ديوجانس

معرف

ديوجانس، از حكماى يونان باستان كه بهاتفاق آنتيستنس مسلك كلبى را بنيان نهاد.

متن
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
ديوجانس، از حكماى يونان باستان كه به(span dir="LTR")‌اتفاق آنتيستنس مسلك كلبى را بنيان نهاد. دربارة ديوجانس منابع مختلفى وجود دارد، اما ارزشمندترين آنها (span dir="LTR")>زندگى(span dir="LTR")‌نامه فيلسوفان نامى(span dir="LTR")<  اثر ديوگنس لائرتيوس است كه زندگانى، آثار و گفتار او را به(span dir="LTR")‌تفصيل شرح داده(span dir="LTR")‌است (← ج۲، ص(span dir="LTR")‌۲۳ـ۸۵). مدافعان يا مخالفان كلبيون روايات مختلفى دربارة ديوجانس نقل كرده(span dir="LTR")‌اند. ديوجانس احتمالاً بين سالهاى ۴۱۳ـ۳۲۳ پيش از ميلاد مى(span dir="LTR")‌زيسته(span dir="LTR")‌است (نويا، ص(span dir="LTR")‌۸۴ـ۸۵) و آنچه به طور قطع دربارة او مى(span dir="LTR")‌توان گفت اين است كه در سينوپ، شهرى در ساحل جنوبى درياى سياه، به(span dir="LTR")‌دنيا آمد و به جرم همكارى با پدرش در ضرب و جعل سكه تبعيد شد. او به آتن و كورينت  رفت و مدتى در آنجاها اقامت كرد و سرانجام در كورينت درگذشت. ديوجانس معاصر اسكندر مقدونى بود (ديوگنس لائرتيوس، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۳۸ـ۴۱). ديوجانس همان حكيم معروفى است كه در روشنايى روز با چراغ به دنبال «انسان» مى(span dir="LTR")‌گشت (گوله ـ كازى، ص(span dir="LTR")‌۸۴۴؛ نويا، ص(span dir="LTR")‌۸۲).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
وصف كلبى كه بر ديوجانس اطلاق شده، از ريشه يونانى و به(span dir="LTR")‌معناى سگ است (← ارسطو، (em)خطابه(/em)،  ۱۴۱۱الف، ص(span dir="LTR")‌۲۴ـ ۲۵). سبب اطلاق اين وصف بر ديوجانس و پيروانش، رفتار و شيوه زندگى آنها بوده(em)(span dir="LTR")‌(/em)است كه در قيد و بند رسوم اجتماعى و دلبستگيهاى مادى و ظاهرى نبودند؛ به(em)(span dir="LTR")‌(/em)طورى كه چندان به تهيه مسكن و لباس براى خود اهتمام نداشتند و براى رفع نيازهاى جسمى(em)(span dir="LTR")‌(/em)شان از اشتغال به كارهاى دون(em)(span dir="LTR")‌(/em)پايه ابا نداشتند (گوله ـ كازى، همانجا). آنان همچون سقراط در جستجوى فضيلت بودند و از اين لحاظ از پيروان او به شمار مى(em)(span dir="LTR")‌(/em)آيند. در روش و عمل، آنها برخلاف افلاطون و ارسطو عمل كرده(em)(span dir="LTR")‌(/em)اند. به(em)(span dir="LTR")‌(/em)نظر كلبيون، فضيلت در افعال است و براى كسب فضيلت به گفتار بسيار يا آموختن نياز نيست (بريه، ص(em)(span dir="LTR")‌(/em)۱۵ـ۱۶). آنان در دوره(span dir="LTR")‌اى كه سخنورى نوعى قدرت و توانايى محسوب مى(span dir="LTR")‌شد، بر قدرت عمل (فعل) تأكيد داشتند و رياضت بدنى را براى رسيدن به سعادت اخلاقى لازم مى(span dir="LTR")‌ديدند (گوله ـ كازى، ص(span dir="LTR")‌۸۴۳). كلبيون ديدگاه تحقيرآميزى در مورد ارزشها و قراردادهاى اجتماعى داشتند و شعار آنان عمل بر طبق طبيعت بود (بريه، ص(span dir="LTR")‌۲۱).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
آنچه از ديوجانس سينوپى، و از طريق ترجمه(span dir="LTR")‌هاى عربى اندرزنامه(span dir="LTR")‌هاى يونانى اواخر عصر باستان نظير (em)آداب(/em)(span dir="LTR")‌(em)الفلاسفة(/em) حنين(span dir="LTR")‌بن اسحاق (ص(span dir="LTR")‌۱۱۲ـ۱۱۵)، به منابع اسلامى راه يافته تنها اندرزها و حكمتهاى اوست و گرايشهاى فلسفى و دينى(span dir="LTR")‌اش را منعكس نمى(span dir="LTR")‌كند. بعدها مسلمانان براساس اين ترجمه(span dir="LTR")‌ها، اندرزنامه(span dir="LTR")‌ها و عقايدنگاريهايى فراهم آوردند، همچون (em)كتاب المُجتنى (/em)ابن(span dir="LTR")‌دُرَيد (ص(span dir="LTR")‌۵۱ـ۵۲)، (em)صِوان(/em)(span dir="LTR")‌(em)الحِكمة(/em) منسوب به ابوسليمان سجستانى (ص(span dir="LTR")‌۱۶۹ـ۱۷۲)، (em)الكَلِم(/em)(span dir="LTR")‌(em)الروحانية(/em) ابن(span dir="LTR")‌هندو (ص۱۰۵ـ۱۱۳)، (em)مختارالحِكم (/em)ابن(span dir="LTR")‌فاتك (ص(span dir="LTR")‌۷۲ـ۸۲)، (em)جاويدان خرد(/em) ابوعلى مسكويه (ص(span dir="LTR")‌۲۱۶) و متأخرتر، (em)الملل و النحل (/em)شهرستانى (ج۲، ص(span dir="LTR")‌۱۴۱ـ۱۴۳) و (em)نزهة(/em)(span dir="LTR")‌(em)الارواح(/em) شهرزورى (ج۱، ص(span dir="LTR")‌۲۰۶ـ۲۱۷). نويسندگان مسلمان در مجموع اين نوشته(span dir="LTR")‌ها، ۱۹۴ گفتار متمايز را، در ضمن حكايات و لطايف نغز، به ديوجانس نسبت داده(span dir="LTR")‌اند كه از ميان آنها، ۳۸ گفتار را در منابع يونانى نيز مى(span dir="LTR")‌توان يافت و ۱۲۶ گفتار باقى(span dir="LTR")‌مانده، به احتمال قوى، آنهايى است كه در منابع يونانىِ مفقود به ديوجانس نسبت داده شده(span dir="LTR")‌است. اين امر، با توجه به آشنا نبودن مسلمانان با (span dir="LTR")>زندگى(span dir="LTR")‌نامه فيلسوفان نامى(span dir="LTR")< (← روزنتال، ص(span dir="LTR")‌۲۴)، اهميت منابع عربى در افزايش شناخت ما از فيلسوفان يونانى را نشان مى(span dir="LTR")‌دهد (گوتاس،  ۲۰۰۰ج، ص(span dir="LTR")‌۴۷۹ـ۴۸۰؛ براى فهرست اين گفتارها ← همان، ص(span dir="LTR")‌۴۸۵ـ۵۱۸).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
در حكاياتى كه نويسندگان مسلمان نقل كرده(span dir="LTR")‌اند، ديوجانس حكيمى پرهيزكار و تارك (span dir="LTR")‌دنيا معرفى شده كه به رسوم و عادات رايجچون ازدواج، بناى خانه و مال(span dir="LTR")‌اندوزى مقيد نبوده(span dir="LTR")‌است. سرگردانى او را در كوچه و بازار و ماجراهاى برخوردها و پرسش و پاسخهاى لطيفش را با مردم، از اسكندر پادشاه گرفته تا مردم عادى، نشانه استغناى نفسانى و مناعت طبعش قلمداد كرده(span dir="LTR")‌اند و او را انسان كاملى دانسته(span dir="LTR")‌اند كه ديگران را نيز به طلب حكمت و ترك هوا و هوس دعوت مى(span dir="LTR")‌كرد (براى نمونه ← كندى، ص(span dir="LTR")‌۲۱؛ ابن(span dir="LTR")‌فاتك، ص(span dir="LTR")‌۸۳؛ قس قفطى، ص(span dir="LTR")‌۱۸۲ـ۱۸۳). اين تصويرِ اخلاقى و پارسايانه از ديوجانس، كه تقریباً در بيشتر منابع اصلى اسلامى موجود است، با آنچه پاره(span dir="LTR")‌اى روايات ديوگنس لائرتيوس و نيز برخى ديگر از منابع غربى از او به عنوان عصيانگرى برضد آداب و رسوم اجتماعى و ارزشهاى اخلاقى و حتى پاره(span dir="LTR")‌اى فضائل انسانى ترسيم مى(span dir="LTR")‌سازند، متفاوت است. به(span dir="LTR")‌همين سبب، سلوك اخلاقى او در نظر مسلمانان همتاى سلوك و حكمت عملى سقراط به(span dir="LTR")‌شمار آمده(span dir="LTR")‌است و مسلمانان در بسيارى موارد ميان اعمال و گفتار منسوب به ديوجانس يا سقراط تميز قائل نشده(span dir="LTR")‌اند. شباهت ميان اين دو شخصيت در منابع اسلامى، كه خود ناشى از رنگ و بوى كلبى(span dir="LTR")‌مسلكانه اندرزنامه(span dir="LTR")‌هاى يونانى است كه نخستين مترجمان عرب(span dir="LTR")‌زبان در اختيار داشتند، گاه مايه خلط ميان آن دو نيز شده(span dir="LTR")‌است (← گوتاس، ۲۰۰۰(sup)الف(/sup)، ص(span dir="LTR")‌۶؛ همو،  ۲۰۰۰(sup)ب(/sup)، ص(span dir="LTR")‌۴۹۵۹؛ همو، ۱۹۷۵، ص(span dir="LTR")‌ ۲۸۶، ۴۵۵ـ۴۵۶؛ آلون، ص(span dir="LTR")‌۳۰ـ۳۱، ۴۹).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
بااين(span dir="LTR")‌همه، و برخلاف سقراط كه پاره(span dir="LTR")‌اى منابع اسلامى از تعاليم و آراى او در باب حكمت عملى و حتى حكمت نظرى نيز سخن گفته(span dir="LTR")‌اند (← آلون، فصل ۳)، حضور ديوجانس در منابع اسلامى تقریباً محدود به همين قلمرو اخلاقى باقى(span dir="LTR")‌مانده است.
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
بعضى از نويسندگان مسلمان ديوجانس را كسى دانسته(span dir="LTR")‌اند كه دربارة طبايع (يا طبيعت) سخن گفته و پيرو آناكسيمندر، فيلسوف يونانى (متوفى ۵۴۷ق م)، بوده(span dir="LTR")‌است (← ابن(span dir="LTR")‌فاتك، ص(span dir="LTR")‌۷۳؛ شهرزورى، ج۱، ص(span dir="LTR")‌۲۰۷ـ۲۰۸). اين سخن ظاهراً در خلط ميان ديوجانس كلبى با ديوجانس آپولونيايى، واپسين طبيعت(span dir="LTR")‌شناس پيشاسقراطى، ريشه دارد (براى اطلاع بيشتر دربارة ديوجانس آپولونيايى (span dir="LTR")>(span dir="LTR")← دايرة(span dir="LTR")‌المعارف فلسفه راتليج(span dir="LTR")<، ذيل(span dir="LTR")"Diogenes of Apollonia"). آشنايى مسلمانان با ديوجانس آپولونيايى، از طريق نخستين ترجمه(span dir="LTR")‌هاى آثار فلاسفه يونان بوده(span dir="LTR")‌است (← ارسطو، ۱۹۵۴،ص۱۱؛ پلوتارك، ص۱۲۵، ۱۲۸).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
حضور ديوجانس در قلمروى فراتر از اندرزنامه(span dir="LTR")‌ها به برخى كتب عرفانى و ادبيات عارفانه محدود مى(span dir="LTR")‌شود كه در آنها گاهى بدون نام و گاهى به غلط، با عنوان افلاطون، بقراط يا سقراط به او اشاره شده(span dir="LTR")‌است (براى نمونه ← سنايى، ص(span dir="LTR")‌۶۸۹ـ۶۹۰؛ مولوى، دفتر۵، ابيات ۲۸۸۸ـ۲۸۹۶؛ حافظ، غزل ۲۶۲، بيت ۳).
(p dir="RTL" style="text-align: justify;")
منابع : ابن(span dir="LTR")‌دُرَيد، (em)كتاب المُجتنى(/em)، حيدرآباد، دكن ۱۴۰۰/۱۹۸۰؛ ابن(span dir="LTR")‌فاتك، (em)مختارالحكم و محاسن(/em)(span dir="LTR")‌(em)الكلم(/em)، چاپ عبدالرحمان بدوى، بيروت ۱۹۸۰؛ ابن(span dir="LTR")‌هندو، (em)الكلم الروحانية فى(/em)(span dir="LTR")‌(em)الحكم اليونانية(/em)، چاپ مصطفى قبانى دمشقى، قاهره ۱۳۱۸/۱۹۰۰؛ ارسطو، (em)فى(/em)(span dir="LTR")‌(em)النفس(/em)، (span dir="LTR")]ترجمة اسحاق(span dir="LTR")‌بن حنين(span dir="LTR")[، چاپ عبدالرحمان بدوى، قاهره ۱۹۵۴؛ اميل بريه، (em)تاريخ فلسفه(/em)، ج۲، ترجمه على(span dir="LTR")‌مراد داودى، تهران ۱۳۵۵ش؛ پلوتارك، (em)فى(/em)(span dir="LTR")‌(em)الآراء الطبيعية التى ترضى بها الفلاسفة(/em)، ترجمة قسطابن لوقا، در ارسطو، همان منبع؛ شمس(span dir="LTR")‌الدين محمد حافظ، (em)ديوان(/em)، چاپ محمد قزوينى و قاسم غنى، تهران ۱۳۶۲ش؛ حنين(span dir="LTR")‌بن اسحاق، (em)آداب الفلاسفة(/em)، اختصره محمدبن على انصارى، چاپ عبدالرحمان بدوى، كويت ۱۴۰۶/۱۹۸۵؛ مجدودبن آدم سنايى، (em)كتاب حديقة(/em)(span dir="LTR")‌(em)الحقيقة و شريعة(/em)(span dir="LTR")‌(em)الطريقة(/em)، چاپ محمدتقى مدرس رضوى، (span dir="LTR")]تهران (span dir="LTR") ?۱۳۲۹ش(span dir="LTR")[؛ محمدبن محمود شهرزورى، (em)نزهة(/em)(span dir="LTR")‌(em)الارواح و روضة(/em)(span dir="LTR")‌(em)الافراح فى تاريخ الحكماء و الفلاسفة(/em)، چاپ خورشيد احمد، حيدرآباد، دكن ۱۳۹۶/ ۱۹۷۶؛ محمدبن عبدالكريم شهرستانى، (em)الملل و النحل(/em)، چاپ محمد سيدكيلانى، قاهره ۱۳۸۷/ ۱۹۶۷؛ (em)صوان(/em)(span dir="LTR")‌(em)الحكمة و ثلاث رسائل(/em)، (span dir="LTR")]منسوب به(span dir="LTR")[ محمدبن طاهر ابوسليمان سجستانى، چاپ عبدالرحمان بدوى، تهران: بنياد فرهنگ ايران، ۱۹۷۴؛ على(span dir="LTR")‌بن يوسف قفطى، (em)تاريخ(/em)(span dir="LTR")‌(em)الحكماء، و هو مختصر الزوزنى المسمى بالمنتخبات الملتقطات من كتاب اخبار العلماء باخبار الحكماء(/em)، چاپ يوليوس ليپرت، لايپزيگ ۱۹۰۳؛ يعقوب(span dir="LTR")‌بن اسحاق كندى، (em)رسالة يعقوب(/em)(span dir="LTR")‌(em)بن اسحاق الكندى فى(/em)(span dir="LTR")‌(em)الحيلة لدفع الاحزان، در رسائل فلسفية للكندى و الفارابى و ابن(/em)(span dir="LTR")‌(em)باجة و ابن(/em)(span dir="LTR")‌(em)عدى(/em)، چاپ عبدالرحمان بدوى، بيروت: دارالاندلس، ۱۹۸۳؛ احمدبن محمد مسكويه، (em)الحكمة الخالدة = جاويدان خرد(/em)، چاپ عبدالرحمان بدوى، قاهره ۱۹۵۲، چاپ افست تهران ۱۳۵۸ش؛ جلال(span dir="LTR")‌الدين محمدبن محمد مولوى، (em)مثنوى معنوى(/em)، چاپ توفيق ه . سبحانى، تهران ۱۳۷۹ش؛
(p style="text-align: justify;")
Ilai Alon,(em) Socrates in mediaeval Arabic literature(/em), Leiden ۱۹۹۱; Aristoteles,(em) The complete works of Aristotle(/em), ed. Jonathan Barnes, Princeton, N.J. ۱۹۹۵; Diogenes Laertius,(em) Lives of eminent philosophers(/em), with an English translation by R. D. Hicks, Cambridge ۱۹۷۰-۱۹۷۲; Mairie-Odile Goulet-Cazé, "Cynicism", in(em) Greek thought: a guide to classical knowledge(/em), ed. Jacques Brunschwig and Geoffrey E. R. Lloyd, translated under the dircetion of Catherine Porter, Cambridge, Mass.: Harvard University Press, ۲۰۰۰; Dimitri Gutas, "Adrastus of Aphrodisias, (Pseudo-) Cebes, Democrates ‘Gnomicus’, and Diogenes the Cynic in the Arabic sources", in(em) Revised original English version of the entries that were submitted to the Dictionnaire des philosophes antiques(/em), ed. R. Goulet, Paris ۱۹۹۴, repr. in Dimitri Gutas,(em) Greek philosophers in the Arabic tradition(/em), Aldershot, Engl. ۲۰۰۰a; idem,(em) Greek wisdom literature in Arabic translation: a study of the Graeco-Arabic gnomologia(/em), New Haven, Conn. ۱۹۷۵; idem, "Pre-Plotinian philosophy in Arabic (other than Platonism and Aristotelianism): a review of the sources", in(em) Aufstieg und Niedergang der römischen Welt(/em), part II, vol.۳۶.۷ =(em) Rise and decline of the Roman world(/em), ed. W. Haase and H. Temporini, Berlin ۱۹۹۴, repr. in Dimitri Gutas,(em) Greek philosophers in the Arabic tradition(/em), ibid, ۲۰۰۰b; idem, "Sayings by Diogenes preserved in Arabic", in(em) Le Cynisme ancien et ses prolongements. Actes du colloque international du CNRS(/em) ((em)Paris, ۲۲-۲۵ July ۱۹۹۱(/em)), ed. M-O. Goulet-Cazè and R. Goulet, Paris ۱۹۹۳, repr. in ibid, ۲۰۰۰c; Luis E. Navia,(em) Classical cynicism : a critical study(/em), Westport, Conn.۱۹۹۶; Franz Rosenthal,(em) The classical heritage in Islam(/em), translated from the German by Emile and Jenny Marmorstein, London ۱۹۷۵;(em) Routledge encyclopedia of philosophy(/em), ed. Edward Craig, London: Routledge, ۱۹۹۸, s.v. "Diogenes of Apollonia" (by Malcolm Schofield).
(p style="text-align: justify;")
(span dir="RTL")/ حميدرضا محبوبى(span dir="RTL")آرانى /
نظر شما
مولفان
حميدرضا محبوبى‌آرانى ,
گروه
رده موضوعی
جلد18
تاریخ1392
وضعیت چاپ
  • چاپ شده