دئوبندى

معرف

دئوبندى، جنبش دينى، آموزشى و اجتماعىِ جمعى از علماى اهل سنّت شبه قاره هند با هدف احياى دين در قرن سيزدهم/ نوزدهم.

متن
(p dir="RTL")
دئوبندى، جنبش دينى، آموزشى و اجتماعىِ جمعى از علماى اهل سنّت شبه(span dir="LTR")‌قاره هند با هدف احياى دين در قرن سيزدهم/ نوزدهم. زمينه شكل(span dir="LTR")‌گيرى اين جريان به دوره تسلط انگليسيها بر شبه(span dir="LTR")‌قاره هند بازمى(span dir="LTR")‌گردد كه مسلمانان، به(span dir="LTR")‌سبب از دست دادن امتيازات سياسى و اقتصادى و اجتماعى و درنتيجه نارضايتى از وضع موجود، دست به قيامهايى زدند؛ نمونه بارز آن قيام ۱۲۷۴/ ۱۸۵۷ بود. اما اين قيامها نتيجه(span dir="LTR")‌اى نداشت و حتى موجب فشار بيشتر انگليسيها بر مسلمانان و طرد آنان از عرصه(span dir="LTR")‌هاى مختلف اجتماع شد. مسلمانان در مقابله با اين وضع تحقيرآميز و با هدف كسب هويت، به جنبشهاى اصلاحات مذهبى و آموزشى با تأكيد بر مدارس اسلامى روى آوردند. براى نمونه، مدرسه عليگره به رهبرى سيداحمدخان(sup)*(/sup) در همين دوره تأسيس شد. همچنين در همين اوضاع بود كه جمعى از علما مدرسه دارالعلوم را در دئوبند(sup)*(/sup)، شهرى باستانى واقع در شمال هند (ايالت اوتارپرادش)، به رهبرى محمدقاسم نانوتوى(sup)*(/sup) در ۱۲۸۳/۱۸۶۷ تأسيس كردند (← لاپيدوس، ص(span dir="LTR")‌۵۶۴، ۷۲۴ـ۷۲؛ اسعدى، ج۲، ص(span dir="LTR")‌۱۴۷ـ۱۴۸؛ فاروقى، ص۳۵۰؛ نيز ← متكاف، ۱۹۸۲، ص۸۰ـ۹۲؛ پاكستان(sup)*(/sup)، بخش تاريخ سياسى؛ دارالعلوم دئوبند(sup)*(/sup)).
(p dir="RTL")
هدف از تأسيس دارالعلوم دئوبند، احياى علوم دينى، اصلاح تعاليم و آيينهاى رايجدر ميان مسلمانان، ترويج آموزه(span dir="LTR")‌هاى اسلامى به دور از پيرايه(span dir="LTR")‌هاى فرهنگهاى مختلف، ايجاد اتحاد ميان مسلمانان و تربيت نيروهاى دانش(span dir="LTR")‌آموخته («علما») بود كه در مقام امام جماعت، مبلّغ، واعظ، معلم و نويسنده آثار دينى و مانند اينها فعاليت كنند (← (em)دايرة(/em)(span dir="LTR")‌(em)المعارف جهان نوين اسلام(/em)، ذيل (span dir="LTR")"Deoband(span dir="LTR")ī(span dir="LTR")s"؛ متكاف، ۱۹۸۲، ص۱۰۰؛ نيز ← لاپيدوس، ص(span dir="LTR")‌۷۲۵ـ۷۲۶، ۸۸۳؛ مشيرالحسن، ۱۹۹۸، ص۳۶۰ـ۳۶۱). اين مدرسه كه به(span dir="LTR")‌تدريجگسترش يافت و در حال(span dir="LTR")‌حاضر نيز شعب آن در كشورهاى مختلف فعال است، مكتب دئوبندى را به يكى از جريانهاى تأثيرگذار در شبه(span dir="LTR")‌قاره هند بدل كرده(span dir="LTR")‌است (← ادامة مقاله).
(p dir="RTL")
اعتقادات. باتوجه به سابقه تاريخى بيش از ۱۴۰ سال و بسط فرهنگى مكتب دئوبندى در مناطق گوناگون هند و پاكستان، در مسائل اعتقادى و نحوه مواجهه آنان با ديگر جريانهاى اسلامى تفاوتهاى بارزى وجود دارد. بااين(span dir="LTR")‌همه، در نگاهى كلى دئوبنديها در عين پيروى از اصول و فروع مذاهب رسمى اسلامى، جايگاه اعتقادى كنونى خود را بيشتر در نحوه مواجهه با فرقه(span dir="LTR")‌هاى معاصر يافته(span dir="LTR")‌اند. دئوبنديها در كلام پيرو اشعرى(sup)*(/sup) و ماتريدى(sup)*(/sup) هستند و در فقه از ابوحنيفه(sup)*(/sup) تبعيت مى(span dir="LTR")‌كنند. درخصوص(span dir="LTR")‌فرقه(span dir="LTR")‌هاى حاضر در شبه(span dir="LTR")‌قاره هند، آنها با وهابيت(sup)*(/sup)، شيعه، بريلويها (← بريلوى(sup)*(/sup)، احمدرضا)، مكتب اصلاح(span dir="LTR")‌طلبانه سيداحمدخان و قاديانيه (يا احمديه(sup)*(/sup)) مخالفت دارند. گذشته از اين، دئوبنديها همچون بسيارى از فرقه(span dir="LTR")‌هاى شبه(span dir="LTR")‌قاره هند، تحت(span dir="LTR")‌تأثير تصوف(span dir="LTR")‌اند و آرا و آداب صوفيانه آنها چشمگير است. به اين(span dir="LTR")‌ترتيب، مى(span dir="LTR")‌توان دئوبندى را آميزه(span dir="LTR")‌اى از تسنن و تصوف دانست (← سهارنپورى، ص(span dir="LTR")‌۲۹ـ۳۰؛ لاپيدوس، ص(span dir="LTR")‌۷۲۵).
(p dir="RTL")
مكتب دئوبندى، در ميان جريانهاى اخير، بيشتر تحت(span dir="LTR")‌تأثير مكتب شاه(span dir="LTR")‌ولى(span dir="LTR")‌اللّه دهلوى(sup)*(/sup) است و ازاين(span dir="LTR")‌رو، در آن گرايش به اهل حديث غلبه دارد (لاپيدوس؛ سهارنپورى، همانجاها؛ (em)د.(/em) (em)اردو(/em)، ذيل مادّه). به(span dir="LTR")‌رغم اين گرايش اهل حديثى و تأثيرپذيرى از وهابيان هند، دئوبنديها با اهل حديث و وهابيان و سلَفيان مخالفت و درگيرى زيادى دارند (← عزيزاحمد، ص(span dir="LTR")‌۸؛ اسميت، ص۳۲۰؛ ثبوت، ص۷۱ـ۷۲). برخى از اختلاف(span dir="LTR")‌نظرهاى آنها از اين قرار است: از نظر دئوبنديها زيارت قبر پيامبراكرم صلى(span dir="LTR")‌اللّه(span dir="LTR")‌عليه(span dir="LTR")‌وآله(span dir="LTR")‌وسلم و اظهار ارادت به آن جايز و خود موجب شفاعت است (← سهارنپورى، ص(span dir="LTR")‌۳۴ـ۳۶)؛ دئوبنديها توسل به نبى اسلام و اوليا و صالحان را جايز مى(span dir="LTR")‌دانند (همان، ص(span dir="LTR")‌۳۶ـ۳۷؛ ابواسامه طالب(span dir="LTR")‌الرحمان، ص(span dir="LTR")‌۶۹ـ۷۴) و از نظر آنان اجراى مراسم مولودى براى پيامبر اسلام (مولِدالنبى)، درصورتى كه منجر به اعمال خلاف شرع نشود، اشكال ندارد (← سهارنپورى، ص(span dir="LTR")‌۶۴ـ ۶۷). البته دئوبنديها با برپايى مراسم سالگرد اوليا و پيروان صوفيه (عُرس(sup)*(/sup)) و اهداى نذور و زيارت قبر آنان و مراسم سماع كاملا مخالف(span dir="LTR")‌اند (متكاف، ۱۹۸۲، ص(span dir="LTR")‌۱۵۳).
(p dir="RTL")
گذشته از اين، دئوبنديها پيروى از ائمه چهارگانه فقه اهل(span dir="LTR")‌سنّت را لازم مى(span dir="LTR")‌دانند. بااين(span dir="LTR")‌همه، نظر به تحولات اجتماعى، فتواهاى جديد فقهى خود را در قالب رساله(span dir="LTR")‌هاى عمليه چاپ و منتشر ساخته(span dir="LTR")‌اند. اين فتاوا مبيّن مواضع اين علما در قبال مسائل جديد، ازجمله نحوه پوشش، آموزش دختران، يادگيرى زبان انگليسى، تعامل با مسيحيان و نيز مسائل اقتصادى است (← مشيرالحسن، ۱۳۶۷ش، ص۱۶ـ ۱۷؛ هاردى، ص(span dir="LTR")‌۲۳۴ـ۲۳۵؛ سهارنپورى، ص(span dir="LTR")‌۴۲ـ۴۳؛ نيز براى آگاهى بيشتر ← متكاف، ۱۹۸۲، ص(span dir="LTR")‌۱۴۴ـ۱۴۵). جز اينها، گرايش صوفيانه دئوبنديها از ديگر عوامل مؤثر در اختلاف ميان آنان و وهابيان است (← ادامة مقاله). با توجه به اين اختلافات، هر دو طرف در رد يكديگر آثارى نگاشته(span dir="LTR")‌اند. از بزرگان دئوبندى، حسين احمد مدنى، معروف به شيخ(span dir="LTR")‌الاسلام، (em)الشهاب(/em)(span dir="LTR")‌(em)الثاقب على(/em)(span dir="LTR")‌(em)المسترق الكاذب (/em)را در رد محمدبن عبدالوهاب نوشته كه از آثار مهم دئوبندى است (← حسنى(span dir="LTR")‌لكهنوى، ج۸، ص(span dir="LTR")‌۱۱۵ـ ۱۲۱؛ نيز ← بخارى، ص۱۰۰ـ۱۰۵). در مقابل، ابواسامه طالب(span dir="LTR")‌الرحمان، از وهابيان، كتابى در رد دئوبندى به(span dir="LTR")‌نام (em)الدئوبندية: تعريفها، عقائدها(/em) نوشته و در موارد متعدد به رد اعتقادات صوفيانه آنان پرداخته(span dir="LTR")‌است (براى نمونه ← ص(span dir="LTR")‌۲۹ـ۶۳).
(p dir="RTL")
در ميان دئوبنديها گرايشهاى تند ضدشيعى وجود دارد (← متكاف، ۱۹۸۲، ص(span dir="LTR")‌۱۴۳ـ۱۴۵). يكى از آثار عمده(span dir="LTR")‌اى كه آنان در مناظره با شيعه به آن اتكا دارند، (em)تحفة اثناعشريه(/em) اثر شاه(span dir="LTR")‌عبدالعزيز دهلوى(sup)*(/sup)، فرزند شاه(span dir="LTR")‌ولى(span dir="LTR")‌اللّه دهلوى، است (موثقى، ص(span dir="LTR")‌۲۰۶؛ نيز براى آگاهى بيشتر ← همان، ص۱۹۷ـ۲۰۰، ۲۰۴ـ۲۰۵). دئوبنديها با شيعه در برگزارى مراسم محرّم و عزادارى عاشورا اختلاف دارند. آنان با اين گمان كه شيعه به نزول همه ساله روح امام(span dir="LTR")‌حسين عليه(span dir="LTR")‌السلام در مراسم سوگوارى و حتى تكرار تولد او قائل است، به ردّ اين بدعتها مى(span dir="LTR")‌پردازند (← سهارنپورى، ص(span dir="LTR")‌۶۸ـ۷۰). امروزه، مخالفت شديد دئوبنديها با شيعيان در قالب گروههاى جنگ(span dir="LTR")‌طلب سپاه صحابه و لشكر جنگوى  ظهور يافته(span dir="LTR")‌است (← وارث مظهرى، ص(span dir="LTR")‌۴۴ـ۴۵). در ميان جريانهاى معاصر اهل(span dir="LTR")‌سنّت، بريلويها رقيب دئوبنديها هستند و يكى از دو جريان تأثيرگذار در شبه(span dir="LTR")‌قاره هند به(span dir="LTR")‌شمار مى(span dir="LTR")‌آيند. درمجموع، دئوبنديها بيشتر از بريلويها با شيعيان مخالفت كرده(span dir="LTR")‌اند. بريلويها به سبب گرايش صوفيانه قوى(span dir="LTR")‌تر و نيز به سبب تأثيرات تعاليم شيعى بر تصوف، به شيعه نزديك(span dir="LTR")‌تر و به قداست ائمه شيعه قائل(span dir="LTR")‌اند (← مشيرالحسن، ۱۹۹۸، ص(span dir="LTR")‌۳۶۳؛ نيز ← بريلوى(sup)*(/sup)، احمدرضا).
(p dir="RTL")
چنان(span dir="LTR")‌كه گفته شد، در آرا و آداب دئوبنديها تصوف تأثيرى فراگير داشته(span dir="LTR")‌است. گرايش دئوبنديها در تصوف بيشتر به چشتيه(sup)*(/sup) است، گو اينكه با نقشبنديه(sup)*(/sup)، قادريه(sup)*(/sup) و سهرورديه(sup)*(/sup) نيز همسويى دارند. در ميان مؤسسان مدرسه دارالعلوم (← ادامة مقاله) نفوذ معنوى شيخ(span dir="LTR")‌امداداللّه تهانوى(sup)*(/sup) (۱۲۳۳ـ۱۳۱۷/ ۱۸۱۷ـ۱۸۹۹)، عارف چشتى، سبب شد تا علماى دئوبندى اعتقاد به وحدت وجود(sup)*(/sup) را بپذيرند و در تفسير آن از ابن(span dir="LTR")‌عربى تبعيت كنند (← ابواسامه طالب(span dir="LTR")‌الرحمان، ص(span dir="LTR")‌۲۹ـ۴۲؛ متكاف، ۱۹۸۲، ص۳۹ـ۴۵،۷۹ـ۸۰). همچنين در آراى صوفيانه، دئوبنديها به جمع شريعت و طريقت و تضاد نداشتن آن دو قائل(span dir="LTR")‌اند و در اين رأى از امام محمد غزالى پيروى مى(span dir="LTR")‌كنند (متكاف، ۱۹۸۲، ص(span dir="LTR")‌۱۳۹؛ نيز براى آگاهى بيشتر ← همان، ص(span dir="LTR")‌۱۵۷ـ۱۷۹).
(p dir="RTL")
 در امور آموزشىِ مدرسه نيز نفوذ آداب و سلوك صوفيانه چشمگير است. حضور پير و مرشد و دست ارادت دادن دانشجويان و طلاب به او و رعايت آداب سلسله(span dir="LTR")‌هاى صوفيانه، از همان آغاز در مدرسه مرسوم بوده(span dir="LTR")‌است (همان، ص(span dir="LTR")‌۷۷؛ سهارنپورى، ص(span dir="LTR")‌۴۳ـ۴۵؛ براى آگاهى بيشتر از آداب صوفيانه آنان ← متكاف، ۱۹۸۲، ص(span dir="LTR")‌۱۷۹ـ۱۹۷). از علماى بزرگ و پرتأليف دئوبندى با گرايش صوفيانه قوى، محمدانورشاه كشميرى است. در مهم(span dir="LTR")‌ترين اثر او، (em)فيض(/em)(span dir="LTR")‌(em)البارى فى شرح صحيح البخارى(/em)، آراى صوفيانه مطرح شده و وى از ابن(span dir="LTR")‌عربى تمجيد كرده(span dir="LTR")‌است (← حسنى لكهنوى، ج۸، ص۸۰ـ۸۴؛ نيز ← بخارى، ص(span dir="LTR")‌۸۳ـ۹۱؛ محمد انورشاه(sup)*(/sup)).
(p dir="RTL")
همان(span dir="LTR")‌گونه كه اشاره شد، مدرسه دئوبند و عليگره به رهبرى سيداحمدخان در يك دوره و برحسب شرايط يكسان تأسيس شدند و تاكنون به فعاليت خود ادامه داده(span dir="LTR")‌اند، اما علما و تربيت(span dir="LTR")‌شدگان دئوبندى با مكاتب جديد اصلاح(span dir="LTR")‌طلب اسلامى، از جمله مكتب عليگره، مخالفت دارند. از نظر آنان مكتب عقل(span dir="LTR")‌گرايى سيداحمدخان و سعى وى در تطبيق قرآن با علم جديد مردود است، چرا كه تنها راه نجات، مراجعه به اصول سنّتى و احياى اسلام اصيل و به تعبير آنان «اسلام سَلَف» است (← هاردى، ص(span dir="LTR")‌۲۳۴).
(p dir="RTL")
از ديگر جريانهاى معاصر در شبه(span dir="LTR")‌قاره هند كه دئوبنديها در ردّ آراى ايشان كوشيده(span dir="LTR")‌اند، قاديانيه يا احمديه است. دئوبنديها با تأكيد بر خاتميت پيامبراكرم صلى(span dir="LTR")‌اللّه(span dir="LTR")‌عليه(span dir="LTR")‌وآله(span dir="LTR")‌وسلم، به(span dir="LTR")‌مثابه يكى از آموزه(span dir="LTR")‌هاى ضرورى اسلام، به ردّ آراى غلام احمد قاديانى(sup)*(/sup)، رهبر قاديانيه پرداخته و آثارى در دفاع از خاتميت نگاشته(span dir="LTR")‌اند (← سهارنپورى، ص۵۰ـ۵۳؛ نيز ← همان، ص(span dir="LTR")‌۸۴ـ ۸۷؛ عايشه جلال، ص(span dir="LTR")‌۲۹۳).
(p dir="RTL")
در مجموع، اصول تعاليم دئوبنديها در (em)المُهَنَّد على المُفَنَّد(/em)، اثر عالم مشهور دئوبندى خليل(span dir="LTR")‌احمد سهارنپورى عرضه شده(span dir="LTR")‌است (براى آگاهى بيشتر دربارة سهارنپورى ← بخارى، ص۴۶ـ۵۴؛ حسنى لكهنوى، ج۸، ص(span dir="LTR")‌۱۳۳ـ۱۳۶؛ نيز براى آگاهى از ديگر بزرگان دئوبندى و آثار آنان ← (em)د.اسلام(/em)، چاپ دوم، ذيل (span dir="LTR")"Deoband"؛ (em)د.اردو(/em)، همانجا؛ (span dir="LTR")>دايرة(span dir="LTR")‌المعارف قرآن(span dir="LTR")<، ذيل (span dir="LTR")"Deobandis"؛ رضوى، ص(span dir="LTR")‌۱۴۳ـ ۱۷۸؛ ثبوت، ص(span dir="LTR")‌۶۶ـ۷۰؛ عبدالرشيد ارشد، ۱۳۸۳ش؛ نيز ← محمدشفيع دئوبندى(sup)*(/sup)).
(p dir="RTL")
سياست. در اينكه فعاليتهاى مدرسه دارالعلوم جهت(span dir="LTR")‌گيرى سياسى داشت يا خير، اختلاف هست (براى آگاهى از تحليلهاى مختلف در اين(span dir="LTR")‌باره ← (em)دايرة(/em)(span dir="LTR")‌(em)المعارف جهان نوين اسلام(/em)، همانجا؛ لاپيدوس، ص(span dir="LTR")‌۷۲۶، ۷۳۲، ۸۸۳؛ (em)د.اسلام(/em)، همانجا؛ اسعدى، ج۲، ص۱۴۸؛ (em)د.اردو(/em)، همانجا). مسلماً مخالفت علماى دئوبندى با انگليسيها و غاصب شمردن آنها، مشاركت مؤسسان مدرسه دارالعلوم در قيام ۱۲۷۴/ ۱۸۵۷، خود زمينه(span dir="LTR")‌ساز فعاليتهاى سياسىِ پرورش(span dir="LTR")‌يافتگان مدرسه شده(span dir="LTR")‌است، اما اين(span dir="LTR")‌گونه فعاليتها از جمله اهداف(span dir="LTR")‌اصلى مدرسه ــ به(span dir="LTR")‌گونه(span dir="LTR")‌اى كه در اساسنامه يا ديگر مدارك مدرسه ذكر شودــ نبوده(span dir="LTR")‌است. برخى محققان اساساً نهضت دئوبندى را غيرسياسى مى(span dir="LTR")‌دانند و اين(span dir="LTR")‌گونه فعاليتها را صرفاً فعاليتهاى سياسى شخصى به(span dir="LTR")‌شمار مى(span dir="LTR")‌آورند (← لاپيدوس، ص(span dir="LTR")‌۸۸۳؛ (em)دايرة(/em)(span dir="LTR")‌(em)المعارف جهان نوين اسلام(/em)، همانجا).
(p dir="RTL")
بيشتر فعالان سياسى مدرسه دئوبندى پس از جنگ جهانى اول به فعاليت پرداختند، از جمله مولاعبيداللّه سندى(sup)*(/sup) (۱۲۸۹ـ ۱۳۳۶ (=۱۳۲۳ش))، كه از نخستين نيروهاى رابط ميان علماى دئوبندى و فارغ(span dir="LTR")‌التحصيلان مدرسه عليگره و در مخالفت با حاكميت انگليس فعال بود، وى به كنگره ملى هند و جنبش خلافت(sup)*(/sup) پيوست، همچنين همراه با ساير علماى دئوبند با صدور فتوايى از دولت عثمانى حمايت كرد؛ و مولانا محمودالحسن (۱۲۶۷ـ ۱۳۴۰)، معروف به شيخ(span dir="LTR")‌الهند، كه در حجاز به نفع خلافت عثمانى و برضد حاكميت انگليس فعاليت مى(span dir="LTR")‌كرد ((em)دايرة(/em)(span dir="LTR")‌(em)المعارف جهان نوين اسلام(/em)، همانجا؛ لاپيدوس، ص(span dir="LTR")‌۷۳۳). جمعى از علماى دئوبند، به پيروى از محمودالحسن، در ۱۳۳۸ جمعيت(span dir="LTR")‌العلماى هند را تشكيل دادند كه در امور سياسى هند تأثيرگذار بود. اينان، به تبعيت از ابوالكلام آزاد، بيشتر به مقاصد ملى هند گرايش داشتند و مخالف جدايى پاكستان از هند بودند. به نظر آنان اين جدايى سبب محدودتر شدن قدرت مسلمانان مى(span dir="LTR")‌شد و حتى آن را نوعى توطئه غرب مى(span dir="LTR")‌دانستند (عزيزاحمد، ص۲۰ـ۲۱؛ (em)د.ايرانيكا(/em)، ذيل (span dir="LTR")"Deoband"؛ نيز ← جمعيت(span dir="LTR")‌العلماى هند(sup)*(/sup)).
(p dir="RTL")
در ۱۳۲۴ش/ ۱۹۴۵، گروهى از علماى دئوبندى به رهبرى شبير احمد عثمانى (متوفى ۱۳۲۸ش/۱۹۴۹) از جمعيت(span dir="LTR")‌العلماى هند جدا شدند و جمعيت(span dir="LTR")‌العلماى اسلام(sup)*(/sup) را به(span dir="LTR")‌وجود آوردند كه از اهداف مسلم(span dir="LTR")‌ليگ دفاع مى(span dir="LTR")‌كرد و خواستار تشكيل كشور مستقل پاكستان بود. اين جمعيت در مقام حزبى سياسى همچنان در پاكستان فعاليت دارد. درواقع، اين گروه از علماى دئوبند، پايه(span dir="LTR")‌گذاراسلام(span dir="LTR")‌گرايى سياسى و مبارزه با مداخلات (span dir="LTR")‌ايالات(span dir="LTR")‌متحده در اين كشورند (← عزيزاحمد، ص(span dir="LTR")‌۲۱؛ (em)د.اسلام(/em)، همانجا؛ عارفى، ص(span dir="LTR")‌۱۰۴ـ۱۰۵؛ (em)دايرة(/em)(span dir="LTR")‌(em)المعارف جهان نوين اسلام(/em)، همانجا).
(p dir="RTL")
از ديگر فعالان سياسى دئوبندى، مولانا حسين احمد مدنى (متوفى ۱۳۳۶ش/ ۱۹۵۷) بود. وى در مقام مدافع ملى(span dir="LTR")‌گرايى به مخالفت جدّى با محمد اقبال لاهورى(sup)*(/sup) پرداخت. او با تأكيد بر هويت دينى و ملى هند، با جدايى پاكستان از هند مخالفت كرد و در مقابل، براى تشكيل هند متحد، با حزب كنگره همكارى نزديك داشت. بسيارى از علماى دئوبندى از اتحاد هند و نظريه «متحده قوميت» (يك ملت) حمايت مى(span dir="LTR")‌كردند ((em)دايرة(/em)(span dir="LTR")‌(em)المعارف جهان نوين اسلام(/em)، همانجا؛ نيز ← جمعيت(span dir="LTR")‌العلماى هند(sup)*(/sup)). ايندرا گاندى، نخست(span dir="LTR")‌وزير هند، در ۱۳۴۶ش/ ۱۹۶۷ به مناسبت صدمين سالگرد تأسيس مدرسه دارالعلوم دئوبند، از آنجا بازديد كرد و تمبر يادبود مدرسه به چاپ رسيد (متكاف، ۱۹۸۲، ص(span dir="LTR")‌۱۴ـ۱۵).
(p dir="RTL")
به سبب تعداد زيادِ طلبه افغان، به(span dir="LTR")‌ويژه از قبايل پشتون در مناطق مرزى پاكستان و افغانستان و نيز باتوجه به اشغال افغانستان توسط قواى نظامى اتحاد جماهير شوروى در دهه ۱۳۶۰/۱۹۸۰، تعاليم دئوبندى با تمركز بر مبارزه با ظالم و ترغيب به جهاد در ميان افغانها بسيار تأثيرگذار بوده(span dir="LTR")‌است و امروزه با حمايت جمعيت(span dir="LTR")‌العلماى اسلام در پاكستان، گروه طالبان(sup)*(/sup) در افغانستان و تحت(span dir="LTR")‌تأثير مدرسه دئوبندى ظهور يافته(span dir="LTR")‌است و در عرصه سياسى فعاليت مى(span dir="LTR")‌كند (← مارسدن، ص(span dir="LTR")‌۲۰۶؛ متكاف، ۲۰۰۴، ص(span dir="LTR")‌۲۶۵، ۲۷۷؛ براى آگاهى بيشتر از ارتباط دارالعلوم كابل با مدرسه دئوبند ← قاسمى، ص(span dir="LTR")‌۱۲، ۲۰، مقدمه، ص(span dir="LTR")‌ب).
(p dir="RTL")
به(span dir="LTR")‌رغم اين فعاليتهاى سياسى، مدرسه دئوبند در دهه ۱۳۰۰ش/۱۹۲۰ شاهد شكل(span dir="LTR")‌گيرى جريان غيرسياسى «تبليغى جماعت» بود. هم(span dir="LTR")‌اكنون اين جريان در عملكردى فراملى گستره نفوذ عظيمى يافته(span dir="LTR")‌است (← (em)دايرة(/em)(span dir="LTR")‌(em)المعارف جهان نوين اسلام(/em)، همانجا؛ نيز ← تبليغى جماعت(sup)*(/sup)).
(p dir="RTL")
مدرسه دارالعلوم دئوبند. محمدقاسم نانوتوى(sup)*(/sup) (۱۲۴۹ـ ۱۲۹۴)، از نسل شاه ولى(span dir="LTR")‌اللّه دهلوى، و رشيداحمد گنگوهى (۱۲۴۵ـ۱۳۲۳) ــ هر دو از شاگردان و مريدان شيخ(span dir="LTR")‌امداداللّه تهانوى(sup)*(/sup)ــ همراه چند تن ديگر از علما، از جمله محمدحسين عابد، در محرّم ۱۲۸۳/ ۱۸۶۷ مدرسه دارالعلوم دئوبند را تأسيس كردند (متكاف، ۱۹۸۲، ص۷۵ـ۷۶؛ (em)د.اردو(/em)؛ (em)د.اسلام(/em)، همانجاها).
(p dir="RTL")
ساختار ادارى مدرسه مشتمل است بر مجلس شورا، مجلس انتظاميه، سرپرست، مُهتَمِم (رئيس جامعه)، صدرالمدرسين (مدير) و مفتى. نخستين صدرالمدرسين، محمديعقوب نانوتوى، و نخستين سرپرست، محمدقاسم نانوتوى بود. شرط گزينش افراد براى اين مسئوليتها، برترى در تقوا و علم است ((em)د.اردو(/em)، همانجا؛ نيز براى آگاهى بيشتر ← رضوى، ص(span dir="LTR")‌۱۲۳ـ ۱۲۷؛ متكاف، ۱۹۸۲، ص(span dir="LTR")‌۹۵ـ۹۶).
(p dir="RTL")
از ويژگيهاى مهم و مؤثر در ادامه حيات مدرسه دارالعلوم، استقلال مالى و وابسته نبودن آن به كمكهاى مالى حكومت و موقوفات است. در مقام نخستين مدرسه دينى در دوران حكومت انگليسيها، در آيين(span dir="LTR")‌نامه مدرسه قيد شد كه نيازهاى مدرسه صرفاً با كمكهاى مالى و انفاق عامه مردم ــ و نه استفاده از موقوفات و بودجه دولت كه روال مدارس پيشين بودــ برآورده مى(span dir="LTR")‌شود، تا راه هرگونه مداخله و نفوذ حكومت در مدرسه مسدود گردد (لاپيدوس، ص(span dir="LTR")‌۷۲۵ـ۷۲۶؛ عبدالمنعم نمر، ص(span dir="LTR")‌۳۲؛ نيز براى آگاهى بيشتر ← متكاف، ۱۹۸۲، ص(span dir="LTR")‌۹۴، ۹۶ـ۹۸).
(p dir="RTL")
مدرسه دارالعلوم دئوبند، با اينكه مدرسه دينى سنّتى به(span dir="LTR")‌شمار مى(span dir="LTR")‌آيد، متأثر از سبك مدارس بريتانيايى است، هم در برنامه آموزشى هم در طراحى بنا. برنامه آموزشى اين مدرسه را تلفيقى از سه نظام آموزشى مدارس دهلى، لكهنو و خيرآباد دانسته(span dir="LTR")‌اند كه به(span dir="LTR")‌ترتيب در آنها تفسير و حديث، فقه، كلام و فلسفه تدريس مى(span dir="LTR")‌شده(span dir="LTR")‌است. البته برنامه اصلى آموزشى برگرفته از «درس نظامى» علماى فرنگى(span dir="LTR")‌محل است (ثبوت، ص(span dir="LTR")‌۵۱؛ (em)د.اسلام(/em)، همانجا). در اين مدرسه، صرف و نحو، ادبيات، علم معانى، منطق، فلسفه، فقه، اصول فقه، حديث، تفسير، كلام، طب، علم هيئت، رياضى و نيز زبان و ادبيات فارسى تدريس مى(span dir="LTR")‌شود. بااين(span dir="LTR")‌حال، به(span dir="LTR")‌تدريج تدريس منقولات (قرآن و حديث) بيش از معقولات (منطق، فلسفه و فقه) در برنامه درسى رايج شده(span dir="LTR")‌است. غلبه حديث(span dir="LTR")‌گرايى ــمتأثر از مكتب شاه(span dir="LTR")‌ولى(span dir="LTR")‌اللّه دهلوى ــ در دوره(span dir="LTR")‌هاى آموزشى نيز مشهود است به(span dir="LTR")‌گونه(span dir="LTR")‌اى كه پس از طى دوره هشت ساله، دانشجويان دوره تكميلى در حديث را مى(span dir="LTR")‌گذرانند. البته اين دوره(span dir="LTR")‌ها به مرور زمان تغيير و تحول يافته(span dir="LTR")‌است. زبان آموزش، اردو است و به اين ترتيب مدرسه دئوبند زبان اردو را زبان مسلمانان هندى كرده(span dir="LTR")‌است. به(span dir="LTR")‌رغم اين، بسيارى از مدرّسان آن، از جمله محمديعقوب نانوتوى، به تبعيت از صوفيان، سنّت عظيم شعر فارسى را ارج مى(span dir="LTR")‌نهند. اكنون، به صورت محدود، زبان انگليسى نيز براى برخى تحصيل(span dir="LTR")‌كردگان تدريس مى(span dir="LTR")‌شود (← رضوى، ص(span dir="LTR")‌۱۰۴ـ ۱۰۶، ۱۳۵؛ متكاف، ۱۹۸۲، ص۱۰۰ـ۱۰۱، ۲۰۹ـ۲۱۰؛ (em)د.اسلام(/em)؛ (em)د.اردو(/em)؛ (em)د.(/em) (em)ايرانيكا(/em)، همانجاها؛ نيز ← وارث مظهرى، ص(span dir="LTR")‌۴۱ـ۴۳؛ متكاف، ۲۰۰۶، ص(span dir="LTR")‌۳۵ـ۴۲).
(p dir="RTL")
اين مدرسه داراى فضاى وسيع و مناسب آموزشى، مسجد و كتابخانه بزرگى مشتمل بر بيش از هفتادهزار كتاب به عربى و فارسى و اردو، به صورت خطى و چاپى، است (← (em)د.اسلام(/em)، همانجا؛ متكاف، ۱۹۸۲، ص(span dir="LTR")‌۹۳؛ لاپيدوس، ص(span dir="LTR")‌۷۲۶). يكى از فعاليتهاى گسترده اين مدرسه، چاپ و انتشار كتابهاى دينى است (← متكاف، ۱۹۸۲، ص(span dir="LTR")‌۱۹۸ـ۲۰۶). امروزه امكان سكونت شبانه(span dir="LTR")‌روزى بيش از  ۵۰۰،۲ دانشجو در مدرسه فراهم است (← عبدالمنعم نمر، ص(span dir="LTR")‌۳۳؛ وارث مظهرى، ص(span dir="LTR")‌۴۳).
(p dir="RTL")
باتوجه به موقعيت مكانى مناسب مدرسه دارالعلوم دئوبند و نيز توسعه ارتباطات، شمار محصلان و فارغ(span dir="LTR")‌التحصيلان اين مدرسه رشد فزاينده(span dir="LTR")‌اى داشته(span dir="LTR")‌است؛ تعداد دانشجويان در آغاز، چند ده تن و در اواخر قرن سيزدهم/ نوزدهم چند صد تن بوده و پس از يك سده به چهارهزار تن رسيده(span dir="LTR")‌است. درحال حاضر مجموعآ تعداد دانش(span dir="LTR")‌آموختگان آنها بيش از چهل هزار تن گزارش شده(span dir="LTR")‌است. تعداد مدارس وابسته به مدرسه دئوبند نيز، با رشدى مشابه، به نهصد مدرسه مى(span dir="LTR")‌رسد كه در سراسر شبه(span dir="LTR")‌قاره هند پراكنده(span dir="LTR")‌اند (← حافظ(span dir="LTR")‌نيا، ص(span dir="LTR")‌۱۷۵ـ۱۷۸؛ نيز براى آگاهى بيشتر ← متكاف، ۱۹۸۲، ص۱۱۰ـ۱۱۱، ۱۲۵ـ۱۲۶). از مهم(span dir="LTR")‌ترين مدارس وابسته به دارالعلوم عبارت(span dir="LTR")‌اند از: در هند، مدارس مظاهراًلعلوم سهارنپور و قاسم(span dir="LTR")‌العلوم مرادآباد؛ و در پاكستان، مدرسه اشرفيه و جامعه مدنيه، هر دو در لاهور (← (em)د.اردو(/em)، همانجا؛ عزيزاحمد، ص(span dir="LTR")‌۸۵؛ ثبوت، ص(span dir="LTR")‌۵۲).
(p dir="RTL")
مدرسه دارالعلوم دئوبند از سراسر شبه(span dir="LTR")‌قاره هند و خارج از آن (افغانستان، يمن، عربستان، برخى كشورهاى آسياى مركزى و حتى(span dir="LTR")‌افريقا و اروپا و امريكا)دانشجو دارد (← لاپيدوس، ص۷۲۵؛ (em)دايرة(/em)(span dir="LTR")‌(em)المعارف جهان نوين اسلام(/em)، همانجا؛ هاردى، ص۲۳۳). در حال حاضر، اين مدرسه بزرگ(span dir="LTR")‌ترين مدرسه اسلامى مركز آسيا شناخته مى(span dir="LTR")‌شود و «الازهر آسيا» نام گرفته(span dir="LTR")‌است و در واقع دومين مدرسه جهان اهل سنّت پس از الازهر به(span dir="LTR")‌شمار مى(span dir="LTR")‌آيد (عبدالمنعم نمر، همانجا؛ اسميت، ص(span dir="LTR")‌۳۲۰).
(p dir="RTL")
اكنون تربيت(span dir="LTR")‌شدگان مدرسه دارالعلوم و مدارس وابسته آن، و پيروان كثير آنها (بيش از دهها ميليون تن) دئوبندى خوانده مى(span dir="LTR")‌شوند و در كنار بريلويها، دو مسلك پر پيرو اهل سنّت را شكل داده(span dir="LTR")‌اند كه در هند و پاكستان از جريانهاى تأثيرگذار در مسائل دينى، اجتماعى و سياسى به(span dir="LTR")‌شمار مى(span dir="LTR")‌آيند (نيز ← بريلوى(sup)*(/sup)، احمدرضا).
(p dir="RTL")
نكته مهم دربارة حضور و نفوذ دئوبنديه در خارجاز سرزمينهاى اسلامى، تأثير فراگير و درخور توجه مدارس دئوبنديه در بريتانياست. مهاجران مسلمان از نخستين دهه(span dir="LTR")‌هاى سده چهاردهم/ بيستم در انگلستان مستقر شدند و جمعيت اهالى آسياى جنوبى در اين كشور در دهه(span dir="LTR")‌هاى ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ش/ ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ افزايش چشمگيرى يافت. از همان آغاز، در اطراف شهرهايى مانند بردفرد و بيرمنگهام  خانه ـ مسجدهايى براى آموزش دينى مسلمانان برپا شد. تا اينكه نخستين مدرسه دارالعلوم دئوبندى در شهر بِرى در ۱۳۵۴ش/ ۱۹۷۵ تأسيس گرديد كه هم(span dir="LTR")‌اكنون نيز موفق(span dir="LTR")‌ترين مدرسه در ميان هجده مدرسه دئوبنديه بريتانياست (← گيليات ـ راى، ص(span dir="LTR")‌۸۶ـ۸۷؛ لويس، ص(span dir="LTR")‌۹۹). بى(span dir="LTR")‌گمان نياز مسلمانان به بازتعريف هويت اسلامى خود تحت حاكميت غيرمسلمانان و نيز تمركز علماى دئوبندى بر حفظ سنّت و ميراث دينى و انتشار تعاليم دينى از عوامل گسترش مدارس دارالعلوم و اقبال مسلمانان هند و پاكستانى و جز آنها به اين مدارس بوده(span dir="LTR")‌است. اين درحالى است كه بريلويه فقط پنجمدرسه در بريتانيا دارند. فعاليت نظام(span dir="LTR")‌مند آموزشى و سازمان(span dir="LTR")‌يافته دئوبنديها و نيز دعوت از علماى بومى (تربيت(span dir="LTR")‌شده در پاكستان و هند)، ايجاد تسهيلات براى دانشجويان جهت گذراندن دوره(span dir="LTR")‌هاى تخصصى علوم اسلامى در الازهر و دانشگاه شريعت در مدينه، و حتى ادامه تحصيل در دانشگاههاى بريتانيا، به نوعى زمينه رشد فارغ(span dir="LTR")‌التحصيلان را در عين پايبندى به سنّت اسلامى فراهم آورده(span dir="LTR")‌است (لويس، ص(span dir="LTR")‌۱۰۲).
(p dir="RTL")
در دهه اخير، برنامه درسى اين دارالعلومها، به(span dir="LTR")‌رغم تأكيد بر علوم نقلى، براى روزآمدتر شدن تغييراتى كرده(span dir="LTR")‌است ازجمله تدريس زبان انگليسى و علوم كامپيوتر. حتى پس از حادثه  ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ (۲۰ شهريور ۱۳۸۰) در امريكا، در اين روز به اسقف محلى و ديگر رهبران دينى اجازه ملاقات با دانشجويان و ايراد سخنرانى داده مى(span dir="LTR")‌شود (همان، ص(span dir="LTR")‌۱۰۲ـ۱۰۳).
(p dir="RTL")
منابع: ابواسامه طالب(span dir="LTR")‌الرحمان، (em)الدئوبندية: تعريفها، عقائدها(/em)، رياض ۱۴۱۹/۱۹۹۸؛ (em)اردو دائره معارف اسلاميه(/em)، لاهور ۱۳۸۴ـ۱۴۱۰/ ۱۹۶۴ـ۱۹۸۹، ذيل «دئوبندى» (از ظهور احمد اظهر)؛ مرتضى اسعدى، (em)جهان اسلام(/em)، تهران ۱۳۶۶ـ۱۳۶۹ش؛ محمداكبر شاه بخارى، (em)اكابر علماء دئوبند(/em)، لاهور: اداره اسلاميات، (span dir="LTR")]بى(span dir="LTR")‌تا.(span dir="LTR")[؛ اكبر ثبوت، (em)مدارس اسلامى هند در طول تاريخ و جايگاه فرهنگ ايران در آنها(/em)، دهلى(span dir="LTR")‌نو، ۱۳۷۴ش؛ محمدرضا حافظ(span dir="LTR")‌نيا، (em)وضعيت ژئوپليتيكى پنجاب در پاكستان(/em)، تهران ۱۳۷۹ش؛ عبدالحى حسنى لكهنوى، (em)نزهة(/em)(span dir="LTR")‌(em)الخواطر و بهجة المسامع و النواظر(/em)، ج۸، حيدرآباد، دكن ۱۴۰۲/۱۹۸۱؛ سيدمحبوب رضوى، (em)تاريخ دئوبند(/em)، دئوبند (span dir="LTR")?] ۱۳۷۲(span dir="LTR")[؛ خليل(span dir="LTR")‌احمد سهارنپورى، (em)المُهَنَّد على(/em)(span dir="LTR")‌(em)المُفَنَّد، يعنى عقائد علما اهل سنت دئوبند(/em)، لاهور ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛ محمداكرم عارفى، (em)جنبش اسلامى پاكستان: بررسى عوامل ناكامى در ايجاد نظام اسلامى(/em)، قم ۱۳۸۲ش؛ عبدالرشيد ارشد، (em)بزرگمردان انديشه و تاريخ(/em)، بخش ۳، اقتباس و ترجمه محمدامين حسين(span dir="LTR")‌بر، تربت جام ۱۳۸۳ش؛ عبدالمنعم نمر، (em)كفاح(/em)(span dir="LTR")‌(em)المسلمين فى تحريرالهند(/em)، (span dir="LTR")]قاهره(span dir="LTR")[ ۱۹۹۰؛ عزيز احمد، (em)تاريخ تفكر اسلامى در هند(/em)، ترجمه نقى لطفى و محمدجعفر ياحقى، تهران ۱۳۶۷ش؛ ضياءالحسن فاروقى، «ديانت رسمى و انحراف از آن در هند»، در (em)جنبش اسلامى و گرايشهاى قومى در مستعمره هند(/em)، گردآورى مشيرالحسن، ترجمه حسن لاهوتى، مشهد: بنياد پژوهشهاى اسلامى، ۱۳۶۷ش؛ محمدطيب قاسمى، (em)گزارش سفر افغانستان: در پرتو پيوستگى(/em)(span dir="LTR")‌(em)هاى دينى و عرفانى دارالعلوم دئوبند(/em)، ترجمه نذير احمد سلامى، قم ۱۳۸۲ش؛ پيتر مارسدن، (em)طالبان: جنگ، مذهب و نظام جديد در افغانستان(/em)، ترجمه كاظم فيروزمند، تهران ۱۳۷۹ش؛ مشيرالحسن، «مذهب و سياست در هندوستان: جنبش خلافت و علما»، در (em)جنبش اسلامى و گرايشهاى قومى در مستعمره هند(/em)، همان؛ احمد موثقى، (em)جنبشهاى اسلامى معاصر(/em)، تهران ۱۳۷۸ش؛ وارث مظهرى، «مدارس دئوبندى هند: خاستگاه خشونت يا حافظان سنّت»، (گفتگو)، ترجمه عابد كامور، (em)اخبار اديان(/em)، سال۴، ش ۲ (خرداد و تير ۱۳۸۵)؛ پيتر هاردى، (em)مسلمانان هند بريتانيا(/em)، ترجمه حسن لاهوتى، مشهد ۱۳۶۹ش؛


Ayesha Jalal,(em) Self and sovereignty: individual and community in South Asian Islam since ۱۸۵۰(/em), London ۲۰۰۰; (em)EIr.(/em), s.v. "Deoband" (by Barbara Daly Metcalf);(em) EI(sup)۲(/sup)(/em), s.v. "Deoband" (by K. A. Nizami);(em) Encyclopaedia of the Qur’ān(/em), ed. Jane Dammen Mc Auliffe, Leiden: Brill, ۲۰۰۱- , s.v. "Deobandis" (by Barbara D. Metcalf); Sophie Gilliat-Ray,(em) Muslims in Britain: an introduction(/em), Cambridge ۲۰۱۲; Ira M. Lapidus,(em) A history of Islamic societies(/em), Cambridge ۱۹۹۱; Philip Lewis,(em) Young, British and Muslim(/em), London ۲۰۰۸; Barbara Daly Metcalf,(em) Islamic contestations: essays on Muslims in India and Pakistan(/em), New Delhi ۲۰۰۶; idem,(em) Islamic revival in British India: Deoband, ۱۸۶۰-۱۹۰۰(/em), Princeton, N. J. ۱۹۸۲; Mushirul Hasan, "Traditional rites and contested meanings: sectarian strife in colonial Lucknow", in(em) Islam, communities and the nation: Muslim identities in South Asia and beyond(/em), ed. Mushirul Hasan, New Delhi: Manohar, ۱۹۹۸;(em) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world(/em), ed. John L. Esposito, New York ۱۹۹۵, s.v. "Deobandīs" (by Barbara D. Metcalf); Wilfred Cantwell Smith,(em) Modern Islam in India: a social analysis(/em), New Delhi ۱۹۹۹.


(p align="right" dir="RTL")
/ رمضانعلى ايزانلو و ليلا هوشنگى /
(p dir="RTL")
 
نظر شما
مولفان
رمضانعلى ايزانلو و ليلا هوشنگى ,
گروه
رده موضوعی
جلد18
تاریخ1392
وضعیت چاپ
  • چاپ شده