رازی، حسن بن عباس بن حریش

معرف

راوى امامى سده سوم.
متن

رازى، حسن بن عباس‌بن حَريش، راوى امامى سده سوم. درباره كنيه‌اش در منابع اختلاف هست و آن را ابوالحسين (← برقى، ص 57)، ابومحمد (ابن‌غضائرى، ص 51) و ابوعلى (نجاشى، ص60) ذكر كرده‌اند. هرچند شوشترى (ج 3، ص 273) با استناد به رواج كاربردِ كنيه ابومحمد براى كسانى با نام حسن، قول ابن‌غضائرى را ترجيح داده‌است. ظاهرآ در برخى منابع در نام وى (← برقى، همانجا؛ قمى، ج 2، ص  :334 حسين؛ قس خويى، 1413، ج 7، ص 9) و نام جدش (برقى، همانجا؛ طوسى، 1420، ص 136، پانويس :5 حريس؛ كلينى، ج 1، ص 532؛ ابن‌بابويه، 1412، ص :117 جريش؛ طوسى، 1415، ص :375 خراش؛ ابن‌طاووس، ص :199 الحريص؛ ابن‌حجر عسقلانى، ج 2، ص :216 جرير) تصحيفاتى رخ داده‌است. طوسى (1415، ص 374؛ نيز ← همو، 1420، ص 136) افزون بر آنكه از حسن‌بن عباس‌بن حريش رازى در زمره راويان امام‌جواد عليه‌السلام ياد كرده (قس ابن‌حجر عسقلانى، همانجا، كه به‌اشتباه ابوجعفر را كنيه امام‌محمدباقر عليه‌السلام و درنتيجه حسن را راوى آن حضرت دانسته‌است)، از راوى ديگرى به اسم حسن‌بن عباس حريشى نيز در بابى با عنوان راويانى كه از ائمه عليهم‌السلام روايت نكرده‌اند، نام برده‌است (← 1415، ص420؛ نيز ← همو، 1420، ص 126؛ قمى، ج 2، ص 301؛ قس ابن‌شهرآشوب، ص :34 عريشى كه به احتمال زياد تصحيف حريشى است). ظاهرآ هر دوى اين عنوانها به رازى اشاره دارند : يك‌بار با نَسَب ابن‌حريش و بار ديگر با نسبت حريشى (← شوشترى، همانجا؛ نيز ← تفرشى، ج 2، ص 32؛ مازندرانى حائرى، ج 2، ص 402؛ خويى، 1413، ج 5، ص 362؛ موحد ابطحى، ج 2، ص 179؛ قس مامقانى، ج 19، ص 362ـ363، كه معتقد است حريشى از نوادگان حسن‌بن عباس‌بن حريش بوده‌است). شايد منظور طوسى از ذكر حسن‌بن عباس‌بن حريش در باب راويانى كه از ائمه عليهم‌السلام روايت نكرده‌اند، اشاره به اين مطلب باشد كه ابن‌حريش خود بى‌واسطه حديثى از ائمه عليهم‌السلام سماع نكرده، بلكه صرفآ احاديث موجود در كتابى را كه بر امام‌جواد عرضه كرده (درباره كتاب وى ← ادامه مقاله)، روايت كرده‌است (براى ديدگاههاى ديگر در اين باره ← حسينى‌جلالى، ص 53ـ77؛ نيز ← بهبودى، ص 128، كه گفته‌است طوسى به دليل دروغ‌گويى ابن‌حريش و نادرستى كتاب و روايت وى از ائمه، نام او را در باب مذكور آورده‌است تا  به ثابت‌نبودن كتاب و روايتش اشاره كند). در صورت درستى گزارشى كه محمدبن حسن صفّار قمى (ص 242ـ243) به‌نقل