ذوالکفل

معرف

<p dir="rtl"> <span dir="RTL">نامی که به یکی از شخصیتهای بنی</span>&zwnj;<span dir="RTL">اسرائیل اطلاق شده</span>&zwnj;<span dir="RTL">است.&nbsp;</span></p>
متن

 ذوالکِفْل، نامی که به یکی از شخصیتهای بنیاسرائیل اطلاق شدهاست. از این شخص دو بار در قرآن یاد شدهاست، یکی در آیه 85 سوره انبیاء که نام ذوالکفل پس از اسماعیل و ادریس ذکر شده و آنان از صابران و در آیه بعد از صالحان دانسته شدهاند؛ و یکی هم در آیه 48 سوره ص، که ذوالکفل پس از اسماعیل و اَلْیَسَع و از اخیار معرفی شدهاست. با آنکه نام وی در کتاب مقدس یهود نیامده، مشابهتهایی میان او و عُوبَدْیا، یکی از شخصیتهای کتاب مقدس، بهچشم میخورد (← ادامه مقاله). منابع لغوی و تفسیری اطلاع جامعی از زندگی ذوالکفل بهدست نمیدهند و ناچار باید به تصویری مبهم که تنها از چند روایت مذکور در این منابع حاصل میشود، بسنده کرد.


درباره وجه تسمیه ذوالکفل آرای مختلفی وجود دارد. در منابع لغوی، نام ذوالکفل ذیل مادّه ک ف ل آمده و براساس معنای «کفل»، سرپرستی (برعهده گرفتن، نگهداری) و نیز بهره و نصیب، درباره وجه تسمیه حدسهایی زدهاند (برای چکیدهای از آرای لغویان در این باره ← جوهری؛ ابنمنظور؛ زَبیدی، ذیل «کفل»). واکر(ص 400ـ401) معنای دوم را ترجیح داده و «کفل» را به معنای بهره و نصیب مضاعف، و «ذوالکفل» را کسی که نصیب دوچندانی به او رسیده، دانستهاست؛ معنایی شبیه آنچه درباره ایوب در کتاب مقدس (کتاب ایوب، 10:42) ذکر شدهاست. در واقع، حدسهای لغتشناسان درباره واژه ذوالکفل و ریشه لغوی آن، موجب شدهاست که داستانهایی درباره این شخصیت به کتب تفسیری راه یابد (← د.اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه).


بهنظر برخی مفسران، یکی از پیامبران بنیاسرائیل بهنام الیسع* برای انتخاب جانشین خود مردم را جمع کرد و از روزه روز، عبادت شبانه و غلبه بر خشم برای آنان صحبت کرد و گفت هرکس این خصال را متکفل شود، او را به جانشینی خود انتخاب خواهد کرد. ذوالکفل با برعهده گرفتن این سه به جانشینی او منصوب شد (← طبری، جامع؛ ثعلبی، الکشف و البیان، ذیل انبیاء: 85). بهروایتی دیگر، ذوالکفل بهسبب نجات صد یا هفتاد پیامبر از مرگ و یاری رساندن به آنها به این نام شهرت یافت (ثعلبی، الکشف و البیان؛ طبرسی، ذیل بقره : 243؛ ابنجوزی، ذیل انبیاء: 85). این داستان سبب شد تا برخی میان ذوالکفل و عوبدیا، از شخصیتهای کتاب مقدس، مشابهت بیابند (← د.اسلام، چاپ دوم، همانجا؛ >دایرةالمعارف قرآن< ، ذیل مادّه). بنابر کتاب اول پادشاهان (4:18)، عوبدیا، سرپرست دربار اَخاب (پادشاه بنیاسرائیل)، برای نجات جان پیامبران بنیاسرائیل، یکصد تن از آنان را در مغارهای پنهان کرد و به آنان نان و آب داد.


بهروایتی دیگر، نام ذوالکفل بهاین سبب به او تعلق گرفت که پادشاه ستمگری بهنام کنعان را به ایمان به خداوند فراخواند و بهشت را برای او ضمانت کرد (← ابنقتیبه، ص 55؛ طبرسی، ذیل انبیاء: 85؛ نیز برای تفصیل بیشتر ← بوشنجی، ص 283ـ 284). در برخی منابع نیز آمدهاست که او بهسبب اینکه نمازهای مؤمنی را پس از مرگش برعهده گرفت، ذوالکفل نامیده شد (← طبری، جامع؛ ابنجوزی، همانجاها). همچنین بهنوشته ثعلبی (الکشفوالبیان، همانجا؛ قصصالانبیاء، ص 232)، ذوالکفل بهسبب لطف و مهربانی به زنی فاسد و کمکی که به او کرد به این نام شهرت یافت (برای تفصیل بیشتر این داستان و حکایات دیگر ← ابنعساکر، ج 17، ص370ـ381). برخی از این حکایات در منابع حدیثی نیز ذکر شدهاست (برای نمونه ← ترمذی، ج 4، ص 657ـ658؛ حاکم نیشابوری، ج 2، ص 582، ج 4، ص 254ـ255). طباطبائی (ذیل ص: 48) با بیان این مطلب که روایات مذکور اعتبار و حجیت ندارند، از ذکر آنها در کتاب خویش صرفنظر کردهاست.


درباره پیامبر بودن ذوالکفل اختلافنظر وجود دارد. برخی او را پیامبر و برخی دیگر او را صرفآ مردی صالح دانستهاند (← مسعودی، ج 1، ص120؛ ثعلبی، الکشف و البیان؛ طبرسی، همانجاها؛ فخررازی؛ قرطبی، ذیل انبیاء: 85). طبری (جامع، همانجا) او را فردی عادی دانسته که خداوند او را فقط بهسبب وفای بهعهدش در کفالت امور پیامبر یا پادشاهان صالح در زمان خود، ستایش کردهاست. اما مقاتلبن سلیمان (ذیل انبیاء: 85) کلمه «رحمت» را به نبوت تفسیر کرده و نیز «برگزیدن» ذوالکفل و دیگر افراد را در آیه 48 سوره ص ناظر به پیامبری دانستهاست. بدینترتیب، او ذوالکفل را یکی از انبیا برشمردهاست. علاوه بر او، فخررازی (همانجا) با دلایلی از جمله استناد به نام سوره انبیاء و نیز پیامبرانی که در این سوره ذکر شدهاند، پیامبر بودن او را ترجیح دادهاست.


در برخی روایات نیز به پیامبری ذوالکفل تصریح شدهاست، مثلا در روایتی از حضرت علی علیهالسلام ذوالکفل یکی از انبیا و همان یوشعبن نون است (← ابنبابویه، ج 1، ص 322)؛ همچنین، در حدیثی از امامجواد علیهالسلام او یکی از  313 نبیمرسل از میان  000،124 نبی مبعوث از جانب خداوند ذکر شدهاست (← مجلسی، ج 13، ص 405).


در منابع تاریخی و تفسیری، ذوالکفل را با افرادی همچون الیاس، یوشعبن نون، حزقیل، زکریا و الیسعبن اخطوب، که بهاعتقاد برخی شاگرد الیاس و فردی غیر از الیسع نبی مذکور در قرآن است، یکی دانستهاند (برای نمونه ← مقدسی، ج 1، ص 468ـ471؛ ثعلبی، الکشف و البیان، همانجا؛ زمخشری، ذیل انبیاء: 85؛ طبرسی، ذیل بقره: 243؛ ابنعساکر، ج 17، ص370). همچنین گفته شده او بشر/ بشیر، پسر ایوب* است که پس از پدر به پیامبری رسید (← طبری، تاریخ، سلسله 1، ص 364؛ بیضاوی، ذیل ص : 85). برخی منابع نیز از او با نام عوبدیا سبط یهودا پسر یعقوب نام بردهاند (← قطب راوندی، ص 212ـ213؛ قرطبی، ذیل نساء: 163؛ نیز ← بل ، ج 1، ص 555 که نبود اطلاع بیشتر درباره ذوالکفل را با نبود اطلاع درباره او در کتاب مقدس مرتبط میداند).


براساس حکایتی، درباره درگذشت او گفته شدهاست که او در هفتاد سالگی وفات یافت (ابنعساکر، ج 17، ص 381؛ قس طبری، تاریخ، همانجا، که سن او را هفتادوپنج ذکر میکند). طبری (تاریخ، همانجا) محل درگذشت او را شام ذکر کردهاست. ظاهرآ مقبرهای در مغارک یا به تعبیری دامون، مکانی درمسیر شهر عکا به رمله، بهعنوان مقبره او شهرت داشته که ناصرخسرو (متوفی 481) آن را زیارت کردهاست (← ناصرخسرو، ص 27). افزون بر آن، قبر دیگری را بهعنوان قبر او در برملاحه، مکانی در شوشه نزدیک حلّه، ذکر کردهاند (← هروی، ص 67؛ یاقوت حموی، ذیل «برملاحة» و «شوشة»؛ نیز برای اطلاع از دیگر مقبرههای منتسب به او ← د.اسلام، چاپ اول، ذیل مادّه).


منابع : علاوه بر قرآن و کتاب مقدس. عهد عتیق؛ ابنبابویه، کتاب الخصال، چاپ علیاکبر غفاری، قم 1362ش؛ ابنجوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، بیروت 1404/1984؛ ابنعساکر؛ ابنقتیبه، المعارف، چاپ ثروت عُکاشه، قاهره ] 1969[؛ ابنمنظور؛ ابوالحسنبن هیصم بوشنجی، قصصالانبیاء، ترجمه محمدبن اسعدبن عبداللّه حنفی تستری، چاپ عباس محمدزاده، مشهد 1384ش؛ عبداللّهبن عمر بیضاوی، انوارالتنزیل و اسرارالتأویل، المعروف بتفسیر البیضاوی، مصر 1330، چاپ افست بیروت ]بیتا.[؛ محمدبن عیسی ترمذی، سننالترمذی، استانبول 1401/ 1981؛ احمدبن محمد ثعلبی، قصصالانبیاء، المسمی عرائسالمجالس، بیروت: المکتبةالثقافیة، ]بیتا.[؛ همو، الکشف و البیان، المعروف تفسیرالثعلبی، چاپ علی عاشور، بیروت 1422/ 2002؛ اسماعیلبن حماد جوهری، الصحاح: تاجاللغة و صحاحالعربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت ]بیتا.[، چاپ افست تهران 1368ش؛ محمدبن عبداللّه حاکمنیشابوری، المستدرک علی الصحیحین فی الحدیث، بیروت 1398/1978؛ محمدبن محمد زَبیدی، تاجالعروس من جواهرالقاموس، چاپ علی شیری، بیروت 1414/ 1994؛ زمخشری؛ طباطبائی؛ طبرسی؛ طبری، تاریخ (لیدن)؛ همو، جامع؛ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، قاهره ]بیتا.[، چاپ افست تهران ]بیتا.[؛ محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج 3، جزء6، بیروت 1965، ج 6، جزء11، قاهره 1387/1967، چاپ افست تهران 1364ش؛ سعیدبن هبةاللّه قطب راوندی، قصصالانبیاء، چاپ غلامرضا عرفانیان یزدی، بیروت 1409/ 1989؛ مجلسی؛ مسعودی، مروج (بیروت)؛ مقاتلبن سلیمان، تفسیر مقاتلبن سلیمان، چاپ عبداللّه محمود شحاته، ]قاهره [1979ـ1989؛ مطهربن طاهر مقدسی، آفرینش و تاریخ، مقدمه، ترجمه و تعلیقات از محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران 1374ش؛ ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران 1363ش؛ علیبن ابیبکر هروی، کتاب الاشارات الی معرفة الزیارات، چاپ ژانین سوردل ـ تومین، دمشق 1953؛ یاقوت حموی؛


Richard Bell, A commentary on the Qur’¦an, ed. C. Edmund Bosworth and M. E. J. Richardson, Manchester 1991; EI1, s.v. "_D_h_u’l-Kifl" (by I. Goldziher); EI2, s.v. "_D_h_u’l-Kifl" (by G.Vajda); Encyclopaedia of the Qur’¦an, ed. Jane Dammen Mc Auliffe, Leiden: Brill, 2001- , s.v. "Dh¦u l-Kifl" (by Heribert Busse); John Walker, "Who is Dhu’l-kifl?", The Moslem world, XVI, no.4 (Oct.1926).


/ راحله نوشاوند /


_____________________________________


1. Walker 2. Encyclopaedia of the Qur’¦an 3. Bell

نظر شما
مولفان
راحله نوشاوند ,
گروه
کلام و فرق ,
رده موضوعی
جلد 19
تاریخ 93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده