ديوْرِگى

معرف

ديوْرِگى، شهر و شهرستانى در شرق استان سيواس در تركيه.

متن
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوْرِگى، شهر و شهرستانى در شرق استان سيواس در تركيه. شهر كوچك ديورگى/ ديوريگى در حدود ۱۵۰ كيلومترى جنوب(span dir="LTR")‌شرقى شهر سيواس(sup)*(/sup)، در منطقه(span dir="LTR")‌اى كردنشين واقع شده(span dir="LTR")‌است (فاكاروس و پاولز، ص(span dir="LTR")‌۴۲۳؛ كندال، ص(span dir="LTR")‌۵۳؛ نيز ← (span dir="LTR")>اطلس جامع جهان تايمز(span dir="LTR")<، نقشه ۳۱، ۳۷). اين شهر در منطقه(em)(span dir="LTR")‌(/em)اى كوهستانى و در دره(em)(span dir="LTR")‌(/em)اى وسيع قرار دارد (على توفيق، ص(em)(span dir="LTR")‌(/em)۳۸۹). يكى از شاخه(em)(span dir="LTR")‌(/em)هاى فرات به نام چالتاصويى (چالتى چايى/ چولته(em)(span dir="LTR")‌(/em)نهرى/ چالته(em)(span dir="LTR")‌(/em)ايرماق) از كنار اين شهر مى(em)(span dir="LTR")‌(/em)گذرد (راسم، ص(em)(span dir="LTR")‌(/em)۱۹۳؛ سامى، ذيل «ديوركى»؛ لسترنج، ص(em)(span dir="LTR")‌(/em)۱۱۹؛ نيز ← (span dir="LTR")>اطلس جغرافيايى تركيه(span dir="LTR")<، بخش ۱، ص(span dir="LTR")‌۱۸).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
تاريخ بناى اوليه ديورگى دانسته نيست ((em)د.ا.د.ترك(/em)، ذيل مادّه). البته بناى آن به سليمان نبى و ديوى در آن زمان نسبت داده شده است (← اولياچلبى، ج۳، ص۲۱۰). در دوره روميان از شهرهاى آسياى صغير بود و تاپورا ناميده مى(span dir="LTR")‌شد و بعدها نام آن به تفريك تغيير يافت ((em)د.ا.د.ترك(/em)، همانجا). نام اين شهر در برخى آثار به صورت(span dir="LTR")‌افريك آمده(span dir="LTR")‌است (← لسترنج، همانجا؛ هيوسن، ص۴۶؛ (em)د.ا.د.ترك(/em)، همانجا) و برخى از جغرافى(span dir="LTR")‌نويسان متقدم مسلمان آن را به(span dir="LTR")‌صورت(span dir="LTR")‌اَبريق/ اِبريق(span dir="LTR")‌آورده(span dir="LTR")‌اند (← ابن(span dir="LTR")‌رسته،ص۹۳؛ مسعودى، ج۵، ص۱۲۲). ديورگى را در منابع مختلف به صورتهاى دِفرِكى، دِورِكى، دِويرِگى، ديورِكى، ديوريك و ديوريكى نيز نوشته(span dir="LTR")‌اند (← ابن(span dir="LTR")‌بى(span dir="LTR")‌بى، ص(span dir="LTR")‌۳۱۸؛ آقسرايى، ص(span dir="LTR")‌۲۷، ۲۸۲؛ حمداللّه مستوفى، ص(span dir="LTR")‌۹۶؛ اولياچلبى، همانجا؛ راسم، ص(span dir="LTR")‌۱۹۲ـ۱۹۳؛ سامى، همانجا؛ بغدادى، ج۱، ستون ۷۲۸).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديورگى در طول تاريخ در كنار يكى از مهم(span dir="LTR")‌ترين راههاى آناطولى قرار داشته و گذرگاه فاتحان و مهاجران به آناطولى بوده(span dir="LTR")‌است (اونالان، ص(span dir="LTR")‌۳۹). در ۵۵۰ پيش از ميلاد، اشكانيان اين شهر را تسخير كردند و تا زمان تسلط سلوكيان بر ديورگى در ۳۳۴ پيش از ميلاد، در دست آنان بود. پس از سلوكيان، حكمرانان كاپادوكيا در مدت كوتاهى بر ديورگى دست يافتند و پس از الحاق و تابعيت آنان به امپراتورى روم، ديورگى ضميمه قلمرو روم شد. با تجزيه امپراتورى روم، ديورگى جزو سرزمينهاى روم شرقى (بيزانس) شد و تا پايان حكومت ساسانيان (ح  ۶۵۲ ميلادى) از مراكز نزاع ساسانيان و روميان بود ((em)د.ا.د.ترك(/em)، همانجا).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديورگى در سده سوم بخشى از ارمنيه/ ارمينيّه صغير محسوب مى(span dir="LTR")‌شد و از ۲۲۸ تا ۲۶۵ مركز فرقه مسيحى پولسيها بود كه مسلمانان به آنان بيالقه مى(span dir="LTR")‌گفتند (← مسعودى، همانجا؛ نيز ← لسترنج، همانجا). بخشى از ديوار دژ دوره بيالقه در ديورگى برجاى مانده(span dir="LTR")‌است (تريدگولد، ص(span dir="LTR")‌۴۵۹).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
تاريخ فتح ديورگى به(span dir="LTR")‌دست مسلمانان مشخص(span dir="LTR")‌نيست، پس از نبرد ملازگرد(sup)*(/sup)، سلجوقيان مناطق اطراف دجله (شامل ديورگى) را گرفتند ((em)د.ا.د.ترك(/em)، همانجا). ديورگى از ۵۳۶، مركز حكمرانى شاخه(span dir="LTR")‌اى از سلسله منگوجك(sup)*(/sup) بود. اين حكمرانى بيش از يك قرن ادامه يافت، اما در دوره سليمان دوم سلجوقى (حك: ۵۹۶ـ۶۰۰) تابع سلجوقيان روم شد و در ۶۵۰، عزالدين كيكاووس دوم سلجوقى به حاكميت آنان بر اين منطقه خاتمه داد (← ابن(span dir="LTR")‌بى(span dir="LTR")‌بى، مقدمه مشكور، ص(span dir="LTR")‌صدوشصت).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
پس از شكست سلجوقيان روم از مغولها، ديورگى در ۶۷۵، تحت حاكميت ايلخانان مغول قرار گرفت، تا اينكه در ۷۹۳ يا ۸۰۰، مماليك مصر اين شهر را تصرف كردند (← همانجا؛ اوزون(span dir="LTR")‌چارشيلى، ص(span dir="LTR")‌۱۶۳؛ (em)د.ا.د.ترك(/em)، همانجا). ديورگى در دوره بايزيد اول (حك: ۷۹۱ـ۸۰۵)، ضميمه قلمرو عثمانى شد و حكمرانى آنجا از دست تركمانان ذوالقدريه(sup)*(/sup) ــ كه تابع مماليك بودند ــ خارجگرديد (عاشق پاشازاده، ص(span dir="LTR")‌۷۳ـ۷۴؛ پيچر، ص(span dir="LTR")‌۵۶؛ نيز← <اطلس تاريخى اسلام(span dir="LTR")<، ص۳۰).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديورگى در دوره متقدم عثمانى، سنجقى از ايالت روم/ آناطولى صغير بود. تسلط عثمانيان بر ديورگى كوتاه(em)(span dir="LTR")‌(/em)مدت بود؛ زيرا با حمله تيمور گوركان (حك : ۷۷۱ـ۸۰۷) به آسياى صغير، ديورگى از دست آنان بيرون رفت و بار ديگر مماليك آنجا را در اختيار گرفتند. بين سالهاى ۸۷۳ تا ۹۰۸، كه آق(em)(span dir="LTR")‌(/em)قوينلوها در اوجقدرت بودند، ديورگى در محدوده سرزمينهاى تحت تصرف آنان قرار داشت. پس از آق(em)(span dir="LTR")‌(/em)قوينلوها، مدتى تركمانان ذوالقدريه بر ديورگى دست يافتند. سليم اول در ۹۲۲ ديورگى را به(em)(span dir="LTR")‌(/em)طور قطعى به قلمرو عثمانى ملحق كرد. پس از سليم اول و با تشكيل ايالت سيواس در ۹۳۲، ديورگى يكى(em)(span dir="LTR")‌(/em)از سنجقهاى(em)(span dir="LTR")‌(/em)ايالت سيواس شد (← سعدالدين(span dir="LTR")‌افندى، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۳۳۹؛ (em)د.