از خود حسن‌بن عباس‌بن حريش رازى آورده‌است، مبنى بر ملاقات رازى با امام‌جواد (متوفى 220)، او دست‌كم در اين سال زنده بوده و به مدينه يا بغداد ــكه امام‌جواد نزديك به ده ماه آخر عمر شريف خود را آنجا سپرى كردــ سفر كرده‌است. موضع‌گيرى رجاليان متقدم امامى درباره وثاقت حسن‌بن عباس‌بن حريش رازى تند و نقادانه است. ابن‌غضائرى (ص 52) و نجاشى (همانجا) وى را ضعيف دانسته‌اند. تعبير ابن‌غضائرى درباره او احتمالا حاكى از ديدگاه غالب محدّثان مكتب بغداد درباره ميزان اعتبار روايات اين راوى است. رجاليان متأخر امامى نيز، با نقل عبارات ابن‌غضائرى و نجاشى، وى را تضعيف كرده‌اند (براى نمونه ← ابن‌داوود حلّى، ستون 440؛ علامه حلّى، 1417، ص336). نقل ابن‌حجر عسقلانى (ج 2، ص216ـ 217) درباره رازى نيز از اين نظر حائز اهميت است كه منبع وى بخشى از كتاب نجاشى است كه در دسترس نيست. ابن‌حجر عسقلانى (همانجا) داورى على‌بن حَكَم‌بن زبير نخعى (از راويان مشهور امامى و از شاگردان امام‌جواد عليه‌السلام) درباره حسن‌بن عباس را نيز گزارش كرده‌است. به گفته او (همانجا)، نمى‌توان به روايات ابن‌حريش اعتماد كرد، زيرا گفته‌شده او حديث وضع مى‌كرده‌است. فهرستهاى شيعه كتابى را درباره فضيلت و ثواب سوره قدر (إِنَّا أَنزَلناهُ) ــ با اندكى اختلاف در عنوان كتاب ــ به حسن‌بن عباس‌بن حريش رازى نسبت داده‌اند (براى نمونه ← ابن‌غضائرى، ص 51؛ نجاشى، همانجا؛ طوسى، 1420، ص 136). تعبير «عَرَضْتُ» در آغاز دو حديثى كه صفّار قمى در بصائرالدرجات (همانجا) از رازى روايت كرده، حاكى از آن است كه وى متنى مشخص را كه دست‌كم مشتمل بر رواياتى از امام‌صادق عليه‌السلام بوده، بر امام‌جواد عليه‌السلام عرضه كرده‌است. مدرسى طباطبائى[1]  (ج 1، ص 172) احتمال داده كه  متن عرضه‌شده بر امام‌جواد همان كتاب فضل سورة انا انزلناه يا كتاب ثواب انا انزلناه عبدالرحمان‌بن كَثير هاشمى (← زرارى، ص 175؛ نجاشى، ص 234ـ235) كه تمايلات باطنى داشته، بوده‌است. احاديثى پراكنده از حسن‌بن عباس‌بن حريش درباره شب قدر و مسائل آن در منابع كهن حديثى اماميه نقل شده كه به احتمال بسيار برگرفته از كتاب اوست. صفّار قمى (ص 242ـ 244، 300، 462) چهار حديث درباره علم امام در شب قدر از اين كتاب نقل كرده‌است كه در ديگر منابع حديثى نيست. بنا بر اين احاديث، امام در شب قدر از رخدادهاى سالِ بعد آگاه مى‌شود و به علوم مختلف و قدرت برآوردن نيازهاى گوناگون دست مى‌يابد. صفّار قمى (ص150، 152، 154) همچنين چهار  حديث ديگر از ابن‌حريش روايت كرده‌است كه ظاهرآ با موضوع شب قدر و فضل سوره «انّا أنزلناه» ارتباطى ندارند، اما با توجه به شباهت سندى و محتواييشان با احاديث پيشين احتمالا از همان كتاب نقل شده‌اند. على‌بن ابراهيم قمى (ج 2، ص 301، 334، 351ـ352) سه حديث از ابن‌حريش از امام‌جواد به‌ترتيب در تفسير سوره محمد، نجم و حديد نقل كرده، اما ديگر احاديث وى به‌ويژه احاديث در تفسير سوره قدر را نياورده‌است. ظاهرآ نُه حديثى كه درباره شأن سوره «انّا أنزلناه» در كتاب كافى كلينى (ج 1، ص 242ـ253) آمده نيز از همين كتاب اخذ شده‌است (براى نقل احاديث ديگر از اين كتاب ← همان، ج 1، ص 532ـ533، ج 7، ص 317). كلينى اين احاديث را از كتاب ابن‌حريش در باب مستقلى از كتاب الحجة جاى داده‌است كه گويا به دليل مضمون آنهاست؛ از جمله ضرورت وجود حجت الهى در هر زمان و تصريح بر امامت امام دوازدهم. افزون بر اينكه در اين احاديث از ماهيتِ علمى كه امام در اين شبها دريافت مى‌كند نيز سخن رفته‌است (براى نقلهاى مشابه در ديگر منابع امامى ← نعمانى، ص 68؛ ابن‌بابويه، 1362ش، ج 2، ص 479ـ480؛ همو، 1412، ص 117ـ118؛ همو، 1363ش، ج 1، ص280ـ281، 304ـ305؛ مفيد، ج 2، ص 345ـ346؛ طوسى، 1411، ص 141ـ142). برخى فقيهان امامى، در موضوع قصاص اجزاى بدن، در يك مورد به روايتى از ابن‌حريش استناد كرده‌اند كه حاوى سخنان امام‌باقر عليه‌السلام به ابن‌عباس است (← كلينى، ج 7، ص 317؛ طوسى، 1401، ج10، ص 276ـ277). شيخ‌طوسى (1400، ص774) و به پيروى از او قاضى ابن‌بَرّاج (ج 2، ص 473)، بر اساس اين حديث فتوا داده‌اند (نيز ← علامه حلّى، 1412ـ1420، ج 9، ص 399)، هرچند برخى ديگر از فقيهان مانند ابن‌ادريس حلّى (ج 3، ص 404) آن را به‌سبب مخالفت با اصول مذهب معتبر ندانسته‌اند، يا علامه حلّى از متأخران (همانجا) و خويى از معاصران (1396، ج 2، ص 177) به‌سبب ضعفِ سند اين حديث در حجيتش ترديد كرده‌اند. محدّثان بزرگ مكتب قم كتاب انا انزلناه حسن‌بن عباس‌بن حريش را روايت كرده‌اند، اما عالمان مكتب بغداد، همچون ابن‌غضائرى و نجاشى، سرسختانه در برابر آن موضع‌گيرى كرده و در اعتبار اين كتاب ترديد كرده‌اند. ابن‌غضائرى (ص 52)، ضمن «فاسدالالفاظ» خواندن كتاب، تأكيد كرده‌است كه وجود مطالب ساخته و پرداخته ذهن مؤلف بر ساختگى‌بودن رواياتش دلالت دارد. نجاشى (ص60ـ61) نيز اين كتاب را «ردىءالحديث» و «مضطرب‌الألفاظ» دانسته‌است. از