رانکوه

معرف

ناحيه‌اى قديمى در شمال ايران و امروزه شهرى در شهرستان اَملَش* در استان گيلان.
متن


رانِكوه، ناحيه‌اى قديمى در شمال ايران و امروزه شهرى در شهرستان اَملَش* در استان گيلان. رانكوه، به معناى منطقه پست (رابينو[۱] ، ۱۹۱۷، ص۳۴۷)، شرقى‌ترين ناحيه بيه‌پيش (ناحيه شرقى گيلان) بود كه رودخانه سُرخانى (سفيدتَمَش‌رود) آن را از مازندران جدا مى‌كرد (خودزكو[۲] ، ص ۱۵؛ ميرزاابراهيم، ص۱۵۳؛ كيهان، ج ۲، ص ۲۷۱؛ كريمى تيمجانى، ص ۵). اين ناحيه وسيع از مشرق به تنكابن*، از مغرب به ديلمان و از جنوب به عَمّارلو محدود مى‌شد (كيهان، همانجا؛ رزم‌آرا، ج ۲، ص ۱۲۸).مردم ناحيه رانكوه، مانند ساير نواحى شمال ايران، از طريق سادات علوى، به‌ويژه حسن اُطْروش (سومين فرمانرواى علويان طبرستان، سده سوم) با اسلام آشنا شدند (← حسن اطروش*). در دوره علويان (حك : حـ۲۵۰ـ ۳۱۶)، هَوسَم (رودسر كنونى) مهم‌ترين شهر و حاكم‌نشين رانكوه بود (← رابينو، ۱۹۱۷، ص ۳۳۶، ۳۴۸؛ رودسر*). در اين دوره، ناحيه رانكوه، كه با مازندران هم‌جوار بود، گاه براثر منازعات سياسى و تحركات نظامى جزو مازندران (طبرستان) به‌شمار مى‌رفت (← ابن‌اسفنديار، ج ۱، ص ۵۶، ۷۴؛ نيز ← رابينو، همانجا).رانكويى از قرن ششم با مركزيت تيمجان/ تَميجان، كهمركز خاندان ناصروند شاخه رانكوه شد، اهميت يافت. خاندان ناصروند حاكمان محلى گيلان بودند كه تا قرن نهم بر ولايت بيه‌پيش، با مركزيت لاهيجان، حكومت مى‌كردند (← مرعشى، ص ۱۹؛ فومنى، ص ۲۴۵ـ۲۴۶؛ نيز ← رابينو، ۱۳۶۴ش، ص ۱۲۷ـ۱۲۹؛ كريمى تيمجانى، ص ۱۱۱ـ۱۲۱). تيمجان مركّب از تيم (به معناى بازار (گوراب) يا كاروانسرا) و جان/ گان (پسوند مكان) به معناى كاروانسراست (كريمى تيمجانى، ص ۱۳). در اين زمان، چون شهر تيمجان (گوراب رانكوه يا شاهان گوراب) مركز ناحيه رانكوه بود، رانكوه نيز خوانده مى‌شد (← مرعشى، ص ۲۲۹؛ لاهيجى، ص ۱۴۳، ۱۴۶؛ نيز ← رابينو، ۱۹۱۷، ص۳۳۹ـ۳۴۰؛ ستوده ج ۲، ص ۲۲۰؛ كريمى تيمجانى، ص ۱۵).در ۷۰۶، كه سپاه اولجايتو (ايلخان مغول) به بيه‌پيش رسيد و با خاندان ناصروند مصالحه كرد، اميرمحمد تيمجانى، حاكم ناحيه رانكوه، قصد داشت به تبعيت از حاكم لاهيجان با امير مغولى صلح كند، اما در پى كارشكنى برخى از بزرگان رانكوه، دو سپاه با هم درگير شدند و امير مغول با نام سرتوق تيمور كشته و سپاه مغول تا قزوين عقب رانده‌شد. بااين‌حال اولجايتو پيشنهاد صلح اميرمحمد را پذيرفت و امارت او را بر رانكوه تثبيت كرد (كاشانى، ص ۶۶؛ نيز ← مهدوى لاهيجانى، ص ۴۹، ۱۱۹ـ۱۲۰؛ كريمى تيمجانى، ص ۳۶ـ۳۷، ۱۱۲ـ۱۱۳).



در نيمه نخست قرن هشتم، هم‌زمان با چيرگى مغولها بر گيلان و درگيريهاى داخلى خاندان ناصروند، ساكنان بيه‌پيش، ازجمله رانكوه، كه از قرن سوم با تشيع آشنايى داشتند آماده پذيرش مذهب شيعه شدند. سيدعلى كيا (كاركيا)، مؤسس حكومت كياييان* (حك : ۷۷۰ـ۱۰۰۱)، با استفاده از چنين زمينه‌اى و به كمك سادات مرعشى در ۷۶۹ عازم رانكوه شد (مرعشى، ص ۳۳؛ نيز ← پرتو، ص ۲۲۱ـ۲۲۲، ۲۲۴؛ كريمى تيمجانى، ص ۱۲۲). او با استقرار در تنكابن، اميره نوپاشا ناصروند، حاكم رانكوه و لاهيجان، را شكست داد و ناحيه رانكوه را تصرف كرد (مرعشى، ص ۳۳ـ ۳۸؛ نيز ← برزگر، ج ۲، ص ۳۷۱ـ۳۷۲). سيدعلى كيا برادرش، سيدمهدى كيا را بر رانكوه گماشت و براى فتح ساير نواحى بيه‌پيش تا طارم و قزوين پيش‌رفت (← مرعشى، ص ۳۹ـ۵۷؛ نيز ← سجادى، ص ۳۱۹ـ ۳۲۰). از آن پس، رانكوه دوباره به بيه‌پيش (با مركزيت لاهيجان) پيوست (فومنى، ص ۱۱۱، ۱۲۵). پس از قتل سيدعلى كيا در ۷۹۱ در رشت، جانشينان او مجبور به خروج از اين نواحى شدند و رانكوه را حاكم بيه‌پس (ناحيه غربى گيلان)، اميره دُبّاج فومنى (از اميران اسحاقوندان*)، به سالوك/ صُعلوك مرداويج واگذار كرد كه در بيرون‌راندن كياييان بسيار تلاش كرده‌بود (مرعشى، ص ۸۷؛ نيز ← سجادى، ص ۳۳۰ـ۳۳۱). مدتى بعد اميره دبّاج از اخراج و كشتن كياييان پشيمان شد و به سيدهادى كيا پيشنهاد كرد كه به متصرفات خود در بيه‌پيش بازگردد. سيدهادى با حمله به رانكوه سالوك مرداويج را شكست داد و رانكوه را به اميرسيدمحمد، پسر سيدمهدى كيا، بازگرداند (مرعشى، ص ۹۰ـ۹۶؛ نيز ← رابينو، ۱۹۱۷، ص ۴۰۵ـ۴۰۶).در ۸۲۰، در دوره حكمرانى سيدرضا كيا بر بيه‌پيش و امارت سيدمحمد اول كيا (معروف به اميره سيدمحمد)، رانكوه از نو ساخته شد. بيشتر عمارتهاى رانكوه، كه در دوره ناصروند از چوب و گل ساخته شده‌بود، با آجر و ساروج تجديد بنا و قصر، مسجد و بازار تازه‌اى در شهر تميجان (مركز رانكوه) ساخته شد (مرعشى، ص۱۴۰ـ۱۴۱؛ نيز ← رابينو، ۱۳۶۴ش، ص ۲۶ـ۲۷؛ همو، ۱۹۱۷، ص ۳۳۹).به گفته حمداللّه مستوفى (ص ۱۶۲)، رانكوه (تميجان) شهر متوسطى بود. در اواخر دوره كياييان، در ۹۰۸،  ۹۱۰و ۹۱۴، اميره حسام‌الدين فومنى، امير بيه‌پس، به اين شهرحمله كرد. همچنين در آن دوران بلاياى طبيعى بسيارىبر آن وارد شد (← مرعشى، ص ۴۵۴؛ لاهيجى، ص ۱۷۵ـ۱۸۰؛ فومنى، ص ۲۸۴؛ نيز ← خودزكو، ص۸۰؛ رابينو، ۱۳۶۴ش، ص ۳۴؛ كريمى تيمجانى، ص ۳۸ـ۳۹). پس از سقوط كياييان به‌دست صفويان اين شهر رو به انحطاط گذاشت (رابينو،۱۹۱۷، ص ۳۴۰). با وجود اين شهر رانكوه (تميجان) به‌سبب قرارگرفتن بر سر شاهراه قديمى شاه‌عباسى (همو، ۱۹۲۸، ص ۸، ۱۷) همچنان به حيات خود ادامه داد. ماجراى شكار شاه‌عباس اول در ۱۰۲۸ در جنگلهاى رانكوه از اتفاقاتمعروف دوره صفوى در جنگلهاى اين ناحيه است (← فومنى، ص ۲۱۶؛ نيز ← رفيعى‌پور لاهيجى، ص ۹۴ـ۹۵). در