ديوْرِگى
معرف

ديوْرِگى، شهر و شهرستانى در شرق استان سيواس در تركيه.

متن


ديوْرِگى، شهر و شهرستانى در شرق استان سيواس در تركيه. شهر كوچك ديورگى/ ديوريگى در حدود ۱۵۰ كيلومترى جنوبشرقى شهر سيواس*، در منطقهاى كردنشين واقع شدهاست (فاكاروس و پاولز، ص۴۲۳؛ كندال، ص۵۳؛ نيز ← >اطلس جامع جهان تايمز<، نقشه ۳۱، ۳۷). اين شهر در منطقهاى كوهستانى و در درهاى وسيع قرار دارد (على توفيق، ص۳۸۹). يكى از شاخههاى فرات به نام چالتاصويى (چالتى چايى/ چولتهنهرى/ چالتهايرماق) از كنار اين شهر مىگذرد (راسم، ص۱۹۳؛ سامى، ذيل «ديوركى»؛ لسترنج، ص۱۱۹؛ نيز ← >اطلس جغرافيايى تركيه<، بخش ۱، ص۱۸).



تاريخ بناى اوليه ديورگى دانسته نيست (د.ا.د.ترك، ذيل مادّه). البته بناى آن به سليمان نبى و ديوى در آن زمان نسبت داده شده است (← اولياچلبى، ج۳، ص۲۱۰). در دوره روميان از شهرهاى آسياى صغير بود و تاپورا ناميده مىشد و بعدها نام آن به تفريك تغيير يافت (د.ا.د.ترك، همانجا). نام اين شهر در برخى آثار به صورتافريك آمدهاست (← لسترنج، همانجا؛ هيوسن، ص۴۶؛ د.ا.د.ترك، همانجا) و برخى از جغرافىنويسان متقدم مسلمان آن را بهصورتاَبريق/ اِبريقآوردهاند (← ابنرسته،ص۹۳؛ مسعودى، ج۵، ص۱۲۲). ديورگى را در منابع مختلف به صورتهاى دِفرِكى، دِورِكى، دِويرِگى، ديورِكى، ديوريك و ديوريكى نيز نوشتهاند (← ابنبىبى، ص۳۱۸؛ آقسرايى، ص۲۷، ۲۸۲؛ حمداللّه مستوفى، ص۹۶؛ اولياچلبى، همانجا؛ راسم، ص۱۹۲ـ۱۹۳؛ سامى، همانجا؛ بغدادى، ج۱، ستون ۷۲۸).



ديورگى در طول تاريخ در كنار يكى از مهمترين راههاى آناطولى قرار داشته و گذرگاه فاتحان و مهاجران به آناطولى بودهاست (اونالان، ص۳۹). در ۵۵۰ پيش از ميلاد، اشكانيان اين شهر را تسخير كردند و تا زمان تسلط سلوكيان بر ديورگى در ۳۳۴ پيش از ميلاد، در دست آنان بود. پس از سلوكيان، حكمرانان كاپادوكيا در مدت كوتاهى بر ديورگى دست يافتند و پس از الحاق و تابعيت آنان به امپراتورى روم، ديورگى ضميمه قلمرو روم شد. با تجزيه امپراتورى روم، ديورگى جزو سرزمينهاى روم شرقى (بيزانس) شد و تا پايان حكومت ساسانيان (ح  ۶۵۲ ميلادى) از مراكز نزاع ساسانيان و روميان بود (د.ا.د.ترك، همانجا).



ديورگى در سده سوم بخشى از ارمنيه/ ارمينيّه صغير محسوب مىشد و از ۲۲۸ تا ۲۶۵ مركز فرقه مسيحى پولسيها بود كه مسلمانان به آنان بيالقه مىگفتند (← مسعودى، همانجا؛ نيز ← لسترنج، همانجا). بخشى از ديوار دژ دوره بيالقه در ديورگى برجاى ماندهاست (تريدگولد، ص۴۵۹).