تعابير ابن‌غضائرى و نجاشى به‌خوبى پيداست كه داوريهاى اين دو درباره ابن‌حريش ناظر به محتواى كتاب اوست (موحد ابطحى، ج 2، ص180). احتمالا اين نگرش انتقادى ريشه در منازعه‌اى عميق‌تر ميان عالمان دو مكتب قم و بغداد دارد. موضوعى كه برخى عالمان متأخر نيز به آن توجه كرده و معتقدند كه درك  نكردن دقيق مضامين عالى و درعين‌حال غامض احاديث كتاب ابن‌حريش چنين داوريهاى تندى را درباره آن به همراه آورده‌است (← محمدتقى مجلسى، ج 14، ص 352؛ محمدباقر مجلسى، ج 3، ص 62؛ موحد ابطحى، ج 2، ص 181). نخست به‌نظر مى‌رسد كه شايد تأييد كتاب ابن‌حريش از سوى امام‌جواد دليل اعتماد محدّثان مكتب حديثى قم به اين كتاب بوده‌است، اما محدّثان قمى درباره درستى ماجراى عرضه كتاب بر امام اتفاق‌نظر ندارند. اين داستان تنها در نقل صفّار قمى (ص 242ـ243) از تحرير احمدبن محمدبن عيسى اشعرى قمى آمده‌است، درحالى‌كه ديگر محدّثان چون على‌بن ابراهيم قمى، محمدبن حسن‌بن وليد، كلينى و ابن‌بابويه كه همگى تحرير احمدبن محمدبن عيسى اشعرى قمى را از كتاب ابن‌حريش در اختيار داشته و احاديثى را از آن روايت كرده‌اند، اين ماجرا را نقل نكرده‌اند. افزون بر اين، فهرست‌نگاران متقدم امامى نيز كه معمولا اين‌گونه آگاهيهاى اعتباربخش را درباره كتابهاى حديثى ذكر مى‌كنند (براى نمونه ← نجاشى، ص 217، 231، 447؛ طوسى، 1420، ص 305)، به اين ماجرا اشاره‌اى نكرده‌اند. بنابراين، مى‌توان چنين استنباط كرد كه عالمان متقدم در درستى اين داستان ترديد داشته‌اند و احتمالا به همين دليل است كه فقط صفّار قمى آن را گزارش كرده‌است. به‌نوشته برخى متأخران، محدّثان بزرگ قم، به‌ويژه احمدبن محمدبن عيسى اشعرى‌قمى كه در روايت از راويان ضعيف بسيار سخت‌گير بود و حتى برخى راويان سرشناس مانند احمدبن‌محمدبن خالد برقى*، سهل‌بن زياد آدمى* و محمدبن على صيرفى، مشهوربه ابوسُمينة، را به دلايلى همچون ضعف، نقل از راويان ضعيف و نيز اتهام غلوّ از قم اخراج كرد، اين كتاب را روايت كرده‌اند (← محمدتقى مجلسى؛ محمدباقر مجلسى، همانجاها؛ بهبهانى، ص 101) كه مى‌تواند از سبب اعتماد قميان به اين كتاب حكايت كند (قس شوشترى، ج 3، ص 273ـ274، كه از روايت احمدبن محمدبن عيسى از ابن‌حريش به‌سبب ضعف وى و رواياتش اظهار تعجب كرده‌است). به گفته محمدباقر مجلسى (همانجا) شهرت كتاب دليل ديگر اعتماد قميان به آن بوده كه شاهد آن نقل كلينى (ج 1، ص 242) از اين كتاب با ذكر سه طريق است.


منابع : ابن‌ادريس حلّى، كتاب السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى، قم 1410ـ1411؛ ابن‌بابويه، فضائل‌الاشهر الثلاثة، چاپ غلام‌رضا عرفانيان، بيروت 1412/1992؛ همو، كتاب الخصال، چاپ على‌اكبر غفارى، قم 1362ش؛ همو، كمال‌الدين و تمام‌النعمة، چاپ على‌اكبر غفارى، قم 1363ش؛ ابن‌بَرّاج، المُهَذّب، قم 1406؛ ابن‌حجر عسقلانى، لسان‌الميزان، حيدرآباد، دكن 1329ـ1331، چاپ افست بيروت 1390/1971؛ ابن‌داوود حلّى، كتاب الرجال، چاپ جلال‌الدين محدث ارموى، تهران 1342ش؛ ابن‌شهرآشوب، معالم‌العلماء، نجف 1380/1961؛ ابن‌طاووس،  فلاح‌السائل و نجاح‌المسائل فى عمل اليوم و الليلة، چاپ غلامحسين  مجيدى، قم 1377ش؛ ابن‌غضائرى، الرجال لابن الغضائرى، چاپ محمدرضا حسينى‌جلالى، قم 1422؛ احمدبن محمد برقى، كتاب الرجال، در ابن‌داوود حلّى، همان؛ محمدباقر بهبودى، معرفة‌الحديث و تاريخ نشره و تدوينه و ثقافته عندالشيعة الامامية، تهران 1362ش؛ محمدباقربن محمداكمل بهبهانى، تعليقات على منهج‌المقال، در محمدبن على استرآبادى، منهج‌المقال فى تحقيق احوال الرجال المعروف بالرجال الكبير، چاپ سنگى ]تهران[ 1307؛ مصطفى‌بن حسين تفرشى، نقدالرجال، قم 1418؛ محمدرضا حسينى‌جلالى، «باب 'من لم يرو عن الائمة عليهم‌السلام، فى كتاب الرجال للشيخ الطوسى»، تراثنا، سال 2، ش 2 و  3 (ربيع‌الثانى ـ رمضان 1407)؛ ابوالقاسم خويى، مبانى تكملة المنهاج، قم 1396؛ همو، معجم رجال‌الحديث و تفصيل طبقات‌الرواة، قم 1413/1992؛ احمدبن محمد زرارى، رسالة ابى‌غالب الزرارى الى ابن‌ابنه فى ذكر آل‌اعين، چاپ محمدرضا حسينى‌جلالى، قم 1411؛ شوشترى؛ محمدبن حسن صفّارقمى، بصائرالدرجات الكبرى فى فضائل آل‌محمد (ع)، چاپ محسن كوچه‌باغى تبريزى، تهران 1362ش؛ محمدبن حسن طوسى، تهذيب‌الاحكام، چاپ حسن موسوى خرسان، بيروت 1401/1981؛ همو، رجال‌الطوسى، چاپ جواد قيومى‌اصفهانى، قم 1415؛ همو، فهرست كتب‌الشيعة و اصولهم و اسماء المصنفين و اصحاب الاصول، چاپ عبدالعزيز طباطبائى، قم 1420؛ همو، كتاب الغيبة، چاپ عباداللّه طهرانى و على احمد ناصح، قم 1411؛ همو، النهاية فى مجرد الفقه و الفتاوى، بيروت 1400/1980؛ حسن‌بن يوسف علامه‌حلّى، خلاصة الاقوال فى معرفة الرجال، چاپ جواد قيومى اصفهانى، ]قم [1417؛ همو، مختلف‌الشيعة فى احكام الشريعة، قم 1412ـ1420؛ على‌بن ابراهيم قمى، تفسيرالقمى، چاپ طيب موسوى جزائرى، قم 1404؛ كلينى (بيروت)؛ محمدبن اسماعيل مازندرانى حائرى، منتهى‌المقال فى احوال الرجال، قم 1416؛ عبداللّه مامقانى، تنقيح‌المقال فى علم الرجال، چاپ محيى‌الدين مامقانى، قم 1423ـ؛ محمدباقربن محمدتقى مجلسى، مرآة‌العقول فى شرح اخبار آل‌الرسول، ج 3، چاپ هاشم رسولى‌محلاتى، تهران 1363ش؛ محمدتقى‌بن مقصودعلى مجلسى، روضة‌المتقين فى شرح مَن لايَحضُرُه الفقيه، چاپ حسين موسوى‌كرمانى و على‌پناه اشتهاردى، قم 1406ـ1413؛ محمدبن محمد مفيد، الارشاد فى معرفة حجج‌اللّه على‌العباد، بيروت 1414/1993؛ محمدعلى موحدابطحى، تهذيب المقال فى تنقيح كتاب الرجال للشيخ الجليل ابى‌العباس احمدبن على النجاشى، ج 2، نجف 1390/1971؛ نجاشى؛ ابن‌ابى‌زينب نعمانى، الغيبة، چاپ فارس حسون كريم، قم 1422؛


Hossein Modarressi T¤ ab¦atab¦a’i, Tradition and survival: a bibliographical survey of early Sh¦i‘ite literature, vol.1, Oxford 2003. 


/ حميد باقرى /




[1] ¤aba¦taba¦'i. Modarressi T




 

نظر شما
مولفان
حمید باقری ,
گروه
قرآن و حدیث ,
رده موضوعی
جلد19
تاریخ93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده