ذیحجه

معرف

 ذیحجه، دوازدهمین ماه سال در گاهشمارى هجرى قمرى، ماه انجامدادن مناسک حج و یکى از ماههاى حرام.

متن


 ذیحجه، دوازدهمین ماه سال در گاهشمارى هجرى قمرى، ماه انجامدادن مناسک حج و یکى از ماههاى حرام.



۱) مباحث تقویمى. نام ماه ذیحجه از ریشه «ح ج ج»، به معناى قصدکردن ( زَبیدى، ج ۵، ص ۴۵۹)، و ناظر به انجام فریضه حج و خروج مردم از شهرها و زیستگاههاى خود به قصد بهجاآوردن حج است. این ریشه در معانى متعددى چون قصدکردن، زیارتکردن و برپاداشتن جشن به بسیارى از زبانهاى سامى راه یافتهاست و صورتى از آن در زبان عبرى نیز دیده مىشود (براى آگاهى از شکل ریشه در زبانهاى مختلف سامى، ازجمله عبرى، سریانى، آرامى و سبایى مشکور، ج ۱، ص ۱۶۸ـ۱۶۹). نامگذارى یکى از ماههاى سال با ایام برپایى مناسک حج نشانه اهمیت این مناسک در زندگى و عقاید مردم عرب و نیز در مناسک عبادى مسلمانان است (← ادامه مقاله). نام این ماه در متون گوناگون با توجه به جایگاه نحوى آن در متون عربى، بهصورت ذىالحِجه (← نُعَیمى دمشقى، ج ۲، ص ۱۵)، ذوالحِجه (همان، ج ۲، ص ۱۲) و ذاالحجه (متقى هندى، ج ۳، جزء۵، ص ۱۱۷) به کار  رفته، و بدون حرف تعریف «ال»، یعنى ذیحجه کمتر ثبت شدهاست (← لیتمان ، ص ۲۳۰؛ براى صورتهاى مختلف نام این ماه ← همانجا؛ براى دیگر بررسیهاى واژگانى نام این ماه ← قَلقَشندى، ج ۲، ص ۳۷۶؛ سیوطى، المُزْهَر، ج ۲، ص ۲۰۳؛ همو، الشماریخ، ص ۱۴؛ زبیدى، ج ۵، ص ۴۶۷ـ۴۶۸). بهسبب وجود اقوام و قبایل مختلف عرب، در دوره جاهلى در شبهجزیره عربستان، نامهاى متعددى براى این ماه در گاهشماریهاى آن روزگار وجود داشت، ازجمله ناجِر (← مرزوقى اصفهانى، ج ۱، ص ۲۷۹)، بُرَک (همان، ج ۱، ص ۲۸۳؛ ابوریحان بیرونى، ۱۹۲۳، ص ۶۱)، مَسبِل ( الفوایدالغرر، گ ۲۶پ)، نحس (مسعودى، ج ۲، ص ۳۴۹) و ذىالمَحَجَّة. ماه ذیحجه، هم پیش از اسلام و هم پس از آن، یکى از چهار ماه حرام بودهاست (← ماه*). به گفته برخى از نویسندگان دوره اسلامى، در دوران جاهلیت ماههاى حرام از دهم ذیحجه آغاز و ماههاى محرّم، صفر، ربیعالاول و ده روز از ربیعالآخر را شامل مىشد (← مرزوقى اصفهانى، ج ۱، ص ۸۹؛ الفوایدالغرر، گ ۴ر). بهعلاوه، طبق برخى روایات تاریخى، براساس رواج نَسىء در دوران جاهلیت (در اینباره ← نسىء*)، مردم عرب، حج را دو سال در ذیقعده و دو سال در ذیحجه بهجا مىآوردند (مرزوقى اصفهانى، ج ۱، ص ۹۰). اما با ظهور اسلام و نهى صریح قرآن از بهکار بستن نسىء، این رسم ازمیان رفت. به نوشته مرزوقى اصفهانى (همانجا)، سال دهم هجرى که پیامبر اسلام حجةالوداع را بهجا آوردند، ماه ذیحجه بود و آن حضرت در خطبه خود بیان کرد که زمان به جاى خود برگشته و با این بیان، برگزارى مناسک حج را در ماه ذیحجه تثبیت کرد تا سنّت حضرت ابراهیم را زنده گرداند (نیز ← قطان مروزى، ص ۲۴۴ـ۲۴۷، که بهتفصیل درباره نسىء در عصر جاهلى و اقدام پیامبر اسلام در منع آن سخن گفتهاست؛ عرفان محمد حمّور، ج ۱، ص ۵۸۳ـ ۵۸۶، درباره بعضى محاسبات در زمینه موعد انجام فریضه حج در دوران جاهلیت).