تاريخ فتح ديورگى بهدست مسلمانان مشخصنيست، پس از نبرد ملازگرد*، سلجوقيان مناطق اطراف دجله (شامل ديورگى) را گرفتند (د.ا.د.ترك، همانجا). ديورگى از ۵۳۶، مركز حكمرانى شاخهاى از سلسله منگوجك* بود. اين حكمرانى بيش از يك قرن ادامه يافت، اما در دوره سليمان دوم سلجوقى (حك: ۵۹۶ـ۶۰۰) تابع سلجوقيان روم شد و در ۶۵۰، عزالدين كيكاووس دوم سلجوقى به حاكميت آنان بر اين منطقه خاتمه داد (← ابنبىبى، مقدمه مشكور، صصدوشصت).



پس از شكست سلجوقيان روم از مغولها، ديورگى در ۶۷۵، تحت حاكميت ايلخانان مغول قرار گرفت، تا اينكه در ۷۹۳ يا ۸۰۰، مماليك مصر اين شهر را تصرف كردند (← همانجا؛ اوزونچارشيلى، ص۱۶۳؛ د.ا.د.ترك، همانجا). ديورگى در دوره بايزيد اول (حك: ۷۹۱ـ۸۰۵)، ضميمه قلمرو عثمانى شد و حكمرانى آنجا از دست تركمانان ذوالقدريه* ــ كه تابع مماليك بودند ــ خارجگرديد (عاشق پاشازاده، ص۷۳ـ۷۴؛ پيچر، ص۵۶؛ نيز← <اطلس تاريخى اسلام<، ص۳۰).



ديورگى در دوره متقدم عثمانى، سنجقى از ايالت روم/ آناطولى صغير بود. تسلط عثمانيان بر ديورگى كوتاهمدت بود؛ زيرا با حمله تيمور گوركان (حك : ۷۷۱ـ۸۰۷) به آسياى صغير، ديورگى از دست آنان بيرون رفت و بار ديگر مماليك آنجا را در اختيار گرفتند. بين سالهاى ۸۷۳ تا ۹۰۸، كه آققوينلوها در اوجقدرت بودند، ديورگى در محدوده سرزمينهاى تحت تصرف آنان قرار داشت. پس از آققوينلوها، مدتى تركمانان ذوالقدريه بر ديورگى دست يافتند. سليم اول در ۹۲۲ ديورگى را بهطور قطعى به قلمرو عثمانى ملحق كرد. پس از سليم اول و با تشكيل ايالت سيواس در ۹۳۲، ديورگى يكىاز سنجقهاىايالت سيواس شد (← سعدالدينافندى، ج۲، ص۳۳۹؛ د.ا. د.ترك، همانجا؛ عينعلى، ص۵۱؛ اوزتونا، ج۲، ص۶۱۲، ۷۴۶، ۷۵۲). در ۱۲۸۴، ديورگى بهقضاتبديل شد. ديورگىاز زمان اعلامجمهورى در تركيه (۱۳۴۱/ ۱۹۲۳) همچنان قضايى دراستان سيواس است (سزن، ص۱۵۲).



در دوره عثمانى، ديورگى يكى از مراكز فعال طريقت خلوتيه* بود و مشايخ خلوتيه بسيارى از اين شهر برخاستند (اولياچلبى، ج۳، ص۲۱۴؛ بغدادى، ج۱، ستون ۷۲۸؛ كوپرولو، ص۳۶۵، ۳۷۷؛ نيز ← >دايرةالمعارف شرح حال صوفيان<، ذيل «ابوالثنا شمس»).



امروزه ديورگى از مراكز علويان و مركز شهرستانى در استان سيواس است كه از شرق به استان ارزنجان، از جنوب به استان مَلَطيه، از شمال به شهرستانهاى عمرانلى و زاره/ زارا و از غرب به شهرستان قانغال محدود مىشود (چليك، ص۱۵۴؛ نيز ← >اطلس جامع جهان تايمز<، نقشه ۳۷). ديورگى كه شهرى با اهميت صنعتى و داراى كارخانههاى صنايع سنگين است (اخبارى، ص۱۶۶)، در مسير راهآهن سيواس ـ ارزنجان قرار دارد (← >اطلس جغرافيايى تركيه<، بخش ۱، ص۲۰، ۴۸). مهمترين معدن سنگ آهن تركيه در اطراف اين شهر است (جغرافياى تركيه، ص۱۲۴، ۱۸۵؛ هاوارد، ص۹). سابقه استخراج آهن به دوره عثمانى مىرسد، اما در اوايل جمهوريت استخراج آهن متوقف شد و دوباره در ۱۳۱۸ش/  ۱۹۳۹ بهرهبردارى از اين معدن ازسر گرفته شد (← حاجىخليفه، ص۶۲۵؛ د.ا.د.ترك، همانجا). براساس سرشمارى ۱۳۹۰ش/ ۲۰۱۱، جمعيت ديورگى  ۴۱۶،۱۶ تن برآورد شدهاست (← مؤسسه آمار تركيه، ص۴۲).



منابع: محمودبن محمد آقسرايى، تاريخ سلاجقه، يا، مسامرةالاخبار و مسايرةالاخيار، چاپ عثمان توران، آنكارا ۱۹۴۴، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ش؛ ابنبىبى، اخبار سلاجقه روم، چاپ محمدجواد مشكور، تهران ۱۳۵۰ش؛ ابنرسته؛ محمد اخبارى، جغرافياى كشورهاى همجوار: تركيه، تهران ۱۳۸۳ش؛ ييلماز اوزتونا، تاريخ الدولة العثمانية، ترجمة عدنان محمود سلمان، استانبول ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰؛ اولياچلبى؛ اسماعيل بغدادى، هديةالعارفين، ج۱، در حاجىخليفه، كشفالظنون، ج۵؛ جغرافياى تركيه، ترجمه و نگارش شاهپور گودرزىنژاد، تهران: سحاب، ۱۳۵۴ش؛ مصطفىبن عبداللّه حاجىخليفه، جهاننما، چاپ ابراهيم متفرقه، ]استانبول [۱۱۴۵/ ۱۷۳۲؛ حمداللّه مستوفى، نزهةالقلوب؛ مصطفى راسم، ممالك محروسه شاهانه جغرافياسى، ]استانبول ?  ۱۳۰۵[؛ سامى؛ محمدبن حسنجان سعدالدينافندى، تاجالتواريخ، ]استانبول[ ۱۲۷۹ـ۱۲۸۰؛ درويشاحمد عاشق پاشازاده، عاشق پاشازاده تاريخى، چاپ عالىبيگ، استانبول ۱۳۳۲، چاپ افست وستميد، انگلستان ۱۹۷۰؛ على توفيق، ممالك عثمانيه جغرافياسى، استانبول ۱۳۱۵؛ عينعلى، قوانين آل عثمان در خلاصه مضامين دفتر ديوان، ]بىجا[ ۱۲۸۰؛ مسعودى، مروج(بيروت)؛



Biographical encyclopaedia of Sufis: Africa and Europe, [ed.] N. Hanif, New Delhi: Sarup & Sons, ۲۰۰۲, s.v."Abu’l-Thana Shams (۱۶th Century)" (by Nathalie Clayer); Ayşe Betül Çelik, "Alevi Kurdish revival in the nineties", in Turkey’s Alevi enigma: a comprehensive overview, ed. Paul J. White and Joost Jongerden, Leiden: Brill, ۲۰۰۳; Dana Facaros and Michael Pauls, Turkey, London ۲۰۰۰; Robert H. Hewsen, "Armenia on the Halys River: Lesser Armenia and Sebastia", in Armenian Sebastia/ Sivas and Lesser Armenia, ed. Richard G. Hovannisian, Costa Mesa, Calif.: Mazda Publishers, Inc., ۲۰۰۴; An Historical atlas of Islam, ed. William C. Brice, Leiden: Brill, ۱۹۸۱; Douglas A. Howard, The history of Turkey, Westport, Conn. ۲۰۰۱; Kendal, "Kurdistan in Turkey", in People without a country: the Kurds and Kurdistan, ed. Gerard Chaliand, tr. Michael Pallis, London: Zed Press, ۱۹۸۰; Mehmed Fuad Köprülü, Early mystics in Turkish literature, tr. and ed. Gary Leiser and Robert Dankoff, London ۲۰۰۶; Guy Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate, Cambridge ۱۹۳۰; Donald Edgar Pitcher, An Historical geography of the Ottoman Empire: from earliest times to the end of the sixteenth century, Leiden ۱۹۷۲; Tahir Sezen, Osmanlı yer adları, Ankara ۲۰۰۶; The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, ۲۰۰۵; Warren Treadgold, A history of the Byzantine state and society, Stanford, Calif. ۱۹۹۷; Türkiye coğrafya atlası, İstanbul: Doğan Burda Rizzoli, ۲۰۰۴; TDVİA, s.v. "Divriği" (by Abdülkadir Balgalmşı); Türkiye İstatistik Kurumu, Adrese dayalı nüfus kayıt sistemi sonuçları = Address based population registration system results ۲۰۱۱, Ankara ۲۰۱۲; Sıddık Ünalan, "XIX. ve xx. yüzyıllarda Sivas’ın demografik yapısı", İlahiyat Fakültesi dergisi, vol.۹, no.۲ (۲۰۰۴); İsmail Hakkı Uzunçarışlı, Anadolu beylikleri ve Akkoyunlu, Karakoyunlu devletleri, Ankara ۲۰۰۳.



/ سعيد طاوسىمسرور /



هنر و معمارى. سلسله منگوجك در قرن ششم چندين ساختمان و برجو باروى مهم دراينشهر بناكردند (>دايرةالمعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، ج۲، ص۱۷). از جمله اين بناها مسجد قلعه است كه آن را حسنبن پيروز مراغهاى در  ۵۷۶ و ۵۷۷ براى شاهنشاهبن سليمان اول، فرمانرواى منگوجك، ساخت (هيل، ص۷۶؛ >دايرةالمعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، همانجا). شبستان اين مسجد شامل سه فرشانداز عمود بر ديوار قبله و شش ستون است. فرشانداز مركزى عريضتر و داراى يك طاق گهوارهاى است. فرشاندازهاى جانبى هر كدام با چهار گنبد پوشانده شدهاند. سردر سنگى بنا با آجرهاى لعابدار تزيين شدهاست (>دايرةالمعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، همانجا؛ اونسال، ص۱۸).



آرامگاه مشهور به ستهملك در اين شهر، ساختهشده در ۵۹۲، كه احتمالاً براى اميرسليمانبن دوم شاهنشاه، حكمران محلى، ساخته شده (هيل، ص۷۵ـ۷۶)، يكى از آرامگاههاى زيباى آسياى صغير است. اين آرامگاه دوطبقه مخروطى هشتضلعى با پايهاى مكعبى است. حاشيه دربرگيرنده ورودى داراى حجاريهايى با نقشمايههاى هندسى انبوهى است كه داخل چهارچوبى مستطيلى قرار گرفتهاست (هوگ، ص۱۲۴؛ <دايرةالمعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، همانجا).



مهمترين بناى شهر ديورگى اولوجامع (مسجدجامع) است كه احمدشاهبن سليمانشاه، حكمران منگوجك و از دستنشاندگان سلاطين سلجوقى، آن را بههمراه بيمارستانى در جوارش، به سفارش همسرش تورانملك، در ۶۲۵ و  ۶۲۶ ساختهاست (>دايرةالمعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، همانجا؛ نجيباوغلو، ص۱۴۳؛ اونسال، ص۱۸، ۹۸). مشابه طرح اين بنا را در بناهايى چون مسجدجامع، مجموعه مسجد، مدرسه و مقبره خواندخاتون در قيصريه (ساختهشده در ۶۳۵ و ۶۳۶) مىتوان ديد (← هوگ، ص۱۰۹، نيز ← تصاوير ۱۹۸، ۲۰۱).



مسجدجامع ديورگى با منارهاى استوانهاى از پرآرايهترين مساجد آسياى صغير محسوب مىشود (← نجيباوغلو، همانجا؛ هوگ، ص۱۱۱، تصوير۱۹۹). اين مسجد داراى سه ورودى است. ورودى شمالى نقشمايههايى اسليمى و هندسى دارد كه يادآور گچبريهاى گنبد علويان* همدان و محراب مدرسه حيدريه قزوين است. تزيين هندسى بهصورت نقشبرجسته درون قاب مستطيلى اجرا شده و تزيين زيرقوس تيزهدار متأثر از طرحهاى رايجكاشىكارى است (هوگ و مارتن، ص۸۰ ـ۸۲؛ بلر و بلوم، ص۱۲۶؛ هوگ، ص۱۱۲). در اينجا، آجركارى و گچبرى ايرانى را با حجارى ارمنى، گرجى و آناطوليايى تركيب كردهاند (بلر و بلوم، همانجا؛ گودوين،۱۹۹۲، ص۵۱؛ <دايرةالمعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، ج۱، ص۱۹۵). نقش عقاب دوسر و عقاب تك بر مدخل غربى مرتبط با كتيبه بناست كه احمدشاهبن سليمانشاه را شاهزادهاى محلى و وابسته به علاءالدين كيقباد سلجوقى (حك: ۶۱۶ـ۶۳۴) معرفى مىكند. تكعقاب نماد احمدشاه و عقاب دوسر نماد كيقباد است (گيرليشس، ص۳۸۰؛ نيز ← هيل، تصوير ۴۹۸؛ نجيباوغلو، همانجا). شبستان اين مسجد پنجفرشانداز دارد و با چند گنبد پوشانده شدهاست. دهانه ميانى شبستان عريضتر است و طاق جلوى محراب با يك گنبد آجدار مخروطى پوشيده شدهاست (گودوين، همانجا؛ >دايرةالمعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، ج۲، ص۱۷؛ نعمت اسماعيل علّام، ص۱۴۵؛ جيرازبهوى، ص۳۲). در سقف سومين دهانه فرشانداز مركزى مسجد، نورگير و در كف آن، حوض قرار گرفتهاست. اين قسمت احتمالاً جاى صحن را در مساجدِ جامع نواحى جنوبىتر گرفتهاست (هوگ و مارتن، ص۸۱ـ۸۲).



در كنار محراب مسجد منبر چوبى باشكوهى قرار دارد كه نام احمدبن ابراهيم تفليسى بر آن حك شدهاست (گودوين، ۱۹۸۴، ص۲۴۰؛ >دايرةالمعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، ج۳، ص۴۳۲).



پشت ديوار قبله، بيمارستانى دوطبقه با چهار ستون مركزى بزرگ و گنبدى بالاى آنها قرار دارد. اين بنا شبيه مدرسه (← اتينگهاوزن و گرابار، ص۳۲۳) و داراى چهار ايوان در اطراف يك حياط كوچك است (گودوين، ۱۹۸۴، همانجا؛ هوگ، نقشه ۱۹۸؛ >دايرةالمعارف هنر و معمارى اسلامى گروو<، ج۱، ص۱۱۸). تزيينات بيمارستان اسلامى است، اما كندهكاريهاى آن از نماهاى غربى تأثير گرفتهاست (گرابار، ج۲، ص۴۵، ۳۶۷). پيرامون حياط، سايبانهايى براى بيماران تعبيه شدهاست. در گوشه شمالشرقى بيمارستان در يك اتاق، مقبره بىنام و نشانى، احتمالاً متعلق به احمدشاه، قرار دارد (گودوين، ۱۹۸۴، همانجا؛ برند، ص۷۷). بيمارستان ديورگى شبيه بيمارستان نورالدين زنگى در دمشق است (براىاطلاع بيشتر ← دمشق*، قسمت۵، معمارى و شهرسازى)، با اين تفاوت كه طاق سنگى قوسىشكلى دارد كه با ستونهاى قطور سنگى نگهداشته مىشود. از طرف ديگر، سنگابى در زير نورگير آن قرار دارد (هوگ و مارتن، ص۸۲). بدون شك، خُرَمشاه اَخْلاطى، معمار ارمنىِ مسلمانشده، كه بر ساخت هر دو بنا نظارت داشته، گروههاى مختلفى از هنرمندان را در ساخت بناها بهخدمت گرفته بودهاست (گودوين، ۱۹۸۴، همانجا؛ هوگ و مارتن، ص۸۱ـ۸۲؛ جيرازبهوى، همانجا).



منابع : نعمت اسماعيل علّام، هنرهاى خاورميانه در دوران اسلامى، ترجمه عباسعلى تفضلى، مشهد ۱۳۸۲ش؛ جان هوگ و هانرى مارتن، سبكشناسى هنر معمارى در سرزمينهاى اسلامى، ترجمه پرويز ورجاوند، تهران ۱۳۸۴ش؛



Sheila S. Blair and Jonathan M. Bloom, "Iraq, Iran, and Egypt: the Abbasids", in Islam: art and architecture, ed. Markus Hattstein and Peter Delius, Königswinter: Könemann, ۲۰۰۴; Barbara Brend, Islamic art, London ۲۰۰۱; Richard Ettinghausen and Oleg Grabar, The art and architecture of Islam: ۶۵۰-۱۲۵۰, Harmondsworth, Engl.۱۹۸۷; Joachim Gierlichs, "Anatolian Seljuks: history and architecture", in Islam and art architecture, ibid; Godfrey Goodwin, A history of Otttoman architecture, London ۱۹۹۲; idem, "Turkey", in Architecture of the Islamic world, ed. George Michell, London: Thames and Hudson, ۱۹۸۴; Oleg Grabar, Islamic visual culture,۱۱۰۰-۱۸۰۰, vol.۲, Aldershot, Engl. ۲۰۰۶; The Grove encyclopedia of Islamic art and architecture, ed. Jonathan M. Bloom and Sheila S. Blair, Oxford: Oxford University Press, ۲۰۰۹; Derek Hill, Islamic architecture and its decoration, A. D. ۸۰۰-۱۵۰۰, London ۱۹۶۷; John D. Hoag, History of world architecture: Islamic architecture, Milano ۲۰۰۴; Islam: art and architecture, ed. Markus Hattstein and Peter Delius, Königswinter: Könemann, ۲۰۰۴; R. A. Jairazbhoy, Islamic architecture, Lahore ۲۰۰۰; Gülru Necipoğlu, "Anatolia and the Ottoman legacy", in The Mosque: history, architectural development & regional diversity, ed. Martin Frishman and Hasan Uddin Khan, London: Thames and Hudson, ۱۹۹۷; Behçet Ünsal, Turkish Islamic architecture in Seljuk and Ottoman times, ۱۰۷۱-۱۹۲۳, London ۱۹۷۳.



/ ميثم جلالى /


نظر شما
ایمیل ایمیل
مولفان

سعيد طاوسى‌مسرور /ميثم جلالى /

حوزه موضوعی
رده های موضوعی
جلد 18
تاریخ چاپ 1392
وضعیت انتشار
  • چاپ شده