رنگین دهلوی، سعادت یارخان

معرف

شاعر اردو و فارسى‌سراى قرن يازدهم و دوازدهم.
متن


رنگين‌دهلوى، سعادت يارخان، شاعر اردو و فارسى‌سراى قرن يازدهم و دوازدهم. در 1170 در سرهند[1]به‌دنيا آمد (← طهماس‌خان، ص 260). پدرش طهماس‌بيگ‌خان رومى (متوفى 1217) بود كه سپاهيان نادرشاه او را در خردسالى از زادگاهش، شهر بايزيد* (دوغوبايزيد) در قلمرو عثمانى، به هندوستان آورده بودند و در دستگاه مغولان، جايگاهى داشت و محكم‌الدوله اعتقادجنگ خوانده مى‌شد (رنگين دهلوى، 1264، ص 2؛ نيز ← طهماس‌خان، ص 15ـ 16، 26ـ27؛ قس مصحفى همدانى، ص 109؛ تاسى[2] ، ج 2، ص560؛ سكسينه[3] ، ص 93، كه پدر او را تورانى دانسته‌اند). سعادت‌يارخان نزد پدر با فنون سپاهيگرى آشنا شد و در جوانى، مدتى را در خدمت نواب ذوالفقارالدوله بهادر گذراند (← طهماس‌خان، ص 280ـ281، 308ـ309). پس از آن نيز مدتى به سپاهيگرى پرداخت و گويا به همين سبب از كسب علم بازماند، اما گرايش وى به شعر و ممارست فراوان در اين فن، از او شاعرى مشهور و پركار ساخت (مصحفى همدانى؛ سكسينه، همانجاها). خود او در جايى گفته كه از پانزده‌سالگى به سرودن شعر روى آورد (← ادريس احمد، ص 119). روزگارى نيز به تجارت اسب مشغول شد و مدتها در حيدرآباد دكن، كلكته، لكهنو[4] ، بنگال، گواليار[5] ، و بانده[6] به گشت‌وگذار پرداخت (ادريس احمد؛ سكسينه، همانجاها). در دورانى كه در شاه‌جهان‌آباد (دهلى) سكونت داشت، در زمره شاگردان ظهورالدين حاتم دهلوى (متوفى 1197)، شاعر هندى‌گو و فارسى‌سرا به‌شمار مى‌رفت. پس از مرگ حاتم، اشعار خود را براى اصلاح نزد محمد امان نثار، شاعر هم‌دوره خود، مى‌برد (← رنگين دهلوى، 1264، ص 3؛ قاسم، ج 1، ص 278؛ كريم‌الدين، ص 334). هنگامى كه به لكهنو رفت، به سلك ملازمان شاهزاده‌ميرزامحمد سليمان شكوه، فرزند شاه‌عالم دوم (حك : 1173ـ1221)، پيوست و از نزديكان او شد (مصحفى همدانى، همانجا؛ صبا، ص 313). از ميان شاعران هم‌روزگار خود، با انشاءاللّه‌خان* (متوفى 1233)، ميرزاقتيل لاهورى* (متوفى 1233)، و مصحفى همدانى* معاشرت و دوستى داشت ( ← مصحفى همدانى، همانجا). او در جمادى‌الآخره 1251 درگذشت (شيفته‌هندوستانى، ص 215؛ كريم‌الدين، همانجا). رنگين را غالبآ شاعرى اردوسرا مى‌دانند، اما اشعار و تصنيفات فارسى او نيز به همان اندازه اهميت دارند. اهميت رنگين در شعر اردو بيشتر به‌سبب ابداع «ريختى» است ( ← ريخته*). ريختى نوعى شعر عاشقانه از زبان زنان است كه احساسات و عواطف آنان را در قالب الفاظى غيرمهذب بيان مى‌دارد ( ← عبدالغفور نسّاخ، ص 194؛ سكسينه، ص 15ـ16). وى علاوه‌بر فارسى و اردو، با زبانهايى مانند تركى، عربى، پنجابى، گجراتى، مراتهى، و پشتو نيز آشنا بود و به اين زبانها شعر مى‌سرود (ادريس احمد، همانجا). رنگين ديوانى از اشعار ريختى خود ترتيب داد و آن را انگيخته ناميد (براى ديدن نمونه‌اى از شعر ريختى او ← عبدالغفور نسّاخ، ص 195ـ196). او عاشق‌پيشه بود و آثارش به‌ويژه غزلهايش مالامال از ابيات احساسى و هوس‌بازانه است (تاسى، همانجا)؛ اين امر در توجه او به شعر ريختى بى‌تأثير نبوده‌است. وى شاعر و نويسنده‌اى پركار بود. از آثار او چهار ديوان است با نامهاى ريخته، بيخته، آميخته، و انگيخته به زبان اردو كه دو ديوان آخر دربردارنده اشعار ريختى رنگين است. او خود اين ديوانها را به‌همراه آثار ديگر جمع آورده و آنها را نَوْرَتن (نُه گوهر) ناميده‌است، كه در 1263 در دهلى چاپ شده‌است (همانجا). مجالس رنگين، به نثر فارسى، اثر ديگر او و مجموعه‌اى از 62 «مجلس» با شاعرانى است كه رنگين در سفرهاى خود با آنان ملاقات كرده و حاوى برخى از ديدگاههاى انتقادى اوست (براى نمونه نقد ← رنگين دهلوى، 1264، ص10ـ12). اين اثر، كه در 1215 تأليف شده، يك‌بار در 1264 و بار ديگر در 1348 در لكهنو به‌چاپ رسيده‌است ( ← نوشاهى، ج 2، ص 1501). مثنوىِ بزمىِ مهروماه اثر ديگر وى به زبان فارسى و براساس رويدادى واقعى در زمان جهانگيرشاه بابرى (حك : 1014ـ1037) در دهلى است، كه در 1263 در لكهنو به‌صورت سنگى چاپ شده‌است (همان، ج3، ص1829). فرس‌نامه رنگين به نثر فارسى، در شناخت عيوب و بيماريهاى  