طول ماه ذیحجه براساس طول متوسط ماههاى سال قمرىِ قراردادى همواره ۲۹ روز بودهاست (← ابوریحان بیرونى، ۱۳۶۲ش، ص ۲۲۹). اما طبق روش رؤیت هلال، طول این ماه مثل سایر ماههاى قمرى ۲۹ یا ۳۰ روز است (← رؤیت هلال*). ضمن آنکه برخى منجمان دوره اسلامى طول ماه ذیحجه را، در نظام قراردادى ۳۰ و ۲۹ روزه، ۲۹ روز و هشت ساعت و ۴۸ دقیقه دانستهاند (براى نمونه ← بتّانى، ج ۳، ص ۱۰۰؛ نصیرالدین طوسى، ص ۲۱).



کمابیش نشانههایى از اعتقاد به پارهاى دستورالعملهاى احکام نجومى در ماه ذیحجه در نوشتههاى حسنبن بهلول (سدة چهارم؛ ص ۲۳۵ـ۲۳۷) دیده مىشود. همچنین با توجه به اهمیت آغاز ماههاى گاهشمارى هجرى قمرى با یکى از روزهاى هفته، که نیازمند شئون احکامىِ خاصى بوده، در زیجهاى دوره اسلامى، جدولهایى براى محاسبه این روزها تهیه مىشدهاست (براى نمونه ← بتّانى، ج ۲، بخش جدولها، ص ۷؛ نصیرالدین طوسى، همانجا). به نوشته مسعودى (همانجا)، روزهاى نحس هر ماه چهارشنبهاى است که منطبق شود با روزى که با عدد چهار به نوعى رابطه عددى داشته باشد. مؤلف الفواید الغرر (گ ۹۰ر) نیز روز هشتم را روز نحس این ماه دانستهاست.



منابع : ابوریحان بیرونى، الآثار الباقیة عنالقرون الخالیة، چاپ ادوارد زاخاو، لایپزیگ ۱۹۲۳؛ همو، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، چاپ جلالالدین همائى، تهران ۱۳۶۲ش؛ محمدبن جابر بتّانى، کتابالزیج الصابى، اعتنى بطبعه و تصحیحه و ترجمه الى اللغة اللاتینیة و علّق حواشیه کارلو آلفونسو نالینو، رم ۱۸۹۹ـ۱۹۰۷، چاپ افست هیلدسهایم ۱۹۷۷؛ حسنبن بهلول، کتابالدلائل، چاپ عکسى از نسخة خطى کتابخانهة سلیمانیة استانبول، مجموعه حکیم اوغلى، ش ۵۷۲، فرانکفورت ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛ محمدبن محمد زَبیدى، تاجالعروس من جواهر القاموس، ج ۵، چاپ مصطفى حجازى، کویت ۱۳۸۹/ ۱۹۶۹، چاپ افست بیروت ]بىتا.[؛ عبدالرحمانبن ابىبکر سیوطى، کتاب الشماریخ فى علمالتاریخ، چاپ کریستیان فریدریش زیبولد، لیدن ۱۳۱۲/۱۸۹۴؛ همو، المزهر فى علوماللغة و انواعها، چاپ محمد احمد جادالمولى، على محمد بجاوى، و محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ]بىتا.[؛ عرفان محمد حمّور، مواسمالعرب: المواسم الثقافیة و التجاریة و الدینیة و الطبیعیة، بیروت ۱۴۲۷/ ۲۰۰۶؛ الفواید الغرر و الفواید الدرر، از مؤلفى ناشناس، نسخة خطى کتابخانة ملى جمهورى اسلامى ایران، ش ۶۶۷۴؛ حسنبن على قطان مروزى، گیهان شناخت، چاپ عکسى از نسخه خطى کتابخانه آیتاللّه مرعشى نجفى، چاپ محمود مرعشى نجفى، قم ۱۳۷۹ش؛ قَلقَشندى؛ علىبن حسامالدین متقى هندى، کنزالعُمّال فى سنن الاقوال و الافعال، چاپ محمود عمر دمیاطى، بیروت ۱۴۱۹/ ۱۹۹۸؛ احمدبن محمد مرزوقى اصفهانى، کتاب الازمنة و الامکنة، حیدرآباد، دکن ۱۳۳۳/۱۹۱۴؛ مسعودى، مروج (بیروت)؛ محمدجواد مشکور، فرهنگ تطبیقى عربى با زبانهاى سامى و ایرانى، تهران ۱۳۵۷ش؛ محمدبن محمد نصیرالدین طوسى، زیجایلخانى، چاپ عکسى از نسخة خطى کهن کتابخانه مجلس شوراى اسلامى، ش ۱۸۱، چاپ یوسف بیگ باباپور و مسعود غلامیه، قم ۱۳۹۱ش؛ عبدالقادربن محمد نُعَیمى دمشقى، الدارس فى تاریخ المدارس، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛



E.Littmann , "Ûberdie  Ehrennamen  und  Neubenennungen  der  islamischen Monate", Der Islam, vol. ۸ (۱۹۱۸).



/ فرید قاسملو /



۲) مباحث قرآنى و حدیثى و فقهى. علاوه بر نام ذیحجه، در دیگر نامهاى متداول این ماه در دوران جاهلیت، مانند ذىالمَحَجَّة و بُرَک (از ریشة «بَرَکَ»، ناظر بر خوابانیدن شتر/ بُروکُالاِبِل در هنگام نَحْرِ آن) ارتباط وثیق این ماه با مناسک حج مشهود است (← ابوریحان بیرونى، ص ۶۰ـ۶۱؛ جوادعلى، ج ۸، ص ۴۵۴ـ۴۵۸، ۴۶۰ـ۴۶۱، ۴۷۹). در ماه ذیحجه هر سال مناسک حج در مکه برگزار مىشود.



برپایه فقه اسلامى، ازجمله شروط صحت حج تَمَتُّع، اداى عمرة تمتع و حج تمتع با هم در یک سال و نیز بهجاآوردن عمره تمتع در یکى از ماههاى حج (به تعبیر قرآن ← بقره: ۱۹۷) یعنى از آغاز شوال تا هشتم ذیحجه است. شرط مهم دیگر، این است که حجگزار پیش از روز نهم ذیحجه، و به نظر برخى در روز هشتم، در مکه به قصد حج مُحرم شود. همچنین ارکان و واجبات مناسک حج در روزهاى معیّنى از ماه ذیحجه انجام مىشود (← حج*، بخش ۱، مباحث قرآنى و حدیثى و فقهى).



در منابع حدیثى و فقهى براى برخى از روزهاى ویژه مناسک حج در ماه ذیحجه، نامهاى خاصى بهکار رفتهاست، ازجمله روز تَرْوِیَه براى روز هشتم، روز عَرَفه و روز مشهود براى روز نهم، عید قربان یا روز گوسفندکُشان یا روز نَحْر براى روز دهم، ایام معدودات (مصداق آیة ۲۰۳ سورة بقره) و ایام تَشْریق* و ایام مِنا براى روزهاى یازدهم تا سیزدهم، روز قَرّ (روز استقرار حجاج در منا) براى روز یازدهم، روز نَفْر و نَفْر اول براى روز دوازدهم و روز نفر ثانى و صَدَرْ و حَصْبَه براى روز سیزدهم (← طوسى، المبسوط، ج ۱، ص ۳۶۵؛ شهید اول، ج ۱، ص ۴۸۷). معدودى از مفسران، تعبیر ایام معدودات را در قرآن ناظر به دهه اول ذیحجه دانسته­اند ولى به نظر مشهور، این دهه مصداق «ایام مَعلومات» در قرآن (حج: ۲۸) است (← طوسى، التبیان؛ قرطبى؛ سیوطى، ذیل آیه).



برپایه احادیث متعدد، دهه اول ذیحجه در شمار ایام بسیار بافضیلت سال است و روزهگرفتن در نُه روز نخست آن و برپایه برخى احادیث، در روزهاى اول، هشتم و نهم این ماه توصیه شدهاست (← احمدبن حنبل، ج ۱، ص ۲۲۴، ج ۵، ص ۲۷۱؛ بیهقى، ج ۴، ص ۲۸۴ـ۲۸۵؛ حرّعاملى، ج۱۰، ص ۴۵۲ـ۴۵۴). ازجمله اعمال سفارششده در این دهه، بهجا آوردن دو رکعت نماز مخصوص میان نماز مغرب و عشا، و نیز خواندن ادعیه و  تهلیلهاى ویژه است (← طوسى، مصباحالمتهجّد، ص ۶۷۲ـ ۶۷۳؛ ابنطاووس، ج ۲، ص ۳۵ـ۳۶، ۴۴ـ۴۸؛ کفعمى، ۱۴۱۴، ص ۸۷۳ـ۸۷۵).



برخى روزهاى دهه نخست ذیحجه خود فضیلتهایى ویژه و اَعمالى مخصوص دارند. مثلاً برپایه احادیث، شب و روز عرفه از ایام مبارک بهشمار مىرود و روزهدار بودن و خواندن نماز و ادعیه خاص، بهویژه دعاى امامحسین علیهالسلام در روز عرفه، بسیار سفارش شدهاست (← بیهقى، ج ۵، ص ۱۱۸؛ ابنطاووس، ج ۲، ص ۴۹ـ۵۰؛ حرّعاملى، ج ۱۳، ص ۵۴۲، ۵۴۶ـ ۵۵۵). عبادت، شبزندهدارى و دعاکردن در شب دهم ذیحجه نیز تأکید شدهاست. روز دهم این ماه، روز عید قربان است که از بزرگترین اعیاد مسلمانان بهشمار مىرود. نماز عید قربان، به شیوه گفتهشده در منابع، غسل و قربانىکردن از سنن تأکیدشده در این روز است. زیارت امامحسین علیهالسلام در شب و روز عرفه و شب و روز عید قربان نیز تأکید شدهاست (← ابنطاووس، ج ۲، ص ۴۸ـ۲۳۶؛ کفعمى، ۱۴۱۴، ص ۸۷۵ ـ ۹۰۲؛ نیز ← عید قربان*).



دو روز دیگر از روزهاى ماه ذیحجه هم در شمار ایام مورد توجه در احادیث و داراى اعمال ویژهاى است: ۱) عید غدیر در هجدهم این ماه، مصادف با روزى است که پیامبر اکرم صلىاللّه علیهوآلهوسلم در سالدهم هجرى، هنگام بازگشتاز حِجةالوداع، در خطابهاى مشهور، امامعلى علیهالسلام را بهعنوانِ مولاى مسلمانان و جانشین خود تعیین فرمود و بهاستناد احادیث شیعى، بزرگترین عید مسلمانان بهشمار مىرود. غسلکردن، روزهگرفتن، زیارت مرقد امامعلى، خواندن ادعیه مخصوص، پوشیدن جامههاى نیکو و ابراز شادمانى، صله رحم و منعقدکردن عقد اُخُوَّت با دیگر مؤمنان در این روز توصیه شدهاست (← طوسى، مصباح المتهجّد، ص ۷۳۶ـ۷۵۸؛ ابنطاووس، ج ۲، ص ۲۳۷ـ ۳۰۹؛ کفعمى، ۱۴۱۸، ص ۳۶۴ـ ۳۷۲؛ نیز ← غدیرخم*)؛ ۲) بیستوچهارم ماه، که بنابر قول مشهور روز مباهله است (نظر غیرمشهور، بیستوپنجم ماه است). پیامبر اکرم مسیحیان نَجران را به اسلام فراخوانده بود و آنان پس از مذاکره با پیامبر، اسلام را نپذیرفته بودند. دو طرف برپایه توافق خود در این روز به مباهله (نفرینکردن یکدیگر و درخواست نزول عذاب بر گروه باطل) پرداختند. پیامبر همراه حضرت فاطمه علیهاالسلام، امامعلى، امامحسن و امامحسین علیهمالسلام در محل مباهله، که خارج از شهر مدینه بود، حاضر شدند، ولى نجرانیان که سخت بیمناک عذاب الهى بودند، از مباهله منصرف و حاضر به پرداخت جزیه شدند. ازجمله اعمال این روز، خواندن ادعیه، غسل و روزه گرفتن است (← آلعمران: ۶۱؛ طوسى، مصباح المتهجّد، ص ۷۵۹ـ۷۶۷؛ ابنطاووس، ج ۲، ص۳۱۰ـ ۳۶۸؛ کفعمى، ۱۴۱۸، ص ۳۷۲ـ ۳۷۸؛ نیز ← مباهله*).



برپایه احادیث و روایات، سالروز بسیارى از وقایع مهم تاریخى ـ دینى بر یکى از روزهاى ماه ذیحجه منطبق است، ازجمله: تولد حضرت ابراهیم علیهالسلام در نخستین روز این ماه، انطباق آخرین دهة مناجات حضرت موسىعلیهالسلام در کوه طور بر دهه نخست ذیحجه (← اعراف : ۱۴۲؛ قمى؛ قرطبى، ذیل آیه)، پذیرفتهشدن توبه حضرت آدم علیهالسلام، پیروزى حضرت موسى بر ساحران، نجاتیافتن حضرت ابراهیم از آتش و تعیینشدن اوصیاى چند تن از پیامبران ازجمله حضرت موسى و عیسى علیهمالسلام در هجدهم ذیحجه (← ابنادریس حلّى، ج ۱، ص ۴۱۸؛ حرّعاملى، ج۱۰، ص ۴۴۵ـ۴۴۶). ازجمله وقایع روز بیستوچهارم ذیحجه بنابر منابع تاریخى و تفسیرى، انگشتر دادن امامعلى در حال رکوع به سائل و نزول آیة ۵۵ سورة مائده دراینباره است. بیستوپنجم ذیحجه نیز سالروز نزول سورة انسان در شأن امامعلى و حضرت زهرا و حَسَنین است (← ابنادریس حلّى، همانجا؛ ابنطاووس، ج ۲، ص ۳۶۸ـ ۳۷۸؛ قرطبى، ذیل مائده : ۵۵، ج۱۹، ص۱۱۸). ابلاغ ممنوعیت نَسىء، یعنى بهتأخیرانداختن ماههاى قمرى براى فرار از حرمت کارزار در ماه حرام یا تغییر زمان مناسک حج نیز در ماه ذیحجه سال دهم هجرى صورت گرفت (← طوسى، التبیان، ذیل توبه: ۳۸).



فقهاى امامى بر استحباب روزهگرفتن در روز اول ذیحجه، نُه روز نخست این ماه، روز عید غدیر، روز مباهله و روز بیستوپنجم ذیحجه تأکید کردهاند (← ابنادریس حلّى، ج ۱، ص ۴۱۸ـ۴۱۹؛ علامه حلّى، ج ۹، ص ۳۶۷ـ۳۷۰؛ نجفى، ج ۱۷، ص ۹۷ـ۹۸، ۱۰۳ـ۱۰۵، ۱۰۹ـ۱۱۰، ۱۱۲، ۱۱۶). افزونبراین،طبق منابع فقهى خواندن نمازهایى مخصوص در روزهاى اول ذیحجه، عید غدیر و مباهله و نیز غسلکردن در روزهاى ترویه، عرفه، عید غدیر و مباهله مستحب است. ضمن اینکه در برخى از این موارد (ازجمله نماز روز اول ماه ذیحجه و روز مباهله و روزه روز مباهله و بیستوپنجم ماه) دلیل فقهى بر استحباب وارد نشدهاست، اما بهتصریح فقها شریفبودن این ایام و لزوم شکرگزارى مسلمانان به درگاه خداوند بهسبب نعمتهایى که در این روزها به آنان عطا کرده، منشأ این استحباب شدهاست (← طوسى، المبسوط، ج ۱، ص۴۰؛ علامه حلّى، ج ۲، ص ۴۷۲، ج ۶، ص ۱۵۱ـ۱۵۳، ۱۵۵ـ۱۵۶، ج ۹، ص ۳۶۷ـ۳۷۰؛ نجفى، ج ۵، ص ۳۵ـ۳۶، ۳۷ـ۴۰، ج ۱۲، ص ۱۹۸، ۲۱۴ـ۲۱۷، ج ۱۷، ص ۱۰۹ـ۱۱۰). فقهاى اهل سنّت هم به استحباب روزهگرفتن در هشت روز نخست ماه ذیحجه (براى حجاج و غیرحجاج)، روز عرفه (براى غیرحاجیان و ــ با شروطى به نظر برخى مذاهب ــ براى حاجیان) و نیز همه یا بخشى از روزهاى ماههاى حرام، ازجمله ذیحجه، قائلاند (← الموسوعةالفقهیة، ج ۲۸، ص ۹۰ـ۹۲، ۹۵).



فقهاى همه مذاهب اسلامى ــ به استناد احادیث ــ روزهگرفتن را در روز دهم ذیحجه (عید قربان) حرام شمردهاند (← نجفى، ج ۱۷، ص ۱۲۱؛ الموسوعةالفقهیة، ج ۲۸، ص ۱۷ـ۱۹). عموم فقهاى امامى، برپایه احادیث، روزهدارى را در روزهاى یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ذیحجه نیز، براى آنان که در مِنا حضور داشته باشند، حرام دانستهاند (براى نمونه ← طوسى، المبسوط، ج ۱، ص ۲۸۳؛ نجفى، ج ۱۷، ص ۱۲۲ـ۱۲۳؛ نیز براى مورد استثناشده از شمول این احکام ← طوسى، همانجا؛ نجفى، ج ۱۷، ص ۸۸ ـ۸۹)؛ اما فقهاى اهل سنّت در اینباره اتفاقنظر ندارند (← الموسوعة الفقهیة، همانجا).



ذیحجه در روزگار جاهلیت از ماههاى حرام بهشمار مىرفت، که جنگکردن در آن ماهها (رجب، ذیقعده، ذیحجه و محرّم) ممنوع بود (← جوادعلى، ج ۸، ص ۴۷۱ـ۴۷۲). اسلام این روش و عادت را تأیید کرد و فقها به استناد آیات قرآن (ازجمله بقره: ۲۱۷؛ توبه: ۵) قائل به حرمت جنگ و جهاد در این ماهها شدهاند (← جهاد*). همچنین، به نظر فقهاى امامى ــ بهاستناد احادیث ــ میزان دیه قتل در ماههاى حرام ازجمله ذیحجه، بیش از دیه معمول و معادل   دیه کامل است (براى نمونه ← ابنادریس حلّى، ج ۳، ص ۳۶۳؛ نجفى، ج ۴۳، ص ۲۶). فقهاى اهل سنّت دراینباره اتفاقنظر ندارند و تنها برخى از آنها حکم تغلیظ دیه قتل را در ماههاى حرام پذیرفتهاند (← سحنون، ج ۶، جزء۱۶، ص ۳۰۷؛ شافعى، ج ۳، جزء۶، ص ۱۱۳؛ ابنقدامه، ج ۹، ص ۴۹۹ـ۵۰۱؛ نیز ← دیه*).



 



منابع : علاوه بر قرآن؛ ابنادریس حلّى، کتاب السرائر الحاوى لتحریر الفتاوى، قم ۱۴۱۰ـ۱۴۱۱؛ ابنطاووس، اقبالالاعمال، چاپ جواد قیومى اصفهانى، قم ۱۴۱۴ـ۱۴۱۵؛ ابنقدامه، المغنى، بیروت ] ۱۳۴۷[، چاپ افست ]بىتا.[؛ ابوریحان بیرونى؛ احمدبن حنبل، مسندالامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، ]بىتا.[؛ احمدبن حسین بیهقى، السننالکبرى، بیروت: دارالفکر، ]بىتا.[؛ جوادعلى، المفصّل فى تاریخالعرب قبلالاسلام، بغداد ۱۴۱۳/ ۱۹۹۳؛ حرّعاملى؛ عبدالسلامبن سعید سحنون، المُدَوَّنةالکبرى، التى رواها سحنونبن سعید تنوخى عن عبدالرحمانبن قاسم عتقى عن مالکبن انس، قاهره ۱۳۲۳، چاپ افست بیروت ]بىتا.[؛ سیوطى؛ محمدبن ادریس شافعى، الاُمّ، چاپ محمد زهرى نجّار، بیروت ]بىتا.[؛ محمدبن مکى شهید اول، الدروس الشرعیة فى فقه الامامیة، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴؛ محمدبن حسن طوسى، التبیان فى تفسیرالقرآن، چاپ احمد حبیب قصیرعاملى، بیروت ]بىتا.[؛ همو، المبسوط فى فقهالامامیة، ج ۱، چاپ محمدتقى کشفى، تهران ۱۳۸۷؛ همو، مصباحالمتهجّد، بیروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱؛ حسنبن یوسف علامه حلّى، منتهىالمطلب فى تحقیق المذهب، مشهد ۱۴۱۲ـ ۱۴۲۹؛ محمدبن احمد قرطبى، الجامعلاحکام القرآن، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵؛ علىبن ابراهیم قمى، تفسیرالقمى، چاپ طیب موسوىجزائرى، قم ۱۴۰۴؛ ابراهیمبن على کفعمى، البلدالامین و الدرع الحصین، چاپ علاءالدین اعلمى، بیروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷؛ همو، المصباح، چاپ حسین اعلمى، بیروت ۱۴۱۴/ ۱۹۹۴؛ الموسوعة الفقهیة، ج ۲۸، کویت: وزارتالاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۱۳/ ۱۹۹۳؛ محمدحسنبن باقر نجفى، جواهرالکلام فى شرح شرائعالاسلام، بیروت ۱۹۸۱.



 



/ خدیجه کثیرىبیدهندى /


نظر شما
مولفان
گروه
تاریخ اسلام , قرآن و حدیث , فقه وحقوق ,
رده موضوعی
جلد19
تاریخ93
وضعیت چاپ
  • چاپ شده