس، به خارج از كشور منتقل شد.


واقعه‌اى كه به تبعيد آيت‌الله خمينى انجاميد، موضوع كاپيتولاسيون* بود. در1343ش، حسنعلى منصور*، نخست‌وزير وقت، لايحه مصونيت مستشاران امريكايى را با استناد به موادى از قرارداد 1343ش/1961 وين، به مجلس شوراى ملى فرستاد كه در 21 مهر 1343 در جلسه صدوچهارم دوره بيست‌ويكم تقنينيه به تصويب رسيد. دولت با احتمال ابراز برخى مخالفتها به‌دليل ماهيت لايحه، تلاش كرده بود تا در سكوت نسبى خبرى، لايحه به تصويب نهايى برسد. اما با تلاش مهدى عراقى، يكى از ياران امام، تصويرى از صورت‌جلسه مذاكرات از مجلس ملى و سنا مخفيانه خارج شد و در اختيار امام قرار گرفت ( عراقى، ص 207). امام پس از بررسى مدارك، در سخنرانى تند و عتاب‌آميزى، ضمن انتقاد صريح از شاه به‌دليل وابستگى به امريكا و اسرائيل، به مجلس شوراى ملى و سنا نيز كه قانون كاپيتولاسيون را تصويب كرده بودند، اعتراض كرد و آن را مجلس «سرنيزه» خواند و در اعلاميه‌اى تصويب لايحه كاپيتولاسيون را خطرى براى اسلام و كشور دانست ( امام‌خمينى، ج1، ص409ـ424؛ امام در آيينه اسناد، ج2، ص120ـ125).


حكومت پهلوى كه در طول چندين سال، بارها به‌دليل اقدامات مخالف مصالح ملى و دينى (ازجمله لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى در مهر 1341، اصلاحاتى به نام انقلاب سفيد و برگزارى همه‌پرسى براى آن)، با اعتراض علما و مردم، و از همه صريح‌تر، آيت‌الله خمينى، روبه‌رو شده بود و در حادثه قيام پانزدهم خرداد* و دستگيرى و زندانى‌كردن اين مرجع تقليد و چند تن ديگر و شمار زيادى از روحانيان و شخصيتهاى دانشگاهى و ملى و مذهبى، فشار افكار عمومى را مانع اقدامات سركوبگرانه خود مى‌ديد، ديگر حضور امام‌خمينى را در داخل كشور برنمى‌تافت و در 13 آبان 1343 ايشان را به تركيه تبعيد كرد. به‌سبب وجود فضاى امنيتى در كشور و حضور پررنگ نيروهاى ارتش و شهربانى، تبعيد امام با سكوت نسبى همراه بود و فقط چند تن از علما با صدور بيانيه يا ارسال نامه به دولت تركيه و نيز تعطيل موقت نمازهاى جماعت به آن اعتراض كردند ( طاهرى خرم‌آبادى، ج1، ص330ـ332؛ اسناد انقلاب اسلامى، ج1، ص261ـ283، ج2، ص122ـ130؛ ياران امام به روايت اسناد ساواك، ج2، ص16).


سيزده آبان 1357. هم‌زمان با اوج‌گيرى اعتراضات مردمى برضد حكومت شاه به‌ويژه پس از واقعه هفده شهريور* 1357 موسوم به جمعه سياه، دانشگاه تهران به يكى از كانونهاى تجمع مردمى تبديل شد. بيشتر حركتهاى اعتراضى را دانشجويان از دانشگاه تهران آغاز مى‌كردند و سپس دامنه آن به ديگر نقاط هم‌جوار كشيده مى‌شد ( اطلاعات، ش15742، 3 آبان 1357، ص1، 4،  21، ش15743، 4 آبان 1357، ص1). اگر انگيزه دانش‌آموزان و دانشجويان از تجمع در دانشگاه تا قبل از 9 آبان 1357، صرفآ اعتراض به حكومت شاه بود، از آن پس اين گردهماييها براى ديدار با زندانيان انقلابى تازه‌آزادشده ازجمله آيت‌الله محمود طالقانى* بود كه در 8 آبان 1357 همراه با آيت‌الله حسينعلى منتظرى* از زندان آزاد شده بودند (كيهان، ش10603، 13 آبان 1357، ص19).


دانش‌آموزان و دانشجويان از 9 آبان به‌بعد هر روز در دانشگاه تهران تجمع مى‌كردند و با سردادن شعار به سمت منزل آيت‌الله طالقانى حركت مى‌كردند. مأموران انتظامى براى جلوگيرى از گسترش تظاهرات به ديگر نقاط شهر، به دانشجويان اجازه خروج از محوطه دانشگاه را نمى‌دادند و اين روند تا روز سيزده آبان ادامه داشت. نيروهاى نظامى در اين روز به تجمع دانش‌آموزان و دانشجويان در دانشگاه تهران حمله و تعدادى از آنان را كشته و مجروح كردند. عبدالله شيبانى، رئيس دانشگاه تهران، حمله به دانشگاه را محكوم كرد و ورود نيروهاى نظامى به دانشگاه را غيرقانونى خواند. ابوالفضل قاضى، وزير علوم، نيز در اعتراض به اين حمله استعفا كرد. بازار تهران نيز با اعلام عزاى عمومى، تعطيل كرد. كاركنان تلويزيون ملى ايران در اقدامى جسورانه تصاوير كشتار روز 13 آبان را همان شب از خبر شبكه يك پخش كردند. تصاويرى كه تا آن زمان امكان پخش آنها وجود نداشت و موجب منقلب‌شدن بسيارى از مردم و آگاه‌شدن آنها از ماهيت خشن رژيم شاه شد ( اطلاعات، ش15751، 14 آبان 1357، ص1، 4، 8؛ كيهان، ش10603، 13 آبان 1357، ص1، ش10604، 14 آبان 1357، ص1، 4؛ انقلاب اسلامى به‌روايت اسناد ساواك، كتاب 15، ص45، 115).


امام‌خمينى در 14 آبان در پيامى ضمن محكوم‌كردن حمله حكومت به دانشگاه و كشتار دانش‌آموزان و دانشجويان، خواست اصلى نهضت را برچيده‌شدن سلسله پهلوى و استقرار جمهورى اسلامى اعلام كرد. جمعى از روحانيان هم با انتشار اعلاميه‌اى كشتار 13 آبان را محكوم كردند و رژيم را فاقد پايگاه در ميان ملت دانستند. اين كشتار موجب شد تا گروههاى سياسى مواضع خود را تندتر كنند، ازجمله نهضت آزادى ايران* در 14 آبان در اعلاميه‌اى خواستار كناره‌گيرى شاه و تثبيت رهبرى آيت‌الله خمينى شد (امام‌خمينى، ج4، ص308ـ 310؛ صفحاتى از تاريخ معاصر ايران، ج11، ص32ـ33؛ اسناد انقلاب اسلامى، ج3، ص421ـ422).


واقعه سيزده آبان به دوره نخست‌وزيرى جعفر شريف‌امامى* پايان داد و دولت نظامى غلامرضا ازهارى در 15 آبان روى كار آمد. در راهپيمايى دانش‌آموزان در 2 بهمن، براى پاسداشت 68 دانش‌آموزى كه گفته شد در 13 آبان كشته شدند، آن روز را روز دانش‌آموز ناميدند ( كيهان، ش10619، 2 بهمن 1357، ص6؛ دولتهاى ايران از ميرزانصرالله‌خان مشيرالدوله تا ميرحسين موسوى، ص359، 362).


سيزده آبان 1358. يكى از وقايع مهم تاريخ معاصر ايران، بى‌ترديد اشغال سفارت امريكا در 13 آبان 1358 است. گفته مى‌شود انگيزه اصلى تسخير سفارت امريكا را پيام امام‌خمينى در 10 آبان 1358 به مناسبت گراميداشت روز دانش‌آموز و كشتار دانشجويان در 13 آبان 1357 فراهم كرد (ستوده و كاويانى، ص82، به نقل از محتشمى). پيام امام زمانى صادر شد كه درباره پناهندگى شاه به امريكا و نبود امكان استرداد او سخنانى شنيده مى‌شد. اين پيام بعدها آغازگر نخستين اعلاميه دانشجويان اشغال‌كننده سفارت شد ( امام‌خمينى، ج10، ص412ـ413؛ كيهان، ش10848، 14 آبان 1358، ص3).


درواقع، اشغال سفارت واكنش طيفى از نيروهاى انقلابى به سياستهاى مداخله‌گرانه امريكا در امور ايران در پيش از انقلاب بود كه همچنان آن را مهم‌ترين تهديد براى نظام نوپا و درحال شكل‌گيرى جمهورى اسلامى مى‌دانستند. پذيرش شاه در امريكا در 30 مهر 1358، نگرانى انقلابيون را قوّت بخشيد و آن را از توطئه‌هاى دولتمردان امريكا براى فروپاشى نظام جمهورى اسلامى تلقى كردند و ازهمين‌رو، براى مقابله با آن اشغال سفارت را اقدامى مناسب ديدند. گفتنى است پيش از آن در 25 بهمن 1357 (سه روز پس از پيروزى انقلاب اسلامى) گروهى از جريان ماركسيستىِ فدائيان خلق سفارت امريكا را اشغال كردند كه با مداخله دولت موقت* در همان روز به آن پايان داده شد ( كيهان، ش10368، 25 بهمن 1357، ص1ـ2؛ هاشمى رفسنجانى، ص370؛ 444 روز: خاطرات گروگانگيرى از دوران تسخير لانه جاسوسى آمريكا، ص59).


در اعتراض به پذيرش شاه از سوى امريكا و رساندن اين اعتراض به گوش جهانيان، ابراهيم اصغرزاده كه در ميان دوستانش به صدر ابراهيم معروف بود، طرح تسخير سفارت را با محسن ميردامادى و حبيب‌الله بى‌طرف درميان گذاشت. آنان از محمد موسوى خوئينى‌ها (نماينده امام در صدا و سيما؛ و مربى معنوى اين دانشجويان) خواستند تا طرح را به اطلاع امام‌خمينى برساند. او ضمن مخالفت با طرح قضيه با امام پيش از وقوع آن، پيشنهاد كرد پس از تسخير سفارت، موضوع به اطلاع امام برسد و درصورت مخالفت وى، دانشجويان به‌سرعت محل سفارت را ترك كنند و درصورت موافقت در آنجا بمانند. براى عملياتى‌كردن طرح، كارگروهى تشكيل شد كه با پيوستن رحيم باطنى و رضا سيف‌اللهى تعداد آن به پنج تن رسيد و شورايى نيز با نام شوراى بازو براى حمايت از اجراى طرح تشكيل شد. آنان براى تمايز از ديگر دانشجويان به‌ويژه دانشجويان چپ كه اساسآ مبارزه با امپرياليسم را حق انحصارى خود مى‌دانستند، خود را دانشجويان مسلمان پيرو خط امام ناميدند. طرح حمله به سفارت در جلسه شوراى مركزى دانشجويان مطرح شد و به‌رغم مخالفت دو تن از نمايندگان دانشگاه علم و صنعت و تربيت معلم كه بزرگ‌ترين دشمن ايران را شوروى مى‌دانستند و نه امريكا، طرح با اكثريت آرا به تصويب رسيد. ابتدا قرار بود سفارت دو روز اشغال شود تا امريكا وادار به استرداد شاه به ايران شود. براى شروع كار، دانشجويان چند دسته شدند گروهى چند روز پيش از 13 آبان، به‌عنوان متقاضى ويزا وارد سفارت شدند و منطقه را شناسايى كردند. گروه ديگرى از بالاى ساختمانهاى مشرف به ساختمانهاى سفارت، نقشه سفارت را تهيه كردند و گروهى هم وظيفه تأمين مواد غذايى را به‌عهده گرفتند ( اصغرزاده، ص112ـ114، 117ـ119؛ سيف‌اللهى، ص97، 103؛ ابتكار، ص60ـ74؛ خجسته رحيمى، ص13ـ14؛ ستوده و كاويانى، ص88ـ90، به نقل از اصغرزاده).


از چهار دانشگاه تهران، صنعتى‌شريف، پلى‌تكنيك، و ملى (اكنون شهيد بهشتى) بين 100 تا 150 دانشجو انتخاب شدند كه در روز 13 آبان براى گراميداشت آن روز تظاهراتى كنند كه درواقع بهانه‌اى براى نزديك‌شدن به سفارت بود. ساختمان اصلى سفارت در فاصله‌اى كوتاه به تصرف دانشجويان درآمد، اما در اين فاصله كاركنان سفارت بيشتر اسناد و مدارك را ازبين بردند. دانشجويان نخستين بيانيه را كه در آن دلايل اشغال سفارت ذكر شده بود، منتشر كردند و براى ايجاد نظم چهار كارگروه اسناد، عمليات، خدمات، و اطلاعات تشكيل شد. اقدام دانشجويان كه صرفآ اعتراض دانشجويى، مسالمت‌آميز و بدون استفاده از سلاح بود، از سوى قشرهاى گوناگون جامعه حمايت شد ( كيهان، ش10847، 13 آبان 1358، ص1ـ2، ش10848، 14آبان 1358، ص 1،3، ش 10849، 15 آبان 1358، ص 2ـ3؛ اصغرزاده، ص115ـ 116؛ ابتكار، ص 74ـ91؛ كيفنر[1] ، ص88).


اين اقدام در پى نظر مثبت امام‌خمينى كه آن را «انقلابِ زيادتر از انقلاب اول» خواند به يك جريان تبديل شد و دانشجويان رسمآ مأموريت يافتند تا گروگانها را نگاه دارند ( امام‌خمينى، ج10، ص 491ـ 493).


دولت موقت در پى اشغال سفارت امريكا، در 14 آبان استعفا كرد. به گفته مهدى بازرگان* نخست‌وزير وقت (ص 95، پانويس) پيش از اشغال سفارت، دولت موقت تصميم به استعفا گرفته و به شوراى انقلاب* نيز گزارش داده بود و اشغال سفارت در تصميم دولت كوچك‌ترين تأثيرى نداشت. پس از استعفاى دولت موقت، وظايف آن به شوراى انقلاب منتقل و شورا موظف شد تا تشكيل مجلس شوراى اسلامى مسئله گروگانهاى امريكايى را پيگيرى كند (نيز كيهان، ش 10849، 15 آبان 1358، ص1؛ هاشمى رفسنجانى، ص373ـ374، 456؛ دولت موقت*).


پس از چندى با ميانجيگرى سازمان آزادى‌بخش فلسطين*، از حدود 150 گروگانى كه در اختيار دانشجويان بودند، تعدادى ازجمله سيزده تن  شامل زنان و سياه‌پوستان آزاد شدند تا پيامى براى امريكاييها باشد و از ديدگاه اسلام به سياه‌پوستان و زنان آگاه شوند.


عده زيادى از كاركنان سفارت نيز كه از مليتهاى ديگر بودند و فعاليتهاى امنيتى و اطلاعاتى نداشتند، آزاد شدند ( اصغرزاده، ص 121ـ122؛ سيف‌اللهى، ص 101ـ 102؛ كيفنر، ص107).


اشغال سفارت كه از آن  پس به اشغال لانه جاسوسى امريكا شهرت يافت، بازتاب جهانى داشت. شوراى امنيت و شوراى داورى لاهه در پى شكايت دولت امريكا به فاصله كوتاهى تسخير سفارت امريكا را محكوم كردند. اما چون نتيجه‌اى در پى نداشت، امريكاييها اقداماتى را براى رهايى گروگانها آغاز كردند كه از آن جمله بود: توقيف داراييهاى ايران در بانكهاى امريكايى، اخراج دانشجويان ايرانى از امريكا، قطع خريد نفت از ايران، و تقليل ديپلماتهاى ايرانى از شصت به پانزده تن. براى فشار بيشتر بر ايران، شوراى امنيت با صدور قطعنامه شماره 457، خواهان آزادى گروگانها شد، اما ايران قطعنامه را رد كرد. بااين‌همه، امريكاييها براى آرام‌كردن فضاى ايران شاه را به پاناما فرستادند تا تصور حمايت آنان از شاه براى بازگشت به قدرت از ميان برود. به‌رغم خروج شاه از امريكا و منتفى‌شدن درخواست دانشجويان براى استرداد شاه، گروگان‌گيرى همچنان ادامه يافت. دراين‌ميان صادق قطب‌زاده*، وزير امورخارجه وقت، تلاش مى‌كرد با تماسهاى غيرمستقيم با امريكاييها موضوع گروگان‌گيرى را حل‌وفصل كند ( ونس[2] ، ص73ـ79؛ جردن[3]،  ص55ـ92؛ ابتكار، ص 176ـ177؛ برژينسكى[4] ، ص 479ـ 480، 482). در 10 دى 1358، كورت والدهايم[5]، دبير كل سازمان ملل، براى روشن‌كردن تكليف گروگانها وارد تهران شد، اما فقط توانست با قطب‌زاده گفتگو كند و بى‌آنكه امام يا دانشجويان پيرو خط امام را ملاقات كند، ايران را ترك كرد ( كيهان، ش 10895، 11 دى 1358، ص 1ـ2، 4، ش 10896، 12 دى 1358، ص 1).


پس از آنكه كميسيون تحقيق سازمان ملل براى بررسى سه مسئله نقض حقوق بشر ازسوى امريكا در ايران، جنايتهاى شاه در ايران، و ملاقات با گروگانها براى كسب اطمينان از سلامت آنان، اجازه سفر به ايران را يافت، مقرر گرديد گروگانها تحويل «دولت موقت شوراى انقلاب» شوند؛ اما اختلاف دانشجويان با ابوالحسن بنى‌صدر و قطب‌زاده بر سر آزادكردن گروگانها، مخالفتهايى را به‌وجود آورد. قطب‌زاده به‌عنوان نماينده دولت مأمور تحويل گروگانها شد، اما دانشجويان او را به دروغ‌گويى متهم كردند و خواستار تغيير نماينده دولت شدند. دراين‌ميان، برخى اعضاى شوراى انقلاب هم به نفع يكى از اين دو جريان موضع‌گيرى مى‌كردند. سرانجام تحويل گروگانها به شوراى انقلاب منتفى شد و مقرر گرديد گروگانها تا تشكيل مجلس شوراى اسلامى و تعيين تكليف آنان از سوى مجلس در اختيار دانشجويان بمانند ( ابتكار، ص 177ـ178؛ هاشمى رفسنجانى، ص 455ـ460؛ كيهان، ش 10948، 18 اسفند 1358، ص 1؛ كيفنر، ص 106ـ107).


در 19 فروردين 1359، امريكا با اعلام قطع مناسبات سياسى خود با ايران، ديپلماتهاى ايرانى را از امريكا اخراج كرد. امريكاييها كه از روندهاى ديپلماتى و حل مسالمت‌آميز مسئله براى آزادى گروگانها نااميد شده بودند، عمليات نظامى دلتا را براى آزادى گروگانها اجرا كردند كه براثر طوفان شن در صحراى طبس ناكام ماند. بعد از اين عمليات كه به واقعه طبس* شهرت يافت براى حفظ امنيت گروگانها تعدادى از آنان را از محل سفارت به جاهاى ديگر منتقل كردند و برخى را نيز به شهرهاى ديگر فرستادند ( كيهان، ش 10967، 19 فروردين 1359، ص1؛ اصغرزاده، ص123ـ 124؛ ونس، ص89ـ95؛ برژينسكى، ص487ـ500؛ نيز كارتر[6] ، ص 36ـ51).


در خرداد 1359، امام تصميم‌گيرى درباره گروگانها را به مجلس شوراى اسلامى ارجاع داد. مجلس در پاسخ به نامه نمايندگان كنگره امريكا كه خواستار آزادى هرچه سريع‌تر گروگانها شده بودند، از آنان خواست در نخستين گام براى حل بحران، حقوق پايمال‌شده ملت ايران را محاسبه و پرداخت كنند. مجلس براى پايان‌دادن به بحران گروگانها، كميسيون ويژه‌اى را تعيين كرد و چهار شرط كميسيون (عدم مداخله مستقيم و غيرمستقيم امريكا در ايران؛ آزادكردن سرمايه‌ها و داراييهاى متعلق به ايران؛ لغو دعاوى مالى، حقوقى و جزايى امريكا برضد ايران؛ و استرداد اموال شاه و وابستگان او) را كه درواقع از سوى امام مطرح شده بود، تصويب كرد. در 22 دى 1359 نيز مجلس لايحه‌اى را تصويب كرد كه طبق آن به دولت اجازه داده مى‌شد تا با تعيين حَكَمِ مرضى‌الطرفين با امريكا درباره مسائل مالى و حقوقى مذاكره كند. پس از تصويب اين لايحه، گروهى به رياست بهزاد نبوى، وزير مشاور در امور اجرايى، تشكيل شد. اين هيئت با ميانجيگرىِ الجزاير با امريكا وارد مذاكره شد و پس از چند دور گفتگوى فشرده و سنگين، موافقتنامه الجزاير تهيه و مورد توافق طرفين قرار گرفت و به‌اين‌ترتيب 52 گروگان در 30 دى 1359 پس از 444 روز آزاد شدند ( كيهان، ش11084، 11 شهريور 1359، ص3، ش11108، 12 مهر 1359، ص3، ش11188، 22 دى 1359، ص1ـ2، ش 11196، 30 دى 1359، ص 1، 3؛ ابتكار، ص 308ـ309، 311ـ323؛ نيز كارتر، ص 52ـ70).


منابع: معصومه ابتكار، تسخير: اولين روايت مكتوب از درون سفارت تسخيرشده آمريكا در تهران، ترجمه فريبا ابتهاج شيرازى، تهران 1379ش؛ اسناد انقلاب اسلامى، ج 1ـ3، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامى، 1374ش؛ ابراهيم اصغرزاده، «گفتگو با مهندس ابراهيم اصغرزاده»، فصلنامه مطالعات تاريخى، ش30 (پاييز 1389)؛ امام‌خمينى، صحيفه امام: مجموعه آثار امام‌خمينى(س) (بيانات، پيام‌ها، مصاحبه‌ها، احكام، اجازات شرعى و نامه‌ها)، تهران 1389ش؛ امام در آيينه اسناد: سير مبارزات امام‌خمينى (س) به روايت اسناد شهربانى، تهران : مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام‌خمينى(س)، 1383ش؛ انقلاب اسلامى به روايت اسناد ساواك، كتاب 15، تهران: وزارت اطلاعات، مركز بررسى اسناد تاريخى، 1383ش؛ مهدى بازرگان، انقلاب ايران در دو حركت، تهران 1363ش؛ هميلتون جردن، بحران، ترجمه محمود مشرقى، ]تهران [1362ش؛ 444 روز: خاطرات گروگانگيرى از دوران تسخير لانه جاسوسى آمريكا، گردآورنده: تيم ولز، ترجمه حسين ابوترابيان، تهران: مركز نشر فرهنگى رجاء، 1366ش؛ رضا خجسته رحيمى، «گروگان‌گيران چه كسانى بودند: ناگفته‌هايى از تسخير سفارت آمريكا»، روزنامه شرق،  سال 2، ش 332، 13 آبان 1383؛ دولتهاى ايران از ميرزانصراالله‌خان مشيرالدوله تا ميرحسين موسوى، براساس دفتر ثبت كابينه‌هاى نخست‌وزيرى، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1378ش؛ اميررضا ستوده و حميد كاويانى، بحران 444 روزه در تهران: گفته‌ها و ناگفته‌هايى از تصرف سفارت آمريكا، تهران 1379ش؛ رضا سيف‌اللهى، «گفتگو با مهندس رضا سيف‌اللهى»، فصلنامه مطالعات تاريخى، ش30 (پاييز 1389)؛ صفحاتى از تاريخ معاصر ايران: اسناد نهضت آزادى ايران، 1359ـ 1357: ج 11، تهران: نهضت آزادى ايران، 1362ش؛ حسن طاهرى خرم‌آبادى، خاطرات آيت‌االله طاهرى خرم‌آبادى، به كوشش محمدرضا احمدى، تهران 1377ـ1384ش؛ مهدى عراقى، ناگفته‌ها: خاطرات شهيد حاج‌مهدى عراقى، پاريس ـ پائيز 1978/ 1357، به كوشش محمود مقدسى، مسعود دهشور، و حميدرضا شيرازى، تهران 1370ش؛ جيمى كارتر، خاطرات كارتر رئيس‌جمهورى پيشين آمريكا: 444 روز ماجراى گروگان‌هاى آمريكائى در ايران، ترجمه احمد باقرى، ]تهران [1361ش؛ جان كيفنر، «چگونه يك اعتصاب نشسته به اشغال آن تبديل شد»، در آمريكا در اسارت: لحظات سرنوشت‌ساز در بحران گروگانگيرى، گردآورنده: ادوارد كلن، ترجمه توران خاورى و سرور طليعه، ]تهران[: قلم، 1362ش؛ سايروس ونس، «نقش آمريكا در ايران»، در توطئه در ايران: دو برداشت از يك متن، ترجمه محمود مشرقى، ]تهران[: انتشارات هفته، 1362ش؛ اكبر هاشمى رفسنجانى، هاشمى رفسنجانى: كارنامه و خاطرات سالهاى 1357 و 1358، انقلاب و پيروزى، به اهتمام عباس بشيرى، تهران 1383ش؛ ياران امام به روايت اسناد ساواك، ج  :2 شهيد آيت‌الله حاج شيخ‌محمد صدوقى، تهران: وزارت اطلاعات، مركز بررسى اسناد تاريخى، 1377ش؛


Zbigniew Brzezinski, Power and principle: memoirs of the national security adviser, 1977-1981, New York 1983.


/ بهزاد كريمى /


 


 






[1] renfiK nhoJ . [2] ecnaV suryC . [3] nadroJ notlimaH . [4] iksnizezrB . [5] miehdlaW truK . [6] retraC ymmiJ .



نظر شما
مولفان
/ بهزاد كريمى / ,
گروه
اسلام معاصر ,
رده موضوعی
جلد25
تاریخ1397 در دست چاپ
وضعیت چاپ
  • چاپ شده