اسب اثر ديگر رنگين است كه وى به خواهش دوستانش آن را به نظم اردو نيز درآورد (رنگين دهلوى[7] ، 1911، ص 1ـ2؛ نيز ← منزوى، ج 5، ص 3884ـ3885). داگلاس كرِيون فيلوت[8] اين متن منظوم را، كه چندين‌بار در لكهنو و كانپور[9] به‌چاپ رسيده، به انگليسى[10] ترجمه كرد و آن را همراه با مقدمه و حواشى در 1329/ 1911 در لندن منتشر ساخت. در ميان آثار رنگين آنچه جالب توجه است قصيده‌اى است كه در ستايش ابليس سروده‌است (تاسى، ج 2، ص 562؛ براى آگاهى از ساير تصنيفات رنگين ← همان، ج 2، ص 560ـ562؛ صابر دهلوى، ج 1، ص 520؛ د. اردو، ذيل «رنگين»).



منابع : ادريس احمد، سرهند مين فارسى ادب، دهلى 1988؛ اردو دائره‌معارف اسلاميه، لاهور 1384ـ1414/ 1964ـ1993، ذيل «رنگين»؛ سعادت‌يارخان رنگين دهلوى، مجالس رنگين، چاپ سنگى لكهنو 1264؛ محمدمصطفى‌بن مرتضى شيفته‌هندوستانى، تذكره گلشن بى‌خار، مرتبه كلب‌على خان فائق، لاهور 1973؛ قادربخش صابر دهلوى، تذكره گلستان سخن، لاهور 1966؛ محمدمظفرحسين‌بن محمد يوسفعلى صبا، تذكره روز روشن، چاپ محمدحسين ركن‌زاده آدميت، تهران 1343ش؛ طهماس‌خان، طهماس‌نامه، چاپ محمد اسلم، لاهور ?] 1986[؛ عبدالغفور نسّاخ، سخن شعرا، لكهنو 1982؛ ميرقدرت‌اللّه قاسم، مجموعه نغز يعنى تذكره شعرائى اردو، مرتبه محمود شيرانى، لاهور 1933؛ كريم‌الدين، طبقات شعرائى هند، لكهنو 1983؛ غلام‌بن‌ولى‌محمد مصحفى همدانى، تذكره هندى، لكهنو 1985؛ احمد منزوى، فهرستواره كتابهاى فارسى، تهران 1374ش ـ؛ عارف نوشاهى، كتاب‌شناسى آثار فارسى چاپ‌شده در شبه قاره: هند، پاكستان، بنگلادش، از 1160ـ 1386 ه ش/1195ـ1428ه /1781ـ2007م، تهران 1391ش؛



Sa`a¦dat Ya¦rKh¦n Rang¦ân Dihlaw¦â, The Faras-na¦ma-e Rangi¦n, or, The book of the horse, translated from the Urdu by D.C. Phillott,London 1911; Ram Babu Saksena,  A history of Urdu literature, New Delhi 1990; Garcin de Tassy, Histoire de la litterature Hindouie et Hindoustanie, New York 1870-1871, repr. 1968.



 



/ فاطمه مهرى /


نظر شما
مولفان
فاطمه مهری ,
گروه
ادبیات و زبان ها ,
رده موضوعی
جلد20
تاریخ94
وضعیت چاپ
  • چاپ شده