ا. د.ترك(/em)، همانجا؛ عين(span dir="LTR")‌على، ص۵۱؛ اوزتونا، ج۲، ص۶۱۲، ۷۴۶، ۷۵۲). در ۱۲۸۴، ديورگى به(span dir="LTR")‌قضاتبديل شد. ديورگى(span dir="LTR")‌از زمان اعلام(span dir="LTR")‌جمهورى در تركيه (۱۳۴۱/ ۱۹۲۳) همچنان قضايى دراستان سيواس است (سزن، ص۱۵۲).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در دوره عثمانى، ديورگى يكى از مراكز فعال طريقت خلوتيه(sup)*(/sup) بود و مشايخ خلوتيه بسيارى از اين شهر برخاستند (اولياچلبى، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۲۱۴؛ بغدادى، ج۱، ستون ۷۲۸؛ كوپرولو، ص(span dir="LTR")‌۳۶۵، ۳۷۷؛ نيز ← (span dir="LTR")>دايرة(span dir="LTR")‌المعارف شرح حال صوفيان(span dir="LTR")<، ذيل «ابوالثنا شمس»).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
امروزه ديورگى از مراكز علويان و مركز شهرستانى در استان سيواس است كه از شرق به استان ارزنجان، از جنوب به استان مَلَطيه، از شمال به شهرستانهاى عمرانلى و زاره/ زارا و از غرب به شهرستان قانغال محدود مى(span dir="LTR")‌شود (چليك، ص(span dir="LTR")‌۱۵۴؛ نيز ← (span dir="LTR")>اطلس جامع جهان تايمز(span dir="LTR")<، نقشه ۳۷). ديورگى كه شهرى با اهميت صنعتى و داراى كارخانه(span dir="LTR")‌هاى صنايع سنگين است (اخبارى، ص(span dir="LTR")‌۱۶۶)، در مسير راه(span dir="LTR")‌آهن سيواس ـ ارزنجان قرار دارد (← (span dir="LTR")>اطلس جغرافيايى تركيه(span dir="LTR")<، بخش ۱، ص۲۰، ۴۸). مهم(span dir="LTR")‌ترين معدن سنگ آهن تركيه در اطراف اين شهر است ((em)جغرافياى تركيه(/em)، ص(span dir="LTR")‌۱۲۴، ۱۸۵؛ هاوارد، ص(span dir="LTR")‌۹). سابقه استخراج آهن به دوره عثمانى مى(span dir="LTR")‌رسد، اما در اوايل جمهوريت استخراج آهن متوقف شد و دوباره در ۱۳۱۸ش/  ۱۹۳۹ بهره(span dir="LTR")‌بردارى از اين معدن ازسر گرفته شد (← حاجى(span dir="LTR")‌خليفه، ص(span dir="LTR")‌۶۲۵؛ (em)د.ا.د.ترك(/em)، همانجا). براساس سرشمارى ۱۳۹۰ش/ ۲۰۱۱، جمعيت ديورگى  ۴۱۶،۱۶ تن برآورد شده(span dir="LTR")‌است (← مؤسسه آمار تركيه، ص(span dir="LTR")‌۴۲).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
منابع: محمودبن محمد آقسرايى، (em)تاريخ سلاجقه، يا، (/em)(em)مسامرة(/em)(span dir="LTR")‌(em)الاخبار و مسايرة(/em)(span dir="LTR")‌(em)الاخيار(/em)، چاپ عثمان توران، آنكارا ۱۹۴۴، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ش؛ ابن(span dir="LTR")‌بى(span dir="LTR")‌بى، (em)اخبار سلاجقه روم(/em)، چاپ محمدجواد مشكور، تهران ۱۳۵۰ش؛ ابن(span dir="LTR")‌رسته؛ محمد اخبارى، (em)جغرافياى كشورهاى همجوار: تركيه(/em)، تهران ۱۳۸۳ش؛ ييلماز اوزتونا، (em)تاريخ الدولة العثمانية(/em)، ترجمة عدنان محمود سلمان، استانبول ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰؛ اولياچلبى؛ اسماعيل بغدادى، (em)هدية(/em)(span dir="LTR")‌(em)العارفين(/em)، ج۱، در حاجى(span dir="LTR")‌خليفه، (em)كشف(/em)(span dir="LTR")‌(em)الظنون(/em)، ج۵؛ (em)جغرافياى تركيه(/em)، ترجمه و نگارش شاهپور گودرزى(span dir="LTR")‌نژاد، تهران: سحاب، ۱۳۵۴ش؛ مصطفى(span dir="LTR")‌بن عبداللّه حاجى(span dir="LTR")‌خليفه، (em)جهان(/em)(span dir="LTR")‌(em)نما(/em)، چاپ ابراهيم متفرقه، (span dir="LTR")]استانبول(span dir="LTR") [۱۱۴۵/ ۱۷۳۲؛ حمداللّه مستوفى، (em)نزهة(/em)(span dir="LTR")‌(em)القلوب(/em)؛ مصطفى راسم، (em)ممالك محروسه شاهانه جغرافياسى(/em)، (span dir="LTR")]استانبول (span dir="LTR")?  ۱۳۰۵(span dir="LTR")[؛ سامى؛ محمدبن حسنجان سعدالدين(span dir="LTR")‌افندى، (em)تاج(/em)(span dir="LTR")‌(em)التواريخ(/em)، (span dir="LTR")]استانبول(span dir="LTR")[ ۱۲۷۹ـ۱۲۸۰؛ درويش(span dir="LTR")‌احمد عاشق پاشازاده، (em)عاشق پاشازاده تاريخى(/em)، چاپ عالى(span dir="LTR")‌بيگ، استانبول ۱۳۳۲، چاپ افست وست(span dir="LTR")‌ميد، انگلستان ۱۹۷۰؛ على توفيق، (em)ممالك عثمانيه جغرافياسى(/em)، استانبول ۱۳۱۵؛ عين(span dir="LTR")‌على، (em)قوانين آل عثمان در خلاصه مضامين دفتر ديوان(/em)، (span dir="LTR")]بى(span dir="LTR")‌جا(span dir="LTR")[ ۱۲۸۰؛ مسعودى، (em)مروج(/em)(بيروت)؛
(p style="text-align: justify;")
(em)Biographical encyclopaedia of Sufis: Africa and Europe(/em), [ed.] N. Hanif, New Delhi: Sarup & Sons, ۲۰۰۲, s.v."Abu’l-Thana Shams (۱۶th Century)" (by Nathalie Clayer); Ayşe Betül Çelik, "Alevi Kurdish revival in the nineties", in(em) Turkey’s Alevi enigma: a comprehensive overview(/em), ed. Paul J. White and Joost Jongerden, Leiden: Brill, ۲۰۰۳; Dana Facaros and Michael Pauls,(em) Turkey(/em), London ۲۰۰۰; Robert H. Hewsen, "Armenia on the Halys River: Lesser Armenia and Sebastia", in(em) Armenian Sebastia/ Sivas and Lesser Armenia(/em), ed. Richard G. Hovannisian, Costa Mesa, Calif.: Mazda Publishers, Inc., ۲۰۰۴;(em) An Historical atlas of Islam(/em), ed. William C. Brice, Leiden: Brill, ۱۹۸۱; Douglas A. Howard,(em) The history of Turkey(/em), Westport, Conn. ۲۰۰۱; Kendal, "Kurdistan in Turkey", in(em) People without a country: the Kurds and Kurdistan(/em), ed. Gerard Chaliand, tr. Michael Pallis, London: Zed Press, ۱۹۸۰; Mehmed Fuad Köprülü,(em) Early mystics in Turkish literature(/em), tr. and ed. Gary Leiser and Robert Dankoff, London ۲۰۰۶; Guy Le Strange,(em) The lands of the Eastern Caliphate(/em), Cambridge ۱۹۳۰; Donald Edgar Pitcher,(em) An Historical geography of the Ottoman Empire: from earliest times to the end of the sixteenth century(/em), Leiden ۱۹۷۲; Tahir Sezen,(em) Osmanl(/em)(em)ı(/em)(em) yer adlar(/em)(em)ı(/em), Ankara ۲۰۰۶;(em) The Times comprehensive atlas of the world(/em), London: Times Books, ۲۰۰۵; Warren Treadgold,(em) A history of the Byzantine state and society(/em), Stanford, Calif. ۱۹۹۷;(em) Türkiye coğrafya atlas(/em)(em)ı(/em)(em),(/em) İstanbul: Doğan Burda Rizzoli, ۲۰۰۴; (em)TDVİA(/em), s.v. "Divriği" (by Abdülkadir Balgalmşı); Türkiye İstatistik Kurumu,(em) Adrese dayal(/em)(em)ı(/em)(em) nüfus kay(/em)(em)ı(/em)(em)t sistemi sonuçlar(/em)(em)ı(/em)(em) = Address based population registration system results ۲۰۱۱(/em), Ankara ۲۰۱۲; Sıddık Ünalan, "XIX. ve xx. yüzyıllarda Sivas’ın demografik yapısı",(em) İlahiyat Fakültesi dergisi(/em), vol.۹, no.۲ (۲۰۰۴); İsmail Hakkı Uzunçarışlı, (em)Anadolu beylikleri ve Akkoyunlu, Karakoyunlu devletleri(/em), Ankara ۲۰۰۳.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
/ سعيد طاوسى(span dir="LTR")‌مسرور /
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
هنر و معمارى. سلسله منگوجك در قرن ششم چندين ساختمان (span dir="LTR")‌و برجو باروى مهم دراين(span dir="LTR")‌شهر بناكردند ((span dir="LTR")>دايرة(span dir="LTR")‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو(span dir="LTR")<، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۱۷). از جمله اين بناها مسجد قلعه است كه آن را حسن(em)(span dir="LTR")‌(/em)بن پيروز مراغه(em)(span dir="LTR")‌(/em)اى در  ۵۷۶ و ۵۷۷ براى شاهنشاه(em)(span dir="LTR")‌(/em)بن سليمان اول، فرمانرواى منگوجك، ساخت (هيل، ص(em)(span dir="LTR")‌(/em)۷۶؛ (span dir="LTR")>دايرة(span dir="LTR")‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو(span dir="LTR")<، همانجا). شبستان اين مسجد شامل سه فرش(span dir="LTR")‌انداز عمود بر ديوار قبله و شش ستون است. فرش(span dir="LTR")‌انداز مركزى عريض(span dir="LTR")‌تر و داراى يك طاق گهواره(span dir="LTR")‌اى است. فرش(span dir="LTR")‌اندازهاى جانبى هر كدام با چهار گنبد پوشانده شده(span dir="LTR")‌اند. سردر سنگى بنا با آجرهاى لعاب(span dir="LTR")‌دار تزيين شده(span dir="LTR")‌است ((span dir="LTR")>دايرة(span dir="LTR")‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو(span dir="LTR")<، همانجا؛ اونسال، ص(span dir="LTR")‌۱۸).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
آرامگاه مشهور به سته(span dir="LTR")‌ملك در اين شهر، ساخته(span dir="LTR")‌شده در ۵۹۲، كه احتمالاً براى اميرسليمان(span dir="LTR")‌بن دوم شاهنشاه، حكمران محلى، ساخته شده (هيل، ص(span dir="LTR")‌۷۵ـ۷۶)، يكى از آرامگاههاى زيباى آسياى صغير است. اين آرامگاه دوطبقه مخروطى هشت(span dir="LTR")‌ضلعى با پايه(span dir="LTR")‌اى مكعبى است. حاشيه دربرگيرنده ورودى داراى حجاريهايى با نقش(span dir="LTR")‌مايه(span dir="LTR")‌هاى هندسى انبوهى است كه داخل چهارچوبى مستطيلى قرار گرفته(span dir="LTR")‌است (هوگ، ص(span dir="LTR")‌۱۲۴؛ <دايرة(span dir="LTR")‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو(span dir="LTR")<، همانجا).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
مهم(span dir="LTR")‌ترين بناى شهر ديورگى اولوجامع (مسجدجامع) است كه احمدشاه(span dir="LTR")‌بن سليمان(span dir="LTR")‌شاه، حكمران منگوجك و از دست(span dir="LTR")‌نشاندگان سلاطين سلجوقى، آن را به(span dir="LTR")‌همراه بيمارستانى در جوارش، به سفارش همسرش توران(span dir="LTR")‌ملك، در ۶۲۵ و  ۶۲۶ ساخته(span dir="LTR")‌است ((span dir="LTR")>دايرة(span dir="LTR")‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو(span dir="LTR")<، همانجا؛ نجيب(span dir="LTR")‌اوغلو، ص(span dir="LTR")‌۱۴۳؛ اونسال، ص(span dir="LTR")‌۱۸، ۹۸). مشابه طرح اين بنا را در بناهايى چون مسجدجامع، مجموعه مسجد، مدرسه و مقبره خواندخاتون در قيصريه (ساخته(span dir="LTR")‌شده در ۶۳۵ و ۶۳۶) مى(span dir="LTR")‌توان ديد (← هوگ، ص(span dir="LTR")‌۱۰۹، نيز ← تصاوير ۱۹۸، ۲۰۱).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
مسجدجامع ديورگى با مناره(span dir="LTR")‌اى استوانه(span dir="LTR")‌اى از پرآرايه(span dir="LTR")‌ترين مساجد آسياى صغير محسوب مى(span dir="LTR")‌شود (← نجيب(span dir="LTR")‌اوغلو، همانجا؛ هوگ، ص(span dir="LTR")‌۱۱۱، تصوير۱۹۹). اين مسجد داراى سه ورودى است. ورودى شمالى نقش(span dir="LTR")‌مايه(span dir="LTR")‌هايى اسليمى و هندسى دارد كه يادآور گچ(span dir="LTR")‌بريهاى گنبد علويان(sup)*(/sup) همدان و محراب مدرسه حيدريه قزوين است. تزيين هندسى به(span dir="LTR")‌صورت نقش(span dir="LTR")‌برجسته درون قاب مستطيلى اجرا شده و تزيين زيرقوس تيزه(span dir="LTR")‌دار متأثر از طرحهاى رايجكاشى(span dir="LTR")‌كارى است (هوگ و مارتن، ص(span dir="LTR")‌۸۰ ـ۸۲؛ بلر و بلوم، ص(span dir="LTR")‌۱۲۶؛ هوگ، ص(span dir="LTR")‌۱۱۲). در اينجا، آجركارى و گچ(span dir="LTR")‌برى ايرانى را با حجارى ارمنى، گرجى و آناطوليايى تركيب كرده(span dir="LTR")‌اند (بلر و بلوم، همانجا؛ گودوين،۱۹۹۲، ص(span dir="LTR")‌۵۱؛ <دايرة(span dir="LTR")‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو(span dir="LTR")<، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۱۹۵). نقش عقاب دوسر و عقاب تك بر مدخل غربى مرتبط با كتيبه بناست كه احمدشاه(span dir="LTR")‌بن سليمان(span dir="LTR")‌شاه را شاهزاده(span dir="LTR")‌اى محلى و وابسته به علاءالدين كيقباد سلجوقى (حك: ۶۱۶ـ۶۳۴) معرفى مى(span dir="LTR")‌كند. تك(span dir="LTR")‌عقاب نماد احمدشاه و عقاب دوسر نماد كيقباد است (گيرليشس، ص(span dir="LTR")‌۳۸۰؛ نيز ← هيل، تصوير ۴۹۸؛ نجيب(span dir="LTR")‌اوغلو، همانجا). شبستان اين مسجد پنجفرش(span dir="LTR")‌انداز دارد و با چند گنبد پوشانده شده(span dir="LTR")‌است. دهانه ميانى شبستان عريض(span dir="LTR")‌تر است و طاق جلوى محراب با يك گنبد آج(span dir="LTR")‌دار مخروطى پوشيده شده(span dir="LTR")‌است (گودوين، همانجا؛ (span dir="LTR")>دايرة(span dir="LTR")‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو(span dir="LTR")<، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۱۷؛ نعمت اسماعيل علّام، ص(span dir="LTR")‌۱۴۵؛ جيرازبهوى، ص(span dir="LTR")‌۳۲). در سقف سومين دهانه فرش(span dir="LTR")‌انداز مركزى مسجد، نورگير و در كف آن، حوض قرار گرفته(span dir="LTR")‌است. اين قسمت احتمالاً جاى صحن را در مساجدِ جامع نواحى جنوبى(span dir="LTR")‌تر گرفته(span dir="LTR")‌است (هوگ و مارتن، ص۸۱ـ۸۲).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در كنار محراب مسجد منبر چوبى باشكوهى قرار دارد كه نام احمدبن ابراهيم تفليسى بر آن حك شده(span dir="LTR")‌است (گودوين، ۱۹۸۴، ص۲۴۰؛ (span dir="LTR")>دايرة(span dir="LTR")‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو(span dir="LTR")<، ج۳، ص(span dir="LTR")‌۴۳۲).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
پشت ديوار قبله، بيمارستانى دوطبقه با چهار ستون مركزى بزرگ و گنبدى بالاى آنها قرار دارد. اين بنا شبيه مدرسه (← اتينگهاوزن و گرابار، ص۳۲۳) و داراى چهار ايوان در اطراف يك حياط كوچك است (گودوين، ۱۹۸۴، همانجا؛ هوگ، نقشه ۱۹۸؛ (span dir="LTR")>دايرة(span dir="LTR")‌المعارف هنر و معمارى اسلامى گروو(span dir="LTR")<، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۱۱۸). تزيينات بيمارستان اسلامى است، اما كنده(span dir="LTR")‌كاريهاى آن از نماهاى غربى تأثير گرفته(span dir="LTR")‌است (گرابار، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۴۵، ۳۶۷). پيرامون حياط، سايبانهايى براى بيماران تعبيه شده(span dir="LTR")‌است. در گوشه شمال(span dir="LTR")‌شرقى بيمارستان در يك اتاق، مقبره بى(span dir="LTR")‌نام و نشانى، احتمالاً متعلق به احمدشاه، قرار دارد (گودوين، ۱۹۸۴، همانجا؛ برند، ص۷۷). بيمارستان ديورگى شبيه بيمارستان نورالدين زنگى در دمشق است (براى(span dir="LTR")‌اطلاع بيشتر ← دمشق(sup)*(/sup)، قسمت۵، معمارى و شهرسازى)، با اين تفاوت كه طاق سنگى قوسى(span dir="LTR")‌شكلى دارد كه با ستونهاى قطور سنگى نگهداشته مى(span dir="LTR")‌شود. از طرف ديگر، سنگابى در زير نورگير آن قرار دارد (هوگ و مارتن، ص(span dir="LTR")‌۸۲). بدون شك، خُرَمشاه اَخْلاطى، معمار ارمنىِ مسلمان(span dir="LTR")‌شده، كه بر ساخت هر دو بنا نظارت داشته، گروههاى مختلفى از هنرمندان را در ساخت بناها به(span dir="LTR")‌خدمت گرفته بوده(span dir="LTR")‌است (گودوين، ۱۹۸۴، همانجا؛ هوگ و مارتن، ص(span dir="LTR")‌۸۱ـ۸۲؛ جيرازبهوى، همانجا).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
منابع : نعمت اسماعيل علّام، (em)هنرهاى خاورميانه در دوران اسلامى(/em)، ترجمه عباسعلى تفضلى، مشهد ۱۳۸۲ش؛ جان هوگ و هانرى مارتن، (em)سبك(/em)(span dir="LTR")‌(em)شناسى هنر معمارى در سرزمين(/em)(span dir="LTR")‌(em)هاى اسلامى(/em)، ترجمه پرويز ورجاوند، تهران ۱۳۸۴ش؛
(p style="text-align: justify;")
Sheila S. Blair and Jonathan M. Bloom, "Iraq, Iran, and Egypt: the Abbasids", in(em) Islam: art and architecture(/em), ed. Markus Hattstein and Peter Delius, Königswinter: Könemann, ۲۰۰۴; Barbara Brend,(em) Islamic art(/em), London ۲۰۰۱; Richard Ettinghausen and Oleg Grabar,(em) The art and architecture of Islam: ۶۵۰-۱۲۵۰(/em), Harmondsworth, Engl.۱۹۸۷; Joachim Gierlichs, "Anatolian Seljuks: history and architecture", in(em) Islam(/em) (em)and(/em) (em)art(/em) (em)architecture(/em), ibid; Godfrey Goodwin, (em)A history(/em) (em)of(/em) (em)Otttoman architecture(/em), London ۱۹۹۲; idem, "Turkey", in(em) Architecture of the Islamic world(/em), ed. George Michell, London: Thames and Hudson, ۱۹۸۴; Oleg Grabar,(em) Islamic(/em) (em)visual(/em) (em)culture,۱۱۰۰-۱۸۰۰(/em), vol.۲, Aldershot, Engl. ۲۰۰۶;(em) The Grove encyclopedia of Islamic art and architecture(/em), ed. Jonathan M. Bloom and Sheila S. Blair, Oxford: Oxford University Press, ۲۰۰۹; Derek Hill,(em) Islamic architecture and its decoration, A. D. ۸۰۰-۱۵۰۰(/em), London ۱۹۶۷; John D. Hoag, (em)History of world architecture:(/em) (em)Islamic architecture(/em), Milano ۲۰۰۴;(em) Islam: art and architecture(/em), ed. Markus Hattstein and Peter Delius, Königswinter: Könemann, ۲۰۰۴; R. A. Jairazbhoy, (em)Islamic(/em) (em)architecture(/em), Lahore ۲۰۰۰; Gülru Necipoğlu, "Anatolia and the Ottoman legacy", in(em) The Mosque: history, architectural development (/em)&(em) regional diversity(/em), ed. Martin Frishman and Hasan Uddin Khan, London: Thames and Hudson, ۱۹۹۷; Behçet Ünsal,(em) Turkish Islamic architecture in Seljuk and Ottoman times, ۱۰۷۱-۱۹۲۳(/em), London ۱۹۷۳.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
/ ميثم جلالى /
نظر شما
مولفان
سعيد طاوسى‌مسرور /ميثم جلالى / ,
گروه
رده موضوعی
جلد18
تاریخ1392
وضعیت چاپ
  • چاپ شده