ايندوره، پل آجرى بزرگى به طول شصت متر و عرض پنج متربر سر شاهراه قديمى شاه‌عباسى ساخته شد كه گيلان ومازندران را به‌هم متصل مى‌كرد. در اطراف اين پل در تميجان، قصرى بزرگ، مسجدجامع، ضرابخانه و حمام ساخته شد كه آثارى ازآنها همچنان باقى است (ستوده، ج ۲، ص ۲۱۹،۳۰۹ـ ۳۱۲). امروزه روستايى به نام تميجان در بخش مركزى شهرستان رودسر وجود دارد (← مركز آمار ايران، ذيل«استان گيلان»).رانكوه در ۱۲۵۶ يكى از ولايات هفت‌گانه ايالت گيلان بود (خودزكو، ص ۸، ۱۵). ولايت رانكوه معروف به ولايت اربعه (شامل شَلمان، ديلمان، اِشكَوَر و سُمام)، به مركزيت آبادى صوفيان‌سر، حدود چهارده‌هزار تن جمعيت داشت (همان، ص ۱۵، ۸۰). به‌نظر مى‌رسد روستاى صوفيان‌سر، كه امروزه در دهستان ديلمانِ سياهكل واقع است، همان آبادى صوفيان‌سر باشد (← مركز آمار ايران، همانجا).در زمان فتحعلى‌شاه قاجار (حك : ۱۲۱۲ـ۱۲۵۰)، لنگرود و آباديهاى اطراف آن از لاهيجان جدا شد و به ناحيه رانكوه پيوست و از آن پس اين ناحيه به رانكوه و لنگرود معروف شد (رابينو، ۱۹۱۷، ص ۳۳۵، ۳۴۱؛ اميرانتخابى، ص ۱۰۵) و فردى از خاندان منجم‌باشى بر آنجا حاكم بود (ميرزاابراهيم، ص۱۶۰؛ رابينو، ۱۳۶۴ش، ص ۷۶؛ رفعيى‌پور لاهيجى، ص ۹۵). در اين دوره رانكوه و لنگرود از نواحى نوزده‌گانه ولايت گيلان بود (كيهان، ج ۲، ص ۲۶۶؛ رابينو، ۱۹۱۷، ص ۵۷). اين ناحيه وسيع شامل آباديهاى رودسر، لنگرود، رانكوه، گزاف‌رود، سمام، سيارُستاق، اشكور عليا و اشكور سفلا، با مركزيت لنگرود بود. با اين حال از نظر تجارى و اقتصادى، رودسر مهم‌ترين آبادى اين ناحيه به‌شمار مى‌رفت (رابينو، ۱۹۱۷، ص ۳۴۷؛ كيهان، ج ۲، ص ۲۷۱ـ۲۷۲). آبادى رانكوه يكى از بلوكات ناحيه رانكوه و لنگرود، شامل شلمان، املش و سياهكله‌رود بود و حدود ده‌هزار تن جمعيت داشت (رابينو، ۱۹۱۷، ص ۵۹، ۳۴۷؛ كيهان، ج ۲، ص ۲۷۱).در تقسيمات كشورى  تا ۱۳۷۶ش، رانكوه صرفآ به‌عنوان منطقه‌اى تاريخى هم‌طراز با بخشهاى رودسر و لنگرود ذكرشده (← رزم‌آرا، همانجا) و از بلوك يا آبادى رانكوه نامى نيامده‌است. در اين سال با تأسيس شهرستان املش، بخش رانكوه با مركزيت روستاى شَبخوس‌لات در اين شهرستان ايجاد شد (← ايران. وزارت كشور، ۱۳۹۰ش ب، ذيل «استان گيلان»؛ ايران. قوانين و احكام، ۱۳۷۷ش، ص ۴۳۲). اين بخش داراى دهستانهاى سمام (به مركزيت ملكوت)، شبخوس‌لات (به مركزيت شبخوس‌لات) و كجيد به مركزيت كجيد بود (ايران. وزارت كشور، ۱۳۹۰ش الف، ذيل «استان گيلان»). در ۱۳۸۲ش، روستاى شبخوس‌لات شهر شد و رانكوه نام گرفت (← همو، ۱۳۹۰ش ج، ذيل «استان گيلان»؛ ايران. قوانين و احكام، ۱۳۸۲ش، ج ۲، ص ۱۷۷۹؛ مركز آمار ايران، همانجا). بر اساس سرشمارى ۱۳۸۵ش، بخش رانكوه  ۳۹۲،۱۶ تن جمعيت داشت كه از اين تعداد ۹۵۶ تن ساكن شهر رانكوه (مركز بخش) بوده‌اند (← مركز آمار ايران، همانجا).



منابع : ابن‌اسفنديار، تاريخ طبرستان، چاپ عباس اقبال آشتيانى، تهران ?]۱۳۲۰ش[؛ شهرام اميرانتخابى، جغرافياى تاريخى گيلان، رشت ۱۳۸۷ش؛ ايران. قوانين و احكام. مجموعه قوانين سال  ۱۳۷۶، تهران : روزنامه رسمى جمهورى اسلامى ايران، ۱۳۷۷ش؛ همو، مجموعه قوانين سال  ۱۳۸۱، تهران: روزنامه رسمى جمهورى اسلامى ايران، ۱۳۸۲ش؛ ايران. وزارت كشور. معاونت سياسى. دفتر تقسيمات كشورى، عناصر و واحدهاى تقسيمات كشورى ايران: تير  ۱۳۹۰، تهران ۱۳۹۰ش الف؛ همو، نشريه تاريخ تأسيس شهرستانهاى كشور، تهران ۱۳۹۰ش ب؛ همو، نشريه تاريخ تأسيس شهرهاى كشور، تهران ۱۳۹۰ش ج؛ اردشير برزگر، تاريخ تبرستان، تصحيح و پژوهش محمد شكرى فومشى، تهران ۱۳۸۰ش؛ افشين پرتو، تاريخ گيلان: از آغاز تا برپايى جنبش مشروطه، رشت ۱۳۷۹ش؛ حمداللّه مستوفى، نزهة القلوب؛ الكساندر بوريكو خودزكو، سرزمين گيلان، ترجمه سيروس سهامى، تهران ۱۳۵۴ش؛ ياسنت‌لويى رابينو، فرمانروايان گيلان، ترجمه محمدتقى پوراحمد جكتاجى و رضا مدنى، رشت ۱۳۶۴ش؛ رزم‌آرا؛ عبدالحسين رفيعى‌پور لاهيجى، سيماى شهرستان لنگرود: رانكوه، ]قم [۱۳۷۷ش؛ منوچهر ستوده، از آستارا تا اِستارباد، تهران ۱۳۴۹ـ۱۳۸۰ش؛ محمدتقى سجادى، تاريخ حكومت‌هاى محلى در كرانه‌هاى جنوبى درياى خزر: هزاره اول هجرى، تهران ۱۳۹۱ش؛ عبدالفتاح فومنى، تاريخ گيلان: در وقايع سالهاى ۹۲۳ـ۱۰۳۸هجرى قمرى، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۹ش؛ عبداللّه‌بن محمد كاشانى، تاريخ اولجايتو، چپ مهين همبلى، تهران ۱۳۴۸ش؛ حسن كريمى‌تيمجانى، تاريخ رانكوه: به مركزيت تيمجان، تهران ۱۳۸۲ش؛ كيهان؛ على‌بن شمس‌الدين لاهيجى، تاريخ خانى، چاپ افشين پرتو، رشت ۱۳۸۹ش؛ ظهيرالدين‌بن نصيرالدين مرعشى، تاريخ گيلان و ديلمستان، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۷ش؛ مركز آمار ايران، سرشمارى عمومى نفوس و مسكن :۱۳۸۵ نتايج تفصيلى كل كشور، ۱۳۸۵ش.



Retrieved Oct.۲, ۲۰۱۳, from http://www.sci.org.ir/portal/ faces/public/census۸۵/census۸۵.natayej/census۸۵. rawdata;



محمد مهدوي‌لاهيجانى، جغرافياى گيلان، نجف ۱۳۸۹/۱۹۶۹؛ ميرزاابراهيم، سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان...، چاپ مسعود گلزارى، تهران ۱۳۵۵ش؛



Hyacinth Louis Rabino, Les provinces caspiennes de la Perse: Le Guiªlaªn, Paris ۱۹۱۷; idem, M←zandar←n and Astar←b←d, London ۱۹۲۸.



/ سمانه خليلى‌فر /



 


[۱] . Rabino[۲] . Alexander Borejko Chodzko



 



 


نظر شما
مولفان
سمانه خلیلی فر ,
گروه
جغرافیا ,
رده موضوعی
جلد19
تاریخ93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده